شناخت روش تفسير كامل و جامع قرآن.
در مباحث پيشين روشهاى صحيح در تفسير قرآن در مورد نقد و بررسى قرار گرفت اينك در
اين مبحث، بر آنيم كه روشن سازيم روش كامل و جامع كدام است، يعنى يك مفسر قرآن از
چه روشى استفاده كند تا بتواند مطمئن گردد كه همهى ابعاد لازم را در تفسير يك آيه
بررسى كرده است و حق مطلب ادا شده است.
واژهى روش و تفسير در مباحث پيشين تعريف شده، ولى مقصود از روش كامل و جامع آن است
مفسر از تمام ابزارها و منابع لازم در تفسير آيات قرآن استفاده كند، به طورى كه
ابعاد معنا و مقصود آيه را كاملاً مشخص سازد و نتيجهى كامل بگيرد.
بنابر اين همانطور كه در مبحث كليات بيان كرديم:
پس مىتوان گفت كه در يك روش تفسير كامل بايد از موارد زير استفاده مىشود.
1ـ از روش تفسير قرآن به قرآن براى به دست آوردن قراين نقلى قرآنى براى تفسير آيه.
2ـ از روش تفسير روايى براى به دست آوردن قراين نقلى حديثى براى تفسير آيه.
3ـ از روش تفسير علمى براى به دست آوردن قراين علمى قطعى براى تفسير آيه.
4ـ از روش تفسير عقلى براى به دست آوردن قراين قطعى عقلى براى تفسير آيه.
5ـ از روش تفسير اشارى براى به دست آوردن بطن و تأويل و پيام آيه به روش صحيح
استفاده مىشود.
البته روشن است كه در روش تفسير كامل از روشهاى باطل و غير معتبر (همچون تفسير به رأى) اجتناب ميشود.
در روش تفسير كامل قرآن نياز به استفاده از گرايشهاى تفسيرى نيز هست، يعنى براى
تفسير جامع لازم است كه:
1ـ به كتابها و تفاسير گرايش لغوى و ادبى مراجعه شود تا نكات ادبى و لغوى آيات
روشن شود.
2ـ به تفاسير گرايش فقهى مراجعه شود تا نكات فقهى ايه روشن شود.
3ـ به تفاسير گرايش كلامى مراجعه مراجعه شود تا نكات كلامى و اعتقادى آيات روشن
شود.
البته مفسر قرآن نبايد خود را تابع گرايشات كلامى كند بلكه بايد عقايد كلامى خود را
از قرآن اخذ كند.
به عبارت ديگر عقايد خود رابر قرآن عرضه كند نه اين كه بر آن تحميل كند.
4ـ به تفاسير گرايش اجتماعى مراجعه شود تا نكات جامعه شناختى قرآن و برداشتها
اجتماعى آيات روشن شود.
ج) استفاده از علوم قرآن و مراجعه به تفاسير گذشته و تاريخ اسلام و مسلمانان تفسير
را كاملتر و غنىتر مىسازد.
نتيجه: هر كدام از روشها و گرايشهاى تفسيرى صحيح به تنهايى پاسخ گوى تفسير همهى
آيات قرآن نيست بلكه هر كدام مكمل يكديگر بوده و استفاده از همهى آنها (به تناسب
آيهى مورد بحث) مىتواند تفسيرى معتبر و كامل ارايه سازد.