مؤلف با اتكا بر مباحث قرآنى، به بررسى مطالب زير پرداخته است: رابطه انسان با خويشتن: سلام بر نفس (با توجه به آيه 33 سوره مريم)، مراقبت از نفس و محاسبه آن، عجب يكى از انواع خطرناك رابطه انسان با خويشتن، معناى عجب، انواع عجب، مراحل عجب، عناصر عجب، پيامدهاى عجب، استكبار و درمان عجب.
مؤلف در اين بخش از مقاله با عنايت به مبحث انانيت به بررسى اين جنبهها از «من» انسانى پرداخته است: منبع عجب «من» است، «من» خود محور و «من» خدا محور، چارچوبهاى چهارگانه «من»: 1ـ رابطه «من» با خداوند متعال 2ـ رابطه «من» با ديگران 3ـ رابطه «من» با دنيا (اشياء) 4ـ رابطه «من» با خود، تعديل «من» به وسيله تشخيص و تنظيم رابطه فرد با خداوند، با ديگران و با خويشتن، عناصر رابطه با خداوند: خوف و خشيت از خداوند، تضرع، بازگشت و انابت، فروتنى، عشق و دوستى، تقوا، توبه، استغفار، عبوديت نسبت به
خداوند، شكر و سپاس از عوامل مؤثر در شكستن انانيت و تثبيت عبوديت «من» نسبت به خداوند.
اين مقاله كه ادامه قسمتهاى پيشين مقاله است مطالب زير را دربر دارد:
مقايسه ميان اعمال بنده نسبت به خداوند و رحمت نزول يافته از طرف خداوند بر بنده باعث به وجود آمدن حيا نزد بنده نسبت به آن چه انجام داده است مىشود، رابطه «من» با تحقير انانيت، تبيين وجه غير انسانى «من»، محاسبه نفس و نقد آن، نقش محاسبه نفس در شكستن انانيت و فهماندن نفس به تقصير خويش.
اين مقاله به موضوع سلام از ديدگاه اسلام پرداخته و مباحث زير را دربردارد:
معناى لغوى تحيت (سلام)، سلام در قرآن، سلام در سنّت، سلام پيش از كلام يا بعد از آن؟، سلام افزاينده بركت، سلام كليد بهشت، سلام بر خانواده، سلام و بخل، آشكارا سلام كردن، سلام و تواضع، سلام و اهل كتاب و مشركان و سلام هنگام ديدار برادران دينى.
در اين مقاله مؤلف ابتدا با استناد به آيات 104 و 105 سوره نحل به بررسى آثار سوء دروغ مىپردازد و سيزده اثر را يادآور مىشود، سپس موارد جواز دروغ، مفهوم توريه در اسلام و گوش دادن به دروغ و موضعگيرى در برابر آن را بيان مىكند.
مؤلف در اين مقاله كوتاه از جمله به بحث در مباحث زير پرداخته است:
بدى چيست و آشكارا ساختن آن كدام است؟ سوء، هر موردى را كه سبب اذيت ديدن نفس، كرامت، خانواده، فرزندان، شغل و... بشود، شامل مىشود از جمله: ياوهگويى و شوخى آزارنده، اشاعه فواحش ديگران، بىآبرو ساختن يك فرد و يا يك گروه، غيبت، ريشخند، تشفى جستن و...، آثار منفى آشكار ساختن بدى ديگران: 1ـ آشكار شدن بدخواهى گوينده 2ـ انجام عملى توسط وى كه باعث خشم خداوند مىشود 3ـ كسى كه به بدگويى از ديگران عادت مىكند در برابر گناه آسيبپذير مىشود 4ـ اين عمل آثار اجتماعى منفى دربردارد 5ـ گم گشتگى حقوق
ديگران، آميخته شدن حق و باطل و به هم ريختن معيارها ـ موارد جواز آشكار ساختن بدىهاى ديگران: ميزبانى بد، تجاهر به فسق و ابراز مظلوميت.
مؤلف در آغاز به اهتمام قرآن كريم در گرامى داشت انسان و شخصيت تكامل يافته فرد مىپردازد و يادآورى مىكند كه محور قرآن شخصيت انسان مؤمن است. سپس به طرح اين سؤال مىپردازد كه اگر ديگران اسائهاى در گفتار يا كردار نسبت به انسان انجام دهند تكليف او چه خواهد بود؟. او مىگويد در چنين حالتى انسان بايد نكات زير را مد نظر داشته باشد: 1ـ پيشروان هوشيار جوامع اسلامى به وسيله خود آگاهى ايمانى و سطح فرهنگى و علمى خويش متمايز مىشوند. از اين رو نبايد در برابر اهانت ديگران صبر پيشه كنند... 2ـ فرد
بدگو به علت نهادينه شدن بدى و كراهيت در وجود وى، از حيا فارغ خواهد شد. 3ـ آشكار ساختن گفتارهاى بد ديگران، آثار منفى بر جامعه دارد. 4ـ خداوند رسواسازى را به علت زيان عظيمى كه در پى دارد دوست نمىدارد. 5ـ چه كسى شايستگى رسيدگى به اين امر را دارد؟ 6ـ اسلام تا زمانى كه فرد ستم نكند از آبرو و اعتبار آنان حمايت مىكند. 7ـ گذشت هنگام توانايى نوعى از شجاعت و ايمان است.
