آيين سلوك

بدان كه ريا در اصول عقايد و معارف الهيه از جميع اقسام رياها سخت تر و عاقبتش از همه بدتر و ظلمتش از تمام رياها بيشتر و بالاتر است. صاحب اين ريا اگر در واقع معتقد به آن امرى كه ارايه مى دهد نباشد، از جملى، منافقين است كه مخلّد در نار و هلاك ابدى از براى اوست، و عذابش اشد عذابهاست. او اگر معتقد باشد ولى براى اينكه در قلوب مردم رتبه و منزلت پيدا كند اظهار مى كند، اين شخص گرچه منافق نيست ولى اين ريا باعث مى شود كه نور ايمان از قلب او برود، و ظلمت كفر به جاى آن در قلب وارد شود؛ زيرا كه اين شخص گرچه در اوّل امر مشرك است به شرك خفى، زيرا كه معارف الهيه و عقايد حقه را كه خالص بايد باشد از براى خدا و صاحب آن ذات مقدس حضرت حق است به مردم تحويل داده و غير را در آن شركت داده و شيطان را در آن متصرف نموده و اين عمل قلبى، از براى خدا نبوده و اين فجيعى، موبقه و اين سريرى، مظلمه و اين ملكى، خبيثه بالاخره كار انسان را منجر مى كند به اينكه خانى، قلب مختص به غير خدا شود، و كم كم ظلمت اين رذيله اسباب مى شود كه انسان، بى ايمان از دنيا برود؛ و اين ايمان خيالى كه دارد صورت بى معنى و جسد بى روح و پوست بى مغزى است و مورد قبول خداى تعالى نشود. كما اينكه اشاره به اين فرموده در حديثى كه در كافى شريف از على بن سالم نقل مى كند، قال: سَمِعتُ أَنا عَبدِالله عليه السلام، يقول: قال الله عزَّوَجلَّ: أَنا خيرُ شريكٍ: مَن أشرَكَ مَعى غَيرى فى عَمَلٍ عَمِلهُ، لَم أقبَلهُ إلّا ما كانَ لى خالِصاً. يعنى راوى گفت: « شنيدم حضرت صادق، عليه السلام، مى فرمود: خداى تعالى گفت: « من بهترين شريك هستم. كسى كه با من شريك قرار دهد غير مرا در كارى كه كرده است، قبول نكنم او را مگر آنكه براى من خالص باشد ».

و معلوم است اعمال قلبيه در صورت خالص نبودن مورد توجه حق تعالى واقع نشود، و او نپذيرد و به شريك ديگر واگذار فرمايد كه آن شخصى است كه براى نشان دادن به او عمل مى شود؛ پس اعمال قلبيه مختص به آن شخص مى شود، و از حد شرك بيرون رفته به كفر محض وارد مى شود. بلكه مى توان گفت اين شخص نيز از جمله منافقين است: همانطور كه شركش خفى است، نفاقش نيز خفى است. بيچاره گمان كرده مؤمن است ولى مشرك است در اول امر و در نتيجه منافق است، و عذاب منافقين را بايد بچشد. واى بحال كسى كه كارش به نفاق منجر شود.

امام خميني(ره)، چهل حديث ص 36 و 37