به نام ايزد منّان كه انسان را به نور فهم كرامت بخشيد و از ظلمات به نور هدايت كرد.
هستى براى موجودى به نام انسان در حكم يك علامت سؤال بزرگ است و همين خصيصه ذاتى باعث شده است تا انسان با تلاش و جستجوگرى به ژرفاى درياها و اوج كهكشانها راه يابد، دل ذره را بشكافد و موجودات عالم را رام و مسخر خود سازد.
از اين رهگذر آدمى با تيز نگرى و دقت خويش در كل طبيعت و در رأس آن انسان توانسته است به كشف مجهولات نائل شود. عقل با روشن شدن يك نكته مبهم، دهها و بلكه صدها مجهول ديگر را پيش روى خويشتن ملاحظه نموده و باز هم، كشف و تحقيق را سرلوحه فعاليت خود قرار مىدهد.
شرط اول در يك تحقيق آشنايى محقق با منابع، متون و مقالات مربوط به كار خود است و به عبارت ديگر بايد مأخذشناسى، در زمينه موضوع تحقيق خود باشد كه اين امر كمك مىنمايد تا پژوهشگر با صرف كمترين وقت به مهمترين و گزيدهترين منابع دست يازد.
از سوى ديگر با عنايت به اين امر «گروه پژوهشى تعليم و تربيت اسلامى» پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش به حول قوه الهى در دوّمين گام خود در اين راستا، پس از چاپ و انتشار كتاب «كتابشناسى توصيفى ـ تحليلى تعليم و تربيت در اسلام» به عنوان يك كتاب مرجع، با تلاش محقق ارجمند حجةالاسلام على همت بنارى اقدام به تهيه، تدوين و تأليف كتاب «مأخذشناسى تربيت اخلاقى» نموده است.
به اين اميد كه بتوان راه محققان عزيز را در دستيابى به جديدترين منابع و مأخذهاى پژوهشى هموار نمود و از اين رهگذر نظام تعليم و تربيت جامعه اسلامى ما همواره پويا و روزآمد باشد و نسل جديد بيش از پيش به ملكات انسانى و اخلاقى دينى، تربيت شوند و آيندهاى روشنتر از ديروز فراروى آنها ترسيم كنيم.
«تربيت اخلاقى» واژهاى مركب از تربيت و اخلاق است. از اين رو سرو كار با دو علم تربيت و اخلاق دارد. بدين بيان كه براى تحقق تربيت اخلاقى دو دانش مذكور به مدد هم مىآيد، البته سهم اين دو دانش يكسان نيست و مىتوان گفت كه اخلاق نقش اصلى را بازى مىكند و تربيت در خدمت آن و ابزارى مهم براى تحقق بخشيدن به محتواى اخلاق است. از سوى ديگر چون تربيت از فرآوردههاى علوم تربيتى بهره مىگيرد و در پرتو يافتههاى اين علوم رسالت خود را ايفا مىكند بطور غير مستقيم پاى اين علوم نيز در
تربيت اخلاقى بميان مىآيد و در اين ميان رشتهها يى چون جامعهشناسى آموزش و پرورش، روانشناسى رشد و تربيتى، نقش برجستهترى دارند.
با توجه به اين مقدمه، تربيت اخلاقى مورد نظر در اين مأخذشناسى به شكل زير تعريف مىگردد:
تربيت اخلاقى فرآيند زمينه سازى و به كارگيرى شيوههايى جهت شكوفاسازى، تقويت و ايجاد صفات، رفتارها و آداب اخلاقى و اصلاح و از بين بردن صفات، رفتارها و آداب غير اخلاقى در خود انسان يا ديگرى است.
در اين تعريف نكاتى لحاظ شده كه با دقت در آنها، ويژگىهاى تربيت اخلاقى آشكار مىگردد:
1. تربيت اخلاقى فرآيند و جريانى مستمر و مداوم است و به ويژه در زمينه ايجاد صفات و ملكات اخلاقى و از بين بردن صفات رذيله، نياز به تلاش بليغ و مجاهدت مستمر دارد و انتظار اين كه اين صفات در مدت كوتاه و بدون تلاش فراوان در فرد ايجاد شود و يا از بين برود، انتظار نابجايى است.
2. در تربيت اخلاقى نياز به زمينه سازى و بر طرف كردن موانع داريم و بايد از طريق آموزش مستقيم و غير مستقيم، شناخت لازم نسبت به خوبىها و بدىهاى اخلاقى را در فرد ايجاد نماييم و عوامل منفى محيطى و غير محيطى و نيز موانع متخلق شدن را برطرف و زمينه تخلق فرد به صفات، رفتارها و آداب اخلاقى را فراهم كنيم.
3. شناخت فضايل و رذايل و بكارگيرى شيوهها دو عنصر اساسى در تربيت اخلاقى است. چرا كه در تربيت اخلاقى هدف كسب فضايل و رفتارهاى اخلاقى و دورى از رذايل و رفتارهاى ضدّاخلاقى است و بدون شناخت اينها و به كارگيرى شيوهها اين هدف محقق نمىگردد.
4. در تربيت اخلاقى، در جنبه اثباتى آن، سه مرحله و به عبارت ديگر سه نوع تلاش متصور است: يكى شكوفا سازى است كه ناظر به صفات و ملكات فطرى اخلاقى است؛ يعنى طبق اين ديدگاه كه صفات اخلاقى ريشه فطرى دارند و برخى آيات قرآن و روايات(1) هم آن را تأييد مىكنند، ضرورى است كه اين صفات فطرى شكوفا گردد. مرحله ديگر تقويت است؛ به اين بيان كه فرد در جنبه مثبت، بهرههايى از صفات و رفتارهاى اخلاقى دارد؛ اما اينها كمرنگ و مقطعى است و نياز است كه
اين صفات و رفتارها در فرد تقويت شده و ثبات و دوام بيش ترىيابند. همچنين در اين مرحله و در مورد صفات و رفتارهاى ضدّ اخلاقى، بحث اصلاح و تغيير مطرح است. مرحله سوم كه نياز به تلاش و مجاهدت بيش تر دارد، مرحله ايجاد صفات و رفتارهاى اخلاقى و از بين بردن رفتارهاى ضدّ اخلاقى است.
5. تربيت اخلاقى در سه حوزه صفات، رفتارها، و آداب اخلاقى مطرح است و همچنان كه پيش از اين اشاره شد، اختصاص به صفات و ملكات درونى ندارد.
