مبانى و  روش‏هاى تفسيرى

محمدكاظم شاكر
دفتر تدوين متون درسى
مركز جهانى علوم اسلامى

پيش‏گفتار

هيچ كتابى به اندازه‏ى قرآن كريم مورد شرح، توضيح و تفسير قرار نگرفته است. از صدر اسلام تاكنون هزاران تفسير بر اين كتاب الهى نوشته شده است. اما مع‏الاسف به دليل ورود برخى مطالب نادرست به متون تفسيرى، نمى‏توان به همه‏ى اين تفاسير اعتماد كرد. براى داورى در مورد آن‏ها بايد مبانى، اصول، قواعد و روش‏هاى به كار گرفته شده در هر يك از تفاسير را شناخت و ميزان صحت و سقم آن‏ها را مورد ارزيابى قرار داد.
كتاب حاضر در صدد است تا در اين مسير گام بردارد. لازم به ذكر است كه اين كتاب تنها به بررسى برخى از مباحثِ "مبانى و روش‏هاى تفسيرى" پرداخته است. مبناى كار در اين كتاب، سرفصل‏هاى مصوّبِ مركز جهانى علوم اسلامى، بوده است. از آنجا كه برخى از مباحث مربوط به روش‏هاى تفسيرى در دروس ديگر ـ به ويژه در درس "روش‏ها و گرايش‏هاى تفسيرى " عرضه شده است، به طور طبيعى در سرفصل‏هاى اين درس نيامده است.
جهت اطلاع دانش‏پژوهان گرامى، سرفصل‏هاى مصوّب مركز جهانى براى اين درس عيناً گزارش مى‏شود:
تعريف تفسير، تفاوت تفسير و تأويل، نياز به تفسير قرآن، جواز تفسير قرآن، مبانى فهم قرآن، معيارهاى تفسير معتبر، روش‏هاى تفسير قرآن در بستر تاريخ، مشتمل بر:
1. روش تفسير در عصر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ؛ 2. روش تفسير صحابه و ويژگى‏هاى آن ؛ 3. روش تفسير تابعين ؛ 4. ارزش تفسير صحابه و تابعين ؛ 5. روش تفسير اهل بيت عليهم‏السلام ؛ 6. ارزش تفسير اهل بيت عليهم‏السلام .
به نظر نگارنده عنوان‏هاى مطرح شده در سرفصل همگى از ارزش يكسانى برخوردار نيست، لذا براى هر يك از اين عناوين، حجمى متناسب با ارزش مطالب اختصاص يافته است. به عنوان مثال، "مبانى فهم قرآن"، عنوانى بسيار كلى و مهم است كه لازم است به عنوان‏هاى فرعى ديگرى تقسيم شود.
با اين وصف، ضمن رعايت سرفصل‏ها و با توجه به ميزان اهميت و جايگاه هر يك از عناوين، كتاب حاضر در سه بخش و پانزده درس، طراحى و اجرا شده است. اين سه بخش عبارتند از: 1. كليات؛ 2. مبانى فهم قرآن؛ 3. روش‏هاى تفسير قرآن.
 

بخش اول: كليات

اين بخش مشتمل بر درس‏هاى اول تا پنجم است. در درس اول، تفسير و تأويل از نظر لغت، اصطلاح و كاربردهاى قرآنى همراه با نقل نظريات برخى صاحب نظران مورد بررسى قرارگرفته است. در درس دوم، به تعريف برخى اصطلاحات كليدى چون مبانى، قواعد، اصول، روش‏ها، گرايش‏ها و سبك‏هاى تفسيرى پرداخته‏ايم، در درس سوم، با عنوان نياز به تفسير، نيازهاى ذاتى و عرضى تفسير قرآن به بحث نهاده شده است. پس از آن كه نياز به تفسير مورد اذعان قرار گرفت، اصلى‏ترين سئوال اين است كه از چه راهى مى‏توانيم اين نياز را تأمين كنيم. آيا صرفاً بايد از طريق نقل و روايت به تفسير قرآن دست يازيد يا تفسير اجتهادى نيز مى‏تواند اين نياز را پاسخ‏گو باشد؟ درس چهارم، با عنوان جواز تفسير، عهده‏دار پاسخ گويى به اين سئوال است. با پذيرش تفسير اجتهادى و عدم انحصار تفسير در تفاسير روايى، با توجه به كثرت آرا و انديشه‏ها، پرسشى كه مطرح مى‏شود اين است كه با چه معيارهايى مى‏توانيم تفسير صحيح را از غير صحيح تشخيص دهيم؟ درس پنجم، با عنوان معيارهاى تفسير معتبر به اين سئوال به تفصيل پاسخ گفته است.
 

