مقالات عربى (1419 ـ 1385)

الآصفى، محمد مهدى.
1385. العجب: رؤية قرانيه (1). رسالة القرآن، ع7، رجب ـ شعبان ـ رمضان 1412ق. صص121ـ134.

مؤلف با اتكا بر مباحث قرآنى، به بررسى مطالب زير پرداخته است: رابطه انسان با خويشتن: سلام بر نفس (با توجه به آيه 33 سوره مريم)، مراقبت از نفس و محاسبه آن، عجب يكى از انواع خطرناك رابطه انسان با خويشتن، معناى عجب، انواع عجب، مراحل عجب، عناصر عجب، پيامدهاى عجب، استكبار و درمان عجب.
 

الآصفى، محمد مهدى.
1386. العجب: رؤية قرانيه (2). رسالة القرآن، ع8، شوال، ذوالقعده و ذوالحجة 1412ق. صص163ـ184.

مؤلف در اين بخش از مقاله با عنايت به مبحث انانيت به بررسى اين جنبه‏ها از «من» انسانى پرداخته است: منبع عجب «من» است، «من» خود محور و «من» خدا محور، چارچوب‏هاى چهارگانه «من»: 1ـ رابطه «من» با خداوند متعال 2ـ رابطه «من» با ديگران 3ـ رابطه «من» با دنيا (اشياء) 4ـ رابطه «من» با خود، تعديل «من» به وسيله تشخيص و تنظيم رابطه فرد با خداوند، با ديگران و با خويشتن، عناصر رابطه با خداوند: خوف و خشيت از خداوند، تضرع، بازگشت و انابت، فروتنى، عشق و دوستى، تقوا، توبه، استغفار، عبوديت نسبت به خداوند، شكر و سپاس از عوامل مؤثر در شكستن انانيت و تثبيت عبوديت «من» نسبت به خداوند.
 

الآصفى، محمد مهدى.
1387. العجب: رؤية قرانيه (3). رسالة القرآن، ع10، ربيع الثانى ـ جمادى الاول وجمادى الثانى1413ق. صص159ـ168.

اين مقاله كه ادامه قسمت‏هاى پيشين مقاله است مطالب زير را دربر دارد:
مقايسه ميان اعمال بنده نسبت به خداوند و رحمت نزول يافته از طرف خداوند بر بنده باعث به وجود آمدن حيا نزد بنده نسبت به آن چه انجام داده است مى‏شود، رابطه «من» با تحقير انانيت، تبيين وجه غير انسانى «من»، محاسبه نفس و نقد آن، نقش محاسبه نفس در شكستن انانيت و فهماندن نفس به تقصير خويش.
 

الانصارى، عهود.
1388. تحية الاسلام فى تراث اهل البيت عليهم‏السلام . نورالاسلام، س5، ع59و60، 1995م. صص30ـ32.

اين مقاله به موضوع سلام از ديدگاه اسلام پرداخته و مباحث زير را دربردارد:
معناى لغوى تحيت (سلام)، سلام در قرآن، سلام در سنّت، سلام پيش از كلام يا بعد از آن؟، سلام افزاينده بركت، سلام كليد بهشت، سلام بر خانواده، سلام و بخل، آشكارا سلام كردن، سلام و تواضع، سلام و اهل كتاب و مشركان و سلام هنگام ديدار برادران دينى.
 

البغدادى، مكى.
1389. رذيلة الكذب و خطورتها على التماسك الاجتماعى. نورالاسلام، س3، ع35 و 36، رجب و شعبان 1413ق. صص30ـ32.

در اين مقاله مؤلف ابتدا با استناد به آيات 104 و 105 سوره نحل به بررسى آثار سوء دروغ مى‏پردازد و سيزده اثر را يادآور مى‏شود، سپس موارد جواز دروغ، مفهوم توريه در اسلام و گوش دادن به دروغ و موضع‏گيرى در برابر آن را بيان مى‏كند.
 

البغدادى، مهند.
1390. الجهر بالسوء موارده و ضوابطه لدى المظلوم. نورالاسلام، س5، ع51و52، ايلول و تشرين الاول 1994. صص42ـ45.

