گزارش
در آبان 1356 سادات, رئيس جمهورى مصر, از فلسطين اشغالى ديدن كرد و در پارلمان اين رژيم به جانبدارى از صلح با اسرائيل سخنرانى نمود. اين اولين ديدار يك رهبر عرب از فلسطين اشغالى و مصاحبه وى با صهيونيستها بود. ديدار سادات از فلسطين اشغالى از سوى اكثر كشورهاى عربى و اسلامى محكوم شد و مسلمانان, وى را به عنوان خائن به امت اسلام و عرب تحريم كردند.
سادات مصمم بود با صهيونيست ها صلح كند از اين رو در شهريور 57 مذاكرات خود را در منطقه كمپ ديويد در آمريكا آغاز كرد. اين مذاكرات منجر به انعقاد قرار داد به اصطلاح صلح ميان سادات و رژيم صهيونيستى در ششم فروردين 1358 شد. بر اساس قرار داد كمپ ديويد رژيم صهيونيستى بايستى بطور مرحله اى از صحراى سينا خارج مى شد و آنرا به حاكميت مصر باز مى گرداند و در مقابل, مناسبات سياسى, اقتصادى و فرهنگى ميان دو طرف برقرار مى شد. بر اساس اين قرارداد طرفين موافقت كردند كه حق حاكميت, تماميت ارضى, و استقلال يكديگر را به رسميت شناخته و محترم بدارند. دو طرف همچنين قول دادند كه حق يكديگر را براي زندگى در صلح با مرزهاى امن و شناخته شده خود, به رسميت بشناسند و از تهديد يا كاربرد زور خوددارى كنند.
پيمان به اصطلاح صلح مصر و رژيم صهيونيستى ناتمام و يكطرفه بود, چون كليه كشورهاى عربى با آن مخالفت كردند. اين قرارداد, آرمان فلسطينى ها را به دست فراموشى سپرد و وضعيت آينده كرانه باخترى, نوار غزه و بلندى هاى جولان را روشن نساخت و حمله رژيم صهيونيستى به لبنان در سال 1361 نشان داد كه مسائل اصلى حل نشده باقى مانده اند.
امضاى قرارداد كمپ ديويد ميان انور سادات رئيس جمهورى مصرو مناخيم بگين نخست وزير رژيم صهيونيستى را ميانجيگرى جيمى كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا سبب گرديد كه به تدريج مذاكرات و ملاقاتهاى مقامات عرب و رژيم صهيونيستى آشكار و علني گردد.
از اين پس رسانه هاى جمعى در سرتاسر جهان, خبر از ملاقات نمايندگان برخى از كشورهاى عربى با صهيونيست ها منتشر مى كردند. به تدريج خبر ملاقاتهاى شاه حسين پادشاه پيشين اردن و موشه دايان و گلداماير و ديگر مقامات رژيم صهيونيستى منتشر گرديد. بدين ترتيب قبح ديدار ميان مقامات كشورهاى عربى و رژيم صهيونيستى رفته رفته از بين رفت و بصورت يك مسئله عادى درآمد.
● حمله به لبنان
امضاى قرارداد كمپ ديويد به صهيونيست ها اين فرصت را داد كه بتوانند جهت پايان دادنبه حضور فلسطينى ها در لبنان با گستاخى و جسارت بيشترى برنامه ريزى كنند. زيرا صهيونيست ها مى دانستند كه پايان دادن به حضور فلسطينى ها در لبنان مى تواند تا مدتى آنها را از حمله چريكهاى فلسطينى در امان بگذارد ولى نمى دانستند كه اين تجاوز سبب شروع مقاومت اسلامى در لبنان مى گردد و خواب را از چشمان صهيونيست ها خواهد ربود.
در روز 16 خرداد 1361 حدود 40 هزار سرباز اسرائيلى با پشتيبانى آمريكا به لبنان هجوم آوردند. هدف اعلام شده آنها از اين حركت, عقب راندن چريكهاى فلسطيني به 40 كيلومتري شمال مرز اسرائيل و ايجاد يك منطقه امنيتي بود. ولي در واقع هدف آنها نابودي كامل سازمان آزاديبخش فلسطين و استقرار يك حكومت مركزي مسيحي و مطيع صهيونيست ها كه دولت اسرائيل بتواند معاهده صلح بر آن تحميل كند بود.
نيروهاي اسرائيلي به سرعت به طرف شمال تا بيروت پيش رفتند و فلسطيني ها و مردم لبنان نيز در برابر نيروهاي صهيونيستي به مقابله جدي پرداختند. حمله اسرائيل به لبنان كه هشتاد روز ادامه يافت سبب گرديد كه جنگجويان فلسطيني به رهبري عرفات از لبنان اخراج گردند و دولت وقت لبنان قرار داد آتش بس با رژيم صهيونيستي را امضا كرد.
