درس پانزدهم:

گرايش‏هاى تفسيرى
فلسفى، اجتماعى و ادبى

عناوين
بخش سوم: گرايش فلسفى

الف) تاريخچه
ب) ويژگى‏ه
ج) گونه‏ها و منابع مهم
د) نمونه‏ه

بخش چهارم: گرايش اجتماعى

الف) تاريخچه
ب) ويژگى‏ها
ج) منابع مهم
د) نمونه‏ه

بخش پنجم: گرايش ادبى و لغوى

الف) تاريخچه
(515)
ب) ويژگى‏ه
ج) گونه ها و منابع مهم
د) نمونه ه
ه) چكيده
و) پرسش‏هاى دو درس
ز) پژوهش‏هاى جديد
ح) منابع جهت مطالعه بيشتر

 

بخش سوم: گرايش فلسفى
الف) تاريخچه:

فلسفه به وجود و مباحث مربوط به آن مى‏پردازد. و فيلسوفان با تكيه بر عقل و استدلال به تحليل وجود موجودات مى‏پردازند.
هر چند كه توجّه عقل و استدلال از صدر اسلام وجود داشته است و قرآن دعوت كننده به تفكر تعقّل است. اما حركت فلسفى اصطلاحى در تاريخ اسلام از هنگامى شروع شد كه در دوره عباسيان ، بويژه از زمان منصور و مأمون عباسى ، ترجمه آثار يونان ، هند و فارسى به زبان عربى شروع شد.
برخى متفكران مسلمان آثار فلسفى ايران و يونان را مطالعه كردند و در برابر آن دو واكنش متفاوت ابراز كردند :
گروهى همچون فخررازى و غزالى آن افكار فلسفى را با اسلام در تعارض ديدند و به مقابله با آن‏ها برخاستند . كتاب‏هايى بر ضد فلسفه نوشتند. و در عصر ما نيز افرادى همچون دكتر ذهبى در التفسير و المفسّرون به اين گرايش تفسيرى سخت انتقاد مى‏كنند. و آن را نوعى تأويل و تحميل خطرناك و شرّ مى‏خواند.(1)
و شيخ خالد عبدالرحمن العك ، تلاش آنان را برأى فهم صفات خدا ، گناهى بزرگ مى‏خواند كه آن‏ها را از دايره ايمان و اسلام خارج مى‏كند.(2)
ولى گروهى ديگر همچون فارابى ، بوعلى سينا و ملاصدرأى شيرازى از افكار فلسفى استقبال كردند و آن‏ها را گسترش داده و با آيات قرآن هماهنگ خواندند و گفتند كه عقل و دين معارض نيست و مى‏توان بين حكمت و عقيده را جمع كرد. و در اين راه گاهى به تأويل آيات پرداختند.(3)
و در اين راه تفسيرها و كتاب‏هاى متعددى نگارش يافت كه به تفسير فلسفى آيات اقدام كردند.
البته بايد توجّه داشت كه تفسير فلسفى با تفسير كلامى در برخى گونه‏ها و شاخه‏ها ارتباطى نزديك دارد. يعنى برخى نحله‏هاى كلامى مثل معتزله و شيعه به مباحث فلسفى و عقلى بسيار نزديك هستند. و مسايل و نظرات مشتركى دارند.

1 ـ التفسير و المفسّرون ، ج 2 ، ص 418.
2 ـ اصول التفسير و قواعده ، ص 234.
3 ـ نك : التفسير و المفسّرون ، دكتر ذهبى ، ج 2 ، ص 418ـ417 و اصول التفسير و قواعده شيخ خالد عبدالرحمن العك ، ص 232.

ب) ويژگى‏ها:

دانشمندانى كه به گرايش فلسفى تفسير روى آورده‏اند به عناصر زير توجّه بيشترى كرده‏اند:

1ـ به تفسير آيات مربوط به هستى ، خدا و صفات او توجّه كرده‏اند.
2ـ به آيات متشابه قرآن توجّه وافر دارند.
3ـ در بسيارى از موارد ظواهر قرآن را تأويل كرده و آيات را با نظرات فلسفى هماهنگ مى‏كند. و آيات را شاهد نظريات فلسفى خود قرار مى‏دهند.

دكتر ذهبى در اين مورد مى‏نويسد :
فلاسفه‏اى كه بين دين و فلسفه جمع كرده‏اند دو طريق را پيموده‏اند :
اوّل: روش تأويل نصوص دينى بطورى كه با آراء فلسفى هماهنگ شود.
دوّم: شرح نصوص دينى و حقايق شرعى بوسيله آراء و نظرات فلسفى و تحميل بر نصوص كه اين طريق خطرناك‏تر است.(1)
4ـ در اين گرايش تفسيرى اصل عقل و برهان است. و از روش اجتهادى و عقلى در تفسير استفاده مى‏شود.
5ـ انگيزه مفسّران در تفسير آيات دفاع از مشرب فلسفى خاص يا نظريات فلسفى خويش است.

1 ـ نك : التفسير و المفسّرون ، دكتر ذهبى ، ج 2 ، ص 418.

