ديباچه

به نام ايزد منّان كه انسان را به نور فهم كرامت بخشيد و از ظلمات به نور هدايت كرد.

هستى براى موجودى به نام انسان در حكم يك علامت سؤال بزرگ است و همين خصيصه ذاتى باعث شده است تا انسان با تلاش و جستجوگرى به ژرفاى درياها و اوج كهكشان‏ها راه يابد، دل ذره را بشكافد و موجودات عالم را رام و مسخر خود سازد.
از اين رهگذر آدمى با تيز نگرى و دقت خويش در كل طبيعت و در رأس آن انسان توانسته است به كشف مجهولات نائل شود. عقل با روشن شدن يك نكته مبهم، ده‏ها و بلكه صدها مجهول ديگر را پيش روى خويشتن ملاحظه نموده و باز هم، كشف و تحقيق را سرلوحه فعاليت خود قرار مى‏دهد.
شرط اول در يك تحقيق آشنايى محقق با منابع، متون و مقالات مربوط به كار خود است و به عبارت ديگر بايد مأخذشناسى، در زمينه موضوع تحقيق خود باشد كه اين امر كمك مى‏نمايد تا پژوهشگر با صرف كمترين وقت به مهم‏ترين و گزيده‏ترين منابع دست يازد.
از سوى ديگر با عنايت به اين امر «گروه پژوهشى تعليم و تربيت اسلامى» پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش به حول قوه الهى در دوّمين گام خود در اين راستا، پس از چاپ و انتشار كتاب «كتابشناسى توصيفى ـ تحليلى تعليم و تربيت در اسلام» به عنوان يك كتاب مرجع، با تلاش محقق ارجمند حجة‏الاسلام على همت بنارى اقدام به تهيه، تدوين و تأليف كتاب «مأخذشناسى تربيت اخلاقى» نموده است.
به اين اميد كه بتوان راه محققان عزيز را در دست‏يابى به جديدترين منابع و مأخذهاى پژوهشى هموار نمود و از اين رهگذر نظام تعليم و تربيت جامعه اسلامى ما همواره پويا و روزآمد باشد و نسل جديد بيش از پيش به ملكات انسانى و اخلاقى دينى، تربيت شوند و آينده‏اى روشن‏تر از ديروز فراروى آن‏ها ترسيم كنيم.

 دكتر على اصغر كاكو جويبارى
 رئيس پژوهشكده تعليم و تربيت

مقدمه

«تربيت اخلاقى» واژه‏اى مركب از تربيت و اخلاق است. از اين رو سرو كار با دو علم تربيت و اخلاق دارد. بدين بيان كه براى تحقق تربيت اخلاقى دو دانش مذكور به مدد هم مى‏آيد، البته سهم اين دو دانش يكسان نيست و مى‏توان گفت كه اخلاق نقش اصلى را بازى مى‏كند و تربيت در خدمت آن و ابزارى مهم براى تحقق بخشيدن به محتواى اخلاق است. از سوى ديگر چون تربيت از فرآورده‏هاى علوم تربيتى بهره مى‏گيرد و در پرتو يافته‏هاى اين علوم رسالت خود را ايفا مى‏كند بطور غير مستقيم پاى اين علوم نيز در تربيت اخلاقى بميان مى‏آيد و در اين ميان رشته‏ها يى چون جامعه‏شناسى آموزش و پرورش، روانشناسى رشد و تربيتى، نقش برجسته‏ترى دارند.
 با توجه به اين مقدمه، تربيت اخلاقى مورد نظر در اين مأخذشناسى به شكل زير تعريف مى‏گردد:

 

تعريف تربيت اخلاقى

تربيت اخلاقى فرآيند زمينه سازى و به كارگيرى شيوه‏هايى جهت شكوفاسازى، تقويت و ايجاد صفات، رفتارها و آداب اخلاقى و اصلاح و از بين بردن صفات، رفتارها و آداب غير اخلاقى در خود انسان يا ديگرى است.
 در اين تعريف نكاتى لحاظ شده كه با دقت در آنها، ويژگى‏هاى تربيت اخلاقى آشكار مى‏گردد:
1. تربيت اخلاقى فرآيند و جريانى مستمر و مداوم است و به ويژه در زمينه ايجاد صفات و ملكات اخلاقى و از بين بردن صفات رذيله، نياز به تلاش بليغ و مجاهدت مستمر دارد و انتظار اين كه اين صفات در مدت كوتاه و بدون تلاش فراوان در فرد ايجاد شود و يا از بين برود، انتظار نابجايى است.
2. در تربيت اخلاقى نياز به زمينه سازى و بر طرف كردن موانع داريم و بايد از طريق آموزش مستقيم و غير مستقيم، شناخت لازم نسبت به خوبى‏ها و بدى‏هاى اخلاقى را در فرد ايجاد نماييم و عوامل منفى محيطى و غير محيطى و نيز موانع متخلق شدن را برطرف و زمينه تخلق فرد به صفات، رفتارها و آداب اخلاقى را فراهم كنيم.
3. شناخت فضايل و رذايل و بكارگيرى شيوه‏ها دو عنصر اساسى در تربيت اخلاقى است. چرا كه در تربيت اخلاقى هدف كسب فضايل و رفتارهاى اخلاقى و دورى از رذايل و رفتارهاى ضدّاخلاقى است و بدون شناخت اين‏ها و به كارگيرى شيوه‏ها اين هدف محقق نمى‏گردد.
4. در تربيت اخلاقى، در جنبه اثباتى آن، سه مرحله و به عبارت ديگر سه نوع تلاش متصور است: يكى شكوفا سازى است كه ناظر به صفات و ملكات فطرى اخلاقى است؛ يعنى طبق اين ديدگاه كه صفات اخلاقى ريشه فطرى دارند و برخى آيات قرآن و روايات(1) هم آن را تأييد مى‏كنند، ضرورى است كه اين صفات فطرى شكوفا گردد. مرحله ديگر تقويت است؛ به اين بيان كه فرد در جنبه مثبت، بهره‏هايى از صفات و رفتارهاى اخلاقى دارد؛ اما اينها كم‏رنگ و مقطعى است و نياز است كه اين صفات و رفتارها در فرد تقويت شده و ثبات و دوام بيش ترى‏يابند. هم‏چنين در اين مرحله و در مورد صفات و رفتارهاى ضدّ اخلاقى، بحث اصلاح و تغيير مطرح است. مرحله سوم كه نياز به تلاش و مجاهدت بيش تر دارد، مرحله ايجاد صفات و رفتارهاى اخلاقى و از بين بردن رفتارهاى ضدّ اخلاقى است.
5. تربيت اخلاقى در سه حوزه صفات، رفتارها، و آداب اخلاقى مطرح است و هم‏چنان كه پيش از اين اشاره شد، اختصاص به صفات و ملكات درونى ندارد.
6. تربيت اخلاقى هم جنبه خود سازى دارد و هم جنبه ديگرسازى؛ به اين بيان كه هم وقتى فرد در خود تأثير مى‏گذارد و به اصطلاح خودسازى مى‏كند و هم وقتى تأثيرش متوجه ديگرى است، در هر دو صورت، تربيت اخلاقى مطرح است، البته بايد توجه داشت كه در تربيت اخلاقى، جنبه تربيتى بيش تر ناظر به ديگرسازى و جنبه اخلاقى بيش تر ناظر به خودسازى است.
 

