بخش سوم

تفسير قرآن در عصر
پيامبر، صحابه، تابعين و اهل بيت عليهم‏السلام

درس يازدهم : تفسير پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

نياز مسلمانان عصر نزول به تفسير
ميزان تفسير نبوى و اقسام آن
نمونه‏هايى از تفسير نبوى

 

1. مقدمه

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تنها عهده‏دار ابلاغ قرآن به مردم نبوده، بلكه رسالت سنگين تبيين آن را نيز بر دوش داشته‏اند؛ چنان كه خداى متعال مى‏فرمايد: «وَ اَنْزَلْنَا إليك الذكر لتبيّن للنَّاس ما نُزِّلَ اِلَيْهِم» ]نحل (16)، 44].
بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه بيانات پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در تبيين علوم و معارف قرآن نيز برگرفته از وحى الهى است: «ثُمَّ اِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَه» [قيامت (75)، 19 [رسول خدا نيز با اشاره به اين دو وحى، يعنى «وحى قرآنى» و «وحى بيانى» فرمود: «اَلا اِنّى اُوتيتُ الْكِتَابَ وَ مِثْلَهُ مَعَهُ»(1).
به طور قطع، رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به اين وظيفه‏اى كه حق تعالى بر عهده‏ى ايشان گذاشته بود، همّت گماشتند، گر چه اين كار در زمان حيات آن حضرت به سرانجام مطلوب نرسيد و اين وظيفه به اوصياى ايشان سپرده شد.

1 ـ ر.ك: مُسند، احمد بن حنبل، ج 4، ص 131؛ سُنن ابى داود، ج 4، ص 199، (كتاب السنّة، باب 5، حديث 4604).

 
2. نياز مسلمانان عصر نزول به تفسير قرآن

برخى پنداشته‏اند كه مردم در عصر نزول قرآن، همه‏ى مقاصد كلام الهى را درك مى‏كردند و نيازى به تفسير نداشتند. ابن خلدون (م 808 ق) گفته است:
و امّا التَّفسير فاعلم اَنَّ القرآن نُزِّلَ بلغة العرب و على اساليب بلاغتهم؛ فكانوا كلُّهم يفهمونَه و يعلمونَ معانِيَهُ في مفرداته و تراكيبه.(1)
بايد گفت كه عربى بودن قرآن مستلزم فهم آن از سوى همه‏ى عرب‏ها نيست، چرا كه اسلام مفاهيم و معارفى را به جامعه عرضه كرد كه در ادبيات قبل از اسلام وجود نداشت. به عبارت ديگر، الفاظ و عبارات قرآن كريم علاوه بر آن كه حامل معانى وضعى و كاربردىِ زبان عرب است، معارف جديد دينى را نيز به همراه دارد. اين معارف را نمى‏توان از منابع زبان عربى گرفت، بلكه بايد از زبان دين و آورنده‏ى آن شنيد. همان طور كه در بحث زبان قرآن گذشت اين امر به قرآن اختصاص نداشته، بلكه زبان و ادبيات هر قومى در رهگذر تحولات اجتماعى و فرهنگى دستخوش تغيير شده، بسيارى از واژه‏ها و تركيب‏هاى آن، معنايى خاص پيدا مى‏كنند. پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آورنده‏ى آخرين دين الهى و خالق بزرگ‏ترين تحول در بنيان هاى فكرى و نظامات اجتماعى مردم و بيان‏كننده‏ى عالى‏ترين معارف الهى بوده است، لذا طبيعى است كه مردم صرفاً به دليل عرب بودن قادر نخواهند بود به همه‏ى مقاصد قرآن پى ببرند.
از اين گذشته، اخبار زيادى حكايت از آن دارد كه معانى ظاهرى برخى از آيات در هنگام نزول براى صحابه آشكار نبوده است، چنان‏كه از عَدِىّ بن حاتم طائى (م67 ق) نقل است كه بعد از نزول آيه‏ى «كلوا و اشربوا حتى يتبيّن لكم الخيط الابيض من الخيط الاسود من الفجر» [بقره (2)، 187 [ خطاب به رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله گفته است اى رسول خدا! من دو ريسمان سفيد و سياه زير بالين خود نهاده‏ام و روز و شب را با آن تشخيص مى‏دهم. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به او گفتند:
اِنَّ وِسَادَتَكَ لَعَرِيضٌ اِنَّمَا هُوَ سَوَادُ اللَّيل وَ بَيَاضُ النَّهَار.(2)