6. تربيت اخلاقى هم جنبه خود سازى دارد و هم جنبه ديگرسازى؛ به اين بيان كه هم وقتى فرد در خود تأثير مىگذارد و به اصطلاح خودسازى مىكند و هم وقتى تأثيرش متوجه ديگرى است، در هر دو صورت، تربيت اخلاقى مطرح است، البته بايد توجه داشت كه در تربيت اخلاقى، جنبه تربيتى بيش تر ناظر به ديگرسازى و جنبه اخلاقى بيش تر ناظر به خودسازى است.
امروزه ضرورت اطلاع رسانى در رشتههاى گوناگون علمى چنان واضح و آشكار است كه نياز به بيان و استدلال ندارد. مأخذشناسى و منابع يابى، به عنوان بخشى از اطلاع رسانى، نخستين گام هر پژوهش متقن و كارآمدى است كه از جهات زيادى سودمند و مؤثر است. از سويى باعث صرفه جويى در وقت گرانمايه محققان شده و از تلف شدن بىفايده و يا كم فايده وقت آنان جلوگيرى مىنمايد و آنان را در كوتاهترين زمان به منابع مورد نياز راهنمون مىشود و از سوى ديگر، با دست يابى به افكار و انديشههاى پيشينيان پيرامون موضوع مورد
پژوهش، از تجارب علمى آنان آگاه شده و زمينه همه جانبه ديدن موضوع و قدرت تحليل بيش تر را براى محققان فراهم مىكند و آنان را قادر مىسازد تا پژوهشى جامع و كامل ارايه نمايند. علاوه بر اين موارد، محققان با مطالعه پژوهشهاى پيشين، به نقايص و كاستىهاى آنها پى برده و با ارايه پژوهشهاى نو، در صدد جبران و رفع نقايص آنها بر مىآيند. آنچه بيان شد، صرفا بر اهميت و ضرورت مأخذشناسى و نقش آن در عرصه پژوهش اشاره داشت؛ اما از سوى ديگر، تعليم و تربيت، به طور عام، به خاطر نقش انكار ناپذيرى كه در زندگى
بشر دارد، از جايگاه ويژه اى در ميان علوم و دانشهاى بشرى برخوردار است و در اين رشته علمى، تعليم و تربيت اسلامى همچون درّى گرانبها مىدرخشد و در ميان گرايشهاى گوناگون اين حوزه علمى، جايگاه ويژهاى يافته و به خصوص در يك جامعه اسلامى، پژوهش و كنكاش در موضوعات آن، ضرورتى دو چندان دارد و توجهى ويژه را از سوى اصحاب پژوهش مىطلبد. اين گرايش مهم از تعليم و تربيت، خود عرصهها و وجوه گوناگونى دارد و يكى از مهمترين و اصلى ترين عرصههاى آن، عرصه تربيت اخلاقى است. اين عرصه پژوهشى، به دليل نقش
مستقيم و ارتباط تنگاتنگى كه با زندگى انسان مسلمان دارد، از اهميت و ضرورت مضاعفى برخوردار است و پژوهش در آن نيز ضرورتى انكار ناپذير يافته است. از آنجا كه مأخذشناسى نخستين گام هر پژوهش است و تعليم و تربيت اسلامى، به ويژه تربيت اخلاقى، مهمترين عرصه تعليم و تربيت است، «مأخذشناسى تربيت اخلاقى» گام آغازين آن خواهد بود و براى دستيابى به پژوهشهاى جامع و مفيد در اين عرصه، آنهم در كوتاهترين فرصت ممكن، شناخت مأخذ و منابع اين عرصه از تعليم و تربيت اسلامى، امرى ضرورى و بايسته مىنمايد.
بررسى پيشينه يك موضوع پژوهشى، از اهميت ويژه اى برخوردار است. اين امر علاوه بر استفاده ضمنى از تجارب ديگران، پژوهشگر را از انجام پژوهشهاى تكرارى و موازى، كه امروزه از آفتهاى بزرگ عرصههاى پژوهشى است، بر حذر مىدارد. از اين رو بايسته است تا پيشينه اين مأخذشناسى نيز مورد بررسى قرار گيرد.
بر اساس جستجو و تفحص نسبتا كاملى كه از مراكز تحقيقاتى مرتبط با حوزه تعليم و تربيت انجام گرفته، تاكنون مأخذشناسى جامع و كاملى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى و به خصوص عرصه «تربيت اخلاقى» انجام نگرفته و آن چه تاكنون انجام پذيرفته، عمدتا در حوزه عام «تعليم و تربيت» و به ندرت در زمينه تعليم و تربيت اسلامى است. در ادامه به يافتههاى مربوط به اين موضوع اشاره مىنماييم.
از زمان رونق رشته تعليم و تربيت در ايران، تلاشهايى در زمينه كتاب شناسى تعليم و تربيت انجام گرفته، كه به دليل ارتباط نزديك اين رشته با روانشناسى، برخى از آنها به حوزه عام اين دو رشته مربوط مىشود:
1ـ1. فهرست كتابهاى روانشناسى و تعليم و تربيت. چاپ دوم (با تجديد نظر كلى). ابراهيم هاشمى. انتشارات دانشگاه تربيت معلم، مرداد 2537.
اين اثر شامل فهرست گزينشى مهمترين كتابها در زمينه روانشناسى و تعليم و تربيت است كه تهيه كننده آن را در سه بخش، بر حسب «فهرست كتابها»، «نام مؤلفان» و «موضوع» تنظيم نموده و اطلاعات كتابنامه اى را ذيل بخش فهرست نام مؤلفان آورده است. در اين كتاب در بخش تعليم و تربيت ذيل عنوان اخلاق، تعداد 21 عنوان كتاب آمده كه عمدتا در موضوع اخلاق و سه عنوان آن در مورد پرورش اخلاقى است.
2ـ1. كتابشناسى آموزش و پرورش. حسين بنى آدم. زير نظر: ايرج افشار. انجمن كتاب، 1346.
اين اثر شامل فهرست كتابها و مقالاتى است كه تا سال 1346 ه. ش در زمينه آموزش و پرورش نگارش يافته است. در بخش فهرستكتب، كتابى در حوزه تعليم و تربيت اسلامى وجود ندارد، اما در بخش فهرست مقالات، ذيل عنوان «اخلاق» تعداد 20 مقاله (از شماره 307 تا 327) كه عمدتا در موضوع خاص تربيت اخلاقى است گردآورى شده است. مقالات فوق از دو مجله «آموزش و پرورش» و «تعليم و تربيت» كه قبل از انقلاب منتشر مىشده اخذ شدهاند.