مؤلف در اين مقاله كوتاه از جمله به بحث در مباحث زير پرداخته است:
بدى چيست و آشكارا ساختن آن كدام است؟ سوء، هر موردى را كه سبب اذيت ديدن نفس، كرامت، خانواده، فرزندان، شغل و... بشود، شامل مى‏شود از جمله: ياوه‏گويى و شوخى آزارنده، اشاعه فواحش ديگران، بى‏آبرو ساختن يك فرد و يا يك گروه، غيبت، ريشخند، تشفى جستن و...، آثار منفى آشكار ساختن بدى ديگران: 1ـ آشكار شدن بدخواهى گوينده 2ـ انجام عملى توسط وى كه باعث خشم خداوند مى‏شود 3ـ كسى كه به بدگويى از ديگران عادت مى‏كند در برابر گناه آسيب‏پذير مى‏شود 4ـ اين عمل آثار اجتماعى منفى دربردارد 5ـ گم گشتگى حقوق ديگران، آميخته شدن حق و باطل و به هم ريختن معيارها ـ موارد جواز آشكار ساختن بدى‏هاى ديگران: ميزبانى بد، تجاهر به فسق و ابراز مظلوميت.
 

البغدادى، مهند.
1391. ضوابط الجهر بالسوء. نورالاسلام، س6، ع63و64، ايلول و تشرين 1996م. صص76ـ79.

مؤلف در آغاز به اهتمام قرآن كريم در گرامى داشت انسان و شخصيت تكامل يافته فرد مى‏پردازد و يادآورى مى‏كند كه محور قرآن شخصيت انسان مؤمن است. سپس به طرح اين سؤال مى‏پردازد كه اگر ديگران اسائه‏اى در گفتار يا كردار نسبت به انسان انجام دهند تكليف او چه خواهد بود؟. او مى‏گويد در چنين حالتى انسان بايد نكات زير را مد نظر داشته باشد: 1ـ پيشروان هوشيار جوامع اسلامى به وسيله خود آگاهى ايمانى و سطح فرهنگى و علمى خويش متمايز مى‏شوند. از اين رو نبايد در برابر اهانت ديگران صبر پيشه كنند... 2ـ فرد بدگو به علت نهادينه شدن بدى و كراهيت در وجود وى، از حيا فارغ خواهد شد. 3ـ آشكار ساختن گفتارهاى بد ديگران، آثار منفى بر جامعه دارد. 4ـ خداوند رسواسازى را به علت زيان عظيمى كه در پى دارد دوست نمى‏دارد. 5ـ چه كسى شايستگى رسيدگى به اين امر را دارد؟ 6ـ اسلام تا زمانى كه فرد ستم نكند از آبرو و اعتبار آنان حمايت مى‏كند. 7ـ گذشت هنگام توانايى نوعى از شجاعت و ايمان است.
 

التميمى، على.
1392. التربية الاخلاقية فى الفقه الاسلامى أوالاخلاق العملية. التوحيد، س6، رمضان وشوال 1408ق. صص147ـ161.

اخلاق دو قسم است: نظرى و عملى، فقه اسلام تبيين كننده بخش عمده‏اى از اخلاق عملى است، تشريعات فقه درباره طهارت، وضو، ادرار، تخلّى، نماز ميت، احكام مساجد، لباس نمازگزار، مكان نمازگزار، روزه، زكات، جهاد و... از جمله مباحثى است كه مؤلف در اين مقاله به بحث و بررسى آنها پرداخته است.
 

جابر، حسن.
1393. أدب المؤمن مع نفسه. المنطلق، ع71ـ72، ربيع الثانى ـ جمادى الاولى 1411ق. صص79ـ99.

اين مقاله به بحث و بررسى ادب و خلق و خوى انسان مؤمن مى‏پردازد و از جمله مباحثى كه مطرح مى‏سازد مى‏توان به موارد زير اشاره كرد: معناى لغوى ادب، معناى عرفى ادب، مستلزمات مؤدب بودن، خودشناسى و راه درمان نفس، و ويژگى‏هاى يك شخصيت متعادل.
 

الحاج على، مصطفى.
1394. ادب الانبياء مع الله. المنطلق، ع71ـ72، ربيع الثانى و جمادى الاولى 1411ق. صص21ـ49.

مؤلف در اين مقاله پس از بررسى معناى ادب، به بررسى آداب عام پيامبران از جمله حضرت آدم عليه‏السلام ، حضرت نوح عليه‏السلام ، حضرت ابراهيم عليه‏السلام ، حضرت موسى عليه‏السلام ، حضرت عيسى عليه‏السلام و حضرت محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پرداخته است.
 

