بسم الله الرحمن الرحيم

درآمدی به شيعه شناسی

على ربّانى گلپايگانى
دفتر برنامه‏ريزى و تدوين متون درسى
مركز جهانى علوم اسلامى

مقدّمه‏ى مركز

بالندگى مراكز آموزشى در گرو نظام آموزشى استوار، قاعده‏مند و تجربه‏پذير است، در اين نظام، برنامه‏هاى آموزشى، متون درسى و استادان، اركان اصلىِ آن به شمار مى‏آيند.
قوّت برنامه‏ى آموزشى به هم‏آهنگى آن با نيازهاى زمان، استعدادِ علم‏آموزان و امكانات، نهفته است. چنان كه استوارى متون درسى بدان است كه تازه‏ترين دست آوردهاىِ علم را در جديدترين شيوه‏هاى فراگيرى و فن‏آورى آموزشى عرضه دارند. استادان ورزيده و كار آزموده نيز ركن سوم نظام آموزشى‏اند.
مراكز آموزشى براى حفظ نشاط علمى خود، هماره بايد در انديشه‏ى ارزيابى، بازنگرى و اصلاح متون مدوّن و منابع آموزشى باشند و نيز متن‏هاى جديد را با تازه‏ترين شيوه‏ها و دست‏آوردهاى علمى همراه سازند. حوزه‏هاى علوم دينى، كه تربيت عالمان دين و نشر معارف اسلامى را بر عهده دارد، و به عنوان نهاد تعليمى ـ دينى شناخته مى‏شوند، از اين قاعده مستثنا نيستند.
خرسنديم كه حوزه‏هاى علميه به بركت انقلاب شكوه‏مند اسلامى ساليانى است كه در انديشه‏ى اصلاح ساختار آموزشى و بازنگرىِ متون درسى است. مركز جهانى علوم اسلامى به عنوان بخشى از اين مجموعه ـ كه به امر تعليم و تربيت طلاّب غير ايرانى همّت گمارده ـ به منظور انجام اين كار بزرگ به پى‏ريزى «دفتر تدوين متون درسى» روى آورد.
اين دفتر با ارج نهادن به سخت كوشى‏هاى عالمانِ گران‏قدر ـ كه تاكنون پاسخ گوى اين نيازها بوده‏اند ـ با خوشه‏چينى از خرمن دانش آنان، بر آن است كه تجربه‏هاى نو را در شيوه‏هاى آموزشى با تازه‏ترين دست آوردهاى علمى همراه كرده، متونى بر اين پايه سامان دهد.
تاكنون به همّت پژوهش‏گران، مدرّسان و فضلاى حوزه، اين دفتر در گام‏هاى نخستين، به تدوين و نشر بيش از چهل متن درسى در موضوعات گوناگون علوم دينى ـ انسانى توفيق يافته است.
طلاّب و دانش‏پژوهان مركز جهانى علوم اسلامى به سبب ويژگى‏هاى دوره‏ى تحصيل، علاوه بر گذراندن موادّ اصلى دروس حوزوى، موادّ درسى ديگرى را هم مى‏خوانند. يكى از دروس عمومى كه در دوره‏ى سطح 2 (كارشناسى) در برنامه‏هاى درسى قرار دارد ـ كه به نظر مى‏رسد براى فراگيران خارجى ضرورت بيشتر دارد ـ مباحث مربوط به شيعه‏شناسى است.
سرفصل پيشنهادى اين مادّه‏ى درسى در موضوعات كلّى زير ارايه شده است:

1. شيعه در لغت و اصطلاح؛
2. شيعه مولود طبيعى اسلام يا شيعه ادامه‏ى راه رسالت و بررسى ادلّه‏ى مربوط به آن؛
3. بررسى آرا و شبهات در موضوع پيدايش تشيّع؛
4. آشنايى با مصادر شيعه؛
5. ادوار شيعه؛
6. ويژگى‏هاى مسايل فقهى و اعتقادى شيعه.

جهت تهيّه‏ى متن براى اين مادّه‏ى درسى، جناب استاد حضرت حجة‏الاسلام والمسلمين آقاى على ربّانى گلپايگانى دام‏توفيقه به درخواست دفتر برنامه‏ريزى و تدوين متون درسى مركز جهانى علوم اسلامى پاسخ داده و گامى استوار و درخور تقدير برداشته است.
در پايان يادآورى مى‏كنيم، از آن رو كه هيچ كارى در آغاز راه مصون از خطا و لغزش نيست، به همكارى ارباب معرفت و فضل اميد بسته، چشم به نقد و نظر آنها دوخته‏ايم، و همين دست مايه‏ى شروع كار و اميد به آينده‏ى روشن است.