ياسر عرفات كه مجبور شد از لبنان خارج شود به تونس عزيمت كرد و نيروهاي فلسطيني در كشورهاي عربي استقرار يافتند. اخراج عرفات از لبنان سبب شد كه وي و ديگر سران فلسطيني راه سازش و مذاكره با صهيونيست ها را در پيش گيرند.
آغاز انتفاضه در سرزمين هاي اشغالي
آغاز انتفاضه در سرزمين هاي اشغالي (آذر 1366) موجب گرديد كه عرفات بطور موقت از اعلام نيت سازشكارانه خود مبني بر مذاكره با صهيونيست ها صرفنظر كند و سوار موج شده خود را رهبر بلا منازع انتفاضه فلسطين قلمداد كند. او از پايتخت تونس رهنمودهاي خود را براي جوانان فلسطيني اعلام مي كرد ولي جوانان فلسطيني كه بخوبي ماهيت سازشكارانه عرفات را درك كرده بودند توجهي به دستورات وي نمي كردند.
● كنفرانس مادريد
اشغال كويت توسر عراق نوعي اشتراك هدف ناخواسته را در جبهه اعراب و وژيم صهيونيستي پديد آورد. هر دو عليه عراق موضع يكساني داشته و هر دو هدف حملات موشكي عراق قرار گرفتند. اشغال كويت فرصتي بود تا آمريكا با بهره برداري از آن تلاش كند ميان دولتهاي عرب با اسرائيل غاصب صلح برقرار سازد. از اين رو در سال 1370 و در پايان عمليات آزاد سازي كويت, دولت آمريكا از اسرائيل و دولتهاي عرب خاورميانه خواست تا با يكديگر صلح كرده و براي تحقق اين هدف مادريد توانست تا حد زيادي ملاحظات سياسي اعراب را براي دوستي با اسرائيل از ميان بردارد و مشكل دولتهاي عربي براي ديدار با صهيونيست ها را كمتر كند. اين ديدارها پس از مادريد به ويژه در مورد عرفات شتاب بيشتري داشت و زودتر به نتيجه رسيد. قرارداد اسلو منعقده در سال 1372 از جمله اين نتايج بود.
● قرار داد اسلو
عرفات كه سالهاي متمادي آرزو داشت تا روزي به عنوان رئيس كشور فلسطين مطرح شود انعقاد قرار داد سازش با صهيونيست ها را پذيرفت. او در نخستين گام, رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت و در 22 شهريور 72 قرارداد اصول خود گرداني بين رژيم صهيونيستي و سازمان آزاديبخش فرسطين را در اسلو به امضا رساند. عرفات و اسحاق رابين نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي سپس در آمريكا و در حضور كلينتون رئيس جمهور آن كشور با هم مصافحه كردند. در تاريخ 14 ارديبهشت 73 موافقت خودگرداني بين رژيم صهيونيستي و سازمان آزاديبخش فلسطين در قاهره به امضا رسيد. امضاي موافقتنامه خود گرداني با مخالفت گسترده مردم مسلمان فلسطين واعراب و مسلمانان مواجه شد و عرفات به مرور زمان متوجه شد كه امضاي اين قرارداد نه تنها او را به اهدافش نرسانده, بلكه به اين نتيجه رسيده رژيم صهيونيستي از اجراي مفاد اصلي موافقتنامه اسلو سرباز زده است.
رژيم صهيونيستي از بدو امضاي معاهده اسلو هزاران هكتار از اراضي فلسطيني ها را در شهرهاي كرانه باختري رود اردن مصادره كرده و در آن دهها شهرك يهودي نشين احداث كرد. همچنين در مورد رسيدگي به آوارگان فلسطيني و وضعيت قدس هيچگونه انعطافي از خود نشان نداد.
به گفته كارشناسان, قرارداد اسلو حق تعيين سرنوشت را از ملت فلسطين سلب مي كرد؛ چرا كه اين قرارداد حقوق قوق الذكر را به نوعي اختلاف ميان حكومت خود گردان و رژيم صهيونيستي تغيير داد و بدين ترتيب حكومت خود گردان عرفات با امضاي قرار داد اسلو, تلاش كرد ملت فلسطين را از حقوق ثابت و مورد پذيرش جامعه بين المللي محروم سازد. در حاليكه اين قرار داد به رژيم صهيونيستي حق مهاجرت يهوديان و اسكان آنها و همچنين يهودي كردن سرزمين هاي فلسطيني را داده است. امضاي قرار داد اسلو مخالف حق تعيين سرنوشت فلسطيني هاست. زيرا طبق قطعنامه مورخ 21 آبان 1353 سازمان ملل, حق تعيين سرنوشت ملت فلسطين غير قابل تصرف است و هيچ قراردادي نمي تواند اين حق را سلب كند. قرارداد اسلو با فشار اسرائيلي ها و حاميان آمريكائي آنها به امضا رسيد و عرفات قدرت مخالفت با آن را نداشت لذا آن را امضاء كرد.
