مصاحبه با معاون محترم پذيرش و امور بين الملل

 

اشاره:

توفيقي حاصل شد تا در اين شماره، در خدمت جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي رادمرد، معاون محترم پذيرش و امور بين الملل مركز باشيم. آنچه در ذيل مي خوانيد گفتگوي صميمانه اي است كه در موضوعات مربوط به اين معاونت با ايشان انجام گرفته است.

 

با تشكر از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد، بعنوان اولين سؤال بفرماييد با توجه به نياز گسترده جهان اسلام و فعاليت رقباي فرهنگي، آيا سقف پذيرش مركز تا چه مقدار پاسخگوي نيازها و تقاضاها مي باشد؟

ضمن تقدير و تشكر از فعاليتهاي خوب برادران دست اندر كار مجله كه سعي مي نمايند خلائي كه در مركز احساس مي شد پر نمايند و با آرزوي توفيق بيشتر براي اين برادران، بايد عرض كنم همانگونه كه در سؤال به آن اشاره شده نيازهاي فرهنگي و معنوي جهان اسلام گسترده است. اين گستردگي را از چن بعد مي توان مورد توجه قرار داد، اولاً : در زمان حاضر حقيقتاً ايران و بخصوص قم ام القراي جهان اسلام است. از قرن چهارم با شكل گيري حوزه هاي علميه به مفهوم خاص خود، مركز ثقل حوزه ها عمدتاً در كشور عراق فعلي بوده است. با بروز مشكلات مربوط به عراق بخصوص پس از انقلاب اسلامي ايران، بتدريج از عظمت اين حوزه كاسته شد و در حال حاضر چندان نمي تواند پاسخگوي جهان اسلام باشد. حوزه هاي متفرقه ديگر از قبيل حوزه هاي سوريه و لبنان نيز گستردگي قابل توجهي ندارند. لذا اكثر متقاضيان فراگيري علوم اهل بيت(ع) توجهشان به سوي ايران است. ثانياً: با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام تجديد حيات اسلام، آوازه اين مكتب در سراسر جهان منتشر شد و چه بسيارند كشورهايي كه تاريخ تشيع در آنها به اين زمان بر مي گردد. از طرفي عامل اصلي اين پيروزي، مكتب و حوزه هاي علميه بوده اند؛ لذا توجه مسلمانان آزاده طلب به سوي حوزه علميه قم جلب شده و متقاضي تحصيل در اين حوزه هستند.

در مورد رقبا نيز ما با دو رقيب جدي مواجه هستيم: رقيب اول استكبار جهاني است كه سعي دارد با سياست جهاني كردن و باصطلاح  « گلوباليزيشن Globalization   »  در دهكده جهاني، مردم را از فرهنگ اصيل خودشان جدا سازد و فرهنگ منحط خودش را در جهان حاكم سازد. حركتهايي از قبيل دعوت مسلمانان به مسيحيت، بهائيت و برخي از اديان ساختگي ديگر در اين راستا قرار دارد و رقيب دوم كه به نظر مي رسد دست استكبار در آنجا نيز بطور جدي ملموس است،‌ مدعيان اسلام هستند.

فعاليتهاي اين گروه با توجه به حمايتهاي گسترده سياسي و مالي دولتها زياد است. كشورهايي از قبيل عربستان، تركيه، امارات، كويت و پاكستان در اين راستا فعاليت چشمگير دارند. مناسب است به نمونه هايي در اين رابطه اشاره نمايم: بر اساس نقل يكي از مسئولين امور حوزه ها، دانشگاه مدينه تاكنون يك ميليون فارغ التحصيل داشته است. در فيليپين در سه سال قبل شصت هزار نفر در مدارس ديني تحت نظر برخي از كشورهاي فوق تحصيل مي كردند. در حاليكه سهميه پذيرش اين كشور در مركز جهاني سالانه حدود 5 نفر است. بر اساس گزارشها حدود بيست هزار نفر از طلاب كشورهاي آسياي ميانه فقط در مدارس ديني تركيه تحصيل مي نمايند و حال آنكه سهميه اين كشورها در ايران حدود پنجاه نفر در سال است. مثالهاي متعددي مي توان در اين رابطه بيان كرد كه دراين مصاحبه مختصر نيم گنجد. با توجه به مسايل ذكر شده روشن مي شود سقف پذيرش مركز جهاني علوم اسلامي تا چه حد پاسخگوي نيازهاي جهان اسلام مي باشد و رسالت داعيان اسلام ناب محمدي (ع) تا چه حد سنگين مي باشد.