1 ـ مقدمه ابن خلدون، ص 348.
2 ـ صحيح مسلم، ج 2، ص 766 ـ 767 (كتاب الصيام، باب 8، حديث شماره 1090) و نيز ر.ك: صحيح بخارى، ج 6، ص31 ـ (كتاب تفسير). در بخارى آمده است كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: انّك لَعريض القَفَا. قاضى عياض در شرح اين بخش از روايت گفته است: معناه ان جعلت تحت وسادك الخيطين اللذين ارادهما اللّه‏ تعالى، و هما الليل و النهار، فوسادك يعلوهما و يغطيهما و حينئذ يكون عريضا. و هو معنى الرواية الاخرى في صحيح البخارى: انّك لعَريضُ القفا. ر. ك: صحيح مسلم، ج 2، ص 767، پاورقى شماره‏ى1.

از ابن عباس نيز نقل شده است كه گفت: معناى «فاطر السموات» را نمى‏دانستم تا آن كه دو اَعرابى را ديدم كه بر سر چاهى با هم دعوا مى‏كردند؛ يكى گفت: اَنَا فَطَرتُها و ديگرى گفت : اَنَا ابتدأتُها.(1)
بنابراين صحابه نيز براى فهم قرآن كريم نياز به سؤال و پرسش داشتند و مراد و مقصود همه‏ى آيات قرآن براى آن‏ها معلوم نبود. از ابن عباس نقل شده كه در مورد تفسير قرآن گفته است:
التفسير على أربعة اوجه: وجه تعرفه العرب من كلامها، و تفسير لايعذر أحد بجهالته و تفسير يعلمه العلماء و تفسير لايعلمه الاّ اللّه‏.(2)
طبق اين سخنِ ابن عباس، تفسير بخشى از قرآن ممكن نيست مگر به بيان و تبيين الهى كه توسط وحى صورت مى‏گيرد و مردم موظّفند آن را از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بگيرند.
صحابه‏ى پيامبر نيز چنين مى‏كردند و علم و عملِ مربوط به معانى و مصاديق آيات را در حدّ توان خود از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرا مى‏گرفتند. از عبداللّه‏ بن مسعود نقل شده كه گفته است:
كانَ الرَّجُلُ مِنَّا اِذَا تَعَلَّمَ عَشْرَ آيَاتٍ لَمْ يُجَاوِزْ هُنَّ حَتَّى يَعْرِفَ مَعَانِيهِنَّ و الْعَمَلَ بِهِنَّ.(3)

1 ـ ر.ك: جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 5، ص 211، رقم 10214 (ذيل آيه‏ى 14 انعام).
2 ـ همان، ج 1، ص 54، رقم 61.
3 ـ همان، ج 1، ص 56، رقم 66.

با اين توضيحات روشن شد كه صحابه در فهم مقاصد قرآن كريم نياز به تفسير نبوى داشتند و رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز تا آنجا كه ممكن بود معانى و مقاصد قرآن را براى مسلمانان بازگو مى‏كردند.
 

