مقالات
آموزه هاى مديريتى
فن گزارش نويسى(4)
حسن رضايى
نشانه گذارى و اهميت آن در نگارش
انسان از نيروى عاطفه خود براى بيان مقصود استفاده مى كند، و زبان، ابزار اداى آن مقصود مى باشد. ما به وسيله زبان و نوشتن، هدفها و مفهومهاى ذهنى خود را به ديگران مى فهمانيم و پيغامهاى خود را با كلماتى كه در گنجينه زبان ملى خود داريم، به آنها منتقل مى سازيم. امّا اين الفاظ و كلمات، با همه وسعت تركيبى خود، چه در تلفظ و چه در نگارش، براى بعضى از حالات درونى و مفاهيم ذهنى، ناتوان و نارسا هستند و براى جبران اين نارسايى و ناتوانى ناگزيريم در مرحله تلفظ از كشش آهنگ، لحن گفتار، طنين صدا و اشارات چشم، دست، سر و صورت و انقباض و انبساط عضلات چهره و پيشانى خود استفاده كنيم و در مرحله نگارش، نشانه ها و اشارات قراردادى جهانى و بين المللى را جايگزين نارسايى و ناتوانى الفاظ و كلمات سازيم و به كمك آنها حالت درونى و مفاهيم ذهنى و نكاتى را كه به صورت نوشته و كلمات نمى توان ادا كرد، به خواننده برسانيم.
بنابراين، نوشتن كه عبارتست از: « نمايش دادن كلام بوسيله حروف و تركيبات گوناگون آن »، با استفاده از نشانه هاى نگارش، روح و روانى خاص پيدا مى كند.
تعريف نشانه ها(اعجام)
نشانه ها ظاهراً از زوايد جمله هستند كه هر كدام به شكلى زنده و زباندار، مفاهيم لازم و مفيد و اشارات خاصى را مى رساند و كارى را كه الفاظ و كلمات از بيان و نگارش آنها عاجزند، به روشنترين صورتى انجام مى دهند، به كمك همين اشارات كوچك است كه پيغام، رساتر و روشنتر به خواننده مى رسد.
فوايد نشانه گذارى
1- به درست و آسان خواندن مطالب كمك مى كند؛
2- طرز، لحن و آهنگ سخن و بسيارى از عواطف تند و ملايم نويسنده را به خواننده مى رساند؛
3- موارد درنگ بين سطرها را به سبب روشنى بيان مشخص مى سازد؛
4- همبستگى بين مطالب و همچنين جدا ساختن بخشهاى سخن را آسان مى كند؛
5- معانى الفاظ، عبارات و كلمات را به روشنى مى نماياند، فكر نويسنده را به آسانى و سرعت به خواننده منتقل و پايه هاى اعتماد و اطمينان ميان آنها را استوار مى سازد.
برخى از نشانه ها كه كاربرد بيشترى در گزارش نويسى دارد بشرح زير است:
- يك نقطه (.) ( ) Full stop
- نقطه نشانه وقف كامل است و در موارد زير به كار مى رود:
- در پايان هر جمله خبرى يا انشايي.
- در مختصر نويسى اسامى، بعد از حرف يا حروفى كه نماينده اسم است:
- آي.بي.ام؛ ع. اقبال آشتيانى (به جاى عباس اقبال آشتياني)
ـ نشانه فاصله يا ويرگول(،) (comma)
در طول رشته كلام هرجا كه معنى طلاب، مكث و درنگ كوتاهى را اقتضاء كند، ويرگول مى گذاريم.
موارد بكارگيرى ويرگول:
- براى مجزا كردن كلمه يا فرازى كه همنشين اسم يا ضميرى است:
انوشيروان، پادشاه ساسانى، مزدكيان را برانداخت.
ما، نمايندگان ملت، به اين قرآن مجيد سوگند ياد مى كنيم كه... .
- بعد از منادا:
آقاى رئيس، اجازه بفرماييد بقيه گزارش را به اطلاع برسانم.
