فصل پنجم

خمس در اسلام

خمس يكى از احكام مسلّم و ضرورى دين اسلام است. و در قرآن كريم و سنّت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به صراحت بيان شده است. قرآن كريم مى‏فرمايد: «و اعلموا انّما غنتم من شى‏ء فانّ للّه خُمُسه و للرسول و لذى القربى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل...»؛(١) بدانيد كه خمس غنايمى كه به دست مى‏آوريد، از آنِ خدا و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و خويشاوندان پيامبر، و يتيمان و تهى دستان و در راه ماندگان است.

١. انفال / ٤١.

در اين جا دو مطلب مطرح مى‏شود يكى اين كه خمس به چه چيزهايى تعلّق مى‏گيرد، و ديگرى اين كه خمس به چه كسانى و چگونه پرداخت مى‏شود؟
 

متعلّق خمس چيست؟

از نظر شيعه خمس به هر گونه غنيمت و در آمدى كه انسان به دست مى‏آورد، تعلّق مى‏گيرد.
و غنايم جنگى يكى از موارد آن است. ولى اهل‏سنّت خمس را مخصوص غنايم جنگى مى‏دانند، استدلال آنان اين است كه چون آيه در مورد غنايم جنگى نازل شده است، به آن اختصاص دارد، ولى اين استدلال از دو نظر قابل مناقشه است:
١. در لغت عرب به هر چيزى كه انسان به دست مى‏آورد، غنيمت گفته مى‏شود. و به غنايم جنگى اختصاص ندارد، ابن منظور در لسان العرب مى‏گويد: «الغُنم الفوز بالشيء من غير مشقّة»(١)؛ غنيمت چيزى است كه انسان بدون مشقّت به دست مى‏آورد.
در حديث آمده است:: «الرهن لمن رهنه، له غُنمه و عليه غُرمه»؛ رهن از آنِ راهن است، غنيمت و غرامتش به او باز مى‏گردد.
ابن اثير در شرح اين حديث گفته است: «مقصود از غُنم، افزايش و رشد و بالا رفتن قيمت آن است.(٢)
قرآن كريم نعمت‏هاى بهشتى را به عنوان غنايم دانسته مى‏فرمايد: «و عنداللّه مغانم كثيرة»(٣)؛ نزد خداوند پاداش‏هاى فراوانى است.

١. لسان العرب، كلمه‏ى غَنم.
٢. النهاية: ٣ / ٣٩١.
٣. نساء / ٩٤.

از نصوص ياد شده به دست مى‏آيد كه غنيمت از نظر معنا و مفهوم به آنچه در جنگ به دست مى‏آيد اختصاص ندارد، و روشن است كه مورد نزول آيه‏ى كريمه دليل بر تخصيص حكم به آن مورد نيست.
٢. در برخى از روايات آمده است كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پرداخت خمس را بر هر نوع درآمدى واجب كرده است. آنگاه كه گروهى از قبيله‏ى عبدالقيس حضور او رسيدند و گفتند ميان ما و شما، مشركان حايل و مانع اند، و ما فقط در ماه‏هاى حرام (كه امنيت برقرار است) مى‏توانيم نزد شما بياييم. دستوراتى را كه در سايه‏ى عمل به آن وارد بهشت گرديم و ديگران را نيز به آن دعوت كنيم، بيان فرما.
پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: شما را به ايمان فرمان مى‏دهم. سپس در تفسير ايمان فرمود: «شهادة ان لا اله الا اللّه، و إقام الصلاة، و ايتاء الزكوة و تعطوا الخمس من المغنم»(١)؛ بدون شك، مقصود از مغَنم (غنيمت)، در اين حديث درآمدهاى غير جنگى است، زيرا آنان گفتند ما در نقطه‏اى زندگى مى‏كنيم كه دسترسى به پيامبر نداريم، يعنى از ترس مشركان نمى‏توانيم به مدينه بياييم، اين گونه افراد كه در محاصره‏ى مشركان بودند، توانايى جهاد با مشركان را نداشتند تا از غنيمت به دست آمده، خمس آن را بپردازند.(٢)
گذشته از موارد ياد شده، در احاديثى كه از ائمه‏ى اهل بيت صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت شده بر لزوم پرداخت خمس از هر گونه در آمد، تصريح شده و نقطه‏ى ابهامى در اين مورد وجود ندارد.
سماعة بن مهران از امام كاظم عليه‏السلام از خمس پرسيد، امام عليه‏السلام فرمود: «في كلّ ما أفاد الناس من قليل او كثير».(٣)

١. صحيح بخارى: ٤ / ٢٥٠.
٢. جهت آگاهى بيشتر از ادلّه‏ى خمس در منابع اهل‏سنّت به كتاب الاعتصام بالكتاب و السنّة رجوع شود.
٣. وسائل الشيعة: ٤ / ٣٥٠.