اخلاق دو قسم است: نظرى و عملى، فقه اسلام تبيين كننده بخش عمدهاى از اخلاق عملى است، تشريعات فقه درباره طهارت، وضو، ادرار، تخلّى، نماز ميت، احكام مساجد، لباس نمازگزار، مكان نمازگزار، روزه، زكات، جهاد و... از جمله مباحثى است كه مؤلف در اين مقاله به بحث و بررسى آنها پرداخته است.
اين مقاله به بحث و بررسى ادب و خلق و خوى انسان مؤمن مىپردازد و از جمله مباحثى كه مطرح مىسازد مىتوان به موارد زير اشاره كرد: معناى لغوى ادب، معناى عرفى ادب، مستلزمات مؤدب بودن، خودشناسى و راه درمان نفس، و ويژگىهاى يك شخصيت متعادل.
مؤلف در اين مقاله پس از بررسى معناى ادب، به بررسى آداب عام پيامبران از جمله حضرت آدم عليهالسلام ، حضرت نوح عليهالسلام ، حضرت ابراهيم عليهالسلام ، حضرت موسى عليهالسلام ، حضرت عيسى عليهالسلام و حضرت محمّد صلىاللهعليهوآله پرداخته است.
اين مقاله به بررسى مباحث زير پرداخته است:
عواقب اهتمام به دنيا: خرابى آخرت، كراهيت مرگ، دنيايى كه مورد ستايش اسلام است دنيايى است كه سراى عبادت انسان است، فلسفه دوستى در اسلام: علاقه به آن چه خداوند بدان امر فرموده يا آن را از بندگان خويش خواسته است كه در اين عشق و علاقه، به تعداد هر معشوقى يك درجه بر ايمان و تقواى انسان افزوده مىشود.
پيروى از هوى، اسلام، غرايز را به گونهاى منظم اشباع مىسازد، مفهوم خودپرستى در اسلام و جهاد اكبر، موضوعات مورد بحث اين مقاله است.
نگارنده در اين مقاله به بررسى مباحث زير پرداخته است:
مبارزه با هواى نفس، انسان بر فطرت پاك آفريده شده است، آموختگى نفس به خوب و بد، ابتلاى نفس به شهوت، خشم، غفلت و شيطان، معناى هواى نفس، حقيقت هواى نفس، پيروى از هوى و درجات و مراتب نفس.
اين بخش از سلسله مقالات «تهذيب الفرد فى الاسلام» به موضوع صبر اختصاص دارد و مباحث زير را بررسى مىكند: پيوند مكرر صبر و تقوا در قرآن، معناى صبر و مصاديق آن، احتمال آزار ديدن در راه خداوند، صبر بر عدالت و خشيت از خداوند.
مؤلف در اين مقاله به مبحث ذكر و ياد خداوند متعال مىپردازد. عمده محورهاى اين مقاله چنيناند: الف. ماهيت ذكر خداوند و نقيضه آن يعنى غفلت از ياد او، انواع ذكر. ب. فوايد ذكر. ج. انواع ذكر: قلبى - زبانى، قلبى و زبانى.
در اين مقاله از معناى خلق، فضيلت خوشخويى و معايب بدخويى و نشانههاى خوشخويى بحث شده است.
نويسنده اين مقاله به بررسى مباحث زير مىپردازد: استقامت چيست؟، استقامت در قرآن، قرآن سه گونه به استقامت پرداخته است: اول. تأكيد بر استقامت، دوم. تبيين سرانجام استقامت كنندگان، سوم. ابزارهاى استقامت: ايمان به امداد غيبى و مداومت بر ياد خداوند.
اين مقاله ادامه بخش پيشين است و مطالب زير را در بردارد:
3ـ پيروزى را در پى روى از مسير خداوند دانستن، لوازم اين نگرش: الف. توكل بر خداوند متعال، توكل دو ركن اصلى دارد: عزم به مقاومت در راه خدا و تمسك به خداوند در يارى جستن تنها از او. 4ـ آگاهى از فلسفه و سرگذشت پيامبران 5ـ مخالفت با هوا و هوس.