3. ميزان تفسير نبوى و اقسام آن

بى‏ترديد، سنّت قولى و فعلى رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يكى از مصاديق تفسير قرآن كريم است. در بسيارى از موارد، احكام الهى به نحو كلى و اجمالى بيان شده است كه بيان تفصيلى آن در وحى قرآنى نيامده است بلكه پيامبر با وحى بيانى دريافت كرده و براى مردم تبيين نموده‏اند. امام صادق عليه‏السلام فرمود:
اِنَّ رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نُزِّلت عليه الصلاة و لم يسمّ اللّه‏ لهم ثلاثاً و لا أربعاً، حتّى كان رسول الللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هو الّذي فسّر ذلك لهم، و نزلت عليه الزّكاة و لم يسمّ لهم من كل أربعين درهماً درهم، حتّى كان رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هو الّذي فسَّر ذلك لهم، و نزل الحجّ فلم يقل لهم: طوفوا اُسبوعاً حتّى كان رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هوالّذي فسّر ذلك لهم.(1)
غير از سنّت قول و فعلى، رواياتى نيز در تبيين الفاظ و مفاهيم قرآن كريم از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسيده است كه البته اين بخش از تفسير نبوى به صورت كامل به دست ما نرسيده است. روايات تفسيرى منقول از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در كتب روايى و تفاسير مأثور فريقين به صورت پراكنده وجود دارد و عدّه‏اى از دانشمندان بخش‏هايى از آن را در مجموعه‏هايى گرد آورده‏اند؛ جلال الدّين سيوطى در نوع هشتاد الاتقان في علوم القرآن 250 روايت تفسيرى از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را به ترتيب سور قرآن كريم گرد آورده است. به تصريح وى، همه‏ى اين احاديث از نظر سند صحيح نيستند، بلكه مشتمل بر صحيح، حسن، ضعيف، مرسل و معضل است. وى مدّعى است كه به غير از احاديث جعلى و باطل، همه‏ى احاديث مرفوع به رسول خدا را در اين مجموعه گرد آورده است و تنها سه حديث مرفوع به دليل طولانى بودن ذكر نكرده است.(2)

1 ـ اصول الكافي، ج 1، ص 346 ـ 347 (كتاب الحجّة، باب 63).
2 ـ ر.ك: الاتقان في علوم القرآن، ج 4، ص 298 ـ 299، نوع 80.

يكى از پژوهش‏گران معاصر، احاديث تفسيرىِ منقول از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه سند آن‏ها صحيح است، در كتابى تحت عنوان «الصحيح المسنَد من التفسير النبوى للقرآن الكريم گردآورده است كه مشتمل بر 155 حديث است.(1)
بى‏ترديد تعداد روايات تفسيرى منقول از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در كتب شيعه و اهل سنّت بيش از اينهاست. طبق برخى تحقيقات انجام شده اين روايات به هزارها عدد مى‏رسد.(2)
 

4. نمونه‏هايى از تفسير نبوى

همان‏طور كه گفتيم غير از سنّت كه خود مفسّر قرآن است، تعداد قابل توجّهى روايت تفسيرى به دست ما رسيده است كه همين تعداد نيز روش صحيح تفسير قرآن را به ما مى‏آموزد. در اينجا به ذكر نمونه‏هايى از اين روايات مى‏پردازيم.
* طبرى به سند خود از عَدِىّ بن حاتم نقل كرده است كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در تفسير آخرين آيه‏ى سوره‏ى حمد فرمود:
«المغضوب عليهم» اليهود، و «لاالضالّين»، النصارى(3).

1 ـ ر.ك: الصحيح المُسنَد من التفسير النبوي للقرآن الكريم، شايان ذكر است كه محمد ابراهيم عبدالرحمن در پايان كتاب «التفسير النبوي للقرآن الكريم و موقف المفسّرين منه»، تعداد 153 روايت تفسيرى از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آورده است.
2 ـ آيت اللّه‏ محمد هادى معرفت در كتاب ارجمند التفسير و المفسّرون نوشته‏اند كه آقاى سيد محمد برهانى ـ از نوادگان سيد هاشم بحرانى ـ به جمع اقوال تفسيرى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه از طريق اهل بيت عليهم‏السلام رسيده، همّت گماشته و تا اين زمان تعداد اين احاديث به چهارهزار رسيده است. ر.ك: التفسير و المفسّرون في ثوبة القشيب، ج 1، ص181.
3 ـ جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 1، ص 118 و 123، رقم 163 و 173.

