مقالات

شيعيان جمهورى آذربايجان و چالش هاى پيش رو

 

اشاره:

آنچه پيش روى شماست، مقاله اى است درباره وضعيت شيعيان در جمهورى آذربايجان كه به قلم آقاى دلاور محمد پور به نگارش درآمده و در دو قسمت به چاپ رسيد؛ اينك قسمت نخست آن را ملاحظه مى فرماييد.

 

پيش درآمد

شيعيان در منطقه اى كه اكنون جمهورى آذربايجان نام گرفته، تاريخى پرفراز و نشيب را سپرى كرده اند و موقعيت خاص جغرافيايى منطقه، دشوارى هاى فراوانى بر آن ها تحميل كرده است. قرار گرفتن آذربايجان در مرز بين حكومت ايران و امپراتورى روس، بيشترين صدمات را به اين مردم وارد آورد. هنگامى كه اهالى آذربايجان در قلمرو ايران، مسلمان شدند و بعدها امپراتورى روسيه با غلبه بر تاتارها و روى كار آمدن ايوان مخوف، موجب رودررويى سياسى بين دو قدرت حاكم گرديد كه به مقابله اديان اسلام و مسيحيت تبديل شد؛ جنگ هاى پى درپى بين ايران و روس مصايب فراوانى بر مردم آذربايجان به وجود آورد و بعد از سال ها موجب جدايى اين منطقه مهم از قلمرو ايران براساس عهدنامه گلستان در سال 1813 ميلادى و تركمن چاى در سال 1828 ميلادى گرديد.

جدايى اين منطقه از ايران باعث فاصله مردم آن ديار با وطن ديرين خود نگرديد. رفت و آمدها تا اواخر دهه بيستم قرن گذشته كم و بيش ادامه داشت. از آن تاريخ به بعد مرزها به طور كامل بسته شد و بسيارى از اقوام و خانواده ها از هم جدا شدند؛ بدين ترتيب اندوهى ديگر بر غم هاى مردم آذربايجان افزوده شد.

شيعيان آذربايجان تا آن تاريخ با مراكز دينى و تعليمى شيعيان در ايران رابطه نزديك داشتند و مى توانستند با جريانات و تحولات مركزيت تشيع هماهنگ و همگام شوند، حتى عده اى از آن ها در حوزه هاى علميه قم، نجف و كربلا تحصيل مى كردند و به عنوان يك ملت مسلمان شيعه كم و بيش با مسايل روز جامعه خود و جهان آشنا بودند و چنان كه مى دانيم در جريانات بزرگ ايران از قبيل مشروطيت، تحول مطبوعاتى در ايران و... نقش ايفا كردند.

البته مظلوميت مردم آذربايجان به جنگ بين اديان ختم نمى شود بلكه جنگ بين دو مذهب شيعه و سنى نيز دامن منطقه آذربايجان را فرا مى گرفت. حكومت شيعه صفوى و حكومت سنى عثمانى با دست آويزهاى مذهبى اما به علت هاى سياسى ، توسعه طلبى ، جاه طلبى و حتى اختلافات شخصى و قومى رو در روى هم به ستيز پرداختند و چندين بار مناطق آذرى نشين ايران و جمهورى آذربايجان فعلى ميان دو قدرت متخاصم دست به دست شد. از قتل و كشتار مردم آذرى زبان بى گناه به علت شيعه بودن آن ها داستان هاى فراوانى در تاريخ مكتوب و ادبيات شفاهى مردم و خاطرات تاريخى آذرى ها باقى مانده است كه حكايت از ظلم بى شمار سپاهيان و لشگريان عثمانى دارد.

پس از استقرار نظام كمونيستى در قلمرو امپراتورى روسيه، آذربايجان مجدداً با فجايع عظيمى مواجه شد. اين بار علاوه بر جان مردم، اعتقاد و دين آن ها نيز مورد هجوم قرار گرفت. ممنوعيت فعاليت تبليغ دينى به ويژه در مناطق مسلمان نشين شوروى ، به شدت اعمال مى شد.