برخى از شيعيان به امام جواد عليه‏السلام نامه‏اى نوشته و از او خواستند تا نظر خود را در مورد خمس و درآمدهايى كه از راه‏هاى مختلف كسب و كار به دست مى‏آيد بيان نمايد، امام عليه‏السلام در پاسخ او نوشت: «الخمس بعد المؤونة».(١)
احاديث در اين باره بسيار است كه به دو نمونه‏ى ياد شده بسنده مى‏كنيم. اين حكم از مسلّمات مذهب شيعه است.
 

مصرف خمس

موارد مصرف خمس در آيه‏ى خمس(٢) بيان شده است. طبق اين‏كريمه، خمس به خداوند و به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و خويشاوندان نسبى پيامبر، يتيمان، بيچارگان و در راه ماندگان اختصاص دارد. بنابراين، پيامبر اكرم عليه‏السلام و خويشاوندان او، هر يك از خمس سهم ويژه‏اى داشتند. اين مطلب مورد اجماع مسلمانان است كه تا زمان رحلت پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تغيير در اين باره داده نشد؛ اما پس از آن كه ابوبكر به خلافت رسيد، سهم پيامبر و ذوى القربى را از خمس حذف كرد. و در نتيجه بنى هاشم از سهم ويژه‏اى كه در زمان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بهره‏مند بودند، محروم شدند.
زمخشرى از ابن عباس روايت كرده، كه گفته است: خمس بر شش سهم تقسيم مى‏شد، خدا و رسولش دو سهم، و خويشاوندان پيامبر نيز يك سهم داشتند تا اين كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از دنيا رفت. در اين هنگام ابوبكر خمس را منحصر در سه سهم كرد».(٣)

١. همان، ص ٣٤٨.
٢. انفال / ٤١.
٣. الكشاف: ٢ / ٢٢٢.

مسلم بن حجاج از يزيد بن هرمز روايت كرده كه گفته است: نجدة بن عامر كه از خوارج بود، نامه‏اى به ابن عباس نوشت و در آن از سهم ذى القربى سؤال كرد كه آنان چه كسانى‏اند؟ ابن عباس در پاسخ نوشت: ما (بنى هاشم) خويشاوندان پيامبريم، ولى ما را از آن منع كردند.(١)
اين حديث را احمد بن حنبل نيز در اواخر جزء اول از مسندش آورده است. چنان كه بسيارى از اصحاب مسانيد به طرق مختلف روايت كرده‏اند.
اين روايت، با آنچه از ائمه‏ى اهل بيت عليهم‏السلام نقل شده مطابقت دارد، اهل‏سنّت در اين مسأله از عمل دو خليفه و رأى آنان پيروى مى‏كنند، ولى شيعه‏ى اماميه پيرو مذهب اهل بيت عليهم‏السلام است. بنابراين، از سهام ششگانه خمس، سه سهم (دو سهم خدا و پيامبر و يك سهم ذى القربى) به امام معصوم عليه‏السلام اختصاص دارد.
سه سهم ديگر، به يتيمان، بيچارگان و در راه ماندگان از بنى هاشم اختصاص دارد، زيرا خداوند زكات را بر آنان حرام كرده است. و در عوض سه سهم از خمس را به آنان اختصاص داده است.
لازم به ذكر است كه ائمه‏ى مذاهب اهل‏سنّت در اين مسأله هم داستان نيستند، مالك بن انس مى‏گويد: همه‏ى سهام خمس به حاكم و امام مسلمانان اختصاص دارد و او هر جا كه مصلحت بداند مصرف مى‏كند. ابوحنيفه و پيروانش، بنى هاشم را در زمره‏ى ديگر فقيران و بيچارگان قرار داده، و فرقى ميان هاشمى و غير هاشمى قايل نيستند، امام شافعى، يك سهم ارث كه حق رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بود را مخصوص مصالح مسلمانان مانند آمادگى دفاعى در برابر متجاوزان دانسته كه پيامبر در آنها مصرف مى‏كرد. و سهم ذى القربى را مخصوص بنى هاشم و بنى المطلّب و بقيه را، از آن سه گروه ديگر مى‏داند.(١)

١. الاعتصام بالكتاب و السنة، ص ١١٢.
٢. تفسير الكشّاف: ٢ / ٢٢١.