تحوّلات ژئوپليتيك

در سال 1378

دكتر پيروز مجتهد زاده‌ـ دانشگاه لندن

در جهان دانش


 

پيشرفت هاي علمي در دهه 1990، به ويژه در رشته مهندسي ژنتيك، فن آوري آگاهي رساني و فضانوردي در حقيقت زمينه را بري بروز انقلاب علمي بزرگي رد سرآغاز قرن بيست و يكم فراهم ساخته است.

فن اوري آگاهي رساني، به ويژه در زمينه اينترنت كه در دوران چند ساله عمرش اكنون وارد مرحله فرمانبرداري از راه صدا شده است و با سخن گفتن و سخن شنيدن ميان انسان و كامپيوتر عمل خواهد كرد، آگاهي ها و شعور انساني را به سرعت گسترش خواهد داد. سرعت اين پيشرفت تا آن اندازه است كه گفت مي شود حجم اطلاعات و آگاهي هاي نسل بشر هر پنج سال دو برابر مي شود. اين سرعت سرسام آور در افزايش آگاهي ها نه تنها هرج و مرج در كنترل فن آوري آگاهي رساني را سبب نخواهد شد كه كنترل بشر بر اين تكنولوژي را نيز فزون تر خواهد كرد. از سوي ديگر، ريشه برخي بيماري ها ، مانند پاركينسُن را مهندسي ژنتيك يافته است و چنين به نظر مي آيد كه اين دانش مي رود تا همه بيماري هاي بشر را ريشه كن سازد و با از ميان بردن امكان فرسودگي، عمر شان را به نسبت چند سال بيشتر كند. سرانجام، گسترش تكنولوژي كپي كردن(Cloning) موجود زنده، اين امكان را فراهم شناخته است كه انسان بتواند نسلهاي آينده را بر اساس سليقه و ويژگي هاي مورد علاقه خود طرح ريز كند. اين موارد از چيرگي تكنولوژيك انسان بر سه عنصر اصلي هستي، خِرَد(Intelligence)، جان(Life)، و بدن يا ماده(Matter)، به سرعت در حال افزايش است و از هم اكنون مي توان پيش بيني كرد كه انسان قرن بيست و يكم يارايي آن را خواهد يافت تا فلك را سقف بشكافد و طرحي نو از سيما و زيست خود رد اندازد.

اثرات سياسي اين تحولاّت بزرگ علمي بسيار چشمگير و ژرف خواهد بود. در حالي كه پيشرفت هاي عليم ياد شده آزادي هاي فردي را به سرعت گسترش خواهد داد، مفاهيم چون «  دموكراسي » و «  هويّت ملّي » را دستخوش دگرگوني ساخته و حاكميت انسان را بر سرنوشتش بيشتر خواهد كرد. در همان حال، وابستگي انسان به تكنولوژي فزوني خواهد گرفت و اي دگرگوني، خواه ناخواه ، حاكميّت حكومت ها را عميقاّ دگرگون خواهد كرد.

 

روند جهاني شدن

جهان ژئوپوليتيك، از فرداي فروپاشي نظام دو قطبي، دگرگوني هاي گسترده و ژرفي را آغاز كرده است. ايده آزاد سازي اقتصاد و بازگشت به كاپيتاليزم مطلق و حكومت كنترل نشده بازار آزاد در اقتصاد جهاني كه با برنامه هاي سياسي‌ـ اقتصادي‌ـ اجتماعي زير عنوان تاچريزم‌ـ ريگانيزم » تشويق شده، در كنار تكنولوژي گسترش يابنده اطلاع رساني كه چهار گوشه گيتي را سخت به هم نزديك ساخته و فاصله هاي جغرافيايي و فرهنگي را شتابان از ميان مي برد، ايده جهاني شدن را در آستانه قرن بيست و يكم جانشين ايده«  دهكده جهاني » مي كند. از آنجا كه ايالات متحده سكوي اصلي پرتاب جهاني شدن هاست ، زبان آمريكايي، فرهنگ آمريكايي، مفاهيم امريكايي، اخلاقيات يا بي اخلاقي هاي آمريكايي بدنه اصلي اين جهاني شدن ها را تشكيل مي دهد. به گفته ديگر، صرف نظر از خوب يا بد بودن اين ويژگي هاي هويّتي آمريكايي، جهاني شدن هاي كنوني همراه خود بار گراني از آمريكايي شده ها را دارد كه هويت و استقلال هويتي همه ملت ها را به چالش مي گيرد. از سوي ديگر، همين امر سبب گرايش به هويت ملي و افزايش حسّ استقلال خواهي در سراسر جهان مي گردد.