ج) گونه‏ها و مهم‏ترين منابع:

1ـ گرايش فلسفه مشاء در تفسير :
روش فلسفى كه ريشه در افكار ارسطو دارد فلسفه مشاء ناميده مى‏شود ، كه از بزرگان اين مكتب در بين مسلمانان بوعلى سينا (م 370 ه) است كه كتاب شفاء او مشهور است و آراء فلسفى او را بيان مى‏كند.
مهم‏ترين كتاب‏هايى كه مباحث تفسيرى فلسفى مشاء را بيان كرده است عبارتند:
1/1ـ تفسير ابن سينا ، ابو على حسين بن عبدالله بن حسين مشهور به ابن سينا (370ـ428 ه) ايشان به تفسير سوره‏هاى : اعلى ، اخلاص ، فلق ، ناس و آيه نور و آيه 11 سوره فصلت و... پرداخته است.
2/1ـ كتاب «النيروزية في معاني الحروف الهجاييه» نيز از بوعلى سيناست كه مربوط به حروف مقطعه آغاز سوره‏ها و بيان اسرار آنهاست
و نيز كتاب «التفسير القرآنى و اللغة الصوفيه فى فلسفه ابن سينا» از حسن عاصى به بيان مبانى تفسيرى بوعلى سينا پرداخته است.

2ـ گرايش فلسفه اشراق در تفسير :

روش فلسفى كه ريشه در افكار نو افلاطونى و حكماى قديم ايران دارد ، فلسفه اشراق ناميده مى‏شود. كه از بزرگان اين مكتب در بين مسلمانان شيخ شهاب الدين سهروردى (549ـ587 ه) است.
اين نحله به مسأله اشراق و شهود در فلسفه اهميّت مى‏دهند.بسيارى از نظرات اين نحله فلسفى را در آثار شيخ اشزاق مى بينيم.

3ـ گرايش حكمت متعاليه در تفسير :

اين روش فلسفى تلفيقى از اشراق و مشاء است كه به نام حكمت متعاليه مشهور شده است ، پايه‏گذار اين مكتب ملاصدرأى شيرازى (م 1050 ه) است كه كتاب «اسفار اربعه» او در زمينه فلسفه مشهور است.
مهم‏ترين كتاب‏هايى كه مباحث تفسيرى فلسفى حكمت متعاليه را بيان كرده است از:
1/3ـ تفسير القرآن الكريم (تفسير صدر المتألهين) ، محمد بن ابراهيم ، صدر الدين شيرازى ، معروف به ملاصدرا يا صدرالمتألهين (م 1050 ه) عربى.
و شامل سوره‏هاى فاتحه ، واقعه، يس، اعلى، حديد و جمعه است.
2/3ـ اسرار الآيات ، از همو.
از تفسيرهاى فلسفى ديگر مى‏توان از : تحفة الابرار فى تفسير القرآن ، ملامحمد ملايكه (قرن دوازدهم) و تفسير رضوان ، ميرزا عبدالوهاب (م 1294 ه) نام برد.(1)

1 ـ دائرة المعارف تشيّع ، ج 3 ، ص 183 و ص 185.

و نيز مخزن العرفان ، بانوى اصفهانى (م 1403 ه) و الميزان في تفسير القرآن ، علاّمه طباطبايى (م 1402) از تفاسير فلسفى به شمار مى‏رود كه از روش‏ها و گرايش‏هاى ديگر نيز استفاده كردند.(1)

د) نمونه‏ها:

مهم‏ترين مسايل و آياتى كه در گرايش فلسفى بدآن‏ها پرداخته مى‏شود عبارتند از :

1ـ اثبات وجود خدا و استدلال‏هاى مختلف برآن
2ـ حقيقت وجود خدا و صفات او
3ـ توحيد و مراتب و مراحل آن
4ـ مسأله نفس
5ـ مسأله عقل
6ـ مسأله عليّت
7ـ مسأله اعجاز

مثال: بوعلى سينا، در تفسير آيه‏ى نور «اللّه‏ نور السموات و الارض مثل نوره كمشكوة(2)...»

1 ـ روش‏هاى تفسير قرآن ، دكتر سيّدرضا مؤدّب ، ص 257 ـ 258.
2 ـ نور / 35.

مى نويسد : «النور اسم مشترك لمعنيين : ذاتى و مستعار و الذاتى هو كمال المشف من حيث هو مشف كما ذكرها ارسطاطاليس و المستعار على و جهين : اماالخير ، و اما السبب الموصل الى الخير ، و المعنى همهنا هو القسم المستعار بكلى فى قسيمة ... و قوله السموات و الارض ، عبارة عن الكل و قوله مشكوة ، فهو عبارة عن العقل الهيولانى و النفس الناطقة ... و  المصباح هو عبارة عن العقل المستفاد بالفعل(1)...».
مثال ديگر: فارابى (م 339 ه) در مورد آيات اوّل سوره حديد (هوالاول والآخر...) مى‏نويسد:
«الاول من جهتة انه منه و يصدر عنه كل موجود لغيره و هو اوّل من جهتة انه بالوجود لغاية قربه منه و... فهو الآخر لانه الغاية الحقيقية فى كل طلب».(2)
مثال ديگر: اخوان الصفا بهشت را به معناى عالم افلاك و جهنّم را به معناى عالم تحت فلك قمر، يعنى عالم دنيا تفسير مى‏كنند. و ملايكه را به كواكب افلاك تفسير مى‏كنند.(3)
مثال ديگر گاهى فلاسفه از مطالب فلسفى برأى فهم آيات قرآن كمك گرفته‏اند و به گرايش كلامى نزديك شده‏اند يعنى فلسفه را در خدمت دفاع از دين در آورده‏اند. همانطور كه علاّمه طباطبايى ، از مبحث فلسفى «عليت» سود برده و بيان كرده كه قرآن عليّت عامه را مى‏پذيرد و تفسير خاصى از معجزه ارايه كرده است.(4)

