مقاله شناسي‌

محمود طيارپروين‌

١. محمد حسن رباني بيرجندي؛ وثوق صدوري و وثوق سندي و ديدگاه‌ها، قم: مجله‌ي فقه، ١٣٧٨ش، شماره ي ٢٠ و١٩، صص ١٤٥-٢٠٧

اين مقاله به بررسي وثوق سندي و وثوق صدوري، در شكل‌گيري فتاوي ديني،‌اختصاص دارد. نويسنده، در ابتدا، به توضيح وثوق سندي و وثوق صدوري پرداخته و فقهاي پيرو هر كدام از اين مكتب‌ها را معرفي نموده است. در بخشي از مقاله، قدماي اصحاب، متأخران،‌اخباريان و اصوليان از فقه‌هاي پيرو وثوق صدوري شمرده شده اند. در ادامه، نويسنده به توضيح گروه وثوق سندي پرداخته است. در بخش دوم قرينه‌ها و نشانه‌ها در اسناد و صدور روايات مورد بحث قرار گرفته و مباحثي نظير عرضه ي كتاب بر امام(ع) و وجود روايت در جوامع سه گانه، عمل پيشينيان از اصحاب، نقل روايت از سوي اصحاب و نقل روايت از سوي اصحاب اجماع و مشايخ سه‌گانه را گزارش نموده است. بخش سوم مقاله در توضيح ديدگاه‌هاي شهيد ثاني و آقا جمال خوانساري، درباره ي وثوق سندي، نگاشته شده و نويسنده در آن مواردي را از علوم حديث‌شناسي و رجال‌شناسي چون ضعيف بودن موثقه، مخالفت شهيد ثاني با قاعده‌ي اجماع و ديدگاه‌هاي آقا جمال درباره‌ي آنها به بحث گذاشته است. در پايان مقاله، نكاتي ذكر شده كه به شكل پراكنده راجع به مباحث روايي در آثار خوانساري به بحث گذاشته شده اند.

٢. عبدالله جوادي آملي؛ قرآن در نهج البلا‌غه، تهران؛‌مجله‌ي مسجد، ١٣٧٨ش، شماره ي ٤٤،‌صص ١٤-٣٠

مؤلف در اين مقاله به حضور قرآن در نهج البلا‌غه پرداخته است. نويسنده معتقد است: <انسان كامل، قرآن تكويني است.> و ضمن تلا‌ش در اثبات عقيده ي مزبور، به استحقاق، امام علي(ع) براي معرفي قرآن كريم اشاره كرده است. بحث عظمت اهل بيت(عليهم السلا‌م)و علي(ع) از زبان علي(ع) و عظمت علمي و عملي آن حضرت، از مباحث بعدي اين مقاله است كه براساس نهج البلا‌غه به اين امور اشاره كرده است. مؤلف، در ادامه، به بحث هماهنگي حقيقت انسان كامل با حقيقت قرآن اشاره كرده است. وي، در ادامه، نظام فاعلي قرآن را در نهج البلا‌غه بررسي كرده و نگاهي به نظام داخلي قرآن ازنظرگاه نهج البلا‌غه انداخته است. آخرين بخش مقاله، بررسي نظام غايي قرآن از ديدگاه امام علي(ع) در نهج البلا‌غه است كه ضمن آن به هدف آفرينش جهان و نظام غايي قرآن، در نهج البلا‌غه، اشاره گرديده است.

٣. حسن حنفي؛ از نقد سند تا نقد متن، قم: مجله‌ي علوم حديث، ١٣٨٠ش، شماره ي ١٩، صص ٣٩-٦٥

با استفاده از احاديث نبوي(ص)، چهره اي از محيط اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ديني عصر پيامبر(ص) ترسيم و آراي كلا‌مي مطرح در قرون نخستين اسلا‌م را از منظر صحيح بخاري بررسي مي كند. برخي از جلوه‌هايي كه در احاديث پيامبر(ص) نمود يافته عبارت اند از: محيط جغرافيايي عربستان آن زمان، تأثيرات محيط اجتماعي بر زندگي مردم،‌ تشبيهات صنعتي و وضع زنان و شيوه‌هاي ازدواج از عقايدي كه بخش وسيعي از كتاب صحيح بخاري را در برگرفته،‌مي توان به عقيده ي جبر محض و مطلق و جدايي ميان ايمان و قول به ارجا اشاره كرد. در اين مقاله، از اشعار عربي بسياري استفاده شده است.