ضرورت و اهميت

امروزه ضرورت اطلاع رسانى در رشته‏هاى گوناگون علمى چنان واضح و آشكار است كه نياز به بيان و استدلال ندارد. مأخذشناسى و منابع يابى، به عنوان بخشى از اطلاع رسانى، نخستين گام هر پژوهش متقن و كارآمدى است كه از جهات زيادى سودمند و مؤثر است. از سويى باعث صرفه جويى در وقت گرانمايه محققان شده و از تلف شدن بى‏فايده و يا كم فايده وقت آنان جلوگيرى مى‏نمايد و آنان را در كوتاه‏ترين زمان به منابع مورد نياز راهنمون مى‏شود و از سوى ديگر، با دست يابى به افكار و انديشه‏هاى پيشينيان پيرامون موضوع مورد پژوهش، از تجارب علمى آنان آگاه شده و زمينه همه جانبه ديدن موضوع و قدرت تحليل بيش تر را براى محققان فراهم مى‏كند و آنان را قادر مى‏سازد تا پژوهشى جامع و كامل ارايه نمايند. علاوه بر اين موارد، محققان با مطالعه پژوهش‏هاى پيشين، به نقايص و كاستى‏هاى آنها پى برده و با ارايه پژوهش‏هاى نو، در صدد جبران و رفع نقايص آنها بر مى‏آيند. آن‏چه بيان شد، صرفا بر اهميت و ضرورت مأخذشناسى و نقش آن در عرصه پژوهش اشاره داشت؛ اما از سوى ديگر، تعليم و تربيت، به طور عام، به خاطر نقش انكار ناپذيرى كه در زندگى بشر دارد، از جايگاه ويژه اى در ميان علوم و دانش‏هاى بشرى برخوردار است و در اين رشته علمى، تعليم و تربيت اسلامى همچون درّى گرانبها مى‏درخشد و در ميان گرايش‏هاى گوناگون اين حوزه علمى، جايگاه ويژه‏اى يافته و به خصوص در يك جامعه اسلامى، پژوهش و كنكاش در موضوعات آن، ضرورتى دو چندان دارد و توجهى ويژه را از سوى اصحاب پژوهش مى‏طلبد. اين گرايش مهم از تعليم و تربيت، خود عرصه‏ها و وجوه گوناگونى دارد و يكى از مهم‏ترين و اصلى ترين عرصه‏هاى آن، عرصه تربيت اخلاقى است. اين عرصه پژوهشى، به دليل نقش مستقيم و ارتباط تنگاتنگى كه با زندگى انسان مسلمان دارد، از اهميت و ضرورت مضاعفى برخوردار است و پژوهش در آن نيز ضرورتى انكار ناپذير يافته است. از آن‏جا كه مأخذشناسى نخستين گام هر پژوهش است و تعليم و تربيت اسلامى، به ويژه تربيت اخلاقى، مهم‏ترين عرصه تعليم و تربيت است، «مأخذشناسى تربيت اخلاقى» گام آغازين آن خواهد بود و براى دستيابى به پژوهش‏هاى جامع و مفيد در اين عرصه، آن‏هم در كوتاه‏ترين فرصت ممكن، شناخت مأخذ و منابع اين عرصه از تعليم و تربيت اسلامى، امرى ضرورى و بايسته مى‏نمايد.
 

پيشينه

بررسى پيشينه يك موضوع پژوهشى، از اهميت ويژه اى برخوردار است. اين امر علاوه بر استفاده ضمنى از تجارب ديگران، پژوهشگر را از انجام پژوهش‏هاى تكرارى و موازى، كه امروزه از آفت‏هاى بزرگ عرصه‏هاى پژوهشى است، بر حذر مى‏دارد. از اين رو بايسته است تا پيشينه اين مأخذشناسى نيز مورد بررسى قرار گيرد.
 بر اساس جستجو و تفحص نسبتا كاملى كه از مراكز تحقيقاتى مرتبط با حوزه تعليم و تربيت انجام گرفته، تاكنون مأخذشناسى جامع و كاملى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى و به خصوص عرصه «تربيت اخلاقى» انجام نگرفته و آن چه تاكنون انجام پذيرفته، عمدتا در حوزه عام «تعليم و تربيت» و به ندرت در زمينه تعليم و تربيت اسلامى است. در ادامه به يافته‏هاى مربوط به اين موضوع اشاره مى‏نماييم.