* ترمذى به سند خود از سعد بن ابى وقاص و او از پدرش نقل كرده است كه گفت: زمانى كه خداوند آيه‏ى «فَقُل تَعَالَوا نَدْعُ اَبناءنا و ابناءكم» [آل عمران(3)، 61] را نازل كرد، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، على و فاطمه و حسن و حسين عليهم‏السلام را فراخواند و فرمود: اللهمّ هؤلاء اهلى.(1)
اين حديث بيان‏گر مصاديق ابناءنا و نساءنا و انفسنا در آيه‏ى شريفه است.
* مسلم به سند خود از طرق مختلف از قول ابن عمر آورده است كه گفت: پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله [درباره‏ى آيه‏ى «اِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ ...» [مائده(5)، 90] فرمود:
كُلُّ مُسْكِرٍ خَمْرٌ و كُلُّ خَمْرٍ حَرَامٌ.(2)
* ترمذى به سند خود از ابن مسعود آورده است كه گفت: هنگامى كه آيه‏ى «الذين آمنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون» [انعام(6)، 82 [نازل شد، مسلمانان نگران شده، گفتند: اى رسول خدا! كدام يك از ما بر خودش ستم روا نداشته است؟ پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: ليس ذلك، انما هو الشرك، الم تسمعوا ما.
«قال لقمان لابنه و هو يعظه يا بُنَىّ لاتشرك باللّه‏ إنّ الشرك لظلم عظيم» [لقمان(31)، 13.(3)]
* مسلم به سند خود از ابوهريره نقل كرده است كه گفت: پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ]در مورد آيه‏ى «اِنَّمَا الصدقات للفقراء و المساكين [توبه(9)، 60 [ فرمود: لَيْسَ المسكينُ بِهَذَا الطَّوَّافِ الَّذِى يَطُوفُ عَلَى النَّاسَ فَتَرُدُّهُ اللُّقْمَةُ وَ اللُّقْمَتَانِ وَالتَّمْرَةُ وَالتَّمْرَتَانِ . قالوا: فَما المِسكينُ يا رسول اللّه‏؟ قال : الَّذِى لايَجِدُ غِنىً يُغْنِيهِ وَ لاَ يُفْطِنُ لَهُ فَيُتَصَدَّقَ عَلَيْهِ وَ لاَيَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً.(4)

1 ـ الجامع الصحيح (سنن ترمذى)، ج 5، ص 210، حديث شماره‏ى 2999 (كتاب تفسير القرآن، باب 4).
2 ـ ر.ك: صحيح مسلم، ج 3، ص 1587 ـ 1588، حديث شماره‏ى 2003 (كتاب الاشربة، باب 7).
3 ـ الجامع الصحيح، ج 5، ص 245، حديث شماره‏ى 3067 (كتاب تفسير القرآن، باب 7) اين حديث با كمى تفاوت در لفظ، در صحيح بخارى، صحيح مسلم، مسند احمد بن حنبل و سنن نسائى نيز نقل شده است.
4 ـ صحيح مسلم، ج 2، ص 719، حديث شماره 1039 (كتاب الزكاة، باب 34) و نيز ر.ك: صحيح بخارى، ج 6، ص 40 (كتاب التفسير، تفسير سورة بقره).