حسن، جمال.
1395. الدنيا المحمودة والدنيا المذمومة. نورالاسلام، س2، ع19و20، ربيع الاول و ربيع الثانى1412ق. صص50ـ53.

اين مقاله به بررسى مباحث زير پرداخته است:
عواقب اهتمام به دنيا: خرابى آخرت، كراهيت مرگ، دنيايى كه مورد ستايش اسلام است دنيايى است كه سراى عبادت انسان است، فلسفه دوستى در اسلام: علاقه به آن چه خداوند بدان امر فرموده يا آن را از بندگان خويش خواسته است كه در اين عشق و علاقه، به تعداد هر معشوقى يك درجه بر ايمان و تقواى انسان افزوده مى‏شود.
 

خلف، السيد نجيب.
1396. اتباع الهوى. نورالاسلام، س1، ع3و4، شوال و ذوالقعدة 1408ق. صص63ـ68.

پيروى از هوى، اسلام، غرايز را به گونه‏اى منظم اشباع مى‏سازد، مفهوم خودپرستى در اسلام و جهاد اكبر، موضوعات مورد بحث اين مقاله است.
 

الدبونى، كامل طه.
1397. تهذيب الفرد فى الاسلام. التربية الاسلامية، س16، ع5، ذى الحجة 1393ق. صص302ـ308.

نگارنده در اين مقاله به بررسى مباحث زير پرداخته است:
مبارزه با هواى نفس، انسان بر فطرت پاك آفريده شده است، آموختگى نفس به خوب و بد، ابتلاى نفس به شهوت، خشم، غفلت و شيطان، معناى هواى نفس، حقيقت هواى نفس، پيروى از هوى و درجات و مراتب نفس.
 

الدبونى، كامل طه.
1398. تهذيب الفرد فى الاسلام. التربية الاسلامية، س16، ع10، جمادى الاول 1394ق. صص600ـ604.

اين بخش از سلسله مقالات «تهذيب الفرد فى الاسلام» به موضوع صبر اختصاص دارد و مباحث زير را بررسى مى‏كند: پيوند مكرر صبر و تقوا در قرآن، معناى صبر و مصاديق آن، احتمال آزار ديدن در راه خداوند، صبر بر عدالت و خشيت از خداوند.
 

الدبونى، كامل طه.
1399. تهذيب الفرد فى الاسلام. التربية الاسلامية، س16، ع11، جمادى الثانى 1394ق. صص677ـ686.

مؤلف در اين مقاله به مبحث ذكر و ياد خداوند متعال مى‏پردازد. عمده محورهاى اين مقاله چنين‏اند: الف. ماهيت ذكر خداوند و نقيضه آن يعنى غفلت از ياد او، انواع ذكر. ب. فوايد ذكر. ج. انواع ذكر: قلبى - زبانى، قلبى و زبانى.
 

الدبونى، كامل طه.
1400. حسن الخلق. التربية الاسلامية، س28، ع94، رمضان المبارك 1407ق. صص548ـ553.

در اين مقاله از معناى خلق، فضيلت خوش‏خويى و معايب بدخويى و نشانه‏هاى خوش‏خويى بحث شده است.
 

الربيعى، حسين.
1401. الاستقامة و مقوّماتها فى القرآن الكريم. رسالة القرآن، ع7، رجب ـ شعبان ـ رمضان 1412ق. صص83ـ93.

نويسنده اين مقاله به بررسى مباحث زير مى‏پردازد: استقامت چيست؟، استقامت در قرآن، قرآن سه گونه به استقامت پرداخته است: اول. تأكيد بر استقامت، دوم. تبيين سرانجام استقامت كنندگان، سوم. ابزارهاى استقامت: ايمان به امداد غيبى و مداومت بر ياد خداوند.
 

الربيعى، حسين.
1402. الاستقامة و مقوّماتها فى القرآن الكريم. رسالة القرآن، ع8، شوال ـ ذوالقعده و ذوالحجة 1412ق. صص95ـ104.

اين مقاله ادامه بخش پيشين است و مطالب زير را در بردارد:
3ـ پيروزى را در پى روى از مسير خداوند دانستن، لوازم اين نگرش: الف. توكل بر خداوند متعال، توكل دو ركن اصلى دارد: عزم به مقاومت در راه خدا و تمسك به خداوند در يارى جستن تنها از او. 4ـ آگاهى از فلسفه و سرگذشت پيامبران 5ـ مخالفت با هوا و هوس.
 