1ـ حوزه عام تعليم و تربيت

از زمان رونق رشته تعليم و تربيت در ايران، تلاش‏هايى در زمينه كتاب شناسى تعليم و تربيت انجام گرفته، كه به دليل ارتباط نزديك اين رشته با روانشناسى، برخى از آنها به حوزه عام اين دو رشته مربوط مى‏شود:
1ـ1. فهرست كتاب‏هاى روانشناسى و تعليم و تربيت. چاپ دوم (با تجديد نظر كلى). ابراهيم هاشمى. انتشارات دانشگاه تربيت معلم، مرداد 2537.
اين اثر شامل فهرست گزينشى مهم‏ترين كتاب‏ها در زمينه روانشناسى و تعليم و تربيت است كه تهيه كننده آن را در سه بخش، بر حسب «فهرست كتاب‏ها»، «نام مؤلفان» و «موضوع» تنظيم نموده و اطلاعات كتابنامه اى را ذيل بخش فهرست نام مؤلفان آورده است. در اين كتاب در بخش تعليم و تربيت ذيل عنوان اخلاق، تعداد 21 عنوان كتاب آمده كه عمدتا در موضوع اخلاق و سه عنوان آن در مورد پرورش اخلاقى است.
2ـ1. كتاب‏شناسى آموزش و پرورش. حسين بنى آدم. زير نظر: ايرج افشار. انجمن كتاب، 1346.
اين اثر شامل فهرست كتاب‏ها و مقالاتى است كه تا سال 1346 ه. ش در زمينه آموزش و پرورش نگارش يافته است. در بخش فهرست‏كتب، كتابى در حوزه تعليم و تربيت اسلامى وجود ندارد، اما در بخش فهرست مقالات، ذيل عنوان «اخلاق» تعداد 20 مقاله (از شماره 307 تا 327) كه عمدتا در موضوع خاص تربيت اخلاقى است گردآورى شده است. مقالات فوق از دو مجله «آموزش و پرورش» و «تعليم و تربيت» كه قبل از انقلاب منتشر مى‏شده اخذ شده‏اند.
3ـ1. فصلنامه اطلاعات علوم تربيتى. مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران.
اين اثر حاوى اطلاعات كتاب شناختى و كليد واژه‏هاى مربوطه است كه در 9 شماره تا پايان سال 1375 منتشر شده و شماره نهم آن، نمايه شماره‏هاى قبلى است. اين مجموعه شامل حدود هشت هزار مدرك، اعم از طرح تحقيقاتى، پايان نامه، مقاله، گزارش كنفرانس‏ها و گرد همايى‏ها و نظاير آن مى‏باشد كه در بانك اطلاعات علوم تربيتى، در پژوهشكده تعليم و تربيت نيز موجود مى‏باشد. اين مدارك عموما در موضوع عام تعليم وتربيت است، اما درلابه‏لاى آنها، آثارى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى نيز وجود دارد.
4ـ1. فهرست مقالات و نوشته‏هاى مربوط به كودكان و نوجوانان در مطبوعات ايران. كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان. شماره اول، 1362.
اين اثر در دو بخش تنظيم شده است: بخش اول فهرست مقالاتى است كه درباره كودكان و نوجوانان در مطبوعات ايران نگارش يافته است و بخش دوم شامل نوشته‏ها و مطالب مناسب براى كودكان و نوجوانان است. اين اثر در موضوع عام تعليم و تربيت است، ولى در بخش اول ذيل عنوان «مقالات تربيتى و اخلاقى»، 169 عنوان مقاله (از شماره 123 تا 292) و در بخش دوم ذيل عنوان «دانستنى‏ها و مقالات تربيتى و اخلاقى» 36 عنوان مقاله (از شماره 2389 تا 2425) ذكر شده است كه مربوط به حوزه تعليم و تربيت اسلامى است.
5ـ1. سالنامه نمايه‏ها و چكيده‏هاى علوم تربيتى و روانشناسى ايران. مؤسسه تحقيقات تربيتى دانشگاه تربيت معلم.
در اين اثر، مجموعه‏اى از آثار اعم از كتاب، مقاله، پايان نامه، تحقيق و سخنرانى، كه در مدت يك سال انجام شده و مربوط به علوم تربيتى و روانشناسى است، آمده است.
اين مجموعه در سه جلد به ترتيب در سال‏هاى 1369، 1370 و 1371 منتشر شده و در موضوع عام تعليم و تربيت است و آثارى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى نيز دارد.
6ـ1. فهرستگان موضوعى علوم تربيتى. ششمين گردهمايى سالانه دفتر همكارى حوزه و دانشگاه.
اين فهرستگان به صورت يك جزوه منتشر شده و حدود 556 عنوان كتاب پيرامون علوم تربيتى را گرد آورى نموده و در حوزه عام تعليم و تربيت است و آثارى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى نيز در آن وجود دارد.

2ـ حوزه عام تعليم و تربيت اسلامى

بر اساس جستجوى انجام شده، تا قبل از تيرماه سال 1376 شمسى، هيچ نوع مأخذشناسى مدوّنى در زمينه تعليم و تربيت اسلامى در ايران انجام نگرفته و يا لااقل ما به آن دست نيافته‏ايم. آنچه در اين زمينه موجود است، آثارى است كه در دو سال اخير تدوين شده است. اين آثار هرچند جامع و كامل نيست، اما به عنوان نخستين گام‏ها بسيار قابل تقدير و ستايش است. در ادامه به معرفى مختصر اين آثار مى‏پردازيم:
1ـ2. مأخذشناسى نظام تعليم و تربيت روحانيت. محمد نورى. مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى. چاپ اوّل، پاييز 1376.
اين اثر شامل كتب، مقالات، گردهمايى‏ها، و ساير اسناد مربوط به تعليم و تربيت روحانيت است و در شش بخش تنظيم شده است: بخش اوّل تحت عنوان «تربيت و پرورش اخلاقى» در سه فصل «مبانى تربيتى در فرهنگ اسلامى»، «ديدگاه‏هاى تربيتى متفكران مسلمان» و «آداب تعليم و تعلّم» تنظيم شده است. با اين كه عنوان اين بخش در مورد تربيت و پرورش اخلاقى است و تربيت اخلاقى را تداعى مى‏كند، اما در فصل اول آن، عمدتا كتبى در زمينه تربيت اسلامى به‏طور عام ذكر شده و در موضوع خاص «تربيت اخلاقى» مدخل‏هاى كمى وجود دارد. در فصل‏هاى دوم و سوم نيز به‏ندرت آثارى در زمينه تربيت اخلاقى يافت مى‏شود. البته در فصل چهارم از بخش دوم كتاب، كه تحت عنوان «مواد و درس‏هاى آموزشى» تنظيم شده، كتب و مقالات مربوط به اخلاق كه مجموعا 24 عنوان است آورده شده است.
2ـ2. كتابشناسى توصيفى و موضوعى تعليم و تربيت در اسلام. بهروز رفيعى. تهران. انتشارات بين‏المللى الهدى، 1378.
اين اثر شامل حدود 1364 عنوان كتاب است كه در حوزه تعليم و تربيت اسلامى گردآورى شده است و در دو بخش تنظيم گرديده است: بخش اول كه شامل حدود 103 عنوان كتاب است، مورد توصيف واقع گرديده و چكيده منابع در آن ارايه شده است. بخش دوم به‏شكل موضوعى تنظيم شده و فقط اطلاعات كتابنامه‏اى در آن ارايه شده و شامل 1261 عنوان كتاب مى‏باشد كه از اين تعداد، 415 عنوان فارسى، 743 عنوان عربى و 102 عنوان به زبان‏هاى اروپايى است و هربخش جداگانه و به‏ترتيب حروف الفباى نام نويسندگان تنظيم شده است. اين اثر ظاهرا نخستين كتاب‏شناسى در حوزه تعليم و تربيت اسلامى در ايران است و با اين كه اثر ارزنده و مفيدى در تعليم و تربيت اسلامى است، جامع نيست و همه عناوين كتب تعليم و تربيت اسلامى در آن جمع‏آورى نشده است. علاوه بر اين، جز 103 عنوان بخش اول كه مورد توصيف اجمالى واقع شده از محتواى ساير منابع اطلاعى به دست نمى‏دهد و صرفا به ارايه اطلاعات شناسنامه‏اى آنها اكتفا شده است.
3ـ2. چكيده تحقيقات انجام شده در زمينه تربيت دينى، اخلاقى و هنرى دانش‏آموزان. پژوهشكده تعليم و تربيت، تيرماه 1376.
اين اثر كه تحت عنوان نشريه داخلى شماره 3 گروه پژوهشى «راهنمايى و مشاوره و روانشناسى تربيتى» پژوهشكده به صورت داخلى منتشر شده است، شامل چكيده 26 عنوان پژوهش است كه از اين تعداد، 16 مورد در زمينه تربيت دينى، 6 مورد در زمينه تربيت اخلاقى و 4 مورد در زمينه تربيت هنرى است.
منابعى كه تا اينجا ذكر گرديد، منابعى است كه به زبان فارسى نگارش يافته است. علاوه بر اين منابع، به دو منبع ديگر كه به زبان عربى نگارش يافته است نيز دست پيدا كرده‏ايم كه در ادامه به معرفى آنها مى‏پردازيم:
4ـ2. الفكر التربوى الاسلامى. المعهد العالمى للفكر الاسلامى. قائمة ـ بيليوغرافية. اعداد: محيى الدين عطية. هيرندن، فيرجينياـ الولايات المتحده الامريكية، 1992م - 1412ق.
در اين اثر تعداد 1000 عنوان كتاب در زمينه تعليم و تربيت اسلامى به صورت كتاب‏شناسى موضوعى [اطلاعات كتابنامه‏اى] تنظيم شده و آثارى در زمينه تربيت اخلاقى در آن به‏چشم مى‏خورد.
5ـ2. موسوعة مصادر النظام الاسلامى. عبدالجبار رفاعى. مركز نشر التابع لمكتب الاعلام الاسلامى، 1417 ه . ق / 1345ش.
مجموعه فوق در ده جلد در رشته‏هاى گوناگون نظير سياست، اقتصاد و غيره گردآورى شده است. جلد پنجم اين مجموعه، تحت عنوان «التربية و التعليم فى الاسلام» منتشر شده است و در آن تعداد 2795 مدخل اعم از كتاب، پايان نامه و مقاله در حوزه عام تعليم و تربيت اسلامى به زبان عربى آورده شده است. محتواى اين جلد، به موضوعات فرعى‏تر تقسيم شده و ذيل هر موضوع، منابع مربوطه با شماره مسلسل ذكر شده و در پايان اسامى كتب و اشخاص به ترتيب الفبايى جداگانه ذكر گرديده است. هم‏چنين جلد ششم اين مجموعه، تحت عنوان «المرأة و الاسرة فى الاسلام» منتشر شده و تعداد 3502 مدخل در موضوع عام «زن و خانواده»، كه به نحوى جزو حوزه عام تعليم و تربيت اسلامى است، با همان شيوه قبلى، گردآورى شده است.

