گفت و گو

 

مركز در داخل و خارج از كشور بايد جايگاه علمى و آموزشى خود را بيابد

 

مهر ماه سال جارى، همزمان با شروع سال تحصيلى جديد، از سوى مقام معظم رهبرى ـ مدظله ـ حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاى اعرافى ـ دام عزه ـ به مديريت مركز جهانى علوم اسلامى برگزيده و فعاليت خود را در اين نهاد مقدس آغاز نمودند. ايشان از چهره هاى جوان، با نشاط و قوى فكرى و فرهنگى حوزه و دانشگاه شمرده مى شوند كه تا كنون در مسؤوليت هايى چون رياست پژوهشكده حوزه و دانشگاه، معاونت پژوهشى مديريت حوزه علميه قم، نماينده شوراى عالى حوزه علميه قم در شوراى فرهنگ عمومى، امامت جمعه شهرستان ميبد، عضو شوراى فرهنگى ـ اجتماعى وزارت علوم، مدير گروه علوم تربيتى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره)، مدير مسؤول فصلنامه حوزه و دانشگاه و... انجام وظيفه نموده و كارنامه درخشانى را ارائه كرده اند. همچنين از ايشان آثار فراوان پژوهشى و تأليفى به چاپ رسيده و در رشته هاى فلسفه، فقه و اصول و تعليم و تربيت داراى تخصص بوده و سابقه طولانى تدريس در حوزه و دانشگاه دارند. ديدارهايى نيز از كشورهاى مختلف جهان داشته اند و هم اكنون نيز كرسى تدريس خارج فقه و اصول در حوزه علميه قم دارند.

فرصتى دست داد تا گفت و گويى صميمانه با معظم له صورت گيرد كه حاصل آن در شماره حاضر نشريه از نظر خوانندگان محترم مى گذرد.

 

ضمن تشكر از حضرت عالى كه اين فرصت را در اختيار نشريه قرار داديد و با آروزى قبولى طاعات و عبادات شما در ماه پر بركت رمضان، به عنوان اولين سؤال جايگاه و ويژگى هاى مركز جهانى علوم اسلامى را چگونه ارزيابى مى فرماييد؟

بسم الله الرحمن الرحيم. بنده هم عرض تشكر و سپاسگذارى دارم خدمت تمامى دوستانى كه در نشريه « گزارش » فعاليت مى كنند و همين طور عرض سلام و ادب و ارادت دارم خدمت همه همكاران عزيز و بزرگوار، طلاب و فضلاى محترمى كه اين مجموعه در خدمت آن هاست و آرزو دارم كه ان شاءالله نشريه شما مانند گذشته به فعاليت هاى خود ادامه بدهد و اميدوارم كه در جايگاه بهتر و برترى هم قرار بگيرد؛ هم در مضمون و محتوا و هم در شكل، شيوه و روش كار ارتقاء يابد. مطمئناً بخشى از موفقيت هاى مركز مى تواند از طريق گردش مناسب اطلاعات و تسهيل ارتباطات در مجموعه، تضمين و تأمين بشود و نشريه « گزارش » بى ترديد مى تواند يكى از بهترين ابزارها براى تسهيل ارتباطات و گردش اطلاعات در مجموعه باشد. از اين جهت جايگاه شما يك جايگاه مهم و ارزشمندى است. اميدوارم كه بتوانيم با همكارى و هميارى، اين بخش و اصولاً بخش توليد نشريه و فكر و انديشه را در مجموعه مركز تقويت كنيم.

