يكى از عقايد مخصوص شيعه اماميه، اعتقاد به رجعت است. يعنى اعتقاد به اين كه پس از ظهور مهدى موعود(عج) و تشكيل حكومت عدل الهى در سراسر جهان گروهى از اولياى الهى و دوستداران خاندان رسالت عليهمالسلام و عدّهاى از معاندان و دشمنان خاندان وحى كه از دنيا رفتهاند، به دنيا باز خواهند گشت. اولياى الهى و صالحان با ديدن حاكميت حق و عدل در گسترهى گيتى شادمان مىشوند و پرتوى از ثمرات ايمان و اعمال صالح خود را در دنيا دريافت مىكنند، و معاندان و دشمنان اهل بيت عليهمالسلام نيز سزاى ظلم و ستمهايى را كه بر خاندان رسالت روا داشتهاند در اين سراى مىبينند، البته پاداش و كيفر نهايى در قيامت تحقّق خواهد يافت.
در مسألهى رجعت قبل از هر چيز بايد اين نكته را مورد توجه قرار داد، كه رجعت امرى است ممكن و هيچ گونه محذور عقلى ندارد، روشنترين دليل بر امكان آن اين است كه در گذشتهى تاريخ رخ داده است، قرآن كريم از زنده شدن عزير ياد كرده است كه پس از مرگ يك صد ساله، بار ديگر زنده شد.(1) همچنان كه احياء مردگان يكى از معجزات حضرت عيسى عليهالسلام بوده است.(2) داستان زنده شدن مقتول بنى اسراييل(3)، نمونهى ديگرى از رجعت و بازگشت مردگان به اين جهان است. بنابراين، تشبيه رجعت به تناسخ كه برخى از شبهه انگيزان پيش كشيدهاند، جز كوته بينى يا لجاجت در پذيرش حقيقت، چيزى نيست.
1ـ بقره / 259.
2ـ مائده / 110.
3ـ بقره : 47 / 73.
علاوه بر آنچه كه گفته شد، دلايلى كه علماى شيعه بر اين مسأله اقامه كردهاند، سه دسته است: آيات قرآن كريم، سنّت نبوى و احاديث اهلبيت عليهمالسلام ؛ عمدهترين دليل آنان احاديثى است كه به طور متواتر از ائمّهى اهلبيت عليهمالسلام در اين باره روايت شده است. علاّمه مجلسى اين روايات را در كتاب بحارالانوار نقل كرده است. تعداد آنها به حدود دويست روايت مىرسد. وى ياد آور شده است كه اين احاديث را بيش از چهل نفر از علماى موثّق شيعه از پيشوايان معصوم عليهمالسلام روايت كردهاند، و در بيش از پنجاه كتاب حديث و كلام و تفسير شيعه نقل شده است. گذشته از اين، عدّهاى از بزرگان شيعه در مورد رجعت كتاب يا رسالهى مستقل تأليف كردهاند، چنان كه ديگران نيز در بحث غيبت به آن پرداختهاند. با وجود اين دلايل و شواهد، شك و ترديد در اين مسأله بر كسى كه به حقّانيت اهلبيت عليهمالسلام ايمان دارد، روا نخواهد بود. و همين امر سبب شده است كهرجعت مورد اجماع علماى شيعه اماميه واقع شده است.(1)
جامعترين كتاب در مورد رجعت كه در زمانهاى اخير تأليف شده است، كتاب «الايقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة» تأليف محدّث شيعى شيخ حرّ عاملى است.(2) علاّمه شبّر نيز در كتاب حق اليقين به تفصيل در مورد آن بحث نموده است.
متكلّمان شيعه، علاوه بر استدلال به احاديث ائمّهى اهل بيت عليهمالسلام يا اجماع علماى شيعه بر رجعت، به برخى از آيات قرآن نيز بر رجعت استدلال كردهاند. در اين جا دو نمونه را ياد آور مىشويم:
1. «و يوم نحشر من كل امّة فوجا ممّن يكذّب باياتنا فهم يوزعون»(3)
اين آيه از روزى خبر مىدهد كه از هر امّت و جمعيّتى برخى از تكذيب كنندگان آيات الهى زنده مىشوند. حشر در اين آيه به عدهاى از تبهكاران اختصاص دارد، در حالى كه حشر روز قيامت عموميت دارد چنان كه مىفرمايد: «و حشرناهم فلم نغادر منهم أحدا».(4)
بنابراين، قرآن كريم از دو حشر خبر داده است، يكى حشر عمومى كه مربوط به قيامت و سراى آخرت است، و ديگرى حشر مخصوص به عدّهاى كه چون در آخرت نيست، طبعاً در دنيا صورت خواهد گرفت. و اين همان رجعت است.(5)
1. بحارالانوار: 53 / 122 ـ 124.
2. اين كتاب اخيرا با تحقيق آقاى سيدعبدالكريم محمدموسوى در 472 صفحه از سوى مؤسّسهى السيّدة المعصومة عليهاالسلام به زيور طبع آراسته شد.
3ـ نمل / 83.
4ـ كهف / 47.
5. مصنّفات الشيخ المفيد: 7 / 32 ـ 33. (المسائل السرويّة).
2ـ «ربَّنا اَمَتّنا اثنتين و أحْييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل الى خروج مِّن سبيل».(1):
اين آيه از كسانى سخن مىگويد كه در قيامت گرفتار عذاب الهى مىشوند. آنان با اعتراف به گناهان خود نجات خويش از عذاب را درخواست مىكنند. نكتهى جالب توجه اين است كه آنان از دو اماته و احيا (ميراندن و زنده كردن) سخن مىگويند، يعنى ياد آور مىشوند كه خداوند آنان را دوبار ميرانده و دوبار زنده كرده است.