3ـ1. فصلنامه اطلاعات علوم تربيتى. مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران.
اين اثر حاوى اطلاعات كتاب شناختى و كليد واژههاى مربوطه است كه در 9 شماره تا پايان سال 1375 منتشر شده و شماره نهم آن، نمايه شمارههاى قبلى است. اين مجموعه شامل حدود هشت هزار مدرك، اعم از طرح تحقيقاتى، پايان نامه، مقاله، گزارش كنفرانسها و گرد همايىها و نظاير آن مىباشد كه در بانك اطلاعات علوم تربيتى، در پژوهشكده تعليم و تربيت نيز موجود مىباشد. اين مدارك عموما در موضوع عام تعليم وتربيت است، اما درلابهلاى آنها، آثارى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى نيز وجود دارد.
4ـ1. فهرست مقالات و نوشتههاى مربوط به كودكان و نوجوانان در مطبوعات ايران. كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان. شماره اول، 1362.
اين اثر در دو بخش تنظيم شده است: بخش اول فهرست مقالاتى است كه درباره كودكان و نوجوانان در مطبوعات ايران نگارش يافته است و بخش دوم شامل نوشتهها و مطالب مناسب براى كودكان و نوجوانان است. اين اثر در موضوع عام تعليم و تربيت است، ولى در بخش اول ذيل عنوان «مقالات تربيتى و اخلاقى»، 169 عنوان مقاله (از شماره 123 تا 292) و در بخش دوم ذيل عنوان «دانستنىها و مقالات تربيتى و اخلاقى» 36 عنوان مقاله (از شماره 2389 تا 2425) ذكر شده است كه مربوط به حوزه تعليم و تربيت اسلامى است.
5ـ1. سالنامه نمايهها و چكيدههاى علوم تربيتى و روانشناسى ايران. مؤسسه تحقيقات تربيتى دانشگاه تربيت معلم.
در اين اثر، مجموعهاى از آثار اعم از كتاب، مقاله، پايان نامه، تحقيق و سخنرانى، كه در مدت يك سال انجام شده و مربوط به علوم تربيتى و روانشناسى است، آمده است.
اين مجموعه در سه جلد به ترتيب در سالهاى 1369، 1370 و 1371 منتشر شده و در موضوع عام تعليم و تربيت است و آثارى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى نيز دارد.
6ـ1. فهرستگان موضوعى علوم تربيتى. ششمين گردهمايى سالانه دفتر همكارى حوزه و دانشگاه.
اين فهرستگان به صورت يك جزوه منتشر شده و حدود 556 عنوان كتاب پيرامون علوم تربيتى را گرد آورى نموده و در حوزه عام تعليم و تربيت است و آثارى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى نيز در آن وجود دارد.
بر اساس جستجوى انجام شده، تا قبل از تيرماه سال 1376 شمسى، هيچ نوع مأخذشناسى مدوّنى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى در ايران انجام نگرفته و يا لااقل ما به آن دست نيافتهايم. آنچه در اين زمينه موجود است، آثارى است كه در دو سال اخير تدوين شده است. اين آثار هرچند جامع و كامل نيست، اما به عنوان نخستين گامها بسيار قابل تقدير و ستايش است. در ادامه به معرفى مختصر اين آثار مىپردازيم:
1ـ2. مأخذشناسى نظام تعليم و تربيت روحانيت. محمد نورى. مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى. چاپ اوّل، پاييز 1376.
اين اثر شامل كتب، مقالات، گردهمايىها، و ساير اسناد مربوط به تعليم و تربيت روحانيت است و در شش بخش تنظيم شده است: بخش اوّل تحت عنوان «تربيت و پرورش اخلاقى» در سه فصل «مبانى تربيتى در فرهنگ اسلامى»، «ديدگاههاى تربيتى متفكران مسلمان» و «آداب تعليم و تعلّم» تنظيم شده است. با اين كه عنوان اين بخش در مورد تربيت و پرورش اخلاقى است و تربيت اخلاقى را تداعى مىكند، اما در فصل اول آن، عمدتا كتبى در زمينه تربيت اسلامى بهطور عام ذكر شده و در موضوع خاص «تربيت اخلاقى» مدخلهاى كمى وجود دارد. در
فصلهاى دوم و سوم نيز بهندرت آثارى در زمينه تربيت اخلاقى يافت مىشود. البته در فصل چهارم از بخش دوم كتاب، كه تحت عنوان «مواد و درسهاى آموزشى» تنظيم شده، كتب و مقالات مربوط به اخلاق كه مجموعا 24 عنوان است آورده شده است.
2ـ2. كتابشناسى توصيفى و موضوعى تعليم و تربيت در اسلام. بهروز رفيعى. تهران. انتشارات بينالمللى الهدى، 1378.
اين اثر شامل حدود 1364 عنوان كتاب است كه در حوزه تعليم و تربيت اسلامى گردآورى شده است و در دو بخش تنظيم گرديده است: بخش اول كه شامل حدود 103 عنوان كتاب است، مورد توصيف واقع گرديده و چكيده منابع در آن ارايه شده است. بخش دوم بهشكل موضوعى تنظيم شده و فقط اطلاعات كتابنامهاى در آن ارايه شده و شامل 1261 عنوان كتاب مىباشد كه از اين تعداد، 415 عنوان فارسى، 743 عنوان عربى و 102 عنوان به زبانهاى اروپايى است و هربخش جداگانه و بهترتيب حروف الفباى نام نويسندگان تنظيم شده است. اين اثر ظاهرا
نخستين كتابشناسى در حوزه تعليم و تربيت اسلامى در ايران است و با اين كه اثر ارزنده و مفيدى در تعليم و تربيت اسلامى است، جامع نيست و همه عناوين كتب تعليم و تربيت اسلامى در آن جمعآورى نشده است. علاوه بر اين، جز 103 عنوان بخش اول كه مورد توصيف اجمالى واقع شده از محتواى ساير منابع اطلاعى به دست نمىدهد و صرفا به ارايه اطلاعات شناسنامهاى آنها اكتفا شده است.
3ـ2. چكيده تحقيقات انجام شده در زمينه تربيت دينى، اخلاقى و هنرى دانشآموزان. پژوهشكده تعليم و تربيت، تيرماه 1376.
اين اثر كه تحت عنوان نشريه داخلى شماره 3 گروه پژوهشى «راهنمايى و مشاوره و روانشناسى تربيتى» پژوهشكده به صورت داخلى منتشر شده است، شامل چكيده 26 عنوان پژوهش است كه از اين تعداد، 16 مورد در زمينه تربيت دينى، 6 مورد در زمينه تربيت اخلاقى و 4 مورد در زمينه تربيت هنرى است.