الطائى، شوكت.
1403. مجاهدة النفس بين التطرف والموضوعية. نورالاسلام، س6، ع65و66، 1997م. صص46ـ50.

مؤلف در اين مقاله پس از پرداختن به حقيقت مجاهده نفس به معناى زياده‏روى (تطرف) در مجاهده نفس اشاره كرده و سپس به ذكر مثال‏هايى درباره زياده‏روى در مجاهده نفس در موضوعات كم خورى، زهد، مخالفت با نفس، محو جاه‏طلبى، بردبارى و محاسبه و تنبيه نفس پرداخته است.
 

طاهر، عباس.
1404. اللسان داء و دواء. نور الاسلام، س3، ع33و34، جمادى الاولى و جمادى الثانية 1413ق. صص56ـ58.

اين مقاله در آغاز به اهميت و عظمت محاسن و معايب زبان اشاره مى‏كند. سپس آفات فردى و اجتماعى آن را به ترتيب زير برمى‏شمارد: 1ـ سخن گفتن بى هدف 2ـ زياده سخن گفتن 3ـ پرداختن به سخن باطل 4ـ جدل و ستيزه 5ـ خصومت و دشمنى 6ـ سخن تصنعى گفتن 7ـ بد زبانى و فحاشى 8ـ آوازه خوانى 9ـ شوخى 10ـ تمسخر و استهزاء 11ـ افشاى راز ديگران 12ـ سخنان و وعده‏هاى دروغين 13ـ غيبت 14ـ سخن چينى 15ـ دورويى در سخن 16ـ مدح 17ـ غفلت از حق 18ـ جهل مركب.
 

العلوى، عبدالله.
1405. المؤمن مرآة اخيه. نورالاسلام، س1، ع11و12، شعبان و رمضان 1409ق. صص51ـ54.

اين مقاله با تكيه بر حديث شريف نبوى «المؤمن مرآة المؤمن» در سى و پنج نكته به بررسى چگونگى آيينه‏گى مؤمن مى‏پردازد. از جمله اين نكات مى‏توان به اين موارد اشاره كرد: 1ـ آيينه صاف و پاك است بنابراين انسان مؤمن نيز بايد در پاك ساختن درون خويش بكوشد. 2ـ آيينه چنان كه معايب را نشان مى‏دهد محاسن را نيز نشان مى‏دهد. 3ـ آيينه به كوچك كردن يا بزرگ كردن عيب‏ها نمى‏پردازد. 4ـ در آينه پس از كنار رفتن فرد چيزى به جاى نمى‏ماند. 5ـ آينه در هر زمان و مكانى سخن مى‏گويد. 6ـ آينه نه تنها براى فرد كه براى جماعت نيز بازتابنده است. 7ـ آينه به ما مى‏آموزد كه چگونه عيوب ديگران را رفع كنيم. 8ـ مؤمن بايد چون آينه با شادى ديگران شاد و با اندوه آنان اندوهگين شود. 9ـ آينه هميشه از خودمان با ما سخن مى‏گويد و معايب ديگران را نمى‏نماياند. 10ـ آينه امانت دار است و اسرار ديگران را فاش نمى‏كند. 11ـ آينه عيوب پوشيده مردم را نمى‏نماياند. 12ـ آينه عيوب هر انسانى را چه ثروتمند، چه فقير و چه مؤمن را مى‏نماياند. 14ـ آينه بيش از حد خويش از ديگران انتظار ندارد و مؤمن نيز چنين است و...
 

فرج الله، عبدالسلام.
1406. الاخوة. رسالة الثقلين، س1، ع4، 1413ق. صص205ـ209.

اين مقاله كه با تكيه بر روايات نگارش يافته مشتمل بر مطالب زير است:
اخوّت ميان مؤمنان، جوهره اخوّت، افزايش دادن برادران دينى، شرط‏هاى اخوّت و مرزهاى آن، محبت نسبت به برادران دينى و برآوردن نيازهاى آنان، اعلام محبت و خيرخواهى نسبت به برادران.
 

فضل الله، السيد محمد حسين.
1407. برّالوالدين بين الطاعة و الاحسان. المنطلق، ع71 و 72، ربيع الثانى و جمادى الاولى 1411ق. صص8ـ20.