دفتر برنامه‏ريزى و تدوين متون درسى
مركز جهانى علوم اسلامى

مقدّمه‏ى مؤلّف

با مطالعه‏ى تاريخ اديان عموما و اديان آسمانى خصوصاً اين واقعيت آشكار مى‏گردد كه اديان در آغاز پيدايش اصول و مبانى، و احكام و آداب خاصى را مطرح كرده و پيروان آنها حول آن محورها اجتماع نموده و به صورت امّتى واحد و يك پارچه به حيات اجتماعى خود ادامه مى‏دادند. اما پس از گذشت زمانى، بر اساس عوامل و دلايل گوناگون، در بين آن‏ها مذاهب و فرقه‏هاى مختلفى با عقايد و آداب متفاوت پديد آمده است. امّت اسلامى نيز از اين پديده‏ى تاريخى بركنار نمانده و پس از درگذشت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مذاهب و فرقه‏هاى بسيارى در جهان آمده است. مطابق حديثى كه از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت شده آن حضرت خود چنين پديده‏اى را پيش بينى كرده و از ظهور هفتاد و سه فرقه در ميان مسلمانان خبر داده است.(1)

1. مطابق اين حديث پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرموده است: يهود به هفتاد و يك فرقه و نصارى به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند، و امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم خواهند شد. جهت آگاهى از سند و متن و مفاد حديث به: الفرق بين الفرق، ص 4 ـ 9؛ و بحوث في الملل و النحل: 1/21 ـ 40 رجوع شود.

طبيعى است كه اختلافات در آغاز شكل محدودى داشته و به تدريج افزايش يافته است. چنان كه همه‏ى اختلافاتى كه در مورد مسايل گوناگون دينى رخ داده است، منشأ پيدايش مذاهب و فرقه‏هاى مختلف نشده است، بلكه آن دسته از اختلافاتى منشأ ظهور مذاهب گوناگون شده است كه به مسايل مهمّ دينى، اعم از اصول و فروع دين، مربوط بوده است. مانند اختلاف در مورد توحيد و صفات خداوند، يا مسايل مربوط به نبوّت و امامت، روش‏هاى گوناگون در فهم قرآن كريم يا دست‏يابى به سنّت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و مانند آن، بر اين اساس، فرقه‏هايى چون مجسِّمه، مشبِّهه، مؤوِّله، صفاتيِّه، عدليّه، قدريّه، جبريّه، مفوّضه، مرجئه، وعيديّه، تفضيليّه، حشويّه، سلفيّه و غيره پديد آمده است.
يكى از اساسى‏ترين اختلافاتى كه در امّت اسلامى رخ داده است، اختلاف در مورد خلافت و امامت است.(1) اين اختلاف از نخستين لحظه‏هاى پس از رحلت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رخ داد و تاكنون ادامه يافته است. نقطه‏ى مركزى در اين اختلاف اين بوده است كه چه كسى و چگونه مى‏تواند و بايد به عنوان جانشين پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رهبرى دينى و سياسى امت اسلامى را عهده‏دار گردد؟

1. اعظم خلاف بين الأمة خلاف الإمامة، اذ ما سلّ سيف في الاسلام على قاعدة دينية مثل ما سلّ على الامامة في كل زمان. شهرستانى، الملل و النحل: 1/24.

عدّه‏اى طرفدار اين عقيده بوده‏اند كه خليفه‏ى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بايد همان صفات و ويژگى‏هايى را داشته باشد كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله داشت. او بايد برترين شخصيت در قلمرو علم و عمل بوده و از صفت عصمت برخوردار باشد. و از آن‏جا كه تشخيص اين اوصاف از توان انسان‏هاى غير معصوم بيرون است. جانشين پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بايد توسط آن حضرت تعيين گردد. و چنين كارى نيز صورت گرفته و او على بن ابى‏طالب عليه‏السلام را به عنوان جانشين و امام امت اسلامى پس از خود برگزيده است. طرفداران اين عقيده «شيعه» به شمار مى‏روند. در مقابل ديگران به لزوم چنين شرايط و اوصافى در جانشينى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اعتقاد نداشته و تعيين امام توسط پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را نيز منكر شده و بر اين عقيده‏اند كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سرنوشت اين مسأله را به اختيار و انتخاب مسلمانان واگذار كرده است. اين گروه در يك تعبير كلى به نام «اهل سنّت» ناميده شده‏اند. اگر چه در تعبيرهاى خاص نام‏هاى متفاوت ديگرى دارند كه بر اختلافات آنان در ديگر مسايل دينى و مهم دلالت دارد و اصولاً اين گروه در اين كه چه كسى شايستگى نام و عنوان اهل‏سنّت را دارد اختلاف نظر دارند.(1) چنان كه در ميان گروه نخست (شيعه) نيز در مورد امامت اختلافاتى پديد آمده و در نتيجه انشعابات گوناگونى در آن راه يافته است.(2)

1. در مورد كاربردهاى مختلف اصطلاح اهل‏سنّت به كتاب «الكلام المقارن» رجوع شود.
2. در اين باره به كتاب «فرق الشيعة» رجوع شود.

