شخصيت وحقوق زن در اسلام- زن و خطابات قرآنی - مقام سوم: زن و مسايل اخلاقی و تربيتي در خطابات قرآنی
زن و مساله حجاب در خطابات قرآنی
زن و امر به معروف و نهی از منکر در خطابات قرآنی
زن و خانواده در خطابات قرآنی

در اين مقام يك سرى مطالب اخلاقى و تربيتى كه در اسلام از اهميت ويژه و والايى برخوردار است كه در خطابات قرآنى آمده است بطور اجمال و مختصر بحث مى‏شود.


زن و مساله حجاب در خطابات قرآنی

فهرست مطالب

يكى از مسائل بسيار مهم كه در اسلام براى زنان به آن تأكيد و سفارش شده مسئله حجاب است، حجاب براى زن به اتّفاق علما دين واجب مى‏باشد و آيات متعدّد در اين باره داريم كه بذكر دو تا آن بسنده مى‏شود.

آيه اوّل:

«قُل للمُؤمنات يَغُضُضنَ من ابصارهنّ و يحفُظنَ فروجهن و لايبدين زينتهنّ  الّا ظهر منها، و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ و لايبدين زينتهنّ...»(1)

همه فقها و دانشمندان اسلامى و مفسّران اتّفاق نظر دارند كه اين آيه دلالت دارد كه بر زنان واجب است بدن و موى خود را از نامحرمان بپوشاند.(2)

توضيح اينكه در اين آيه شريفه به پنج موضوع در رابطه با حجاب و حفظ حريم عفّت تصريح شده است.

1- زنان ديدگان خود را از نامحرمان فرو خوابانند. «يغضُضْنَ من ابصارهنّ».

2- زنان دامان خود را از هرگونه عوامل بى‏عفّتى حفظ نمايند. «و يحفُظْنَ فروجهنّ».

3- زنان زينت خود را جز آن مقدار كه بطور قهرى آشكار است آشكار نسازند. «و لايبدين زينتهنّ الّا ماظهر منها».

4- زنان بايد روسرى خود را به سينه خود بيفكنند. «وليضربن بخمروهنّ على جيوبهنّ».

5- بار ديگر در قسمت پايان جمله فوق آمده. «و لايبدين زينتهنّ».


منظور از زينت چيست؟

زينت به معناى زيبايى، مقابل زشتى، و شامل هر نوع زينت طبيعى و عارضى، خواهد شد.

در تفاسير، براى زينت معانى مختلف ذكر نموده‏اند. در تفسير نمونه، آمده است: «حق اين است كه منظور از زينت‏آلاتى است كه روى بدن قرار گرفته‏اند، طبيعى است كه آشكار كردن چنين زينتى توأم با آشكار كردن اندامى است كه زينت بر آن قرار دارد».

بنابراين، زنان حق ندارند زينت‏هايى را كه معمولاً پنهان است آشكار سازند، هرچند اندام‏شان نمايان نشوند. به اين ترتيب، آشكار كردن لباس‏هايى زينتى مخصوص كه در زير لباس عادى يا در زير چادر مى‏پوشند مجاز نيست، چون قرآن از آشكار كردن چنين زينت‏هايى نهى كرده است.(3)

آيه دوم:

«يا ايّها النّبى قل لِازْواجك و بناتك و نساء المؤمنين يُدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذالك ادنى ان يعرِفْنَ فلايوأذين و كان اللّه غفوراً رحيماً».(4)

اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو جلبابها «روسرى‏هاى بلند»(5) خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه از كنيزان و آلودگان شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند.

اين آيه به اصل وجوب حجاب براى زنان تصريح نموده است و در پايان به يكى از فلسفه‏هاى حجاب كه عدم‏آزار از ناحيه مزاحم‏ها است اشاره كرده است.

پس مى‏توان گفت اين آيه در قرآن جامع‏ترين آيه در حفظ حجاب و حريم عفّت مى‏باشد.(6)

فلسفه حجاب

درباره لزوم حجاب و پوشش اسلامى براى زنان علّت و فلسفه ذكر شده كه به بعض آن اشاره مى‏شود.