منابعى كه تا اينجا ذكر گرديد، منابعى است كه به زبان فارسى نگارش يافته است. علاوه بر اين منابع، به دو منبع ديگر كه به زبان عربى نگارش يافته است نيز دست پيدا كردهايم كه در ادامه به معرفى آنها مىپردازيم:
4ـ2. الفكر التربوى الاسلامى. المعهد العالمى للفكر الاسلامى. قائمة ـ بيليوغرافية. اعداد: محيى الدين عطية. هيرندن، فيرجينياـ الولايات المتحده الامريكية، 1992م - 1412ق.
در اين اثر تعداد 1000 عنوان كتاب در زمينه تعليم و تربيت اسلامى به صورت كتابشناسى موضوعى [اطلاعات كتابنامهاى] تنظيم شده و آثارى در زمينه تربيت اخلاقى در آن بهچشم مىخورد.
5ـ2. موسوعة مصادر النظام الاسلامى. عبدالجبار رفاعى. مركز نشر التابع لمكتب الاعلام الاسلامى، 1417 ه . ق / 1345ش.
مجموعه فوق در ده جلد در رشتههاى گوناگون نظير سياست، اقتصاد و غيره گردآورى شده است. جلد پنجم اين مجموعه، تحت عنوان «التربية و التعليم فى الاسلام» منتشر شده است و در آن تعداد 2795 مدخل اعم از كتاب، پايان نامه و مقاله در حوزه عام تعليم و تربيت اسلامى به زبان عربى آورده شده است. محتواى اين جلد، به موضوعات فرعىتر تقسيم شده و ذيل هر موضوع، منابع مربوطه با شماره مسلسل ذكر شده و در پايان اسامى كتب و اشخاص به ترتيب الفبايى جداگانه ذكر گرديده است. همچنين جلد ششم اين مجموعه، تحت عنوان «المرأة
و الاسرة فى الاسلام» منتشر شده و تعداد 3502 مدخل در موضوع عام «زن و خانواده»، كه به نحوى جزو حوزه عام تعليم و تربيت اسلامى است، با همان شيوه قبلى، گردآورى شده است.
1ـ3. كتابشناسى توصيفى و موضوعى اخلاق عرفان و تصوّف اسلامى. بهروز رفيعى. تهران، انتشارات بينالمللى الهدى، 1377.
اين اثر در دو بخش تنظيم گرديده است: در بخش اول، 106 عنوان كتاب در موضوعات مذكور، بهخصوص اخلاق انتخاب و توصيف گرديده و در بخش دوم كه صرفا كتابشناسى موضوعى است و از توصيف پرهيز شده، تعداد 1250 عنوان كتاب ذكر شده است. در هر دو بخش نيز، كتب عربى و فارسى آورده شده است. اين كتاب چنانكه از عنوانش پيداست، اختصاص به اخلاق ندارد و ضعف عمده آن اين است كه در آن، كتب مربوط به هريك از عناوين فوق، تفكيك نشده است.
2ـ3. راهنماى مطالعات و تحقيقات: اخلاق. عليرضا برازش. تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1369.
در اين اثر، ابتدا فهرست 367 كليد واژه اخلاقى، با ذكر شماره صفحه مربوطه ذكر شده و سپس در جدولى، ذيل هر كليد واژه، ابتدا كتب عربى و بعد كتب فارسى ذكر شده و در مقابل هر يك، صفحه، فصل و عنوان مطلب آورده شده است.
در قسمت بعدى، فهرست نويسندگان و مترجمان به صورت الفبايى ذكر شده و به صفحه يا صفحاتى كه در آنها اثر مؤلف تكرار شده، اشاره شده است. در قسمت پايانى، فهرست كتب بررسى شده، به ترتيب حروفِ «ابجد»، همراه با اطلاعات شناسنامهاى آنها ذكر شده است.
در اين اثر، تعريف اخلاق بسيار عام فرض شده و در نتيجه عناوينى مانند: تبليغ، جمعه، جماعت، دعا، دين، ترويج، ازدواج، زيارت، مسجد، مسافرت، صلوة، فريضه، فقه، لباس، كلام، لواط، هدايت، ولد، والدين، يتيم و... به عنوان موضوعات اخلاقى آورده شده است؛ در حالى كه به نظر مىرسد اين واژهها خارج از مباحث اخلاقى هستند.
3ـ3. تربيت اخلاقى از منظر تحقيقات. پژوهشكده تعليم و تربيت، پاييز 1377.
اين اثر تحت عنوان نشريه داخلى گروه تعليم و تربيت اسلامى تنظيم شده و در آن تعداد 13 عنوان پژوهش در زمينه تربيت اخلاقى بهصورت فراتحليل مورد بررسى قرار گرفته و پس از ارايه نقاط ضعف و قوت آنها، توصيهها و پيشنهادهايى براى بهبود روشهاى تحقيق در زمينه تربيت اخلاقى ارايه شده و در پايان، فهرست كتابنامهاى پژوهشها آورده شده است.
علاوه بر اين منابع، كه به زبان فارسى نگارش يافته است، به يك اثر ديگر كه عمدتا در موضوعات اخلاقى است و به زبان عربى نگارش يافته اشاره مىكنيم:
4ـ3. السلسلة الذهبية فى فهرسة الموضوعات التربوية. مازن بن عبدالكريم الفريح. الطبعة الثانية. دارالاندلس الخضراء، جده، 1417ه - 1996م.
اين اثر در دو بخش «المنجيات» يا «صفات الثبوتيه» و «المهلكات» يا «صفات السلبية» تدوين شده است. در بخش اول، تعداد 47 صفت و در بخش دوم «68» صفت ذكر شده است. اين مفاهيم عمدتا اخلاقى هستند، ولى مفاهيم غير اخلاقى مانند «العبادة»، «السنة و الاتباع»، «العلم»، «القربة»، «الوقت»، «التقليد الفقهى»، «الزّنا»، «شهادة الزور»، «الغصب» و «القذف» نيز در آن وجود دارد. روش آن چنين است كه ذيل هر صفحه، در يك جدول، ابتدا مرجع و منبع و مؤلف، و بعد نشانى مطلب (شامل جلد و صفحه) آمده و در قسمت ملاحظات، عناوين
مطالب تحت آن صفت، در هر منبع ذكر شده است.