به هر حال، گسترش نظام اقتصادي تازه و روند جهاني شدن همچنان سرعت خود را حفظ كرده است و هيچ ملتي نمي تواند آن را يكسره ناديده انگارد. اثر بلافاصله اين جهاني شده ها عبارت است از جهاني شدن سرمايه هاي درون ملتي و ايجاد سودهاي كلان، كاهش توليدهاي صنعتي سنگين درون مليت، تورم نيروي كار و گسترش ييكاري. هدف، پل زدن بر فراز موانع گمركي و حقوق موجود و ورود به بازارهاي آزاده شده در كشورهاي جهان است.

اين روند آثار مثبت و منفي چندي دارد. آثار مثبت روند جهاني شدن ها عبارت است از:

1ـ به هم پيوستگي روز افزون اقتصادها.

2ـ از ميان رفتن موانع حركت اطلاعات و آگاهي ها.

3 ـ اقتصادي شدن جهان ژئوپوليتيك به جاي ايدئولوژيك و سياسي بودن آن.

آثار منفي دگرگوني هاي ياد شده را مي توان چنين بر شمرد:

1 ـ از ميان رفتن امنيّت شغلي افراد كه خود به گونه سبب از ميان رفتن رفاه فرد و خانواده خواهد بود.

2 ـ افزايش شكاف ميان دارندگان و ناداران، به گونه كه در تقسيمات جهاني، با توجه به جهاني شدن ها، به جاي ملّت هاي گوناگون با طبقات هم سرنوشت و همدرد انسان ها در سطح جهان سرو كار خواهيم داشت.

3 ـ گسترش سودجويي و سود پرستي در جوامع كه منجر به مادّي شدن هر چه بيشتر فرهنگ ها و كمرنگي عواطف و احساسات انساني خواهد گرديد.

جهاني شدن سرمايه گذاري ها و گسترش حكومت شركت هاي ملي را تهديد مي كند. با گسترش سازمان بازرگاني جهاني WTO و عضويت يافتن همه كشورها در آن، حاكميت ملي بر مبادلات اقتصادي از ميان مي رود و مرزهاي اقتصادي بي رنگ مي شود. به اين ترتيب، در حالي كه از يك سو دروند جهاني شدن حاكميت هاي ملي را تهديد مي كند و از سوي ديگر اگر ملتي به روند نپيوندد، جهان به درون آن ملت رخنه مي كند و بر جامعه اش اثر مي گذارد، بي تفاوت به انتظار سرنوشت نشستن نمي تواند شايسته و برازنده يك ملت زنده و متكي به هويت ملي باشد. آن مليت بايد به هوش باشد و در تلاش براي نرم كردن لبه هاي تيز جهاني شدن هاي اقتصادي ، با جهاني كردن فرهنگ ها و ظرافت هاي تمدني، روابط انسان ها را در جامعه جهاني از روح انساني برخوردار سازد.

شايان توجه است كه آمريكا و دولت هاي اروپايي در حالي كه سخت سرگرم تبليغ و تشويق جهاني شدن و گسترش نظام اقتصادي بازار آزاد هستند و پيوسته از زيانبار بودن حمايت دولتي در زمينه توليد و بازرگاني دم مي زنند، در سطحي گسترده از توليد و بازرگاني اقلام كشاورزي خود حمايت مي كنند. از سوي ديگر، هيچ دولتي در جهان از اقتصاد و بازرگاني به عنوان سلاح سياسي استفاده نمي كند جز ايالات متحده كه بيش از پانزده كشور را مورد تحريم اقتصادي قرار داده و بيشترين لطمه را به بازرگاني و اقتصاد آزاد وارد مي سازد.

