منشور «  راهبردها » و «  سياست هاى » مركز براى سال 1381


اشاره:

رياست محترم مركز، حضرت حجه الا سلام و المسلمين اعرافى ـ دام عزه ـ پس از مطالعه، مشاوره و بازديدهايى كه از واحدهاى مختلف صفى و ستادى مركز داشتند، اولويت هاى هر برنامه ها و عملكردها جمع بندى گرديد كه تحت عنوان «  منشور راهبردها و سياست هاى مركز براى سال 1381، به اطلاع عزيزان مى رسد.
اساتيد محترم به عنوان عضو مهمى از خانوا ده بزرگ مركز جهانى كه نقش فراوانى در تصميم سازى، مشاركت و تحقق برنامه هاى آن دارند، مى توانند با ارائه نظرات، پيشنهادها و نظارت بر جريان امور، مديريت مركز را مدد رسانند.


مقدمه
آن دم كه بشريت به دنبال حقد و كينه ها روى از نعمت الهى برتافت و گرفتار شب ديجور غيبت از محضر انسان كامل و ولى خداوندى شد، نفس در سينه تشنگان حقيقت حبس ماند كه؛ زلال معرفت را چگونه دست يابند؟ و در هجر راهنماى الهى در مسير پر خطر، ازكه هدايت جويند؟ و .... بدينسان از پس غيبت صغرى، پاك باختگانى در صحنه حفظ و تبليغ رسالت الهى حاضر شده و با دستمايه فهم قرآنى ، سنت نبوي(ص) و ولوي(ع) در تبيين حقايق كوشيدند و بر پايه اجتهاد و تلاش علمى در بسط حقيقت دين خدا كوشيدند و پاسدارى از دستاوردهاى پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) را بر عهده گرفتند واين تولد مولود مباركى است كه «  حوزه علميه  » اش مى ناميم.
حوزه هاى علميه در طول تاريخ مركز تفقه و انديشه هاى بنيادين اسلام بوده است و عالمان وانديشمندان و فرهيختگان دينى، پاسدار حريم نبوت و ولايت و هدايتگر توده هاى مردم به سوى خق بوده اند و كاروان بشريت به طور مستمر از نفحات قدسى و نتايج مبارك اين حركت هاى آگاهانه ، خالصانه و متعهدانه برخوردار بوده است و در راهبرى انسان ها به سوى كمال، عالمان هم درد وهم رنج با توده ها ، مرارت ها به جان خريدند و با افتخار بر باب شهادت كوبيده، به خير كثير نايل شدند وهرگز خود ار به زخارف دنيوى آلوده نساختند و ارعاب و تهديد و زندان و تبعيد در عزم راسخ ايشان خللى پديد نياورد.
نام غرور آفرين كلينى ها، شيخ مفيدها، شيخ صدوق ها ، شيخ طوسى ها، علامه ها، شهيدها، محقق ها، شيخ انصارى ها، ملاصدراها، و...نشانه هاى گوياى اين تلاش و مجاهدت است.
ويژگى هاى متعالى تعهد، بردبارى، اخلاص ، اخلاق و معرفت، همراه با عمق و ژرفايى و توليد انديشه و پاسخ گويى يه پرسش هاى زمانه و نيازهاى عصر و مواجه ى عالمانه و سنجيده با انديشه هاى ديگر، از نقاط درخشنده و امتيازهاى برجسته حوزه هاى علمى و دينى است كه البته شرط بقاى آن در اين روزگار، پافشارى بر اصالت ها وامتيازات آن و بهره مندى از تجارب مثبت جديد و آگاه بودن به نيازهاى زمان و پرسش هاى جهان است.
در ميان نقاط پر افتخار خوزه اى علمى شيعه«  قم  » نيز حلقه اى شد و اين مشعل فروزان ، با هجرت فقيه سترگ، مرحوم آيت اللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (ره) شاهد تحولى نوين و سرفصلى افتخار آفرين بود كه در فرصتى كوتاه، دستاوردهاى عظيمى براى جهان اسلام و تشيع كه از جمله آن، انقلاب شكوهمند اسلامى بود، به ارمغن آورد.