از آنچه گذشت روشن شد كه در زمينه «مأخذشناسى تعليم و تربيت اسلامى» در ايران تلاش چندانى صورت نگرفته است و تاكنون اثرى جامع و كامل كه مشتمل بر توصيف همه يا عمده منابع اعم از كتب، پاياننامهها، مقالات و ساير مدارك مورد نياز در زمينه تعليم و تربيت اسلامى باشد وجود ندارد. همچنين در زمينه «اخلاق و تربيت اخلاقى» نيز اثر كامل و جامعى كه شامل همه منابع و مدارك باشد وجود ندارد و موارد محدودى كه هست، حاوى نقايص و كمبودهايى است كه از جمله مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
1. جامع نبودن: يعنى فقط شامل كتب هستند و ذكرى از پايان نامهها و مقالات در آنها نيست. (در مورد مقالات و پايان نامهها، تاكنون اثرى نگارش نيافته و يا حداقل ما به آن دست نيافتهايم).
2. محدود بودن منابع: منابع معرفى شده در آنها محدود است و به روز نمىباشد.
3. عدم تعريف مشخص: يعنى تهيه كنندگان از اخلاق و تربيت اخلاقى، تعريف مشخص و دقيقى ارايه نكردهاند و در اكثر موارد، مفهوم اخلاق بسيار عام فرض شده است كه در واقع چنين نيست.
4. مآخذ و اطلاعات عمدتاً در محدوده منابع فارسى و عربى است و از مآخذ انگليسى كمتر استفاده شد و از اطلاعات اينترنتى تاكنون در مأخذشناسىها استفاده نشده و لااقل ما دست نيافتهايم، از اين رو اين مأخذشناسى از امتيازات متعدد از جمله «جامع بودن، استفاده از مآخذ گوناگون به زبانهاى مختلف، شامل انواع مآخذ يعنى كتاب، پايان نامه و مقاله، برخوردارى از نمايه موضوعى، استفاده از سايتهاى اينترنتى و...» برخوردار است.
توجه به اهداف هر طرح پژوهشى، نقش مهمى در پى بردن به اهميت و ضرورت آن دارد و كار آيى و سودمندى آن را بيش تر مىنماياند. مأخذشناسى مذكور نيز داراى يك هدف كلى و چند هدف ويژه است كه در ادامه به صورت مختصر به آنها اشاره مىشود:
به طور خلاصه، هدف كلى اين مأخذشناسى، آشنايى نسبتا كامل با منابع و مآخذ نگارش يافته در زمينه تربيت اخلاقى و جمع آورى آنها در يك مجموعه و توصيف اجمالى آنهاست.
1ـ2. اطلاع رسانى به پژوهشگران
جمع آورى منابع و مآخذ يك موضوع علمى در يك مجموعه، كمك شايانى به پژوهشگران در آن زمينه مىنمايد و از اتلاف وقت آنان در منبع شناسى جلوگيرى مىكند.
2ـ2. فراهم نمودن زمينه تشكيل بانك اطلاعات جامع تربيت اخلاقى
بانكهاى اطلاعات در هر رشته علمى، به دليل حجم گسترده اطلاعات، نقشى كليدى در اطلاع رسانى به علاقهمندان پژوهش و مطالعه در آن رشته دارند و اين طرح، زمينه تشكيل بانك اطلاعات تربيت اخلاقى را مهيا مىسازد.
3ـ2. فراهم نمودن زمينه نقد و بررسى پيشينه تربيت اخلاقى
نقد و بررسى پيشينه يك رشته علمى، تأثير فراوانى در تكامل و توسعه آن دارد و زمينه شناخت كاستىها و به تبع آن، خلق آثار نو در آن رشته را فراهم مىسازد. ترديدى نيست كه بررسى و نقد پيشينه، بدون آگاهى از منابع و مآخذ نگارش يافته در آن رشته، ممكن نيست و اين مأخذشناسى زمينه نقد و بررسى پيشينه تربيت اخلاقى را فراهم مىنمايد.
4ـ2. آگاهى از كاستىها و خلاءهاى پژوهشى در زمينه تربيت اخلاقى
جمع آورى و شناسايى آن چه در زمينه تربيت اخلاقى نگارش يافته، پژوهشگران اين عرصه را متوجه كاستىها و بايستههاى نگارش و پژوهش خواهد نمود و به فرآيند پژوهشهاى اين عرصه، جهتى مناسب و شايسته خواهد داد.
5ـ2. ارايه پيشنهادهاى پژوهشى مفيد و سازنده در زمينه تربيت اخلاقى
با دستيابى به منابع و مآخذ و آشنايى با پيشينه اين عرصه پژوهشى و پس از كشف خلاءها و كاستىهاى پژوهشى در آن، مىتوان پيشنهادهاى پژوهشى مفيد و سازندهاى در اين عرصه ارايه نمود.
6ـ2. استفاده پژوهشگران از تجارب علمى پيشينيان
كتب و مقالات نگارش يافته در يك عرصه علمى، محصول فكرى و علمى صاحب نظران در آن عرصه است. شناسايى، توصيف و عرضه اين محصولات، زمينه استفاده محققان اين عرصه را از تجارب پژوهشگران پيش از خود فراهم مىسازد.
7ـ2. آشنايى با چهرههاى برجسته و صاحبنظران تربيت اخلاقى
جمعآورى منابع و مآخذ تربيت اخلاقى در يك مجموعه، به طور ضمنى ما را با صاحبنظران و اصحاب قلم در اين زمينه آشنا ساخته و زمينه استفاده بيش تر از آنان را فراهم مىنمايد.
با توجه به تعريف مفروض از تربيت اخلاقى كه در آغاز اين نوشته بيان شد، قلمرو محتوايى اين مأخذشناسى عبارت است از:
قلمرو محتوايى اين مأخذشناسى از نظر مطالب شامل: صفات، ملكات، حالات و رفتارهاى اخلاقى و ضدّ اخلاقى و از نظر محورهاى كلى مباحث، شامل: اخلاق، تربيت اخلاقى، شناخت رذايل و فضايل، شيوههاى تربيت اخلاقى، عوامل و زمينههاى تربيت اخلاقى و... مىگردد.
محور اصلى اين مأخذشناسى اخلاق و تربيت اخلاقى است، ولى از آن جا كه اين مأخذشناسى در حوزه تربيت اخلاقى است و نه صرفا اخلاق، مباحثى از رشتههاى ديگر نيز كه به نحوى با تربيت اخلاقى مرتبط است در آن مىگنجد. براى نمونه مىتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
1 - 2. آثارى كه با عنوان تربيت، به خصوص تربيت اسلامى نگارش يافته و همه يا بخشى از آن مربوط به اخلاق، يا مشترك بين تربيت و اخلاق باشد.
