گفتگو با مدير محترم مدرسه امام خميني(ره)
قسمت پاياني
اشاره:
در قسمت نخست مصاحبه ”گزارش“ با حجت الاسلام والمسلمين هاشميان، مدير محترم مدرسه امام خميني(ره)، اشاره اى كوتاه به تاريخچه بناى مدرسه، امكانات، ساختار ادارى ، برنامه هاى آموزشى و ... داشتيم كه ادامه آن را در اين شماره مى خوانيد.
● نظر به اهميت مقوله تربيت در حوزه از يك سو و تعداد بالاى طلاب مدرسه از سوى ديگر براى استفاده و سرويس دهى بهتر تربيتى به طلاب چه برنامه هايى در مدرسه اجرا مى شود؟
◊ مسائل تربيتى قطعاً از مسايل آموزشى مهم تر است، ما به اين اعتراف مى كنيم كه اگر طلاب خوب آموزش ببينند اما خوب تربيت نشوند، مسؤوليت اصلى خودمان را ايفا نكرده ايم. در شرايط فعلى قسمتى از مسايل تربيتى مسايلى مبهم و پيچيده است و مانند مسايل آموزشى كاملاً روشن و واضح نيست.حتى در قسمت آموزشى كه از ديد ما مسايل واضح و روشن است، با مشكلات بسيار جدى روبه رو هستيم؛ چه رسد به مسايل تربيتى كه هنوز حركتى را به صورت جدى شروع نكرده ايم.
ما اصولى را كه بايد در مسايل تربيتى رعايت بكنيم در جلساتى كه در ابتداى شروع كار مدرسه تشكيل مى داديم، مشخص كرديم. افرادى كه در مدارس مختلف هستند، مديران مختلف مدارس و حتى افرادى كه در مجموعه ما فعاليت مى كردن، نسبت به مسايل تربيتى از جمله نسبت به نوع القاى مسايل اخلاقى ديدگاه هاى مختلفى داشتند، ما براى اين كه مجموعه خودمان را يكدست و همسو كنيم، شايد بيش از 50 جلسه ترتيب داديم تا اهداف تربيتى و فرهنگى مدرسه را مشخص نماييم. حاصل آن جزوه اى است ـ كه البته هنوز كامل نيست و دوستان ما رويم آن كار مى كنند ـ ما اهداف تربيتى مدرسه را در آن جزوه به سه دسته اهداف كلى ، واسطه اى و رفتارى تقسيم كرديم. شش هدفى را كه به عنوان اهداف كلى تربيتى و فرهنگى مدرسه مشخص نموديم، عبارتند از:
1- حاكم ساختن ملكه تقوا.
2- اصلاح و اكمال اخلاق و آداب فردى و اجتماعي.
3- رشد معنوى و عبادى طلاب.
4- رشد فكرى و توانايى هاى اجرايي.
5- ايجاد نشاط و سلامت روحى و جسمي.
طبعاً اگر ما در رسيدن به اين شش هدف موفق باشيم، بسيارى از مشكلات فعلى مرتفع خواهد شد. براى هر هدف كلى اهداف واسطه اى مشخص كرده ايم كه در مجموع 35 هدف واسطه اى شد و براى هر هدف واسطه اى ، اهداف رفتارى مشخص كرديم. به عنوان مثال « رعايت آداب معاشرت » يكى از اهداف واسطه اى براى هدف كلى « اصلاح و اكمال آداب » است. در اين بخش كليه نكاتى را كه مى بايست يك طلبه در آداب اجتماعى و فردى خود رعايت نمايد، آورده ايم و سپس « التزام به نظم و انضباط »، « رعايت اعتدال و ميانه روي »، « اهتمام به نظافت و پاكيزگي »، « همدلى و تعامل مثبت با ديگران » و... را به صورت اهداف رفتارى مشخص مى نماييم و سپس راه تربيت خودمان و طلاب را در اين اهداف مى يابيم و به يارى خداوند همگى خود را به سمت و سويى كه در نظر اهل بيت(عليهم السلام) است حركت مى دهيم.
