فصل اوّل

فلسفه‏ى قيامت و حقيقت معاد

قيامت تجلّى‏گاه رحمت، حكمت و عدل الهى است. قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد:
«كتب على نفسه الرّحمة ليجمعنّكم الى يوم القيامة لا ريب فيه»(١) خداوند رحمت را بر خود لازم نموده است، به تحقيق كه در روز قيامت كه ترديدى در آن نيست، شما را جمع خواهد نمود.
رحمت از صفات كمال الهى است و مفاد آن اين است كه خداوند بر آورنده‏ى نياز موجودات است، و هر يك از آنها را به سوى كمال كه شايستگى آن را دارد هدايت كرده و به آن نايل مى‏سازد.(٢) آفرينش انسان با ويژگى‏هايى كه دارد به روشنى بر شايستگى انسان نسبت به حيات ابدى دلالت مى‏كند.

١. انعام / ١٢.
٢ـ الميزان: ٧ / ٢٥.

پس بايد سراى ديگرى وجود داشته باشد كه حيات ابدى، انسان در آن تحقق يابد.
قيامت مقتضاى حكمت الهى نيز هست، زيرا اگر جهان طبيعت كه ملازم با تغيير و حركت است، به نقطه‏اى نرسد كه قرار و ثبات بر آن حكم فرماست، جهان به غايت خود نخواهد رسيد، و فعل بدون غايت از خداوندى كه حق مطلق و حكيم است، محال است. چنان كه مى‏فرمايد:
«أفحسبتم أنّما خلقنا كم عبثا و انّكم الينا لا ترجعون».(١)
در جاى ديگر، پس از بيان اين كه خداوند آسمان‏ها و زمين و آنچه در آنها است را بيهوده نيافريده است، از قيامت سخن گفته و فرموده است «انّ يوم الفصل كان ميقاتهم اجمعين».(٢)
فلسفه‏ى ديگر قيامت اين است كه عدل الهى در مورد نيكوكاران و بدكاران و مؤمنان و كافران به طوركامل تحقق يابد، چرا كه در هم آميختگى و به هم پيوستگى زندگى افراد بشر در دنيا مانع از تحقق كامل عدل الهى در مقام جزا و مكافات است، از اين روى، لازم است سراى ديگر باشد، كه زمينه‏ى تحقّق عدل جزايى و كيفرى الهى به طور كامل فراهم گردد. قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد:
«ام نجعل الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات كالمفسدين فى الأرض، ام نجعل المتّقين كالفجّار»(٣): آيا مؤمنان و صالحان را با مفسدان در زمين، و پرهيزگاران را با تبهكاران يكسان قرار خواهيم داد؟

١ـ مؤمنون / ١١٥.
٢ـ دخان / ٤٠.
٣ـ ص / ٢٨.

نيز مى‏فرمايد: «أفنجعل المسلمين كالمجرمين مالكم كيف تحكمون»(١): آيا تسليم شوندگان در برابر فرامين الهى را چون مجرمان قرار خواهيم داد، چگونه داورى مى‏كنيد؟
 

حقيقت معاد

معاد به معنى باز گشتن است، و مقصود از آن در اصطلاح شرع، تعلق دوباره‏ى روح به بدن به هنگام بر پايى قيامت است.
بر اين اساس، معاد هم به روح مربوط مى‏شود و هم به بدن، يعنى هم جسمانى است و هم روحانى. پاداش‏ها و كيفرهاى اخروى دو گونه است، برخى پاداش‏ها و كيفرها، عقلانى و روحانى است كه درك آنها به بدن و قواى حسّى نياز ندارد، مانند حسرت جانكاه براى تبهكاران، و رضوان الهى براى پرهيزگاران و مقربان. قرآن كريم در مورد حسرت جانكاه تبهكاران مى‏فرمايد: «كذلك يريهم اللّه‏ اعمالهم حسرات عليهم»(٢). و در مورد رضوان الهى براى پرهيزگاران مى‏فرمايد: «و رضوان من اللّه‏ اكبر».(٣)

١ـ قلم / ٣٥-٣٦.
٢ـ بقره / ١٦٧.
٣ـ توبه / ٧٢.

نوع ديگر پاداش‏ها و كيفرها جسمانى و محسوس است، و درك آنها به بدن و قواى بدنى نياز دارد. اين گونه پاداش‏ها و كيفرها به تفصيل در آيات قرآن و روايات بيان شده است. تحقق اين گونه پاداش‏ها و كيفرها بدون حشر بدن‏هاى مردگان امكان‏پذير نيست.
گذشته از اين دسته از آيات كه بر معاد جسمانى دلالت مى‏كنند، آيات بسيار ديگرى نيز ناظر به معاد جسمانى مى‏باشند. از اين دسته است آياتى كه انكار و استبعاد منكران معاد را بازگو كرده است، آنچه در اين آيات مورد انكار يا استبعاد منكران معاد است، زنده شدن دوباره‏ى بدن‏ها پس از متلاشى شدن و پراكنده شدن در خاك است. و قرآن كريم به انكار و استبعاد آنان از طريق گستردگى علم و قدرت الهى پاسخ داده است. اگر معاد جسمانى لازم نبود طريق معقول‏تر و ساده‏تر در پاسخ آنان، انكار چنين معادى بود، نه پاسخگويى به اشكالات و شبهات آنان از طريق علم و قدرت نامتناهى خداوند، و آسان‏تر بودن خلقت دوباره از خلقت نخست، و ذكر شاهد و مثال براى تحقّق پديده‏ى اماته و احياء در جهان و مانند آن.
اين گونه آيات و آيات بسيار ديگرى از اين قبيل، به هيچ وجه قابل تأويل نيست، و در نتيجه نظريه‏ى كسانى كه فقط به معاد روحانى قايل شده و آيات مربوط به معاد جسمانى را تأويل كرده‏اند، پذيرفته نيست. محقق طوسى پس از بيان اين كه آيات مربوط به معاد جسمانى بسيار است گفته است «و اكثره ممّا لا يقبل التأويل»، سپس نمونه‏هايى از اين آيات را نقل كرده است.(١)

١ـ تلخيص المحصّل، ص ٣٩٣ ـ ٣٩٤.

زندگى دنيوى انسان با مرگ پايان مى‏پذيرد. پس از مرگ به عالم برزخ وارد مى‏شود، و سرانجام به سراى آخرت قدم خواهد گذاشت و پاداش و كيفر اعمال خود را دريافت خواهد كرد. بر اين اساس، براى انسان سه گونه حيات مقدّر شده است.

١. حيات دنيوى؛
٢. حيات برزخى؛
٣. حيات اخروى.

حيات دنيوى انسان از فصل‏ها و مرحله‏هاى گوناگون تشكيل مى‏شود. مهم‏ترين فصل حيات دنيوى بشر از وقتى آغاز مى‏شود كه به حدّ بلوغ شرعى مى‏رسد و در زمره‏ى مكلّفان به تكاليف الهى قرار مى‏گيرد. از اين مرحله او چگونگى حيات اخروى خويش را رقم مى‏زند، و تصميم مى‏گيرد كه در جرگه‏ى صالحان باشد يا طالحان. از اصحاب جنّت باشد يا نار.