هيچ كتابى به اندازهى قرآن كريم مورد شرح، توضيح و تفسير قرار نگرفته است. از صدر
اسلام تاكنون هزاران تفسير بر اين كتاب الهى نوشته شده است. اما معالاسف به دليل
ورود برخى مطالب نادرست به متون تفسيرى، نمىتوان به همهى اين تفاسير اعتماد كرد.
براى داورى در مورد آنها بايد مبانى، اصول، قواعد و روشهاى به كار گرفته شده در
هر يك از تفاسير را شناخت و ميزان صحت و سقم آنها را مورد ارزيابى قرار داد.
كتاب حاضر در صدد است تا در اين مسير گام بردارد. لازم به ذكر است كه اين كتاب تنها
به بررسى برخى از مباحثِ "مبانى و روشهاى تفسيرى" پرداخته است. مبناى كار در اين
كتاب، سرفصلهاى مصوّبِ مركز جهانى علوم اسلامى، بوده است. از آنجا كه برخى از
مباحث مربوط به روشهاى تفسيرى در دروس ديگر ـ به ويژه در درس "روشها و گرايشهاى
تفسيرى " عرضه شده است، به طور طبيعى در سرفصلهاى اين درس نيامده است.
جهت اطلاع دانشپژوهان گرامى، سرفصلهاى مصوّب مركز جهانى براى اين درس عيناً گزارش
مىشود:
تعريف تفسير، تفاوت تفسير و تأويل، نياز به تفسير قرآن، جواز تفسير قرآن، مبانى فهم
قرآن، معيارهاى تفسير معتبر، روشهاى تفسير قرآن در بستر تاريخ، مشتمل بر:
1. روش تفسير در عصر پيامبر صلىاللهعليهوآله ؛ 2. روش تفسير صحابه و ويژگىهاى
آن ؛ 3. روش تفسير تابعين ؛ 4. ارزش تفسير صحابه و تابعين ؛ 5. روش تفسير اهل بيت
عليهمالسلام ؛ 6. ارزش تفسير اهل بيت عليهمالسلام .
به نظر نگارنده عنوانهاى مطرح شده در سرفصل همگى از ارزش يكسانى برخوردار نيست،
لذا براى هر يك از اين عناوين، حجمى متناسب با ارزش مطالب اختصاص يافته است. به
عنوان مثال، "مبانى فهم قرآن"، عنوانى بسيار كلى و مهم است كه لازم است به
عنوانهاى فرعى ديگرى تقسيم شود.
با اين وصف، ضمن رعايت سرفصلها و با توجه به ميزان اهميت و جايگاه هر يك از
عناوين، كتاب حاضر در سه بخش و پانزده درس، طراحى و اجرا شده است. اين سه بخش
عبارتند از: 1. كليات؛ 2. مبانى فهم قرآن؛ 3. روشهاى تفسير قرآن.
اين بخش مشتمل بر درسهاى اول تا پنجم است. در درس اول، تفسير و تأويل از نظر لغت،
اصطلاح و كاربردهاى قرآنى همراه با نقل نظريات برخى صاحب نظران مورد بررسى
قرارگرفته است. در درس دوم، به تعريف برخى اصطلاحات كليدى چون مبانى، قواعد، اصول،
روشها، گرايشها و سبكهاى تفسيرى پرداختهايم، در درس سوم، با عنوان نياز به
تفسير، نيازهاى ذاتى و عرضى تفسير قرآن به بحث نهاده شده است. پس از آن كه نياز به
تفسير مورد اذعان قرار گرفت، اصلىترين سئوال اين است كه از چه راهى مىتوانيم اين
نياز را تأمين كنيم. آيا صرفاً بايد از طريق نقل و روايت به تفسير قرآن دست يازيد
يا تفسير اجتهادى نيز مىتواند اين نياز را پاسخگو باشد؟ درس چهارم، با عنوان جواز
تفسير، عهدهدار پاسخ گويى به اين سئوال است. با پذيرش
تفسير اجتهادى و عدم انحصار تفسير در تفاسير روايى، با توجه به كثرت آرا و
انديشهها، پرسشى كه مطرح مىشود اين است كه با چه معيارهايى مىتوانيم تفسير صحيح
را از غير صحيح تشخيص دهيم؟ درس پنجم، با عنوان معيارهاى تفسير معتبر به اين سئوال
به تفصيل پاسخ گفته است.