1 ـ رسائل ابن سينا ، ص 128ـ125 و التفسير و المفسّرون ، ج 2 ، ص 429.
2 ـ فصوص الحكم ، فارابى ، ص 174 ـ 175 و التفسير و المفسّرون ، ج 2 ، ص 420.
3 ـ رسائل اخوان الصفاء ، ج 1 ، ص 2ـ91 و ص 98 مطبعة العربية ، 1928 م.
4 ـ نك : الميزان ، ج 1 ، ص 73.

 
بخش چهارم: گرايش اجتماعى
الف) تاريخچه :

قرآن كريم همانطور كه به عقايد و احكام تكليفى انسان مى‏پردازد ، بسيارى از مطالب مربوط به زندگى اجتماعى و فردى بشر را بيان كرده است.
اين بعد از قرآن از دير باز مورد توجّه مفسّران بوده است و به تفسير آيات مربوط به آن مى‏پرداختند.
اما در قرون اخير با حركت اجتماعى سيد جمال الدين اسد آبادى (م 1315 ه) در مصر ، نگاهى نوبه تعاليم قرآن و اسلام شكل گرفت و شاگرد او محمد عبده (م 1323 ه)اين نهضت را در گرايش تفسير اجتماعى متبلور ساخت.(1) و تفسيرهايى همچون المنار شكل گرفت. هر چند كه رشيد رضا در المنار در برخى موارد از اهداف سيد جمال و عبده فاصله گرفته است(2) اما گرايش اجتماعى تفسير راه خود را ادامه داد و در مصر افرادى همچون شيخ احمد مصطفى مراغى (تفسير مراغى) و سيد قطب (فى ظلال القرآن) و در سوريه قاسمى (محاسن التأويل) و در ايران علاّمه طباطبايى (ره) (الميزان) و آية‏اللّه مكارم شيرازى (تفسير نمونه) و آية‏اللّه طالقانى (پرتوى از قرآن) و در لبنان محمد جواد مغنيه (الكاشف) و علاّمه سيد محمد حسين فضل‏الله (من وحى القرآن) اين راه را ادامه دادند.

1 ـ آية‏الله معرفت شيخ محمد عبده را رهبر اين مدرسه تفسيرى مى‏داند. (التفسير و المفسّرون ، ج 2 ، ص 453)
2 ـ ايشان در باب انطباق قرآن با علوم جديد و تأويل معجزات گاهى افراط كرده است و تحت تأثير وهابى‏ها گاهى در برابر شيعه موضع گيرى كرده است. (نك : التفسير و المفسّرون فى ثوبة‏القشيب ، ج 2 ، ص 456 تا ص 465 و التفسير و المفسّرون ، دكتر ذهبى ، ج 2 ، ص 585 به بعد).

گرايش اجتماعى تفسير گاهى با جهت گيرى‏هاى عصرى همچون جهادى ـ تربيتى و ارشادى ـ تقريبى همراه شده و حركت‏هاى انقلابى و اصلاحات اجتماعى را پى‏گيرى كرده است.
اين گرايش تفسيرى (همراه با جهت گيرى‏هاى عصرى) در عصر حاضر از پر رونق‏ترين گرايش‏هاى تفسيرى است. كه هر سال تفسير جديدى با اين شيوه پا به عرصه وجود مى‏گذارد.
دكتر ذهبى به گرايش اجتماعى تفسير اشاره كرده و امتيازاتى برأى آن برشمرده و اشكال آن را آزادى زياد عقل در تفسير مى‏داند كه برخى حقايق شرعى را بصورت مجاز يا تمثيل مى‏كند. و به سوى روش معتزله مى‏رود.(1)
ولى آية‏اللّه معرفت گسترش عقل‏گرايى در اين گرايش را از امتيازات آن مى‏داند كه جلوى روآيات ضعيف و جعلى را در تفسير مى‏گيرد.(2)

1 ـ التفسير و المفسّرون ، دكتر ذهبى ، ج 2 ، ص 550ـ547.
2 ـ التفسير و المفسّرون فى ثوبة‏القشيب ، ج 2 ص 453.

ب) ويژگى‏ها:

مفسّرانى كه به اين گرايش تفسيرى روى آورده‏اند به عناصر زير توجّه بيشترى كرده‏اند:

1ـ به آياتى از قرآن كه مسايل اجتماعى را بيان مى‏كند بيشتر پرداخته‏اند.
2ـ به مشكلات مسلمانان در عصر خويش توجّه كرده و آيات قرآن را بر زندگى عصر خود تطبيق كرده و درمان مشكلات اجتماعى را در قرآن جستجو كرده‏اند.
3ـ به گرايش‏هاى فلسفى ، مذهبى ، و سبك‏هاى ادبى و فقهى كمتر توجّه كرده‏اند. و تلاش كرده‏اند عقايد را از قرآن بگيرند نه اين كه قرآن را تابع عقايد سازند.
4ـ به جهت‏گيرى‏هاى عصرى در باب جهاد با دشمنان اسلام (به ويژه اسراييل) و استعمارگران غربى و حركت تقريبى (وحدت بين مسلمانان) توجّه كرده‏اند.
5ـ به آموزه‏هاى تربيتى و ارشادى قرآن توجّه خاص داشته‏اند.
6ـ به عقل و علوم تجربى قطعى در تفسير قرآن اهميّت داده‏اند و از روش تفسير عقلى و علمى استفاده كرده‏اند.
7ـ از روآيات اسراييليات و روآيات جعلى خرافى و ضعيف دورى گزيده‏اند.
8ـ معمولاً از بيانى شيوا و ساده استفاده كرده‏اند تا تفسير برأى عموم مردم (= سطح متوسط جامعه) قابل استفاده باشد.
9ـ به شبهات و اشكالات مخالفان نسبت به قرآن و اسلام توجّه كرده و در پاسخ‏گويى به آن‏ها در تفسير برآمده‏اند.
10ـ معمولاً هر كجا كه ظواهر آيات و روآيات با حقايق ثابت شرعى يا عقلى يا علمى منافات دارد، آن‏ها را تأويل كرده يا مجاز دانسته‏اند.
11ـ مفسّر در گرايش اجتماعى، روحيه‏اى اجتماع گرايانه دارد و آيات قرآن و احكام اسلامى را از زاويه فردى نمى‏بيند.
12ـ مفسّر گرايش اجتماعى، تقليد گونه با تفسير برخورد نمى‏كند و مى‏كوشد با اسلوبى زيبا سنن اجتماعى آيات قرآن را بر نيازهاى عصر تطبيق كند و با بيانى در خور فهم همگان ارايه نمايد.

ج) مهم‏ترين منابع:

1ـ تفسير جزء عمّ ، محمد عبده (م 1323 ه) و نيز تفسير سوره العصر و برخى سوره‏ها و آيات ديگر قرآن كه از ايشان منتشر شده است.
2ـ المنار (تفسير القرآن العظيم) عربى ، كه شامل نظرات محمد عبده (م 1323ه) است كه شاگرد او سيد محمد رشيد رضا (م 1354 هـ) آن‏ها را به رشته تحرير در آورده است. اين تفسير از اوّل قرآن تا آيه 53 سوره يوسف است.
3ـ تفسير القاسمي (محاسن التأويل) عربى.
جمال‏الدين أبو الفرج محمد بن محمد المعروف بالقاسمى ، (م 1332 ه) او از علماى دمشق و رهبران نهضت ضداستعمارى در آنجاست كه از شاگردان محمد عبده بوده است.
4ـ تفسير المراغى ، شيخ احمد مصطفى المراغى (م 1371 ه)
او نيز از شاگردان محمد عبده است. و به اسرار احكام الهى و علل انحطاط مسلمانان توجّه خاص كرده است.
5ـ في ظلال القرآن ، سيد بن قطب بن ابراهيم الشاذلى ، ( م 1386 ه)
ايشان كه در مصر شهيد شد ، تفسير خود را با جهت گيرى جهادى و سياسى همراه ساخته است. و به مسايل اجتماعى توجّه خاص كرده است.
6ـ الميزان فى تفسير القرآن ، علاّمه سيد محمد حسين طباطبايى (م 1402 ه)
اين تفسير جامعى است كه به روش تفسير قرآن به قرآن اهتمام ورزيده است و به مسايل اجتماعى توجّه خاص كرده است.
اين تفسير به عربى است اما به فارسى ترجمه شده است.
7ـ تفسير نمونه ، آية‏اللّه مكارم شيرازى و همكاران (معاصر ـ ايران) فارسى.
اين تفسير 27 جلدى، تفسير جامع است اما گرايش غالب آن اجتماعى است و به گرايش علمى نيز توجّه خاص داشته است. و اولين تفسير جمعى به شمار مى‏آيد. اصل اين تفسير به فارسى است اما به عربى تحت عنوان «الامثل» (و زبآن‏هاى ديگر) ترجمه شده است.
8ـ پيام قرآن ، تفسير موضوعى قرآن كريم به زبان فارسى است كه تا كنون حدود ده جلد آن منتشر شده است ، از همان‏ها.
9ـ من وحى القرآن، علاّمه سيد محمد حسين فضل الله ، (عالم معاصر ـ لبنانى) عربى. اين تفسير مشابه تفسير فى ظلال سيد قطب است.
10ـ الكاشف، علامة‏شيخ محمد جواد مغنيه (1322ـ1400 ه) عربى.
ايشان از علماى لبنان بوده كه تفسير تك جلدى به نام «مبين» نيز دارد.و حالت ضد صهيونيستى او قوى است.
11ـ الفرقان فى تفسير القرآن، دكتر محمد صادقى تهرانى. (معاصرـ ايران) عربى
12ـ من هدى القرآن، سيد محمد تقى مدرسى (تألف 1405 ه) در 18 جلد.
13ـ مخزن العرفان، سيده نصرت بنت محمد على امين، مشهور به بانوى اصفهانى (م 1403 ه) فارسى.
14ـ منشور جاويد ، آية‏اللّه جعفر سبحانى (معاصر) تفسير موضوعى به زبان فارسى است كه تاكنون حدود 10 جلد آن منتشر شده است. و به عربى نيز تحت عنوان مفاهيم القرآن منتشر شده است.
15ـ تفسير نور، استاد محسن قرائتى (معاصر).
16ـ تفسير كاشف، دكتر بى‏آزار شيرازى و دكتر سيدمحمدباقر حجّتى (معاصر).
17ـ برخى صاحب‏نظران در مورد تفاسير اجتماعى از موارد زير ياد كرده‏اند.(1)
تفسير عاملى ـ ابراهيم عاملى (م 1347 ه)
بدايع التفسير ـ شمس الدين ابن قيّم (م 1350 ه)
التحرير و التنويرـ محمد طاهر بن عاشور

الحديث ـ محمد عزه دروزه نابلسى (م 1400 ه) و...

