اهداف و ابعاد روابط تكيه و اسرائيل (4)

جعفر نورجو

 

4. نفوذ در آسياي ميانه و فقفاز

فروپاشى شوروى و استقلال جمهورى هاى ترك نشين آسياى مركزى و قفقاز، اژدهاى خفتة اميان ترك ها را براى تشكيل امپراطورى توران بزرگ بيدا كرد و عرصه اى را در برابر آنكارا گشود تا بتواند ناسيوناليسم ترك را كه تا كنون فقط در خاورميانه و بالكان امكان نفوذ داشت، در پهنة عظيم آسياى مركزى و قفقاز فعال سازد.

اما منطقه اى كه تركيه مايل به نفوذ در آن است، خالى از رقيب نمى باشد. كشورهايى مثل روسيه، ايران، پاكستان و حتى عربستان هر يك در چارچوب منافع ملى خود در اين منطقه فعال هستند. لذا تركيه مى كوشد با به كارگيرى حداقل امكانات موجود، ضمن كنار زدن رقبا، راه را براى نفوذ فرهنگى و گسترش همكارى هاى اقتصادى خود هموار سازد. آنكارا، ايران و روسيه را دو رقيب جدى خود در اين منطقه حياتى مى داند. در حقيقت زمامداران تركيه در كنار فعاليت هاى سياسى و فرهنگى خود در آسياى ميانه و قفقاز در صددند با ايجاد روابط قوى اقتصادى، پايه هاى نفوذ اين كشور ار در منطقه مستحكم تر كرده و بزرگراه هاى حياتى اقتصاد كشورهاى اين منطقه را در اختيار بگيرد.

در مقابل، پيش زمينه هاى مساعد فرهنگى و گرايش هاى اسلام خواهانه تودة مردم منطقه، ايران را براى تركيه به رقيبى جدى و اصلى مبدل ساخت است. به نحوى كه سياستمداران آنكارا به اين نتيجه رسيده اند كه قدرت ايران در منطقة آسياى مركزى و قفقاز فراتر از آن است كه بتوان در محاسبات خود آن را ناديده گرفت. ”تانسوچيللر“ نخست وزير سابق تركيه در اين باره مى گويد: ((ميليونها ترك زبان در آسياى مركزى زندگى مى كنند كه به دو الگو مى نگرند، الگوى تركيه و الگوى ايران)).

از اين رو تركيه مى كوشد ضمن الگوسازى از سيستم لائيسم، با تبديل شدن به سپرى در برابر اسلام اصولگرا، هم ايران را از منطقه به عقب براند و هم اهميت پيشين اين كشور را در دوران جنگ سرد كه ناشى از سد نفوذ كمونيست ها بود، امروزه با سدبندى در مقابل اسلامگرايى، احيا كند.

اما پيروزى لائيسم بر اسلام گرايى، مستلزم امكانات وسيع مالى، فرهنگى و سياسى مى باشد كه از توان تركيه خارج است. اين جاست كه اسرائيل از نظر پشتيبانى بالقوه و بالفعل مى تواند بسيارى از نيازهاى آنكارا را در ابعاد مختلف برآورد سازد. از طرف ديگر تل آويو نيز خود به منطقة‌ آسياى مركزى و قفقاز نظر داشته و در حوزة سياسى و اقتصادى مايل به نفوذ در آن مى باشد.

 در حوزة سياسى از ديد اسرائيل، فروپاشى شوروى كه يكى از دشمنان استراتژيك تل آويو محسوب مى شد، رويداد خوشايندى بود. پس از آن نيز تحول كيفى روابط روسيه و اسرائيل فرصت مناسبى را براى تحرك سياسى آن رژيم در آسياى مركزى و قفقاز فراهم آورد تا تل آويو از طريق آن به اهداف ذيل در منطقه نايل آيد:

1. تحولات شوروى سابق فرصتى تاريخى براى اسرائيل بود تا با قديمى ترين جوامع يهودى آسيا، يعنى يهوديان بخارا و يهوديان كوهستانى ساكن در جمهورى آذريبايجان رابطه برقرار سازد.