يكي از اقدامات چشمگير توانمندي اقتصادي در سال گذشته، تصميم ايالات متحده، بريتانيا و كانادا به اجراي برنامه ناديده گرفتن طلب هاي خود از جهان سوم و ناتوان سنتي جهان بود. اين سه كشور از مبلغ 220 ميليارد دلار بدهي هاي جهان سوم سهم زيادي ندارند، با اين حال اقدام آنها شرايطي فراهم آورده كه طلبكاران عمده چون آلمان، فرانسه و ژاپن نيز ناچار خواهند شد بخش مهمّي از طلب خود را از جهان سوم ناديده گيرند.

اما ناديده گرفتن بدهي هاي جهان سوم با شرايطي توأم است كه مي تواند براي كشورهاي بدهكار دست و پا گير باشد.

تظاهرات گسترده و غير منتظره اي كه در شهر سيالت در مخالفت با اجلاس سازمان بازرگاني جهاني WTO روي داد، منجر به اعلام حكومت نظامي در اين شهر و مجروح شدن صدها تن گرديد. بيشترين اعتراض در اين تظاهرات متوجه شركت هاي چند مليتي بود و پيرامون اين نكته كه سازمان بازرگاني جهاني راه را براي گسترش استثمار گري چند مليتي هل در جهان هموار مي سازد.

در ديگر حوزه هاي نظام جهاني، استفاده از اينترنت چنان شتابي گرفته است كه مي رود سرعت گردش چرخ هاي دگرگوني در شيوه زندگي اجتماعي بشر را سر سارم آور سازد. خريد از راه دور رد باخرتزمين و در خاور درو متداول شده و گسترش مي يابد. بانگ ها به سرعت تغيير نقش مي دهد و پيش بيني مي شود كه در بيست سال آينده همه بانك ها شعب خود را تعطيل و معاملات و عمليات بانكي را به اينترنت منتقل سازند. به جاي شعب تعطيل شده بانك ها و ديگر مؤسسات اقتصادي، تأسيس كافه اي اينترنت در خيابان ها افزايش مي يابد تا ناتوانان جامعه بتوانند با هزينه اندك به بانك ها و ديگر مؤسسات اقتصادي و بازرگاني دسترسي يابند. هم اكنون بانك هايي در ايالات متحده و اروپا تأسيس شده است كه هيچ شعبه اي ندارند و منحصراً از راه اينترنت كار مي كنند. بسياري از مشاغل اداري از اداره ها به خانه منتقل شده و اين دگرگوني بزرگ اثري ژرف بر شيوه زندگي اجتماعي خواهد داشت و از مشكل ترافيك و آلودگي محيط شهري خواهد كاست. آموزش و پژوهش نيز به سرعت به اينترنت منتقل خواهد شد و اين كار در مورد دانشگاه ها زودتر از موسسات آموزش ابتدايي و متوسطه صورت مي گيرد. دانشجويان خواهد توانست هم به درس استاد و همه منابع پژوهشي از راه اينترنت دست يابند و نيازشان به كلاس و كتابخانه كاهش خواهد يافت. يك جوان ميلياردر امريكايي در سال گذشته با اختصاص دان يكصد ميليون دلار نخستين دانشگاه رايگان از راه اينترنت براي استفاده همگان در جهان تاسيس كرد.

دو دوره كنوني از زندگي بشر دوره پر اهميتّي از روند تاملي تمدن و زندگي اجتماعي است و سرعت دگرگوني هاي تا آن اندازه است كه اگر در دهه سوم يا چهارم قرن بيست و يكم به سالهاي كنوني انديشيده شود، تصوير يك زندگي ابتدايي و عقب مانده پيش چشم خواهد آمد.