به يُمن انقلاب اسلامى جوانان مشتاق و علاقه مند از مليت هاى گوناگون به عزم تحصيل دانش و تهذيب اخلاق به اين ديار مهاجرت كردند و فصل تازه اى از بسط و گسترش حوزه علميه قم آغاز شد و «  مركز جهانى علوم اسلامى » و «  سازمان مدارس و حوزه هاى علميه خارج از كشور » در كنار مديريت حوزه، رسالت بزرگ تربيت عالمان، محققان، مدرسان و مبلغان دينى براى ساير نقاط جهان را بر عهده گرفتند.
در هر حال وعده امام صادق(ع) «  منها يقيض العلم الى سائر البلدان » با حمايت و هدايت رهبرى عظيم الشأن ، مراجع معظم و علما و فضلاى غير ايرانى و مسؤولان و مديران مركز رو به تحقق است و اين فرصت طلايى و توفيق الهي- تربيت طلاب از اقوام و ملل مختلف براى نشر و گسترش معارف اسلامى در سراسر جهان، كه معمولاً شامل اوحدى از اولياء الهى مى شودـ فرصتى بس سترگ و عظيم است و سزاوار است از اين فرصت با هوشمندى، خلاقيت و اخلاص به نحو احسن استفاده نمود و كام جهان تشنه معنويت و اخلاق و ديندارى را از زلال معارف نورانى و حيات بخش اهل بيت(ع) سيراب ساخت كه «  الفُرصَهُ تمّرمَرَّ الْسِّحَابِ ».
وصول به اين مقصد ، نيازمند تحول بنيادين در وضعيت جارى مركز است كه از آن گريز و گزيرى نيست و بر هر انسان هوشمند و آگاه از شرايط پيچيده جهانى و رقابت هاى فشرده فرهنگى . آموزشى و تبليغى، ضرورت نگاهى نو به برنامه ها و روش ها آشكار و روشن است.
از بدو مسجل شدن مسؤوليت سنگين اداره اين مجموعه مبارك، با مطالعه سوابق موجود، دريافت ديدگاه هاى حكيمانه مقام منبع ولايت «  مدظله العاللى » و تأييد معظم له نسبت به پيشنهادهاى ارايه شده به محضر ايشان و نيز نقطه نظرهايى كه طيب زمان تصدى مسؤوليت ضرورت آن را ثبت نمود، اصول و سياست هايى در انديشه اينجانب شكل گرفت كه در طليعه سال جديد كه مزين به نام پر عظمت و بركت سيد الشهدا( ع) شده و سال عزت و افتخار حسيني(ع) نام گرفته است به عنوان «  منشور راهبردها و سياست هاى مركز براى سال 381 » عرضه مى شود.
رجاء وائق دارم آحاد مديران مسؤلان وكارگزاران نسبت به قرار دادن آن در وجهه همت خود ، اقدام نمايند و مسؤولان مربوط در ارزيابى برنامه ها و اولويت سنجى اقدامات، مستند به آن عمل كنند.
باشد كه در سايه عنايات حضرت بقيه اللّه الاعظم «  ارواحنا فداه » و به مدد هميارى همكاران به اهداف مركز نايل شويم.
ضرورت تعيين راهبردها و منابع آن
در دنياى به شدت متحول امروز و رقابت هاى فشرده، توجه به مسايل استراتژيك وزن بيشترى يافته است وهر سازمان سعى در تعريف و قالب بندى موجوديت و هويت خود براساس تعييت راهبردها و تشخيص موقف خويش دارد.
مركز جهانى علوم اسلامى نيز شديداً نيازمند اين راهبردها است كه موارد زير از جمله منابع تعيين آن شمرده مى شوند:

1ـ توصيه ها و رهنمودهاى مقام معظم رهبري«  مدظله العالى ».
2-اساسنامه مركز
3-مصوبات هيأت امنا
4-علاقه مندان و مرتبطان و مديران مؤثر در مركز
5-استفاده از تجارب سازمان ها و مؤسسات رقيب و مشابه.

ملاحظات بايسته در تدوين برنامه هاى راهبردى:
1- نظام مديريت مركز و كليه مديران موظف به رعايت مندرجات منشور مى باشند.
2- پويايى منشور نيازمند دريافت صحيح بازخورد اصول و سياست ها است و بر اين اساس ضمن آشنايى كليه نيروها با محتواى منشور لازم است در فرآيند بازبينى، اصلاح و تكميل آن مشاركت جسته و كوشا باشند.
3- كليه بخش ها موظف هستند ضمن ارايه نقطه نظرهاى پيشنهادى، ساز و كارهاى پياده سازى را در اسرع وقت تهيه و ارايه نمايند.