1 ـ روش‏هاى تفسير قرآن ، دكتر مؤدب ، ص 280.

د) نمونه‏ها:

در گرايش اجتماعى تفسير به موضوعات و آيات زير توجّه بيشترى شده است :

1ـ روابط اجتماعى مسلمانان با همديگر (آل عمران / 200 و...)
2ـ مسأله وحدت امت اسلامى ( آل عمران / 103 و...)
3ـ ارتباط مسلمانان با ملل ديگر. و اصل نفى سبيل در سياست خارجى اسلام(نساء/101).
4ـ مسأله حكومت اسلامى و مسايل سياسى جامعه اسلامى
5ـ امر به معروف و نهى از منكر
6ـ مسايل بهداشت فردى و اجتماعى (اسراف ـ غذاى پاك و...)
7ـ همكارى و تعاون اجتماعى (در امور خيريه و رسيدگى به فقر او...)
8ـ جهاد اسلامى و لزوم مبارزه با دشمنان اسلام همچون استعمار و صهيونيسم.
9ـ مسأله آزادى انسان و لزوم مبارزه با ظلم و استبداد.
10ـ توجّه به تعليم و تربيت و اهميّت علم در اسلام.
11ـ توجّه به علوم طبيعى و انسانى در تفسير قرآن.

مثال: علاّمه طباطبايى رحمه‏الله در ذيل آيه 200 سوره آل عمران مباحثى را تحت عنوان «كلام فى المرابطة فى المجتمع الاسلامى» مطرح مى‏كند كه حدود 50 صفحه را در بر مى‏گيرد و عناوينى همچون: انسان و اجتماع ـ رابطه فرد واجتماع ـ آزادى دراسلام ـ تكامل در  جامعه اسلامى ـ دين و سعادت دنيا ـ ولايت و سرپرستى جامعه اسلامى ـ مرزهاى كشور اسلام و... را در بر مى‏گيرد.(1)
 

بخش پنجم: گرايش ادبى و لغوى
الف) تاريخچه :

ادبيات عرب و لغت آن يكى از منابع و ابزارهاى تفسير قرآن است. كه هر مفسّر از آن‏ها بى‏نياز نيست ، توجّه به نقش ادبيات لغت در فهم قرآن از دير باز مورد توجّه مفسّران و ادبيان بوده است.
در مبحث روش تفسير روايى بيان شد كه يكى از كاربردهاى روآيات ، توضيح لغات مشكل قرآن است و صحابه گاهى از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در مورد لغات قرآن پرسش مى‏كردند و آنان معناى لغت را توضيح مى‏دادند ، اين كار در عصر تابعين نيز رواج داشته است.
سپس در عصر اهل بيت عليهم‏السلام نخستين كتاب در مورد «غريب القرآن» توسط محمد بن سايب كلبى كوفى از اصحاب امام باقر و صادق عليه‏السلام نوشته شده، سپس اين شيوه رونق گرفت و گونه‏هاى متعدد پيدا كرد و در تفاسير قرآن وارد شد و تفاسير ادبى و لغوى همچون كشافّ زمخشرى (467ـ538 ه) شكل گرفت، و يا برخى از مفسّران همچون طبرسى در مجمع البيان بخشى از تفسير خود را به بحث‏هاى اعراب و لغت اختصاص دادند.

1 ـ الميزان ، ج 4 ، ص 97 تا 147.

در عصر حاضر هم به نقش ادبيات عرب و لغت در تفسير قرآن اهميّت داده مى‏شود و حتى در برخى مراكز به صورت واحدهاى درسى تدريس مى‏شود. چرا كه مفسّر بدون توجّه به آن‏ها نمى‏تواند قرآن را بدرستى بفهمد و تفسير نمايد.

ب) ويژگى‏ها:

مفسّرانى كه به گرايش ادبى و لغوى تفسير روى آورده‏اند، به عناصر زير توجّه بيشترى كرده‏اند:

1ـ به صرف و نحو لغات و جملات قرآن پرداخته‏اند و گاهى اقدام به تجزيه و تركيب آيات نموده‏اند.
2ـ به توضيح نكات بلاغت و فصاحت قرآن پرداخته‏اند.
3ـ اعجاز ادبى و بلاغى قرآن را مورد توجّه قرار داده يا آن را اثبات كرده‏اند.
4ـ لغات غريب و مشكل قرآن را توضيح داده‏اند.
5ـ به ريشه‏يابى لغات در عرب و فرهنگ‏هاى غير عرب پرداخته‏اند. يعنى لغات دخيل را پى‏گيرى و در عبرى، سريانى، فارسى و... ريشه‏يابى كرده‏اند.
6ـ به اختلاف قرآيات و تأثير آن در معانى آيات توجّه كرده‏اند.
7ـ در اين شيوه از اشعار عرب بويژه اشعار جاهلى بعنوان منبع معناشناسى استفاده مى‏شود.
8ـ به مباحث وجوه و نظاير و حقيقت و مجاز توجّه وافر مى‏شود.