اميدواريم بتوانيم اين جزوه را تكميل كنيم و مستندات آن ها را هم بياوريم كه هر هدف رفتارى ما مستند به چه آيه و روايت و چه دليلى است.
در بحث طرح و آيين نامه نظارتى طلاب هم در مجموعه مدارس به طور متفاوت عمل مى شود و هر مدير و مسؤولى طبق سليقه خودش نظارت مى كند؛ يكى سخت گيرى مى كند؛ يكى سهل مى گيرد و يكى ممكن است برنامه خاصى نداشته باشد. ما اين را سازماندهى كرديم و طرحى را تحت نام « آيين نامه نظارت » تدوين نموديم كه تقريباً در 30 جلسه مدرسه، با حضور مسؤولان مربوط مورد بحث قرار گرفت و اصول كلى طرح و سياست ها مشخص گرديد، به عنوان نمونه اصل دوم از اصول كلى اين طرح مى گويد: « در نظام نظارتى ، شخصيت، شأن و حرمت افراد مى بايست حفظ گردد. » و اصل پنجم مى گويد: « داشتن برخورد مشفقانه و توأم با سعه صدر در انجام نظارت ها تا دستيابى به نتيجه مطلوب ضرورى مى باشد.»و يا اين كه «در كليه نظارت ها اصل اولى برائت و در انجام نظارت ها رعايت موازين شرعى ضرورى مى باشد.»
براساس اين اصول سعى كرديم نظارت ها را سروسامان بدهيم و بعد كليهكارمندان را نسبت به آيين نامه نظارتى توجيه نماييم؛ مثلاً نگهبان، متصدى ، مسؤول واحد و معاون چه برخوردى بايد داشته باشد؟ اين ها را شكل داديم تا تناقض در رفتار ما باعث انحراف طلابمان نشود. و اين كار موفقى بود كه اميدواريم بتوانيم به صورتى دقيق تر و جامع تر اين كار را اجرا كنيم.
در حال حاضر نسبت به برخورد تربيتى با طلاب ـ كسى كه به هر حال زحماتى را متقبل شده و از مسافتى طولانى آمده به اميد درس خواندن و پرورش يافتن ـ سعى ما بر اين است كه اگر نكته اى در رفتارش هست كه مناسب زى طلبگى نيست در مراحل مختلف اين مشكل را حل كنيم. هيچ وقت برخورد ابتدايى ما برخورد قهرآميز و تند نيست. در مواردى نسبت به يك طلبه ساعت ها وقت مى گذاريم، مشاوره كنيم با خودش صحبت مى كنيم، با مسؤولان صحبت مى كنيم، گزارش دقيق مى گيريم و سعى مى كنيم آن نكته رفتارش را اصلاح كنيم كه الحمدلله اثرات بسيار زيادى را ديده ايم.
بعضى از طلاب معترفند كه روز اول كه وارد مجموعه ما شدند با روزى كه از مجموعه ما دارند خارج مى شوند و يا در حال ادامه تحصيل هستند، تفاوت دارد؛ اگر كسى روز اولش را با روز آخرش دقيق مطالعه كند تفاوت بسيار زيادى را مى تواند احساس كند و ما هم خودمان اين تفاوت ها را احساس مى كنيم. در قسمت تربيتى و فرهنگى اهميت قائل شديم؛ حجم نيروهاى تربيتى را افزايش داديم و در مقابل اين استدلال كه نيروهاى تربيتى شايد كارآيى چندانى نداشته باشند مقاومت كرديم. ما چهار نيروى تربيتى در ساختمان ها داريم؛ در هر ساختمان يك نيروى تربيتى با وظايفى مشخص حضور دارد كه با مجموعه طلاب در ارتباط است. هر شب در مدرسه يك نفر از مسؤولان به عنوان مسؤول شب از ساعت 9 شب تا 7 صبح حضور دارد و هيچ وقت مجموعه مدرسه از يك مسؤول خالى نيست. اين مسؤول وظايف مشخص، دستورالعمل و آيين نامه دارد و بايد گزارشى كامل از شب گذشته را ارائه بدهد. ما مجموعه صدها برگه گزارش داريم كه محتوى اطلاعات بسيار ذى قيمتى نسبت به درخواست ها، نگرانى ها و رفتار طلاب و بازتاب هاى عملكرد ما و دوستان ما در مركز است. مجموعه اين ها را ما هفته به هفته بررسى و جمع بندى مى كنيم و در جلسات عمومى و خصوصى كه با طلاب برقرار مى كنيم، درباره بسيارى از مسايل صحبت كرده و راهكارهايى را مشخص مى كنيم.
درباره نوع ارتباط، اساتيد ما با طلبه در حجره اش ارتباط مستمر و مستقيم دارند؛ ما اساتيد اخلاق را به حجره طلاب دعوت مى كنيم تا ارتباط نزديكى با طلاب داشته باشند. سعى مى كنيم عبادت هاى جمعى دقيق و منظم باشد و گونه اى برگزار شود كه براى طلبه خستگى و زدگى نداشته باشد و در او ايجاد علاقه كند. نمازهاى جماعت كه داراى اهميت است، بسيار خوب برگزار مى شود و برنامه هاى دعا و جلسات همين طور. هر دو دقيقه يك جلسه عمومى داريم؛ ما از اين جهت جلسات عمومى را الزامى نموديم كه احساس كرديم بايد خيلى از حرف ها را به طلاب منتقل كنيم.
اين جلسات تقريباً با حضور تمامى طلاب برقرار مى شود؛ و در آن از مراجع تقليد و شخصيت هاى بزرگ فرهنگى ـ اجتماعى ـ سياسى ، اساتيد اخلاق و از مسؤولان مركز دعوت به عمل مى آوريم. تاكنون بيش از 70 جلسهرا به همين صورت برگزار كرده ايم؛ مسايل دقيق مربوط به نظام، رهبرى انقلاب و وظايف طلاب را از اين طريق به اطلاع رسانده و سعى مى كنيم هر ماه و يا هر دو ماه يك بار هم يك جلسه بين مسؤولان مدرسه و طلاب برگزار كنيم و سؤالات را به صورت كتبى و شفاهى جواب دهيم.
احساس مى كنيم ارتباط فعلى ما با طلاب يك ارتباط دوستانه و برادرانه است و اين در حالى است كه نسبت به اعمال قوانين هيچ اغماض و كوتاهى نمى كنيم؛ منتهى طلاب را دقيقاً نسبت به مسايل توجيه مى كنيم و سعى مى كنيم آن ها را نسبت به اين كه چه وظايفى بر عهده دارند و چه وظايفى بر عهده ما هست كاملاً آگاه نماييم.
براى همه طلاب پرونده تربيتى داريم و كليه نقاط مثبت و احياناً بعضى از نكات منفى را در آن درج مى نماييم تا كسانى كه بعد از ما وارد اين مجموعه مى شوند بتوانند همه اطلاعات را ملاحظه كنند.
مدرسه تاكنون بيش از 50 اردوى موفق در مناطق مختلف برگزار كرده و قريب 6000 نفر در اين اردوها شركت كرده اند. همچنين بيش از 60 مسابقه قرآنى را طراحى و اجرا كرده كه قريب 12000 نفر در آن مسابقات شركت كرده اند؛ براى همه طلاب پرونده قرآنى تشكيل داده ايم. بيش از 60 نفر را براى حفظ كل قرآن انتخاب و برايشان برنامه ريزى كرده كه تعدادى از آنان هم اكنون حافظ كل قرآن مى باشند.
مدرسه امام خمينى تاكنون بيش از 800 جلسه سخنرانى به مناسبت هاى مختلف برگزار نموده كه هر كدام از اين جلسات اثرات خود را در طلاب داشته است؛ بيش از 75 مورد طلاب را به نمايشگاه هاى مختلف در سطح كشور و بيش از 500 نفر از طلاب را به همايش ها و كنفرانس هاى علمى مختلف اعزام كرده است؛ براى بيش از 700 نفر كلاس هاى فوق برنامه از قبيل خوشنويسى ، امداد و كمك هاى اوليه، تربيت مربى كودكان و نوجوانان، آموزش كامپيوتر، مديريت مراكز فرهنگى و... تشكيل داده است. براى تحرك بيشتر طلاب و ايجاد نشاط در ايشان، بيش از 700 جلسه فعاليت هاى آزاد ورزشى در رشته هاى بدنسازى ، فنون رزمى ، كوهنوردى ، فوتبال، بسكتبال، واليبال، كريكت، برنامه ريزى و اجرا كرده است و موارد بسيار ديگرى كه قطعاً بررسى عملكرد مدرسه در اين زمينه نيازمند يك گزارش ويژه مى باشد. هر چند در مسايل تربيتى نمى شود اظهار نظر نهايى كرد ولى در مجموع با مقايسه خيلى از مراكز ديگر از كار خودمان راضى هستيم و سعى مى كنيم حالت تعادلى در طلاب ايجاد نماييم.
