از سنتهاى حسنه اى كه از دير باز بر تارك حوزه هاى علميه همچنان مى درخشد, نگارش دستور العملهاى اخلاقى توسط سالكان صفّه صفا و عارفان حلقه فناست؛ آنان خود اين شيوه پسنديده را از امامان معصوم عليه السلام فرا گرفته اند و اينك آنچه فرا روى داريد درّى است ثمين ازلعالى مكنون معارف محمدى (ص) كه عارف سالك و مقتداى اهل نظر؛ حضرت استاد حسن زاده آملى_ دام عزه العالى به رشته تحرير كشيده است.
بسم الله كلمه المعتصمين
وجود مباركت همه خير است و نيّات مقدست همه خير.
خداى متعال خيرات و بركاتش را بيشتر فرمايد! ...
يكى از نامهاى بزرگ الهى «طبيب» است و ديگر «شافى»؛ يا طبيب يا شافى! آقاى عزيز! چند فرقه شب و روز كارشان سر تا پا عبرت است ولى خودشان اغلب و اكثر بى خبر: يكى از آنها اين دعاگوست كه همواره با كتاب و سنت و محراب و منبرو حرف بهشت و جهنم و امثال اين گونه امور سرو كار دارد, ولى گويا اينها برايش فقط صنعت و بازار است؛ زيرا از هزار حرف و كرّ و فرّ و امر و نهى يكى را اگر در خودش پياده مى كرد, اكنون مى بايستى چون ملائكه اولى أجنحه باشد.
دوم, اطبّا و دكترهاى دارو سازند كه مى بينند بيماران فراوانى از درد مى نالند و براى معالجه امراض جسمانى خود در اضطراب و ناراحتى هستند و با حرص و ولع به اطبّاء رجوع مى كنند و با اشتها دارو مى خرند و مى خورند, اما در عين حال نه آنان توجه به درمان بيماريهاى روانى خود دارند و نه اينان؛ هم پزشك بى خبر است و هم بيمار. هم طبيب مريض است و هم مريض!
گر مسلمانى از اين است كه حافظ دارد آه اگر از پى امروز بُوَد فردايى!
سوّم, گوركنها هستند كه هر روز مرده هاى فراوانى را در قبر مى گذارند, اما قساوت و غفلت دارند, گويا اين گونه شغلهاى بنده و جنابعالى و گوركن, قساوت و غفلت مى آورد و انسان بدانها معتاد مى شود.
خداى متعال عاقبت ما را به خير كند!