شيعيان جمهورى آذربايجان و چالش هاى پيش رو(2)
اشاره:
آنچه پيش روى خوانندة گرامى است دومين قسمت از مقاله اى است كه آقاى دلاور محمدپور نگاشته و در آن مشكلات شيعيان را در آذربايجان انعكاس مى دهد. وى ابتدا وضعيت دين و دينداران آذربايجان را در دوره هاى تزارى روسيه، شوروى سابق و پس از استقلال به اختصار بررسى كرده، آنگاه به موانع عمدة پيش روى شيعيان آذرى مى پردازد.
6. فعاليت هاى مذهبى تركيه
تأسيس مدارس دينى، مدارس تحت پوشش گروه هاى اسلام گراى نورچى كه تدريس و تعليم دينى جرء مواد درسى آن هاست، ايجاد دانشكدة الهيات و اعزام استادان دروس مربوطه از تركيه، تأسيس مساجد متعدد در جاى جاى اين كشور و اعزام مبلغان روحانى، حضور مسؤول امور دينى سفارت تركيه در باكو، تردد مسؤولان امور دينى آن كشور به آذربايجان و اعزام جوانان براى تحصيل در مراكز آموزشى علوم دينى، از موارد متعددى است كه نشان مى دهد، فرهنگ شيعى آذرى ها مورد توجه ترك هاى اهل تسنن قرار گرفته است.
« نورى ايلماز » وزير امور دينى تركيه كه در بهار سال 1379 به آذربايجان سفر كرده بود، در ديدار با « حيدر على اف » رئيس جمهورى آن كشور درخواست كرد اجازه داده شود در دبيرستان هاى آذربايجان علوم دينى تدريس شود. وى علت اراية اين پيشنهاد را چنين يا كرد: « ما مى خواهيم فارغ التحصيلان مدرسه هاى تركيه در آموزشگاه هاى آذربايجان، علوم دينى را به شاگردان بياموزند » .
در سفر وى مسجد در قُبا و قوسار، دو مسجد در يولاخ و آغداش و يك مسجد در آبشوران افتتاح شد. اين مساجد توسط ترك ها مرمت يا ساخته شده است. « هدايت اروج اف » مشاور رئيس جمهورى آذربايجان، در مراسم تأسيس مسجد تأكيد كرد: « با حمايت و تلاش كشور تركيه، در مناطق گوناگون آذربايجان مساجد جديدى احداث و آمادة بهره بردارى مى شوند. وى به پاس اين نيكوكارى، از مردم و « نورى ايلماز » وزير امور دينى تركيه ابراز قدردانى كرد. »
گرايش شديد عمدة زيادى از روشنفكران و فعالان احزاب سياسى به تركيه، اعضاى حكومت و حتى مخالفين حاكميت فعلى، پذيرفتن الگوى نظام لائيك تركيه و طرز برخورد با دين و ديندارى آن كشور، موجب مواجهة تشيع و تسنن و نيز تضعيف تشيع شده است، چنان كه به گزارش جرايد آذربايجان عدة زيادى از جوانان بدون آشنايى با مذهب خود، جذب مبلغان اهل سنت شده اند و بيجا نيست كه از سوى معاون حزب جبهة خلق در امور دينى و رئيس كميسيون امور سياسى ـ دينى حزب مساوات، كه بيشترين گرايش ها را به تركيه دارد، طى مقاله اى در روزنامة آزادى پيشنهاد كرده نماز به زبان تركى خوانده شود! پان تر كيست هاى لائيك تركيه در چند ماهة پيش اين ايده را مطرح كرده بودند، اما ناكام ماندند. اكنون خَلَف آن ها در آذربايجان پا جاى پاى آن ها مى گذارد.
7. پان آذريسم و پان تركيسم
در گذشته اشاراتى به اين موضوع شد. اوضاع خاص آذربايجان، پان آذريسم و پان تركيسم را به يك ايدئولوژى تبديل كرده است و به اين ترتيب زمينة تقابل دين اسلام گرايى و قوم گرايى ـ همان طور كه گفته شد ـ فراهم شده است؛ ليكن دو بعد از رفتار پان تركيستى و پان آذريستى مشاهده مى شود.