 

شيوه هاي موجود پذيرش را تا چه حد موفق ارزيابي مي كنيد؟

بررسي ميزان موفقيت شيوه هاي موجود پذيرشي با ارزيابي پذيرش شدگان امكان پذير است و ارزيابي ميزان موفقيت از سه راه حاصل مي شود:

1-   تعيين معيارهاي سنجش و ارزيابي علمي براساس آن معيارها.

2-   ميزان حصول به اهداف مورد نظر مجموعه سازمان.

3-   مقايسه با سازمانها و نهادهاي مشابه و وضعيت سابق اين مجموعه. با توجه به ساختار تشكيلاتي مركز در سابق و فقدان مجموعه اي مستقل كه عهده دار امر مهم پذيرش باشد احساس مي شود، از سال 75 تغييراتي اساسي و قابل توجه در امر پذيرش از جهت كمي و كيفي حاصل شده است؛ بطوري كه براساس آمار از جهت تعداد طلاب پذيرش شده، تنوع مليتي و كيفيت طلاب بي سابقه بوده است.

اين نكته قابل ذكر است كه ارزيابي كنندگان اصلي، مجموعه اساتيد و مديران و مسئولين محترم و زحمتكش هستند كه در صف مشغول انجام وظيفه هستند، بخصوص كسانيكه از سالهاي گذشته در مركز حضور داشته اند. از اين جهت كه من در اين رابطه حساس هستم سعي و تلاشم بر اين بوده كه نظرات اين عزيزان را جويا شوم و ادعاي اينجانب مبني بر موفقيت نسبي پذيرش در حقيقت نقل قول آنان است. يكي از عزيزان كه حدود پانزده سال در مركز سابقه دارند و در رابطه مستقيم با طلاب پذيرش شده در ماههاي اول حضور آنان در ايران هستند، بارها اين مطلب را گفته اند و فكر مي كنم قصد گزافه گويي نداشته اند كه تاكنون پذيرش طلاب با اين كيفيت بي سابقه بوده است و مدير محترم سابق مدرسه الجواد(ع) كه تمام طلاب آنها پذيرش هاي مربوط به سالهاي اخير بودند، اظهار مي داشتند حتي يك فرد نامطلوب هم در بين طلاب آنها نيست. البته اين سخنان به معناي آن نيست كه به ايده آل خود دست يافته ايم و كوشش ديگري براي بهبود كار لازم نيست و باز به معناي آن نيست كه مصون از خطا هستيم بلكه هميشه بدنبال رشد و بهبود روش ها در واحد آزمون و مصاحبه و تحقيقات بوده و هستيم و هر از چند مدتي فرمهاي نظر خواهي را خدمت مديران محترم و كسانيكه جهت پذيرش اعزام شده اند ارسال مي كنيم و از نظرات آنان استفاده مي كنيم. در مقايسه با برخي نهادهاي مشابه موفق تر بوده ايم زيرا براساس گزارش آنان پذيرهايشان حدود 40 درصد نسبتاً موفق بوده است و 60 درصد بقيه در طول مدت اقامت در ايران يا ترك تحصيل كرده اند و يا مشروط شده اند و يا ... . در مورد ارزيابي براساس ميزان حصول به اهداف بايد منتظر نتيجه بمانيم تا ان شاءالله پس از اتمام تحصيل وضعيت آنان بررسي شود و در مورد ارزيابي براساس معيارهاي سنجش هنوز معيار خاصي تعيين نشده است.