مؤلف در اين مقاله پس از پرداختن به حقيقت مجاهده نفس به معناى زيادهروى (تطرف) در مجاهده نفس اشاره كرده و سپس به ذكر مثالهايى درباره زيادهروى در مجاهده نفس در موضوعات كم خورى، زهد، مخالفت با نفس، محو جاهطلبى، بردبارى و محاسبه و تنبيه نفس پرداخته است.
اين مقاله در آغاز به اهميت و عظمت محاسن و معايب زبان اشاره مىكند. سپس آفات فردى و اجتماعى آن را به ترتيب زير برمىشمارد: 1ـ سخن گفتن بى هدف 2ـ زياده سخن گفتن 3ـ پرداختن به سخن باطل 4ـ جدل و ستيزه 5ـ خصومت و دشمنى 6ـ سخن تصنعى گفتن 7ـ بد زبانى و فحاشى 8ـ آوازه خوانى 9ـ شوخى 10ـ تمسخر و استهزاء 11ـ افشاى راز ديگران 12ـ سخنان و وعدههاى دروغين 13ـ غيبت 14ـ سخن چينى 15ـ دورويى در سخن 16ـ مدح 17ـ غفلت از حق 18ـ جهل مركب.
اين مقاله با تكيه بر حديث شريف نبوى «المؤمن مرآة المؤمن» در سى و پنج نكته به بررسى چگونگى آيينهگى مؤمن مىپردازد. از جمله اين نكات مىتوان به اين موارد اشاره كرد: 1ـ آيينه صاف و پاك است بنابراين انسان مؤمن نيز بايد در پاك ساختن درون خويش بكوشد. 2ـ آيينه چنان كه معايب را نشان مىدهد محاسن را نيز نشان مىدهد. 3ـ آيينه به كوچك كردن يا بزرگ كردن عيبها نمىپردازد. 4ـ در آينه پس از كنار رفتن فرد چيزى به جاى نمىماند. 5ـ آينه در هر زمان و مكانى سخن مىگويد. 6ـ آينه نه تنها براى فرد كه
براى جماعت نيز بازتابنده است. 7ـ آينه به ما مىآموزد كه چگونه عيوب ديگران را رفع كنيم. 8ـ مؤمن بايد چون آينه با شادى ديگران شاد و با اندوه آنان اندوهگين شود. 9ـ آينه هميشه از خودمان با ما سخن مىگويد و معايب ديگران را نمىنماياند. 10ـ آينه امانت دار است و اسرار ديگران را فاش نمىكند. 11ـ آينه عيوب پوشيده مردم را نمىنماياند. 12ـ آينه عيوب هر انسانى را چه ثروتمند، چه فقير و چه مؤمن را مىنماياند. 14ـ آينه بيش از حد خويش از ديگران انتظار ندارد و مؤمن نيز چنين است و...
اين مقاله كه با تكيه بر روايات نگارش يافته مشتمل بر مطالب زير است:
اخوّت ميان مؤمنان، جوهره اخوّت، افزايش دادن برادران دينى، شرطهاى اخوّت و مرزهاى آن، محبت نسبت به برادران دينى و برآوردن نيازهاى آنان، اعلام محبت و خيرخواهى نسبت به برادران.
در اين مقاله ضمن اشاره به تفاوت معناى «برّ و احسان» با «طاعت»، اين واژهها با توجه به كاربرد شان در آيات قرآن در ارتباط با والدين مورد بررسى قرار گرفتهاند.
محورهاى عمده اين مقاله را مباحث زير تشكيل مىدهد:
اهميت صله رحم در اسلام، حقيقت رحم، اهداف و انگيزههاى صله رحم، معايب بريدن از رحم، درمان روحى و روانى قطع رحم.
مؤلف در اين مقاله مباحث زير را درباره انفاق مطرح مىكند: معناى لغوى انفاق، معناى اصطلاحى انفاق، اهداف انفاق: از ميان برداشتن تفاوتهاى طبقاتى پديد آمده بر اثر مال اندوزى. ب) گسترش مهر و محبت و برادرى ميان افراد جامعه ج) تربيت و تزكيه نفس د) درمان مشكلات كلان جامعه. حوزههاى انفاق: الف) انفاق كلام ب) انفاق علم و معرفت ج) انفاق وقت د) انفاق نفس ه) انفاق مال. فلسفه انفاق، دو وجه پنهان و آشكار انفاق، مستحقّان به انفاق، موانع انفاق: الف) ضعف ايمان يا بىايمانى ب) بخل و آز ج) طمع و مال
دوستى و ترس از فقر د) جهل نسبت به عاقبت انفاق، آفات انفاق و تشويق به انفاق.