● با توجه به ويژگى هاى خاص طلاب مركز كه از مناطق مختلف و فرهنگ هاى گوناگون هستند، لازم است اقتضائات را بيشتر مدنظر قرار دهيم؛ در همين جا بنده برخى گلايه هاى طلاب را به شما و دوستانتان منتقل مى كنم.
◊ تقريباً حدود 90 درصد به مجموعه خودمان اطمينان داريم كه آنچه را انجام مى دهند براساس برنامه مدرسه مى باشد. آن جا كه بخواهيم سخت بگيريم، مجموعه سخت گيرى مى كند و آن جايى كه بايد به اصطلاح اغماض كنيم، مجموعه اغماض مى كند.
البته من در دفاع از همكارانمان عرض كنم، اگر همكاران ما فعاليتى را انجام مى دهند در حقيقت اين به عهده بنده است و آن چيزى را كه من خواسته ام، بوده است. ما نسبت به رعايت نظم خيلى سخت گيرى مى كنيم؛ البته طلبه را توجيه مى كنيم. ما يك آيين نامه انضباطى داريم با 72 بند كه اين 72 بند را طلبه بايد اجرا كند. اگر طلبه آن را اجرا نكند و از دست ما خارج شود واقعاً اداره مدرسه مختل مى شود. اين بندها در تمام زمينه ها است و وظيفه طلبه را در چگونگى زندگى كردن در مدرسه مشخص مى كند. ساعت ورود و خروج، نوع تعامل باديگران، رعايت حقوق ايشان و... در آن گنجنده شده است . البته اين آيين نامه مصوب هيأت مديره است . در ينآيين نامه درباره تمام امور مربوط به زندگى طلبه ـ با توجه به جميع جوانب ـ قانون وجود دارد و هيچ بندى از قوانين نيست كه قابل دفاع نباشد . اصل در تمام اين بندها وضعيت عموم طلاب است اين بدين خاطر است كه ما مى خواهيم شرايطى را ايجاد كنيم كه طلاب مدرسه در بهترين وضعيت بتوانند تحصيل كرده و از عمرشان استفاده نمايند .
اولين بارى كه وارد مجموعه مركز شدم ـ سوابق آن موجود است موضوعى را مشاهده كردم كه شايد امروز باور كردنى نباشد ولى اين واقعيتى است كه حتى همكاران قبل از من و طلابى كه در آن ايام بودند شاهد اين قضيه هستند ـ ديدم در بعضى از حجره ها تلوزيون و ويدئو وجود داشت و تا ساعت 2 و 3 نيمه شب وقت خودشان را تلف مى كردند ؛ وضعيتى نابسامان بود كه در شأن نظام طلبگى نبود . اما امروز همه چيز منظم و مرتب است .