سياست ها و راهبردهاى مورد نظر به دو بخش كلى تقسيم مى شود:
بخش اول:  اصول كلى حاكم بر مركز كه برخوردار از دوام بوده و با تبدل شرايط، تغيير نمى يابد و مرور زمان موجب كهنگى آن نمى شود.
بخش دوم: سياست ها و راهبردهايى است كه ناظر به بخش هاى مختلف مى باشد و براى شرايط حاضر دستورالعمل كار شمرده شده و به فراخور بخش ها در قالب هاى زير تجلى پيدا مى كند:

-سياست هاى مربوط به منابع انسانى
-سياست هاى مربوط به طلاب و فراگيران
-سياست هاى مربوط به پذيرش
-سياست هاى مربوط به آموزش
-سياست هاى مربوط به پژوهش
-سياست هاى مربوط بهتربيتى در مركز
-سياست هاى مربوط به ساختار و تشكيلات ادار
ى

بخش اول: اصول حاكم بر مركز
مركز به مثابه پاره اى از پيكر حوزه ، مجموعه اى ارزش مدار است كه كليه هنجارها در آن بر اساس ارزش هاى اسلام ناب محمدى ( ص) مى بايست شكل گيرد، اصول حاكم بر فعاليت هاى يك سازمان ، ترجمان ارزش هاى مقبول و نهادى آن سازمان است كه سراسر وجودى آن را در بر مى گيرد و همچون چراغ فروزانى، از طليعه رسالت سازمانى تا خُردترين وظيقه فردى ، به نور افشانى و تصحيح مسير مى پردازد . نسبت تصول با تمامى بخش ها. تساوى است و سريان آن تضمين كننده حيات ارزش هاى مقبول سازمان و حيات ارزش ها تداوم بخش حاكميت اصول است، بر اين اساس لازم است؛
اولاً؛ درك مشتركى نسبت به كليه اصول در ميان دست اندكاران اعم از كاركنان و اساتيد، مديران و كارشناسان و ... پديد آيد.
ثانياً؛ در پديدارى آن علاوه بر بخش هاى مسؤول ( معاونت ادارى مالى و معاونت آموزش) ، آحاد وابستگان به مركز آن را به عنوان « معروف » در كليه حالات شناخته و كژى هاى موجود را بر اساس آن اصلاح نمايند.
ازاصول ياد شده در دو قالب مى توان سخن گفت: اصولى كه به شخصيت حقوق سازمان ناظر است و در ضمن آن هويت جمعى اعضا مندرج است و اصولى كه به شخصيت فردى اعضا صرف نظر از عناوين و لحاظ مراتب ايشان مرتبط بوده و مبناى عقد همكارى ها تلقى مى شود.
الف) اصول ناظر به سازمان
1- حاكميت آرمان ها و ارزش هاى اسلام ناب محمدى (ص) و انقلاب اسلامى بر كليه اهداف و سياست هاى كلان مركز؛
از آتجا كه مركز جهانى، نهادى حوزوى تلقى مى شود و حوزه جريان مستمر متصل به منبع ارزش ها شمرده مى شود، بر اين مبنا مى بايست كليه اهداف و سياست هاى كلان آن به صورت مستقيم تحت تأثير ارزش هاى ياد شده قرار گيرد.
2- تعالى بخشى كليه سياست ها و فعاليت هاى به معناى اثر بخشى آن در كمال گرايى نيروى انسانى و طلاب و مرتبطان با مركز؛
از آنجائى كه مركز به عنوان يك سازمان آموزشى متكفل تأثيرگذارى بر رفتار فراگيران است(زيرا هدف غايى هر آموزشى ايجاد تغيير در رفتار است) تا از آن انسان هايى بسازد كه با استفاده از آموخته ها بر جوامع خود تأثير بگذارند، در كنار آن به عنوان يك موجوديت مؤثر بايد بستر نيل به كمال را در حيطه مشاركت نيروى انسانى، طلاب و ساير افرادى كه به نحوى از انحا با مركز مرتبط هستند، فراهم سازد.
3- محوريت تعليم و تربيت در كليه فعابيت هاى مركز؛
تعليم و تربيت نقطه مركزى دايره وجودى مركز است و مى بايست پيكان تمام جهت گيرى ها به آن سمت باشد و به صورت شاخص اصلى اولويت هاى مركز با آن سنجيده شود.