ج) گونه‏ها و منابع مهم:

1ـ گرايش تفسير لغوى : (=مفردات قرآن = غرايب قرآن = معانى قرآن) :
در اين شيوه بر شناخت لغات مشكل و غريب و ريشه‏يابى و اشتقاق و شكل و تغييرات و سير تطوّر لغات تاكيد مى‏شود.
در اين شيوه به اشعار عرب و سخنان مردم عادى و قبايل استشهاد مى‏شود.
و به كاربردهاى مختلف يك لغت در قرآن و علم وجوه و نظاير و نيز به مترادف‏ها و حقيقت و مجاز لغات توجّه مى‏شود.
كه در اين موارد بايد معناى موضوع‏له از مستعمل‏فيه بوسيله اجتهاد در لغت جدا شود.
برخى از مشهورترين كتاب‏ها در اين زمينه عبارتند از :

1ـ تفسير غريب القرآن ، منسوب به شهيد زيدبن على بن الحسين ، كه با تحقيق سيد محمد جواد جلالى چاپ شده است. و براساس ترتيب آيات است.
2ـ تفسير معانى القرآن ، يحيى بن زياد ديلمى معروف به فراء (م 207 ه) عربى.
3ـ تفسير غريب القرآن ، ابومحمد عبداللّه بن مسلم بن قتيبه دينورى (م 276 ه) عربى . كه براساس ترتيب آيات است.
4ـ تفسير مفردات الفاظ قرآن (مفردات راغب).
ابوالقاسم حسين بن محمد بن مفضل معروف به راغب اصفهانى (م 503 ه) كه لغات قرآن را براساس حروف الفبا آورده و ريشه‏يابى كرده است.
5ـ تفسير وجوه قرآن ، ابوالفضل بن ابراهيم تفليسى (م 600ه) كابردهاى واژه‏هاى قرآنى اعم از حقيقت و مجاز (معانى مستعمل فيه) را بررسى كرده است.
6ـ تفسير الوجوه و النظاير فى القرآن ، ابو عبدالله حسين بن محمد دامغانى (قرن هشتم) كه به ترتيب معجم است و در نوع خود از بهترين كتاب‏هاست.
7ـ تفسير مبهمات القرآن ، ابوعبدالله محمد بن على بلنسى (م 782 ه) كه لغات مبهم قرآن رابررسى كرده ايت.
8ـ تفسير غريب القرآن ، سراج الدين ابوحفص عمر بن ابى الحسن (م 804 ه).
9ـ تفسير غريب القرآن‏الكريم، فخرالدين طريحى (م 1087 ه) صاحب كتاب مجمع‏البحرين.

تذكر: البته تفسير شبرّ (عبداللّه بن شبرّ كاظمى نجفى ـ م / 1242 ه) و تفسير جلال‏الدين (جلال الدين محلى م / 864 و جلال الدين سيوطى م / 911)و تفسير مجمع‏البيان و جوامع الجامع (شيخ طبرسى م / 548) نيز بطور ضمنى و پر رنگ به مباحث لغت قرآن پرداخته‏اند.
و در عصر حاضر نيز كتاب التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، (مصطفوى) و قاموس قرآن (سيد على اكبر قرشى) در اين مورد قابل توجّه و ارزشمند است. و التحقيق (مصطفوى) و لغات دخيل قرآن (آرتور جفرى)، به ريشه‏يابى لغات غير عربى نيز توجّه كرده است.

2ـ گرايش ادبى (بلاغى و بيانى):

در اين شيوه بر پژوهش‏هاى لفظى و هم معناى آيات از طريق توجّه به تجزيه و تركيب جملات تاكيد مى‏شود. و در اين مسير از ادبيات عرب (يعنى صرف ، نحو ، بلاغت ، بديع و...)
بطور كامل استفاده مى‏شود چرا كه قرآن به زبان عربى نازل شده و برأى فهم آن بايد به پژوهش‏هاى لفظى ادبيات عرب توجّه كرد.
برخى از كتاب‏هايى كه به اين گرايش تفسيرى توجّه كرده‏اند عبارتند از :