همهى انسانها يك بار مىميرند (قبض روح مىشوند) و يك بار زنده مىشوند. (بار ديگر روحشان به بدنشان تعلّق مىگيرد تا پاداش و كيفر اعمال خود را ببينند). ولى اين گروه دوبار مىميرند و دوبار زنده مىشوند. اين مطلب بر اعتقاد به رجعت منطبق مىگردد.
كسانى كه مشمول رجعت مىشوند دوبار مىميرند و دوبار زنده مىشوند.
منكران رجعت در تفسير آيه گفتهاند: مقصود از دو اماته يكى موت قبل از حيات دنيوى است، و ديگرى موت پس از حيات دنيوى، و مقصود از دو احياء يكى حيات دنيوى است و ديگرى حيات اخروى.
1ـ غافر / 11.
اين تفسير با ظاهر واژهى «اماته» سازگار نيست، زيرا مفاد آن اين است كه موجودى داراى حيات باشد، سپس حيات او گرفته شود، به عبارت ديگر كاربردهاى لفظ اماته (ميراندن) گوياى اين حقيقت است كه اماته مسبوق به حيات است. در حالى كه موت نخستين انسان، يعنى آنگاه كه انسان خاك يا نطفه است و هنوز روح انسانى در او دميده نشده است، مسبوق به حيات نيست، بدين جهت لفظ اماته در آن به كار نمىرود، گذشته از اين گويندگان اين سخن افراد بشرند، و ظاهر آن اين است كه آنان پس از آن كه حيات انسانى داشتهاند دوبار ميرانده شدهاند.
برخى ديگر گفتهاند: مقصود از دو اماته يكى مرگ پس از حيات دنيوى است، و ديگر، مرگ پس از زنده شدن در قبر براى پاسخگويى به سؤال نكير و منكر. در نتيجه مقصود از دو احيا نيز يكى حيات دنيوى است، ديگرى حيات در قبر.
اين تفسير نيز با ظاهر آيه هماهنگ نيست، زيرا ظاهر آيهى كريمه اين است كه اين گروه از اهل عذاب نسبت به دو حياتى كه در اختيار آنان قرار داده شده است، اظهار ندامت و پشيمانى مىكنند چرا از آن به گونهاى معقول و مشروع بهره نگرفتند كه مستوجب عذاب اخروى نشوند، اين در صورتى است كه هر دو حيات در دنيا تحقق يابد كه سراى تكليف و عمل است، اما حيات در قبر براى تكليف و عمل نيست، تا دوزخيان نسبت به معاصى خود در آن حيات اظهار ندامت و حسرت كنند.(1)
از جمله ادلّهى رجعت حديث نبوى مشهور و مقبول نزد شيعه و اهلسنّت است كه مفاد آن اين است كه؛ حوادثى كه در امّتهاى پيشين رخ داده است، در امت اسلامى نيز رخ خواهد داد. در صحيح بخارى از ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله روايت شده كه فرمود:
«لتتبعنّ سنن من كان قبلكم شبرا بشبر، و ذراعا بذراعٍ».(2)
1. مصنّفات الشيخ المفيد: 7 / 33 ـ 35. (المسائل السّرويّة).
2ـ صحيح البخارى: 9 / 112؛ كتاب الاعتصام بقول النبي صلىاللهعليهوآله .
شيخ صدوق در كمال الدين از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله روايت كرده كه فرمود:
«كل ما كان في الأمم السالفة فانه يكون في هذه الأمة مثله، حذو النعل بالنعل و القذّة بالقذّة».(1)
بديهى است، رجعت يكى از حوادث مهمّى است كه در تاريخ امّتهاى پيشين رخ داده است، چنان كه قرآن كريم در مورد قوم يهود و بنى اسراييل مواردى را ذكر نموده است. بنابراين، به مقتضاى حديث نبوى مزبور، رجعت در امت اسلامى نيز واقع خواهد شد. امام رضا عليهالسلام در پاسخ سؤال مأمون عباسى در مورد رجعت، به حديث نبوى مزبور استدلال كرده است.(2)
فلسفهى رجعت اين است كه عدّهاى از اولياى الهى و دوستداران اهل بيت عليهمالسلام و گروهى از معاندان و دشمنان اهل بيت پيش از آن كه پاداش و كيفر اخروى اعمال خود را دريافت كنند، به دليل ويژگىهايى كه دارند، در دنيا در زمانى كه حكومت عدل الهى جهان گستر شده است، پرتو و بهرهاى از نتايج عقيده و عمل خويش را بيابند.
1ـ كمال الدّين، ص 576.
2. بحارالانوار: 53 / 59؛ حديث 45.
در اين باره كه چه كسانى رجعت خواهند داشت و نام و نشان آنان به طور دقيق چيست، در برخى از روايات نام افرادى برده شده است، ولى اظهار نظر قطعى در اين خصوص روا نيست، علاّمهى شبّر پس از بحث عقلى و نقلى در مورد رجعت و يادآورى اين كه اعتقاد به رجعت از ضروريات مذهب اماميه است، گفته است: «با توجه به دلايل ياد شده ايمان به رجعت به طور اجمالى و كلّى واجب است، و تفصيل آن را بايد به اهل بيت عليهمالسلام واگذار كرده و روايات در مورد رجعت اميرالمؤمنين و امام حسين عليهالسلام متواتر است، و در مورد رجعت ائمهى ديگر قريب به تواتر است، ولى چگونگى رجعت آنان بر ما روشن نيست، و بايد علم آن را به خدا و اوليايش واگذار كرد».(1)
1. حقّ اليقين: 2 / 35.