در مورد سؤال مطرح شده، در نگاهى كلى و اجمالى اگر بخواهيم به جايگاه مركز وقوف نسبى پيدا بكنيم، بايد توجه كنيم كه مركز جهانى از چند بعد و عنصر مقوم تشكيل مى شود؛ اولاً يك مركز آموزشى، فرهنگى و پژوهشى است. ثانياً آموزش و پژوهش در اين مركز در راستاى يك رسالت دينى و اسلامى است. و رابعاً با همه خصوصيات ياد شده، يك مجموعه بين المللى است و گستره فعاليت آن از حدود نود كشور فراتر مى رود. در يك تحليل اين چهار ساحت و بُعد در مركز ملحوظ است. طبعاً همه استراتژى ها، برنامه ريزى ها و جهت گيرى ها بايد ناظر بر اين چهار بهد باشد.

اگر اين ابعاد را در كنار هم بگذاريم، هر كدام جهت دهنده و خط دهنده به برنامه ريزى هاى مركز است و در عين حال هر فردى كه در مركز در هر قسمتى فعاليت و تلاش مى كند، بايد كار خود را هم جهت و هم سو با اين حركت عظيم و چهار ويژگى ذاتى اين معهد علمى قرار دهد؛ هم در سياستگزارى ها و برنامه ريزى ها و هم در تدبير وتمشيت امور و هم در ابعاد اخلاقى و رفتارى.

 

با توجه به ويژگيهايى كه ذكر شد كه مركز را به يك سازمان منحصر به فرد تبديل كرده است، در حال حاضر موقعيت مركز را چگونه ارزيابى مى فرماييد؟

البته پاسخ به اين سؤال به شكل دقيق و علمى، نيازمند بررسى ها و مطالعات دقيق ترى است. من به عنوان مقدمه به اين نكته اشاره مى كنم كه ما در صورتى مى توانيم به يك وضع مناسبى دسترسى پيدا كنيم كه آن ابعاد و اركان چهارگانه را مورد توجه قرار دهيم و رقبا و مراكز مشابه خودمان را كه در سطح دنيا فعاليت مى كنند شناسايى كنيم و از تجارب آن ها متناسب با شرائط خود استفاده ببريم. لذا من تأكيد كردم كه بخش هاى مربوطه تجارب موجود در دنياى غرب و مسيحيت و همچنين تجارب دنياى اسلام و مراكزى مانند الازهر، دارالبيضاء، جامعه الاسلاميه، ام القرى و غيره را جمع آورى و مدون كنند واين رقبا و هماوردها را كاملاً بشناسند و از يافته هاى ايشان استفاده كنند. اين كارى است كه در ميان مدت بايد انجام بگيرد و با شناخت آن ها، ضمن استفاده از تجارب موجود و با تأكيد بر اصالت هاى حوزوى، جايگاه خودمان را در اين عرصه تعيين كنيم.

از طرف ديگر بايد خودمان را هم به عنوان يك مجموعه علمى بازشناسى كنيم و در اين مقايسه است كه نقاط قوت و ضعف مشخص مى شود. اين يك برنامه كلانى است كه بايد شروع بشود و به نتايج خودش برسد. اما در يك داورى اجمالى و كلى به نظر من مركز در يك موقعيت متوسطى ارزيابى مى شود؛ اين كه مركز فارغ التحصيلان قابل توجهى دارد و در حال  حاضر هم تعداد قابل توجهى طلاب و فضلا از ده ها كشور مشغول تحصيل در مركز هستند ، از نقاط قوت است . اما با توجه به سليقه 20 ساله مركز انتظار بيش از اين و جود دارد و شايد در دنيا مراكزى باشد كه از اين قدمت برخوردار نبوده ولى رشد و حركت سريعترى داشته اند .