آثار جغرافيايي و سياسي اين دگرگوني ها نيز چشمگير خواهد بود. مفاهيمي چون « حاكميّت »، « دموكراسي »، « هويّت » و «  استقلال » اشكال تازه اي پيدا خواهد كرد و از « حكومت » و « مرز » در سراسر جهان تعاريف تازه اي به دست داده خواهد شد. اين دگرگوني ها اثري ژرف بر ساختار روابط بين الملل مي گذارد و مسايل تازه اي در همكاري يا عدم همكاري هاي بين المللي مطرح خواهد ساخت.

 

اخلاق و سياست

يكي از جنبه هاي مفيد بحران چچن در سال گذشته آشكار شدن پوچ و بي اساس بود ادّعاي دولت هاي باخرت زمين در زميينه پي گيري«  اخلاق » در سياست خارجي و دست زدن به جنگ براي دفاع از « عدالت » بود. بحران هاي بوسني و كوزوو و دخالت هاي ناعادلانه ولي موفقيت آميز دولت هاي باختري در آن بحران ها، سبب افزايش اعتماد به نفس و طرح ادعاهاي ياد شده از سوي آن دولت ها گرديد. هنگامي كه اين دولت ها در برابر بحران چچن و نحوه اتخاذ مواضع« اخلاقي » نسبت به آن مورد پرسش قرار گرفتند، ناچار دست تهي خود را باز كردند و آشكارا پذيرفتند كه استفاده از واژه هايي چون«  اخلاق » و «  جنگ عادلانه » نمي تواند به آساني توجيه كننده سروري خواهي هاي جهاني آنها باشد. دولت بريتانيا، در اندك مدتي، ولاديمير پوتين رئيس جمهور جديد روسيه را با آغوش باز در لندن پذيرفت و سياست خارجي « ا خلاقي » در رابطه با بحران چچن را به سادگي فداي مصالح سياسي ـ اقتصادي وژئوليتيك مورد نظر خود ساخت.

سازمان ملل متحد در دوران دبي كلي كوفي عنان، اگر چه تلاش هاي ارمي براي بازگرداندن اعتبار و ارزش خود به عنوان يك دستگاه بين المللي راستين دارد، ولي پيروزي چنداني به دست نمي آورد. پتروس غالي، دبير كل پيشين سازمان ملل متحد، در كتابي كه سال گذشته منتشر كرد، از اسرار زيادي در زمينه چگونگي دروابط دبير كل اين تشكيلات جهاني و رهبران سياسي ايالات متحده پرده برداشت. وي در يان كتاب و مصاحبه هايش تأييد كرد كه سازمان ملل متحد، بدون همكاري ايالات متحده آمريكا بره به جايي نخواهد برد، ولي براي برخوردار شدن از همكاري ايالات متحده ناچار است زورگويي ها و زياده خواهي هاي آن دولت را تحمل كند. ايالات متحده در حال حاضر از اين تشكيلات بااصطلاح جهاني به عنوان پارلمان بين المللي تأييد كننده و مشروعيت دهنده خواست هاي خودبرهر مي گيرد بي آنكه حتي حق عضويت خود رد اين تشكيلات را بپردازد. پبروش غالي اصل مشاكرت عمومي(بين المللي) براي گسترش «  جامعه مدني جهاني » از داه گسترش نقش افريني سازمان ملل متحد وديگر تشكيلات جهاني را ضروري دانسته، ولي ايالات متحده را متهم ساخته كه مانع از مشاركت واقعي بين المللي است و گر چه امروز اين زورگويي ها و زياده خواهي ها در زابطه با سازمانن ملل متحد آشكار است، اما آرزوي ملت ها براي مشارك واقعي بين المللي و نيازشان به صلح و امنيّت، در مقام اهرمي بسيار مؤثر، مشاكر بين المللي را واقعيت خواهد داد.