4-توجه به معنويت و جلا بخشيدن حركت هاى سازمان از طريق آن و پرهيز از گرفتارى و اسارت در دام تكثرگرايى؛
جريان و فرآيندهاى سازمانى مى بايست ضمن بهره مندى از فن آوررى هاى نوين، جهت گيرى معنوى را حفظ نمايد و از موقف وحدت مقصد، كثرت عوامل را به توحيد نيروهاى همگرا تبديل نمايد و با پديدار ساختن نمونه كوچكى از «  امت » با گرايش توحيدى، كثرت آحاد كارمندان، اساتيد و طلاب به وحدت هويت يكپارچه سازمان برسند و انرژى هاى پراكنده را بر اهداف داراى اولويت متمركز سازد.
5-حاكميت عدالت در جهت گيرى هاى سازمانى و رعايت اعتدال در تعامل هاى مربوط؛
تنوع مليتى طلاب، سطوح متفاوت كارمندان و اساتيد ، صرف نظر از ويژگى هاى هر بخش نيازمند عدالت در برخورد و اعتدال در موضع گيرى ها است.
6- حفظ گرايش انقلابى بر اساس انديشه هاى امام خمينى (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامى «  مدظله العالى »؛
آنچه سهم وافرى در انگيزه هاى طلاب براى مهاجرت به ايران دارد، انقلاب اسلامى و نقش جاودانه امام خمينى (ره) در بنيانگذارى آن و خلف صالحش در ادامه راه او است. بنابراين مركز بايد همواره در حفظ موضع انقلابى خود و دركم صحيح از حوادث در مقاطع مختلف جهان پويا باشد و عطش مخاطبان خود را در اين زمينه سيراب سازد.
7- صيانت از كرامت انسانى مخاطبان و فراگيران واعضاى سازمان
مركز به عنوان سازمانى كه در تمامى ابعاد مأموريتش با منابع انسانى مرتبط است، حفظ كرامت ايشان در بخش هاى گوناگون، يك اصل براى آن شمرده مى شود.
ب) اصول ناظر به افراد و اعضاى سازمان
صرف نظر از شرايط گزينشى مربوط به ورود نيروى انسانى به سازمان، اصول زير به عنوان مبناى همكارى هاى سازمانى تلقى خواهد شد.
1-فهم و درك صحيح از رسالت مركز و نصب العين قرار دادن آن و نيز بذل تمام جُهد و جَهد در استقرار و جامعه عمل پوشيدن به آن؛ پيدا شدن درك و فهم مشترك از مأموريت سازمان، نيروها را همگرا نموده و آن را به آرمان مشترك تمامى ايشان مبدل مى سازد.
2- تلاش مستمر در جهت دستيابى به پويايى سازمانى و كسب افتخار مشترك؛
هدايت يافتن هر انسانى در هر كجاى دنيا و نيل به اهداف و آرمان ها، افتخار مشترك تمامى اعضاى سازمان است و بر اين منوال مى بايست تلاش همگانى براى پويا شدن و پويا ماندن سازمان باشد و اين نيز خود افتخار مشترك همه اعضاى سازمان است.
3- رعايت حسن خُلق و ادب اسلامى در ارتباط و تعاملات انسانى و گسترش شادابى و نشاط فردى و سازمانى؛
4- خلاقيت فكرى، ابداع و نو آورى و طراحى در همه بخش ها.
بخش دوم: سياست هاى مربوط به بخش هاى مختلف مركز
4- الف) نيروى انسانى
ميزان موفقيت هر مجموعه به ميزان برخوردارى آن از نيروى انسانى متخصص و ماهر و نيز چگونگى به كار گيرى و استفاده از آن براى رسيدن به اهداف مورد نظر، بستگى دارد.
به كار گيرى اين منبع راهبردى، هنر و استعداد خاصى را مى طلبد كه توفيق مسؤولان هر سازمان در گرو آن است. بديهى است كه هر سازمان در گرو آن است. بديهى است كه تركيت هنرمندانه آن با ساير عوامل، تركيب هنرمندانه آن با ساير عوامل ، مطلوب ترين نتيجه را در پى خواهد داشت.