2. رژيم اسرائيل كه به دنبال بزرگ شدن خاورميانه (خاور ميانه جديد) مى باشد، باگسترش روابط خود را كشورهاى اين منطقه در جهت تضعيف بُعد عربى خاورميانه تلاش مى نمايد.

3. همجوارى اين منطقه با ايران، مسأله را از نظر استراتژيك براى اسرائيل مهم مى سازد.

4. اسرائيل جهت فراگيرى از گسترش دامنه اسلام گرايى در منطقه تلاش مى كند. ”شيمون پرز“ بارها به اين نكته اشاره كرده است كه ((اميدوارم تا مكتب آتاتورك در جمهورى هاى آسياى ميانه و قفقاز پيروز شود، نه اسلام گرايى)).

5. كنترل سياسى فعاليت هاى تركيه در منطقه از ديگر اهداف اسرائيل مى باشد.

بنابراين، جلوگيرى از گسترش نفوذ ايران، حمايت از حكومت هاى لائيك، ممانعت از استيلاى روسيه و مقابله با امواج اسلام خواهى ملت هاى منطقه، موجب شده تا سياست گزاران تركيه و اسرائيل ترغيب شوند با تمركز بخشيدن به امكانات و اهرم هاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى خود، احتمال پيروزى مشترك خويش را افزايش داده و از شانس موفقيت رقيبان بكاهند.

در حوزة اقتصادى نيز كسب منافع اقتصادى، از ديگر اهداف اسرائيل در همكارى با تركيه است. درهم آميختن سرمايه و منابع مالى گسترده اسرائيل (با حمايت آمريكا) با نفوذ فرهنگى و سياسى تركيه در ميان سياستمداران تركيه در ميان سياستمداران كشورهاى منطقه‌، بازار وسيعى را در اختيار دو كشور قرار داده است، كه ضمن برخوردارى از نيروى كار ارزان، بازارهاى بكر، زير ساخت هاى اقتصادى مناسب و تضمين سرد سرشار در مراحل بعد،  خود به صورت ابزارى در خدمت مطامع سياسى در آمده و اهرم فشار مؤثرى خواهد بود.

تل آويو براى نفوذ در منطقه آسياى مركزى و قفقاز حساب ويژه اى بر روى تركيه باز كرده است. ((اورى گات)) كاردار سابق اسرائيل در استانبول مى گويد: ((اسرائيل در صدد است با تركيه در مورد سرمايه گذارى در آسياى مركزى شريك شود، زيرا اسرائيل از طريق بازرگانان ترك، آسان تر به جمهورى هاى اين منطقه راه خواهد يافت.

از اولين محصولات اين همكارى، قراردادى است كه در سال 1994 جهت ايجاد مزراع بزرگ كشاورزى در ازبكستان و تركمنستان منعقد شد. در چارچوب اين قرار داد، تركيه و اسرائيل با همكارى آمريكا كار ايجاد اين مزراع را بر عهده گرفتند و مركز همكارى هاى بين المللى اسرائيل ((ماشاف)) عهده دار نظارت بر اجراى آن شد.

از سوى ديگر اغلب شركت هاى بزرگ تركيه كه عمدتاً در آسياى ميانه به فعاليت مشغولند، دركنترل يهوديان آن كشور قرار دارند و بر طبق تازه ترين اطلاعات موجود، حدود چهار هزار تن از كارشناسان اسرائيل به دور از هر گونه تبليغ و جلب توجه، تحت پوشش شركت هاى تركيه اى به فعاليت هاى اقتصادى، تبليغى و سياسى، امنيتى در آسياى مركزى و قفقاز مشغول هستند.

ادامه دارد...