1ـ جلوگيرى از فساد

در مرد همواره غريزه جنسى فوق العاده قوى وجود دارد كه او را به شدّت نسبت به زن علاقمند مى‏كند و از سوى ديگر زنان علاقه شديد به خودآرايى و نمايش خود دارد، نتيجه اگر حجاب و پوشش صحيح در جامعه نباشد هركدام از زن و مرد همچون آتش و پنبه به سوى هم نزديك مى‏شوند و شعله‏ور مى‏گردند، و روشن است دود سياه چنين آتشى به چشم همگان آسيب مى‏رساند و موجب فسادهاى گوناگون و زمينه‏سازى براى جرائم و بزه‏كاريهاى مختلف خواهد شد.

2ـ حفظ كرامت زن

زن از نظر حقوق و شخصيت انسانى با مرد يكسان است، حرمت و كرامت او به اين است كه به عنوان يك انسان شرافتمند به او نگريست نه به عنوان يك وسيله جنسى و وسيله تبليغ كالا و دكور اطاقها و عاملى براى جلب سيّاحان و آن بانويى كه برهنه يا بدحجاب از خانه بيرون مى‏آيد تا به خانه برگردد دهها و صدها افراد سبكسر و بيماردل او را بچشم شهوت مى‏نگرند.

3ـ جلوگيرى از بيماريهاى روانى

هرگاه پوششى براى زنان نباشد و آنها با جلوه‏گرى و عشوه‏گرى آشكار گردد، به طور طبيعى مردان بخصوص جوانان در يك حالت تحريك دايم قرار مى‏گيرند، همين موجب هيجان عصبى و اضطراب اعصاب خواهد شد، چنان‏كه پزشكان روانى مى‏گويند هيجان مستمر موجب بيمارى روانى خواهد شد.(7)

4ـ حجاب مبازره با حربه استعمار

يكى از حربه‏هاى مهمّى كه استكبار جهانى و استعمارگران تاريخ براى انحطاط و سقوط ملّت‏هاى مظلوم به كار مى‏برد تا آنها را از درون تهى كنند رواج فرهنگ بى‏حجابى است، اين رواج بى‏حجابى يك سياست است كه استعمارگران براى سركوب غيرتهاى دينى و وجدانهاى بيدار ملّتهاى آزاده و مبازر بكار مى‏برند، با از بين بردن باورهاى دينى و اعتقادات درونى قيام و مبارزه فيزيكى آنها نيز شكسته مى‏شوند و در نتيجه در دام استعمار استعمارگران درمى‏آيند.

فرانتس فانون، جامعه‏شناس مشهور، در كتاب «انقلاب الجزاير يا بررسى جامعه‏شناسى يك انقلاب»، به بررسى نقش حجاب زنان الجزاير در مقابل استعمار فرانسه پرداخته و سياست‏هاى سرسختانه استعمار را در مبارزه با حجاب زنان الجزاير مورد بحث قرار داده است. وى در اين كتاب مى‏نويسد: «سياستمداران استعمار به اين نتيجه رسيده بودند كه «اگر بخواهيم به تار و پود بافته جامعه الجزايرى هجوم بريم و استعداد مقاومت آنها را از بين ببريم، بايد ابتدا زنها را تحت تسلّط خود درآوريم، و لذا هر چادرى كه دور انداخته مى‏شود افق جديدى را كه بر استعمارگر ممنوع بوده در برابر او مى‏گشايد، و سپس از ديدن هر چهره بى‏حجابى اميدهاى حمله‏ور شدن استعمار ده برابر مى‏شود».(8)

پس براى مبارزه با استعمارگران و شكست آنها بر تمام زنان مسلمان لازم و واجب است كه سنگر حجاب را حفظ بكنند.


اشكال:

انسان چه مرد باشد و چه زن، آزاد آفريده شده، و آزادى مفهوم مقدّس است كه همگان طرفدار آن هستند، ولى حجاب و پوشش اسلامى دست‏پاگير است. زنان را منزوى و پرده‏نشين كرده و از مواهب آزادى محروم مى‏سازند.