در اين مقاله ضمن اشاره به تفاوت معناى «برّ و احسان» با «طاعت»، اين واژه‏ها با توجه به كاربرد شان در آيات قرآن در ارتباط با والدين مورد بررسى قرار گرفته‏اند.
 

فضل الله، السيد محمد على.
1408. صلة الرحم من مقومات القوة فى المجتمع الاسلامى. نورالاسلام، س2، ع31 و 32، ربيع‏الاول و ربيع‏الثانى 1413ق. صص46ـ49.

محورهاى عمده اين مقاله را مباحث زير تشكيل مى‏دهد:
اهميت صله رحم در اسلام، حقيقت رحم، اهداف و انگيزه‏هاى صله رحم، معايب بريدن از رحم، درمان روحى و روانى قطع رحم.
 

الكاظمى، على.
1409. الانفاق: اهدافه ـ مجالاته ـ فلسفته. رسالة القرآن، ع10، جمادى الاول و جمادى‏الثانى 1413ق. صص115ـ134.

مؤلف در اين مقاله مباحث زير را درباره انفاق مطرح مى‏كند: معناى لغوى انفاق، معناى اصطلاحى انفاق، اهداف انفاق: از ميان برداشتن تفاوت‏هاى طبقاتى پديد آمده بر اثر مال اندوزى. ب) گسترش مهر و محبت و برادرى ميان افراد جامعه ج) تربيت و تزكيه نفس د) درمان مشكلات كلان جامعه. حوزه‏هاى انفاق: الف) انفاق كلام ب) انفاق علم و معرفت ج) انفاق وقت د) انفاق نفس ه) انفاق مال. فلسفه انفاق، دو وجه پنهان و آشكار انفاق، مستحقّان به انفاق، موانع انفاق: الف) ضعف ايمان يا بى‏ايمانى ب) بخل و آز ج) طمع و مال دوستى و ترس از فقر د) جهل نسبت به عاقبت انفاق، آفات انفاق و تشويق به انفاق.
 

اللحيدان، محمد عبدالعزيز.
1410. ظاهرة ضعف الايمان، اعراضها، اسبابها و علاجها. البيان، س12، ع122، شوال 1418. صص52ـ58.

در اين مقاله كه عمدتا نقش اخلاق در ايمان را آشكار مى‏سازد ابتدا به مظاهر و شاخص‏هاى ضعف ايمان از جمله در افتادن در گناه و انجام محرمات، احساس سنگدلى، انجام سرسرى عبادات، تنبلى در انجام عبادات، غفلت از ياد خداوند، حرص و بخل، دنيا دوستى و... پرداخته مى‏شود؛ سپس به علل ضعف ايمان از جمله آرزوهاى دراز، افراط در خوردن، خوابيدن، سخن گفتن، خنديدن و در پايان به درمان ضعف ايمان با فروتنى و محاسبه نفس اشاره مى‏گردد.
 

متولى، محمد محمود.
1411. الحياء شعبة من الايمان. مجلة الشريعة والدراسات الاسلامية، س6، ع15، جمادى الاولى 1410ق. صص291ـ342.

اين مقاله در سه محور به بحث و بررسى موضوع حيا مى‏پردازد: اول ـ حيا محور تربيت اسلامى است. دوم ـ ناسزاگويى و فحاشى كه ضدّ حياست. سوم ـ انواع حيا: ذاتى، غريزى، اكتسابى، حياى از خداوند، پيامبر، مردم و خود.
 

مزاحم، يوسف.
1412. التوبة: مسلتزمها و آثارها. نورالاسلام، س4، ع47 و 48، ذى القعده و ذوالحجة 1414ق. صص43ـ45.

مؤلف در اين مقاله به بررسى معناى توبه، چگونگى توبه، تأخير انداختن توبه، تأخير كنندگان در توبه و اثرات توبه پرداخته است.
 

المقداد، محمد توفيق.
1413. ادب القيادة مع الرعية. المنطلق، ع71ـ72، ربيع الثانى ـ جمادى الاولى 1411. صص100ـ125.