 

مركز در طول عمر و تجربه خود شاهد تغييرا ت و تحولاتى بوده است ،‌ اين تغييرات و تحولاتى تا چه ميزان در راستاى اهدايف و رسالت هاى مركز ارزيابى مى شود ؟

بر آورد مطالعات و بررسى هاى من طى مدتى كه در مركز حضور يافتم اين است كه انصافاً مركز موفقيت ها و خدمات خوبى داشته است ، به خصوص در سال هاى ا خير اقدامات خوبى انجام شده و توسعه نسبتاً خوبى پيدا كرده است ، در خصوص تعداد دانش پژوهان ، برنامه هاى درسى و خدماتى كه ارئه مى شود گام هاى خوبى برداشته شده است . همين اندازه اقدامات را وقتى افرادى كه مطلع نيستند مى شنوند برايشان قابل توجه است وخوشحال مى شوند كه اين حركت ايجاد شده است . اين جاى تقدير و تشكر دارد ؛ اما در مقطع فعلى مركز با نيازها ،‌اقتضائات و احياناً با چالش هايى روبرو است كه محتاج اين است كه هم دقيق و به صورت علمى تجزيه و تحليل بشود و هم اين كه در يك فرايند تعريف شده اى در پى حل آن برآمد . من اين مشكلات، نيازها و اقتضائات را در دو قسمت مورد اشاره قرار مى دهم، يكى در قسمت سخت افزارى و ديگر در بخش نرم افزارى؛ در قسمت اول اداره يك مجموعه علمى و موفقيت آن در امر آموزش، تربيت و پژوهش، آن هم در ابعاد بين المللى با مليت هاى متنوع و مختلف و با توجه به مشكلاتى كه در نوع چنين فعاليت هايى وجود دارد، اقتضاء مى كند كه به امورى توجه ويژه بشود؛ يكى مسأله معيشت است كه در يك حد متوسط معيشت دانشجو و طلبه اى كه شروع به تحصيل مى كند بايد تعريف بشود و بدور از تجمل و تشريفات، متناسب با شأن افراد فراهم بشود. ما در اين زمينه مشكلاتى داريم. مشكل ديگر در بخش مسكن است. به هر حال طلبه اى كه به همراه خانواده وارد يك كشور غريبى مى شود، بايد به نحو معقولى مسكن آن تأمين بشود. مسأله بعدى خانواده و فرزندان آن ها است كه نيازهايى دارند و بايد مورد توجه قرار گيرد. همچنين برنامه هاى جانبى مانند تفريح، ورزش و غيره؛ در اين زمينه ها بلحاظ سخت افزارى با مشكلاتى مواجه هستيم.

در خصوص سيستم ادارى،‌ وضعيت كاركنان، ثبات شغلى و جايگاه آنان هم نيازمند تعريف صحيح هستيم. اين ها مسائلى است كه مربوط به زير ساخت هاى كلى مركز است.

در بخش نرم افزارى و برنامه ها هم به نظر من چالش هايى پيش مركز است كه يكى از آن ها فقدان استراتژى و برنامه مدون براى دراز مدت است. تأكيد روى « مدون » مى كنم به جهت اين كه نمى خواهم نفى استراتژى يا برنامه بكنم. اما چنين مجموعه گسترده با رسالت سنگينى كه دارد ، نيازمند اين است كه استراتژى ها و خط مشى ها به صورت روشن تدوين شده و قواعد حاكم بر آن تعيين و مشخص شده باشد و داراى برنامه اى دراز مدت باشد. اگر چنين كارى صورت بگيرد طبعاً بهتر مى توان نقاط قوت و ضعف را بدست آورد و مسير حركت را ترسيم نمود كه در اين زمينه خلاء وجود دارد.

مسأله ديگر پذيرش است كه على رغم انجام كارهاى ارزشمند ـ كه همين جا بايد تشكر بكنيم ـ اما در اين بخش ما نيازمند اصلاح و تكميل روش ها و شيوه ها هستيم. به عنوان مثال در امر پذيرش ما بايد هم به توانايى هاى ذهنى، استعدادى، روحى و غيره توجه كنيم و هم اين كه طبق يك ضوابط و برنامه هاى مدون پذيرش داشته باشيم. در بخش پذيرش بايد نگاه كارشناسى عميق تر و جامع تر باشد.