جواب:

آزادى كلمه مقدّس است، ولى هرچيزى داراى حد است، مثلاً انسان آزاد است، آيا مى‏تواند غذاى مسموم بخورد، يا نصف شب همسايه‏ها را كه در خواب هستند با بلندكردن صداى طبل آنها را بيدار نمايد...؟

قطعاً آزادى داراى مرز و حد است، آن آزادى مقدّس است كه موجب ضرر و زيان و باعث سلب آزادى ديگران نشود.


زن و امر به معروف و نهی از منکر در خطابات قرآنی

فهرست مطالب


يكى از واجبات الهى كه بر همگان بر نحو كفايى واجب است امر به معروف و نهى از منكر است، و اين دو فريضه يعنى امر به معروف و نهى از منكر در اسلام از اهميت خاص و ويژه‏اى برخوردار است، و به واسطه اين دو است كه ساير فرايض و واجبات الهى اقامه مى‏شود. و در قرآن مجيد و اخبار ائمه عليهم السلام بر آن دو تأكيد فراوان شده است و در اينجا بذكر بعض از آن آيات كه جنبه خطابى دارد اكتفا مى‏شود.

1- «ولتكن منكم امّةٌ يدعون الى الخير و يأمرون باالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هُمُ المفلكون».(9)

يعنى بايداز ميان شما جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند، آنها همان رستگارانند.

2- «كنتُم خير امّةٍ أخرجت النّاس تأمرون باالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بااللّه...»(10)

يعنى شما بهترين امّتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شده‏ايد، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و به خدا ايمان داريد.


معروف و منكر چيست؟

از آنجاييكه امر به معروف و نهى از منكر در اسلام يكى از واجبات است، لازم است خود معروف و منكر را بدانيم كه معروف و منكر چيست؟

راغب در مفردات خود مى‏فرمايد. المعروف اسمٌ لكلِّ فعلٍ يعرف باالعقل و الشّرع حسنةٌ، و المنكر ماينكر بهما.(11)

يعنى: معروف اسم از براى هر كارى است كه عقل و شرع آن را نيكو بشناسند و منكر خلاف است يعنى اسم از براى هر كارى است كه عقل و شرع آن را قبيح بشناسند.

پس هر كارى خوب و مورد پسند شرع و عقل باشد معروف است و هر كارى زشت كه مورد پسند شرع و عقل نباشد منكر مى‏باشد.


آيا امر به معروف و نهى از منكر يك وظيفه همگانى است؟

در اسلام اين يك امر مسلّم و قطعى است و از اطلاق آيات مذكور نيز استفاده مى‏شود كه امر به معروف و نهى از منكر اختصاص به مردان ندارد شامل مردان و زنان هر دو مى‏شود يعنى همان‏طور كه مردان در اين آيات مورد خطاب واقع شده كه امر به معروف و نهى از منكر بكنند و زنان هم مورد خطاب واقع شده است كه امر به معروف و نهى از منكر بكنند.

به علاوه در بعض آيات تصريح به اين مطلب شده است مثل، «المؤمنون و المؤمنات بعضُهُم اولياء بعضٍ يأمرون باالمعروف و ينهون عن المنكر...»(12)

يعنى مردان و زنان مؤمن يار و ياور يكديگرند. امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند.

و در مقابل، مردان و زنان منافق امر به منكر و نهى از معروف مى‏كنند.

«المُنفقون و المُنفقت بعضهم من بعضٍ يأمرون با المنكر و ينهون عن المعروف».(13) پس امر به معروف و نهى از منكر يك وظيفه همگانى است.


آيا امر به معروف و نهى از منكر موجب سلب آزادى نيست؟

به طور مسلّم، زندگانى دسته‏جمعى براى افراد بشر فوائد و بركات فراوانى دارد؛ ولى در مقابل آن، محدوديت‏هايى نيز براى او به بار مى‏آورد. به علت اين‏كه در برابر فوائد بى‏شمار زندگى دست‏جمعى، ضرر اين نوع محدوديت‏ها جزئى و ناچيز است، بشر از روز اوّل تن به زندگى اجتماعى داده و محدوديت‏ها را پذيرفته است، و از آن‏جا كه در زندگى اجتماعى، سرنوشت افراد به هم مربوط است و به اصطلاح، افراد اجتماع در سرنوشت يكديگر اثر دارند، حق نظارت در اعمال ديگران، حق طبيعى و خاصيتِ زندگى دسته‏جمعى است.(14)


شرايط امر به معروف و نهى از منكر

براى امر به معروف و نهى از منكر، غير از شرايط عامّه، شرايط خاصى نيز ذكر شده است كه به طور خلاصه به آنها اشاره مى‏شود.

