آيين سلوك
دو درس از مرحوم شيخ عبّاس قمّى (ره)
نويسندگان بزرگ فراوانى در تاريخ بشريت و تاريخ اسلام بوده و آثار گرانبهايى به يادگار گذاشته اند، اما تأليفات برخى از آنان داراى بركت خاصى است كه درخشش آنها بقيه كتب مشابه را تحت الشعاع قرار داده است. در بين اين برجستگان عالم نويسنده اى را مى بينيم كه عمق اخلاص وى باعث شد تا كتاب ارجمند « مفاتيح الجنان » وى در پى قرآن به هر خانه اى در اين مملكت راه يابد و پس از قرآن كريم دومين جايگاه استقبال عموم شيعيان را به خود اختصاص دهد. چنانكه كتاب « منتهى الامال » او كه شرح زندگانى چهارده معصوم (عليهم السلام) است بيش از كتاب هاى مشابه مورد استقبال عموم قرار گرفت.
اين همه موفقيت براى او حاصل نشد جز در گرو تقوى و پرهيز از گناهان و اخلاص. دو چشمه از بروز تقوى و اخلاصش را در اين صفحه ملاحظه كنيد:
1- در شرح احوال مرحوم شيخ عباس قمى (ره) آورده اند: او چنان از گناهان و غيبت و دروغ احتراز داشت كه فوق تصور است. در ايام بيماريش كه منجر به وفاتش شد، يكى از علماى تهران براى عيادت به حضورش رسيد، حاج شيخ عباس آن روز بسيار ناراحت بود. آن عالم بزرگ مى پرسد: چرا ناراحتيد؟ پاسخ مى دهد: در سفرى كه حج رفتم، در مكه معظمه خواستم به روش محدثان كه از يكديگر اجازه مى گيرند، از يكى از محدثان عامه اجازه بگيريم، وقتى اين منظور را با وى ميان نهادم، عالم سنّى مطلبى گفت و من روى مصالحى به دروغ آن را انكار كردم. اكنون در اين فكرم كه فرداى قيامت چگونه آن دروغ را در محضر عدل الهى توجيه كنم.
2- مرحوم شيخ عباس قمى در دوران تحصيل و جوانى وقتى احساس كرد كه جامعه به شدت نيازمند به توجه به آخرت است، با دلسوزى و اخلاص دست به قلم برد و كتاب ارجمند « منازل الاخره » را كه نقش عميقى در تذكر و يادآورى قيامت دارد تأليف كرد.
روزى پدر مرحوم شيخ عباس كه در نماز جماعت حرم مطهر حضرت معصومه – سلام الله عليها- شركت مى كرد به فرزندش نصيحت و عتاب كرد كه : شيخ عباس! در درس كوشا باش تا مثل امام جماعت حرم شوى! نمى دانى چقدر مطالب خوب و ارزشمندى ايشان مى گويد. شيخ عباس پرسيد: ايشان چه مطالبى مى گويند كه اينقدر جالب توجه و ارزشمند است؟
پدر جواب داد: ايشان كتابى به همراه دارد به نام « منازل الاخره » و آن مطالب جالب را از آن كتاب قرائت مى كند. مرحوم شيخ عباس مى گويد:وقتى اين سرزنش و اعتراض را از پدرم شنيدم مى خواستم بگويم: پدرم! همان كتاب را كه خواننده اش اينقدر مورد تقدير شماست، مؤلفش من هستم.
اما ديدم كه با گفتن اين جمله « اخلاص » من آسيب مى بيند. زيرا آن را فقط براى رضاى خدا و هدايت مردم نوشته بودم نه براى جاه طلبى و فخر فروشى و عزت و احترام اجتماعى. لذا سرزنش پدر را تحمل كردم، واين سخن را به زبان نياوردم!