ممكن است برخى افراد اين سيستم را نپسندند ، اما در طول زمان توجيه مى شوند كه در يك جمعى كه 1000 نفر از مليت هاى مختلف زندگى مى كنند بايد حقوق يكديگر را در نظر داشته باشند . روزهاى اولى كه ما وارد مدرسه شديم با اين كه بيش از 270 طلبه نداشتيم چون ورود و خروج ميهمان هميشه وجود داشت و مدرسه غير قابل كنترل بود ؛ خود طلاب اعتراض و شكايت داشتند و محذورات اخلاقى برايشان داشت . به همين منظور جلسه شوراى هماهنگى مدرسه تشكيل شد ، با طلاب صحبت كرديم و موضوع بررسى شد و در نتيجه آن ورود ميهمان به مدرسه ممنوع شد ؛ چون اگر هر طلبه بخواهد 2 نفر ميهمان بياورد ،مجموعاً 2 هزار ميهمان مي شود ! هر چند با اين سخت گيرى ها خودمان هم اذيت مى شويم. در روزهاى اول ورود ما ، حياط مدرسه پارك بچه هاى طلاب و اساتيد بود ، يعنى در حياط مدرسه 100 تا بچه 4 و 5 ساله بازى مى كردند و منطقى نبود كه وضعيت همين طور ادامه پيدا كند. الان ورود بچه به مدرسه مطلقاً ممنوع است. بچه خود من تا حالا وارد مدرسه نشده است ؛ اساتيد از اين موضوع ناراحت شدند ولى ما آن ها را توجيه كرديم و مسايل حل شده ؛ طلاب نيز ناراحت بودند ، كه آن هم حل شد و فهميدند اين محيط ، محيط آموزش آموزشى است ، محيط تفريحى و گردش نيست.
ما در ارتباط با همسايگانمان مشكلات جدى داريم و ناچاريم كه مسايلى را رعايت كنيم تا آن ها اذيت و ناراحت نشده ، بدين نشوند ؛ وقتى بخواهيم اين مسايل را رعايت كنيم مجبوريم قوانينى را وضع كنيم كه ممكن است براى طلاب سخت و سنگين باشد ، ولى احساس مى كنيم براى اين كه حيثيت و شأن مدرسه حفظ شده و طلاب عادت كنند از عمر و وقت خودشان به بهترين وجه استفاده كنند ، بايد در اجراى قوانين سخت گيرى نماييم ؛ يعنى مسامحه نمى كنيم كه مدرسه از دستمان خارج شود . اجراى قوانين ضرورى است و براى تك تك شان هم دليل داريم و روى آن ها ايستادگى مى كنيم .
● در حال حاضر مدرسه با چه مشكلاتى مواجه است ؟
◊ مشكلات مدرسه ، مشكلات عمومى مركز است كه همه با آن روبرو هستيم . تقريباً سيستم ادارى مركز يك سيستم ناكار آمدى است و اين سيستم ناكاآمد موجب فراوان شدن واسطه هاى كار ، به تعويق افتادن امور طولانى شدن تصميم گريرى هاى شده است ؛ براى تصميم گيرى و حل مشكل در بعضى امور كه به رغم بنده شايد پيش از 5 دقيقه وقت نياز نداشته باشد ، حدود 5 ماه معطل مى شويم . مواردى را داريم كه مشكل طلبه ،مدرسه و كارمند به راحتى قابل حل است ولى چون سيستم تصميم گيرى ما سيستمى دقيق و كامل نيست و به نوعى است كه ما مى خواهيم هيچ كس از تصميمات ناراحت نشود ، و همه راضى باشند موجب نگرانى نشويم و احترامشان حفظ شود ؛ متأسفانه تصميم گيرى به كندى صورت مى گيرد .
اميدواريم كه سيستم تغيير كرده و سيستم ادارى كارآمدتر شود، وظايف هر كس مشخص و دقيق باشد و از هر كس به اندازه خودش كار بخواهيم و حدود مسؤوليتش را مشخص كنيم كه در حال حاضر نامشخص است. ما بعضى از امور را كه مثلاً بايد به معاون مركز حل كنيم مجبوريم با يك متصدى حل كنيم و بالعكس، بعضى از ماسيل كه بايد با يك تلفن حل كنيم، بايد بارها نامه بنويسيم و بازهم برگردد. اين در بعد مسايل ادارى است كه من فكر مى كنم همه متوجه هستند و اميدوارم كه اين مسايل روزى حل شود.
نسبت به برنامه هاى آموزشى با مشكلات جدى روبه رو هستيم. برنامه هاى آموزشى بايد تنوع لازم را داشته باشد تا براى طلابى كه از مليت هاى مختلف، فرهنگ هاى مختلف و نيازها و خواسته هاى مختلف به ايران و شهر مقدس قم و مركز جهانى مى آيند، قابل ارايه باشد. اين تنوع برنامه ها و هماهنگى با نيازها، احتياج به يك برنامه ريزى دقيق دارد تا ما با آفت هايى كه سابقاً با آن مواجه بوديم مواجه نشويم. اين را هم عرض كنم كه از نظر ما برنامه نظام مقاطع كه از سال 72 شروع شده و تا به امسال كه 8 سال از عمر آن مى گذرد، دائماً در حال رشد و ترقى و اصلاح و بهبود بوده و امروز واقعاً برنامه قابل ارايه اى شده است. نقاط ضعفى هم كه در اين برنامه مشاهده مى كنيم با پى گيرى معاونت محترم آموزش و همكارى دوستان در مدرسه در حال بر طرف شدن است. هم اكنون بحث گرايشى شدن مقطع اول به صورت جدى مطرح است. ما در مقطع اول دوره يك ساله تحقيقى و دوره كاردانى و كارشناسى نيمه تخصصى را در واقع با گرايش هاى مشخص پيش بينى كرده ايم كه كارهاى مقدماتى آن در حال انجام است و اميدواريم تا پايان سال جارى ـ مخصوصاً با عنايتى كه معاونت محترم آموزش و مدير محترم مركز دارند ـ بحث مقطع اول كامل شود و مقطع دوم را هم به صورت تخصصى صرف در بياوريم. واحدهاى درسى هم در مقطع اول و هم در مقطع دوم بسيار بالاتر از حد استاندارد است. انبوه خوانى آفتى است كه ما با آن رو به رو هستيم؛ در اثر انبوه خوانى عمق خوانده ها و اطلاعات، بسيار كم شده است؛ همچنين نمره گرايى يكى از نكات ديگرى است كه با آن رو به رو هستيم و مى خواهيم ان شاءالله اين مشكل را حل كنيم. ما درباره نكاتى بسيار ريز و دقيق در جلسات مختلف بحث كرديم كه اميدواريم بحث تغيير نظام يعنى اصلاح ساختار نظام آموزشى را طى گزارشى به مجله عرضه كنيم.
به عنوان نمونه در سيستم آموزشى يك دوره كوتاه مدت داريم، چون اين دوره آموزشى داراى انعطاف است و در آن به اقتضاى وضعيت امكان تغيير وجود دارد و دست مدرسه بازتر است، موفق ترين دوره ما مى باشد. الان سومين دوره كوتاه مدت براى ائمه جماعات، مسؤولان و شخصيت هاى فرهنگى در حال برگزارى است كه هر دوره از دوره قبل موفق تر بوده است.
درباره مسايلى مانند بودجه و نيازهايى كه مدارس و طلاب دارند ـ كه اين هم يك بحث قديمى است و همه در جريان هستند ـ عرض مى كنم كه واقعاً با بودجه اى در اين سطح، مركزى با اين حجم را نمى توان اداره كرد. بحث معيشت طلاب بخشى بسيار مهم است،بعضاً ما به خاطر بعضى از مسايلى كه طلاب معيل يا مجرد با آن روبه رو هستند، فكر و روح و ذهنمان درگير مى شود ولى بازهم مشكل حل نمى شود. بحث ديگر فضاى فرهنگى شهر قم است كه واقعاً فضاى مناسبى براى طلاب غير ايرانى نيست، خصوصاً براى بعضى از مليت ها كه ما دائماً نگران آن هستيم و اين فضاى فرهنگى لطمات فراوانى به ما مى زند.
به طور كلى احساس ما اين است كه امروز مجموعه مركز مشكلات خودش را شناخته و مى تواند آن را حل كند. بحث فقدان ساختار مناسب در مركز بحث ديگرى است كه همه نسبت به آن وقوف دارند و مسايلى مانند نداشتن هيأت علمى نيز از جمله مشكلات است؛ به گونه اى كه مجموعه اى علمى در اين سطح، تا امروز حتى يك نفر عضو هيأت علمى نداشته و اين نشان دهنده ضعف سيستم است كه اميدوارم به زودى حل شود.
● ميزان همكارى واحدهاى مختلف ستاد با مدرسه به چه اندازه است؟
◊ از نظر ما رضايت بخش نيست. نمى گويم ستاد مركز مقصر است، يعنى واقعاً وضعيت نامشخص است. اخيراً احساس مى كنيم در بخش آموزش به تدريج گشايشى در حال ايجاد است، ولى هنوز درباره بخش هاى ديگر اين موضوع را احساس نكرده ايم. شايد يك مقدارى اوضاع تغيير كرده باشد؛ احساس مى كنيم ادارى مالى يك مقدارى تغيير كرده و قضيه به تدريج منطقى تر مى شود؛ ولى هنوز با آن چيزى كه مدنظرمان است خيلى فاصله داريم و با بعضى از واحدها هم كه با ارتباطى نداريم.
● با توجه به تجربه شما در اداره مدرسه اى با اين وسعت، تعداد و تنوع طلاب، چه پيشنهادهايى در خصوص پذيرش، آموزش، تربيت خدمات زفاهى داريد؟
◊ من فكر مى كنم اين سؤال، سؤالى خيلى مهم و كلى است. احساس مى كنم كه بخش پذيرش ما كه مربوط به ورود طلاب به مجموعه مركز است، احتياج به يك تحول اساسى دارد، يعنى بايد ديد ما نسبت به پذيرش به صورت اساسى تغيير كند، نه اين كه شيوه ها را تغيير بدهيم. امروز ما اين امكان را داريم كه بهترين افراد و مستعدترين آنان را به بهترين شكل و شيوه ها جذب كنيم و تعليم داده و به كشورشان بازگردانيم و از آن ها در جهت منافع دين مبين اسلام و ترويج مكتب اهل بيت(ع) استفاده كنيم؛ ولى شيوه اى كه در حال حاضر در پذيرش است، اين گونه نيست؛ در حقيقت پذيرش هايمان به نوعى « اتفاقي » است. هر چند سيستم پذيرش داريم، تست هوش داريم و داوطلبان مصاحبه مى شوند، ولى در مجموع سيستم پذيرشمان اتفاقى است. يعنى شايد بهترين افرادى را كه ما مى توانيم جذب كنيم، اصلاً نتوانيم اين عمليات را بر روى آنها انجام دهيم. در حالى كه با يك برنامه ريزى دقيق، مى توانيم پذيرش را علمى و منظم كنيم. در بحث پذيرش، كمبودهاى فراوانى داريم. در پذيرش ما بايد وضع مان كاملاً روشن شود. براى اين كه اين طلبه اى كه پذيرفته مى شود واقعاً با چشم بسته وارد مجموعه ما مى شود. ما بايد جورى عمل كنيم كه طلبه با چشم باز انتخاب كند و بيايد. وقتى خودش انتخاب كند، خيلى از آفت هايى كه در حال حاضر وجود دارد و خيلى از اختلافات و نگرانى ها از بين مى رود. آن موقع شايد بتوانيم خيلى از هزينه هايى را كه هم اكنون صرف مى كنيم، در مسيرهاى ديگرى ، به صورتى بهتر هزينه كنيم.
كارشناسى كشورها به شدت ضعيف است و اصلاً نمى دانيم كجا، چه چيزى را نياز دارد. ما بايد كارشناسى كشورها و امور بين الملل را تقويت كنيم؛ ارتباطات ما با مراكز مؤثر در داخل كشور به شدت ضعيف است. براى نمونه وزارت خارجه كه نقش عمده اى در تعامل با مركز جهانى و پذيرش دارد، واقعاً مركز را نمى شناسد، شرايط آن را نمى داند و اعتمادى به آن ندارد؛ حتى سازمان هايى مثل « سازمان فرهنگ و ارتباطات » واقعاً اين جا را نمى شناسند و به آن اعتماد ندارند. در بخش اطلاع رسانى داخلى و خارجى ، به شدت عقب هستيم و مى خواهم بگويم شايد در حد صفر باشد! واقعاً اين اغراق گويى نيست اگر بگوييم در بحث اطلاع رسانى ـ كه امروز جزو مهم ترين مؤلفه هاى توفيق يك مجموعه است ـ روى نقطه صفر ايستاده ايم.