مؤلف در اين مقاله به بررسى مباحث زير مى‏پردازد:
منبع مشروعيت رهبرى، رهبرى و شريعت اسلامى، رهبرى شرعى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ائمه معصومين عليهم‏السلام به عنوان يك الگو، جايگاه رهبرى در امت و ويژگى‏هاى رهبرى در اسلام: تقوا، علم، لياقت، ارزش ادب در اسلام، عواقب بى‏ادبى، تشويق به اكتساب ادب نيكو، صبر، گذشت، ادب پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، نمونه‏هايى از ادب اميرالمؤمنين عليه‏السلام ، ادب امام‏خمينى( رحمه‏الله )، توصيف ادب پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله .
 

نجيب الحسينى، السيد محمد.
1414. دور الاخلاق فى بناء الفرد والمجتمع. نورالاسلام، س1، ع1، جمادى الثانى 1408ق. صص67ـ72.

مؤلف در اين مقاله به بحث و بررسى در مباحث زير پرداخته است: دين و اخلاق و يگانگى در هدف، چه كسى اخلاق را تشريع مى‏كند؟، بناى جامعه با اتكا بر ساختار اخلاقى فرد ساخته مى‏شود، انحراف افراد بر جامعه تأثير گذار است، اتكا بر شيوه تربيت عقلانى و نه انگيزش عاطفى و بحران اخلاقى سرآغاز ديگر بحران‏هاست.
 

1415. الغيبة. نورالاسلام، س1، ع7و8، ربيع الاول و ربيع الثانى 1409ق. صص91ـ95.

اين مقاله به بررسى مبحث غيبت مى‏پردازد و عمده محورهاى آن را موارد زير تشكيل مى‏دهد: معناى لغوى و اصطلاحى غيبت، تحريم غيبت، مفسده بار بودن غيبت به صورت كلان بر خلاف معاصى ديگر كه به صورت جزيى‏تر مفسده آورند و انواع غيبت.
 

1416. اسباب الغيبة (2). نورالاسلام، س1، ع9و10، جمادى الاولى و جمادى الثانية 1409ق. صص54ـ59.

اين مقاله تكميل كننده بخش قبل است و به بررسى انگيزه‏هاى ده گانه غيبت به ترتيب زير پرداخته است:
1ـ فروخوردن خشم، 2ـ جلب موافقت ديگران، تعارف با دوستان و يارى آنان در سخن گفتن، 3ـ مبادرت انسان به غيبت هنگام اين احساس كه ديگران ممكن است از وى بدگويى كنند، 4ـ هنگام انكار چيزى كه به شخص نسبت دهند و او فردى را ذكر كند كه واقعا آن را انجام داده است، 5ـ مباهات به خويش به وسيله كاستن از ارزش ديگران، 6ـ حسودى، 7ـ بازى، ريشخند و شوخى، 8ـ تمسخر و استهزاى ديگران، 9ـ اظهار اندوه نسبت به مصيبت‏هاى ديگران با نام بردن از آنان 10ـ خشم بر عمل منكرى با ذكر اسم انجام دهنده عمل.
 

1417. حبّ الدنيا. نورالاسلام، س2، ع17و18، محرم و صفر 1412ق. صص52ـ55.

اين مقاله در آغاز به بحث ماهيت دنيا و حقيقت آن مى‏پردازد، سپس از دنياى مذموم بحث مى‏كند و در پايان به بررسى انگيزه‏هاى دنيا دوستى مى‏پردازد.
 

1418. الحسد. نورالاسلام، س2، ع15و16، ذى‏القعده و ذى الحجة 1411ق. صص51ـ54.

مؤلف در اين مقاله به كندوكاو در مباحثى چون معناى حسد، حكم حسد، حدود حسد تحريم شده، كه بر سه گونه است و حسد بر چه كسى واقع مى‏شود؟ پرداخته است.
 

1419. النميمة موجبة للفتنة والفرقة. نورالاسلام، س2، ع13و14، رمضان و شوال 1411ق. صص60ـ62.

اين مقاله در ابتدا به بررسى معناى سخن چينى مى‏پردازد و از جمله به ذكر اين نكته مى‏پردازد كه برخى از فقها سخن چينى را هنگامى دانسته‏اند كه حتما با ناسزا يا غيبت همراه شود. اين مقاله ديدگاه شهيد ثانى را نيز دراين باره بررسى مى‏كند. درباره حكم سخن چينى گفته شده است كه اجماع بر حرمت آن است و آن را جزو گناهان كبيره و ترك آن را از ضروريات دين برشمرده‏اند. بر حرمت آن نيز از ادله اربعه استدلال آمده است و در پايان نيز به مبحث سعايت يا بدگويى پرداخته شده است.