1ـتفسير مجمع البيان و نيز تفسير جوامع الجامع ، امين الاسلام ابوعلى فضل بن حسن طبرسى (م 548 ه) عربى.
طبرسى شيعى مذهب بوده و در مجمع البيان مباحثى مستقل در مورد اعراب و لغت آيات دارد. و تركيب آيات را بيان كرده است كه بسيار ارزشمند است.
2ـ الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل ، جاراللّه زمخشرى ، (467ـ538 ه) عربى. زمخشرى معتزلى مذهب بوده و به نكات ادبّى آيات توجّه زيادى كرده است و از بهترين كتاب‏ها در نوع خود است.
3ـ املاء مامّن به الرحمان من وجوه الاعراب و القرايات
فى جميع القرآن ، ابى البقاء عبدالله بن الحسين بن عبدالله العكبرى (م 616 ه).
4ـ البحر المحيط ، اثيرالدين محمد بن يوسف بن على الحيانى الاندلسى النحوى مالكى مذهب (م 745 ه).
5ـ التحصيل فى مختصر التفصيل ، ابوالعباس احمد تميمى اندلسى (م 440 ه).
6ـ عناية‏اللّه القاضى و كفاية الراضى على تفسير البيضاوى (حاشيه خفاجى) احمد بن محمد بن عمر شهاب الدين خفاجى مصرى (م 1069 ه) عربى ، از كتاب‏هاى حاشيه بر تفسير بيضاوى است.
7ـ تفسير القرآن و اعرابه و ميانه ، شيخ محمد على طه دره (معاصر از اهل سنت).
8ـ نظم‏الدرر فى تناسب الآيات و السور (تفسير بقاعى) ، برهان الدين ابوالحسن ابراهيم بن عمر بقاعى. (م 885 ه) عربى.
ايشان به مناسبات آيات و نظم آن‏ها و نكات بلاغى آن توجّه كرده است و اعجاز قرآن را در همين امور مى‏داند.
9ـ ارشاد العقل السليم الى مزايا القرآن الكريم (تفسير ابى السعود) ، ابو السعود محمد بن محمد بن مصطفى عمادى ، حنفى مذهب (م 982 ه) عربى.

او اسرار بلاغت قرآن و استعارات و تشبيهات را بيان كرده و در پى اثبات اعجاز از اين طريق بوده است.
تذكر: تفسير شبرّ و جلالين و تفسير تبيان (شيخ طوسى) و بسيارى از تفاسير ديگر نيز به مباحث ادبى قرآن پرداخته‏اند.

د) نمونه‏ها و موضوعات :

در گرايش ادبى تفسير به موضوعات زير توجّه بيشترى شده است :

1ـ تجزيه آيات (صرف)
2ـ تركيب آيات (نحو)
3ـ واژه شناسى لغات و ريشه‏يابى آن‏ها (اشتقاق و لغت)
4ـ لغات دخيل در قرآن (لغاتى كه ريشه غير عربى دارد)
مثل «فردوس» كه فارسى است و ابراهيم و...
5ـ به فصاحت و بلاغت آيات توجّه شده است.
6ـ لغات هم معنا (مترداف‏ها) و مشترك‏هاى لفظى مورد توجّه قرار گرفته است (وجوه و نظاير).

مثال : زمخشرى در مورد آيه «وجوه يومئذ ناضره الى ربّها ناظره »(1) توضيح مى‏دهد و از اينكه مفعول (الى ربّها) مقدم شده است انحصار را نتيجه مى‏گيرد يعنى در رستاخيز فقط به پروردگارشان نظر مى‏كنند. سپس اشكال مى‏كند كه از طرفى مردم در رستاخيز به چيزهاى ديگر نيز نگاه مى‏كنند پس چگونه آيه انحصار را مى‏رساند و از طرف ديگر نگاه كردن به خدا محال است (چون جسم نيست) پس بر معنايى حمل مى‏كند كه با انحصار مناسب باشد يعنى «نظر» در اينجا به معناى توقّع واميد است. مثل وقتى كسى مى‏گويد : نگاه من به دست شماست كه ببينم با من چه مى‏كنى.
سپس مى‏نويسد كه در مكه در هنگام ظهر كه درها بسته بود ، ديدم شخصى مى‏گويد : «چشمان من به خدا و به شما (مردم) نظر مى‏كند.»
(يعنى اين شخص به كرامت خدا و مردم چشم دوخته است.)
و مردم نيز در رستاخيز چشم به نعمت و كرامت خدا دوخته‏اند.(2)

1 ـ قامت / 23ـ22
2 ـ كشاف ، زمشخرى ، ج 4 ، ص 662.

 

ه ) چكيده:

1ـ در اين درس واژه گرايش و تفسير بيان شد و به اقسام گرايش‏ها ، يعنى مذاهب ، مكاتب (كلامى) ، سبك‏هاى تفسيرى (الوان) ، جهت‏گيرى‏هاى تفسيرى (اتجاهات) و اسلوب‏هاى تفسيرى (شيوه نگارش) اشاره شد.
2ـ در مورد گرايش فقهى تفسير بيان شد كه اين گرايش از زمان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله شروع شد سپس به صورد نوعى تفسير موضوعى در آمد.
3ـ ويژگى‏هاى گرايش فقهى بيان شد و گونه‏هاى فرعى آن (شيعى ـ شافعى ـ مالكى ـ حنبلى ـ حنفى) و منابع و نمونه‏هاى آن روشن شد.
4ـگرايش كلامى تفسير از صدر اسلام تا پيدايش معتزله و اشاعره و ماتريدى پى‏گيرى شد. و ويژگى‏هاى پنج‏گانه آن بيان گرديد و گونه‏هاى فرعى آن (معتزله ـ اشاعره ـ شيعه) و منابع مهم آنان همراه با نمونه‏ها بيان شد.
5ـ گرايش فلسفى تفسير را از زمان خلفاى عباسى پى‏گيرى كرديم و ديدگاههاى مخالف و موافق آن را بيان كرديم سپس پنج ويژگى آن را بر شمرديم. و گونه‏هاى فرعى (مشاء ـ اشراق ـ حكمت متعاليه)را با منابع آن‏ها و نمونه‏ها توضيح داديم.
6ـ گرايش احتمال تفسير را از زمان سيدجمال‏الدين اسدآبادى و محمد عبده مورد بررسى قرار داديم و رابطه آن را با جهت‏گيرى‏هاى تفسيرى بيان كرديم و ويژگى‏هاى آن و مهم‏ترين منابع گرايش اجتماعى و نمونه‏ها را بيان كرديم.
7ـ گرايش ادبى و لغوى تفسير را از صدر اسلام بررسى كرديم و ويژگى‏هاى هشت‏گانه آن را بيان كرده و گونه‏هاى مهم آن (لغوى، ادبى، بلاغى و بيانى) و منابع و نمونه‏ها را توضيح داديم.
 