در نظام آموزشى نيز حركت هاى بزرگ و ارزشمندى صورت گرفته است ولى سؤال هاى اساسى در برابر نظام آموزشى مركز مطرح است كه بنده در شوراى برنامه ريزىِ آموزشى در يك بحث مفصلى آن ها را بر شمردم. بايد اين سؤال ها را به شكل علمى و مدونى پاسخ بدهيم، البته بحث در مورد نظام آموزشى به مجالى ديگر وا مى گذاريم.

نكته بعدى، روابط، ارتباطات و چهره بيرونى مركز است كه الان با ضعف زيادى مواجه است. مركز در داخل و خارج كشور بايد جايگاه علمى و آموزشى خودش را بازيابد و مورد توجه قرار بگيرد.

مسأله ديگر، مدرك معتبر است. اقدام هايى انجام شده است و بايد به يك نقطه خوبى برسد كه هنوز نياز به كار دارد همين طور مشكل ديگر ارتباط مركز با فارغ التحصيلان است؛ اولاً سيستم آموزشى بايد خروجى داشته باشد و بدون خروجى، سيستم آموزشى حالت ركود و مردگى پيدا مى كند. در زمينه خروجى مركز مشكلاتى دارد كه البته حلش هم شايد خيلى آسان نباشد ولى به هر حال بايد مورد توجه جدى باشد. ثانياً بعد از خروجى توجه به فارغ التحصيلان امر لازمى است. منتهى من اين جا تأكيد مى كنم كه مقصود از توجه به فارغ التحصيلان، اين نيست كه مركز تعهدى در برابر اشتغال دارد. بلكه منظور زمينه سازى براى اشتغال و فعاليت آنان است، مانند مسأله مدرك و همين طور مقصود ارتباطاتِ علمى بعد از فارغ التحصيلى است كه بايد در يك ساز و كار مشخصى تعريف بشود.

مسأله ديگر اهتمام به امر تربيت در سطح وسيع و عميق و نيز حاكميت روح تحقيق و پژوهش بر مجموعه است.

و نيز يكى از مسائل حجم فراوان و عدم تناسب امكانات با اين حجم است و مركز همواره ميان تناسب امكانات با اين حجم است و مركز همواره ميان تقاضاى فراوان پذيرش و كمبود امكانات لازم در تعارض است.

اين ها پاره اى از چالش ها و مشكلاتى است كه وجود دارد و به لحاظ داخلى هم بايد بحث سيستم جامع اطلاعات و نيز ارتباطات درونى و يك نظام ادارى مرتب تعريف شود كه اقدام هايى در اين زمينه انجام شده است، و بايد به يك شكل سريع ترى حل بشود. به لحاظ نيروى انسانى و آموزش هاى لازم هم نياز به كار و سرمايه گذارى بيشتر است.

اين در واقع يك تحليل كلى است كه ما مى توانيم از مركز ارائه بدهيم كه در كنار آن نقاط قوت، اين كمبودها هم وجود دارد. و تقاضاى بنده از مجموعه كارمندان، كاركنان و همكاران عزيز و بزرگوار اين است كه عزم را جزم كنند ـ و بنده هم در خدمتشان هستم ـ كه بتدريج براى حل هر يك از اين محورها، حركت هاى جديدى شروع شود و اين مجموعه به سطحى قابل قبول ارتقاء يابد تا بتواند پاسخگوى انتظاراتى كه دنيا دارد باشد.