سياست هاى مورد نظر در اين بخش عبارتند از:
1- حل نهايى و جامع نظام استخدامى و حقوقى كارمندان و اعضاى هيأت علمى؛
2- طراحى مجدد مشاغل، اجراى طرح طبقه بندى مشاغل و فعاليت ها و تبيين شرح وظايف و ايجاد معيار شغلى با تكيه بر سازش وظايف و ايجاد معيار شغلى با تكيه بر سازش شغلى و گستردگى ابعاد مهارت ها و تنوع آن؛
3-طراحى مظام جامع ارزشيابى كاركنان و اساتيد با در نظر گرفتن ارتباطات افقى و عمودى سازمانى؛
4-بهره گيرى از نيروهاى علمى و داراى تحصيلات تخصصى در ستاد و صف همزمان با بازسازى نيروهاى موجود و اريه آموزش هاى تكميلى ضمن خدمت براى كاركنان،‌مديران و اساتيد و برگزارى دوره هاى آموزشى در زمينه هاى مختلف كه منجر به بالارفتن سطح انگيزش، ضريب بهره ورى و مهارت حرفه اى شود؛
5- ايجاد اطمينان، تقويت انگيزه ، مشاركت، وفاق سازمانى و استفاده بيشتر از توانايى ها و امكانات بالقوه منابع انسانى و فراهم آوردن زمينه بروز خلاقيت ها و ابتكارهاى ايشان؛
6- بهبود وضعيت معيشتى و فراهم آوردن امكانات رفاهى مناسب براى اساتيد و كاركنان و ايجاد امنيت شغلى در نيروهاى تلاشگر، دلسوز و لايق.
ب) طلاب و فراگيران
1- توجيه كامل طلاب در بدو ورود نسبت به فرهنگ، آداب و رسوم مردم ايران و قم؛
2- طراحى و تدوين سياست هاى رفاهى مركز با لحاظ نيازهاى فردى و منطقه اى توجه به اصل شايستگى در برخودرارى از امكانات؛
3- ايجاد بستر مشاركت طلاب و فضلاى غير ايرانى در نقش آفرينى در امور مركز به فرا خور نياز و امكان؛
4- توجه دادن افكار عمومى طلاب نسبت به امور جارى در مركز و رفع نارضايتى هاى با ايجاد واقع نگرى در ميان طلاب نسبت به خدمات مركز؛
5- ايجاد ارتباط عاطفى با طلاب و تلاش در بر طرف نمودن خلإهاى عاطفى ايشان؛
6- برقرارى تعهد متقابل و شفاف بين مركز و طلاب از بدو پذيرش بر اساس امكانات و مقدورات؛
7- لزوم برخوردارى و بهره مندى طلاب از حداقل سطح معيشت در قالب نظام جامع خدمات رفاهى طلاب و ايجاد و تعادل بين كيفيت خدمات ارايه شده به طلاب و كميت طلاب بهره گيرنده از خدمات؛
8- تأمين امنيت طلاب و خانواده ايشان در ابعاد فردى و اجتماعى؛
9- طراحى، تدوين و اصلاح آيين نامه ها و ضوابط مربوط به طلاب و اطلاع رسانى پيرامون آن؛
10-تأمين مسكن براى كليه طلاب متأهل در قالب شهرك، مجتمع خاص مركز و يا بهره مندى ايشان از كمك هزينه مناسب به منظور اسكان در نقاط مناسب شهر.
ج) پذيرش:
پذيرش بخش بسيار مؤثر و مهم در برنامه هاى محتوايى مركز است، برنامه ريزى علمى و برخوردارى از اقدامات فنى در اين بخش مى تواند در كيفى شدن امور و سرعت بخشيدن به آن مؤثر باشد، سياست هاى اين بخش عبارتند از :
1- اصلاح نظام جذب و گزينش طلاب و تهيه طرحى جامع جهت پذيرش علمى با حداقل ريزش و با گرايش به نخبه گرايى در پذيرش علمى با حداقل ريزش و با گرايش به نخبه گرايى در پذيرش و جذب ممتازان براى تحصيل درج.1.1؛
2- استفاده از فن آورى هاى نوين در جذب و پذيرش طلاب و بر آورد ظرفيت و استعدادهاى ايشان؛
3- ارزيابى و بازنگرس در امر هيأت هاى پذيرش و تخصيصى و تخصصى نمودن هيأت هاى پذيرشى نسبت به هر منطقه؛
4- روشن ساختن تعهدات مركز براى متقاضيان پذيرش و تعهدات متقابل آنان نسبت به مركز؛
5- متناسب ساختن ميزان پذيرش با ظرفيت ها و امكانات موجود مركز در ابعاد مختلف؛
6- استفاده از ظرفيت هاى ج.1.1؛و مراكز مشابه مركز در كشورهاى ديگر جهت جذب و پذيرش طلاب.