3ـ حوزه اخلاق و تربيت اخلاقى

1ـ3. كتاب‏شناسى توصيفى و موضوعى اخلاق عرفان و تصوّف اسلامى. بهروز رفيعى. تهران، انتشارات بين‏المللى الهدى، 1377.
اين اثر در دو بخش تنظيم گرديده است: در بخش اول، 106 عنوان كتاب در موضوعات مذكور، به‏خصوص اخلاق انتخاب و توصيف گرديده و در بخش دوم كه صرفا كتابشناسى موضوعى است و از توصيف پرهيز شده، تعداد 1250 عنوان كتاب ذكر شده است. در هر دو بخش نيز، كتب عربى و فارسى آورده شده است. اين كتاب چنان‏كه از عنوانش پيداست، اختصاص به اخلاق ندارد و ضعف عمده آن اين است كه در آن، كتب مربوط به هريك از عناوين فوق، تفكيك نشده است.
2ـ3. راهنماى مطالعات و تحقيقات: اخلاق. عليرضا برازش. تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1369.
در اين اثر، ابتدا فهرست 367 كليد واژه اخلاقى، با ذكر شماره صفحه مربوطه ذكر شده و سپس در جدولى، ذيل هر كليد واژه، ابتدا كتب عربى و بعد كتب فارسى ذكر شده و در مقابل هر يك، صفحه، فصل و عنوان مطلب آورده شده است.
 در قسمت بعدى، فهرست نويسندگان و مترجمان به صورت الفبايى ذكر شده و به صفحه يا صفحاتى كه در آنها اثر مؤلف تكرار شده، اشاره شده است. در قسمت پايانى، فهرست كتب بررسى شده، به ترتيب حروفِ «ابجد»، همراه با اطلاعات شناسنامه‏اى آنها ذكر شده است.
 در اين اثر، تعريف اخلاق بسيار عام فرض شده و در نتيجه عناوينى مانند: تبليغ، جمعه، جماعت، دعا، دين، ترويج، ازدواج، زيارت، مسجد، مسافرت، صلوة، فريضه، فقه، لباس، كلام، لواط، هدايت، ولد، والدين، يتيم و... به عنوان موضوعات اخلاقى آورده شده است؛ در حالى كه به نظر مى‏رسد اين واژه‏ها خارج از مباحث اخلاقى هستند.
3ـ3. تربيت اخلاقى از منظر تحقيقات. پژوهشكده تعليم و تربيت، پاييز 1377.
اين اثر تحت عنوان نشريه داخلى گروه تعليم و تربيت اسلامى تنظيم شده و در آن تعداد 13 عنوان پژوهش در زمينه تربيت اخلاقى به‏صورت فراتحليل مورد بررسى قرار گرفته و پس از ارايه نقاط ضعف و قوت آنها، توصيه‏ها و پيشنهادهايى براى بهبود روش‏هاى تحقيق در زمينه تربيت اخلاقى ارايه شده و در پايان، فهرست كتاب‏نامه‏اى پژوهش‏ها آورده شده است.
علاوه بر اين منابع، كه به زبان فارسى نگارش يافته است، به يك اثر ديگر كه عمدتا در موضوعات اخلاقى است و به زبان عربى نگارش يافته اشاره مى‏كنيم:
4ـ3. السلسلة الذهبية فى فهرسة الموضوعات التربوية. مازن بن عبدالكريم الفريح. الطبعة الثانية. دارالاندلس الخضراء، جده، 1417ه - 1996م.
اين اثر در دو بخش «المنجيات» يا «صفات الثبوتيه» و «المهلكات» يا «صفات السلبية» تدوين شده است. در بخش اول، تعداد 47 صفت و در بخش دوم «68» صفت ذكر شده است. اين مفاهيم عمدتا اخلاقى هستند، ولى مفاهيم غير اخلاقى مانند «العبادة»، «السنة و الاتباع»، «العلم»، «القربة»، «الوقت»، «التقليد الفقهى»، «الزّنا»، «شهادة الزور»، «الغصب» و «القذف» نيز در آن وجود دارد. روش آن چنين است كه ذيل هر صفحه، در يك جدول، ابتدا مرجع و منبع و مؤلف، و بعد نشانى مطلب (شامل جلد و صفحه) آمده و در قسمت ملاحظات، عناوين مطالب تحت آن صفت، در هر منبع ذكر شده است.

