![]()
برنامهريزى آموزشى امرى مستمر، پويا و متناسب با تغييرات مختلفى است كه در ساختار
دانش و رشتههاى علمى پديد مىآيد. همچنين تغيير و تحوّلات اجتماعى و نيازهاى
نوظهور فراگيران ايجاب مىكند كه برنامهريزى آموزشى همگام، به صورت فرايند مستمر و
پويا در آيد. ايجاد شرايط و مقتضيات جديد دانش، اطلاعات، مهارتها، گرايشها و
ارزشهاى نويى را به وجود مىآورد. براى پاسخ گويى به اين نيازها، طراحى رشتههاى
تحصيلى جديد و تربيت نيروهاى متخصّص و متناسب با تغييرات و تحوّلات پيش آمده، ضرورى
به نظر مىآيد. گسترش فرهنگ مسلّط جهانى و جهانى شدن فرهنگ در اقصى نقاط دنيا و حدّ
و مرز نشناختن وسايل و رسانههاى فرهنگى و ارتباطى براى ورود به درون خانهها و تحت
تأثير قرار دادن انديشهها، افكار، تمايلات، احساسات، گرايشها و رفتار افراد،
مسايل، مشكلات و نيازهاى نوظهورى را به وجود آورده است. مواجهه و رويارويى درست و
منطقى
با مسايل و مشكلات پيش آمده مستلزم تجهيز افراد به انديشههاى بارور، ارزشهاى
متعالى و مستدل و رفتارهاى منطقى است. حصول چنين نتيجهاى عمدتا در قالب
موقعيّتهاى رسمى آموزشگاهى با ايجاد رشتههاى جديد و گسترش دامنهى آموزشها،
مهارتها و توانايى و تربيت سازمان يافتهى كسانى امكانپذير مىشود كه قادر به
پاسخ گويى و غلبه بر مسايل پيش رو و پيشبينى مسايل آتى را داشته باشند.
بالندگى مراكز آموزشى در گرو نظام آموزشى استوار، قاعدهمند و تجربهپذير است، در
اين نظام، برنامههاى آموزشى، متون درسى و استادان، اركان اصلى آن به شمار مىآيند.
قوّت برنامهى آموزشى به همآهنگى آن با نيازهاى زمان، استعدادِ علمآموزان و
امكانات، نهفته است. چنان كه استوارى متون درسى بدان است كه تازهترين دست آوردهاىِ
علم را در جديدترين شيوههاى فراگيرى و فنآورى آموزشى عرضه دارند. استادان ورزيده
و كار آزموده نيز ركن سوم نظام آموزشىاند.
بديهى است مراكز آموزشى براى حفظ نشاط علمى خود، هماره بايد در انديشهى ارزيابى،
بازنگرى و اصلاح متون مدوّن و منابع آموزشى باشند و نيز متنهاى جديد را با
تازهترين شيوهها و دستآوردهاى علمى همراه سازند. حوزههاى علوم دينى، كه تربيت
عالمان دين و نشر معارف اسلامى را بر عهده دارد، و به عنوان نهاد تعليمى ـ دينى
شناخته مىشوند، از اين قاعده مستثنا نيستند.
خرسنديم كه حوزههاى علميه به بركت انقلاب شكوهمند اسلامى ساليانى است كه در
انديشهى اصلاح ساختار آموزشى و بازنگرىِ متون درسى است. مركز جهانى علوم اسلامى به
عنوان بخشى از اين مجموعه ـ كه به امر تعليم و تربيت طلاّب غير ايرانى همّت گمارده
ـ به منظور انجام اين كار بزرگ به پىريزى «دفتر برنامهريزى و تدوين متون درسى»
روى آورد.
اين دفتر با ارج نهادن به سخت كوشىهاى عالمانِ گرانقدر ـ كه تاكنون پاسخ گوى اين
نيازها بودهاند ـ با خوشهچينى از خرمن دانش آنان، بر آن است كه تجربههاى نو را
در شيوههاى آموزشى با تازهترين دست آوردهاى علمى همراه كرده، متونى بر اين پايه
سامّان دهد.
تاكنون به همّت پژوهشگران، مدرّسان و فضلاى حوزه، اين دفتر در گامهاى نخستين، به
تدوين و نشر بيش از چهل متن درسى در موضوعات گوناگون علوم دينى توفيق يافته است.