و) پرسش‏هاى دو درس :

1ـ گرايش تفسيرى را تعريف كنيد و اقسام گرايش‏هاى تفسيرى را فقط نام ببريد؟
2ـ چهار ويژگى فقهى گرايش فقهى تفسير را بيان كنيد؟
3ـ گرايش فقهى شيعه و شافعى را توضيح دهيد و برأى هر كدام دو كتاب مثال بزنيد؟
4ـ گرايش فقهى مالكى و حنبلى را توضيح دهيد و برأى هر كدام دو كتاب مثال بزنيد؟
5ـ گرايش كلامى تفسير معتزله را معرفى كنيد و دو منبع تفسيرى آنان را برشماريد؟
6ـ گرايش كلامى تفسير شيعه را با مهم‏ترين منابع و شخصيت‏هاى آن توضيح دهيد.
7ـ گرايش كلامى تفسير اشاعره چيست و دو تفسير مهم آنان را نام ببريد.
8ـ گرايش فلسفى تفسيرى مشاء را با ذكر دو منبع تفسيرى آنان بيان كنيد؟
9ـگرايش فلسفى تفسيرى حكمت متعاليه را با ذكر دو منبع تفسيرى آنان توضيح دهيد؟
10ـ گرايش اجتماعى تفسير را توضيح دهيد و ارتباط آن را با جهت‏گيرى‏هاى تفسيرى (اتجاهات) بيان كنيد؟
11ـ حداقل پنج ويژگى گرايش اجتماعى تفسير را بنويسيد؟
12ـ برخى نمونه‏هاى گرايش اجتماعى تفسير و سه منبع تفسيرى اين گرايش را بنويسيد؟
13ـ نخستين كتاب غريب القرآن و نويسنده آن را بنويسيد؟
14ـ گرايش ادبى (بلاغى و بيانى) تفسير را با ذكر دو منبع آن توضيح دهيد؟
15ـ پنج ويژگى گرايش تغوى و اوبى را برشماريد؟


ز) پژوهش‏هاى جديد:

1ـ آيه مُتعه را از منظر گرايش‏هاى فقهى تفسير مورد نقد و بررسى قرار دهيد.
2ـ در مورد گرايش كلامى ماتريديه و منابع تفسيرى آنان تحقيق كنيد.
3ـ مسأله عدل الهى و توحيد صفاتى و افعالى را از منظر گرايش‏هاى كلامى تفسير در آيات قرآن بررسى كنيد.
4ـ مسأله امامت را از منظر گرايش كلامى تفسير شيعه در قرآن بررسى كنيد.
5ـ مسأله هدايت و ضلالت و رابطه آن با اختيار انسان را از منظر گرايش‏هاى كلامى تفسيرى تحقيق كنيد.
6ـ در مورد گرايش فلسفى تفسيرى در تفسير الميزان جستجو كنيد و تأثير عقايد فلسفى علاّمه را در تفسير آيات با ذكر نمونه‏هايى مشخص سازيد.
7ـ كتاب اسرار الآيات ، ملاصدرا را با توجّه به معيارهاى تفسيرى نقد و بررسى كنيد.
8ـ مسأله نفس و عقل را از منظر گرايش‏هاى فلسفى تفسير بررسى و نقد كنيد.
9ـ در مورد گرايش اجتماعى تفسير نمونه تحقيق كنيد و با ذكر مثال‏هايى ويژگى‏هاى آن را بيان كنيد.
10ـ گرايش اجتماعى تفسير المنار را بررسى و نقد كنيد.
11ـ گرايش ادبى و لغوى مجمع‏البيان و كشاف را مقايسه كنيد.
12ـ در مورد اعتبار منابع گرايش لغوى بررسى كنيد و سه منبع معتبر لغت قرآن را (با دلايل) معرفى كنيد.
13ـ اعتبار قول لغوى در تفسير را مورد بررسى قرار دهيد.

 

ح) منابع جهت مطالعه بيشتر:

1ـ التفسير و المفسّرون فى ثوبة‏القشيب ، آية‏اللّه معرفت (الجزءالثانى).
2ـ التفسير و المفسّرون ، دكتر ذهبى.
3ـ اصول التفسير و قواعده ، شيخ خالد عبدالرحمن العك.
4ـ المفسّرون حياتهم و منهجهم ، ايازى.
5ـ مذاهب التفسير الاسلامى ، گلدزيهر ، ترجمه.
6ـ روش‏هاى تفسير قرآن ، دكتر سيدرضا مؤدب.
7ـ روش و گرايش‏هاى تفسيرى، حسين علوى‏مهر.
8ـ فلسفه و قرآن، مخبر دزفولى، انتشارات اسلامى، 1368.
9ـ مكاتب تفسيرى، على‏اكبر بابايى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه.