تنم را فرشِ كردم تا بتازى دلم را نذر كردم تا بيايى
امام خمينى(ره)
بارها گفته ام و اكنون نيز تذكر مى دهم كه ملت افغانستان را به حال خود رها
كنيد. مردم افغانستان سرنوشت خودشان را تعيين نموده و استقلال واقعى خود را تضمين
مى كنند و به ولايت كرملين يا قيموميت آمريكا احتياجى ندارند و مسلم بعد از خروج
نظاميان بيگانه از كشورشان، به سلطه ديگرى گردن نمى نهند و پاى آمريكا را ـ اگر قصد
دخالت و تجاوز در كشورشان كرده باشد ـ مى شكنند
***
مسلمانان از هياهو و طبل هاى توخالى تبليغات ظالمانه
نهراسند؛ كاخ ها و قدرت هاى نظامى و سياسى استكبار جهان، همانند لانه عنكبوت است
و در حال فرو ريختن است.
مقام معظم رهبرى
مهم ترين وظيفه مردم و مسؤولان در شرايط كنونى تبليغ عملى نظريه سياسى مردم سالارى
دينى با تلاش بى وقفه براى آبادانى و سازندگى همه جانبه كشور در سايه جمهورى اسلامى
است.
ديروز بر شانه بردم، تابوت همسنگرم را
مى شويم از حيرت امروز، چشمان ناباورم را
باور نمى كردم اما روزى بيايد كه بايد
از زير خروارى از خاك، پيدا كنم كشورم را
آويختم از درختان، نعش كسان را كه ديروز
آويختند از درختان موى سر مادرم را
آه! اى درخت تناور! بيمت مبادا كه ديدم
صدبار كوبيد و نشكست اين سنگ، بال و پرم را
ديروز اگر شاخه هايت، يك لحظه خم مى شد از برف
كى مى توانستم امروز، بالا بگيرم سرم را؟
محمد كاظم كاظمى ـ شاعر مهاجر افغان