كارى را كه ما امروز انجام مى دهيم،از كارهايى كه خيلى از بخش هاى وزارت خارجه و از كارهايى كه سفارت خانه هاى ما در كشورهاى ديگر انجام مى دهند، بسيار مهم تر است. اثرى كه از اين كار در آينده اى به صورت دولتى اجرا مى شود، قابل مقايسه نخواهد بود. ما روزى را پيش بينى مى كنيم كه ان شاءالله اين جمعى كه در اين جا تربيت شده و به حقايق واقف شده اند، تشكيلات منسجمى را در نقاط مختلف دنيا تشكيل داده و تحولى ايجاد كنند و با ارتباط با يكديگر، بتوانند بسيارى از مشكلات جهان اسلام را حل كنند؛ اين امر بعيدى نيست، هر چند ممكن است در ذهن كمى بعيد به نظر برسد. اين در راستاى همان اهدافى است كه حضرت امام(ره) داشتند و از بركات وجود ايشان است.
در بخش آموزش، من مشكلات را اجمالاً عرض كردم و در بحث ادارى ـ رفاهى و تربيتى نيز مشكلات عمده اى 1 داريم. اصلاً ما نظام تربيتى نداريم. من اميدوارم كه دوستان تربيتى ، از اين حرف رنجيده خاطر نشوند، واقعاً احساس مى كنم هدف را گم كرده ايم و نمى دانيم باى چه كار كنيم، ما مشكلات عمده اى داريم كه بايد روى تك تك آن ها بحث هاى دقيق كارشناسى شده و طرح هاى اصلاحى قابل اجرا تدوين گردد؛ البته اين امر بسيار مشكل و طاقت فرسا خواهد بود لكن بايد شروع شود.
● بحث مدرسه محورى كه الان در برنامه ها مطرح است، به نظر شما چه زمينه هايى را شامل مى شود؟
◊ معناى واقعى مدرسه محورى ، طلبه محورى است كه واقعاً هم همين طور است، يعنى همه اين تشكيلات براى تربيت طلبه است. الان يك عده طلبه در مدرسه اى هستند، مشكلات و گرفتاريهايى دارند و بخش هاى مختلف آموزش، ادارى ، تربيتى و … در يك فضاى ديگر مشغول كار خودشان هستند. در حالى كه آن ها آمده اند كار اين ها را انجام دهند. مدرسه محورى يعنى طلبه محورى ، يعنى اين كه هر مشكلى كه طلبه داشت، در كوتاه ترين زمان و به بهترين شكل حل شود. طبيعتاً كسى مى تواند در كوتاه ترين زمان و به بهترين شكل مسايل طلاب را حل كند كه بيشترين ارتباط و شناخت را نسبت به طلاب دارد و درباره آن ها به صورت موردى مى تواند تصميم گيرى كند. دو طلبه وجود ندارند كه يك تصميم نسبت به هر دو اثر يكسانى داشته باشد. البته بايد هر تصميمى كه گرفته مى شود كاملاً قابل دفاع باشد؛ تصميمات موردى نيز بايد براساس سياست هاى مشخص و مصوب اتخاذ گردد. مدرسه محورى به اين معنا است.
وقتى ما راجع به طلبه اى تشخيصى مى دهيم و مى خواهيم اين تشخيص را به ديگران منتقل كنيم، اول گرفتارى ما است؛ ممكن است بعد از صرف وقت و عمر فراوان، به آن هدفى كه مى خواهيم نرسيم. اين موضوع ما و كاركنان مدرسه را خسته كرده و براى نفرات بعدى صورت كم رنگ ترى پيدا مى كند؛ لذا اخيراً ارتباط شخص من با طلاب كم شده و با آن ها ارتباط برقرار نمى كنم. دليل اصلى اين است كه وقتى من با طلبه ارتباط برقرار مى كنم، بايد اين قدرت را داشته باشم كه خواست طلبه را ـ آن جايى كه منطقى است ـ برآورده كنم؛ ولى چون مدرسه محور كار نيست بلكه حاشيه كار است، ما نمى توانيم اين اقدام را انج&