 

مواجهه با اين چالش ها يك سرى پيش نيازهاى اوليه لازم دارد، از جمله بحث سيستم ادارى است كه به نظر مى رسد سيستم ادارى به لحاظ ساختارى، قابل قبول نيست. يعنى موجب كندى در روند ادارى شده است و احاله اين امر به تدريج ساختار دائمى موجب از دست رفتن فرصت ها است. چون بحث تدوين ساختار زمان بر است. عجالتاً بايد يك تسهيلى در روند اجرايى ايجاد شود. ديگر بحث نيروى انسانى است. نيروى انسانى، مهم ترين منبعى است كه مى تواند ما را با اين چالش ها مواجه بكند. براى اين امور چه تدبيرى انديشيده شده است؟

بحث ساختار و تغيير آن دو سه سالى است كه مطرح است. بنده هم با جديت يكى از اولويت هايم اين است كه سريعتر اين قضيه را چه ايده آل و چه غير ايده آل، ببنديم. از دو لحاظ: يكى اين كه اصولاً واحد ها و بخش هايى ادغام بشود يا نشود خيلى مهم است. اين ابهام فعلى موجب تزلزل بسيارى از موقعيت هاى شغلى و بلاتكليفى و احساس سستى در كارها مى شود. علاوه بر اين كه ما الان در مجموعه هاى ميانى و پست هاى سازمانى، مشكل داريم. و چون تعريف شده نيست با مراكزى كه با آن ها مرتبط هستيم. يك نقطه اشتراكى نداريم و ممكن است به ما بگويند نيرو زياد داريد. چون به نحو علمى تعريف نشده است. البته اين چند ماهى طول مى كشد ولى به نظر من بايد به هر حال از اين ترديد بيرون بياييم و در مورد ساختار تصميم بگيريم كه الان به شدت پيگير آن هستم و همين جا مى خواهم آن هايى كه در ارتباط با قضيه ساختار هستند، همكارى لازم را داشته باشند. به هر حال ما هيچ وقت به يك فرض ايده آل نمى رسيم. پس بايد تسريع بكنيم  ساختار و پست هاى سازمانى و تشكيلاتى را مشخص كنيم اين يكى از آن طرح هايى است كه دنبالش هستيم. البته طرح استراتژى هم از مواردى است كه جزو اولويت هاى كارِ من است. جهت نظارت، آن گروهى را تعيين كرده ام و همچنين بحث آمار و اطلاعات و سيستم داخلى مركز كه اقداماتى شروع شده بود آن را هم بايد تكميل كنيم.

البته بعضى از بخش ها را متوقف بر اين امر نمى كنيم. مثلاً در بخش كارشناسى بين الملل نيرو بايد اضافه بشود، در مدارس بخش ها و جنبه هاى علمى مانند عضو هيأت علمى، نشريه و پايان نامه بايد به نحوى تقويت بكنيم.

بحث نيرو و منابع انسانى هم همان طور كه اشاره فرموديد امر مهمى است. به هر حال يك مجموعه هم سيستم خوبى مى خواهد و هم منابع انسانى و نيروهاى كارآزموده اى. الحمدالله مجموعه مركز از نيروهاى خوبى برخوردار است. من بيشتر نگاهم اين است كه آموزش ضمن خدمت و آموزش هاى تكميلى را براى عزيزانى كه در كارهاى مختلف هستند مورد توجه بيشتر قرار گيرد. البته در موارى هم كه خلأى و فقدان نيرو هست، بايد نيروعاى خوبى جذب شوند. در بخش آموزش، اساتيد و هيأت علمى هم بحث بوده و آن را پيگيرى مى كنم و در صدد هستم كه بحث هيأت علمى و ساختار دادن به گروه هاى علمى در نظام مقاطع و حتى در نظام پايه تقويت و تأسيس بكنيم.

قطعاً كارمندان عزيز و مديران بويژه مديران ميانى به دليل اين كه تجارب خوبى كه دارند براى ما به عنوان نيروهايى ارزشمند بايد حفظ بشوند. اما به هر حال كارها در دنياى امروز، فنى و پيچيده است و نياز به تكميل آموزش ها دارد كه با برنامه ريزى كه معاونت ها مى كنند و همكارى خود همكاران، در اين بخش هم بايد شاهد رشد و ارتقاء باشيم.

معاونت بخش پژوهش ان شاءالله تأسيس و بتدريج پژوهشكده هايى راه اندازى خواهد شد و همين طور انجمن هاى علمى.

 

به نظر مى رسد يك سيستم تصميم گيرى تعريف شده اى در مركز وجود ندارد. جايگاه واحدها، گروه ها، كميسيون ها، دقيقاً مشخص نيست. اين كه چه امورى بايد به هيأت مديره ارجاع بشود؟ چه امورى را خود مدير مستقيماً تصميم مى گيرد؟ چه امورى بايد در كميسيون ها مطرح بشود؟ فرايند مشخصى ندارد و واحد يا معاونتى كه يك برنامه اى دارد نمى داند چه سيرى و چه فرايندى را بايد طى كند؟!

البته در اساسنامه تا اندازه زيادى تعيين شده است اما مشكلاتى هم وجود دارد كه ان شاءالله با تغييرات و اصلاحاتى حل خواهد شد.

 

در حال حاضر با يك محاسبه اجمالى مى توان گفت كه بيش از چهل و پنج درصد(45%) وقت مديران در جلسه هايى مى گذرد كه شصت درصد(60%) اين جلسه ها غير ضرورى است.

ممكن است اين طور باشد البته گاهى خيلى به جلسه بد گفته مى شود و گاهى هم خيلى جلسه زدگى پيدا مى شود، هيچكدام خوب نيست. هر كدام بايد جا و اندازه خودش را داشته باشد و به شكل علمى بايد با قضيه برخورد بشود و كارشناسى كنيم. در رابطه با معطلى طرح ها در طرح و برنامه نيز تصميم دارم ان شاءالله طرح ها زياد در آن مراحل معطل نشود و خود معاونت ها اختياراتى داشه باشند و در واقع جلسات شوراها و كميسيون ها بايد بر حسب نياز تشكيل شود و راه حل مشورتى ارائه كند. من بدون اين كه بخواهم حرف نهايى را در اين جا بزنم، در مجموع به آنچه كه شما اشاره كرديد وقوف دارم و فكر مى كنم تا حدى مى شود روند تصميم گيرى را تسهيل و تسريع كرد.

 

با توجه به پراكندگى هاى فيزيكى كه مجموعه هاى مختلف مركز دارند. با مشكل اطلاع رسانى و در واقع نظارت بايد به چه نحو برخورد نماييم؟

●طرح كلى همان سيستم جامع آمار و اطلاعات است كه پيگير بودند. البته يك مقدار توقف  ركود داشته. من اصل آن كار را تأييد مى كنم و الان هم پيگير هستيم به يك جايي برسد كه آن سيستم در واقع گردش اطلاعات را تسريع مى كند و ضعفى كه الان حس مى شود كه آمار و ارقام دقيق و استاندارد شده اى وجود ندارد بر طرف مى شود.

يكى ديگر از راه ها خود مجله شماست كه بايد يك مقدار بازسازى بشود و ارتقاء پيدا بكند و حلقه اتصالى بين سطوح مديريتى، كارمندى و طلبگى بشود و تا به حال هم تا حدى اين نقش را ايفا كرده است. بحث نظارت و بازرسى مركز يك بخشى است كه ان شاءالله مسؤولى تعيين مى شود و آن مى تواند با حساب و كتاب روشن ترى پيگيرى بكند. يك شبكه صندوق پيشنهادات و انتقادات هم بايد مورد توجه قرار بگيرد. تابلوهاى مدارس هم مى تواند منعكس كننده بسيارى از تصميم هاى مديريتى همچون عزل، نصب، تغيير، تحول و ... باشد.