 
نتيجه‏گيرى

از آنچه گذشت روشن شد كه در زمينه «مأخذشناسى تعليم و تربيت اسلامى» در ايران تلاش چندانى صورت نگرفته است و تاكنون اثرى جامع و كامل كه مشتمل بر توصيف همه يا عمده منابع اعم از كتب، پايان‏نامه‏ها، مقالات و ساير مدارك مورد نياز در زمينه تعليم و تربيت اسلامى باشد وجود ندارد. هم‏چنين در زمينه «اخلاق و تربيت اخلاقى» نيز اثر كامل و جامعى كه شامل همه منابع و مدارك باشد وجود ندارد و موارد محدودى كه هست، حاوى نقايص و كمبودهايى است كه از جمله مى‏توان به موارد زير اشاره كرد:
1. جامع نبودن: يعنى فقط شامل كتب هستند و ذكرى از پايان نامه‏ها و مقالات در آنها نيست. (در مورد مقالات و پايان نامه‏ها، تاكنون اثرى نگارش نيافته و يا حداقل ما به آن دست نيافته‏ايم).
2. محدود بودن منابع: منابع معرفى شده در آنها محدود است و به روز نمى‏باشد.
3. عدم تعريف مشخص: يعنى تهيه كنندگان از اخلاق و تربيت اخلاقى، تعريف مشخص و دقيقى ارايه نكرده‏اند و در اكثر موارد، مفهوم اخلاق بسيار عام فرض شده است كه در واقع چنين نيست.
4. مآخذ و اطلاعات عمدتاً در محدوده منابع فارسى و عربى است و از مآخذ انگليسى كمتر استفاده شد و از اطلاعات اينترنتى تاكنون در مأخذشناسى‏ها استفاده نشده و لااقل ما دست نيافته‏ايم، از اين رو اين مأخذشناسى از امتيازات متعدد از جمله «جامع بودن، استفاده از مآخذ گوناگون به زبان‏هاى مختلف، شامل انواع مآخذ يعنى كتاب، پايان نامه و مقاله، برخوردارى از نمايه موضوعى، استفاده از سايت‏هاى اينترنتى و...» برخوردار است.

 
اهداف

توجه به اهداف هر طرح پژوهشى، نقش مهمى در پى بردن به اهميت و ضرورت آن دارد و كار آيى و سودمندى آن را بيش تر مى‏نماياند. مأخذشناسى مذكور نيز داراى يك هدف كلى و چند هدف ويژه است كه در ادامه به صورت مختصر به آنها اشاره مى‏شود:

1. هدف كلى

به طور خلاصه، هدف كلى اين مأخذشناسى، آشنايى نسبتا كامل با منابع و مآخذ نگارش يافته در زمينه تربيت اخلاقى و جمع آورى آنها در يك مجموعه و توصيف اجمالى آنهاست.

2. اهداف ويژه

1ـ2. اطلاع رسانى به پژوهشگران
جمع آورى منابع و مآخذ يك موضوع علمى در يك مجموعه، كمك شايانى به پژوهشگران در آن زمينه مى‏نمايد و از اتلاف وقت آنان در منبع شناسى جلوگيرى مى‏كند.
2ـ2. فراهم نمودن زمينه تشكيل بانك اطلاعات جامع تربيت اخلاقى
بانك‏هاى اطلاعات در هر رشته علمى، به دليل حجم گسترده اطلاعات، نقشى كليدى در اطلاع رسانى به علاقه‏مندان پژوهش و مطالعه در آن رشته دارند و اين طرح، زمينه تشكيل بانك اطلاعات تربيت اخلاقى را مهيا مى‏سازد.
3ـ2. فراهم نمودن زمينه نقد و بررسى پيشينه تربيت اخلاقى
نقد و بررسى پيشينه يك رشته علمى، تأثير فراوانى در تكامل و توسعه آن دارد و زمينه شناخت كاستى‏ها و به تبع آن، خلق آثار نو در آن رشته را فراهم مى‏سازد. ترديدى نيست كه بررسى و نقد پيشينه، بدون آگاهى از منابع و مآخذ نگارش يافته در آن رشته، ممكن نيست و اين مأخذشناسى زمينه نقد و بررسى پيشينه تربيت اخلاقى را فراهم مى‏نمايد.
4ـ2. آگاهى از كاستى‏ها و خلاءهاى پژوهشى در زمينه تربيت اخلاقى
جمع آورى و شناسايى آن چه در زمينه تربيت اخلاقى نگارش يافته، پژوهشگران اين عرصه را متوجه كاستى‏ها و بايسته‏هاى نگارش و پژوهش خواهد نمود و به فرآيند پژوهش‏هاى اين عرصه، جهتى مناسب و شايسته خواهد داد.
5ـ2. ارايه پيشنهادهاى پژوهشى مفيد و سازنده در زمينه تربيت اخلاقى
با دستيابى به منابع و مآخذ و آشنايى با پيشينه اين عرصه پژوهشى و پس از كشف خلاءها و كاستى‏هاى پژوهشى در آن، مى‏توان پيشنهادهاى پژوهشى مفيد و سازنده‏اى در اين عرصه ارايه نمود.

6ـ2. استفاده پژوهشگران از تجارب علمى پيشينيان

كتب و مقالات نگارش يافته در يك عرصه علمى، محصول فكرى و علمى صاحب نظران در آن عرصه است. شناسايى، توصيف و عرضه اين محصولات، زمينه استفاده محققان اين عرصه را از تجارب پژوهشگران پيش از خود فراهم مى‏سازد.
7ـ2. آشنايى با چهره‏هاى برجسته و صاحب‏نظران تربيت اخلاقى
جمع‏آورى منابع و مآخذ تربيت اخلاقى در يك مجموعه، به طور ضمنى ما را با صاحب‏نظران و اصحاب قلم در اين زمينه آشنا ساخته و زمينه استفاده بيش تر از آنان را فراهم مى‏نمايد.

 

قلمرو محتوايى

با توجه به تعريف مفروض از تربيت اخلاقى كه در آغاز اين نوشته بيان شد، قلمرو محتوايى اين مأخذشناسى عبارت است از:

1. از نظر موضوع

قلمرو محتوايى اين مأخذشناسى از نظر مطالب شامل: صفات، ملكات، حالات و رفتارهاى اخلاقى و ضدّ اخلاقى و از نظر محورهاى كلى مباحث، شامل: اخلاق، تربيت اخلاقى، شناخت رذايل و فضايل، شيوه‏هاى تربيت اخلاقى، عوامل و زمينه‏هاى تربيت اخلاقى و... مى‏گردد.

2. از نظر رشته‏هاى علمى

محور اصلى اين مأخذشناسى اخلاق و تربيت اخلاقى است، ولى از آن جا كه اين مأخذشناسى در حوزه تربيت اخلاقى است و نه صرفا اخلاق، مباحثى از رشته‏هاى ديگر نيز كه به نحوى با تربيت اخلاقى مرتبط است در آن مى‏گنجد. براى نمونه مى‏توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1 - 2. آثارى كه با عنوان تربيت، به خصوص تربيت اسلامى نگارش يافته و همه يا بخشى از آن مربوط به اخلاق، يا مشترك بين تربيت و اخلاق باشد.
2 - 2. آثارى از روان‏شناسى كه شامل مباحث مربوط به اخلاق و تربيت اخلاقى باشد؛ مانند رشد اخلاقى، تحول اخلاقى، قضاوت اخلاقى، پرخاش‏گرى، بهنجارى يا نابهنجارى اخلاقى و...
3 - 2. آثارى از جامعه‏شناسى كه مرتبط با اخلاق و تربيت اخلاقى باشد؛ مانند آثار مربوط به بزه‏كارى، انحرافات اجتماعى، نقش عوامل اجتماعى در تربيت اخلاقى و...
نكته
مباحث مربوط به فلسفه اخلاق كه جنبه فلسفى محض داشته باشد، در اين مأخذشناسى نمى‏آيد؛ مگر آنكه منبعى تحت عنوان «فلسفه اخلاق» مباحث اخلاقى را نيز مطرح كرده باشد.

