مراحل تفويض اختيار


اگر شما خود كارها را انجام مى‏دهيد پس مديريت نمى‏كنيد؛ زيرا مديريت عبارت است از انجام كارها از طريق ديگران و اين عمل چيزى نيست مگر تفويض اختيار، و تفويض اختيار عبارت است از واگذارى اختيارات لازم براى تصميم‏گيرى و انجام اقدامات مورد نياز در يك حوزه مشخص كارى به ديگران.
بعضى مديران در تفويض اختيار ضعيف هستند. اين دسته از مديران خود را تافته جدابافته دانسته و چنين مى‏پندارند كه هيچ كس بهتر از آن‏ها نمى‏تواند «مديريت» كند. واقعيت اين است كه اگر آن‏ها هرگز تمايلى به تفويض اختيار، از خودنشان ندهند هميشه و فقط براى همان شغل باقى خواهند ماند و هرگز نخواهند توانست از فرصت‏هاى پيشرفت استفاده كنند. ترس از تفويض اختيار كه هميشه توأم با احساس عدم امنيت است مانع از آن خواهد شد كه اين مديران شمارى از وظايف‏شان را به ديگران واگذار كرده و به آن‏ها اعتماد كنند.
نتيجه اين عدم اعتماد چيزى نيست جز «سوء مديريت» و كاهش روحيه كاركنان. اگر مديرى نسبت به ديگران احساس منفى داشته و اعتمادى به توانايى آن‏ها در انجام كارها نداشته باشد، باعث خواهد شد كه كاركنان تصور كنند چون انتظار مدير از آن‏ها پايين هست پس لزومى به تلاش بيشتر نيست.
در تحقيقى كه توسط دانشگاه شفيلدهالم انجام شد چهار جزء يك رابطه مبتنى بر اعتماد به شرح زير عنوان شد:
توانايى، صداقت، وفادارى، گشودگى (تمايل به پذيرش ايده‏ها و يا افراد جديد).
در اين تحقيق آن‏ها دريافتند كه مهم‏ترين عامل در روحيه مديريتى عدم اعتماد به ديگران در جزء چهارم، يعنى فقدان گشودگى مديران است.
جيمى كوردى در كتابش هفت مرحله را براى يك تفويض اختيار موفق برشمرده است:
آمادگى: در اين مرحله مدير تصميم مى‏گيرد كه چه وظايف و مسئوليت‏هايى را به زيردستانش تفويض كند؛
ايجاد ارتباط بين توانايى‏هاى شخص و مهارت‏هاى مورد نياز براى انجام وظيفه: در اين مرحله مى‏بايست مهارت‏هاى مورد نياز براى انجام وظيفه‏اى كه قرار است تفويض گردد به دقت تعيين گردند؛
گفتگو و توافق در زمينه اهداف: در اين مرحله مى‏بايست تمامى جنبه‏هاى وظيفه به ريز تشريح گرديده و در زمينه اهداف كوتاه مدت و ميان مدت، منابع مورد نياز و زمان دست‏يابى به اهداف با افرادى كه وظايف به آن‏ها تفويض شده، توافق حاصل گردد. به خاطر بسپاريد كه اهداف تعيين شده مى‏بايست داراى پنج ويژگى باشند:
مشخص و معين باشد؛ قابل اندازه‏گيرى باشد؛ قابل دستيابى باشد؛ واقع بينانه باشد؛ زمان دست‏يابى به آن‏ها دقيقا مشخص شده باشد.
منابع مورد نياز را در اختيارشان قرار دهيد: مى‏بايست منابع كافى در يك زمان مشخص در اختيار آن‏ها قرار گيرد؛
تفويض اختيار: مى‏بايست وظايف، همراه قدرت و اختيارات كافى در اختيار شخص يا افراد مورد نظر قرار گيرد؛
نظارت بر جريان پيشرفت: در اين مرحله، مى‏بايست به طور منظم بر پيشرفت كار شخص يا افرادى كه وظايف به آن‏ها محول شده، بدون دخالت در كارشان، نظارت شود؛
بازنگرى و ارزيابى عملكرد كل: در اين مرحله و به عنوان بهترين روش مى‏بايست ميزان موفقيت اين افراد بر حسب اهداف اصلى مورد ارزيابى قرار گيرند.

منبع: نشريه تدبير (شماره 119)