د) آموزش
امروز كه جوامع بشرى رشدى رشتاب به خود گرفته و گستره وسيعى از نيازها و نظريه ها متولد مى شود، نگرشى ديگر به مسأله آموزش متناسب با گستردگى اهداف، ضرورى مى نمايد عرضه نشدن آموزه هاى دينى با روش هاى نوين و همگون با مقتضيات زمان، انزواى دين را از صحنه جهانى در پى خواهد داشت.
پيچيدگى ها و پيشرفتهاى شگرف آموزش در جهان كنونى، نيازمند تأملى بيشتر و شايسته تر از طريق مداقه بر نظام ها و شيوه هاى رايج آموزشى جهان است.
سامان بخشيدن به امر آموزش نيازمند نگرش جامعى است كه بر اساس هدف گذارى دقيق، واقع گرا و متناسب با شرايط ، كه نقش و وظيفه كليه بخش هاى آموزشى و غير آموزشى مرتبط، در آن مشخص باشد تا قادر شود نسبت به تحقق بخشيدن آموزشى فراگير و همه جانبه توقيق يابد به گونه اى كه معارف ناب دينى متناسب با ظرفيت و نياز جهانيان معرفى رسانده شود و برنامه آموزشى بايد بيان كننده مجموعه كاملى از سياست ها، اهداف و خط مشى ها در مورد نيازهاى يادگيرى آحاد مخاطبان و شرايط مختلف يادگيرى باشد.
در اين زمينه سياست هاى بخش آموزش به قرار زير مى باشد:
1- تهيه و تدوين نظام نامه جامع آموزشى شامل: اهداف، مراحل و رشته هاى آموزشى با رويكرد استفاده از روش هاى نوين آموزشى؛
2- توجه به دوره هاى كوتاه مدت و آموزش هاى تكميلى به عنوان استراتژى عاجل مركز در مواجه با نيازهاى جهان اسلام؛
3-باز سازى رشته ها و برنامه هاى آموزشى و طراحى رشته هايى همگون با شاخص هاى بين المللى؛
4-هدف مندى آموزش هاى طلاب متناسب با نيازهاى ايشان پس از فراغت از تحصيل؛
5-ايجاد انجمن هاى علمى طلاب و دانش آموختگان ( فارغ التحصيلان)؛
6-اطلاع رسانى تفصيلى پيرامون برنامه هاى درسى، رشته ها، گرايش ها و تخصص هاى مركز؛
7-ايجاد نظام ارزيابى و ارزشيابى بزنامه ها، متون درسى، اساتيد و طلاب به صورتى كه همواره نظام آموزشى را در حالت پوياى قرار دهد؛
8-غنى ساختن برنامه هاى آموزشى با رعايت شاخص هاى تربيت اسلامى و تجارب سلف صالح در خوره هاى علميه؛
9-انطباق هر چه بيشتر برنامه ها با معيارهاى شناخته شده و كاستن از حجم مواد درسى و تناسب حجم واحدهاى درسى با استانداردهاى هر مقطع تحصيلى و گرايش بخشيدن به برنامه هاى درسى به سمت تعمق و تفكر به جاى حفظ مطالب، بدون از كف دادن ميراث حوزه هاى علميه در تسلط بر متون و مباحث و پرهيز از تربيت سطحى طلاب؛
طراحى شيوه آموزش از راه دور و ايجاد سيستم ارتباط فرهنگي- آموزشى با فارغ التحصيلان؛
10- طراحى شيوه آموزش از راه دور و ايجاد سيستم ارتباط فرهنگى ـ آموزشى با فارغ التحصيلان؛
11-تقويت نهاد تصميم سازى و تصميم گيرى تخصصى در امر برنامه ريزى آموزشى؛
12- اهتمام و توجه ويژه به گزينش اساتيد لايق، خليق و برخوردار از تهذيب كافى به گونه اى كه حضور ايشان در محيط آموزشى اهداف تربيتى را نيز محقق سازد؛
13- فعال سازى، ساماندهى و تقويت گروه هاى علمى واستخدام اعضاى هيأت علمى و ايجاد فرصت هاى مطالعاتى جهت اساتيد عضو هيأت علمى مركز و تنظيم تفاهم نامه با مراكز آموزشى داخل و خارج كشور؛
14- حل نهايى مسأله مدارك و دريافت مجوز رشته هاى تحصيلات تكميلى و اجراى جامع و كامل آنها؛
15- باز نگرى در برنامه ها بر اساس معيارهاى ذيل:

- تحقيق و بررسى علمى با استفاده از باز خورد برنامه ها، و آرا و انظار مديران، اساتيد و با توجه به افكار عمومى طلاب.