3. از نظر گرايش

محور اصلى اين مأخذشناسى، مأخذشناسى تربيت اخلاقى در اسلام است؛ اما صرفا اختصاص به منابع اسلامى ندارد و شامل منابع غير اسلامى در زمينه تربيت اخلاقى نيز مى‏شود.

4. از نظر نوع منابع

اين مأخذشناسى شامل منابع كامل (منابعى كه به طور كامل مرتبط با اخلاق و تربيت اخلاقى است) و منابعى كه بخشى از آنها مربوط به تربيت اخلاقى است مى‏باشد. از اين رو ممكن است در اين اثر منابعى ديده شود كه عنوان آن كاملاً بيگانه با تربيت اخلاقى باشد، اما در آن‏ها، مباحث مربوط به تربيت اخلاقى نيز وجود داشته باشد.

 
شيوه تدوين:

اين مأخذشناسى در پنج بخش تدوين شده است:

بخش اول: توصيف اجمالى مآخذ:

در اين بخش ابتدا اطلاعات شناسنامه‏اى مآخذ ارايه و سپس مآخذ به طور اجمالى توصيف گرديده‏اند در توصيف اجمالى به ارايه سرفصل‏ها و ريزموضوعات اصلى مطالب اكتفا شده و ميان توصيف كتاب‏ها و ساير مآخذ تفاوت اندكى وجود دارد به اين بيان كه در كتابها به استثناء كتابهاى انگليسى به علت گسترده‏تر بودن موضوعات و محتواها عمدتاً مباحث مربوط به تربيت اخلاقى با توجه به تعريف مذكور گزينش و جهت دسترسى آسان‏تر و نيز اطلاع از كميت مطالب به ويژه مآخذى كه بخشى از آن‏ها مربوط به تربيت اخلاقى است صفحات آغاز و پايان مباحث و مطالب نيز اراده شده است و اما در ساير مآخذ همه محتواى مآخذ به طور اجمالى توصيف و به علت خاص بودن موضوع از ذكر صفحات آغاز و پايان مطالب صرف نظر گرديده است. همچنين در خصوص كتاب‏ها در مواردى كه مباحث ارايه شده به علت گزينشى بودن مباحث، مبهم به نظر مى‏رسيد با توجه به متن توضيحات مختصرى در قلاب آورده شده تا خواننده اطلاع بيشترى از مطالب آن داشته باشد.
نكات لازم به يادآورى:
1ـ اطلاعات شناسنامه‏اى مآخذ به ترتيب زير ارايه شده است.
الف) كتاب‏ها: نام خانوادگى و نام پديد آورنده، عنوان كتاب، شماره جلد، نوبت چاپ، محل نشر، ناشر، تاريخ نشر و تعداد صفحات.
ب) پايان نامه‏ها: نام خانوادگى و نام پديد آورنده، عنوان پايان نامه، مقطع تحصيلى، رشته تحصيلى، محل تدوين، نام دانشگاه، نام دانشكده، استاد راهنما، تاريخ تدوين و تعداد صفحات.
ج) مقالات مجلات: نام خانوادگى و نام پديد آورنده، عنوان مقاله، نام مجله، دوره يا سال، شماره مجله، تاريخ انتشار (ماه و سال) و صفحات آغاز و پايان.
د) مقالات روزنامه‏ها: نام خانوادگى و نام پديد آورنده، عنوان مقاله، نام روزنامه و تاريخ انتشار (روز، ماه و سال).
2ـ در اين بخش مآخذ به شكل زير تقسيم و در هر قسمت مآخذ به ترتيب حروف الفباى پديدآورندگان همان قسمت تنظيم و براى همه مآخذ شماره مسلسل ارايه شده است:
الف) كتاب‏هاى فارسى (1ـ540)، ب) كتاب‏هاى عربى (541ـ744)، ج) كتاب‏هاى انگليسى (745ـ759)، د) پايان نامه‏ها و طرح‏هاى تحقيقاتى (760ـ951)، ه) مقالات فارسى (مجلات و روزنامه‏ها) (952ـ1384)، و) مقالات عربى (1385ـ1419)، ز) مقالات انگليسى (1420ـ1447).
3ـ مآخذ انگليسى (كتب و مقالات) اطلاعات شناسنامه‏اى آن‏ها به زبان انگليسى است و تنها عنوان مآخذ به فارسى ترجمه شده و جهت دسترسى سريع‏تر به مآخذ نام محلى كه مآخذ در آن نگهدارى مى‏شود نيز در پايان ارايه شده است.
4ـ ترتيب اطلاعات شناسنامه‏اى پايان نامه‏ها و طرح‏هاى تحقيقاتى بر اساس شيوه سازمان مدارك علمى ايران و ساير مآخذ با توجه به شيوه‏هاى ارايه شده در منابع آيين نگارش معتبر و برخى مأخذشناسى‏هاى موجود ارايه شده است.
5ـ تلاش بر اين بود كه حتى‏الامكان از توصيف مقالات يا پايان نامه‏هايى كه به كتاب تبديل شده و نيز كتاب‏هاى عربى كه ترجمه شده‏اند صرف‏نظر و به توصيف كتاب‏هاى مربوطه و نيز ترجمه‏هاى فارسى اكتفا گردد.
6ـ از آنجا كه كتاب‏هاى داراى بيشتر از يك جلد در برخى موارد اطلاعات شناسنامه‏اى از قبيل سال و محل نشر آن‏ها متفاوت بوده براى هر جلد شماره مسلسل ويژه اختصاص يافته و اطلاعات شناسنامه‏اى آنها تكرار شده است.
7ـ مقالاتى كه به صورت سلسله‏اى در شماره‏ها و نوبت‏هاى مختلف چاپ شده در يك مقاله و هر شماره تحت عنوان يك قسمت توصيف گرديده است.
8ـ مآخذى كه نويسنده مشخص داشته و نام آن‏ها روى جلد يا صفحه شناسنامه آمده آن را لحاظ كرده‏ايم اما در مواردى كه نام پديد آورنده مشخص نبوده نام مركز يا مؤسسه پژوهشى تهيه كننده را ملاك قرار داده‏ايم. همچنين در برخى مآخذ فقط نام خانوادگى پديد آورنده ذكر شده كه ما در مواردى كه نام او را مى‏دانستيم اضافه كرده‏ايم و در مواردى كه نمى‏دانستيم به همان نام خانوادگى اكتفا كرده‏ايم.
9ـ براى توصيف كليه مآخذ به طور مستقيم به خود مآخذ مراجعه شده و در اين زمينه 66 كتابخانه، مركز پژوهشى و دانشگاه و يا مؤسسه آموزش عالى مورد بررسى قرار گرفته است، كه فهرست آنها در پايان اين اثر خواهد آمد.

