گزارش


بيدارى اسلامى و آينده راه

گزارش هفدهمين كنفرانس وحدت اسلامى

هفدهمين كنفرانس بين المللى وحدت اسلامى با عنوان «بيدارى اسلامى، چشم اندازهاى آينده و هدايت آن» روز چهارشنبه شانزدهم ارديبهشت ماه 83 آغاز به كار كرد. در اين همايش سه روزه آيت الله هاشمى رفسنجانى رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام سخن گفت. وى نسبت به اهميت موضوع بيدارى اسلام به چند نكته زير اشاره كرد:

1. ظهور و تشكيل دولت‏ها از طريق ملت‏ها؛

2. بيان واقعيت‏ها براى مردم؛

3. تقويت بيدارى اسلامى.

هاشمى رفسنجانى طى سخنانى افزود: «برخلاف دستور قرآن، كفر بر اسلام سلطه دارد و در مسايل فرهنگى، اقتصادى، نظامى و روابط بين الملل، اين قدرت‏ها حرف اول را مى‏زنند و در كشورهاى اسلامى عمال قدرت، نفوذ مى‏كنند و اين برخلاف نص قرآن است كه خداوند به سلطه كافران بر مسلمانان اجازه نمى‏دهد».
ايشان افزود: «ابزار سلطه در اختيار قدرت‏هاى بزرگ است و اين هشدارى است كه ما را به وحدت جمعى و تبديل شدن به مجموعه واحد در دنياى اسلام به شدت ترغيب كند».
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام راهكارهاى مهم فايق آمدن بر اين سلطه را نكات زير دانست:

1. برداشتن عوامل منفى از سر راه؛

2. جلوگيرى از تفرقه توسط شخصيت‏هاى روحانى؛

3. هوشيار كردن مردم؛ تفهيم ارزش استقلال دنياى اسلام و هوشيار كردن مردم نسبت به مضرات دنياى كفر؛

4. تجهيز منابع جامعه اسلامى.

در اين كنفرانس كه با حضور انديشمندان داخلى و خارجى طى هشت جلسه برگزار شد، تعدادى از مقاله‏ها ارائه شده و مورد نقد و بررسى قرار گرفتند كه برخى از آنها به شرح زير است.
1. «خيزش اسلامى و آفات آن» مقاله‏اى است از آيت الله محمدعلى تسخيرى، دبير كل مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، او درصدد است كه روند رو به رشد اسلام را با نمودها و نتايجى در عرصه‏هاى زندگى نشان دهد و ثابت كند كه به رغم كوشش‏هاى فراوان، پايبندى به سنت‏هاى اسلامى چشم‏گيرتر شده و خيزش اسلامى طى سال‏هاى جديد به حركت در عمق خود ادامه مى‏دهد و بيدارى جهان اسلام و كاهش نفوذ غرب هشدارى است كه سياستمداران و نويسندگان غربى را به هراس مى‏افكند. وى براى اين بيدراى و خيزش، آفاتى را برمى‏شمرد:

1. به فراموشى سپردن شريعت و اجراى احكام

2. قشرى‏گرى و سطحى نگرى در فهم شريعت

3. گسست علما و انديشمندان از روند اجتهاد اصيل

4. شيفتگى و پذيرش برخى ديدگاه‏هاى غربى به نام نوانديشى اسلامى

5. گرايش به خشونت و تروريسم

6. دگماتيسم سازمانى و مصلحت گرايى تشكيلاتى

7. نوميدى و كاهلى و گرايش به اصلاحات فرعى و بى‏توجهى به تغييرات بنيادى

8. عدم بهره‏گيرى از امكانات ادبى، هنرى و روزآمد امت

9. عدم واقع‏گرايى و بى‏توجهى به مرحله بندى

10. فرقه گرايى

11. خود محورى و عدم ارتباط با ديگران

12. گرايش محلى و منطقه‏اى

13. نبود برنامه ريزى‏هاى راهبردى و آينده نگر

14. پراكندگى و افترازنى

15. فعاليت‏هاى اسلامى در اوقات فراغت (نه در اوقات اصلى وزنده)