 

نكته ديگر اينكه در مقايسه با حوزه هاي علميه داخل كشور كه انجام مراحل پذيرش بسيار سهل تر از پذيرش طلاب خارج از كشور است و در عين حال بيش از 20 درصد ريزش دارند، به نظر مي رسد موفق تر بوده ايم.

تا كنون براي ارزيابي پذيرش شدگان توسط هيئت هاي اعزامي اقدام خاصي صورت نگرفته است. طرحي را براي ارزيابي علمي پذيرش شدگان در بودجه سال گذشته پيشنهاد داديم كه متأسفانه به تصويب نرسيد و بر اساس وعده اي كه مسئول محترم دفتر طرح و برنامه داده اند بتوانيم سال آينده اجرا نماييم كه در آن طرح اولاً شيوه هاي مختلف پذيرش ارزيابي مي شود و ثانياً منشأ ضعفها مشخص مي گردد و ثالثاً مي توانيم با شناخت ضعفها در مورد هر كشور روش بهينه پذيرش را طراحي نماييم. البته يك نكته را نبايد از نظر دور داشت و آن عبارت است از اهميت و  ظرافتهاي خاص پذيرش خصوصاً با توجه به تنوع فرهنگها و مليتها و فرصت محدود هيئتها براي ارزيابي است. نكته ديگر اينكه عوامل متعددي پس از پذيرش در موفقيت طلاب دخيل هستند.

بعنوان مثال چه بسا يك برخورد ناصحيح مذهبي و يا مشكلات اداري و يا كيفيت آموزش و يا برخوردهايي كه در محيط شهر قم با طلاب خارجي صورت مي گيرد، باعث شود تمام زحمات قبلي هدر رفته و نقص كار به پذيرش نسبت داده شود. براي موارد فوق مثالهاي متعددي را مي توان ذكر كرد كه لازم مي دانم يكي از موارد را كه براي من بسيار تكان دهنده بود ذكر كنم: در چند هفته قبل يكي از طلاب بسيار موفق كه جزو ائمه جماعات يكي از كشورها بود و توسط هيئت گزينش شده بود تقاضاي انصراف از تحصيل كرد. وقتي كه با وي صحبت كردم و علت اصلي را جويا شدم گفت من در محيط قم در تاكسي و مغازه و خيابان و ... نمي توانم اظهار كنم طلبه هستم و اغلب خودم را دانشجوي زبان فارسي معرفي مي كنم زيرا وقتي آنها مي فهمند من از يك كشور خارجي براي تحصيل علوم اسلامي به قم آمده ام، حدود 70 درصد مردم مرا سرزنش مي كنند و تعبيرات خاصي را بكار برد كه از ذكر آنها خودداري مي شود و تعدادي از طلاب ديگر كه در جلسه حضور داشتند گفته هاي وي را تصديق مي كردند. غرض اينكه مجموعه مركز جهاني و محيط اطراف را مي توان به يك بدن تشبيه كرد كه چنانچه اختلالي در يك عضو بر اثر چركي شدن پديد آيد به ساير اعضاء سرايت كرده و كارايي آنها را مختل مي كند.

نكته ديگر كه تا حدودي به اين امر مربوط مي شود اين است كه چنانچه آسيب هاي خاص هر مليت و كشور توسط معاونت محترم تربيتي كه در مدارس حضور فعال دارند و مسئوليت كميته انضباطي نيز بر عهده اين معاونت گذاشته شده، شناسايي شود و در اختيار معاونت پذيرش گذاشته شود، بهتر و دقيق تر خواهيم توانست نسبت به گزينش بهترين ها اقدام نماييم.

 

نهادهايي مثل سازمان مدارس، سازمان فرهنگ و ارتباطات و ... تا چه حد مي توانند در معرفي و شناسايي داوطلبين كمك كنند و زمينه سازي نمايند؟

با توجه به اينكه بستر پذيرش، كشورهاي خارجي هستند و مركز جهاني حضوري فيزيكي در خارج از ايران ندارد طبيعتاً نهادهايي از قبيل سازمان مدارس و سازمان فرهنگ و ارتباطات و وزارت خارجه مي توانند نقش مهمي در شناسايي و معرفي داوطلبين ايفا نمايند. اما از آنجا كه اين امر جزو وظايف سازماني اين نهادها تعيين نشده است تاكنون نتوانسته ايم بهره كاملي از اين طريق بدست آوريم. سعي و تلاش ما بر اين بوده است تا با حضور درگردهمايي هاي مربوطه و دعوت از اين نهادها، مركز جهاني را به آنها بشناسانيم و ارتباط قويتر و بهتري را برقرار كنيم.

