نقش تربيتى استاد

روز اول كه به استاد سپردند مرا

ديگران را خرد آموخت و مرا مجنون كرد

انگيزه دائمى بشر براى دانستن مجهولات و كشف آن ها ريشه در نهاد خلقتى او داشته و هيچ گاه نمى تواند روحيه كنجكاوى خويش را كنار گذارد.
از روزى كه آدم پا بر اين عالم خاكى گذالشت همواره ديد و تفكر او نسبت به عالم هستى در تب و تاب كنجكاويش رو به تكامل نهاده است و كشف آنچه كه او نمى داند گاهى او را در ورطه هلاكت و نابودى قرار داده است ولى او با دانستن اين كه به سوى مقصدى پر مخاطره بايد حركت نمايد هيچ گاه خود را كنار نكشيده و با اميد به رسيدن و كشف نادانسته ها قدم به قدم گره هاى كور مجهولات را براى خويش باز نموده و بدين سان به زندگانى خويش حيات نو بخشيده است. و از طرفى ديگر انسان تصوير گر دنياى بزرگ درون خويش است كه مى خواهد پشت پرده چهره انسانى خود را به ظهور برساند.
او از طرفى در جستجوى كشف دنياى پر رمز و راز درون خويش است و از طرفى ديگر در جستجوى كشف دنياى پر رمز و راز درون خويش است واز طرفى ديگر در جستجوى كشف رازهاى سر به مهر طبيعت است؛ طبيعت همان جايگاهى است كه آدمى در آن فرود آمده و در آن زيسته و در آن پرواز خويش را به عالم ، وراء طبيعت آغاز مى كند.
نقش پيامبران و ائمه اطهار (ع) در تربيت
گرچه بيشتر اهتمام بشر به مرحله ظاهرى زيبايى طبيعت و كشف رازهاى آن ختم شده است. ولى انسانهايى بودند كه به راهنمايى بزرگ مردانى همچون پيامبران(ص) پا را از اين نيز فراتر گذاشته و به حقيقت آن طبيعتى كه نظاره گر آن هستند، برسند؟ آنان زيبايى طبيعت را مقدمه شناخت ارزش حقيقى كه در زيباييهاى طبيعت وجود دارد، قرار دادند و كارى نمودند تا از مرحله انس به طبيعت بالاتر رفته و انس بر خالق آن زيباييها پيدا نمايند و بدين سان پيامبران هميشه در افكار بشرى، رنسانسى نو پديد آوردند.
پيامبران حقايق زيبايى را در نظر ما مجسم ساختند و پرده هايى آفريدند كه بشر هنوز پس از گذشت قرنها مات و مبهوت از كردار و اعمال انان است.
اما اين يك روز سكه بود كه يك قسمت از سفر انسان را تشكيل مى داد كه به آن سير آقاقى نام نهاده اند.
اما اين يك روى سكه بود كه يك قسمت از سفر انسان را تشكيل مى داد كه به آن سير آفاقى نام نهاده اند. اما سفر به درون خويش كه بزرگترين معماى عالم هستى است، و اين سفر را سير انفسى نام نهاده اند كه در واقع انسان در مقابل تمامى عالم قرار گرفته است و اين جاست كه آدمى با مشاهده عظمت درون خويش در برابر خالق خود همه چيز را تسليم درگاه ربوبى مى نمايد؛ چراا كه همه چيز را از او به او مى بيند.
البته اين سفر نيز با هدايت و راهنمايى پاك ترين انسان ها يعنى پيامبران صورت گرفت؛ آنان به انسان هنر عشق ورزيدن و رسيدن به آن زيبايى مطلق هستى را آموختند و سپس اوصياى آنان ائمه اطهار (ع) پرچمدار پويايى واقعى انسان گرديدند. گرچه در درون آدمى نيز واسطه اى قرار دارد كه حضورش هميشگى و متصل بوده است و اين واسطه از جهان خارج انواع ادراكات را دارد و اوست كه تجزيه و تحليل امور را در درون آدمى به عهده دارد و از تجارب به دست آمده بشرى بهترين را بر مى گزيند كه اين دستگاه متصل، عقل نام دارد كه هديه باطنى خداى عالميان به انسان ها مى باشد و به كمك اين هديه الهى، خوب و بد از هم تشخيص داده مى شود و بندگى خداى رحمان صورت مى گيرد و بدين ترتيب انسان آن چه را از زندگى به تجربه فرا گرفته است به كمك قوه عاصه خويش شروع به باز شناخت اين تجارب نموده و بدين ترتيب مدركات خويش را مانند گوهر گرانبهايى به صورت آثار علمى عرضه مى دارد و چنين كسانى حامل علم گرديدند و نام عالم بر آن ها نهاده شد.