بخش دوم: نمايه موضوعى محتواى مآخذ

نمايه موضوعى در اين جا عبارت است از «نمايه موضوعات و مباحث متعددى كه در بخش اول مورد توصيف اجمالى قرار گرفته است. در اين بخش محتواى مآخذ توصيف شده به پانزده محور كلى تقسيم و ذيل هر محور عناوين زير مجموعه آن به ترتيب حروف الفبا تنظيم شده و در مقابل هر موضوع شماره‏هاى مسلسل مآخذ مربوط به آن موضوع ذكر شده است. محورهاى پانزده گانه عبارتند از:
1ـ مباحث مربوط به اخلاق 2ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى 3ـ نفس، قلب و اراده در تربيت اخلاقى 4ـ فضايل، حالات و رفتارهاى اخلاقى 5ـ آداب اخلاقى 6ـ رذايل، حالات و رفتارهاى ضدّ اخلاقى 7ـ تربيت اخلاقى در زمينه مسايل جنسى 8ـ شيوه‏هاى عام تربيت اخلاقى 9ـ عوامل تربيت اخلاقى 10ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى كودك 11ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى نوجوان 12ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى جوان 13ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى دانش‏آموز 14ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى فرزند 15ـ مباحث مربوط به تربيت اخلاقى دختر.
نكات لازم به يادآورى:
1ـ در تهيه نمايه و قرار دادن مترادف‏ها و انتخاب واژه‏هاى مرجح عمدتا از اصطلاح‏نامه اخلاق مربوط به واحد اصطلاحنامه علوم اسلامى مركز مطالعات تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات حوزه علميه قم استفاده شده است.
2ـ در عمده ريز موضوعات محورهاى پانزده‏گانه، بيان تعريف، علايم، انواع، مراتب، فضيلت، آثار، آثار سوء، پيشگيرى، درمان و شيوه‏هاى اكتساب مورد توجه و به عنوان مرجح انتخاب شده‏اند كه واژه‏هاى غير مرجح آن‏ها به شرح زير است:
تعريف = مفهوم، معنا، ماهيت و حقيقت
فضيلت = ارزش و اهميت
علايم = نشانه‏ها
مصاديق = موارد، جلوه‏ها و نمونه‏ها
مراتب = درجات
انواع = اقسام و اشكال
آثار (فضايل) = ثمرات، نتايج، فوايد، بركات
آثار سوء (رذايل) = خطرات، مفاسد، آثار منفى، ضررها، مضرات، آفات، تبعات، پيامدها و زيان‏ها
علل = موجبات، اسباب، عوامل، منشاءها، ريشه‏ها، زمينه‏ها و انگيزه‏ها
درمان = معالجه، علاج، اصلاح، نحوه برخورد صحيح و تعديل
شيوه = روش، طريق و راه
در موارد فوق به علت گسترده بودن كاربرد از ذكر واژه‏هاى مترادف غير مرجح خوددارى كرديم و ضرورى است پژوهشگر قبل از مراجعه، مترادف‏هاى غير مرجح را مورد توجه قرار دهد. البته ساير مترادف‏ها را كه عموميت چندان نداشته در درون پرانتز مقابل واژه‏هاى مربوطه ذكر كرده‏ايم.
3ـ موضوعات هر يك از بخش‏هاى پانزده‏گانه به ترتيب حروف الفبا آورده شده به جز در مواردى كه لازم بود بحث‏هاى نزديك به هم كنار هم بيايد. اما در ريز موضوعات عنوان‏هاى كلى، ترتيب منطقى موضوعات ملاك بوده است.
4ـ مباحث مربوط به كودك، نوجوان و جوان با مباحث مربوط به فرزند، دانش‏آموز و دختر قابل تداخل هستند اما به علت اهميت تفكيك و جداسازى اين عناوين در مباحث تربيتى، آن‏ها را به صورت مستقل آورده‏ايم. همچنين مباحث مربوط به دختر را به علت اهميت ويژه و داشتن مباحث ويژه در مآخذ، جداگانه آورده‏ايم، اما پسران چون مباحث ويژه‏اى در مآخذ براى آنها نبود از ذكر مستقل آن‏ها پرهيز كرده‏ايم و مباحث مربوط به آنها را مى‏توان تحت عناوين نوجوانان و جوانان جستجو نمود.
5ـ فضايل، رذايل و رفتارهاى اخلاقى و ضدّ اخلاقى را در دو بخش جداگانه آورده‏ايم و مباحث كلى و عام را تحت آن‏ها ذكر كرده‏ايم اما كليه مواردى را كه مربوط به كودك، نوجوان، جوان، فرزند، دختر و دانش‏آموز باشد در قسمت مربوطه ذكر كرده‏ايم. براى نمونه دروغ‏گويى كودك را بايد در بخش تربيت اخلاقى كودك جتسجو كرد نه در بخش رذايل.
6ـ با اينك ما همه بخش‏هاى پانزده‏گانه را زير مجموعه و يا مرتبط با تربيت اخلاقى به معناى عام مى‏دانيم مباحث ويژه تربيت اخلاقى (مباحثى كه در آن‏ها به واژه تربيت اخلاقى تصريح شده) را نيز جداگانه آورده‏ايم تا كسانى كه مباحث ويژه تربيت اخلاقى را دنبال مى‏كنند يا تعريف اين اثر از تربيت اخلاقى را نمى‏پسندند از اين مأخذشناسى استفاده مطلوب را بنمايند.
7ـ عوامل و شيوه‏هاى عام تربيت اخلاقى را به دليل اهميت آن‏ها در دو بخش جداگانه ذكر كرده‏ايم ولى مباحث كلى مربوط به عوامل و شيوه‏هاى تربيت اخلاقى را در بخش «تربيت اخلاقى» آورده‏ايم و مناسب است پژوهشگران محترم در صورت مراجعه به يكى به ديگرى نيز مراجعه نمايند. لازم به ذكر است كه عوامل و شيوه‏هاى خاص مربوط به هر يك از فضايل و رذايل در ذيل همان فضيلت يا رذيله ذكر شده است.

بخش سوم: نمايه عناوين مآخذ

در اين بخش كليه مآخذ اعم از كتاب، پايان‏نامه و مقاله به ترتيب حروف الفبا كنار هم آمده‏اند و شماره مسلسل هر عنوان در مقابل آن ذكر شده است. در خصوص مآخذ انگليسى (اعم از كتاب و مقاله) از آنجا كه عناوين آن‏ها به فارسى ترجمه شده نمايه عناوين آنها هم به صورت فارسى و هم در پايان به ترتيب الفباى انگليسى ذكر شده است. البته براى تشخيص نوع مآخذ نشانه‏هاى اختصارى بعد از عنوان داخل پرانتز ذكر شده كه عبارتند از (ك.ف) = كتاب فارسى، (ك.ع) = كتاب عربى، (ك.ا) = كتاب انگليسى، (پ) = پايان نامه‏ها، (م.ف) = مقاله فارسى، عربى، (م.ا) = مقاله انگليسى.