٤. افتخار زمان؛ روش نو در شناخت راويان حديث، بررسي وثاقت و ضبط راويان بر پايه‌ي نقل ها، ترجمه: سيد محمدعلي رضوي، قم:‌مجله‌ي علوم حديث، ١٣٨٠ش، شماره ي١٩، صص ٦٦-٨٦

بررسي و طرح نقل‌هاي مختلف حديث ديدار پيامبر(ص) با سعدبن ابي وقاص، در بستر بيماري پيامبر(ص)،‌است. نگارنده،‌با اشاره به اين كه اين حديث داراي بيش از يكصد سند متفاوت است،‌ارزيابي صحت و سقم حديث و بررسي تاريخي آن را لا‌زم نمي‌داند. قرآن را از احاديث صحيح مي شمارد. وي،‌در اين نوشتار، در پي اثبات اين نكته است كه مي‌توان با جمعآوري نقل‌هاي مختلف يك حديث به نتايجي درباره‌ي خصوصيات راويان آن حديث دست يافت و مهارت راوي را،‌در ضبط و نقل كلمات و معاني حديث، محك زد. نويسنده، در ادامه، موضوعات مورد بحث را در اين حديث در نقل‌هاي مختلف بررسي و جدول‌هايي از سلسله‌ي راويان حديث ترسيم مي‌كند.

٥. صفاءالدين خزرجي؛ محمدبن مسلم الطائفي، قم: مجله‌ي فقه اهل‌البيت(ع)، ١٣٨٠ش، شماره ي ٢٤، صص ٢١٧-٢٥٤

شرح حال و بيان ويژگي‌هاي <محمدبن مسلم>، از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، است. نويسنده، ضمن بيان شخصيت برجسته‌ي محمدبن مسلم و جايگاه والاي علمي وي نزد ائمه(عليهم السلا‌م) ،‌به نقل رواياتي از امام صادق(ع) در مدح وي مي پردازد و با اشاره به رواياتي در ذم وي،‌معتقد است صدور اين گونه روايات در جهت خاصي مانند مذمت زراره صادر شده است.
وي سپس به نقل معاصران او و علماي رجال در مدح و جلا‌لت مقام وي پرداخته و برخي از ويژگي‌هاي شخصيتي و سيره‌ي وي را،‌در زمينه‌هاي مختلف مانند تواضح، عبادت، پرهيزكاري،‌وثاقت، وجاهت و انقياد وي در مقابل ائمه‌(عليهم‌السلا‌م)، تبيين نموده است. در ادامه،‌نويسنده به بُعد علمي،‌به ويژه جنبه ي فقهي او و تسلط وي در مباني احكام و شيوه‌هاي استنباط از تأليفات فقهي وي پرداخته كه نشان‌دهنده‌ي احاطه‌ي وي به ابواب مختلف فقهي است. در پايان، به ابعاد كلا‌مي - اعتقادي محمدبن مسلم و پرسش‌هاي وي از ائمه اطهار(عليهم‌السلا‌م) درباره‌ي صفات پروردگار نيز اشاره شده است.

٦. سيدعلي موسوي عاملي؛ برائه` ابن الغضائري من التسرع بالجرح، قم: مجله‌ي علوم الحديث،‌١٣٨٠ش، شماره ي ١٠، صص ٢٠٧-٢٢٦

پژوهشي رجالي درباره‌ي رفع اتهام از ابن غضايري و تصحيح روش رجالي وي است. به نظر نويسنده،‌بسياري از فقهاي اماميه به نظرات رجالي ابن غضايري اعتنا نكرده و وي را به منظور عدم توثيق بسياري از راويان و تضعيف تعداد زيادي ديگر،‌به افراط‌گرايي متهم نموده‌اند. نويسنده، براي اعاده‌ي حيثيت علمي از ابن غضايري،‌نظرات رجالي وي را با نظرات رجالي نجاشي و شيخ طوسي،‌در آثارشان ،‌ مطابقت كرده و نتيجه گرفته است مواردي را كه وي به تنهايي ذكر ودر آنها راويان را تضعيف نموده و غير موثق شمرده‌اند، اندك شمار بوده‌است. آن مقدار هم نظرات اختصاصي وي مي‌باشد كه به عنوان صاحب نظر، در علم رجال و حديث، قابل اعتنا و احترام است.

٧. اصالت علوي نهج البلا‌غه`، ترجمه: بهروز رفيعي، قم:‌مجله‌ي حوزه ودانشگاه، ١٣٨٠ش، شماره‌ي ٢٦، صص ١٣١-١٥٩