در اين مقاله كه عمدتا نقش اخلاق در ايمان را آشكار مىسازد ابتدا به مظاهر و شاخصهاى ضعف ايمان از جمله در افتادن در گناه و انجام محرمات، احساس سنگدلى، انجام سرسرى عبادات، تنبلى در انجام عبادات، غفلت از ياد خداوند، حرص و بخل، دنيا دوستى و... پرداخته مىشود؛ سپس به علل ضعف ايمان از جمله آرزوهاى دراز، افراط در خوردن، خوابيدن، سخن گفتن، خنديدن و در پايان به درمان ضعف ايمان با فروتنى و محاسبه نفس اشاره مىگردد.
اين مقاله در سه محور به بحث و بررسى موضوع حيا مىپردازد: اول ـ حيا محور تربيت اسلامى است. دوم ـ ناسزاگويى و فحاشى كه ضدّ حياست. سوم ـ انواع حيا: ذاتى، غريزى، اكتسابى، حياى از خداوند، پيامبر، مردم و خود.
مؤلف در اين مقاله به بررسى معناى توبه، چگونگى توبه، تأخير انداختن توبه، تأخير كنندگان در توبه و اثرات توبه پرداخته است.
مؤلف در اين مقاله به بررسى مباحث زير مىپردازد:
منبع مشروعيت رهبرى، رهبرى و شريعت اسلامى، رهبرى شرعى پيامبر صلىاللهعليهوآله و ائمه معصومين عليهمالسلام به عنوان يك الگو، جايگاه رهبرى در امت و ويژگىهاى رهبرى در اسلام: تقوا، علم، لياقت، ارزش ادب در اسلام، عواقب بىادبى، تشويق به اكتساب ادب نيكو، صبر، گذشت، ادب پيامبر صلىاللهعليهوآله ، نمونههايى از ادب اميرالمؤمنين عليهالسلام ، ادب امامخمينى( رحمهالله )، توصيف ادب پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله .
مؤلف در اين مقاله به بحث و بررسى در مباحث زير پرداخته است: دين و اخلاق و يگانگى در هدف، چه كسى اخلاق را تشريع مىكند؟، بناى جامعه با اتكا بر ساختار اخلاقى فرد ساخته مىشود، انحراف افراد بر جامعه تأثير گذار است، اتكا بر شيوه تربيت عقلانى و نه انگيزش عاطفى و بحران اخلاقى سرآغاز ديگر بحرانهاست.
اين مقاله به بررسى مبحث غيبت مىپردازد و عمده محورهاى آن را موارد زير تشكيل مىدهد: معناى لغوى و اصطلاحى غيبت، تحريم غيبت، مفسده بار بودن غيبت به صورت كلان بر خلاف معاصى ديگر كه به صورت جزيىتر مفسده آورند و انواع غيبت.
اين مقاله تكميل كننده بخش قبل است و به بررسى انگيزههاى ده گانه غيبت به ترتيب زير پرداخته است:
1ـ فروخوردن خشم، 2ـ جلب موافقت ديگران، تعارف با دوستان و يارى آنان در سخن گفتن، 3ـ مبادرت انسان به غيبت هنگام اين احساس كه ديگران ممكن است از وى بدگويى كنند، 4ـ هنگام انكار چيزى كه به شخص نسبت دهند و او فردى را ذكر كند كه واقعا آن را انجام داده است، 5ـ مباهات به خويش به وسيله كاستن از ارزش ديگران، 6ـ حسودى، 7ـ بازى، ريشخند و شوخى، 8ـ تمسخر و استهزاى ديگران، 9ـ اظهار اندوه نسبت به مصيبتهاى ديگران با نام بردن از آنان 10ـ خشم بر عمل منكرى با ذكر اسم انجام دهنده عمل.
اين مقاله در آغاز به بحث ماهيت دنيا و حقيقت آن مىپردازد، سپس از دنياى مذموم بحث مىكند و در پايان به بررسى انگيزههاى دنيا دوستى مىپردازد.
مؤلف در اين مقاله به كندوكاو در مباحثى چون معناى حسد، حكم حسد، حدود حسد تحريم شده، كه بر سه گونه است و حسد بر چه كسى واقع مىشود؟ پرداخته است.
اين مقاله در ابتدا به بررسى معناى سخن چينى مىپردازد و از جمله به ذكر اين نكته مىپردازد كه برخى از فقها سخن چينى را هنگامى دانستهاند كه حتما با ناسزا يا غيبت همراه شود. اين مقاله ديدگاه شهيد ثانى را نيز دراين باره بررسى مىكند. درباره حكم سخن چينى گفته شده است كه اجماع بر حرمت آن است و آن را جزو گناهان كبيره و ترك آن را از ضروريات دين برشمردهاند. بر حرمت آن نيز از ادله اربعه استدلال آمده است و در پايان نيز به مبحث سعايت يا بدگويى پرداخته شده است.