پان تركيست ها و پان آذريست ها تشيع را ايدئولوژى فارسى قلمداد مى كنند. « رافيق اسماعيل اف » رييس كميسيون امور سياسى و دينى حزب مساوات كه گرايش هاى شديد پان تركيستى دارد، پس از آن كه اظهار كرد نماز به زبان آذرى خوانده شود و علماى دين را محافظه كار معرفى كرد، با اعتراضاتى مواجه شد. وى در پاسخ به اعتراض ها چنين اظهار كرد: « محافظه كاران تحت تأثير ايدئولوژى فارسى قرار مى گيرند، ما نيز از دشمنان قاطع اين ايدئولوژى هستيم؛ ليكن خواندن نماز به زبان آذرى به ايدئولوژى اسلام فارسى، ربطى ندارد. »
8. تبليغ وهابيت
خلأ فكرى موجود به دلايل پيش گفته، زمينة حضور انديشة توسعه طلبى را فراهم آورده است. وهابيت نيز مشمول چنين قاعده اى قرار مى گيرد. اقليت اهل تسنن در آذربايجان به ويژه به دليل همسايگى با منطقة داغستان و نزديكى چچن ها، كه تا حد زيادى تحت نفوذ وهابيت قرار گرفته است و بالاخص به علت اين كه اين قليت مذهبى كه اقليت قومى نيز محسوب مى شود و بر اثر تمايلات شديد قوم گرايانه پان تركيستى و پان آذريستى حاكميت خود را در تنگنا مي بيند، به اولين علايم كه با كمك هاى مادى نيز همراه است، چراغ سبز نشان مى دهد.
همچنين تبليغات وسيع همراه با فعاليت هاى انسان دوستانه تحت عنوان كمك به جنگ زدگان قره باغ، تأسيس و ادارة يتيم خانه، كمك در بازسازى مساجد و روش هاى ديگر كه همراه با تأمين مالى مى باشد، فرصت هاى بيشترى براي نفوذ مبلغان وهابى را هم در ميان شيعيان فراهم مى كند.
وهابيون از شيوه هاى گوناگون ديگرى نيز براى تبلغ سود مى برند. شيخ سليم، كه تبعه سودان است، در مدارس آذربايجان وهابيت را تبليغ مى كرد كه با جدايى طلبان جمهورى داغستان(منظور قوم لُزگى است كه سنى مذهب بوده و در تقسيمات سياسى به دو بخش تقسيم شده اند: بخشى در اراضى شمالى آذربايجان و بخش ديگر در داغستان وابسته به فدراسيون روسيه قرار گرفته اند) ارتباط داشت، اگر چه بارها به وى هشدار داده شد كه از تبليغ وهابيت دست بكشد، اما به علت نتيجه بخش نبودن هشدار ها، از آذربايجان اخراج مى شود.
روزنامة « هفت روز » تحت عنوان « وهابى گرايى در آذربايجان » مى نويسد: بنياد « رستاخيز اسلام » در جمهورى آذربايجان از سال 1944 فعاليت مى كند. كار بنياد كمك رسانى به مناطق جنگ زده، كمك به خانوادة شهدا و محرومان، تأمين داروى بيمارستان هاى كشور و به طور كلى انجام فعاليت هاى بشردوستانه است. اين بنياد از سوى دولت كويت تأمين و حمايت مالى مى شود. رئيس بنياد در آذربايجان « محمد السهارى » و مديريت شاخة كويت با شيخ طارق است. بنياد هر ماه به كودكان خانوادة شهدا مواد غذايى و هر سال دو بار لباس مى دهد. كودكان حتماً بايد در كلاس هاى قرآن شركت كنند؛ در غير اين صورت از دريافت كمك ها محروم مى شوند.
روزنامة « رزونانس » نيز با عنوان « شيوة جديد وهابى گرايان » به نمونه اى از شيوه هاى ساده و چه بسا مؤثر در ميان عوام اشاره دارد: « يقيناً نامه اى تحت عنوان « پيام از عربستان سعودى » بين تعداد زيادى از شما توزيع گرديده و از روى جهل و ترس پيام را اجرا نموده اما به معنى آن پى نبرده ايد. در اين پيام آمده است كه يكى از شيخ هاى عربستان سعودى پيامبر اكرم(ص) را در خواب ديده و پيامبر به او فرموده است كه روز جمعه 600 زن كه نماز مى خوانند و از شوهرانشان اطاعت نمى كنند، مرده اند؛ سپس پيامبر اكرم(ص) از شيخ مى خواهند كه پيام ايشان را بين مسلمانان توزيع كند و به آنان بگويد كه با ايمان و با تقوا باشند. كسى كه پيام مرا توزيع كند به ثروت زيادى دست پيدا خواهد نمود و افرادى كه از انجام مأموريت خوددارى نمايند، خواهند مرد. »
روزنامه درادامه مى نويسد: « ... اين عمل وهابى گرايان است كه اخيراً جهت گسترش طريقت خود از شيوه هاى گوناگون استفاده مى كنند. »
خبرنگار روزنامة « اوچ نقطه » (سه نقطه) طى گزارشى از مناطق شمالى آذربايجان به شيوع فعاليت گروه هاى مختلف اهل طريقت اشاره كرده و بهره بردارى گروه هاى كريشناگرايان، نوچرها و وهابى ها را از فرصت ايجاد شده خاطر نشان مى سازد. وى مى افزايد: « مسؤولان منطقة قبا از دخالت در امور ميسيونرها اجتناب مى كنند و مردم در توجيه چنين موضع گيرى مى گويند: هر كس عليه وهابيون اقدام كند با تهديدات آن ها مواجه مى شود. در حال حاضر تعداد وهابى هاى شهر قبا بيش از 20نفر مى باشد. » وى به نقل از منابعى كه نمى خواهد فاش شود مى نويسد: « وهابيون شديداً فعال اند و از نظر مالى مشكلى ندارند. »
يكى ديگر از شهرهاى شمالى آذربايجان « خاچماز » نام دارد كه در مرز جمهورى داغستان واقع شده است. به علت فعاليت وهابيون در مساجد اين شهر، تعداد سه باب مسجد از سوى حكومت تعطيل شد. « مشهدى آزادخان بابايف » ،رئيس تشكيلات حزب اسلامى در منطقه خاچماز، اظهار مى كند:در اين شهر وهابى ها تحت حمايت فرماندارى قرار دارند؛ وهابيونى كه از داغستان به اين منطقه آمده اند از سوى فرماندارى پشتيبانى مى شوند. « قربان جرائيل » ، مسؤول واحد خبرى حزب اسلامى نيز در اين خصوص تصريح دارد كه دشمنان اسلام تحت پوشش وهابى گرايى عليه اسلام مى ستيزند.