نوشتهى حاضر كه در بخش مباحث اعتقادى مطابق سرفصل درسى مربوط براى دورهى كارشناسى
ارشد با عنوان «كلام تطبيقى» ـ شامل مباحث توحيد، عدل و صفات ـ به نگارش درآمد،
حاصلِ تلاش علمى و درخورِ تقدير دانشمند محترم، حضرت حجّةالاسلام والمسلمين آقاى
على ربّانىگلپايگانى ـ دام توفيقه ـ است كه بدين وسيله از ايشان و ساير فرزانگانى
كه در به ثمر رسيدن اين اثر بذل عنايت كردهاند، تشكّر و قدردانى مىشود.
در پايان يادآور مىشويم، از آن رو كه هيچ كارِ بشرى مصون از خطا و لغزش نيست، به
همكارى ارباب معرفت و فضل اميد داشته و چشم به نقد و نظر آنان دوختهايم.
از مطالعهى آثار كلامى بر جاى مانده از پيشينيان به دست مىآيد كه اين آثار به سه
سبك كلّى نگارش يافتهاند. برخى از آنها صرفا به تدوين و تبيين عقايد يك مذهب
پرداخته و از نقل و نقد عقايد ديگران دورى گزيدهاند. كتاب «اصول السنّة» احمد
حنبل، رسالهى «الفقه الاكبر» ابوحنيفه، كتاب «الاعتقادات فى دين الاميامية» شيخ
صدوق از اين گونهاند. برخى ديگر صرفا به نقد يك يا چند عقيده از يك مذهب يا ديدگاه
متكلّمى خاص پرداختهاند. روش ردّيه نويسى پيوسته مورد توجّه متكلّمان مذاهب مختلف
بوده و در كتب رجال، تاريخ و ملل و نحل نمونههاى بسيارى از اين گونه نقل شده است.
عدّهاى ديگر، ضمن اين كه عقايد مورد قبول مذهب كلامى يا ديدگاه ويژهى خود در
مسايل اعتقادى را تبيين و اثبات كردهاند؛ عقايد و آراى ديگران را نيز به بحث و نقد
گذاشتهاند. كتابهاى «تجريد الاعتقاد»، «كشف المراد»، «المواقف في علم الكلام» و
«شرح المقاصد» از اين نوعاند. در كتابهاى نوع اخير، اگر چه بحث تطبيقى نيز انجام
گرفته است ولى جنبهى ثانوى دارد و مقصود اصلى نبوده است.
بحث تطبيقى كه در زمان ما رواج يافته و پسوند علوم مختلفى چون كلام، فلسفه، فقه،
اصول و غيره واقع مىشود، بدين معنا است كه آراى مختلف دو يا چند مذهب، يا دو يا
چند متفكّر در بارهى يك يا چند مسأله مورد مقايسه و سنجش قرار مىگيرد، در اين
گونه بحثها هم تطبيق و مقايسه وجود دارد و هم نقد و ارزيابى. ولى نقد و ارزيابى در
مرتبهى دوم و سنجش و تطبيق، مقصود نخستين به شمار مىرود. اثر حاضر بر اساس اين
روش سامان يافته است.
موضوعات و مسايل مورد بحث در اين كتاب بر اساس سرفصلهايى كه از طرف دفتر
برنامهريزى و تدوين متون درسى مركز جهانى علوم اسلامى به تناسب مسايل آموزشى دانش
پژوهان تعيين گرديده، گزينش شده است. اگر نگارنده خود مىخواست اثرى تطبيقى در
حوزهى مسايل كلامى پديد آورد، چه بسا مسايل ديگرى را به عنوان يك رساله يا كتاب بر
مىگزيد.
نخستين مسألهاى كه مورد بحث تطبيقى قرار گرفته، صفات خداوند است كه از دو جنبهى
وجودشناسى و معناشناسى بررسى شده است، روشن است كه اگر بنا بود در بارهى مصاديق
صفات خداوند كه در كتابهاى كلاسيك كلامى مورد بحث واقع مىشود، تحقيق شود، به
تنهايى ظرفيت كتاب را پر مىكرد و مجال براى سرفصلهاى ديگر باقى نمىماند. از طرفى
بحث كلّى در بارهى صفات از دو جنبهى ياد شده، از بحثهاى كليدى و شالودهاى در
الهيّات به شمار مىرود.
مسألهى ديگرى كه پژوهش تطبيقى شده است، توحيد است كه در رديف مهمترين مسايل كلامى
قرار دارد. و اگر چه در حقيقت از مصاديق صفات الهى است، ولى به دليل اهمّيّت ويژهى
آن، به طور مستقل مورد بحث قرار گرفته است. در اين مسأله ديدگاههاى مذاهب كلامى
مختلف در بارهى اقسام يا مراتب توحيد تبيين و تحقيق شده است.