2 - 2. آثارى از روانشناسى كه شامل مباحث مربوط به اخلاق و تربيت اخلاقى باشد؛ مانند رشد اخلاقى، تحول اخلاقى، قضاوت اخلاقى، پرخاشگرى، بهنجارى يا نابهنجارى اخلاقى و...
3 - 2. آثارى از جامعهشناسى كه مرتبط با اخلاق و تربيت اخلاقى باشد؛ مانند آثار مربوط به بزهكارى، انحرافات اجتماعى، نقش عوامل اجتماعى در تربيت اخلاقى و...
نكته
مباحث مربوط به فلسفه اخلاق كه جنبه فلسفى محض داشته باشد، در اين مأخذشناسى نمىآيد؛ مگر آنكه منبعى تحت عنوان «فلسفه اخلاق» مباحث اخلاقى را نيز مطرح كرده باشد.
محور اصلى اين مأخذشناسى، مأخذشناسى تربيت اخلاقى در اسلام است؛ اما صرفا اختصاص به منابع اسلامى ندارد و شامل منابع غير اسلامى در زمينه تربيت اخلاقى نيز مىشود.
اين مأخذشناسى شامل منابع كامل (منابعى كه به طور كامل مرتبط با اخلاق و تربيت اخلاقى است) و منابعى كه بخشى از آنها مربوط به تربيت اخلاقى است مىباشد. از اين رو ممكن است در اين اثر منابعى ديده شود كه عنوان آن كاملاً بيگانه با تربيت اخلاقى باشد، اما در آنها، مباحث مربوط به تربيت اخلاقى نيز وجود داشته باشد.
اين مأخذشناسى در پنج بخش تدوين شده است:
در اين بخش ابتدا اطلاعات شناسنامهاى مآخذ ارايه و سپس مآخذ به طور اجمالى توصيف گرديدهاند در توصيف اجمالى به ارايه سرفصلها و ريزموضوعات اصلى مطالب اكتفا شده و ميان توصيف كتابها و ساير مآخذ تفاوت اندكى وجود دارد به اين بيان كه در كتابها به استثناء كتابهاى انگليسى به علت گستردهتر بودن موضوعات و محتواها عمدتاً مباحث مربوط به تربيت اخلاقى با توجه به تعريف مذكور گزينش و جهت دسترسى آسانتر و نيز اطلاع از كميت مطالب به ويژه مآخذى كه بخشى از آنها مربوط به تربيت اخلاقى است صفحات آغاز و
پايان مباحث و مطالب نيز اراده شده است و اما در ساير مآخذ همه محتواى مآخذ به طور اجمالى توصيف و به علت خاص بودن موضوع از ذكر صفحات آغاز و پايان مطالب صرف نظر گرديده است. همچنين در خصوص كتابها در مواردى كه مباحث ارايه شده به علت گزينشى بودن مباحث، مبهم به نظر مىرسيد با توجه به متن توضيحات مختصرى در قلاب آورده شده تا خواننده اطلاع بيشترى از مطالب آن داشته باشد.
نكات لازم به يادآورى:
1ـ اطلاعات شناسنامهاى مآخذ به ترتيب زير ارايه شده است.
الف) كتابها: نام خانوادگى و نام پديد آورنده، عنوان كتاب، شماره جلد، نوبت چاپ، محل نشر، ناشر، تاريخ نشر و تعداد صفحات.
ب) پايان نامهها: نام خانوادگى و نام پديد آورنده، عنوان پايان نامه، مقطع تحصيلى، رشته تحصيلى، محل تدوين، نام دانشگاه، نام دانشكده، استاد راهنما، تاريخ تدوين و تعداد صفحات.
ج) مقالات مجلات: نام خانوادگى و نام پديد آورنده، عنوان مقاله، نام مجله، دوره يا سال، شماره مجله، تاريخ انتشار (ماه و سال) و صفحات آغاز و پايان.
د) مقالات روزنامهها: نام خانوادگى و نام پديد آورنده، عنوان مقاله، نام روزنامه و تاريخ انتشار (روز، ماه و سال).
2ـ در اين بخش مآخذ به شكل زير تقسيم و در هر قسمت مآخذ به ترتيب حروف الفباى پديدآورندگان همان قسمت تنظيم و براى همه مآخذ شماره مسلسل ارايه شده است:
الف) كتابهاى فارسى (1ـ540)، ب) كتابهاى عربى (541ـ744)، ج) كتابهاى انگليسى (745ـ759)، د) پايان نامهها و طرحهاى تحقيقاتى (760ـ951)، ه) مقالات فارسى (مجلات و روزنامهها) (952ـ1384)، و) مقالات عربى (1385ـ1419)، ز) مقالات انگليسى (1420ـ1447).
3ـ مآخذ انگليسى (كتب و مقالات) اطلاعات شناسنامهاى آنها به زبان انگليسى است و تنها عنوان مآخذ به فارسى ترجمه شده و جهت دسترسى سريعتر به مآخذ نام محلى كه مآخذ در آن نگهدارى مىشود نيز در پايان ارايه شده است.
4ـ ترتيب اطلاعات شناسنامهاى پايان نامهها و طرحهاى تحقيقاتى بر اساس شيوه سازمان مدارك علمى ايران و ساير مآخذ با توجه به شيوههاى ارايه شده در منابع آيين نگارش معتبر و برخى مأخذشناسىهاى موجود ارايه شده است.
5ـ تلاش بر اين بود كه حتىالامكان از توصيف مقالات يا پايان نامههايى كه به كتاب تبديل شده و نيز كتابهاى عربى كه ترجمه شدهاند صرفنظر و به توصيف كتابهاى مربوطه و نيز ترجمههاى فارسى اكتفا گردد.
6ـ از آنجا كه كتابهاى داراى بيشتر از يك جلد در برخى موارد اطلاعات شناسنامهاى از قبيل سال و محل نشر آنها متفاوت بوده براى هر جلد شماره مسلسل ويژه اختصاص يافته و اطلاعات شناسنامهاى آنها تكرار شده است.
7ـ مقالاتى كه به صورت سلسلهاى در شمارهها و نوبتهاى مختلف چاپ شده در يك مقاله و هر شماره تحت عنوان يك قسمت توصيف گرديده است.