 

ايالات متحده آمريكا

در حقيقت قرن بيستم را بايد قرن ايالات متحده آمريكا دانست. در نيمه نخست قرن گذشته يالات متحده به يك غول بزرگ اقتصادي تبديل شد و در نيمه دوم آن به يك غول سياسي، و در پايان قرن به تك ابر قدرت جهاني. گذشته از امكانات بسيار چشمگير جغرافيايي ـ اقتصادي، يكي از مهم ترين رموز پيروزي هاي خيره كننده ايالات متحده در قرن بيستم، استفاده گسترده از وسايل ارتباط جمعي بوده است. داريو، تلويزيون، مطبوعات و سينما در اين دوران توانست ايالات متحده را در مقايم قار دهد كه حرف اول و آخر را در بيشتر تصميم گيري هاي جهاني بزند. اينترنت و ارتباطات ماهواره اي، در‌ آستانه قرن بيست و يكم مقام ابرقدرتي اين كشور را تضمين كرده است. برخورداري گسترده و استفاده درست از مجموع امكانات جغرافيايي‌ـ اقتصادي و ابزار ارتباط جمعي و آگلهي رسالني است كه ايالات متحده امكان و اعتماد به نفس ضروري را مي دهد كه بخواهد تصميم هاي خود را به ديگر ملل تحميل كند.

ايالات متحده سخت در تلاس براي نظام دادن به جهاين ساسي و واقعيت بخشيدن به ايده« نظام تازه جهاني » هرمي شكلي است كه خود در رأس آن بر سرنوشت خانواده بشري حاكم شود. واشنگتن تاكنون توانسته است بسياري از كشورهاي مهم جهان به ويژه در اروپا، آسياي خاوري و شمال آفريقا را با خود هم داستان سازند و هر يك از انها را در رده ويژه از اين ساختار هرمي شكل جاي دهد. از سوي ديگر، ايالات متحده اين ساختار هرمي شكل را « جامعه بين المللي » مي نامد كه در حال حاضر چيزي جز باشگاه ويژه ياران ايالات متحده نيست و مي كشود سازمان ملل متحد را به پارلمان تأييد كننده و مشروعيت دهنده تصميمات و اقدامات خود سرانه خود تبديل كند و ناتو را به صورت بازوي نظامي پشتيباني  دهنده تدابي سياسي جهاني خود رد آورد. هم چنين مي كوشد ديگر قدرت هاي جهاني را نيزز به گونه هايي در اين ساختار هرمي شكل ژئوپليتيك جهاينر خود جا به جا سازد، ديگراني مانند روسيه، چين، و قدرت هاي كوچك تر چون ايران و غيره.

ايالات متحده از همه شيوه ها و وسايل و امكاناتي كه در اختيار دارد برهر مي گيرد: آنجا كه ضروري باشد، از همكاري در چارچوب تشكيلات منطقه اي چنون نفتا، ناتو و آپگ( همكاري اقتصادي آسياـ‌ اقيانوسيه آرارم)، آنجا كه اين گونه همكاري ميسر نبباشد از تهدي و ارعاب، و اگرتهديد كافي نباشد، فروريختن تيم به نام سازمان ملل متحد و در چارچوب ناتو.

در راستاي جاي دادن قردت هاي بزرگ تر جهان در «  نظام تازه جهاني »، ايابات متحده در سال گذشته ترجيح داد به جاي هر گونه اقدامي بر ضد دولت روسيه در ماجراي جنايات جنگي در چچن، آن قدرت را‌«  همراه » نگاه دارد. بيل كيلينتون در سفر به پكن قرار دارد بازرگاني كلاني با چين امضاء كرد تا بتواند اين ابر قدرت سربرآورنده آسيايي را به گونه اي« همراه » سازد و از رقابت هاي ژئوپليتيك و ژئواستراتژيك آينده با آن جلوگيري نمايد.