عدل الهى در عرف متكلّمان دو كاربرد دارد، گاهى به عنوان يكى از صفات جمال الهى در
كنار ديگر صفات مطرح مىشود، كه در اين صورت يك مسألهى كلامى و اعتقادى به شمار
مىرود، و گاهى عنوان يكى از گستردهترين ابواب مباحث كلامى است، يعنى بحثهاى
مربوط به صفات فعل خداوند. بنيادىترين بحث در اين باب مسألهى حسن و قبح عقلى است،
كه پيوسته مورد چالش ميان متكلّمان عدليه و اشاعره قرار داشته است. از اين روى پس
از بحثهاى مقدّماتى در بارهى مبحث عدل الهى، به تحقيق در بارهى حسن و قبح عقلى
پرداخته شده، و ديدگاههاى مختلف در اين خصوص ارزيابى گرديده است. براهين عدل الهى،
تحقيق در بارهى شرور و نسبت آن با عدل الهى، مسألهى جبر و اختيار، قضا و قدر از
مهمترين و بحثانگيزترين مباحثى است كه پيوسته نظر متكلّمان را به خود جلب كرده و
ديدگاههاى متعارضى در اين باره مطرح شده است. ارزيابى اين ديدگاهها بخش ديگرى از
مباحث اثر حاضر را به خود اختصاص داده است.
آخرين بحث اثر حاضر تحقيق و بحث تطبيقى در بارهى مسألهى بدا اختصاص يافته است.
طرح اين بحث ـ گذشته از اين كه سرفصلهاى ارايه شده از طرف مركز بوده است ـ به دليل
ارتباطى است كه با بحث قضا و قدر دارد.
چرا كه مقتضاى قضا و قدر الهى اين است كه همهى وقايع بر اساس قضا و قدر قطعى
خداوند تحقّق مىپذيرند، در حالى كه مفادّ بدا اين است كه در تحقّق پارهاى از
حوادث در شرايط خاص تغيير حاصل مىشود. تحقيق در بارهى بدا مشكل مذكور را حل خواهد
كرد.
رويكرد اصلى اثر حاضر بحث تطبيقى ميان عقايد و آراى مذاهب كلامى و متكلّمان اسلامى
است. در اين خصوص، بيشتر مذاهب كلامى و متكلّمان مشهور و برجسته مورد نظر بوده است.
بدين جهت از مذاهب شيعى، رهيافت كلّى بحثها بر اساس عقايد و آراى شيعه
اثناعشرى (اماميه) سامان يافته است، چنان كه از مذاهب غيرشيعى، عقايد و آراى
معتزله، ماتريديه، اشعريه، وهّابيه مورد اهتمام قرار گرفته است. در پارهاى از
مسايل مانند: مبحث صفات خداوند و مسألهى شرور برخى از متكلّمان قديم و جديد مسيحى
كه در اين دو مبحث ديدگاههاى ويژهاى مطرح كردهاند نيز پژوهش شده است.
مخاطبان اصلى اين نگارش طلاّب مشغول به تحصيل در مقطع كارشناسى ارشد در مركز جهانى
علوم اسلامى مىباشند، و از طرفى كتاب به عنوان متنى آموزشى تدوين گرديده است.
طبعا، بحثهاى كتاب از نظر ساختار و محتوا با توجّه به دو نكتهى پيشين نگارش يافته
است. با اين حال، فصلهايى از كتاب، يا قسمتهايى از پارهاى از فصول به گونهاى
است كه براى خوانندگان در سطوح پايينتر نيز قابل فهم خواهد بود؛ مانند بحثهاى
مقدّماتى عدل الهى، و بحثهاى مربوط به نظم و اتقان از نظر دانشمندان و نظاير آن.
از اين رو، از اساتيد ارجمندى كه عهدهدار تدريس اين كتاب مىشوند در خواست مىگردد
با توجّه به ارزيابى خود از دانشجويان و نيز با در نظر گرفتن تنگناى زمانى و
محدوديّت واحدهاى درسى، اين گونه بحثها را به مطالعهى محصّلان محترم واگذار كنند.
اميد است با انتقادها و پيشنهادهاى سازندهى اساتيد ارجمند كاستىهاى احتمالى كتاب
در نوبتهاى بعدى جبران گردد.