* طبرى به سند خود از ابوهريره نقل كرده است كه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در مورد آيه‏ى «لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و الآخرة» ـ [يونس(10)، 64] فرمود:
الرّؤيا الحسنة هي البشرى يراها المسلم او تُرَى له.(1)
* بخارى به سند خود از كَعب بن عُجْرَة نقل كرده است كه درباره‏ى آيه‏ى «يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه ...» [احزاب(33)، 56] گفت: به رسول خدا عرض شد: اى رسول خدا! سلامِ بر شما را مى‏شناسيم، صلواتِ بر شما چگونه است؟
پيامبر اكرم فرمود:
قولوا: اللهم صلّ على محمّد و على آل محمّد، كما صلّيت على آل ابراهيم، الّلهم بارك على محمّد و على آل محمّد كما باركت على آل ابراهيم انّك حميد مجيد.(2)
* مسلم به سند خود از ابوهريره نقل كرده است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در مورد آيه‏ى «ولايغتب بعضكم بعضاً» [حجرات(48)، 12] فرمود:
أتدرون الغيبة؟
گفتند: خدا و پيامبرش داناترند.
پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: ذِكْرُكَ اَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ
گفته شد: اگر آنچه را درباره‏ى برادر دينى‏ام مى‏گويم، در وى باشد، چطور؟

1 ـ جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 7، ص 175 ـ 176 ـ رقم 13734 (ذيل آيه‏ى 64 يونس).
2 ـ صحيح بخارى، ج 6، ص 151 (كتاب التفسير، تفسير سوره‏ى احزاب)، اين روايت با كمى اختلاف از طرق ديگر نيز نقل شده است. ر.ك: همان، ج 6، ص 151، صحيح مسلم، ج 1، ص 305، حديث شماره‏ى 405 و 406 (كتاب الصلاة، باب 17)؛ الجامع الصحيح(سنن ترمذى)، ج 2، ص 352 ـ 353، حديث شماره‏ى 483؛ سُنن ابى داود، ج 1، ص 255، رقم 976، 977 و 978؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 293، رقم 904؛ سنن نسائى، ج 3، ص 47 ـ 48.

آن حضرت فرمود: اگر آنچه را درباره‏ى او مى‏گويى، در وى باشد، غيبتِ او نموده‏اى، و اگر در وى نباشد به او بهتان زده‏اى.(1)
احاديث تفسيرىِ ياد شده همگى از نظر سند صحيح هستند.
 

5. محدوديت‏هاى تفسير نبوى و علل آن

بى‏ترديد آرزوى همه‏ى باورمندان به رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آن است كه مجموعه‏اى كامل از تفسير قرآن را از زبان رسول خدا در اختيار داشته باشند، امّا متأسفانه اين امر تحقق نيافته و درباره‏ى بسيارى از آيات قرآن هيچ‏گونه بيانى از آن حضرت به دست ما نرسيده است. اين امر معلول چند چيز است كه برخى از مهم‏ترين آن‏ها عبارت‏اند از:
1) با نگاهى به وضعيت فكرى مردم جزيرة‏العرب مى‏توان دريافت كه بسيارى از آن‏ها با مشاهده‏ى معجزات رسول خدا و باور به صدق دعوت آن حضرت، ايمان مى‏آوردند و از پيامبر خدا پيروى مى‏كردند، امّا قدرت درك مسايل عميق در حوزه‏ى معارف قرآن را نداشتند، از اين رو در بسيارى از موارد زمينه‏ى تبيين لايه‏هاى زيرين آيات براى همگان فراهم نبوده است.
امام على بن ابى طالب عليه‏السلام در خطبه‏اى مى‏فرمايد:
وَلَيْسَ كُلُّ اَصْحَابِ رَسُولِ اللّه‏َ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مَنْ كانَ يَسْأَلُهُ و يَسْتَفْهِمُه، حَتّى اِنْ كانوا لَيُحِبُّونَ اَنْ يَجِئَ الاَعرابِىّ و الطَّارِئُ، فَيَسْأَلَهُ حَتَّى يَسْمَعُوا.(2)
البته اين امر مانع از آن نبوده كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تفسير همه‏ى قرآن را براى عدّه‏ى خاصّى بيان كرده باشند. حضرت على عليه‏السلام در ادامه‏ى سخن فوق مى‏فرمايد:

1 ـ صحيح مسلم، ج 4، ص 2001، حديث رقم 2589، (كتاب البرّ، باب 20) ؛ ر.ك: سنن ابوداود، ج 14 ، ص 270، رقم 4874 ؛ سنن ترمذى، ج 4، ص 290، رقم 1934.
2 ـ نهج البلاغه، خطبه‏ى 210، ص 244 (ترجمه‏ى شهيدى).