هموطنان، دوستان، برادران، به من گوش فرا دهيد.
- هرگاه كلماتى از يك نوع دستورى، يا همپايه، جفت جفت با هم آيند:
شب و روز، تنها يا جمع، آشكارا و نهان، ذكر خدا مى كرد.
- بعد از يك فراز قيدى در آغاز جمله:
بنابراين، اين دو مثلث با هم مساوى اند.
- براى مجزا كردن عبارت معترضه:
موسى را، عليه السلام، گفتند ......
نقطه – ويرگول(؛)(Semicolon)
اين علامت، نشانه درنگى بلندتر از ويرگول و كوتاهتر از نقطه است و معمولاً در موقعى كه جمله تمام شده ولى مطلب ادامه دارد استفاده مى شود.
در نقطه – ويرگول، نقطه علامت جمله كامل و ويرگول نشانه ادامه جمله است:
درخت بهترين دوست انسان است؛ نگذاريد بچه ها شاخه هايش را بشكنند.
موارد كاربرد نقطه – ويرگول:
- براى جداكردن بندهاى طولانى از يكديگر و نيز بندهايى كه خود مشتمل بر ويرگول، پرانتز يا دسته هايى از ارقام است.
- در بيان مثال و توضيح، معمولاً پيش از كلمات « مثلاً »، « يعني » يا « به عبارت ديگر » نقطه – ويرگول و بعد از آنها ويرگول مى آيد:
عدد 7 عددى اول است؛ يعنى، مقسوم عليه جز 7 ندارد.
- در بيان چند مثال،اگر آنها را به دنبال هم بنويسيم، با نقطه – ويرگول از هم جدا مى كنيم؛ و اگر هر مثال را از سر سطر بنويسيم، در آخر هر يك نقطه پايان مى گذاريم.
دو نقطه(:)(colon)
« دو نقطه » نشانه شرح است و در موارد زير بكار مى رود:
- براى آوردن توضيحى اضافى در بيان يا تأييد آنچه پيشتر ذكر شده است:
اين حادثه نتيجه اى غيرمنتظره به بارآورد: دولت استعفا كرد.
در هر مرحله از زندگى، سلامت خود را بر هر چيز ديگر مقدم بشماريد: زندگى بدون سلامت لذتى ندارد.
- پيش از نقل قولى مستقيم:
- گفتيم: « مذمت اينان روا مدار كه خداوند كرم اند » گفت: « غلط گفتى كه بنده درم اند ». (چنانچه پيش از نقل قول حرف ربط « كه » آمده باشد،« : » حذف مى شود.)
- براى بيان مثال يا نمونه اى از يك قاعده.
- براى تعريف كردن يك مفهوم يا معنى كردن يك واژه:
- تشبيه: مانند كردن كسى يا چيزي.
- استنتاج: نتيجه گيري
سه نقطه (...) (Ellipsis matks)
سه نقطه به هنگام حذف يك كلمه استفاده مى شود:
فقر فرهنگى در اجتماع موجب بروز فساد و... مى شود.
تذكر: چند نقطه (.....)نشانه حذف يك يا چند جمله مى باشد.
علامت تعجب (!)
علامت تعجب در موارد زير به كار مى رود:
- پس از اصوات: افسوس! ديگر كار از كار گذشته بود.
- پس از يك جمله يا جزئى از يك جمله به منظور افاده تأكيد يا تعجب يا عاطفه اى شديد:
آمدي! خوب كردي!
عجب آدم خودپسندى است! مواظب باش!
علامت سؤال (؟)
علامت سؤال به شرح زير به كار مى رود:
- پس از هر جمله استفهامي:
پرسيد: « آيا برج ايفل را ديده اي؟ » (علامت استفهام پس از سؤال غير مستقيم گذاشته نمى شود: پرسيد كه آيا برج ايفل را ديده ام.)
- براى رسانيدن حدس و گمان يا ترديد، علامت سؤال را در داخل كمان مى گذارند:
جمعيت اين منطقه 1259 (؟) نفر است.