مخالفان با اشد مجازات مواجه مى شدند. علماى بسيارى از شيعيان آذرى به قتل رسيدند. عده اى در تبعيدگاه ها جان باختند و انقطاع با ميراث و ارزش هاى فرهنگى ـ تاريخى براى ملت آذربايجان به وجود آمد. مساجد به انبار و موزه تبديل شد. كسانى كه به مسجد مى رفتند تحت تعقيب قرار مى گرفتند و از مزاياى زندگى ، شغل و آزادى محروم مى شدند. برگزارى مراسم مذهبى ممنوع گرديد. مردم براى اين كه بتوانند در ايام محرم عزادارى كنند، به بهانه فوت اقوام مجلس عزادارى برپا مى كردند. براى ختنه كردن پسران، آن ها را به روستاها مى فرستادند تا از چشم مأموران دور باشند.

سال ها گذشت تا اين كه در سال 1991 ميلادى جمهورى آذربايجان به استقلال رسيد. اكنون اوضاع دگرگون شده بود. مردم آذربايجان رهاشده از فرهنگ تحميلى روسى مى توانند به خويشتن دينى ـ فرهنگى بازگردند.

البته جنگ با ارمنستان براى بازپس گيرى منطقه قره باغ بحران بزرگى به وجود آورده است. يك پنجم از خاك آذربايجان تصرف و يك ميليون نفر آواره شده اند. حل مسأله قره باغ، مردم و حكومت آذربايجان را به شدت به خود مشغول كرده است. از حدود 8 ميليون جمعيت اين كشور، بيش از 70 درصد شيعه، 20 درصد سنى و مابقى پيرو اديان ديگرند.

اداره روحانيت مسلمانان قفقاز، به عنوان ناظر بر امور مذهبى مسلمانان قفقاز، در شهر باكو مستقر است، رييس اين اداره، شيخ الاسلام « الله شكر پاشازاده »، شيعه و معاون وى « حاجى صابر »، سنى است. اين اداره از زمان شوروى سابق مانده است. در آن دوره ادارات پنج گانه دينى ، در مناطق مسلمان نشين شوروى به وجود آمده بود. اداره دينى مسلمانان قفقاز همچنان به وظيفه خود در حوزه قفقاز كه آذربايجان، گرجستان، ارمنستان و جمهورى هاى خودمختار قفقاز شمالى وابسته به روسيه را شامل مى شود، عمل مى كند. علاوه بر اداره ياد شده، اداره امور دينى ، در كابينه نيز فعاليت مى كند و « هدايت اروج اف » مشاور ريسس جمهورى ، در اين سمت عهده دار سياست گذارى امور دينى كشور است.

پس از استقلال، مساجد زيادى احيا و بازسازى و تعدادى نيز تأسيس گرديد. حدود هزار باب مسجد در سطح آذربايجان مفتوح است. يك سوم اين ها مساجد قديمى است كه به انبار، موزه، كتابخانه، و كارگاه تبديل شده بود. براى مثال تاريخ بناى مسجد « جمله جورات » در شبع جزيره آبشوران به 409 هجرى قمرى بر مى گردد.

در شهر باكو تقريباً صد مسجد وجود دارد كه نيمى از آن در يك محله كوچك قديمى به نام « ايچرى شهر » واقع شده است. كه از اين ميان تنها 23 مسجد به روى مراجعان گشوده شده است. به گفته رئيس اداره روحانيان قفقاز در زمان شوروى سابق فقط 18 مسجد در آذربايجان باز بود. (1)

مراسم مذهبى توسط شيعيان در عمده مساجد برگزار مى شود. در ماه محرم سال جارى ، روزنامه اكسپرس چنين نوشت: « ديروز عاشورا بود. در رابطه با اين روز تعداد 20 تا 50 نفر از جوانان شيعه در كوچه هاى شهر عزادارى نمودند. در تمامى مساجد شهر مراسم سوگوارى برگزار شده و خيرات به مردم داده شد. در اين مراسم ده ها هزار نفر در مسجد تجمع كردند، حتى براى حركت مردم و وسايل نقليه در محل مشكل تردد به وجود آمد. اگر چه اين روز تعطيل رسمى اعلام نشده بود لكن بسيارى مراكز تجارى ، تفريحى ، و خدماتى از فعاليت باز ايستاده بودند. »

اگر چه نشريه اى روزانه توسط مسلمانان شيعه منتشر نمى شود، ليكن مباحث مذهبى روز به روز حجم بيشترى از صفحات جرايد را اشغال مى كند. به عنوان مثال نشريه « تحرك » يكى از صفحات خود را به مسايل اسلامى اختصاص داده است.