وارثين انيبياء وائمه اطهار(ع)
علماء علوم و تجارب خويش را با ذهنيتى كاملاً روشن و گويا در اختيار مخاطبين و طالبين قرار دادند و بدين ترتيب معلمان و اساتيد توانستند با توجه به فطرت خويش ، تمركز بر زيبايى پيدا نمايند و آن ها وارث حقيقيى انبياء و ائمه اطهار(ع) گرديدند.
آنان تجارب زندگى خويش را از حيات درونى و دنياى برونى خودشان را در اختيار طالبين علم قرار مى دهند وارتباط خاص و احساسى را با مخاطب خود ايجاد مى تمايند. به طورى كه همگان را تشنه چشمه فيوضات خود قرار مى دهند و بدين ترتيب تأثير خود را بر مخاطب جاودانه مى سازند.
نقش خلوص نيت و تقواى اساتيد در تربيت طلاب
البته جاودانگى استاد هنگامى ميسر است كه نقطه تكامل او پاكى و خلوص به تمام معنا باشد؛ يعنى وجود استاد و معلم از تجارب نامأنوس با فطرت او شكل نگرفته باشد كه در اين صورت اثر بخشى او نامفهوم و عدمى خواهد گرديد.
اساتيد با روح پاك خويش بايد آن چنان اثرى را بيافرينند كه موجب اطمينان و آرامش واقعى در شخص طالب عالم باشد واين در صورتى است كه نيت استاد به دور از ريا و فساد باشد كه در غير اين صورت او فاصله اى عميق از فطرت الهى خويش خواهد داشت و چنين استادى هرگز عواطف واحساسات پاك مخاطب را به تحريك وادار نخواهد كرد.
نقش تربيت در نظام آموزشى
از آن جا كه نظام آموزشى سبب انتقال حفظ ميراث فرهنگى والقاى الگوهاى فكرى و ارزش هاى صحيح اخلاقى و اجتماعى و نيز گسترش و ترويج دانش هاست و از اين نظر براى هر جامعه اى از اهميت ويژه اى برخوردار است، بدين لحاظ اساتيد بايستى به نقش ارزشى خود آگاه باشند و در صدد اصلاح درون خويش باشند تا انتقال فرهنگ صحيح و كامل صورت بگيرد و اين گزينه اى است كه در صورت توجه به ان نيازهاى طالبين علم نيز كاملاً بر آورده خواهد شد واين خود سازى، دگر سازى را نيز به همراه خواه داشت.
رئيس محترم مركز جناب حجه الاسلام والمسلمين آقاى اعرافى در روز تربيت اسلامى ( 8 اسفند سال 1380) به اين مطلب اين چنين اشاره فرمودند:
«  در اين روزگار، ترديدى نيست كه تربيت در نظام و ساختار آموزشى از جايگاه رفيعى برخوردار است و شكل گيرى شخصيت به طور كامل و دقيق با تفاصيل و جزئيات ساختار و نظام آموزشى در تعامل و تأثير گذارى متقابل قرار دارند. »
و در قسمتى ديگر فرمودند:
«  آموزش كالبد است و تربيت روح آن؛ اين كالبد و روح تعامل دارد، اگر اين كالبد را درست ساماندهى و تنظيم نكنيم و اگر اين ساختار را درست نچينيم آن روح هم آسيب مى بيند. »
نقش فرصت ها در تربيت طلاب:
گرچه وظيفه معلمان و اساتيد آماده كردن طلاب براى زندگى مطلوب فردى و اجتماعى مى باشد ولى آن ها همواره ميتوانند از فرصت هاى طلايى كه در تماس با طلاب هستند، در جهت تربيت اخلاقى و معنوى و سياسى و اجتماعى و نيز در رشد و متعادل ساختن روان وسلامت جسمى آن ها تلاش نمايند كه اين توجه جانبى اساتيد در امور ذكر شده مى تواند فرد را براى زندگى مطلوب و فراهم ساختن موجبات بهبود همه جانبه اجتماع يارى نمايد.