1- شخص امر و نهى كننده به درجه‏اى از شناخت و آگاهى برسد كه بتواند كار امر به معروف و نهى از منكر را تشخيص دهد و افراد و گروهها را هدايت و ارشاد كند و آنان را از منكر دور ساخته و بر التزام و پاى‏بندى به معروف تشويق و ترغيب نمايد.

از اين رو بر افراد و گروههايى كه عهده‏دار اين مسئوليت و مأموريت مى‏باشند واجب است كه خود در درجه مناسبى از فهم و شناخت فرهنگ اسلامى و اوضاع جامعه و ظرفيت افراد قرار داشته باشند تا به شناخت علل و عوامل مؤثر در ايجاد فساد و انحراف قادر بوده و بر اوضاع فكرى و علمى و روانى و اجتماعى كه قصد تغيير و دگرگونى آن را دارند وقوف و آگاهى كامل داشته باشند.

2- در وجوب امر به معروف و نهى از منكر احتمال تأثير شرط است، پس كسى كه با منكر روبرو مى‏شود و يا آنكه در انجام معروف كوتاهى مى‏بيند، اگر احتمال مى‏دهد كه تلاشهاى او در كسى كه دست به منكر زده و يا معروف را ترك كرده است ثمره‏اى ندارد و نتيجه نمى‏بخشد، وجوب امر به معروف و نهى از منكر از او ساقط مى‏شود.

3- در وجوب امر به معروف و نهى از منكر شرط است كه شخص كه مورد امر و نهى قرار مى‏گيرد از كسانى باشد كه بر انجام كارهاى حرام و ترك واجبات اصرار داشته باشد و امّا اگر شخص مورد نظر از اين گروه نيست بلكه از كسانى است كه خود به خود توبه مى‏كند به راه حق و حقيقت باز مى‏گردد امر به معروف كردن چنين كسى واجب نيست، چون هدف اصلى و اساسى امر به معروف و نهى از منكر حاصل و محقّق مى‏شود بى‏آنكه نيازمند به رويارويى و برخورد باشد.

4- ديگر از شرايط امر به معروف و نهى از منكر آن است كه در نتيجه اين امر و نهى بر شخص و يا گروهى كه به امر به معروف و نهى از منكر مبادرت ورزيده‏اند ضرر و زيان وارد نيايد كه بيش از نتايج اصلاحى مورد انتظار از امر و نهى باشد.

امّا اگر امر به معروف و نهى از منكر داراى نتايج اصلاحى مثبت باشد، گرچه اقدام به امر و نهى منوط بر زيان مالى و جانى مانند كشته شدن و زندان رفتن و آواره شدن باشد بر انسان مسلمان واجب است اين ضرر و زيان را بپذيرد و امر به معروف و نهى از منكر بكنند.

زن و خانواده در خطابات قرآنی

فهرست مطالب

از نظر قرآن انسانها طورى آفريده شده است كه جفت‏خواهى به سرشت و خلقت آنها برمى‏گردد و تشكيل خانواده معلول همين جفت‏خواهى است، و هيچ مردى و هيچ زنى نيست كه براى او جُفتى خلق نشده باشد، اينها به حسب فطرت خود در پى يافتن جفت خود كوشش و تلاش مى‏كنند، و قرآن كريم در اين‏باره مى‏فرمايد:

«و خلقناكم ازواجاً».(15)

«و من آياته أن خلق لكم من انفسكم ازواجاً».(16)

«و اللّه خلقكم من تراب ثمّ من نطفةٍ ثمّ جعلكم ازواجاً».(17)

«فاطر السّموات و الارض جعل لكم من انفسكم ازواجاً».(18)