از ديگر سو، هند گر چه يك« ابر قدرت » شمرده نمي شود، ولي پيشرفت هاي اقتصادي و نظامي، به ويژه سلاح اتمي اش،‌آن كشور را در رده قدرت هاي مهم جهان قرار مي دهد، قدرتي كه مي تواند احتمال رقابت هاي آزاردهنده اي با ايالات متحده را در بخش پر اهميتي از جهان دامن زند. با توجه به اين شرايط و به منظور« همراه » و در كنار داشتن هند بود كه رئيس جمهور ايالات متحده در سال گذشته براي نخستين بار راهي آن كشور و ديگر كشورهاي شبه قاره شد. او در اين سفر زبان به سخناني گشود كه آشكارا نشان دهنده يدي نارسا و تبعيض آميز ايالات متحده نسبت به واقعيت هاي زندگي در جهان سياسي كنوني است، ديدي كه زير تأثير برتري خواهي هاي نژادي، اغلب خطا از كار دي مي آيد. وي ان بخش زا جهان را«  خطر ناكتريننقطه روي زمين » توصيف كرد. ظاهراً هدف از اين سخن ابراز نگراني از دسترسي هند و پاكستان به سلاح اتمي بود و درگيري هاي مداوم اين دو رقيب در كشمير. جالب است اين سخن بر زبان بئيس كشوري جاري شده كه تنا كشور جهان است كه از ابم استفاده خصمانه كرده و صدها هزار تن را در هيروشيما و ناوازاكي نابود ساخته است، رئيس كشوري كه پشتيباني كوردلانه و تعصب آميزش نسبت به اسرائيل مانه از ديدن اين حقيقت مي شود كه اسئائل تنها كشور دارنده سلاح انمي در خاور ميانه است و با تجاوزات خود به ديگران، ان منطقه را خطرناك ترين منطقه جهان ساخته و مي سازد. رئيس جمهور ايالات متحده در حالي شبه قاره هند را خطرناك ترين مطقه دنيا مي خواند كه كشور خودش كمك هاي تكنولوژيك لازم براي دستيابي به سلاح اتمي را در اختيا پاكستان گذاشته بود تا ان كشور بتواند توان استراتژيك را در برابر هند برقرار سازند، رئيس جكهور كشوري كه كنگره اش در سال گذشته از تصويب قرار داد منع ازمايش هاي انمي خودداري ورزيد در حالي كه، به گفته رهبران حزب جمهوري خواه، ازمايش هاي اتمي مجموع كشورهاي جهان نمي تواند حّتي نيميز توان اتمي ايابات متحده را واقعيت بخشد.

 

روابط ايران و ايالات متحده

بحث پييرامون روابط ايران و ايالات متحده در سال گذشته وارد مراحل تازه شد و وزير خارجه ايلات متحده در چند نوبت امكان برقرار روابط ميان دو كشور را مطرح نمود. نگارنده بارها، از جمله در سمپوزيوم مركز مطالعات عربي در لندن در فروردين ماه گذشته كوشيد ابعاد گوناگون مسأله را به آگاهي عمومي برساند و يادآور شود كه بقراري روابط لزوماً بايد متكي بر اصل « احترام متقابل » باشد و ايالات متحده آشكارا نشان داده است كه ياراي رعايت اين اصل در روابط با ايران را ندارد.

ان چه ايرانيان در دوه گذشته نسبت به امريكا روا داشته اند از حد شعارهاي سياسي فراتر نرفته، در حليا كه ايالات متحد در برخوري انتقام جويانه لطماتي حقيقي به مردم ايران وارد آورده است. در بيست سال گذشته ايابات متدحه ايران را مورد محاصره شديد اقتصادي و استراتژيك قرار داده است. از دي اقتصادي، اقدامات زير صورت گرفته است:

1ـ بلوكه كردن دارايي ايران به ارزش ميلياردها دلار در آن كشور.

2ـ متوقف ساختن بازگاني دو جانبه.

3ـ جلوگيري از سرمايه گذاري ديگر كشورها در ايران.