8ـ مآخذى كه نويسنده مشخص داشته و نام آنها روى جلد يا صفحه شناسنامه آمده آن را لحاظ كردهايم اما در مواردى كه نام پديد آورنده مشخص نبوده نام مركز يا مؤسسه پژوهشى تهيه كننده را ملاك قرار دادهايم. همچنين در برخى مآخذ فقط نام خانوادگى پديد آورنده ذكر شده كه ما در مواردى كه نام او را مىدانستيم اضافه كردهايم و در مواردى كه نمىدانستيم به همان نام خانوادگى اكتفا كردهايم.
9ـ براى توصيف كليه مآخذ به طور مستقيم به خود مآخذ مراجعه شده و در اين زمينه 66 كتابخانه، مركز پژوهشى و دانشگاه و يا مؤسسه آموزش عالى مورد بررسى قرار گرفته است، كه فهرست آنها در پايان اين اثر خواهد آمد.
نمايه موضوعى در اين جا عبارت است از «نمايه موضوعات و مباحث متعددى كه در بخش اول مورد توصيف اجمالى قرار گرفته است. در اين بخش محتواى مآخذ توصيف شده به پانزده محور كلى تقسيم و ذيل هر محور عناوين زير مجموعه آن به ترتيب حروف الفبا تنظيم شده و در مقابل هر موضوع شمارههاى مسلسل مآخذ مربوط به آن موضوع ذكر شده است. محورهاى پانزده گانه عبارتند از:
1ـ مباحث مربوط به اخلاق 2ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى 3ـ نفس، قلب و اراده در تربيت اخلاقى 4ـ فضايل، حالات و رفتارهاى اخلاقى 5ـ آداب اخلاقى 6ـ رذايل، حالات و رفتارهاى ضدّ اخلاقى 7ـ تربيت اخلاقى در زمينه مسايل جنسى 8ـ شيوههاى عام تربيت اخلاقى 9ـ عوامل تربيت اخلاقى 10ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى كودك 11ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى نوجوان 12ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى جوان 13ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى دانشآموز 14ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى فرزند 15ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى
دختر.
نكات لازم به يادآورى:
1ـ در تهيه نمايه و قرار دادن مترادفها و انتخاب واژههاى مرجح عمدتا از اصطلاحنامه اخلاق مربوط به واحد اصطلاحنامه علوم اسلامى مركز مطالعات تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات حوزه علميه قم استفاده شده است.
2ـ در عمده ريز موضوعات محورهاى پانزدهگانه، بيان تعريف، علايم، انواع، مراتب، فضيلت، آثار، آثار سوء، پيشگيرى، درمان و شيوههاى اكتساب مورد توجه و به عنوان مرجح انتخاب شدهاند كه واژههاى غير مرجح آنها به شرح زير است:
تعريف = مفهوم، معنا، ماهيت و حقيقت
فضيلت = ارزش و اهميت
علايم = نشانهها
مصاديق = موارد، جلوهها و نمونهها
مراتب = درجات
انواع = اقسام و اشكال
آثار (فضايل) = ثمرات، نتايج، فوايد، بركات
آثار سوء (رذايل) = خطرات، مفاسد، آثار منفى، ضررها، مضرات، آفات، تبعات، پيامدها و زيانها
علل = موجبات، اسباب، عوامل، منشاءها، ريشهها، زمينهها و انگيزهها
درمان = معالجه، علاج، اصلاح، نحوه برخورد صحيح و تعديل
شيوه = روش، طريق و راه
در موارد فوق به علت گسترده بودن كاربرد از ذكر واژههاى مترادف غير مرجح خوددارى كرديم و ضرورى است پژوهشگر قبل از مراجعه، مترادفهاى غير مرجح را مورد توجه قرار دهد. البته ساير مترادفها را كه عموميت چندان نداشته در درون پرانتز مقابل واژههاى مربوطه ذكر كردهايم.
3ـ موضوعات هر يك از بخشهاى پانزدهگانه به ترتيب حروف الفبا آورده شده به جز در مواردى كه لازم بود بحثهاى نزديك به هم كنار هم بيايد. اما در ريز موضوعات عنوانهاى كلى، ترتيب منطقى موضوعات ملاك بوده است.
4ـ مباحث مربوط به كودك، نوجوان و جوان با مباحث مربوط به فرزند، دانشآموز و دختر قابل تداخل هستند اما به علت اهميت تفكيك و جداسازى اين عناوين در مباحث تربيتى، آنها را به صورت مستقل آوردهايم. همچنين مباحث مربوط به دختر را به علت اهميت ويژه و داشتن مباحث ويژه در مآخذ، جداگانه آوردهايم، اما پسران چون مباحث ويژهاى در مآخذ براى آنها نبود از ذكر مستقل آنها پرهيز كردهايم و مباحث مربوط به آنها را مىتوان تحت عناوين نوجوانان و جوانان جستجو نمود.
5ـ فضايل، رذايل و رفتارهاى اخلاقى و ضدّ اخلاقى را در دو بخش جداگانه آوردهايم و مباحث كلى و عام را تحت آنها ذكر كردهايم اما كليه مواردى را كه مربوط به كودك، نوجوان، جوان، فرزند، دختر و دانشآموز باشد در قسمت مربوطه ذكر كردهايم. براى نمونه دروغگويى كودك را بايد در بخش تربيت اخلاقى كودك جتسجو كرد نه در
بخش رذايل.
6ـ با اينك ما همه بخشهاى پانزدهگانه را زير مجموعه و يا مرتبط با تربيت اخلاقى به معناى عام مىدانيم مباحث ويژه تربيت اخلاقى (مباحثى كه در آنها به واژه تربيت اخلاقى تصريح شده) را نيز جداگانه آوردهايم تا كسانى كه مباحث ويژه تربيت اخلاقى را دنبال مىكنند يا تعريف اين اثر از تربيت اخلاقى را نمىپسندند از اين مأخذشناسى استفاده مطلوب را بنمايند.
7ـ عوامل و شيوههاى عام تربيت اخلاقى را به دليل اهميت آنها در دو بخش جداگانه ذكر كردهايم ولى مباحث كلى مربوط به عوامل و شيوههاى تربيت اخلاقى را در بخش «تربيت اخلاقى» آوردهايم و مناسب است پژوهشگران محترم در صورت مراجعه به يكى به ديگرى نيز مراجعه نمايند. لازم به ذكر است كه عوامل و شيوههاى خاص مربوط به هر يك از فضايل و رذايل در ذيل همان فضيلت يا رذيله ذكر شده است.