البته برخي از مسئولين محترم خارج از كشور بر اساس احساس وظيفه در اين رابطه همكاري خوب و صميمانه اي با مركز جهاني داشته و دارند. در عين حال براساس تجربيات بدست آمده و سياست تعيين شده نمي توان بصورت مطلق امر پذيرش طلاب را به نهادهاي خارج واگذار كرد كه در صورت لزوم مي توان دلايل آن را ذكر نمود.

 

برخي از هيأتها از وجود مشكلات و ناهماهنگي گله مند مي باشند جهت كاست از مشكلات و ايجاد هماهنگي بيشتر چه برنامه ريزيهايي صورت گرفته است.

برنامه هاي دراز مدت اين معاونت عبارت است از تداوم بهبود و بهينه سازي روش هاي پذيرش از قبيل برگزاري كلاس هاي تخصصي در زمينه هاي آزمون، مصاحبه، تحقيقات كه در اين رابطه با سازمان سنجش آموزش كشور و برخي از نهادها مذاكره شده است. استفاده از شبكه اينترنت براي جمع آوري اطلاعات در مورد كشورها و استفاده از اين شبكه براي پذيرش هاي غير حضوري، عني سازي كتابخانة تخصصي كشورها و جمع آوري گزارشات، اسناد و مدارك از نهادهاي همسو، توسعه امور مربوط به بين الملل و كارشناسي كشورها، پذيرش از طريق برگزاري دوره هاي آموزشي پذيرش در مورد هر كشور، گسترش جغرافيايي پذيرش و توجه به پراكندگي پذير ش در داخل هر كشور و...

در رابطه با هماهنگي هاي قبلي براي اعزام هيئت ها متأسفانه تا حدودي دچار مشكل بوده ايم گر چه به نظر مي رسد به مقدار زيادي مرتفع شده است و علت اين امر از چند جهت قابل بررسي است؟

1-   هنوز ارتباطي ارگانيك بين مركز جهاني و نهادهاي خارج از كشور بوجود نيامده است و متأسفانه مركز جهاني را به صورت رسمي نمي شناسند كه لازم است در اين رابطه اقدام جدي بعمل آيد و به نظر مي رسد راه حل آن جلسه مشترك مسئولين عالي دفتر مقام معظم رهبري و وزير امور خارجه و رياست سازمان فرهنگ و ارتباطات باشد و بايد راهكارهاي عملي مشخص شود.

2-   برخي از منافع و مصالح اقتضا مي كند كه برخي از مسئولين در خارج از كشور اظهار بي اطلاعي نمايند. از طرفي ارتباط مستقيم مركز را طبق مقررات و سلسله مراتب خود نمي دانند و از طرف ديگر پس از ارتباط با مسئولين امر، قصور از ناحيه آنان صورت مي گيرد.

3-   در برخي از كشورها مصلحت پيشرفت كار اقتضا مي كند اعزام هيئت به صورت خاص صورت گيرد. كما اينكه برخي سازمانهاي همسو به همين نحو عمل مي كنند و در عمل گرچه مشكلاتي دارد لكن موفق تر است.

4-   متأسفانه بعلت تعدد طولي مراكز تصويب كننده هيئت هاي اعزامي و مشكلات مربوط به تهية ويزا و احياناً گذرنامة خدمت و تحولات سياسي در برخي از كشورها، زمان كافي براي هماهنگي وجود ندارد. اين بخش تفصيلات زيادي دارد كه بنظر مي رسد از محدوده اين مصاحبه خارج باشد. خلاصه اينكه برنامه اعزام هيئت ها را نمي توانيم در ابتداي سال مشخص كنيم.

