آيين سلوك
برآستان رسول(ص)
سالهاى يكم تا يازدهم هجرى تداعى كنندة خاطرة خوش حضور پيامبر گرامى اسلام(ص) در جمع ياران و انصارش مى باشد. سالهايى كه با همت و درشش آن پيامبر الهي. مدينه اى فاضله و مملو از نشاط روحى و ايمانى به وجود آمد. رفتار بى پيرايه و مدبرانة پيام آور وحى چنان مسير رهبرى و تدبير اسلامى را روشن و واضح ساخت كه تا ابد تمام مديران و رهبران جامعة اسلامى مى توانند آن الگوى عملى را ميزان و محكى براى رفتار خويش قرار دهند. با هم برخى از اين رفتارها را از زبان استاد شهيد مرتضى مطهرى(ره) مرور مى كنيم:
رفتار پيامبر با زيردستان
نسبت به بردگان فوق العاده مهربان بود. به مردم مى گفت: اينها برادران شمايند، از هر غذا كه مى خوريد به آنها بخورانيد و از هر نوع جامه كه مى پوشيد آنها را بپوشانيد. كار طاقت فرسا به آنها تحميل نكنيد، خودتان در كارها به آنها كمك كنيد.
مى گفت آنها را به عنوان « بنده » و يا « كنيز » (كه مملوكيت را مى رساند) خطاب نكنيد زيرا همه مملوك خداييم و مالك حقيقى خداست. بلكه آنها را به عنوان « فتي » (جوانمرد) يا « فتاه » (جوان زن) خطاب كنيد.
معاشرت با مردم
در معاشرت با مردم مهربان و گشاده رو بود. در سلام به همه حتى كودكان و بردگان پيشى مى گرفت. در مجالس دايره وار مى نشست تا مجلس بالا و پايين نداشته باشد و همه جايگاه مساوى داشته باشند. از اصحابش تفقد مى كرد . اگر سه روز يكى از اصحاب را نمى ديد سراغش را مى گرفت. اگر مريض بود عيادت مى كرد و اگر گرفتارى داشت كمكش مى نمود. در مجالس تنها به يك فرد نگاه نمى كرد و يك فرد را طرف خطاب قرار نمى داد، بلكه نگاه هاى خود را در ميان جمع تقسيم مى كرد.
از اينكه بنشيند و ديگران خدمت كنند تنفر داشت. از جا بر مى خاست و در كارها شركت مى كرد. مى گفت: « خداوند كراهت دارد كه بنده را ببيند كه براى خود نسبت به ديگران امتيازى قايل شده است. »
نرمى در عين صلابت
در مسايل فردى و شخصى و آنچه مربوط به شخص خودش بود نرم و ملايم و با گذشت بود. اما در مسايل اصولى و عمومي، آنجا كه حريم قانون بود، سختى و صلابت نشان مى داد و مى گفت: مگر قانون خدا را مى توان به خاطر افراد تعطيل كرد. اقوام و ملل پيشين، از آن جهت سقوط كردند و منقرض شدند كه در اجراى قانون خدا تبعيض مى كردند. هرگاه يكى از اقويا و زبردستان مرتكب جرم مى شد،معاف مى شد و اگر ضعيف و زيردستى مرتكب مى شد، مجازات مى گشت. سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست در اجراى « عدالت » دربارة هيچ كس سستى نمى كنم هر چند كه از نزديكترين خويشاوندانِ خودم باشد.
زهد و ساده زيستى
زهد و ساده زيستى از اصول زندگى او بود. ساده غذا مى خورد، ساده لباس مى پوشيد و ساده حركت مى كرد. زيراندازش غالباً حصير بود، بر روى زمين مى نشست، و بر مركب بى زين و پالان سوار مى شد و از اينكه كسى در ركابش حركت كند به شدت جلوگيرى مى كرد. قوت غالبش نان جوين و خرما بود.
مديريت و مشورت
با اينكه فرمانش ميان اصحاب بى درنگ اجرا مى شد و آنها مكرر مى گفتند: چون به تو ايمان قاطع داريم اگر فرمان دهى كه خود را در دريا غرق كنيم و يا در آتش بيفكنيم اين كار را مى كنيم. او هرگز به روشن مستبدان رفتار نمى كرد. در كارهايى كه از طرف خدا دستور نرسيده بود با اصحاب مشورت مى كرد و نظر آنها را محترم مى شمرد و ازاين راه به آنها شخصيت مى داد.
نرمى و مهربانى پيامبر، عفو و گذشتش، استغفارش براى اصحاب و بى تابيش براى بخشش گناه امت، همچنين به حساب آوردن اصحاب و ياران، طف شور قرار دادن و شخصيت دادن به آنها، از علل عمدة نفوذ عظيم و بى نظير او در جمع اصحابش بود كه قرآن كريم نيز به اين مطلب اشاره مى كند.(1)
نظم و انضباط
نظم و انضباط بركارهايش حكم فرما بود. اوقات خويش را تقسيم مى كرد و به اين عمل توصيه مى نمود. اصحابش تحت تأثير نفوذ و دقيقاً انضباط را رعايت مى كردند. علاقة شديدى به سازمان و تشكيلات براى شكل دادن و انتظام دادن به نيروهاى انسانى داشت و در دستگاه خود در مدينه، تشكيلات خاص ترتيب داد و براى هر قسمت مسؤولى را مشخص نموده بود.
ظرفيت شنيدن انتقاد و تنفر از مداحى و چاپلوسي
گاهى با اعتراضات برخى ياران مواجه مى شد. اما بدون آنكه درشتى كند نظرشان را به آنچه خود را تصميم گرفته بود جلب و موافق مى كرد. از شنيدن مداحى و چاپلوسى بيزار بود، مى گفت: « به چهرة مداحان و چاپلوسان خاك بپاشيد. » محكم كارى را دوست داشت، مايل بود كارى كه انجام مى دهد متقن و محكم باشد تا آنجا كه وقتى يار مخلصش « سعدبن معاذ » از دنيا رفت و او را در قبر نهادند او با دست خويش سنگها و خشتهاى قبر را جابه جا و محكم كرد و آنگاه گفت: « من مى دانم كه طولى نمى كشد همة اينها خراب مى شود اما خداونا دوست دارد كه هرگاه بنده اى كارى انجام مى دهد، آن را محكم و متقن انجام دهد.
« ... يا اَيُهّا الذينَ آمَنوا طَّلُوا عَلَيهَ و سَّلِمُوا تَسليماً »
* تنظيم: م. نودهي
پى نوشت:
1. فبما رحمع من الله لنت لهم و لو كنتَ فظاغليظ القلب لانفضوا من حولك. فاعفُ عنهم واستغفر لهم و شاورهم فى لامر و اذا عزمت فتوكل على الله (آل عمران، 159)
منبع: « وحى و نبوت » اثر استاد شهيد مرتضى مطهري