2. نظريه وحدت آفرينى دشمن مشترك و كشورهاى مسلمان نشين از دكتر ابراهيم برزگر استاديار دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى است. وى دشمن را يكى از اركان هر تصميم‏گيرى و تجزيه و تحليل سياسى مى‏داند و جابجايى و فقدان آن را موجب دگرگونى معادلات قدرت و تغيير مهره‏ها در صحنه سياست، منطقه و جهان مى‏داند و دشمن مشترك را ارمغان آور وحدت، همراهى و همدلى معرفى مى‏كند و تهديدات او را كه متوجه كشورهاست موجب انسجام و تقويت درونى، وحدت آفرينى، معنابخشى، هدف بخشى و توليد انرژى براى حركت مى‏داند.
3. «همزيستى مسالمت‏آميز در اسلام واقعى و نظرى» از صدرالدين القبانچى امام جمعه شهر نجف اشرف و عضو مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق است. بى‏ترديد اين موضوع نياز به بحث فقهى و اجتهاد گسترده‏اى دارد. هدف اين نوشتار ايجاد بسترى براى جريان مطالعه گسترده و عميق است. وى براى ايراد نظريه اسلامى كامل در مسئله همزيستى مسالمت‏آميز شناخت موضع اسلام را نسبت به چهار زمينه زير ضرورى مى‏داند:

1. شناخت موضع اسلام نسبت به مسلمانان همه مذاهب و گرايش‏هاى آنان

2. دوستان خارج از امت

3. دشمنان داخلى

4. بى‏طرف‏ها

4. «بيدارى اسلامى؛ از باورها تا نهادها» از دكتر محسن الويرى، عضو هيئت علمى دانشگاه امام صادق و مدير گروه تاريخ دانشگاه مذاهب اسلامى است. وى بيدارى اسلامى را نوعى باور تعميم يافته مى‏داند كه همه جوامع، گروه‏هاى مسلمان و حتى آحادمسلمانان را دربرمى‏گيرد و معتقد است اين بيدارى موجد جنبش‏هاى اجتماعى در سطوح مختلف بوده است كه تشكيل نظام اسلامى در ايران يكى از محصولات عظيم جنبش اجتماعى بود و چون از منابع، رهبرى، ساختار، شرايط، سرمايه و همراهى توده‏ها برخوردار است تداوم خواهد يافت هر چند براى پيش بينى آينده موانع جدى معرفت‏شناسى و روش‏شناسى وجود دارد. بر اساس نظريه همگرايى و پيشينه بيدارى اسلامى، اين بيدارى رو به سوى گذار از جنبش و رسيدن به نهادهاى مطلوب اجتماعى دارد.
5. «عوامل درونى گرفتارى‏هاى امت اسلام» از شيخ تاج الدين الهلاكى حاكم شرع و مفتى مسلمانان استراليا است. وى با اشاره به عزت مسلمانان اوليه حاصل از پايبندى به آموزه‏هاى اسلام اسباب اين عزت را چنين برشمرد:

1. درك درست معناى توحيد

2. چنگ انداختن به ريسمان الهى

3. تحقق مفهوم برادرى خداپسندانه

4. سپردن عواطف به خواست الهى و توجه به ويژگى امت رسول الله يعنى سخت‏گيرى بر كافران و مهربانى با خويش

5. انجام خردمندانه و با عطوفت آنچه براى فراخواندن مردم به دين خدا، بايد انجام دهند.

وى گرفتارى‏هاى امت اسلام را نتيجه دو علت اساسى مى‏داند:

1. عوامل و توطئه‏هاى خارجى كه خداوند امت اسلامى را از آنها برحذر داشته است.
2. عوامل و علل داخلى و بيمارى‏هاى درونى مسلمانان، مثل فراموشى رحمت و عطوفت با خويشان و احياى عادات و سنت‏هاى جاهلى قديم و عصبيت‏هاى قبيله‏اى در پوشش تعصب‏هاى گروهى.

