وضعيت مسلمانان در آلمان
حسن شاه بيگ
تاريخچه ورود
حضور اوليه مسلمانان در كشورهاي الماني زبان در ارتباط با زندانيان جنگي عثماني بعد از تصرف بالكان توسط امپراتوري متجلي شد. اين جمعيت تا دهه 60 قرن بيستم به عنوان عامل جمعيتي مهمي تلقي نمي شد. شهرهاي بزرگي از قبيل برلين(كه اولين مسجد اين شهر در خانه آقاي ويلمرس دورف در سال 1927 ساخته شد) مجموعه نامتجانسي از ديپلماتها، دانشجويان و بازرگانان را شامل مي شد. در ماه مي 1985 ، پناهندگاني از شوروي ويوگسلاوي دست به تشكيل اداره مذهبي آوارگان مسلمان در جمهوري فدرال آلمان و برلين زدند كه اين اداره به چاپ نشريه اي به نام « المها جرون » در اين كشور پرداخت.
با شكوفايي اقتصاد آلمان و نياز مبرم به استخدام نيروي كارگر خارجي، تعداد كارگران خارجي، به ويژه كارگران ترك، در بين سالهاي 1960 – 1936 سه برابر شد. رسيدگي به امور رفاهي و اجتماعي كارگران ترك به عهده بخش اجتماعي و رفاهي حزب سوسيال دموكرات اين كشور و جنبش كارگري گذاشته شده بود و به منظور جلوگيري از پيدايش بازار سياه ارز، نرخ ثابت و معيني براي تبديل پول آلمان به تركيه در شهرهاي صنعتي آلمان موافقت كرد و اولين شبكه در نظر گرفته شد و دولت آلمان رفته رفته با افتتاح كنسولگريهاي تركيه در شهرهاي صنعتي آلمان موافقت كرد و اولين شبكه راديويي به زبان تركي نيز براي اين كارگران آغاز به كار كرد.
اولين بحران كارگري مربوط به سال 67-1966 بود كه دولت با بحران اقتصادي روبرو شد و در نيمه سال، بيش از 70 هزار كارگر ترك بيكار شدند، اما برخلاف پيش بيني هاي انجام گرفته، اكثريت آنان حاضر به مراجعت به تركيه نشدند و حتي تعداد زيادي از كارگران مذكور پس از گذشت بحران اقتصادي، شغل جديدي پيدا كردند. بحران اقتصادي فوق و بيكاري كارگران خارجي در مجموع، سياست استخدام كارگر خارجي آلمان را به زير سؤال برد و دولت مجبور شد در سال 1973، قوانين جديدي در خصوص مهاجرت وضع نمايد. بر اساس قوانين جديد، كارفرمايان آلماني مي بايست براي كارگران و كاركنان مهاجر خود، امكانات اوليه رفاهي، از قبيل خانه و بهداشت و بيمه همگاني، فراهم آورند. آنها همچنين مجبور به پرداخت ماليات بيشتري براي جبران كمبودهاي آموزشي كارگران و كاركنان مهاجر خود شدند.
از سال 1985 به بعد، تغيير عمده اي در بافت مهاجرت به آلمان به وجود آمد، گروه جديد مهاجران غالباً خواستار كار نبودند و بلكه از پناهندگان سياسي كشورهايي چون تركيه و برخي كشورهاي عرب بودند. پناهندگان سياسي جديد، ابتدا وارد برلن شرقي شده و سپس توسط مقامات آن كشور، تحويل مقامات برلن غربي مي شدند، در سال 1986، به دليل بالا رفتن ميزان پناهندگي سياسي، بين دو آلمان قراردادي منعقد شد و بدين وسيله، يكي از راههاي ورود پناهندگان به اين كشور مسدود گرديد.
جمعيت مسلمانان در آلمان
مسلمانان پس از پروتستانها و كاتوليكها، سومين گروه مذهبي آلمان را تشكيل مي دهند. پس از مسلمانان، بودائيان و يهوديان، به ترتيب چهارمين و پنجمين گروه و جمعيت مذهبي اين كشور را تشكيل مي دهند.
جمعيت مسلمانان از بيشترين سرعت رشد بين اين گروهها برخوردار است، به گونه اي كه در حال حاضر، حدود چهل درصد مسلمانان ساكن آلمان، زير 18 سالن سن دارند. اين رشد سريع، صرفاً به معناي افزايش تعداد مسلمانان نيست، بلكه مبين افزايش آن بخش از جمعيت است كه از فرهنگ اسلامي در سراسر اروپا نيز از چنين رشدي برخوردار مي باشند.
بنابر آمار منتشر شده در بولتن دفتر اداره مطبوعات و اطلاعات دولت اين كشور، بيش از 95 درصد مسلمانان آلمان، خارجيان هستند كه از اين تعداد، 76 درصد ترك بوده و ايرانيان در رده دوم و مسلمانان آلماني با 4 درصد كل مسلمانان آلمان، سومين گروه مسلمانان مي باشند. پس از ايرانيان، اتباع مراكش با سه درصد، لبنان با دو درصد، تونس و پاكستان هر يك با يك درصد از كل جمعيت، مسلمانان مقيم آلمان را تشكيل مي دهند. مسلمانان از يوگسلاوي سابق، آلباني، بلغارستان و مصر و ديگر كشورهاي مسلمان، هر يك كمتر از يك درصد كل مسلمانان مقيم آلمان را تشكيل مي دهند.
تعداد مهاجران ترك در آلمان را نبايد با تعداد مسلمانان اين كشور برابر دانست؛
چرا كه از يك طرف، تعداد قابل ملاحظه اي از مسلمانان اين كشور را مراكشي ها و تونسي ها تشكيل مي دهند و از طرف ديگر، تعداد قابل توجهي از تركهاي مهاجر، از مسيحيان ارتدوكس منطقه مي باشند. سرشماري سال 1987كه در آن، سؤال در مورد مذهب هم گنجانده شده بود، ما را با حقايق بيشتري در اين مورد آشنا مي سازد، براي مثال، بيش از يكصد هزار ترك مقيم، حاضر نبودند خود را مسلمان بنامند. آمار جالب توجه ديگري نشانگر اين واقعيت بود كه بيش از 48 هزار مسلمان آلماني در اين كشور زندگي مي كنند كه بيش از 5 هزار نفر از آنها، از آلماني هاي اصيلي هستند كه دين اسلام را پذيرفته اند.
طبق آخرين برآورد در سال 1995، از ميان حدوداُ 000/700/2 مسلمان ساكن آلمان، 000/250/2 سني، 000/400 علوي، 000/40 شيعه، 000/ 10 احمديه، 300-200 اسماعيلي و 000/60 مسلمان آلماني و جود دارد كه از ميان اين عده، 000/270/1 به طور فعال در مراسم مذهبي شركت مي كنند.
امروزه مسلمانان با داشتن چنين جمعيتي ، نيروي مهمي را تشكيل مي دهند كه هيچ كس نمي تواند آنان را ناديده بگيرد. تنها در كلن- بيش از 000/70 نفر مسلمان زندگي مي كنند. نمونه ديگر، وضعيت شهر « دورتموند » است. اين شهر كه يكي از شهرهاي بزرگ منطقه صنعتي « رور » آلمان است، در برگيرنده گروه كثيري از مسلمانان مي باشد؛ به همين خاطر است كه اكثر مقامات آلمان، توجه بيشتري به پيروان اين مذهب كرده و در پي جذب آنان در جامعه آلمان بوده اند. دولت آلمان علاوه بر اقدامات داخلي، با پيگيري سياست برقراري ارتباط بين مسلمانان و مسيحيان و در نتيجه ايجاد درك و تفاهم بهتر بين آنان، سعي دارد تصوير بسيار مثبتي از خود در اذهان مسلمانان ايجاد كند. به همين خاطر، مسلمانان در آلمان نسبت به ساير كشورهاي اروپايي، از تسهيلات و امكانات بهتري برخوردارند. براي مثال، ساختن مساجد برخلاف فرانسه، مستلزم مذاكرات و اقدامات سياسي و اداري طولاني نمي باشد و قريب 20% دختران دانش آموز مسلمان در مدارس، بخصوص در سطوح ابتدايي، با روسري حاضر مي شوند، بدون اينكه با مزاحمتي مواجه باشند.
وضعيت مساجد
قانون اساسي آلمان آزادي دين و سازمان هاي مذهبي و آموزش آن را ضمانت مي نمايد. روي هم رفته، قانون اساسي اين كشور همانند فرانسه و هلند، بر اساس و پايه بي ديني بنا نشده است، بلكه تفاوت آشكار آن با دو كشور ديگر، در اين است كه قانون در مقابل اديان و مذاهب، بي تفاوت نيست. سازمان هاي مذهبي كه از نظر مقامات دولتي شناخته شده نيستند، مي توانند به راحتي زير پوشش قوانين مربوط به سازمان ها و تشكيلات، فعاليت آزادانه اي داشته باشند، هر سازمان موظف به ارائه اساسنامه اي دموكراتيك و ليست اسامي اعضا مي باشد. سازمان هاي مذكور توسط هيأت امناء كه در مقابل تشكيلات مسؤوليت دارند، اداره مي شوند. دو بخش عمده سازمان هاي مورد نظر تحت نام هاي “eingetrangener Rereine.V” و “Stiftung” فعاليت مي كنند.
با وجود آزادي مذهبي ذكر شده، گاهي مسلمانان در عمل با مشكلاتي روبرو مي شدند. اغلب مسلمانان بايد عقايد و دستورات مذهب خود را مخفيانه برگزار مي كردند تا مورد قبول اجتماع باشند. پس از ساختن مسجد « مانهايم » كه با مناره هاي بلند به چشم مي خورد، مسلمانان متوجه شدند كه مساجد مخفي مورد سرشكستگي و كنار زدن آنها نيست و با توجه به آمار آنها در آلمان، بايد از امكانات بيشتري برخوردار باشند.
البته در ساختن مسجد « مانهايم »، بلندي مناره ها با مشكلات زيادي مواجه شد. ترس از خالي شدن كليساها و بي تفاوتي مردم نسبت به دين مسيح، شايد يكي از علل مهم اين موضوع بود، زيرا كليساها روز به روز خالي تر مي شوند، ولي مساجد به عنوان خانه ديگر خدا، هر روز بيشتر معتقدين را به خود جذب مي كنند.
در حال حاضر در آلمان 18 مسجد رسمي وجود دارد كه از ابتدا به عنوان مسجد ساخته شدند. اماكن مذهبي مسلمانان، نه الزاماٌ به صورت مسجد، بين 1000 تا 1200 باب برآورده شده است. اكثر اين مساجد به صورت موقت احداث گرديده و بيشتر، در اماكن اجاره اي، كارخانجات و يا انبارها قرار گرفته اند. بر طبق آمار آرشيو انستيتو مركزي اسلام شناسي، مساجد مهم آلمان در شهرهاي ما نهايم ، هامبورگ ، برلين، مارل، دورتموند، كلن، وسلينگ، بن، فرانكفورت، زينگن، فورتسهايم قرار گرفته اند كه البته مساجد شهرهاي آخن و مونيخ نيز از مساجد مهم آلمان تلقي مي گردند. اكثر اين مساجد، در شرايط بد ساختماني بوده، دور از مركز شهر و اغلب در مناطق صنعتي قرار دارند.
در حال حاضر، پروژه ايجاد مساجد، از طرف شهرداريها مورد تصويب قرار مي گيرد. وضعيت مساجد آلمان به گونه اي است كه روز به روز، تعداد كساني كه براي انجام اعمال مذهبي به آنجا روي مي آورند، افزايش مي يابد و اين در حالي است كه كليساي مسيحيت خالي بوده، مذهب در زندگي روزمره مسيحيان بي اهميت تلقي مي گردد. طي يك همه پرسي در سال 1995، 84% از ترك هاي مسلمان، اعلام نمودند كه به طور يكنواخت به مسجد مي روند. طبق اضهار كلاوس لگه ويس، حقوقدان آلماني، مسجد جايگاهي براي هم پيمان شدن گروههاي مختلف بوده، همچنين به نحوي معرف سرزمين پدري ترك ها است و مركزي است كه مسلمانان در آن اعتماد به نفس مي يابند. در چنين شرايطي، مي بينيم كه هيجده هزار ترك ساكن شهر مانهايم، با جمع آوري مبلغ 10 ميليون مارك، اقدام به ساخت مسجدي به مساحت 1209 متر مربع و 2500 جايگاه نيايش مي نمايند.
در آلمان، مسلماناني وجود دارد كه يا تكاليف مذهبي خود را عمل نمي كنند و يا فقط رسم هاي قديمي دين اسلام را بكار مي برند به عنوان مثال، خانواده هاي وجود دارند كه نوشيدن مشروبا ت الكلي را حرام مي دانند ولي افتخار مي كنند كه دخترشان در آلمان حجاب ندارند و يا اينكه فقط در ماه رمضان و عيد قربان به مسجد مي روند.
امروزه جوانان ترك نسل سوم، كساني هستند كه در آلمان متولد مي شوند. آنان بيش از پيش رو به سوي قرآن آورده اند. بنابراين، دركشور آلمان هم مانند فرانسه، مشاهده مي كنيم كه جهت گيري عمومي به سوي« اسلام گرايي جوانان » است. تحقيقاتي كه از طرف دانشگاه « بيله فيلد » انجام شده، تأييد كننده اين موضوع است. آقاي « ويلهلم هايت ماير »، استاد جامعه شناسي اين دانشگاه، معتقد است: اكنون مرحله روي آوردن ترك هاي ساكن آلمان به سوي اسلام جريان دارد.اين موضوع حتي در مورد ترك هايي كه به زبان آلماني، حتي بهتر از زبان مادري خود تكلم مي كنند، ولي از نظر مليت هنوز تابعيت آلمان را ندارند، بخصوص مشهود است.
از جمله مراكز مهم اسلامي كه در آلمان وجود دارد، مركز اسلامي هامبورگ ( مسجد امام علي ـ عليه السلام ـ مي باشند. اين شهر با بيش از 80000 نفر مسلمان، مركز اسلامي هامبورگ را به زيباترين و مهم ترين مركز اجتماع مسلمانان با نژادهاي گوناگون تبديل كرده است. اين مركز اسلامي يك مركز بين المللي است كه بخصوص ايراني ها، افغاني ها ، عرب ها، پاكستاني ها و آلماني ها ي مسلمان در آن برنامه دارند و داراي يك شبستان بزرگ جهت اقامه نماز، سالن سخنراني ونمايش فيلم، كتابخانه و سالن پذيرايي مي باشند. هزينه هاي اين مركز از امور خيريه تأمين مي شود.
حقوق مسلمانان
دردهه 60 ميلادي، با توجه به مشكلات فرهنگي، اجتماعي و زباني، مذهب و سنت برا ي مهاجرين ترك، بسيار مهم بوده است، ولي با شروع نسل دوم و كودكاني كه در آلمان متولد شدند، در رفتار و برخورد آنها با مسايل اسلامي فاصله بوجود آمد. از طرف ديگر، سازمان هاي ملي اسلامي و انجمن ها و مساجد در نزد نوجوانان و جوانان از جذابيت بيشتري برخوردار گرديده اند، ولي تا به حال، مسلمانان در آلمان با وجود فعاليت هاي سازماندهي شده در طول سال هاي متمادي، موفق نشده اند كه به مانند كليساي كاتوليك و پروتستان ها ، مجوز تشكيلات حقوقي و عمومي را كسب نمايند. اين نوع حقوق، مسلمانان را قادر خواهد ساخت نمايندگاني در شوراي مطبوعات ، راديو و ديگر اتحاديه ها داشته باشند. علت عدم موفقيت مسلمانان در كسب امتيازات حقوقي، اختلاف نظر موجود ميان گروهها و سازمان هاي اسلامي بوده است . اكثر مسلمانان در آلمان يا در اين كشور متولد شده اند و يا سال هاي طولاني در اين جا ساكن هستند و ماليات و بازنشستگي مي پردازند، اما هميشه به عنوان خارجي محسوب مي شوند و از تصميمات سياسي به دورند. با وجود اينكه طبق قانون اساسي آلمان، اين كشور به تعداد مهاجرين خود باليده و لفظ كارگران ميهمان در سطح كشور بسيار متداول گرديده است و گرچه قوانين مهاجرت و كار در آلمان از استاندارد خوبي برخوردار است، ولي آزادي هاي سياسي و اجتماعي، خصوصاً براي كارگران مهاجر ترك زبان با شهروندان آلماني تفاوت هاي فاحش دارد. مسلمانان در اين كشور هنوز حق رأي ندارند. « دولت مردان آلماني اگر در بسياري از موارد اختلاف نظر داشته باشند، در يك مورد كاملاً هم عقيده هستند و آن، به حساب نياوردن مهاجران در جمع خود به عنوان يك شهروند آلماني است.براي مثال، مهاجران، عليرغم اقامت طولاني در كشور، هنوز صاحب رأي در انتخاب عمومي نبوده و به عنوان يك شهروند درجه 2 محسوب مي شوند ».
يك اسلام شناس خبرنگار در اين مورد چنين مي نويسد: دوستانه و برابر زندگي كنند، بايد هر دو طرف در اين امر كوشش كنند و مجامع آلماني بايد براي سومين دين بزرگ دنيا درهايش را باز كند. بايد فعاليت مساجد، تدريس فقه اصولي ، ايستگاه و برنامه هاي راديويي و تلويزيوني براي مسلمانان مانند مسيحي ها آسان و حتمي باشد.
بيش از همه، رسانه ها بايد بيشتر در مورد اين موضوع اخبار جامعي را منتشر و مردم را روشن كنند و به عنوان مثال براي رعايت حجاب اسلامي توسط خانم ها، توضيحات بيشتري ارائه نمايند. استفاده از روسري به عنوان حجاب، گاهي اجباري است، گاهي سياسي و حتي به عنوان تظاهر نيز مي باشند. البته تعدادي نيز به خواسته خود به آن عمل مي كنند. در اين مورد و موارد ديگر، بايد توضيحات كافي و روشن داده شود. غير مسلمانان بايد بيشتر به مسلمانان نزديك شوند و بخصوص به آنها آزادي حقوق سياسي بدهند. انستيتو تحقيقات، توسعه و پژوهش و برنامه ريزي اقتصادي و اجتماعي در گزارشي مي نويسد: با وجود 7/2 ميليون مسلمان و 1000 مسجد و صدها انجمن مسلمانان آلمان، اين دين براي اغلب آلماني ها غريبه است.
از گروه هايي كه در آلمان مسلمانان را مورد تهديد قرار مي دهند، مي توان از فاشيست ها نام برد. آنها مساجد را به آتش مي كشند و كلمه « اسلام » را به عنوان يك دشمن قديمي معرفي مي كنند.
لازم به ذكر است كه مساجد در آلمان به صورت انجمن ثبت مي شوند و با وجود قدمت كار، در اين كشور مانند كليساهاي كاتوليك و پروتستان، حقوق اجتماعي ندارند. البته يكي از علل مهم اين موضوع، نقطه نظرات سياسي و اهداف آنها است.
آموزش تعليمات ديني اسلامي در مدارس آلمان
بحث تعليمات ديني اسلامي در مدارس آلمان، در دهه 1970،همزمان با مباحثاتي پيرامون كلاس هاي قرآن و تأثيرات بازدارنده آنها در ادغام دانش آموزان ترك در جامعه آلمان شروع شد. پيش از متهم كردن احزاب دست راستي كه سعي در تبليغ ديدگاه هاي سياسي خود در كلاس هاي قرآن و آموزش كادر جديد سازمان هايشان، به ويژه معلمين دارند، بايد به اثرات منفي اين برنامه هاي آموزشي بر دانش آموزان، همچون زمان و انرژي،موانع آموزشي به علت روش هاي مختلف تدريس، انزواي اجتماعي، خصومت و اضطراب نسبت به محيط آلماني، عدم قابليت ادغام، عدم استقلال، يك سونگري، ايجاد مشكل در پرورش شخصيت و تبعيض عليه دختران اشاره كرد.
والدين مسلمان مايل به فرستادن كودكان خود به مدارس قرآني مي باشند؛ چرا كه اين كار با انگيزه هاي گوناگوني همراه مي باشد.عدم وجود كلاس هاي مذهبي ديگر،آموزش هنجارهاي سنتي همچون نظم، آموزش و اخلاقيات جنسي به كودكانشان و نيز مراقبت از آنها در طي كلاس هاي قرآن و قرار نگرفتن در معرض فشارهاي محيط خارج. از انگيزه هاي ديگر والدين مي توان از فشار گروهي و اينكه آموزش كودكان با روش سنتي منجر به ايجاد ثبات هويت ترك اسلامي در فرزندانشان و كاهش درگيري هاي نسلي و فاميلي {مي شود}، نام برد.
در سال 1991 در ايالت نورد راين وستفالن، به طور آزمايشي درس تعليمات ديني به عنوان يك رشته درسي در مدارس تدريس گرديد كه به دنبال اين ابتكار، ديگر ايالت هاي آلمان از آن پيروي نمودند. هدف اصلي از اين عمل، خنثي نمودن هزاران كلاس درس قرآني بود كه در مساجد و هيأت ها ارائه مي گرديد و در اغلب آنها، تعليمات ضد آماني و رفتار غير دموكراتيك، در نظر آلماني ها، آموزش داده مي شد و شناسايي و كنترل آنها از طرف ادارات آلماني نيز مشكل مي نمود. البته تاكنون كاملاً مشخص نيست كه محتواي فقه اسلامي در مدارس را چه كسي تعيين كند؛ زيرا هيچ گونه كليساي كاتوليك و يا پروتستاني وجود ندارد كه فهرست و مطالب دروس را شرح دهد و فقط اوليا بايد توجه كنند فرزندانشان چه مي آموزند.
در آغاز سال 1995، مجدداً مذاكرات در مورد تدريس فقه اسلام در مدارس آلماني زير نظر دولت وايالت اوج گرفته و سياستمداران و طرفداران كليسا روز به روز از اين موضوع پشتيباني كرده اند، ولي پذيرفته نشد و علت رد اين مورد از طرف بعضي ايالت ها، اين است كه آنها انتظار دارند فهرست مطالب درسي با يك ارگان اسلامي مشخص مذاكره و تعيين شود و هنوز باسؤالاتي كه بدانها پاسخي گفته نشده ، مواجه مي باشد؛ سؤالاتي از قبيل اينكه چه كسي بايد فهرست درس اسلام را تعيين كند؟ چه مذهبي در اسلام بايد تدريس شود؟ چه كسي آموزگار متخصص را تعيين نمايد كه درس را به زبان خوب آلماني تدريس كند؟
با توجه به اينكه« در آلمان تعليم و تربيت شامل سه مرحله مي باشد، آموزش كلاسيك، آموزش زبان مادري و در آخر آموزش مذهبي، لازم به يادآوري است كه مسؤوليت تعليم و تربيت در اين كشور، به عهده ايالت هاي مختلف است و به دولت فدرال مربوط نمي شود و وزراي آموزش و پرورش هر ايالت بر اساس استاندارد ها و قوانين مربوطه اقدام مي نمايند وبه همين دليل، در مورد آموزش بين ايالت ها اختلاف مشاهده مي شود؛ خصوصاً در مورد آموزش ديني و مذهبي ». بنابر اين مي توان وضعيت آموزش تعاليم اسلامي را در ايالت هاي مختلف آلمان بدين صورت ترسيم كرد:
ـ در هامبورگ، از سال 1983، تعليمات اسلامي براي محصلين دبستاني ترك سني مذهب شاخه حنفي تدريس مي شود.
ـ در نيدرزاكسن ـ برنس، درس اسلام در دروس زبان مادري تدريس مي شود.
ـ در شلسويك هولشستين، دروس مذهبي همراه زبان مادري تدريس مي شود.
ـ در برلين، دروس ديني بخشي از دروس دولتي نيست و فقط با هزينه دولت آلمان در زبان مادري تدريس مي شود.
ـ در هسن، رين لند پلاتس، زارلند، بادن و تنبرگ، دروس تعليمات ديني اسلام تدريس نمي شود.
ـ در بايرن، از 1986، درس اسلام در كلاس هاي اول تا پنجم و براي محصلين ترك از كلاس ششم تا نهم به زبان تركي توسط معلم هاي ترك تدريس مي شود.
در هر سه ايالت هامبورگ، بايرن و نرودوست فالن، حقوق آموزگاران توسط آموزش و پرورش آلمان پرداخت مي شود.
در ايالات شرقي آلمان( آلمان شرقي سابق، )، به علت عدم درخواست، كلاس تعليمات ديني اسلامي وجود ندارد و در برنامه هم نيست.
ديدگاه آلماني ها نسبت به اسلام
قسمت اعظم مسلمانان آلمان، در عمل به مسائل مذهبي آزاد هستند و تقريباً نيمي از آنها، پايبندي شديد خود را به تكاليف و وظايف مذهبي اعلام مي دارند و گفته اند كه در روزهاي جمعه و ساير مراسم مذهبي به مسجد مي روند. بخشي از مسلمانان از گروه هايي به نام AMGTيا « اتحاديه جهان بيني جديد » در اروپا كه شاخه اي از حزب ملي ـ مذهبي تركيه ( حزب رفاه) مي باشند، حمايت مي كنند.
بر اساس برآوردي كه نماينده شوكها در مجلس فدرال، آقاي كيم اوزدمير، ارائه داده است، 20 در صد مسلمانان مقيم آلمان مشمول اطلاق كلمه بنيادگرا مي شوند. بنابر گزارش هفته نامه اشپيگل، پيروان افراطي مذاهب، شبكه اي از اتحاديه ها و شركت هاي تجاري را بنا كرده اند. تندروها و متعصبين اسلامي، به طور آشكار، در صدد جذب مردم مسلمان و بيشتر از همه در پي جذب جواناني هستند كه به دنبال خط مشي و ارشادند و هنوز قالب فكري خود را نيافته اند. براي ايجاد ارتباط با اين جوانان، آنها در اكثر شهرهاي بزرگ، براي آموزش قرآن، مدارس خصوصي تأسيس كرده اند. طبق نظر سياستمدار تركي الاصل از حزب SPD هامبورگ و نيز مدرس مدارس عالي، آقاي هاكي كزكين، براي مسلمانان در مدارس رسمي، ارائه يك درس مذهبي با روش درست و عاقلانه مي تواند ريشه افراط گرايي را بخشكاند.
اغلب مردم آلمان اسلام را نمي شناسند و فقط به دليل اخباري كه از رسانه ها در مورد مسلمانان تندروي كشورهاي خاور نزديك، الجزاير و سودان وغيره مي شنوند، از آن واهمه داشته، كلمه بنيادگرا را در مورد آنها به كار مي برند. در نظر آنها، روسري و مانتوهاي بلند خانم هاي مسلمان، نشانگر نابرابري مرد و زن است. اين ديدگاه ها، با عدم اجازه خانواده ها به دختر ها براي شركت در ورزش ها، بخصوص شنا و همچنين نخوردن غذاها بخصوص گوشت خوك كه براي آلماني ها غير قابل فهم است، بيشتر متجلي مي شود.
آقاي پيتر فريش( Peter Frish)، رئيس دستگاه اطلاعات و امنيت داخلي آلمان كه به نام حافظ قانون اساسي خوانده مي شود، در مصاحبه اي پيرامون خطر گروه هايي كه به نام « اسلامگرا » خوانده مي شوند، چنين مي گويد: « آنان {مسلمانان} سعي مي كنند نفوذ سياسي بدست آورند. آنان اكنون دستور دارند وارد احزاب شوند تا هر چه ممكن است، به پيش بروند. قريب ده ها هزار مسلمان هم هستند كه از مسيحيت به اسلام گرويده اند. در آلمان چند صد هزار مسلمان تابعيت آلمان هستند. در يكي از مراكز اسلامي به طور مشخص دستور داده شده است با زنان آلماني ازدواج كنند تا زنان هم مسلمان شده، فرزندان خود را به اين صورت تربيت كنند ... به طور مشخص، طرفداران اسلام وارد احزاب آلمان شده اند، ولي نمي توانيم بگوييم تا چه اندازه اهداف خود را تعقيب مي كنند. ما به زحمت، از طرف احزاب اطلاعات دريافت مي كنيم. » وي در ادامه مصاحبه در مورد تشكيلات « ملي گروش »، چنين مي گويد: « تشكيلات ملي گروش وضع مالي خوبي دارد و آنان در آلمان، تقريباً 500 مسجد را اداره مي كنند. آنها اخيراً در صدد خريد ساختماني به بهاي 30 ميليون مارك برآمدند كه انسان در مي يابد، آنان پول فراواني در اختيار دارند. { اين پول ها} در آلمان جمع آوري مي شود. از اعضاء مي خواهند كمك كنند . اگر چه خشونت فيزيكي در كار نيست، ولي فشارهاي رواني زيادي اعمال مي شود ... ملي گروش براي پر كردن اوقات فراغت افراد، فعاليت هاي بسياري انجام مي دهد كه شامل برگزاري دوره ها ي آموزش كامپيوتر تا مسابقات ورزشي است؛ اما هدف اصلي آن است كه از ارتباط افراد با آلماني ها جلوگيري شود تا به اصطلاح، مانع از نفوذ فساد و ابتذال بر روي كودكان شوند ... طبق تحقيقات اخير، 15 در صد از جوانان ترك ساكن كشورها، آماده اند عليه هر كس كه ضد اسلام اقدام كند، اقدامات قهر آميز انجام دهند. »
به نقل از ماهنامه اسلام و غرب شماره 20 فروردين