« رافيق على اف » ، رئيس مركز بررسى هاى ارشاد اسلامى باكو، در جلسة « آزادى اعتقادات دينى » با اشاره به فرقه هاى مختلف در آذربايجان، فعاليت هاى بشر دوستانة آن ها را رسيدن به اهداف جاسوسى ارزيابى كرد و افزود: « منظور اصلى اين گونه تشكيلات، گسترش دادن مذاهب وهابى، مسيحى، كريشنايى، نورچى و غيره است؛ آن ها با ترويج اين فِرَق، زمينه مسايل دينى را ناامن مى سازند. » رافيق على اف اظهار كرد: « وهابى گرايان و چند فرقة ديگر بسيار فعال اند و در باكو چندين مسجد بزرگ ساخته و در اين مساجد اقتدار خود را پايه ريزى مى كنند و به نتيجه هايى نيز رسيده اند... اگر وضعيت به اين منوال پيش رود در زمينة دينى اختلاف نظرها اوج خواهد گرفت. » رئيس مركز بررسى هاى ارشاد اسلامى افزود: « اگر سه سال پيش تعداد وهابيون سه هزار بود، در حال حاضر بيش از ده هزار تن است و چه بسا در آينده به بيست هزار برسد. با اين وضعيت وهابيون در تمامى مناطق آذربايجان گروه هايى ايجاد و دولت آذربايجان را با خطر جدى مواجه خواهند كرد. »
9. بهاييت
با گسترش توهم فشار بر بهاييان در ايران، پراكندگى آن ها در آسياى مركزى و قفقاز فراگير شد و در آذربايجان نيز تعداد زيادى مستقر شدند.
روزنامه « يدى گون » (هفت روز) دربارة اين فرقه چنين اطلاعاتى ارايه كرده است:
« زمانى كه بهاييان به آذربايجان وارد شدند در مناطق نخجوان اردوباد كه مجاور مرزهاى ايران است، استقرار يافتند. آن ها به مرور تبليغات خود را گسترش داده و در روستاى بالاخانى كه در اطراف باكو قرار دارد، متمركز شده و تجمع زيادى را تشكيل دادند. پس از روى كار آمدن نظام كمونيستى، بهاييت نيز تحت فشار قرار گرفت و رهبران آن ها تبعيد شدند. بهايى گرى در سال 1993 در آذربايجان تثبيت شد و فعاليت خود را آغاز كرد. اعضاى اين فرقه در باكو 500 تن مى باشند. پيروان مسلك بهايى با سياست سروكار ندارند و از قوانين و مقررات كشور تبعيت مى كنند و براى برقرارى صلح و ثبات در جهان تلاش مى كنند... . »
شيوة فعاليت بهايى ها جذاب است؛ در نزد مردم با چهرة بشر دوستانه، صلح طلب، امدادرسان به ناتوانان و محرومان جلوه مى كنند و در نزد حكومت ها تابع حاكميت، قانون مدار و خادم شناخته مى شوند. « آذر جعفرات » يكى از بهايى هاى آذربايجان در مصاحبه با جرايد، بهاييت را اين گونه معرفى مى كند:
« بهاييت مخالف خرافات و موهومات بوده و خواهان حقوق برابر براى زن و مرد، مانع تهى دستى فقرا و ثروت اندوزى بيش از حد، تأمين امكان كسب علم و تحصيل باى همه است. از نظر بهاييت علم و دين بايد مطابقت داشته باشند. تمام انسان ها عضو يك خانواده اند. بايد دين موجب دوستى، همسويى و همدلى شود. همه انسان ها بايد در راه صلح و ثبات بين المللى مبارزه كنند. استعمال مواد مخدر و الكل در ميان بهايى ها ممنوع است و نبايد به عضويت تشكل و احزاب سياسى در آيند. بهايى بايد از قوانين و مقررات دولت تبعيت كند... »
ادامه دارد...