اساتيد بهترين فرصت ها در غنى ساختن و پويايى جسم، روان و روح طلاب را در اختيار دارند؛ فرصت هايى كه شايد هيچ گاه براى ساخته شدن طلاب فراهم نشود. دراين جاست كه آموزش نقش واقعى خود را كه نقش تربيتى نمى باشد ايفا خواهد كرد.
شناخت نيازهاى فرهنگى طلاب توسط اساتيد
شناخت نيازها و فرهنگ ها در مراكز آموزشى كه با طلاب غير ايرانى ارتباط دارند از جمله امورى است كه اساتيد بايستى ا آن ها آگاهى حاصل نمايند تا ديدگاه هاى تربيتى خود را متناسب با آن فرهنگ ها در نظر گيرند.
آشنايى با حقايق اجتماعى ملل مختلف به منظور درك صحيح طلاب و اظهار نظر صحيح درباره مسايل زندگى آن ها از مواردى است كه ميتواند در تربيت صحيح طلاب گامى اساسى بردارد؛ چرا كه بى اعتنايى به حقايق اجتماعى و نيازها و عدم آشنايى با فرهنگ طلاب مى تواند به عواطف پاك آنان كه در جستجوى حقيقت اين را ه دراز را پيموده اند، آسيب جدى وارد آورد كه در اين صورت استعدادها و احساسات آنان نيز متناسب با احتياجات خودشان رشد واقعى نخواهد كرد و باعث ضربه روحى و روانى به آن ها خواهد شد و استعداد و علايق آنان را نيز كور خواهد نمود و رغبت به رشد و تعالى را نيزاز آنان خواهد گرفت.
اساتيد و معلمان با درك صحيح از نيازهاى اجتماعى فرهنگهاى مختلف و نيز توان افراد فى نفسه با هنر نمايى خويش مى توانند راه رشد و تعالى بخشيدن به طلاب را فراهم نمايند كه در واقع رشد همه جانبه شخصيت افراد به وسيله توجه به روحيات ملل مختلف تسريع خواهد شد واز اتلاف انرژى متقابل جلوگيرى خواهد شد و اهداف تربيتى را براى طلاب، قابل فهم و جذاب خواهد نمود وآنان خويش را سهيم در انتقال فضايل اخلاقى و كرامت ها و نيز انتقال ميراث فرهنگى به نسل هاى آينده خواهند دانست و به ارزش خويش بيش از پيش واقف خواهند گرديد.
رابطه تربيت با روحيه جوانى
از جمله انور ديگرى كه نقش تربيتى در آن بسيار مهم است توجه به روحيه جوانى طلاب مى باشد، از جا كه علوم طلاب از مزيت جوانى سن خويش در جوش و خروش و شور و هيجان و آزمايش حدود قدرت خود و تسط بر نفس و مرحله شخصيت پذيرى جديد هستند، شايسته است اساتيد از اين موقعيت كه بهترين فرصت براى تربيت شخصيت طلاب است، بهره ها گيرند و آنان را از افراط و تفريط كه خاص جوانى است به مرحله تعادل برسانند وطلاب را متناسب با ارزش ها تربيت نمايند؛ ارزش هايى كه آنان را به فطرت خويش نزديك نموده و روحيات اجتماعى آنان را از قبيل فداكارى و مددكارى و حمايت از ديگران پرورش داده و بدين ترتيب شور و هيجان جوانى را با عشق به حقيقت و ارزش هاى واقعى پرورش خواهند داد.
ارزش سنجى با محاسبه دائمى

مسئله ديگرى كه اساتيد محترم مى توانند رشد تربيتى طلاب را تسريع نمايند ارزش سنجى نسبت به تغييرافكار، تمايلات، احساسات، عادات و اعمال فرد از لحاظ رشد شخصيتى طلبه، رشد اجتماعى، عقلانى، عاطفى و اخلاقى آن ها مى باشد. البته الزم است كه اين ارزش سنجى دائمى باشد.