وَ كانَ لاَيَمُرُّ بِي مِنْ ذَلِكَ شَيءٌ اِلاَّ سَأَلْتُ عَنْهُ وَ حَفِظْتُهُ.(1)
امام صادق عليه‏السلام در سخنى فرمود:
خداوند، حلال و حرام و تأويل را به پيامبر آموخت و آن حضرت همه‏ى آن‏ها را به على عليه‏السلام تعليم داد.(2)
بايد گفت كه حتى براى امام على عليه‏السلام و امامان ديگر نيز زمينه‏ى بيان همه‏ى معارف قرآن وجود نداشته است. چنان‏كه امام سجاد عليه‏السلام فهم برخى از آيات قرآن را ويژه‏ى مردمانِ آخر الزمان مى‏داند. ايشان مى‏فرمايد:
اِنَّ اللّه‏ عزّوجلّ عَلِمَ انّه يكون في آخرالزمان اقوام متعمّقون فَاَنْزَلَ اللّه‏ُ تَعالى «قَلْ هُواللّه‏ اَحَد» و الآيات مِنْ سورة الحديد الى قوله «عليم بذات الصدور» فَمَنْ رَامَ وراءَ ذلك فَقَدْ هَلَكَ.(3)
2) متأسفانه بعد از رحلت رسول گرامى اسلام، صاحبان تفكّرِ «حسبنا كتاب اللّه‏» تلاش گسترده‏اى را براى محو سخنان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ كه شامل تفسير آيات نيز مى‏شد ـ آغازيدند.
ذهبى در تذكرة الحفاظ مى‏نويسد:
ابابكر پس از رحلت پيامبر اسلام، مردم را گردآورد و به آن‏ها گفت: از رسول خدا هيچ سخنى نقل نكنيد. پس هر كس از شما در اين باره چيزى پرسيد بگوييد، بين ما و شما كتاب خدا حاكم است پس حلالش را حلال شماريد و حرامش را حرام.(4)

1 ـ همان.
2 ـ بحارالانوار، ج 40، ص 208.
3 ـ كافى، ج 1، ص 91 (چاپ غفارى)؛ بحارالانوار، ج 3، ص 4 و 2 ؛ ج 64، ص 372.
4 ـ تذكرة‏الحفاظ، ج 2 ـ 1، ص 9.

عايشه نقل كرده است كه ابوبكر تمام احاديثى را كه از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نوشته بود آتش زد و از بين برد.(1)
طبرى در تاريخش آورده است:
عمر چنين بود كه هر گاه عاملانى را به كار مى‏گماشت آن‏ها را بدرقه مى‏كرد و به آن‏ها سفارش مى‏كرد: قرآن را [ از احاديث پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] جدا سازيد و روايت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را كم بگوييد و من نيز در اين راه با شما همراهم.(2)
از عامر شعبى نقل شده كه گفته است:
مردى مصحفى داشت كه در آن در كنار هر آيه‏اى تفسيرش را نيز نوشته بود. عمر او را به نزد خود خواند و مصحف او را پاره پاره كرد.(3)

1 ـ تذكرة الحفاظ، ج 1، ص 11.
2 ـ القرآن الكريم و روايات المدرستين، ج 2، ص 413، به نقل از تاريخ طبرى (چاپ دارالمعارف معبر، سال 1963 م)، ج 4، ص 204.
3 ـ متقى هندى: كنزالعمال، ج 2، ص 204 (چاپ دائرة‏المعارف العثمانية حيدرآباد) به نقل از: القرآن الكريم و روايات المدرستين، ج 2، ص 662.