اين بخش به مبانى فهم قرآن اختصاص يافته است. اولين سئوالى كه در زمينهى فهم قرآن
مطرح مىشود اين است كه: خداوند با چه زبانى با مخاطبان خود سخن گفته و مقاصدش را
چگونه بيان كرده است؟ درس ششم، با عنوان زبان قرآن به اين سئوال اساسى به اختصار
پاسخ گفته است، از آنجا كه در روايات فراوانى بر چند لايه بودنِ معانى قرآن تأكيد
شده و اين امر تحت نام "ظاهر و باطن قرآن" شهرت يافته است، دو درس هفتم و هشتم را
جهت بررسى اين موضوع قرار دادهايم. در درس هفتم، ضمن گزارشى از روايات ظاهر و باطن
در بين فريقين به معناشناسى واژگان به كاررفته در آنها و ارتباطشان با يكديگر
پرداختهايم. در درس هشتم، با بيان ديدگاهها و موضعگيرىهاى مختلف در قبال روايات
ظاهر و باطن، نظريات قرآن شناسان را در معناى "تفسير باطن و مبانى فهم قرآن" مطرح
كردهايم. پرسش ديگر در مبحث مبانى فهم قرآن آن است كه چگونه مىتوان از ظاهرِ قرآن
برداشت كرد و نيز به معانى باطنى راه يافت؟ در پاسخ به اين پرسش، درسهاى نهم و دهم
طراحى شدهاند. درس نهم با عنوان فرآيند ظهور معنا از الفاظ قرآن به نحوهى تعامل
الفاظ قرآن و اصول حاكم بر آنها جهت كشف مراد خداوند پرداختهايم. در درس دهم،
عوامل مؤثّر در فهم معناى ظاهر و باطن قرآن را به تفصيل مورد كاوش قرار دادهايم.
اين بخش نيز مشتمل بر پنج درس است و درسهاى يازدهم تا پانزدهم را در بر مىگيرد.
در اين دروس، تفسير اثرى، معرّفى و مورد ارزيابى قرار گرفته است. در درس يازدهم،
تفسير منقول از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله مورد بحث قرار گرفته است. در درس
دوازدهم، سرنوشت تفسير قرآن در عصر صحابه و ويژگىهاى آن مطرح شده است. در درس
سيزدهم، ضمن معرّفى مفسّرانِ بنام از تابعين، ويژگىها و ارزش تفسير آنها را مورد
بررسى قرار دادهايم. درس چهاردهم به مبانى، روشها و ارزش تفسير اهل بيت
عليهمالسلام اختصاص يافته است و سرانجام در درس پانزدهم با مرورى بر روايات
تفسيرىِ منسوب به اهل بيت عليهمالسلام ، آنها را مورد تجزيه و تحليل قرار
دادهايم.
سخنى با استادان ارجمند و دانشپژوهان گرامى
در مقطع كارشناسى ارشد، طرح نظريات مختلف و نقد آنها از اهمّيت بسزايى برخوردار
است. از اين رو شايسته است استادان محترم، با دانش عميق و ذهن خلاّق خود بر غناى
بحثها بيافزايند. دانش پژوهان عزيز نيز مىتوانند با طرح اشكالات و بيان پرسشهاى
خود، نظرياتِ مطرح شده را به چالش و كاوش بگيرند.
جهت تسهيل در امر فراگيرى و ايجاد انگيزه براى تحقيق، در پايان هر درس پرسشها و
سئوالاتى را آوردهايم. اين پرسشها در دو بخش جداگانه آمده است؛ الف ـ پرسشهاى
درسى كه جواب آنها در لابهلاى مطالب هر درس آمده است؛ ب ـ سئوالات تحقيقى كه جواب
آنها گرچه به اجمال دردرس آمده، اما در خور تحقيق فزونترى است. از آنجا كه
گذراندن دروس كارشناسى ارشد، با انجام تحقيق همراه است، مناسب است استادان محترم
سئوالات تحقيق را بين دانشپژوهان ـ با در نظر گرفتن توانايى علمى و علاقهى آنها
ـ تقسيم كنند، تا به عنوان تكليف درسى در
طول ترم تحصيلى مورد تحقيق قرار داده، نتيجهى آن را در كلاس عرضه كنند.
در پايان، ضمن آرزوى موفقيت براى استادان ارجمند و دانشپژوهان گرامى، از همهى آن
عزيزان مىخواهيم تا انتقادات و پيشنهادهاى خود را از ما دريغ ندارند. به طور حتم
ما نيز نظريات آنها را بر ديدهى سپاس خواهيم نهاد و ان شاءاللّه به اصلاح نواقص
همّت خواهيم گماشت. همچنين لازم است از مسئول محترم دفتر تحقيقات و تدوين متون درسى
مركز جهانى علوم اسلامى، جناب حجةالاسلام و المسلمين عزالدين رضانژاد و همكارانشان
كه در تمام مراحل طرح و فراهم آمدن اين اثر از هيچ مساعدتى دريغ نكردهاند، تشكر و
قدردانى نمايم. الحمد للّه اولاً و آخراً.