از آن جا كه كسانى كه پس از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به عنوان جانشين آن حضرت زمام رهبرى امت اسلامى را به ويژه در قلمرو زعامت و رهبرى سياسى ـ در دست گرفته‏اند، غالباً فاقد صفات و ويژگى‏هاى مورد قبول شيعه بوده‏اند، و بدين جهت رهبرى آنان فاقد مشروعيت دينى بوده است، رابطه‏ى آنان با شيعه عموماً رابطه‏اى صميمانه و همدلانه نبوده و بلكه غالباً خصمانه و خشونت‏آميز بوده است. اين وضعيت در اكثر دوران امويان و عباسيان آشكار و نمايان است و شواهد فراوان آن در كتاب‏هاى تاريخ ثبت گرديده است. اين امر شيعه را از نظر اجتماعى و سياسى در شرايط دشوارى قرار داده، و زمينه تهمت‏ها و تحريف‏هاى بسيارى را نسبت به عقايد و آراى آنان فراهم ساخته است. تا آن‏جا كه گاهى از آنان به عنوان گروهى كه در صدد نابودى آيين اسلام بر آمده‏اند ياد شده است! اين در حالى است كه پژوهش‏هاى واقع‏بينانه و منصفانه در قرآن و سنّت روشنگر اين حقيقت است كه عقايد اصولى و بنيادى شيعه از متن قرآن و سنّت سرچشمه گرفته، و بناى تشيّع توسط بنيانگذار اسلام يعنى پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بنيان نهاده شده، و نام شيعه را نيز او بر اين تفكّر و طرفداران آن نهاده است.
با توجه به نكات ياد شده در ضرورت بحث و پژوهشى واقع‏بينانه و مستدل در مورد تاريخ و عقايد شيعه ترديد راه ندارد. و البته، در گذشته اين كار توسط متفكّران برجسته‏ى شيعه انجام گرفته و به صورت جداگانه يا ضمن بحث‏هاى تاريخى و اعتقادى انجام پذيرفته است و آثارى بس ارزشمند در اين باره نگارش يافته است. ولى با توجه به اين كه شرايط مختلف فرهنگى و اجتماعى تحقيقات و پژوهش‏هاى مناسب و مخصوص خود را اقتضا مى‏كند. هرگز نمى‏توان باب تحقيق و تأليف را در اين باره مسدود نمود، و طبعاً فرايند پژوهش و تحقيق، و نگارش و تأليف در اين خصوص ادامه خواهد داشت.
سرفصل‏ها و عناوينى كه لازم است در مذهب شيعه مورد بحث و تحقيق قرار گيرد به قرار ذيل است:

1. شيعه و تشيّع دقيقاً چه معنايى دارد؟
2. شيعه در چه زمانى و چگونه پديد آمده است؟
3. فرقه‏هاى عمده و موجود شيعه كدامند؟
4. شيعه در تاريخ اسلام چه تحوّلاتى را پشت سر گذاشته است؟
5. امامان شيعه كيانند، و چه اوصاف و ويژگى‏هايى داشته‏اند؟
6. شخصيّت‏هاى برجسته شيعه در عرصه‏ى علوم و معارف اسلامى چه كسانى‏اند؟
7. سهم و نقش شيعه در غنا بخشيدن به فرهنگ و تمدّن اسلام چيست؟
8. مصادر و منابع تفكّر شيعه در اصول و فروع دين كدام است؟
9. عقايد شيعه در مورد اصول دين چيست؟
10. ديدگاه‏هاى شيعه در زمينه‏ى فروع دين كدام است؟