6. «انقلاب اسلامى و جنبش بيدارى اسلامى» از مرتضى شيرودى، نويسنده و پژوهش‏گر حوزه و دانشگاه ايران وى در مقاله خود به تبيين بعضى از آثار انقلاب اسلامى در پيشبرد روند بيدارى و آگاهى مسلمانان و افزايش فعاليت‏هاى مؤثر اسلامى مى‏پردازد و سعى مى‏كند به سه سوال محورى پاسخ گويد:

1. چرا انقلاب اسلامى ايران بر جنبش‏هاى سياسى ـ اسلامى معاصر تأثير گذاشت؟
2. انقلاب اسلامى ايران چه تأثيراتى بر حركت‏هاى سياسى ـ اسلامى معاصر گذاشت؟
3. ميزان تأثيرگذارى انقلاب اسلامى بر نهضت‏هاى سياسى ـ اسلامى چقدر بوده است؟

7. «خيزش اسلامى و گفتگوى فرهنگ‏ها و اديان» از دكتر عبدالستار ابراهيم الهيتى، رئيس بخش مطالعات اسلامى ـ دانشكده علوم تربيتى صحار ـ سلطان نشين عمان است. وى ارتباط ميان افراد بشر و نقش گفتگو در پى‏ريزى معادله معرفتى مبتنى بر هم، پيوند انديشه‏ها و مبادله ديدگاه‏ها و داد و ستد انديشه‏ها از طريق گوش سپردن به نظريات يكديگر را ضرورى مى‏داند.
وى در اين مقاله ضمن اشاره به تنوع گفتگوها و تعدد موضوع‏هاى آن متناسب با تنوع اهداف و همگامى با نيازهاى فطرى انسان، گفتگوها را به جنبه‏هاى تربيتى ـ آموزشى، فرهنگى ـ معرفتى، گفتگوهاى ناظر بر تنظيم روابط و خلق‏ها، گفتگوهاى ناظر بر شيوه‏ها و روش‏هاى تبليغ تقسيم كرد.
دكتر عبدالستار ابراهيم الهيتى جوامع اسلامى را بيش از هر زمان در پيش گرفتن گفتگو نيازمند و اين امر را به شرط موارد زير تحقق يافتنى دانست:

1. مصونيت بخشيدن به خود از راه اصلاح فرد و جامعه
2. به كارگيرى زبان و شيوه‏هاى روز براى بهره‏گيرى از گفتگو به مثابه پيش درآمد برخورد با توان، امكانات و فرصت‏هاى بيشتر با پديده‏هاى نوظهور. او با بى‏طرفى علمى، انصاف فكرى و دقت در نقل قول‏ها و به دور از تعصب و خشك انديشى چهار اصل را مورد بررسى قرار مى‏دهد:

1. خيزش اسلامى و اهميت گفتگو با اديان 2. هم پيوندى تمدنى ملت‏ها 3. تمدن‏ها: برخورد يا گفتگو 4. تأثير فرهنگ گفتگو بر موفقيت‏هاى مكتبى
8. «اسلام و تقويت فرهنگ گفتگو در دوران خيزش اسلامى» از دكتر حس عزوزى، سردبير مجله دانشكده شريعت ـ دانشگاه قرويين است. وى فراخوان گفتگوى تمدن‏ها را يكى از ويژگى‏هاى نيمه دوم قرن بيستم به شمار مى‏آورد. گويا جهان بشرى به اين نكته مهم رسيده است كه براى گشايش راه تفاهم، هميارى و همزيستى و همدلى كارسازتر از جنگ‏هاى ويرانگر جهانى است. وى بر آن است كه اسلام را به عنوان دين و تمدنى معرفى كند كه مركزيت تمدن مسلط و كنترل كننده گروه‏هاى جهان را نفى و انكار مى‏كند. وى معتقد است خيزش اسلامى معاصر به صورت باشگاهى از تمدن‏هاى گوناگون، در پى درهم‏آميزى با يكديگر، در تمامى مسايل مشترك انسانى، و آماده هميارى و همكارى است. و فراخوان اسلام بر همزيستى مسالمت‏آميزى استوار است كه مبتنى بر گفتگوى فعال و جدى است. وى فراخوان اسلام به همزيستى تمدنى ميان ملت‏ها را بر بنيادهاى زير استوار مى‏داند:

1. گرويدن به اسلام از راه جنگ صحيح نيست

2. اين فراخوان به معناى پذيرش تجاوز و تسليم پذيرى در برابر ستم نيست

3. اين فراخوان پذيرش صلح را شالوده روابط تلقى مى‏كند.