اهداف و ابعاد روابط تركيه و اسرائيل(3)

2. تجزيه عراق

هدف دوم اين دو كشور در برقرارى و گسترش روابط، تجزيه عراق مى باشد، زيرا هر دو كشور ساليان درازى است كه داراى روابط مناقشه آميزى با عراق هستند.

ترك ها چه در زمان عثمانى و چه بعد از تشكيل كشور تركيه، به دنبال دست يابى مجدد به مناطق نفت خيز شمال عراق و تسلط بر ارتفاعات استراتژيك « سينجار »، « مخمور »، « سحرين »، در شمال عراق بوده اند.

شروع فعاليت حزب P.K.K و شروع فعاليت هاى نظامى آن ها از شمال عراق بر عليه آنكارا، انگيزه بيشترى براى زمامداران لائيك تركيه در تسلط بر شمال عراق به وجود آورد.

از سوى ديگر تركيه و عراق در زمينه بهره بردارى از آب رودخانه هاى فرات و دجله كه از تركيه سرچشمه گرفته و به عراق وارد مى شود نيز، اختلاف دارند.

صهيونيست ها نيز عراق را از دشمنان اصلى و خطرناك خود به  حساب مى آورند . جاه طلبى هاى رهبران بغداد و تلاش آن ها براى دست يابى به سلاح هاى هسته اى ، احتمال درگيرى بين بغداد و تل آويو را به فرضى نه چندان دور از ذهن و مقبول مبدل مى سازد . همچنين توجه اسرائيل به مناطق كردنشين شمال عراق به جهت جمعيت يك صد هزار نفرى يهوديان كرد عراق در اسرائيل و حتى هويت يهودى كرد عراقى ،‌ مقامات باند پايه اسرائيل مثل «  اسحاق مردخاى  » وزير جنگ سابق اسرائيل ،‌نيز در آن دخيل مى باشد .

دراين راستا استراتوژى ،‌ تجزيه عراق به سه بخش كردنشين ، سنى و شيعه است كه اين امر به نفع اسرائيل مى باشد . در نتيجه تركيه و اسرائيل هر دو در پى تضعيف و تجزيه عراق در چهار چوب منافع مورد نظرشان مى باشند .

3 . مقابله با اسلام گرايان

بازداشتن اسلام گرايان از دستيابى و كنترل اهرم هاى قدرت و جهت دهى و تأثير گذارى بر تحولات سياسى تركيه به نفع لائيك ها ،‌ از ديگر مواردى است كه آنكارا و تل آويو را به داشتن رابطه نزديك تشويق مى كند . در واقع اسرائيل قدرت يافتن اسلام گرايان را در تركيه تهديدى عمده براى منافع خود مى داند . زيرا اسلام گرايان خصوصاً احزاب اسلامى اين كشور مثل : «  رفاه  » ،‌ « ‌فضيلت  » و «  سعادت  » ، بارها خصومت و تنفر خود را از اسرائيل اعلام كرده و همبستگى خود را با كشورهاى اسلامى به نمايش گذاشته اند . بر اين اساس است كه در جريان انتخابات پارلمانى تركيه در سال 1994 ، « ‌شيمون پرز  »‌‌ ،‌نخست وزير وقت اسرائيل ،‌از پيروزى حزب رفاه ابراز نگرانى كرده و بر تمايل اسرائيل بر غير مذهبى باقى ماندن دولت آنكارا بر اساس سنت آتاتورك ،‌تأكيد كرد . همچنين «  وايزمن  » ، رئيس جمهور وقت اسرائيل در موضع گيرى صريح و مغاير با اصول و آداب ديپلماتيك اظهار اشت : «  دميرل را به خوبى مى شناسم و مطمئن هستم براى جلوگيرى از به قدرت رسيدن اسلام گرايان در تركيه ، آنچه در توان دارد به كار خواهد برد . تصور مى كنم كه ارتش تركيه نيز اجازه نخواهد داد اسلام گرايان در اين كشور به قدرت برسند .  »

در واقع اسرائيل از آن بيمناك است كه مبادا با به قدرت رسيدن اسلام گرايان در تركيه ،‌اين كشور به جاى آن كه از اركان سياست اسرائيل در مقابله با اسلام گرايى در كل منطقه باشد ، به سنگر اسلام انقلابى و دژى اسلامى در برابر اسرائيل تبديل شود .

البته دولت مردان لائيك و نظاميان حاكم بر تركيه نيز فلسفه‌ وجودى خود را در مقابله با اسلام گرايان و احزابى كه خط مشى اسلامى دارند مى دانند و در اين جهت بارها احزاب اسلامى را با تهديدات مختلف منحل و از حركت آن ها جلوگيرى نموده اند .

از سوى ديگر واشنگتن و تل آويو با همكارى آنكارا در يك تلاش مشترك ،‌طرحى را تهيه كرده اند تا از احساسات ضد صهيونيستى مسلمانان تركيه بكاهند كه تا حدى موفق بودند . اين طرح شامل سه محور است .

1ـ تلاش براى كاهش محبوبيت اصولگرايان ؛ 2ـ‌ تأسيس يك حزب در راستاى حمايت از اسرائيل ؛‌ 3ـ‌ انتشار روزنامه هايى با خط مشى تبليغى اسلام امريكايى .