معاونت پژوهش مدرسه ي عالي فقه و معارف اسلامي، نشست علمي <فقه وجهاني شدن> را در تاريخ ١٧/١٠/٨٣ برگزار كرد.
در اين نشست، حجت الاسلام والمسلمين احمد مبلغي سخن گفت. وي،با اشاره به ضرورت توجه و اهتمام به
بحثهايي چون اقتصاد و جهاني شدن يا اقتصاد در شرايط جهاني شدن، فرهنگ در شرايط جهاني شدن، سياست، روابط بينالملل و... دين و جايگاه آن را در مبحث جهاني شدن مهم عنوان كرد و افزود: <فقه نيز كه يكي از اجزاي دين مي باشد ،از اين جرگه جدا نيست>.
رييس پژوهشكدهي فقه و حقوق دفتر تبليغات اسلامي، توجه به سنجش نسبت فقه و رابطهي آن را با جهاني شدن ضروري خواند و در تعريف جهاني شدن گفت: <جهاني شدن فرايندي در روابط اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي است كه داراي دو مؤلفهي مهم ميباشد: ١. تحقق روابط به صورت آني و سريع؛ ٢. تحقق روابط به صورت فرامرزي. بدين گونه جهاني شدن به صورت سريع و حتي غير قابل پيش بيني، جامعهي جهاني را دچار تحول و دگرگوني ميكند، به طوري كه اين تحول،مرزها،قيد و بندهاي جغرافيايي را درهم ميشكند و زمينهي ايجاد فضاي مناسب را، براي تأثير و تأثر متقابل پديده ها، فراهم ميسازد>.
احمد مبلغي،در ادامه،بيان داشت: <براي فقه،در حوزهي مباحث جهاني شدن، سؤال هاي فراواني قابل طرح است:
١. فقه چه وظايفي را در قبال جهاني شدن بر دوش ميگذارد؟
٢. آيا فقه در برابر اين پديده سكوت مي كند؟
٣. فقه در قبال وضعيت پيشين و مقدماتي جهاني شدن چه احكامي را ارائه مي نمايد؟
٤. جايگاه فقه و وضعيت آن از نظر نشاط و فعاليت در شرايط جهاني شدن چگونه است؟ آيا فقه مي تواند در متن جامعه بماند و به حاشيه نرود؟
٥. آيا فقه براي استواري در تقابل فرهنگ جهاني شدن قائم به نفس است يا بايد دست به دامان كلام،عرفان،فلسفه و ديگر مباحث شود؟>
رييس دانشكدهي فقه و اصول اضافه كرد: <در بررسي كوتاهي مي توان گفت فقه در امور تكويني و قطعي الوقوع،كه سنت الهي به شمار ميروند، نظر نميدهد و سكوت ميكند.
اگر پديدهي جهاني شدن را واقعهاي در حال اتفاق بدانيم و گريز از آن را عبث و بيهوده و تلاش بي اساس تلقي نماييم،فقه نسبت به اصل و وقوع آن نظر نخواهد داشت،زيرا آنچه در زمره ي افعال انساني و رفتار آدمي (مثل افعال قلبي و دروني و ظاهري) قرار ميگيرد، ميتواند موضوع فقه باشد. اگر جهاني شدن جرياني خارج از موضوع افعال ما باشد،ديگر جايي براي دخالت فقه نخواهد بود. البته اگر از اين رهگذر براي دين احساس خطر كرديم، فقه پا در مياني خواهد كرد>.
مبلغي يادآور شد:<فقه هرگز در برابر جهاني شدن نمي ايستد، بلكه در برابر افزون طلبيها و توسعه خواهيهاي جوامعي مثل آمريكا و اروپا مقاومت مي كند در برابر آناني مي ايستد كه مي خواهند از فضاهاي پيشيني جهاني شدن سوء استفاده كرده و به اين جريان سمت و سو بدهند تا سهم تأثيرگذاري تري داشته باشند. بايد دانست كه بحث جهاني شدن با جهاني سازي متفاوت مي باشد و فقه جعفري نيز در قبال اين زياده خواهي ها سخن گو و مسؤول است. اگر پاسخ گو نباشد،قطعاً منفعل خواهد بود>.
وي، در ادامه، افزود: <در برابر اين توسعهطلبيها، بايد دست به فعاليتهايي همآهنگ و متناسب زد؛همراه با اين شرايط فعلي، پيش از ديگران، سهم هاي بيشتري را،به نفع دين،كسب كرد و به اين طريق مسلمانان را از حاشيه و انزوا بيرون كشيد>.
رييس پژوهشكدهي فقه و حقوق خاطرنشان ساخت: <براي نمونه،به منظور به دست گرفتن قدرت اقتصادي به جهت توانمند و مقتدر شدن در برابر بازارهاي غول پيكر جهاني بايد بازارهاي مشترك اسلامي تأسيس كرد كه حكم وجوب يا عدم وجوب اين گونه فعاليتها در عرصهي جهاني شدن، از دل فقه بيرون ميآيد>.
وي تأكيد كرد: <براي پيش برد اهداف اسلام بايد
موضوعشناسي كرد و به دست فقها رساند. همان طور كه در مسايل شرعي از فقيه استفتا مي شود، بايد در جديدترين مباحث مربوط به جهاني شدن نيز نظرخواست؛مانند اين كه از فقيه استفتا كرد كه دربارهي فعاليتهاي كلاني كه ميتوانند آيندهي كشور هاي اسلامي را مقتدرتر كنند، چه حكمي صادر ميكند؟ اين كار ميسرنخواهد شد مگر اين كه انديشه هاي فقهي جهاني ارائه گردند. در اين صورت بسياري از آيات و روايات، كه در فقه كم تر مورد استنباط قرار گرفته اند، معناي خود را باز مي يابند؛ حتي ممكن است به عنوان مباني استنباط واقع
گردند>.
ايشان اظهار داشت: <مسأله ي مهم،دانستن اين نكته است كه چگونه ميتوان فقه را پاسخگو نمود؟ آيا فقه با وضعيت فعلي خود مي تواند پيش برود؟>
مبلغي افزود: <براي پاسخ گويي فقه،بايد جايگاه آن را در درون خانواده ي دين، به دقت تعريف و ارتباط آن با اجزاي دين همآهنگتر شود،زيرا كه دين دارا ي چهار مقولهي كلامي، اخلاقي، عرفاني و فقهي است كه با هم رابطهاي تنگاتنگ و جنبه ي مكملي دارند. از اين رو هيچ يك را نبايد به تنهايي واگذارد يا يكي را فربهتر از ديگري كرد، بلكه بايد هركدام از جايگاه واقعي و اصلي خود برخوردار شوند>.
رييس پژوهشكدهي فقه وحقوق، در پايان، اضافه كرد: <در عرصه ي جهاني گاه وظيفه ي كلام است كه پيش بيايد و گاه اخلاق و برخي مواقع فقه و عرفان. از اين رو حتماً بايد بر ارتباط و هماهنگي اجزاي چهارگانه دين اهتمام ورزيد. البته روشن است كه وقتي از جهاني شدن سخن به ميان مي آيد، مراد فقه و جهاني شدن در عصر غيبت امام عصر(عج) است نه عصر حضور. ما نسبت به عصر ظهور تكليف نداريم،زيرا در آن هنگام فقه داراي منبع فعالي مانند وجود مبارك حضرت مهدي(عج) خواهد بود و امام عصر تدابيري خاص يا راهكارها، مباني و انديشه هاي فقهي تكامل يافته اي را عرضه مي كنند>.