هم اكنون مواجه با اين هستيم كه خيلى از نارضايتى ها يا مشكلاتى كه هست، بخشى از آن به جهت مشكلاتى است كه خارج از اختيار ماست و بخش ديگر آن مشكلاتى است كه برخواسته از ضعف سيستم ادارى است. يك قسمتى هم بر مى گردد به همين فقدان نظام اطلاع رسانى مناسب و اين كه افكار عمومى نسبت به تصميم ها توجيه نيست. من در ملاقات هاى مختلفى كه با طلبه ها داشتم اين را حس كردم كه همه عدم رضايت ها و مشكلات، به كمبودها و ضعف ها بر نمى گردد بلكه قسمتى از آن بر مى گردد به نقص در اطلاع رسانى نه در برنامه، به هر حال يك ركن آن كار شماست كه ان شاءالله رشد پيدا مى كند و مورد توجه قرار مى گيرد.

 

در پايان اگر نكته يا مطلبى مدنظرتان هست بيان بفرمائيد.

البته من بعضى از نكات واضح و روشنى را كه ياد آورى آن لازم بود در همان سخنرانى مدرسه حجتيه بيان كردم ولى در اين جا اجمالاً چند نكته را مورد تأكيد قرار مى دهم: 

يكى اين كه همه ما بايد جايگاه مركز را به لحاظ ذهنى و معرفتى بشناسيم و در همه رفتارهايمان معرفت به جايگاه، حضور داشته باشد؛ بدانيم چه مى كنيم و چه رسالت سنگينى را انجام مى دهيم و به عنوان ناشران و بسط دهندگان مكتب اهل بيت(ع)، همان ابعادى كه در آغاز سخن عرض كردم را بايد مورد توجه قرار دهيم. اين در همه ابعاد و اجزاء رفتارهاى ما تأثيرگذار است و بايد مورد توجه قرار بگيرد.

نكته ديگر اين كه واقعاً قرار بر همدلى و همكارى وجود داشته باشد و احساس رقابت هاى نابجا و بى توجهى به حوزه كار و مسؤوليت و ديگر آسيب هاى ادارى و اخلاقى نبايد در اين مجموعه باشد كه نيست.

نكته ديگر نگاه فرابخشى است كه واحد ها و بخش ها بايد داشته باشند كه گاهى ضعيف است. به هر حال هر بخش بايد مجموعه ديگر همكار خودش را هم ببيند و كارها را هماهنگ كند و در يك منظومه قرار بدهد. اين نكته اى است كه معاونت ها و بخش ها و قسمت هاى مختلف بايد به آن توجه داشته باشند.

نكته ديگر، تقويت نگاه آموزشى و علمى مجموعه است. كارمندان، اساتيد، مدرسان و مديران همه بايد تلاش كنند وجهه مركز را يك وجهه علمى، آموزشى، تربيتى و پژوهشى قرار دهند و اين نياز دارد كه نگاه همه اين نگاه باشد.

نكته ديگر، تأكيد بر كرامت طلاب است؛ ما به هر قيمتى هست بايد آن كرامت و عزت و شرافت طلبه را در نظر بگيريم. از مديران هم مى خواهم كه ارتباط خودشان را با كارمندان خود و مجموعه زير دست شان هر چه قويتر و عاطفى تر و انسانى تر ـ ضمن حفظ سلسله مراتب و قوانين و مقررات ـ تنظيم كنند و من هم در خدمت مجموعه عزيزان هستم و اميداورم كه از نقطه نظرها، پيشنهادها،‌ نقدها و اشكالاتى كه به ذهنشان مى آيد ما را و مجموعه مديران را محروم نفرمايند.

اميدوارم خداوند به همه ما اين توفيق را عنايت بكند كه در راستاى ايفاى اين رسالت عظيم الهى با هم و در كنار هم، و با دلسوزى، عزم، همت، تلاش و سخت كوشى قدم برداريم و از شما هم تشكر مى كنم.

 

از اين كه حوصله فرموديد و به سؤالات ما پاسخ داديد تشكر مى كنيم.

بنده هم تشكر مى كنم و اميدوارم مجموعه محورها و برنامه هاى ارائه شده به معاونتها و بخشها بزودى تنظيم و تقديم شود.