جفت‏گرايى به تصريح قرآن كريم، در ميان حيوانات هم است: «و من الانعام ازواجاً»(19) ولى فرقى كه قرآن كريم ميان جفت‏گرايى انسان و حيوان مى‏گزارد اين است كه در مورد حيوانات صحبت از اينكه جفتها وسيله سكون و آرامش يكديگرند و در ميان آنها مودّت و رحمت قرار داده شده است نيست، ولى در مورد انسان اين مطلب با صراحت هر چه بيشتر بيان شده و مورد تأكيد قرار گرفته است.(20)

نيز خداوند مى‏فرمايد:

1- «خلق لكم من انفسكم ازواجاً»(21) ؛ همسران از خودتان آفريديم.

براساس اين تعبير، پيوند ميان زن و شوهر چيزى جز پيوند دوستى و پيراسته از هر انگيزه ديگر نيست.

2- «لتسكنوا اليها»؛ تا آرامش يابيد.

«سكن» دست يافتن به مقام سكونت و آرامش است، و اين تعبير قرآن اشاره به اين واقعيت دارد كه آرامش، مقام و موقعيتى است كه انسان در پهنه هستى بايد به آن دست يابد و از ديدگاه قرآن وظيفه خانواده زمينه‏سازى براى همين هدف است.

3- «و جعل بينكم مودّة». ميان‏تان دوستى بر قرار ساخت.

در خانواده محبّت بين زن و شوهر است كه آنها با تعامل دوستانه و همكارى در مسير شناخت خود و خداى خود به آرامش مى‏رسد و در وادى امن الهى گام مى‏نهند.

4- رحمة. اصل مهربانى.

اُلفت زن و شوهر و همكارى آن دو با نيروى عشق و محبّت در مسير كمال، رحمت و مهربانى را براى خانواده و ديگران به بار مى‏آورد، پس پيوند سالم است كه ضامن فراهم شدن زمينه مناسب براى ارتباط مسئولانه و ماندگار است.(22)

به همين جهت است كه اگر زن و مرد در انتخابات همسر به اين اصل اساسى «سكون و آرامش» توجّه نداشته باشند و حقيقتاً در صدد يافتن وسيله سكون و آرامش برنيايند و خانواده‏اى تشكيل ندهند كه تجلّى‏گاه مودّت و رحمت باشد ناكام مى‏ماند و روى خوشبختى را نمى‏بيند.(23)

آميزش جنسى و فرزنددار شدن و زيباييهايى ظاهرى به خودى خود امر جسمانى و بدنى هستند و در اين ميان نبايد آميزش روحها و نيازى كه روان زن و مرد به يكديگر دارند از نظر محو گردد.

در محيط خانواده اگر فقط روابط جسمى و واكنش‏هاى فيزيكى مطرح باشد و بس، روحها سرگردان مى‏ماند و در تمام عمر از حسرت ناكامى مى‏سوزند و مى‏سازند و ترديدى نيست كه هرگاه روحها ناكام و حسرت‏زده باشد جسمها نيز پريشان و ناتوانند.(24)


زن چه نقشى در خانواده دارد؟

از نظر قرآن زن در خانواده دو نقش اساسى دارد، نقش اوّل زن اين است كه با پرتو جذّاب عاطفه و محبّت و دلسوزى خدادادى، تلخيهاى زندگى مشترك زناشويى را مى‏زدايد. و قرآن مى‏فرمايد:

«و من آياته أنْ خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة».(25)

يعنى از نشانه‏هاى او اين است كه از خود شما جفت‏هايى براى شما آفريد تا نزد ايشان آرامش يابيد و ميان شما دوستى و مهربانى برقرار ساخت.

در نقش دوم، زن قدرت آفريدگارى و ربوبى خداوند را با پرورش جنين و تربيت كودك به نمايش مى‏گذارد، قرآن مى‏فرمايد:

«و اللّه جعل لكم من انفسكم ازواجاً و جعل لكم من ازواجكم بنين و حفدة».(26) يعنى خداوند براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگان پديد آورد.