در هر شرى خيرهايى نهفته است!
عبدالرحيم رشاد على, امام جماعت مسجد ياسين شهر سياتل آمريكا كه سابقاً افسر نيروى دريايى و كارشناس مخابرات ارتش آمريكا بود, بعد از پايان جنگ دوم خليج فارس و گرايش به اسلام, با مشكلات فراواني روبه رو شد كه از جمله مي توان به طلاق و فرار همسر و فرزنوانش اشاره كرد. وي مي گويد ك/ه همسرم نتوانست گرايش مرا به اسلام و پوشش مرا در لباسهاي بلند سفيد و عمامه سياهي كه بر سر مي گذاشتم تحمل نمايد.
عبدالرحمن همچنيندر خصوص چگونگي گرايشش به اسلام مي گويد كه در زمان جنگ دوم خليج فارس, من در منطقه اي خارج از شهر صنعتي«جبيل» عربستان در حال انجام مأموريت بودم كه دائماً به هنگام صبح صداي اذان به گوشم مي رسيد. از اين رو, در اولين فرصت, مرخصي گرفته, به شهر رفتم و خود را به مسجدي كه از آن, اذان به گوش مي رسيد, رساندم. در آنجا بعضي از برادران مسلمان كتب اسلامي را به عنوان هديه به من دادند و بدين ترتيب, من با خواندن اولين سطر آنها, اسلام آوردم و نور ايمان در قلب من جاري شد.
شيه عبدالرحيم در ادام مي گويد: هشت ماه مأموريت واقامت من در عربستان منبع خيرو بركت و نقطه تحول و دگرگوني در مسير زندگي من شد. وي سخت ترين لحظات را زماني مي داند كه او را با نام سابقش يعني«آندره آندرسون» صدا مي زدند. او اكنون در خيابانهاي سياتل آمريكا تاكسيراني مي كند.
وي در حالي كه مي خندد, مي گويد: مي خواهي بداني كه اسلام با من چه كرده است؟ و در ادامه آستين پيراهن خود را بالا مي زندو خالكوبي آبي رنگي را نشان مي دهد كه بر روي بازويش عبارت«شيطان شرور دريايي» نقش بسته شده بود. وي مي گويد اين خال كوبي بيانگر اين است كه در نيروي دريايي آمريكا فرا گرفتيم كه مسلمانان دشمن من هستند و در برابر آن دسته از دشمنانم«كه مسلمان هستند». خشن و سخت گير باشم. اين در حالي است كه اكنون من خودم يكي از آن مسلمانان هستم كه به دين آنها گرويده, لباس آنها را پوشيده, غذاي حلال آنها را مصرف مي كنم و دوست دارم كه به زبان عربي كه زبان قرآن است, صحبت نمايم.
وي اضافه مي كند در اسلام مساوات, آرامش و راحتي روح و روان را مشاهده كردم, در حالي كه, نيروي دريايي آمريكا شاهد تبعيض نژادي تنفر آميز در ميزان پيشرفت افسران يا ميزان اعتماد به آنها بودم.
شيخ عبدلارحيم رشاد, در ادامه مي گويد: مساجد زيادي در شهر سياتل وجود دارد. براي مثال, مسجد «دارالارقم» تحت نظارت مصريها, مسجد «نورث جيت» تحت نظر عراقيها و مسجد«عمر الفاروق» كه مسجد پاكستانيهاي مسلمان مي باشد و مسجد «ياسين» كه در منطقه سياه پوست نشين واقع شده است.
وي خاطر نشان ساخت كه حمله تبليغاتي عليه اسلام و مسلمين, تفاوت چنداني با عمليات نسل كشي سرخ پوستان آمريكا توسط سفيد پوستان ندارد, چراكه اين امر از پيشينه فرهنگي در آمريكا برخوردار بوده است, ولي هر زمان كه بر شدت حمله در مطبوعات و رسانه هاي گروهي آمريكا افزوده مي شود, نتيجه كار به نفع مسلمانان آمريكا مي باشد, چرا كه بر تعداد كساني كه به اسلام روي مي آوردند, افزوده مي شود.
منبع: نشريه اسلام و غرب, شماره 26