5-   حتي در موارديكه كارمند وزارت خارجه هيئت را همراهي مي كرده است، مسئولين اين وزارت در خارج از كشور اظهار بي اطلاعي مي كرده اند و همچنين نسبت به دانشگاه بين المللي كه اعزام هيئت هاي آنان با عضويت وزارت خارجه به تصويب مي رسد هميشه نسبت به اين امر دچار مشكل بوده اند. نكته ديگر اينكه ناسپاسي است اگر همكاريهاي بي دريغ بسياري از سفرا، رايزنيهاي فرهنگي و مديران محترم مدارس در خارج از كشور را در همكاري با هيئت هاي اعزامي ناديده يگيريم.

اميداوريم با تحولاتي كه در وظايف مديريت بين الملل ايجاد كرده ايم و با استفاده از ارشادات و تجربيات دوستاني كه توسط هيئت ها، اعزام شده اند بتوانيم روز به روز بهبود در اين امر را شاهد باشيم.

 

ملاك و معيار انتخاب فرد به عنوان عضو هيأت چيست؟ چه اقداماتي براي تخصصي نمودن امر پذيرش صورت گرفته است؟

امور متعددي در انتخاب اعضاي هيئتها در نظر گرفته مي شود، از قبيل آشنايي با شيوه هاي پذيرشي، ميزان ارتباط فرد اعزامي با طلاب آن كشور، آشنايي با زبان، لزوم آشنايي فرد اعزامي با محيط آن كشور، آشنايي با قوانين و مقررات پذيرشي، تربيتي، اداري □رفاهي. سعي مي شود اعضا طوري انتخاب شوند كه مكمل هم باشند. بعنوان مثال در مورد پاكستان با توجه به حضور طلاب غير مجاز در قم،‌ لزوم پاكستان با توجه به حضور طلاب غير مجاز در قم، لزوم برنامه ريزي براي فارغ التحصيلان، حجم وسيع متقاضي و مشكلات مربوط به تشكيل پرونده پذيرش و... سعي گرديد افرادي اعزام گردند كه به نحوي با اين امور در ارتباطند.

در رابطه با تخصصي كردن كار پذيرش نكته مهمي است كه به آن اشاره كرديد و اعتقاد ما نيز همين است. تاكنون پيگيري سه هدف در هيئت ها مطرح بوده است: 1- پذيرش 2- ارتباط با نهادها و شخصيتهاي خارج از كشور و معرفي مركز 3- آشنايي مسئولين با محيط هاي خارج كه به نظر مي رسد چنانچه بتوانيم اين اهداف را از هم تفكيك كنيم و سفرهاي تخصصي انجام پذيرد موفقيتها چشمگيرتر خواهد بود.

البته سعي شده است در جهت تخصصي تر شدن پذيرش گام برداريم. بعنوان مثال افرادي كه در اين كار تجربيات زيادي كسب كرده اند همراه هيئت ها اعزام شوند.

نكته قابل توجه اينكه در مجموعه مركز، اعزام نبايد به صورت يك امتياز تلقي شود. گرچه طبيعتاً داراي مزايايي مي باشد. اما برخورد با اين قضيه بايد همانند آن باشد كه فردي مسئول اعزام اردويي شده است يا جهت مأموريتي و جلسه اي به شهر ديگر مي رود كه يك مأموريت كاري در راستاي اهداف و وظايف آن بخش مي باشد. اينگونه نيست كه هيئتهايي كه به خارج اعزام مي شوند با هيچ مشكلي مواجه نباشند و در ناز و نعمت بسر برند. در خيلي از موارد عليرغم ميل باطني بجهت اهميت امر و با تقاضا و اصرار كارهاي خودشان را تعطيل مي كنند و اعزام مي گردند.