در اين بخش كليه مآخذ اعم از كتاب، پاياننامه و مقاله به ترتيب حروف الفبا كنار هم آمدهاند و شماره مسلسل هر عنوان در مقابل آن ذكر شده است. در خصوص مآخذ انگليسى (اعم از كتاب و مقاله) از آنجا كه عناوين آنها به فارسى ترجمه شده نمايه عناوين آنها هم به صورت فارسى و هم در پايان به ترتيب الفباى انگليسى ذكر شده است. البته براى تشخيص نوع مآخذ نشانههاى اختصارى بعد از عنوان داخل پرانتز ذكر شده كه عبارتند از (ك.ف) = كتاب فارسى، (ك.ع) = كتاب عربى، (ك.ا) = كتاب انگليسى، (پ) = پايان نامهها، (م.ف) = مقاله فارسى، عربى، (م.ا) = مقاله انگليسى.
در اين بخش كليه پديدآورندگان اعم از اشخاص و مراكز پژوهشى به ترتيب حروف الفبا آورده شده است و در مقابل هر نام، شمارههاى مسلسل آثار مربوطه اعم از كتاب، پايان نامه و مقاله ذكر گرديده است. پديد آورندگان مآخذ انگليسى اعم از كتاب و مقالات جداگانه نمايه شده است.
در اين بخش نمونههايى از سايتهاى اينترنتى مربوط به تربيت اخلاقى جهت آشنايى پژوهشگران عرصه تربيت اخلاقى ارايه شده كه در آن به معرفى عنوان و نشانى سايتها اكتفا شده است و جهت استفاده و اطلاع بيشتر ضرورى است پژوهشگران محترم به اين سايتها مراجعه نمايند.
شيوه استفاده از اين مأخذشناسى به نوع و هدف پژوهشگر از مراجعه به آن بستگى دارد به اين بيان كه اگر پژوهشگر در پى آن است كه موضوع خاصى را در تربيت اخلاقى دنبال كند به بخش نمايه موضوعى مراجعه مىكند و از طريق فهرست بخش نمايه موضوعى، موضوع مورد نظر را پيدا و با يادداشت نمودن شمارههاى مقابل آن به بخش اول يعنى توصيف منابع، مراجعه مىكند، اگر پژوهشگر در پى مآخذ خاصى است به نمايه عناوين مآخذ مراجعه مىكند، اگر به دنبال آن است كه بداند فلان نويسنده چه آثارى اعم از كتاب، پايان نامه و مقاله در
تربيت اخلاقى دارد به بخش نمايه پديد آورندگان مراجعه مىكند، اگر به دنبال پايان نامهها يا مقالات و يا كتابها به زبان فارسى يا انگليسى و يا عربى در موضوع خاصى است به بخش مربوطه مراجعه مىكند. آنچه در اين ميان مهم است اين است كه پژوهشگر بداند كه شمارههاى (1 الى 540) مربوط به كتابهاى فارسى، شمارههاى (541 الى 744) كتابهاى عربى، شمارههاى (745 الى 759) كتابهاى انگليسى، شمارههاى (760 الى 951) پايان نامهها و طرحهاى تحقيقاتى، شمارههاى (952 الى 1384) مقالات فارسى مجلات و روزنامهها،
(شمارههاى 1385 الى 1419) مقالات عربى و شمارههاى (1420 الى 1447) انگليسى است.
يادآورى مهم: در اين اثر، منابع و مآخذ مربوط به تربيت اخلاقى كه تا آغاز سال 1380 هجرى شمسى نگارش يافته توصيف شده است.
در پايان لازم مىبينم تا از تمامى همكارانى كه در اين اثر نقش داشته و ما را يارى نمودهاند تقدير و تشكر نمايم.
اسامى همكاران عبارتند از: آقايان ولىالله هاشمپور، على مقدسىپور، اصغر اخوى، مصطفى قادرى، محمدرضا موسوىنسب كرمانى، حسين كارآمد، مهدى اسدى، دكتر عباسعلى شاملى و سركار خانم كشفى.
همچنين از مسئولين كليه دانشگاهها، كتابخانهها و نيز مراكز پژوهشى كه زمينه استفاده از منابع و اسناد خود را براى ما فراهم كردهاند بويژه واحد اصطلاحنامه علوم اسلامى (بخش اخلاق) مركز تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم صميمانه تقدير و تشكر مىگردد.
بى تا = (تاريخ نشر ذكر نشده)
بى جا = (محل نشر ذكر نشده)
بى نا = (ناشر ذكر نشده)
پ = پايان نامه يا طرح تحقيقاتى
ج = جلد
د = دوره
ر.ك = رجوع كنيد به
س = سال
ص = صفحه
صص = صفحه آغاز و صفحه پايان
ك.ف = كتاب فارسى
ك.ع = كتاب عربى
ك.ا = كتاب انگليسى
م.ف = مقاله فارسى
م.ع = مقاله عربى
م.ا = مقاله انگليسى
الجزء = جلد
د.ت = دونتاريخ(تاريخنشرذكرنشده)
د.م = دون مكان (محل نشر ذكرنشده)
د.ن = دون ناشر (ناشر ذكر نشده)
س = السنة (سال)
ص = صفحه
صص = صفحه آغاز و پايان
ع = العدد (شماره)
ق = هجرى قمرى
م = ميلادى
اعداد = تدوين، تنظيم و گردآورى
Article = A (مقاله)
Book = B (كتاب)
Page = P (صفحه)
Page. Page = P.P (صفحهآغاز و صفحهپايان)
Nomber = N (شماره)
Volume = Vol. (جلد)
edition = ed. (ويرايش)
1. از قرآن آيات «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّيها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها» (شمس، 8 و9) و از روايات، روايت امامصادق عليهالسلام بر اين قضيه دلالت دارد: عن اسحاق بن عمار عن ابى عبدالله عليهالسلام قال: «ان الخلق منيحة يمنحها الله عزوجل خَلقَه فمنه سجيّه و منه نيّه» فقلت: فايّتها أفضل؟ فقال: «صاحب السجيّة هو مجبول لا يستطيع غيره و صاحب النيّة يصبر على الطاعة تصبّرا فهو افضلها» (اصول كافى، ج2، ص107)... اخلاق و خوىها عطيهاى است كه خداوند به بندگانش عطا نموده است. برخى از اين خوىها طبعى و فطرى و برخى اكتسابى است. همچنين تعبير «لاتمّم» در روايت «اِنَّما بُعِثَتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقْ»، مىتواند اشاره به همين نكته داشته باشد؛ زيرا پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله سخن از تتميم و تكميل مكارم اخلاق به ميان آورده است و معناى تتميم، اين است كه مكارم اخلاق قبلاً وجود داشتهاند و هدف بعثت، تكميل آنهاست.