يك روز نامه نگار آمريكايى در گزارشى ويژه از كويت، از رويكرد فزاينده مردم كويت به اسلام خبر مى دهد. « آيلين پروشر » در مقاله اى كه در روزنامه « كريستين ساينس مانيتور » بچاپ رسيده، از « كويت سيتى » مى نويسد: هجوم فزاينده فرهنگ غرب باعث شده كه يك انگيزه محافظه كارانه اسلامى در سراسر كويت از جمله پارلمان اين اميرنشين، بوجود آيد.
اين انگيزه، كشور كويت را كه يكى از بردبارترين جامعه در كشورهاى منطقه محسوب مى شد، بر آن داشته كه احكام مذهبى بيشترى را تحمل نمايد. « وليد الطباطبايى » يك رهبر پارلمانى كويتى مى گويد: « بالاترين اولويت من در مجلس كويت اين است كه با اين نفوذهاى اجتماعى خارجى بر زندگى مردم كويت مبارزه كنم. »
اين روزنامه با اشاره به استقرار گسترده نيروهاى آمريكايى در خليج فارس، نوشت: در شهر ساحلى كويت سيتى، رستورانهاى زنجيره اى و بازارهاى شيك و مدرنى كه تا چند وقت پيش در كويت وجود خارجى نداشت. همانند قارچ روييده است.
اى اماكن، پسران جين پوش و دختران بدون حجاب را به خود جلب مى كند. نويسنده، حجاب را يك سرپوش توصيف مى كند و مى نويسد: در كويت اين پوشش، اجبارى نيست اما بسيارى از زنان و دختران كويتى آن را بر سر مى كنند.
پروشر در ادامه گزارش خود مى افزايد: اما با وجود چنين محله هايى، روز به روز تعداد خانمهايى كه در كويت به پوشيدن حجاب روى آورده اند بيشتر مى شود و تعداد زنان محجبه امروز از دهسال پيش به مراتب بيشتر شده است. در دانشگاه كويت، جايى كه دانشجويان كويتى از كلاسهاى مختلط بهره مند بودند، احتمالاً امسال قانونى وضع خواهد شد كه كلاسها بر اصل جنسيت از هم جدا شوند. مگر اينكه رؤساى دانشگاهى بتوانند قانونگزاران اسلامخواه را از تصويب طرح جدايى كلاسها باز دارند.
« ناصر صنيع » يك عضو اسلامخواه پارلمانى مى گويد: « در زمان تجاوز عراق به كويت، پارلمان منحل شد. ما با خود عهد كرديم كه وقتى كشور خود را پس گرفتيم، به دو اصل رجعت نماييم: اسلام و دموكراسى ».
خانم« ثريا البقسامى » يك نقاش با سابقه مى گويد: « چيزهاى زيادى كه زمانى از نظر اجتماعى قابل قبول بود و يا ناديده گرفته مى شد، اكنون به عنوان « حرام » تلقى مى گردد. كلمه حرام اكنون همه جا ديده مى شود: به موسيقى گوش نكن، حرام است ... به سينما نرو، حرام است... كتاب نخوان، حرام است... ما احساس مى كنيم كه بنيانگرايان بدجورى نفوذ كرده اند... و براى نسل جديد چنين چيزى واقعاً مشكل است... »
نويسنده در ادامه مى افزايد: كه تفريحات عمومى به صورت چيزى شبيه يك عرصه جنگ در آمده است.
اسلامخواهان به ويژه كسانى كه به جنبش« سلفى » ـ شاخه اى از وهابيت ـ تعلق دارند و عمدتاً در عربستان مى باشند، سعى كرده اند كه كنسرتهاى عمومى را منع كنند.
پروشر نوشت: حتى در حلقه مذهبى نيز بسيارى از مردم كويت، قانونگزاران سلفى را افراطى مى شمارند.
دكتر الطباطبايى كه سعى كرده بود كشيدن قليان براى زنان در ملاء عام را غير قانونى كند، همچنين لايحه ممنوعيت اينترنت را پيشنهاد داده است.
اما آقاى « عبدالرزاق الشايقى »... يك رهبر روحانى نه چندان متعصب مى گويد كه اكثر كويتى ها رژيمى كه مانع از رفتن مردم به كنسرت مى شود را نمى پسندند.
اما كلمه سلفى از يك نهضت قرن هيجدهم ريشه مى گيرد كه به معناى جد مى باشد و نشان دهنده مرامى ارتجاعى است.
دكتر الشايقى دستيار مديريت« مدرسه شريعت » در دانشگاه كويت، مى گويد: « هم اينك نبردى بر سر بافت جامعه در گرفته است، ما مى خواهيم كه جامعه را اسلامى كنيم و ليبرالها مى خواهند آن را آمريكايى كنند و اين با ضوابط ما منافات دارد. »
ناظران آگاه مى گويند: در حالى خانواده حاكم الصباح، از ليبراليزه شدن پشتيبانى كرده است وزراء دست چين شده كابينه آن مايلند كه از درگيرى با اسلامخواهان بر حذر باشند و به نظر مى آيد كه آنها همچنين مايل نيستند صداى مخالفان را بلند كنند.
هنوز سه چيز در كويت به طور غير رسمى خارج از محدوده است: توهين به امير، خدا و پيغمبر.
و كسانى كه پا را از اين محدوده فراتر گذارند به پرداخت جريمه هاى سنگين و حبس مجازات خواهند شد، يك سياستمدار كويتى مى گويد: « ما داراى يك مطبوعات آزاد هستيم، اما حرف آخر را هميشه خانواده سلطنتى مى زند تا وقتى كه ما نتوانيم كنترل كنيم كه چه كسى رييس دولت مى شود، در واقع دموكراسى وجود نخواهد داشت. »