 

عدم رعايت ضوابط پذيرش در موارد خاص به چه دليل است و تا چه اندازه امور ديگر در تصميم گيري دخالت دارد؟

بطور كلي پذيرش داراي ضوابط خاصي است كه ما خود را ملزم به رعايت دقيق و صد در صد آن مي دانيم. در مواردي كه شرايط عامه پذيرش در فردي موجود باشد، تصميم گيري در خود معاونت صورت مي گيرد. طبق آيين نامه پذيرش، موارد خاص كه محدوده آن نيز در آيين نامه پيش بيني شده است در كميسيون پذيرش مطرح وطبق مصوبه عمل مي گردد. در موارد نادر براساس مصالح اهم‌، مدير محترم مركز تصميم گيري مي نمايند. مشكل تلقي عدم رعايت ضوابط پذيرش ممكن است از اينجا ناشي شود كه يك مسئول يا يك استاد اطلاع دقيقي از وضعيت طلبه، محيط پذيرش شده، ويژگيها، شيوه گزينش طلبه و موقعيت اجتماعي و جغرافيايي وي نداشته باشد و انتظار اين است كه مانند يك كلاس دبيرستان يا دانشگاه، محصلين يكدست باشند و حال آنكه چنين انتظاري با توجه به وضعيت مركز به جا نيست. براي چاره اين مشكل طرحي ريخته شد كه سوابق طلاب و اطلاعات مربوط به آنان توسط معاونت پذيرش از طريق معاونت محترم آموزش به مراكز آموزشي ارسال گردد. طبيعتاً ابتدا كليه اطلاعات كه نتيجه دهها ساعات تلاش كاركنان خدوم مركز جهاني است به مركز آموزش زبان فارسي ارسال مي گردد، سپس اين سوابق به ضميمه نكاتي كه در مركز آموزش زبان به آن اضافه مي شود به مدرسه مربوطه ارسال مي گردد و بنظر مي رسد چنانچه مسئولين مدارس و اساتيد اطلاع كافي از مخاطبين خود داشته باشند نسبت به برخورد با طلبه، درك نيازهاي واقعي وي از جهات آموزشي، تربيتي، رفاهي بهتر مي توانند تصميم گيري نمايند.

در اينجا اعلام آمادگي مي شود چنانچه مسئولين محترم نسبت به وضعيت پذيرش طلبه اي سؤال يا ابهامي دارند مي توانند ضمن تماس با اين معاونت از وضعيت وي مطلع گردند و در مواردي كه نقص در كار مشاهده شود خاضعانه پذيراي آن هستيم و ضمن پيگيري خواهيم توانست در آينده در رفع و دفع آن تلاش نماييم و چنانچه عيوب، تذكر داده نشود چه بسا فكر اصلاح پديد نخواهد آمد.

 

آيا تجربه ساير كشورها را در امر جذب جوانان موفق مي دانيد، از آن تجربيّات بهره مي جوييد؟

در مورد اينكه كشورهاي ديگر نظير عربستان و تركيه آيا واقعاً موفق بوده اند يا خير؟ براثر نبودن اطلاعات نمي توان اظهار نظر كرد. بعنوان مثال عربستان از كشور مغولستان چند سال پيش 8 نفر پذيرش كرده بود كه فقط يك نفر آنها باقي مانده بود و بقيه پس از يك يا دو سال ترك تحصيل كرده بودند يا مثلاً طلاب همين كشور كه در پاكستان و تركيه تحصيل كرده بودند، همگي بجز يك نفر ترك تحصيل كرده بودند و در بازار مشغول تجارت بودند يا مثلاً با يكي از فارغ التحصيلان تركيه كه از تركمنستان متقاضي تحصيل در ايران بود وقتي مصاحبه كرديم هيچ چيز حتي اوليات اسلام را بلد نبود و حال آنكه با درجه ممتاز فارغ التحصيل شده بود. البته با توجه به حجم عظيم پذيرش آنان ولو تعداد كمي هم موفق شده باشند اولاً در تمام نقاط جهان پراكنده مي شوند و ثانياً كسانيكه از دور شاهد جريان هستند آنها را موفق مي بينند.