- انطباق با معيارها و هنجارهاى علمى بين المللى با حفظ اصالت هاى حوزوى و دينى .
- توجه به تنوع گسترده مليتى طلاب و نيازهاى منطقه اى آنان در برنامه ريزى آموزشى با بهره گيرى از نظرات كارشناسى و فضلا و طلاب غير ايرانى.
- پرهيز از تغييرات سريع در برنامه و متون درسى.

16- اهتمام به تدوين پايان نامه و تقويت آن جهت توليد علمى متناسب با نيازهاى جهان اسلام؛
17- ايجاد ارتباط وئيق بين استاد و طلبه بر مبناى مشاوره و راهنمايى با استفاده از ساز و كار مناسب و پرهيز از محدود نمودن ارتباط بين طلاب واساتيد در محدوده ساعت درسى؛
18- تأكيد بر آموزش به زبان فارسى و عربى و مطالعه و بررسى پيرامون آموزش به زبان هاى ديگر؛
19- استفاده از فضلاى غير ايرانى در فرآيند آموزش.
هـ) پژوهش
پژوهش به عنوان ضامن تأثير گذارى عميق مركز و مانع غلطيدن در ورطه روز مرگى قلمداد مى شود كه توجه كافى به آن موجب برآورده شدن خواسته ها و نيازهاى دينى و فرهنگى مخاطبان و پويايى سازمان مى شود. سياست هاى محورى در اين بخش عبارتند از:
1- تدوين نظام نامه جامع پژوهش تأليف و ترجمه در مركز؛
2- باز سنجى، سياست گذارى و اولويت بندى پژوهش هاى دينى براى كشورها و مناطق گوناگون جهان؛
3- استفاده از پتانسيل و توان طلاب و فضلاى غير ايرانى در پژوهش ها تأليف مواد مورد نياز و ترجمه هاى مربوط؛
4- گسترش روحيه پژوهشى و تحقيق گروهى در بين طلاب و فضلاى غير ايرانى و حمايت از پژوهش ها ، آثار ، مقالات، ترجمه ها و ... طلاب و فضلاى غير ايرانى..؛
5- آسيب شناسى تحقيق و تأليف دينى در عرصه جهانى و كوشش در جهت زدودن موانع ارتقاى پژوهش هاى دينى؛
6- اهتمام به پژوهش هاى راهبردى و مطالعات تطبيقى؛
7- انجام مطالعات و پژوهش هاى غرب شناسى به جاى غرب ستايى و نشر نتايج در سطح حوزه هاى علميه به صورت مكتوب با ارايه سمينار؛
8- انجام پژوهش و تحقيق پيراموت جوامع مخاطب مركز و تأمين نيازسنجى هاى آموزشى و ارايه شناخت صحيح نسبت به جمعيت هاى مسلمان در اقصى نقاط عالم؛
9- بارورى پژوهش ها و توليد انديشه و آثار علمى به زبان هاى گوناگون به گونه اى كه با توجه به واقعيت ها و نيازها به ارايه نظريه منتهى شود؛
10-تلاش در راستاى ابتناى امور مهم مركز بر تحقيق علمى و بهره مندى كليه سياست ها از نتايج آن؛
11-ايجاد سامانه هاى اطلاع رسانى در قالب هاى مختلف، نشر مجلات، تأسيس شبكه هاى اطلاع رسانى محلى و .؛
12- ايجاد كتابخانه تخصصى با هدف آشنايى با وضعيت كشورهاى اسلامى و ديگر كشورها در ابعاد مختلف با همكارى و هماهنگى سازمان هاى ذيربط؛
13-انجام مطالعات استراتژيك و راهبردى براى تعيين موقف اساسى مركز با ابتناء بر تحقيقات كارشناسى.
