نـظام حقـوقى اسلام

دفتر تحقيقات و تدوين كتب درسى

جليل قنواتى

پيشگفتار

قبل از هر چيز سه واژه تشكيل‏دهنده عبارت «نظام حقوقى اسلام» را به اختصار بررسى مى‏كنيم.
مقصود از «نظام»، كل يا مجموعه‏اى است كه اجزاى آن بر طبق الگو يا طرح مشخص به هم مرتبط و پيوسته‏اند. به تعبير ديگر، مجموعه اجزاى منسجم و مرتبط كه هدف واحدى دارند.
حقوق نيز مجموعه مقرراتى است كه بر اشخاص ـ از آن جهت كه در اجتماع‏اند ـ حكومت مى‏كند. به تعبير ديگر، حقوق روابط اجتماعى را تنظيم مى‏كند. و در تعبير سوم، مجموعه قواعد كلى و الزام‏آورى كه بر زندگى اجتماعى انسان حكومت مى‏كند.
بنابراين، نظام حقوقى مجموعه‏اى از قوانين جارى است كه مظهر وحدت و انسجام ذاتى آن، دسته‏اى از اصول و قواعد حقوقى است كه به منزله مبادى قوانين و مقررات شناخته مى‏شوند و نمايانگر انقسام و تفريع اصول به فروع، بر حسب نيازها و رويدادهاى ناشى از روابط اجتماعى هستند كه به طور كلّى مصداق‏هاى آن قواعد كلى‏اند.(١)

(١) Great soviet encyclopedia، ج ٢٣، ص ١٢٤، به نقل از دكتر مصطفى محقق داماد، قواعد فقهى، ج ٢، ص ٥.

به تعبير ديگر، نظام حقوقى مجموعه قوانين و مقررات منسجم و هماهنگ و مرتبط‏اند كه بر اساس مبانى ويژه در جهت اهداف خاص خود تنظيم مى‏شوند. بنابراين، مشخصات نظام حقوقى عبارت است از:

١. وجود مجموعه‏اى از قوانين.
٢. وجود تعداد بسيارى قاعده عام و اصول كلى منسجم.
٣. مبتنى‏بودن مجموعه قوانين بر آن اصول و قواعد كلى.
٤. رابطه تنگاتنگ و عميق ميان قوانين و قواعد كلى در حد رابطه فرع و اصل و يا كلى و مصداق.
٥ . جامعيت قواعد كلى به طورى كه بتواند جوابگوى نيازها و موارد خاص باشد.
٦. عقلانى و انسانى‏بودن قواعد كلى و عام به نحوى كه پذيرش عموم مردم را به دنبال داشته باشد.
٧. ضمانت اجراى قضايى درباره نقض و تخلف از قوانين.

به نظر مى‏رسد حقوق اسلام داراى همه اين مشخصات است و مجموعه دستورهاى پراكنده و گسسته‏اى نيست كه بر حسب وضعيت شخص و يا گروه خاصى اتخاذ شده باشد، بلكه مجموعه‏اى است از قوانين يكپارچه و منسجم كه بر قواعد عام و اصول كلى استوار است و قوانين و احكام به طور كلى، مصاديق جزئى و موارد خاص آن قواعد مبنايى، و اساسى محسوب مى‏شوند.(١)
بايد توجّه داشت كه روابط انسان به دوگونه است: روابط انسان با خدا و روابط انسان با انسان. روابط انسانها با يكديگر نيز شيوه‏هاى مختلفى دارد:

١. رابطه دو انسان در يك جامعه (قلمرو حقوق خصوصى داخلى)؛
٢. رابطه دو انسان در دو جامعه (قلمرو حقوق بين‏الملل خصوصى)؛
٣. رابطه انسان و حاكميت (قلمرو حقوق عمومى داخلى)؛

٤. رابطه دو حاكميت (قلمرو حقوق بين‏الملل عمومى)؛

(١) همان.

اكنون ياد آور مى‏شويم كه نظام حقوقى بايد متضمّن مجموعه اصول و قوانين منسجم و هماهنگ و مرتبط در تمام اين زمينه‏هاباشد.
بنابر اين، اصول و قوانين عام و كلى حقوق اسلام را در قالب نظريه‏هاى مختلف درباره حقوق خصوصى داخلى، حقوق خصوصى بين‏المللى، حقوق عمومى داخلى و حقوق عمومى بين‏المللى، در چهار بخش قواعد و اصول كلى معاملات، حقوق اساسى، حقوق جزايى و حقوق بين‏الملل ـ كه از مهمترين بخشهاى نظام حقوقى اسلام هستند ـ بيان مى‏كنيم. و در هريك از چهار زمينه بالا انسجام و هماهنگى و ارتباط مقررات و قوانين اسلام را نشان خواهيم داد.
در واقع با نشان دادن قوانين و مقررات هماهنگ و مرتبط و نظريه‏هاى گوناگون در بخشهاى مختلف فقه اسلامى كه به طور منسجم و هماهنگ در كنار يكديگر طراحى شده‏اند، شاهد مقررات منسجم و هماهنگى خواهيم بود كه بر اساس مبانى ويژه در جهت اهداف خاص خود تنظيم شده‏اند.
اما قبل از پرداختن به مقررات و قوانين فقهى و قواعد عام آن، با توجه به اينكه اين كتاب، براى آموزش نظام حقوقى اسلام به دانش پژوهان مركز جهانى علوم اسلامى تهيه شده است و مطالعه كليات حقوقى مى‏تواند در فهم بهتر مطالب فوق مؤثر باشد، قبل از ورود به موضوعات اصلى اين كتاب به كليات حقوق وضعى و حقوق اسلام پرداخته‏ايم.
بار ديگر توجه خوانندگان محترم را به اين نكته جلب مى‏كنيم كه اين كتاب براى آموزش طلاب و دانش پژوهان مركز جهانى علوم اسلامى در مقطع اول نوشته شده است. به همين دليل چهارچوب و شكل ارائه مطالب و محتويات آن متناسب با سطح تحصيلى دانش پژوهان مزبور تهيه شده است. هدف ما اين است كه نگاهى اجمالى به نظام حقوق اسلامى از طريق بيان احكام، قواعد و نظريات مختلف فقهى و حقوقى، انسجام و هماهنگى و مبنادارى و هدفمند بودن حقوق اسلام را نشان دهيم به گونه‏اى كه خواننده با مطالب اين اثر به اين نتيجه برسد كه حقوق اسلام حقوقى نظام‏مند است.
در پايان بر خود لازم مى‏دانم از دوستان ارجمند و محققان گرانقدر آقايان مصطفى فضائلى، محمد ابراهيم شمس و محمد امامى‏پور كه به ترتيب تدوين بخشهاى حقوق اساسى اسلام، حقوق جزاى اسلام و كليات حقوق عرفى را بر عهده داشتند تشكر نمايم. اميدوارم اين عزيزان در راه اعتلاى بيش از پيش فرهنگ غنى اسلامى موفّق باشند.