از طرف دولت روزهاى عيد فطر و قربان تعطيل رسمى اعلام شده است. بحث و گفتگو درباره قرار گرفتن تعليمات امور دينى در مواد درسى مدارس، مورد توجه قرار دارد و حتى دامنه اين مسايل به رسانه هاى گروهى كشيده شده ست. جامعه آذربايجان براى به اجرا در آوردن تصميم فوق در حال نظر سنجى است.

جلوه هاى اسلامى روز بروز بيشتر ديده مى شود. در سال 1989، كه من براى اولين بار به باكو سفر كردم، در اين شهر هيچ زن محجبهاى ديده نمى شد، و حتى احتمال حضور چنين افرادى بعيد به نظر مى آمد؛ اما در سال 1995 كه براى بار دوم از باكو ديدن مى كردم تعداد زيادى بانوان محجبه به چشم مى خوردند و جوانانى كه ظاهرشان با اعتقادات دينى آراسته بود. اگر زمانى حجاب داشتن جرم بود، اكنون زنان مؤمن براى اين كه عكس گذرنامه آن ها با حجاب باشد دست به اعتراض مى زنند و حتى از رفتن به حج با عكس بدون حجاب در گذرنامه خوددارى مى كنند.

در واقع آذربايجان با رويش مجدد اسلام و فرهنگ گذشته خود، كه مترادف با تشيع است، مواجه است. جامعه شيعيان آذربايجان را با بيش از هفتاد درصد جمعيت، محدوديت ها و موانعى احاطه كرده است. نشانه هاى فراوانى از توانايى هاى شيعيان در آمدن آن ها، با كاستى ها و بن بست هاى گوناگونى مواجه است. شناسايى موانع، مى تواند چراغى براى يافتن راه خروج و عبور از ناهموارى ها باشد. اكنون نگاهى به مشكلات عمده مى افكنيم.

موانع پيش روى شيعيان:

1-   كانون توليد انديشه دينى و تربيت علما و انديشمندان متدين وجود ندارد

به علت محدوديت هايى كه در دوره تزاريسم به وجود آمد، امكان تأسيس مدارس دينى و تربيت علما و مراجع دينى و انديشمندان متدين از بين رفت. تنها مدرسه‌دينى ميرعرب در سمرقند ويك حوزه علميه در دوره شوروى سابق، اجازه فعاليت داشتند كه آن ها هم كاملاً زير نظر حكومت اداره مى شدند. كيفيت آموزش پايين بود و تربيت شدگان، مطيع نظام اشتراكى ـ كمونيستى شوروى بودند؛ ضمن اين كه اصلاً فقه شيعه تدريس نمى شد.

از سوى ديگر رابطه علما با خارج از شوروى قطع شده بود و هيچ گونه تبادل افكار وآراى دينى به معناى واقعى وجود نداشت. به اين ترتيب زيرساخت هاى مراكز آموزشى و دينى كاملاً از بين رفته بود، در نتيجه امكان رشد و نمو رهبران فكرى در دايره دينى وجود نداشت.

 

2-   تضعيف دين و تهى شدن مفاهيم اسلامي

ممنوعيت تعليم و تعليم دينى به هر شكل، ممنوعيت تبليغ، بستن مساجد و مراكز دينى و حتى ممنوعيت امورى مثل وقف كه وجه دينى داشت. همچنين تبليغات شديد عليه دين و دين داران در طول چندين دهه موجب شد در بين اكثريت نسل هاى جديد مردم آذربايجان به جز نامى از اسلام و در ميان آن بخش اندك هم چيزى جز برخى شعائى آميخته با آداب و رسوم محلى و حتى خرافى ، باقى نماند. رواج فرهنگ بيگانه بر اثر سلطه روس ها، سبب اضمحلال فرهنگ و تمدن ديرينه آذرى هاى شيعه گرديد؛ اعتقادات دينى با تهى شدن از محتوا و معنى به فولكور و آداب و رسوم محلى تبديل شد. مسلمان بودن معنى قومى يافت و آذرى نژاد بودن را تداعى كرد؛ به ويژه اين كه جنگ بين ارامنه و آذرى ها، با جنگ مسلمانان و مسيحى برابر تلقى مى شد. قرار دادن اعتقادات اسلامى در درون قالب كوچك قومى ، موجب تضعيف و تهى شدن مفاهيم عميق و فراگير اسلامى شد و در ميان مردم آن جمهورى ، به خاطره اى از گذشتگان مبدل گرديد.