و) تربيتى
درباره اهميت تربيت بايد گفت كه تعليم نيز جزيى از تربيت بوده وابزارى از ابزارهاى تربيت است. مو.فقيت در تربيت، مستلزم در منظر داشتن عوامل تعيين كننده و بنيادين روانى و تربيتى است و از جمله آن تكيه بر رشد عقلانى است كه تأثير غير قابل انكارى در رشد ابعاد مختلف انسانى دارد. تربيت و تقويت بعد عقلانى در حقيقت ، پرورش بُعدى است كه راهبر انسان در بندگى خدا و نيل به سعادت است، لذا لازم است به عنوان اصلى با اهميت تلقى شود و كليه فعاليت هاى تربيتى هم جهت با آن انتخاب، تدوين و اجرا گردد.
بنابراين تربيت امرى مجزا از آموزش و پژوهش تلقى نمى شود و تنها متصدى ومتكفل آن معاونت فرهنگى نمى باشد، بلكه بايد تربيت و تهذيب روح حاكم بر همه برنامه ها و فعاليت ها باشد و امرى فرابخشى خوانده شود و از اين رو، همه مسؤولان در همه برنامه هاى خود بايد نگاهى تربيتى داشته باشند و آن را در همه اجزاى برنامه ها و اركان تصميم گيرى خود نفوذ دهند.
سياست هاى اين بخش عبارتند از:
1- گسترش و تعميق روحيه معنويت طلبى و شمول عام اخلاق اسلامى در ميان طلاب؛
2- طراحى نظام جامع تربيتى همگام با هدف گذارى مناسب؛
3- ايجاد بستر مناسب براى انجام پژوهش هاى مورد نظر به منظور دستيابى به اصول و روش هاى تربيتى و توجه مداوم به آثار و كاركرد برنامه هاى اجرايى تربيتى با بهره گيرى از پژوهش هاى ميدانى؛
4- تأمين ابعاد تربيتى برنامه هاى آموزشى از طريق مشاركت متوليان برنامه ريزى تربيتى در برنامه ريزى آموزشى؛
5- ايجاد ساختار تصميم سازى و تصميم گيرى مناسب جهت بررسى و ارزيابى برنامه هاى تربيتى.
6- توجه جدى به مركز مشاوره و انجام فعاليت ها بر اساس شاخص هاى كارشناسى شده و ارايه نتايج به درون سيستم به عنوان باز خورد فعاليت هاى و برنامه ها؛
7- ايجاد بستر مناسب جهت استفاده از طلاب و فضلاى غير ايرانى در امور فرهنگى و تربيتى؛
8- اهتمام ويژه به برنامه هاى مربوط به خانواده ها و فرزندان طلاب و فوق برنامه ها و آموزش هاى كاربردى.
ز) ساختار و تشكيلات ادارى
سازمان ادارى به عنوان ابزار اجراى مأوريت و دستيابى به اهداف داراى اهميت خاص مى باشد و ارزيابى دمادم و رسيدگى به كاستى ها و نيازهاى آن از جمله اولويت هاى مركز مى باشد، سياست هاى مورد نظر در اين بخش عبارتند از :
1- ارايه هويت مركز به عنوان نهاد آموزشى، تربيتى و پژوهشى متناسب با ابعاد بين المللى آن .
2-توجه به ارتباطات برون سازمانى و تقويت روابط عمومى؛
3-ايجاد نظام مناسب اطلاع رسانى و استفاده از نظام اطلاعات مديريتى؛
4-باز نگرى در ساختار و تشكيلات ادارى و تصويب ساختار مناسب با بهره گيرى از اصول علمى؛
5-طراحى ساختار سازمانى مدارس بر اساس رشته هاى تخصصى ، به گونه اى كه محور در تفكيك مدارس رشته هاى تخصصى قرار گيرد؛
6-واگذارى امور صفى به مدارس و پرهيز از تداخل وظايف صف و ستاد؛
7-ايجاد زير ساخت هاى مورد نياز در مدارس براى رسيدگى به كليه شؤون طلاب در مدرسه مربوط؛
8-ايجاد نظام بازخورد در مدارس متناسب با برنامه هاى پذيرشى، آموزشى و ...؛
9-شفاف سازى برنامه ها، فعاليت ها و مقررات و پرهيز از ايجاد هاله امنيتى كاذب؛
10-توجه به امر نظارت ، ارزيابى و ارزشيابى فعاليت ها، برنامه ها و نيروى انسانى.
اميد است با عنايات الهى و توجهات خاص حضرت ولى عصر (عج) و همراهى و همدلى تمامى دست اندركاران در تحقق برنامه هاى ياد شده توفيق حاصل آيد.

والسلام