نكته ديگر كه بايد اذعان كرد قطعاً موفقيت بيشتري از روشهاي موجود ما دارد اين است كه در كشورهايي كه مي خواهد پذيرش صورت گيرد يك دوره آموزشي حداقل يك ماهه گذاشته شود و پس از ارزيابي كامل، پذيرش صورت گيرد لكن اين امر براي جمهوري اسلامي ايران و مركز از جهات متعددي محذور دارد. اولاُ در بسياري از كشورها از جهات سياسي و امنيتي مشكل داريم ثانياٌ اين امر به هزينه بسيار زيادي نياز دارد. البته سه طرح را براي سال آينده به هيئت مديره محترم پيشنهاد داده ايم كه با يكي موافقت شده است.

آيا شما نسبت به ريزشها و انصرافها مطالعه و بررسي داشته ايد؟

متأسفانه سيكل گردش كار به نحوي است كه اين معاونت در جريان انصرافيها قرارنمي گيرد. حتي ما اطلاعي از تعداد انصرافيها نداريم. ممكن است علت اين جهت باشد كه معاونت پذيرش مسئول پذيرش تلقي مي شود نه معاونت انصراف؛ لكن بايد عرض كنم چنانچه ما در جريان امر قرار گرفتيم قطعاُ مي توانيم تحليل بهتري از پذيرش داشته باشيم كما اينكه در مورد غير انصرافيها كه معمولاً به صورت مشروط پذيرش مي شوند، خواستار آن بوده و هستيم كه از بازخورد كار پس از شش ماه و اتمام زبان فارسي مطلع گرديم كه متأسفانه چنين نشده است.

 

  نسبت به اعزام هيأت هاي مشترك با ساير نهادها چه نظري داردي؟

اعزامهاي مشترك با دانشگاه بين المللي و حتي سازمان فرهنگ و سازمان مدارس داراي مزايا و معايبي است. مزايا از اين جهت است كه سفرها مي  تواند به صورت رسمي باشد و از تكرار حضور هيئتها در كشورها، كه مشكلات سياسي و امنيتي بدنبال دارد، جلوگيري شود و پوشش بهتري به هيئت ها داده شود و معايب آن اختلاف محدوده هاي كاري و وظايف مي باشد. مثلاً ممكن است ما بخواهيم از حوزه علميه اي در شهري گزينش نماييم و ساير همراهان در آن ارتباط كاري نداشته باشند و يا بالعكس.

البته اين مسئله در دستور كار اين معاونت قرار دارد و ان شاءالله سعي خواهد شد با تفكيك وظايف هيئتهاي اعزامي بتوانيم به نحو صحيح و اصولي از اين امر بهره برداري كنيم.

در پايان ضمن تشكر مجدد چنانچه مطلب خاصي در نظر داريد بيان بفرمائيد؟

با توجه به اينكه بسياري از مطالب ارايه شده محرمانه مي باشد تقاضا مي كنم نسبت به مراعات آن عنايت ويژه اي بشود.

پيشنهادهايي براي بهبود كارها و انجام رسالت مجله بعرض مي رسد:

1-   بخشي از مجله به سؤالات مخاطبين از مسئولين اختصاص يابد. به اين صورت كه سؤالات جمع آوري و به مسئول مربوطه جهت پاسخگويي ارسال گردد و سپس در مجله درج گردد.

2-   تصميم گيري هاي كلان مركز و اخبار دفتر مدير محترم مركز بنحو مقتضي در مجله منعكس گردد.

3-   بخشي از مجله به نظر سنجي در مورد برخي از برنامه ها اختصاص يابد.

4-   برخي از مطالب كه ممكن است ناشي از ناآگاهي افراد باشد يا جو دوستانه و همكاري را در مركز با مشكل مواجه كند، خصوصاً در مصاحبه ها، انتشار نيابد مثلاً اگر خداي ناكرده كم كاري يا عدم رعايت ضوابط توسط فردي انجام شده است از طريق خاص خود در مركز پيگيري و حل شود نه اينكه در مجله انتشار يابد و طرف مقابل بخواهد در مقام پاسخگويي، از خود بهر طريق ممكن دفاع نمايد.

والسلام