پروفسور « نيازى مهداف »، رييس مركز حقوق بشر آذربايجان و از نزديكان به محافل لائيك حزب مساوات نوين، طى سخنرانى در ميزگرد « دين و جامعه » مى گويد: « در كشورما شعور دينى در سطح مطلوبى نيست و مبلغ اسلامى به اندازه مورد نياز نداريم، مناز جوانان مى خواهم شعور اسلامى خود را تعميق بخشند. »

همچنين مركز بررسى هاى دينى اين كشور، علت ترويج اديان بيگانه را در آذربايجان ناآشنايى مردم با دين و رشد نيافتن اسلام در اين كشور ذكر كرده است.

 

3-   كنترل و محدوديت از سوى حكومت

علاوه بر موانع و محدوديت هايى كه به آن ها اشاره شد، ديگر وجوه اين امر را اشاره مى كنيم:

در دوره تزاريسم، شوونيسم روسى كه خود را مبلغ سخت ترين مسيحيت در شرق قلمداد مى كرد، شرايط را براى مسلمانان به وجود آورده بود. رهبران روس خطاب به اروپايى ها بارها گفته اند كه اين روسيه بوده است كه مانع هجوم مسلمانان به اروپا و غرب شده وخود را سپر بلاى آن ها كرده است. در حالى كه هميشه قلمرو مسلمانان در ايران، همچنين در عثمانى مورد تعرض روسيه واقع شده و بخش عمده اى از اراضى قفقاز از ايران و ماوراء قفقاز و اطراف درياى سيا به تصرف روس ها و متحدانش در آمده است.

در دوره شوروى جوخه هاى مبارزه با دين داران تشكيل شد؛ به ويژه در مناطق مسلمان نشين براى تسلط فرهنگ و تمدن برادر بزرگ ترـ روسيه ـ شدت عمل عليه دين داران بيش از حد بود.

يكى از اقوام دور من كه در ايام جوانى براى تجارت به باكو سفر كرده و به علت بسته شدن مرزها، در آن سو ماندگار شده بود، پس از فروپاشى شوروى سابق در سفر به ايران براى ديدار با اقوام و خويشان چنين نقل مى كرد: « با زنى ازدواج كردم كه پدرش روحانى بود اما در جريان تبعيد و كشتار علما و دين داران دستگير شد و پس از گذراندن بازجويى ها و سختى هاى فراوان به پايش سنگ بسته و او را به دريا افكندند. »

به گفته مردم آذربايجان نمازخواندن و حتى تعليم نماز به فرزندان ممنوع بود. تعداد اندكى كه روزه دار بودند، آن را پنهان مى كردند تا جريمه نشوند. رفتن به مسجد عواقب نامطلوب براى دين داران در پى داشت.

پس از استقلال آذربايجان، مردم باز هم با محدوديت هايى مواجه اند. طرح تحت نظارت آوردن تمام مساجد از سوى اداره روحانيت مسلمان قفقاز در دست تهيه است. تبليغ عليه روحانيت و دين داران در جرايد و رسانه هاى همگانى به شدت ادامه دارد. نسبت به حجاب زنان محدوديت هاى گوناگونى قايل اند. در سال 1378 هنگامى كه زنان مؤمنه گذرنامه با عكس محجبه داشتند، پذيرفته نشد.

مساجدى كه با سياست هاى حكومت موافق نيستند بسته و حتى تخريب مى شوند. پخش برنامه هاى دينى از تلويزيون، كه بر اثر اشتياق و استقبال مردم راه اندازى شده بود، به بهانه هاى گوناگون كاسته و بعد قطع مى گردد. اسلام گرايان را به بيگانه ها منتسب كرده و تحت عنوان جاسوس و تروريست دستگير و محدود مى كنند.

 

4-   تصويب لائيك بودن نظام حكومتى جمهورى آذربايجان، در قانون اساسي

بر اساس فصل دوم چنين اظهار شده است:

ماده 6: دولت آذربايجان، جمهورى دمكراتيك غير دينى مى باشد.

ماده 19: در جمهورى آذربايجان دين جدا از دولت است، معتقدان مربوط به تمامى اديان در مقابل قانون برابرند. سيستم آموزشى غير مذهبى است.

