با توجه به مديريتي كه الان هست وضعيت نسبت به گذشته بهتر شده است. من در سال ٦٠ كه وارد حوزه شدم اصلاً مركز جهاني برنامهاي براي تهذيب و اخلاق نداشت و الحمدالله اين كار چند سالي است كه شروع شده است و خوب است ولي كار به صورتي كه مورد رضايت باشد و انسان را راضي كند نيست.
الان طلاب تحت پوشش مركز, از وجود علماي معنوي اخلاق محروم هستند و موفقيت معاونت فرهنگيتربيتي خيلي محسوس نيست.
من از برخورد مسئولان فرهنگيتربيتي راضي هستم و احساس ميكنم كه معاونت فعالي است. البته بيبرنامگي در معاونت بيشتر است و نتوانستهاند برنامه موفقي داشته باشند كه ملموس باشد.
الان دشمنان ما به شدت مشغول طراحي برنامههاي فرهنگي هستند و سعي ميكنند كه در حوزه هم نفوذ كنند و متأسفانه برخي از طلاب مركز آن طوري كه بايد زي طلبگي را رعايت نميكنند. الان برخي از طلاب به راحتي پيراهن آستين كوتاه ميپوشند.
توصيه حضرت امام يعني زي طلبگي, در همهجا بايد رعايت شود، ولي متأسفانه بايد پذيرفت كه در برخي جاها آقايان نتوانستهاند آن زي طلبگي را رعايت كنند و به تجملات گرايش پيدا كردهاند. دسترسي به مسئولان رده بالا خيلي راحت نيست و من تاكنون نتوانستهام با آنان تماس بگيرم و كاغذ بازي هم در مركز زياد شده كه نميتوان منكر آن شد.
تا زماني كه مسئولان ،خود به آنچه كه ميگويند عمل نكنند درس اخلاق به تنهايي نميتواند مؤثر باشد.
به نظر من, براي خانوادههاي طلاب, برنامههاي فرهنگي و اخلاقي منسجمي وجود ندارد و در اين زمينه ضعف زياد است حال مشكل از كجاست آيا به خاطر كمبود بودجه است ؟من نميدانم ولي اگر اين كار جدي گرفته شود خيلي عالي است.
الان وضعيت به گونهاي است كه طلاب به راحتي غيبت ميكنند تهمت ميزنند و شئون طلبگي را آنطور كه بايد رعايت نميكنند. وضعيت لباس پوشيدن, راهرفتن، خنديدن ، حرفزدن برخي از طلاب مانند مردم عادي است.
كسي كه درس اخلاق ميدهد بايد خودش عمل كند اين را من از خود طلاب شنيدهام كه بيشتر كساني كه درس اخلاق ميدهند و موعظه ميكنند خودشان هم خيلي رعايت نميكنند. اين درس اخلاق چه اثري در ما ميكند؟
من خيلي از دست آقاي اعرافي راضي هستم؛ هر وقت به مشكلي بر خوردهام و پيش ايشان رفتهام كار ما را راه انداختهاند. خيلي از ايشان راضي هستم. ايشان دلسوز و مهربان هستند و اكثر كار طلاب را راه مياندازد.
كاغذ بازي در مركز خيلي زياد است؛ مثلاً من نامهاي نوشتم همان ديروز كار انجام ميشد ولي گفتند نه بايد برود مهر شود و ... من امروز از صبح ساعت ١٠ تا الان آمده ام از اين اتاق به آن اتاق تا توانستيم نامه را بگيريم. چرا با وجود اين كه اين همه كارمند و امكانات در مركز وجود دارد بايد طلاب اين همه معطل شوند؟ اكثر طلاب از اين وضعيت گله دارند.
خيلي از طلاب نياز به تشكيل خانواده دارند و مجرد زيستن به لحاظ علمي و معنوي بر روحيه آنها تأثير منفي ميگذارد. مسئولان فرهنگي بايد كارهاي اساسي در اين زمينه انجام بدهند. اين در حالي است كه تا كنون به طور جدي به اين مسئله پرداخته نشده است.
مركز روي مسائل اخلاقي طلاب كار جدي صورت نداده، در عوض به درس و نمره و معدل خيلي بيشتر از اخلاق و تهذيب اهميت داده است. همه چيز براساس معدل و نمره است، حتي وقتي ميخواهند به اردوي زيارتي ببرند بر اساس امتيازات علمي صرف است .
از طرف ديگر حجم بالاي برنامهها و دروس و امتحان و پاياننامه موجب استرس و اضطراب در طلاب شده و عملاً فرصتي براي پرداختن به خود و معنويت باقي نمانده است. الان وضعيت طوري شده كه برخي از طلاب اصلاً شئون طلبگي را رعايت نميكنند؛ ريش خود را ميتراشند موي سرشان را بلند ميكنند و به موقع در نماز حاضر نميشوند.
برنامههاي فرهنگي تربيتي مركز براي ارتقا سطح اخلاقي و معنوي طلاب چندان مؤثر نبوده است؛ زيرا الان طلاب به درسهاي اخلاقي كه برگزار ميشود اهميت نميدهند در عوض روحيه مدركگرايي بر آنها غالب شده و تقريباً محيط حوزه شبيه محيط دانشگاه شده است.