بخش چهارم: نمايه پديدآورندگان

در اين بخش كليه پديدآورندگان اعم از اشخاص و مراكز پژوهشى به ترتيب حروف الفبا آورده شده است و در مقابل هر نام، شماره‏هاى مسلسل آثار مربوطه اعم از كتاب، پايان نامه و مقاله ذكر گرديده است. پديد آورندگان مآخذ انگليسى اعم از كتاب و مقالات جداگانه نمايه شده است.

بخش پنجم: معرفى اجمالى برخى سايت‏هاى اينترنتى تربيت اخلاقى

در اين بخش نمونه‏هايى از سايت‏هاى اينترنتى مربوط به تربيت اخلاقى جهت آشنايى پژوهشگران عرصه تربيت اخلاقى ارايه شده كه در آن به معرفى عنوان و نشانى سايتها اكتفا شده است و جهت استفاده و اطلاع بيشتر ضرورى است پژوهشگران محترم به اين سايت‏ها مراجعه نمايند.

شيوه استفاده از اين مأخذشناسى:

شيوه استفاده از اين مأخذشناسى به نوع و هدف پژوهشگر از مراجعه به آن بستگى دارد به اين بيان كه اگر پژوهشگر در پى آن است كه موضوع خاصى را در تربيت اخلاقى دنبال كند به بخش نمايه موضوعى مراجعه مى‏كند و از طريق فهرست بخش نمايه موضوعى، موضوع مورد نظر را پيدا و با يادداشت نمودن شماره‏هاى مقابل آن به بخش اول يعنى توصيف منابع، مراجعه مى‏كند، اگر پژوهشگر در پى مآخذ خاصى است به نمايه عناوين مآخذ مراجعه مى‏كند، اگر به دنبال آن است كه بداند فلان نويسنده چه آثارى اعم از كتاب، پايان نامه و مقاله در تربيت اخلاقى دارد به بخش نمايه پديد آورندگان مراجعه مى‏كند، اگر به دنبال پايان نامه‏ها يا مقالات و يا كتابها به زبان فارسى يا انگليسى و يا عربى در موضوع خاصى است به بخش مربوطه مراجعه مى‏كند. آنچه در اين ميان مهم است اين است كه پژوهشگر بداند كه شماره‏هاى (1 الى 540) مربوط به كتابهاى فارسى، شماره‏هاى (541 الى 744) كتابهاى عربى، شماره‏هاى (745 الى 759) كتاب‏هاى انگليسى، شماره‏هاى (760 الى 951) پايان نامه‏ها و طرح‏هاى تحقيقاتى، شماره‏هاى (952 الى 1384) مقالات فارسى مجلات و روزنامه‏ها، (شماره‏هاى 1385 الى 1419) مقالات عربى و شماره‏هاى (1420 الى 1447) انگليسى است.
يادآورى مهم: در اين اثر، منابع و مآخذ مربوط به تربيت اخلاقى كه تا آغاز سال 1380 هجرى شمسى نگارش يافته توصيف شده است.

 
تقدير و تشكر

در پايان لازم مى‏بينم تا از تمامى همكارانى كه در اين اثر نقش داشته و ما را يارى نموده‏اند تقدير و تشكر نمايم.
اسامى همكاران عبارتند از: آقايان ولى‏الله هاشم‏پور، على مقدسى‏پور، اصغر اخوى، مصطفى قادرى، محمدرضا موسوى‏نسب كرمانى، حسين كارآمد، مهدى اسدى، دكتر عباسعلى شاملى و سركار خانم كشفى.
همچنين از مسئولين كليه دانشگاه‏ها، كتابخانه‏ها و نيز مراكز پژوهشى كه زمينه استفاده از منابع و اسناد خود را براى ما فراهم كرده‏اند بويژه واحد اصطلاحنامه علوم اسلامى (بخش اخلاق) مركز تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم صميمانه تقدير و تشكر مى‏گردد.
 

على همت بنارى
ابستان 1382

نشانه‏هاى اختصارى
الف) نشانه‏هاى فارسى:

بى تا = (تاريخ نشر ذكر نشده)
بى جا = (محل نشر ذكر نشده)
بى نا = (ناشر ذكر نشده)
پ = پايان نامه يا طرح تحقيقاتى
ج = جلد
د = دوره
ر.ك = رجوع كنيد به
س = سال
ص = صفحه
صص = صفحه آغاز و صفحه پايان
ك.ف = كتاب فارسى
ك.ع = كتاب عربى
ك.ا = كتاب انگليسى
م.ف = مقاله فارسى
م.ع = مقاله عربى
م.ا = مقاله انگليسى

ب) نشانه‏هاى عربى

الجزء = جلد
د.ت = دون‏تاريخ(تاريخ‏نشرذكرنشده)
د.م = دون مكان (محل نشر ذكرنشده)
د.ن = دون ناشر (ناشر ذكر نشده)
س = السنة (سال)
ص = صفحه
صص = صفحه آغاز و پايان
ع = العدد (شماره)
ق = هجرى قمرى
م = ميلادى
اعداد = تدوين، تنظيم و گردآورى

ج) نشانه‏هاى انگليسى

Article = A (مقاله)
Book = B (كتاب)
Page = P (صفحه)
Page. Page = P.P (صفحه‏آغاز و صفحه‏پايان)
Nomber = N (شماره)
Volume = Vol. (جلد)
edition = ed. (ويرايش)

پاورقی :

1. از قرآن آيات «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّيها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها» (شمس، 8 و9) و از روايات، روايت امام‏صادق عليه‏السلام بر اين قضيه دلالت دارد: عن اسحاق بن عمار عن ابى عبدالله عليه‏السلام قال: «ان الخلق منيحة يمنحها الله عزوجل خَلقَه فمنه سجيّه و منه نيّه» فقلت: فايّتها أفضل؟ فقال: «صاحب السجيّة هو مجبول لا يستطيع غيره و صاحب النيّة يصبر على الطاعة تصبّرا فهو افضلها» (اصول كافى، ج2، ص107)... اخلاق و خوى‏ها عطيه‏اى است كه خداوند به بندگانش عطا نموده است. برخى از اين خوى‏ها طبعى و فطرى و برخى اكتسابى است. هم‏چنين تعبير «لاتمّم» در روايت «اِنَّما بُعِثَتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقْ»، مى‏تواند اشاره به همين نكته داشته باشد؛ زيرا پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سخن از تتميم و تكميل مكارم اخلاق به ميان آورده است و معناى تتميم، اين است كه مكارم اخلاق قبلاً وجود داشته‏اند و هدف بعثت، تكميل آنهاست.