خانواده گسترده در قرآن

قرآن كريم بر همبستگى ميان اعضاء يك فاميل و يا خانواده گسترده تأكيد فراوان دارد، و لذا خانواده در جامعه قرآنى به پدر و مادر و فرزندان محدود نمى‏شود بلكه روابط خانوادگى از اين محدوده فراتر رفته و بسيارى از اقوام نزديك را نيز در بر مى‏گيرد:

«و آت ذالقربى حقّه و المسكين و ابن السّبيل...»(27)

«... و اذا حضر القسمة اولوالقربى و اليتامى و المساكين فارزقوا هُم منه و قولوا لهم قولاً معروفاً».

«و اعلموا انّما غنمتم من شى‏ءٍ فاِنَّ للّه خمسه و للرّسول و لذالقربى...»(28)

خانواده گسترده، نهادى است كه اگر داراى ساير خصوصيات يك جامعه قرآنى باشد مى‏تواند هم براى مردان و هم براى زنان كانون سعادت و آرامش باشد، اجمالاً به برخى از مزايا و فوائد چنين خانواده‏اى اشاره مى‏كنم.

الف) خانواده گسترده، خصوصيات اخلاقى اعضاء خود را تصحيح و تعديل مى‏نمايد، چرا كه عضو چنين خانواده‏اى اعمال خود را نه فقط تحت نظارت يك فرد بلكه در معرض قضاوت خانواده‏اى بزرگ مى‏بيند.

ب) زنان در خانواده گسترده اسلامى قادر خواهند بود بيشتر به فعاليت‏ها و مشاغل خارج از خانواده بپردازند بدون اينكه زيانى متوجّه همسر و فرزندان يا سالخوردگان خانواده شود، زيرا همواره اشخاص بالغ ديگرى در خانه حضور دارند كه آنان را در كارهاى داخلى يارى رسانند.

ج) چنين خانواده‏اى از وسعت و تنوّع روحى و عاطفى برخوردار مى‏باشد و اين موهبت را به طور يكسان در اختيار كودكان و بزرگسالان قرار مى‏دهد، و تجربه نشان داده است كه اين امر در استحكام پيوند ازدواج نقش مؤثرى دارد.

د: در يك جامعه قرآنى، مطلقا نيازى به تأسيس نهادهايى چون (خانه سالخوردگان)، (دهكده بازنشستگان)، (كلوب افراد مجرّد) و نظاير آن وجود ندارد، چرا كه نيازهاى روانى و عاطفى افراد از زن و مرد، پير و جوان در خانه گسترده تامين مى‏گردد.(29)


پاورقي ها:

فهرست مطالب

1. سوره نور، آيه 31.
2. حجاب بيانگر شخصيت زن، محمد محمّدى اشتهاردى، انتشارات ناصر.
3. تفسير نمونه، ج 14، ص 439.
4. سوره احزاب، آيه 59.
5. جلباب پارچه‏اى است از روسرى بزرگ‏تر، كه تمام سر و سينه را مى‏پوشاند؛ كه در فارسى به آن چهارقد مى‏گويند.
6. حجاب بيانگر شخصيت زن، محمد محمّدى اشتهاردى.
7. همان، ص 72، 75 و 78.
8. بينش اسلامى 3، آموزش پرورش، ص 115.
9. سوره آل عمران، آيه 104.
10. همان، آيه 110.
11. مفردات قرآن، راغب اصفهانى، ماده عرف.
12. سوره توبه، آيه 71.
13. همان، آيه 67.
14. همان، ص 40.
15. سوره نبأ، آيه 8.
16. سوره روم، آيه 21.
17. سوره فاطر، آيه 11.
18. سوره شوراى، آيه 11.
19. همان، آيه 11.
20. اقتباس از اخلاق در قرآن احمد بهشتى، ص 9 و 11، انتشارات طريق القدس.
21. سوره روم، آيه 21.
22. اقتباس از فصلنامه پژوهشهاى قرآنى، شماره 28 ـ 27، ص 135 ـ 134.
23. اخلاق در قرآن، احمد بهشتى، ص 12.
24. همان.
25. سوره روم، آيه 21.
26. سوره نمل، آيه 73.
27. سوره اسراء، آيه 22.
28. .- سوره انفال، آيه 41.
29. قرآن در آيينه انديشه‏ها، ص 285.

بازگشت