بديهى است بحث و بررسى جامع پيرامون عناوين ياد شده به تأليف چندين جلد كتاب بزرگ نيازمند است و كارى است جمعى و گروهى، و عادتاً از عهده‏ى يك نفر بيرون است. و از آن جا كه كتاب حاضر به عنوان متنى درسى و آموزشى نگارش يافته و ظرفيت آن به دو يا سه واحد درسى محدود است، نمى‏توان انتظار داشت كه به همه‏ى پرسش‏هاى ياد شده پاسخ گفته، و در مواردى كه به پاسخ‏گويى پرداخته است نيز توقع اين كه به صورت مفصل و همه جانبه به بررسى ابعاد گوناگون مسايل بپردازد، معقول و منطقى نمى‏نمايد. بدين جهت با توجه به اولويت‏هايى كه در نظر گرفته شده است، اولاً: از بررسى برخى از سرفصل‏هاى مزبور صرف نظر شده است، و ثانيا: سرفصل‏هاى ديگر نيز به صورت مختصر مطرح گرديده‏اند. در ميان موضوعات ياد شده آن‏چه بيشتر مورد اهتمام قرار گرفته است، يكى تاريخ پيدايش تشيّع و نقد ديدگاه‏ها و فرضيه‏هاى نادرستى است كه در اين باره مطرح شده است، و ديگرى مباحث مربوط به امامت، به ويژه عصمت امام و نصوص امامت است.
يادآور مى‏شويم در مورد دو مسأله‏ى مزبور (عصمت و نص در امامت) دو مطلب قابل بررسى است، يكى لزوم عصمت امام و لزوم نصّ در امامت، و ديگرى اثبات معصوم بودن ائمه‏ى اهل بيت عليهم‏السلام و منصوص بودن امامت آنان. مسأله‏ى نخست مربوط به امامت عامه و مسأله‏ى دوم مربوط به امامت خاصه است. بدين جهت مباحث مربوط به اين دو مطلب با توجه به مناسبت‏هايى كه طرح آن‏ها را اقتضا كرده است، در موارد مختلف بيان شده است.
نكته‏ى ديگرى كه لازم است به اساتيد گران‏مايه‏اى كه بناست اين كتاب آموزشى را تدريس كنند، يادآورى شود اين است كه تدريس همه‏ى مطالب كتاب در دو يا سه واحد درسى عملاً امكان‏پذير نيست، بدين جهت لازم است مطالبى كه متناسب با چنين ماده‏ى درسى از اهميّت و اولويّت بيشترى برخوردار است، و از طرفى در مراحل آموزشى قبل يا بعد از اين مرحله كم‏تر به آن‏ها پرداخته مى‏شود، مورد اهتمام بيشتر قرار گيرد. همان‏گونه كه يادآورى گرديد، دو مبحث تاريخ و منشأ پيدايش شيعه، و مسايل امامت از اهميّت و اولويت بيشترى برخوردار است. و از طرفى بحث‏هايى كه جنبه‏ى تاريخى و گزارشى دارد را مى‏توان به مطالعه دانش‏پژوهان واگذار كرد، و صرفاً نكات تحليلى آن را مورد بحث قرار داد.
در هر حال، كتابى كه به نام شيعه شناسى نگارش مى‏يابد، نمى‏تواند مباحث عمده‏ى تفكر شيعى را در اصول و فروع دين نديده بگيرد. به ويژه مسايلى كه شيعه در مورد آنها موضع خاصى دارد، و احيانا توسط مخالفان و شبهه‏انگيزان به عنوان شبهات عقيدتى مطرح شده و با ارايه‏ى تفسيرى نادرست از آن‏ها مذهب تشيّع را به گونه‏اى نامعقول يا نا مشروع جلوه مى‏دهند.
شايان ذكر است كه اين كتاب يك دوره تدريس شده و توسط برخى از فضلا و اساتيد مورد بازنگرى و نقّادى قرار گرفته است؛ مؤلّف انتقادها و پيشنهادهاى آن عزيزان را مطالعه نمود، و مواردى را كه وارد مى‏دانست اعمال كرد و بر اين اساس برخى از قسمت‏هاى آن به كلى بازنويسى گرديد، چنان كه از نظر ساختار در برخى موارد جابه‏جايى‏هايى انجام گرفت، و نيز از نظر منابع كمّا و كيفا تجديد نظر شد. بدين جهت نگارنده تشكر و سپاس خود را نسبت به آن گراميان اظهار نموده و هم‏چنان آمادگى خود را براى دريافت انتقادها و پيشنهادهاى سازنده‏ى اهل نظر اعلان مى‏دارد.
هم چنين جا دارد سپاس و تشكّر خود را نسبت به معاونت محترم آموزشى تربيتى مركز جهانى علوم اسلامى، و نيز مسؤول محترم دفتر برنامه‏ريزى و تدوين متون درسى آن مركز جناب حجة‏الاسلام والمسلمين آقاى عزّالدين رضانژاد و همكاران گرامى ايشان ابراز كنم. توفيقات روزافزون آن عزيزان را در جهت ترويج معارف اصيل شيعه از خداوند مهربان خواستارم.

و آخر دعوانا ان الحمد للّه‏ ربّ العالمين.
قم، حوزه علميه
على ربانى گلپايگانى
11/1/82 ش
برابر با 27 محرم‏الحرام 1424 ق