تيره بلند(-) (DASH)
تيره بلند نشانه تفكيك است، براى قطع مطلب و قيد جمله معترضه:
كوهستان و مناظر زيباى آن – واقعاً چه با شكوه و دل انگيز است – مرا از درد اعصاب آسوده كرد.
دو كمان يا گريزنما () (Parenthesis)
اين علامت براى توضيح اضافى يا ذكر جمله اى كه از بحث خارج است و نيز براى جداكردن بعضى از كلمات يا جملات بكار مى رود:
علم منطق انسان را به درست فكر كردن وا مى دارد. اغلب دانشمندان منطقى فكر مى كنند و منطقى صحبت مى كنند (متأسفانه همكار من به هيچ وجه از منطق اطلاعى ندارد) كه اين خود نشانه شخصيت و كمال آنهاست.
دو نبش، قلاب، افزوده نما [ ] (Brachets)
اين علامت نشان الحاق است. گاهى در نوشته ها به جملاتى برخورد مى نماييم كه يك يا دو واژه كم داشته و يا از قلم افتاده است، اين كمبود باعث نارسايى در جمله مى شود، رفع اين نارسايى ها ايجاب مى كند، آن جمله با افزودن واژه مورد نظر تكميل گردد. واژه افزوده شده را با نوشتن در داخل قلاب مشخص مى كنيم، مانند:
« اين خود نبايد به نبشتن كه بربه هيچ ناگفته به » (قابوس نامه) كه بعد از تصحيح مى شود « اين خود نبايد به نبشتن كه به هيچ [حال] ناگفته به).
دو سركج « ............. »
نشان نقل قول است و در آغاز و پايان سخنى كه مستقيماً از شخص يا منبعى نقل مى شود، قرار مى گيرد. مانند: حضرت امام جواد(ع) مى فرمايند: « بهترين مردم كسى است كه از وجودش نفعى به بندگان خدا برسد. »
يك ستاره * (One star)
يك ستاره براى جلب توجه و نظر مطالعه كننده به ذيل صفحه است، نشانه توجه به پاورقى هنگامى به كار برده مى شود كه بيان مطلبى از سياق و روال نوشته خارج است و يا نويسنده نمى تواند آن را در داخل نوشته بگنجاند، از طرفى موضوع مورد نظر را نمى تواند رها كند و يا ناگفته بگذارد. در اين گونه موارد با درج يك ستاره در پهلوى جمله يا كلمه توجه خواننده را به حاشيه ذيل صفحه جلب مى كند. به اين ترتيب كه در ذيل صفحه، بعد از علامت ستاره توضيح لازم ارائه مى شود.
دو ستاره ** (Two stars)
به منظور احتراز از تكرار مطلبى كه قبلاً در كتاب يا نوشته درج گرديده است، نويسنده از نشانه دو ستاره كه موازى هم قرار داده استفاده مى كند. بدين ترتيب كه با قيد اين نشانه، به خواننده توجه مى دهد كه مطلب مورد نظر قبلاً در صفحات پيشين درج شده كه به آن مراجعه كند.
سه ستاره *** (Three staes)
اين علامت به منظور نشان دادن تغيير روال نوشته و يا تغيير كلى سياق سخن مورد استفاده قرار مى گيرد؛ زيرا در بعضى از موارد نويسنده ناگزير به تغيير مطلب است يا اينكه ناچار مى شود روال نوشته را تغيير دهد. در اين گونه موارد از علامت سه ستاره استفاده مى كند. نحوه عمل بدين ترتيب است كه جمله را پايان داده و با 3 سطر فاصله، نوشته بعدى را آغاز مى كند و علامت سه ستاره را در وسط فاصله ايجاد شده قرار مى دهد.
منابع:
- آيين نامه انتشاراتى، بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
- فن گزارش نويسى، مركز آموزش مديريت دولتي.
- گزارش نويسى و نگارش، مهدى ماحوزى، تهران، انتشارات اساطير، 1374.