از ديد استراتژيك نيز موارد زير قابل ذكر است:

1ـ مسلح كردن و تشويق عراق به تحميل جنگي شرم آور به ايران كه هشت سال دوام يافت.

2ـ راه اندختن و تقويت طالبان در افغانستان به منظور متزلزل كردن امنيّت ججناح خاوري ايران.

3ـ جلوگيري از عبور لوله هاي نفتي و گاري منطقه خزرـ اسياي مركزي از خاك ايران كه كوتاه ترين، امن ترين و ارزان ترين راه صدور نفت و گاز منطقه است. ايالات متحده با اين كار نه تنها نان ملت ايران را از دستش در آورده و به تركان و ديگران داده، بلكه عرب هاي خليج فارس را نيز از دسترسي آسان‌ـ از راه ايران‌ـ به منطقه خزر محروم ساخته است. به هر حال، منطقه خزر مي رود كه به منطقه رقيب خليج فارس تبديل شود و عربهاي خليج فارس مكن است به سود و مصلحت خود ببينند كه از راه ايران در منطقه خزر سرمايه گذاري كنند.

4ـ مسلح كردن امارات متحده و روشن نگهداشتن آتش چشمداشت سرزميني آن كشور نسبت به ايران كه هم اكنون يكي از منابع اصلي تنش و ناامني در خليج فارس است. مادلين آلبرايت كه اقار مي كند سياست آمريكا مبني بر سلح كردن و تشويق عراق به تحميل جنگ به ايران در اوايل دهه 1980 « كوته نظرانه » بوده است، بايد اين حقيقت را نيز بپذيرد كه تلاش دولت متبوعش در جهت مسلح كردن امارات عربي متحده و تشويق ادعاهاي آن كشور نسبته به جزاير ايراني در خيلج فارس، تكراب همان سياسيت « كوته نظرانه » است.

5ـ تشويق و پشتيباني عملي از محور تركيه ـ اسرائيل ـ جمهوري آذربايجان در منطقه خزر‌ـ آسياي مركزي. در سايه اين محور، هواپيماهاي تحسسي اسرائيل بر فراز مناطق مرزي ايران به پرواز در آمده و استان هاي آذربايجان يران مورد تهديد قرار گرفته است. همچنين تلاش هاي« پان تركيستي » تركيه با همه جهت گيري هاي افراطي اش تشوق شده است كه مي تواند سبب تزلزل امنيت در آن منطقه شود.

درباره دلايل بروز دگرگوني هايي در برخورد رهبران ايالات متحده با مسأله روابط، موارد زير شايان توجه است:

1ـ موقعيّت جغرافيايي ايران ميان خليج فارس و درياي خزر، دو انبار اصلي تأمين كننده انرژي جهان در قرن بيست و يكم، كه ايالات متحده ياري ناديده گرفتنش را ندارد، به ويژه با توجه به اين حقيقت كه با وجود همه تلاش هايش براي منحرف كردن خط صادرات نفت و گاز منطقه، موفقيتّ اندكي به دست آورده است.

2ـ فشارهاي سياسي كه از سوي عوامل داخلي و بين المللي كه از سوي عوامل داخلي و بين المللي بر دولت ايالات متحده وارد مي شود. عربستان، كويت، قطر، عمان و بحرين، براي مثال، فعالان واشينگتن را به اصلاح روابطش با ايران تشويق مي كنند، به ين دليل كه همكار هاي ايراني ـ عربي در خيلج فارس را عامل اصلي ثبات و امنيت منطقه مي داند. اتحاديه اروپا منافع اقتصادي عمده اي در چارچوب كمك به حل مسأله روابط ايران‌ـ آمريكا مي بيند. در جبهه داخلي، شركت هاي نفتي و ديگر محافل صنعتي همگام با برخي از شخصيت هاي سياسي همانند سايروس ونس و ريچارد مورفي واشينگتن را به خاطر تأخير در حل اختلافات و اصلاح روابط با ايران سخت مورد سرزنش قرار مي دهند. ايرانيان خواهان آنند كه ايالات متحده در اين زمينه دست به اقداماتي جدي و واقعي بزند از جمله:

1ـ دست كشيدن از سياست منحرف كردن خطوط لوله انتقال نفت و گاز منطقه خزر از راه ايران.