اين كار را كه در زبان روايات يك نوع محاسبه بشمار مى رود بايد به خود طلاب القاء نمود كه هر روز از خود و اعمالشان، ارزش سنجى داشته باشند و همواره خودشان را ارزشيابى نمايند كه البته ارزشيابى و محاسبه ، بدون مراقبت معنا و مفهومى نخواهد داشت و خود اساتيد بايستى ابتداء در اين مهم اقدام نموده باشند.
القاء عملى امر به معروف و نهى ازمنكر
از جمله امور ديگرى كه اساتيد محترم مى توانند ايفا نقش تربيتى داشته باشند، مسئله القاء عملى امر به معروف و نهى ازمنكر است كه البته استاد و معلم با وقوف به مسايل مختلف جسمى و روانى و روحى طلبه و نيز شرايط زندگى فردى و اجتماعى وى مى تواند او را در مسير صحيح اعتدالى قرار دهد.
از جمله مسايلى كه آثار بد ومنفى در روحيات طلبه دارد اين است كه استاد آنچه را كه نمى داند و به نقش تربيتى آن واقف نيست بخواهد به طلبه القاء نمايد كه بالتبع اين مورد از مصاديق امر به معروف و نهى از منكر بشمار نمى رود و وارد شدن در چنين ميدانى كه براى خود آمر و ناهى نامفهوم است موجب بدبينى و يأس طلبه خواهد شد . در چنين مواردى بايسته است اساتيد و معلمان در باب اين موضوع، اساتيد خاص تربيتى را بجويند و با آنان در اين ارتباط مشورت نمايند كه در اين صورت از راه مناسب. هم آگاهى خويش را بالاتر برده و هم با اطمينان خاطر در سلامت روحى و روانى طلبه كوشش خواهد نمود.
از اثرات مثبت امر به معروف و نهى از منكر اين است كه ارتباط عاطفى و صميمت بين استاد وشاگرد ( طلبه ) ايجاد مى شود؛ حالتى كه ميتواند خلاءها و نيازهاى عاطفى آن ها را جوابگو باشد و اين نكته اى است كه از آن غفلت داريم.
نقش حسن خلق و گشاده رويى در تربيت
گرچه ممكن است اساتيد معظم و گرامى در زندگى با ده ها مشكل روبرو باشند كه آن ها را سخت آزرده خاطر مى سازد اما به جهت آن كه با طلاب كه مخاطبين مستقيم آن ها هستند، ارتباط تنكاتنگ و روياروى دارند بايسته است كه حزن و غم خويش را در درون نگاه داشته و با مخاطبين خود با روى گشاده مواجه گردند كه احاديث وارده از حضرات ائمه اطهار(ع) در رابطه با حسن خلق و گشاده رويى بسيار مى باشد.
گشاده رويى استاد در هنگامى كه مخاطبين او هزاران كيلومتر از خانه و كاشانه خود دور شده اند و احساس غربت آن ها را فرا مى گيرد بهترين پناه گاهى خواهد بود كه دشت نوازش و محبت را بر سرشان مى نوازد و استقامت در هدف و اميد به آينده را در دل آنان زنده نگه مى دارد و اين همان رازى است كه باعث جذب تربيت ياوران حضرت رسول اكرم(ص) در عصر ظهور شد و همان رازى است كه امروز نيز همه اساتيد معظم بلكه تمامى مؤمنان با استفاده از آن مى توانند هدايت و تربيت طلاب و ديگران را يه خودى خود و بدون استفاده از ابزارهاى واسطه اى انجام دهند.
در پايان با سپاس و تشكر از اساتيدى كه مشكلات فراوانى را در اين راه خطير متحمل شده و بى شك پاداش واقعى آنان در نزد خداى تبارك و تعالى محفوظ است ، تقاضا منديم معاونت فرهنگى تربيتى مركز جهانى علوم اسلامى را در راه اعتلاى كلمه اللّه يارى دهند. لذا تقاضامنديم هر گونه طرح و پيشنهاد در جهت پيشبرد مسايل تربيتى طلاب دارند به اين معاونت ارسال نمايند تا ما از سرچشمه فيوضات آنان بهره مند شويم

ان شاءاللّه

معاونت تربيتى مركز جهانى علوم اسلامى