سياست محو آثار رسول خدا توسط خلفاى بنى‏اميه به شدّت پى‏گيرى شد و تا سال‏هاى آغازين قرن دوم هجرى ادامه يافت و بدين ترتيب بود كه امّت اسلام از بخش عظيمى از معارف قرآن كه توسط رسول خدا بيان شده بود، محروم گشت.
 

6. خلاصه و نتيجه

از مطالب گذشته نتايج زير حاصل مى‏شود:
1) مسلمانان عصر نزول به تفسير قرآن نياز داشتند و پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز مأموريت داشت تا آيات الهى را به مردم تعليم دهد و به تبيين آن بپردازد.
2) بيان تفصيلى احكام الهى از سوى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از مصاديق تفسير قرآن كريم است كه سنّت پيامبر را شكل داده و مسلمانان تا به امروز آن را حفظ كرده و به آن عمل مى‏كنند.
3) در بخش معارف قرآن و تبيين متن، آثار كم‏ترى از رسول خدا در اختيار است و اين معلول چند امر است:
الف: نبودن زمينه براى تبيين آن‏ها از سوى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله .
ب : منع از نگارش و بازگويى سخنان پيامبر و محو آثار نگاشته شده.
4) با اين حال نبايد پنداشت كه با عدم دسترسى به تفسير نبوى، تبيين آيات قرآن ممكن نيست، زيرا همان طور كه گذشت قرآن كريم خود عهده‏دار بيان حقايق و معارف خويش است و آيات آن همچون يك نظام واحد، همديگر را تفسير مى‏كنند و اين همان چيزى است كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز بر آن تأكيد كرده است. نگريستن در همه‏ى آياتِ مربوط به يك موضوع و تدبّر در آن‏ها، كشف معارف قرآن را در پى خواهد داشت.
البته آثار به جاى مانده از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، اهل بيت( عليهم‏السلام )، صحابه و تابعين نيز چراغ اين راه خواهد بود.
 

پرسش‏هاى درس

1ـ آيا مسلمانان صدر اسلام نيز به تفسير قرآن نياز داشتند؟
2ـ چرا همه‏ى آيات قرآن از سوى پيامبر براى عموم مردم تفسير نشد؟
3ـ چند نمونه از تفسير نبوى را ذكر كنيد.
4ـ چه عواملى باعث شده است تا همه‏ى روايات تفسيرى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به دست ما نرسد؟
 

سئوالات تحقيق

1ـ سياست «تجريد قرآن» از تفسير پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را تحقيق كنيد.
2ـ با مراجعه به تفسير طبرى و تفسير الدرالمنثور و تفسير نورالثقلين، روايات نبوى در جزء اول قرآن را استخراج كنيد و از نظر متن و سند مورد بررسى قرار دهيد.
3ـ دلايل قرآنى و روايى را كه دلالت دارد بر اين كه آن‏چه غير از قرآن از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در بيان اصول و احكام شريعت و تفسير قرآن گفته شده، از ناحيه‏ى خداوند به آن حضرت وحى شده، مورد بررسى قرار دهيد.
 

منابع جهت مطالعه و تحقيق

1ـ التفسير و المفسّرون ، محمد حسين ذهبى، جلد اول، ص 45 ـ 62.
2ـ التفسير و المفسّرون في ثوبه القشيب ، محمدهادى معرفت، جلد اول، ص171 ـ 199.
3ـ التفسير النبوي للقرآن الكريم و موقف المفسّرين منه ، محمد ابراهيم عبدالرحمن.
4ـ الصحيح المُسند من التفسير النبوي للقرآن الكريم ، سيد ابراهيم بن ابوعمه.
5ـ الاتقان فى علوم القرآن ، جلال الدين سيوطى، نوع 80.
6ـ المنهج‏الاثري في تفسير القرآن الكريم ، هدى جاسم محمد ابوطبره، ص28ـ33.
7ـ قانون تفسير ، سيد على كمالى دزفولى، ص 397 ـ 404.
8ـ علوم القرآن ، محمد باقر حكيم، ص 247 ـ 269.