2ـ آزاد ساختن سرمايه هاي بلوك شده ملت ايران در ايالات متحده.

3ـ الغاي قانون به اصطلاح داماتو در مورد ايران.

4ـ از ميان برداشتن همه تحريم هاي اقتصادي و بازرگاني.

اگر ايالات متحده از عهده موارد ياد شده بر نيايد، تنها برداشت ايرانيان و ديگران اين خواهد بود كه ايالات متحده مي خواهد روابط خود با ايران را براساس قواعدي كه خود طرح مي كند، بدون توجه به استقلال ايران و حقوق ملي ايرانيان و بدون رعايت اصل« احترام متقابل » كه علي الاصول بايد در چنين شرايطي حاكم باشد، شكل دهد. و بديهي است كه ملت ايران حاضر به پذيرش سلطه و سيطره كشور ديگري نخواهد بود.

 

پاكستان و افغانستان

بر خلاف دگرگوني محسوسي كه پس از روي كار آمدن دولت ژنرال مشرّف در سياست هاي پاكستان در قبال افغانستان پديد آمده، همچنان مرزهاي پاكستان و افغانستان باز است و هنوز اين كشور مي كوشد از اوصاع نابسامان افغانستان بهره گيرد. شرايطي كه از آغاز دهه 1980« جاده ابريشم » را به« جاده قاچاق » مواد مخدر و لعل بدخشان تبديل كرده است، همچنان ادامه دارد و هيچ نشانه اي در دست نيست كه حاكي از تلاش اسلام آباد براي سر و سامان دادن به اوضاع در مناطق مرزي آن كشور با افغانستان باشد. شايان توجه است در حاي كه كارگر افغاني براي هر كيلو سنگ لعل پول اندكي مي گيرد كه به زحمت نان و آب او را تأمين مي كند، قاچاقچيان پاكستاني و اروپايي - آمريكايي بيش از 22 هزار دلار از هر كليو سنگ قاچاق شده به دست مي آورند.

در رابطه با ايران، ديدار ژنرال پرويز مشرّف از تهران در سال گذشته نويد دهنده دگرگوني اميداوار كننده اي در جناح خاوري ايران بود. در پي اين ديدار بود كه طالبان روش خود را نسبت به ايران تغيير دادند و حتي تماس هايي با تهران برقرار كردند. از مواردي كه اميد مي رود در شرايط كنوني مورد توجه افغانستان و ديگران در منطقه و در باختر زمين قرار گيرد اين است كه ايران مانع واقعيت يافتن خط لوله گاز تركمنستان‌ـ افغانستان و سرزمين هاي مرزي پاكستان بازدارنده اصلي تأسيس اين خط است. از سوي ديگر، محاسبات اقتصادي ناشي از شرايط و موقعيت جغرافيايي مسير مورد بحث مانع عمده ديگري است در راه اجراي پروژه ياد شده. با توجه به اين حقايق است كه گاه به نظر مي رسد ايالات متحده از طريق شركت هاي نقتي خود، با آگاهي كامل از غير اتقصادي بودن طرح ياد شده، اجراي اين طرح را به دو ملت افغانستان و پاكستان وعده داده تا عدم اجراي آن موضوع تازه اي براي بدبيني ها نسبت به ايران در جناح خاوريش بيافريند.

 

تركيه

سال 1999 شاهد پيشرفت هاي فراوان در سياست هاي منطقه اي تركيه بود كه از پشتيباني بي دريغ اسرائيل و ايالات متحده مايه مي گرفت. پس از ده ها سال فشار و تقاضا و انتظار، سرانجام اتحاديه اروپا در سال گذشته تصميم گرفت آرزوي ديرينه تركيه را برآورده سازد و نام آن كشور را در فهرست نامزدان &#