بخش دوم: مبانى فهم قرآن

اين بخش به مبانى فهم قرآن اختصاص يافته است. اولين سئوالى كه در زمينه‏ى فهم قرآن مطرح مى‏شود اين است كه: خداوند با چه زبانى با مخاطبان خود سخن گفته و مقاصدش را چگونه بيان كرده است؟ درس ششم، با عنوان زبان قرآن به اين سئوال اساسى به اختصار پاسخ گفته است، از آنجا كه در روايات فراوانى بر چند لايه بودنِ معانى قرآن تأكيد شده و اين امر تحت نام "ظاهر و باطن قرآن" شهرت يافته است، دو درس هفتم و هشتم را جهت بررسى اين موضوع قرار داده‏ايم. در درس هفتم، ضمن گزارشى از روايات ظاهر و باطن در بين فريقين به معناشناسى واژگان به كاررفته در آن‏ها و ارتباطشان با يكديگر پرداخته‏ايم. در درس هشتم، با بيان ديدگاه‏ها و موضع‏گيرى‏هاى مختلف در قبال روايات ظاهر و باطن، نظريات قرآن شناسان را در معناى "تفسير باطن و مبانى فهم قرآن" مطرح كرده‏ايم. پرسش ديگر در مبحث مبانى فهم قرآن آن است كه چگونه مى‏توان از ظاهرِ قرآن برداشت كرد و نيز به معانى باطنى راه يافت؟ در پاسخ به اين پرسش، درس‏هاى نهم و دهم طراحى شده‏اند. درس نهم با عنوان فرآيند ظهور معنا از الفاظ قرآن به نحوه‏ى تعامل الفاظ قرآن و اصول حاكم بر آن‏ها جهت كشف مراد خداوند پرداخته‏ايم. در درس دهم، عوامل مؤثّر در فهم معناى ظاهر و باطن قرآن را به تفصيل مورد كاوش قرار داده‏ايم.
 

بخش سوم: تفسير قرآن در عصر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، صحابه، تابعين و اهل بيت عليهم‏السلام

اين بخش نيز مشتمل بر پنج درس است و درس‏هاى يازدهم تا پانزدهم را در بر مى‏گيرد. در اين دروس، تفسير اثرى، معرّفى و مورد ارزيابى قرار گرفته است. در درس يازدهم، تفسير منقول از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مورد بحث قرار گرفته است. در درس دوازدهم، سرنوشت تفسير قرآن در عصر صحابه و ويژگى‏هاى آن مطرح شده است. در درس سيزدهم، ضمن معرّفى مفسّرانِ بنام از تابعين، ويژگى‏ها و ارزش تفسير آن‏ها را مورد بررسى قرار داده‏ايم. درس چهاردهم به مبانى، روش‏ها و ارزش تفسير اهل بيت عليهم‏السلام اختصاص يافته است و سرانجام در درس پانزدهم با مرورى بر روايات تفسيرىِ منسوب به اهل بيت عليهم‏السلام ، آن‏ها را مورد تجزيه و تحليل قرار داده‏ايم.
سخنى با استادان ارجمند و دانش‏پژوهان گرامى
در مقطع كارشناسى ارشد، طرح نظريات مختلف و نقد آن‏ها از اهمّيت بسزايى برخوردار است. از اين رو شايسته است استادان محترم، با دانش عميق و ذهن خلاّق خود بر غناى بحث‏ها بيافزايند. دانش پژوهان عزيز نيز مى‏توانند با طرح اشكالات و بيان پرسش‏هاى خود، نظرياتِ مطرح شده را به چالش و كاوش بگيرند.
جهت تسهيل در امر فراگيرى و ايجاد انگيزه براى تحقيق، در پايان هر درس پرسش‏ها و سئوالاتى را آورده‏ايم. اين پرسش‏ها در دو بخش جداگانه آمده است؛ الف ـ پرسش‏هاى درسى كه جواب آن‏ها در لابه‏لاى مطالب هر درس آمده است؛ ب ـ سئوالات تحقيقى كه جواب آن‏ها گرچه به اجمال دردرس آمده، اما در خور تحقيق فزون‏ترى است. از آن‏جا كه گذراندن دروس كارشناسى ارشد، با انجام تحقيق همراه است، مناسب است استادان محترم سئوالات تحقيق را بين دانش‏پژوهان ـ با در نظر گرفتن توانايى علمى و علاقه‏ى آن‏ها ـ تقسيم كنند، تا به عنوان تكليف درسى در طول ترم تحصيلى مورد تحقيق قرار داده، نتيجه‏ى آن را در كلاس عرضه كنند.
در پايان، ضمن آرزوى موفقيت براى استادان ارجمند و دانش‏پژوهان گرامى، از همه‏ى آن عزيزان مى‏خواهيم تا انتقادات و پيشنهادهاى خود را از ما دريغ ندارند. به طور حتم ما نيز نظريات آن‏ها را بر ديده‏ى سپاس خواهيم نهاد و ان شاءاللّه‏ به اصلاح نواقص همّت خواهيم گماشت. همچنين لازم است از مسئول محترم دفتر تحقيقات و تدوين متون درسى مركز جهانى علوم اسلامى، جناب حجة‏الاسلام و المسلمين عزالدين رضانژاد و همكارانشان كه در تمام مراحل طرح و فراهم آمدن اين اثر از هيچ مساعدتى دريغ نكرده‏اند، تشكر و قدردانى نمايم. الحمد للّه‏ اولاً و آخراً.

محمد كاظم شاكر
تابستان 1381 ش ـ قم