ماده 65: شهروندان جمهورى آذربايجان حق انتخاب شدن و انتخاب كردن افراد را به خدمت در ارگان هاى دولتى ، همچنين حق شركت در رفراندوم را دارند. اشخاصى كه براساس حكم دادگاه امكان فعاليت ندارند، حق شركت در انتخابات و رفراندوم را ندارند، حق شركت در انتخابات كادرهاى دائمى نظامى ، قاضى ها، مأموران دولت، روحانيون و كسانى كه بر طبق حكم دادگاه از آزادى محروم شده اند، بر طبق قانون محدود مى باشد.

همچنين طبق ماده 92، روحانيون حق نامزدى براى نمايندگى مجلس ملى قانون گذارى را ندارند. (كسانى كه تابعيت دوگانه دارند و در استخدام حكومت هاى خارجى هستند، همچنين در قوه مجريه يا قضاييه كار مى كنند، به كار درآمدزا غير از كار علمى ، هنرى و تربيتى اشتغال دارند؛ روحانيان، افرادى كه ناكار آمدى آن ها از طرف دادگاه تأييد مى شود، افرادى كه طبق حكم قابل اجراى دادگاه به محروميت از آزادى محكوم شده اند نمى توانند به عنوان نماينده مجلس ملى جمهورى آذربايجان انتخاب شوند.)

اين محدوديت ها امكان دخالت اسلام گرايان را در امور اجتماعى و سياسى بسيار كاهش داده است.

 

5-   آشفتگى در امور ديني

به علت اين كه مركز دينى مقبول، نافذ و با سابقه و پذيرفته شده اى وجود ندارد، ناهنجارى هاى چشم گيرى در اين عرصه ظهور مى كند؛ ادعاى پيامبرى يك زن كه مدت ها مطبوعات به آن مشغول بودند، اعداى شيوع پيروى از دينى جديد، اظهار اجتناب دسته جمعى روستاييان از دين به خاطر مشكلات صنفى و خدماتى از مظاهر چنين بلبشويى است.

عده اى از اهالى روستاى قچرش منطقه قوبا، خانه برخى از اعضاى مسجد امير حج را مورد حمله قرار داده و خانه و كاشانه شان را سنگ باران كرده اند. « آنخان آخونداف »، يكى از اين افراد با اشاره به رويارويى مردم با آن ها از ان تبعيت مى كنند به دين ابراهيم ايمان آورده و تشكيلات دينى غير مسلمان ايجاد كرده اند و اين امر بغض و كينه شيعيان و سنيان را برانگيخته است. اين عده در مصاحبه با شبكه تلويزيونى « آ.ان.اس. » اظهار كرده اند « ما از مسلمانى اجتناب ورزيده و از دين ابراهيم تبعيت مى كنيم ». قبله نماز اين عده به سوى مسجد امير حج است. روزنامه اكسپرس درباره اين تشكيلات اعتقادى عجيب و بى اساس مى نويسد: « اعضاى فرقه شيخ نظام الدين خود را مسلمان نمى دانند. اين فرقه دينى در سال 1996 در وزارت دادگسترى به ثبت رسيده است... تشكيلات از هيچ طريقت اسلامى تبعيت نمى كند و خود را پيروان دين ابراهيم مى دانند. »

نمونه ديگر هرج و مرج در مسايل دينى را، اعمال شخصى به نام « حاج عبدل » مى توان عنوان كرد. وى با گروه خود در مسجد امام حسين(ع) با كتك و شلاق زدن، افراد توبه شكن را توبيخ مى كند، جمعيت توبه از اوايل استقلال آذربايجان با رياست حاجى عبدل به عنوان يك تشكل دينى با چنين روشى فعاليت مى كند. حاجى عبدل مى گويد: « افرادى كه به عضويت جمعيت پذيرفته مى شوند، بايد اعتراف كنند كه چه گناهانى مرتكب شده اند و آن گاه كه عضو شدند، اگر توبه خود را بشكنند با شلاق توبه داده مى شوند. »

وى اضافه مى كند: « دين اجازه مى دهد جهت اصلاح مردم، آن ها را مجازات كنند... توبه شكنان سه تا چهار ضربه شلاق به قسمت بالاى پا مى خورند، اين افراد سزاوار مجازات اند چرا كه با شكستن توبه، خدا و اعضاى جمعيت را فريب مى دهند و مرتكب گناه مى شوند. »

                                                                                                      ادامه دارد...