درباره‌ي نهج البلا‌غه ايرادهايي مطرح ساخته‌اند كه از جمله‌ي آنها يكي ترديد در گردآورنده ي آن و ديگري شك در انتساب مطالب آن به امام علي(ع) مي باشد. مقاله‌ي حاضر تلا‌ش كرده تا به اين دو ايراد پاسخ داده و اثبات نمايد كه نهج‌البلا‌غه، به طور قطع،‌از سوي سيد رضي موسوي گردآوري شده و مطالب آن نيز از بيانات امام علي(ع) است. وي،‌در اين باره ابتدا اشاره اي كوتاه به پيشينه‌ي بحث مي‌كند. سپس با تكيه بر متون بازمانده از سيد رضي و نيز متن نهج‌البلا‌غه و هم چنين اجازه هاي علمي و
نسخه‌هاي دست‌نويس و شروح بسيار نهج‌البلا‌غه، اثبات مي‌نمايد كه جمعآورنده‌ي اين متن به طور حتم سيد رضي است. نويسنده، در ادامه، با مطرح ساختن و بيان شش شبهه مهم از شبهاتي كه انتساب مطالب نهج‌البلا‌غه را به امام علي(ع) مورد ترديد قرار مي‌دهد،‌به آنها پاسخ مي‌دهد و به اين نتيجه مي‌رسد كه در انتساب نهج‌البلا‌غه به امام علي(ع) هيچ ترديدي وجود ندارد.

٨. عبدالله رادمرد، ابوالقاسم قوام؛ جلوه‌هاي حضور قرآن در نهج البلا‌غه،‌مشهد: نشريه ي دانشكده ي ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي، ١٣٨٠ش، شماره ي ١٣١-١٣٠، صص ٦٤٣-٦٥٨

بررسي موردي سخنان امام علي(ع) و استفاده هاي وي از آيات قرآني است. به گفته ي نويسنده، به علت پرورش يافتن امام علي(ع) در خانه ي وحي،‌مشاهده‌ي نزول آيات به پيامبر(ص) و جمعآوري قرآن به دست امام(ع) زمنيه‌ي فكر و بيان ايشان بيش از هر چيز از قرآن كريم متأثر است. نشانه هاي اين تأثير، در لغات، معاني و انديشه‌هاي حضرت(ع) آشكار مي‌باشد. وي معتقد است در بسياري از موارد، حقايق قرآني با كمك كلا‌م امام(ع) قابل تحليل و تفسير مي باشند. او چگونگي استفاده‌ي امام(ع) را از آيات قرآني از ديدگاه علم بلا‌غت بررسي كرده و اهداف معنايي اين استفاده ها،‌مانند تشبيه،‌تكميل كلا‌م، توصيف كلا‌م، توضيح آيات،‌استشهاد و استدلا‌ل،‌تأكيد بر معني و اثبات يك مطلب را، با ذكر مثال هايي از سخنان امام(ع)، تبيين نموده است.

٩. سيدحسين موسوي بيرجندي؛ منع كتابت و انتشار حديث و سنت نبوي(ص)،‌قم: مجله‌ي معرفت، ١٣٨١ش، شماره‌ي ٥٢، صص ٧٦-٨٣

بررسي علل منع كتابت حديث توسط عمر و ابوبكر و نيز بيان آثار سوء اين اقدام براي امت اسلا‌مي است. نويسنده صدور فرمان منع كتابت را ، توسط عمر، امري حساب شده و از روي اهداف سياسي مي‌داند، چرا كه در اين صورت، با گسترش سخنان رسول خدا(ص) در بين مردم، ديگر نمي‌توانست آن‌گونه كه مي‌خواهد بر مردم حكومت كند. براساس اين نوشته، آن روزهايي كه صحابه از گفتن حديث منع مي‌شدند،‌علماي اهل كتاب آزادانه خرافات يهوديت و مسيحيت را به نام دين اسلا‌م به مردم القا مي‌كردند. عمر نيز نه تنها در صدد جلوگيري از آنها برنيامد،‌بلكه آنها را مورد تشويق قرار مي‌داد. اين در حالي بود كه رسول اكرم(ص) بارها ديگران را به نوشتن معلومات خويش ترغيب مي كرد. سير تاريخي منع نگارش حديث، توجيه منع كتابت حديث توسط عمر و جعل حديث،‌از موضوعات ديگري است كه در اين مقاله به آنها پرداخته شده است.

١٠. نادعلي عاشوري تلوكي؛‌ چهل حديث نويسي و حديث الا‌ربعين،‌قم: مجله‌ي علوم حديث،‌١٣٧٨ش، شماره‌ي ١٤، صص ١٣٩-١٥٤

نويسنده، پس از معرفي اجمالي كتاب الاربعين امام خميني(ره)، به بحث از اعتبار و حجيت حديث اربعين پرداخته و ديدگاه عالمان موافق حديث اربعين را، كه آن را مستفيض يا متواتر مي‌دانند، نقل كرده است. وي سپس به ديدگاه مخالفان اين حديث،‌كه قائل به ضعف سند آن - و همه از اهل سنت هستند - پرداخته است. ديدگاه سوم حجيت حديث اربعين از غير طريق توثيق سندي است كه نويسنده شواهدي بر اين نظر را گردآورده است. راويان مهم اين حديث را، از اهل سنت و شيعه، گردآورده به بررسي اجماع آنها پرداخته است. در بخش ديگر مقاله، گزارشي از آغاز اربعين نويسي و معرفي برخي از اربعين نويسان اهل سنت و شيعه ارائه شده است.