| شخصيت
وحقوق زن در اسلام - زن از يونان باستان تا اسلام -
حجاب |
| پيشينه حجاب |
| ريشه يابي کلمه حجاب |
| معناي اصطلاحي حجاب |
| حجاب تکليف شرعي زنان است |
| منابع |
|
|
|
«يا بنى آدم قد انزلنا عليكم لباسا يوارى سَوْاتكم و ريشا و لباس التقوى ذلك خير ذلك من آيات اللّه لعلكم يذكرون.»(1)
بررسى تاريخ زندگى بشر به دو طريق ممكن است :
1. گذشته انسان را از جهت مادّى يعنى سير تكاملى انسان رااز حيث چگونگى توليد و صنعت مطالعه كنيم .
2. گذشته انسان را از جهت رشد معنوى ، يعنى عروج و هبوط انسانها در مسير كسب صفات متعالى ، از آغاز خلقت تاكنون در پرتو هدايتهاى پيامبران خدا مورد بررسى قرار دهيم .
رنسانس و انقلاب صنعتى اروپا همه چيز را دگرگون كرد و توجه بشر را از علوم عقلى به سوى علوم تجربى و حسى سوق داد و به جاى فلسفه و جهان بينى الهى ، فلسفه و جهان بينى مادى را مطرح كرد و به جاى اخلاق و مفاهيم با ارزش معنوى و الهى ، مفاهيم اومانيستى را مطرح كرد. در تاريخ نيز به جاى بررسى و تحقيق درباره رشد معنوى انسانها ، بررسى تاريخ رشد و تكامل ابزار توليد را جايگزين كرد.
امروز وقتى اسمى از تاريخ به ميان مىآيد ، مقصود از آن تاريخ تمدن است و مقصود از تاريخ تمدن ، تاريخ ابزار و توليد و رابطه آن با انسانهاست . از اينرو ، دورههاى تاريخ را بر اساس مبانى مادى نامگذارى كردهاند. حجاب ، امرى معنوى و در بر دارنده حيا و عفّت انسانها است . مقصود از حجاب اين است كه در وجود و فطرت پيشينه حجاب
زنها نيرويى است به نام حيا كه او را در مقابل مردان اجنبى به عفت و پاكدامنى دعوت مىكند . از آن جا كه اديان الهى منطبق با فطرت انسانها هستند ، پوشش انسانها نيز ريشه در فطرت و خواست درونى دارد. پس پوشش زن واكنش است كه زنها بر اثر يك نيروى درونى و فطرى به نام حيا ، در مقابل مردان اجنبى از خود نشان مىدهند ؛ مثل واكنش سرخ شدن صورت انسانها هنگام خجالت . قرآن كريم مىفرمايد: وقتى كه آدم و حوا از بهشت هبوط آمدند ، به دنبال ساترى از برگ درختان مىگشتند ،(2)
كه فطرى بودن پوشش را مىرساند.
آثار به جامانده از انسانهاى اوليه نشانگر اين است كه حجاب پيشينهاى به درازاى تاريخ دارد و اختصاص به اسلام ندارد .
نقش برجستهاى كه در تل العمارنه (در استان اسيوط مصر) موجود است و مربوط به چهارده قرن قبل از ميلاد است ، تصوير ملكه «نفرتى تى» و دخترش را نشان مىدهد كه هر دو پوشش به تن دارند.(3)
نقش برجستهاى كه مربوط به چهارده قرن قبل از ميلاد است ، تصوير فرعون مكاريتوس و يك زن و دخترش را نشان مىدهند كه هر سه ، قسمت پايين بدن را پوشانيدهاند.(4)
در تصويرى از يك نقاش مصرى كه با توجه به اهرام سه گانه مصر ، قدمت آن به سه هزار سال قبل از ميلاد مىرسد ، دختران تمام بدن خود و پسران نيمه پايين بدن را پوشاندهاند .(5)
نقش برجستههاى معبدهاى كارناسوس در موزه بريتانيا ، كتيبه معبد زئوس موزه برلين و مجسمه كاونارنس در موزه ناپل ، همگى نشان دهنده پوشش زنان در قبل از اسلام است .
در هر كدام از اين موزهها مجسمههايى از زنان با پوشش كامل وجود دارد كه قدمت آنها به سه هزار سال قبل از ميلاد مىرسد .(6)
از اين تصاوير و نقاشىها معلوم مىشود كه اصل حجاب قبل از ظهور اسلام بوده و اسلام تنها حدّ و مرز آن را مشخص كرده است.
اسلام اين عادت قديمى را كه از اعتدال بيرون بوده ، مثل بسيارى از عادات ديگر ، اصلاح و تعديل نموده و جزء فريضه دينى قرار داده است .
به گواهى تاريخ ، زنان در يونان ، روم ، مصر و ايران باستان ، به ويژه زنان شهرنشين و زنان طبقه اشراف ، خود را مىپوشانيدند و از نظرها دور نگه مىداشتند. در يونان، زن هنگامى كه از خانه بيرون مىآمد بدن و صورت خود را مىپوشانيد . زنان آشورى به حجاب، بدن و صورت و سر عادت داشتند.
در روم شرقى (بيزانس) ، حجاب شديدتر رواج داشت . در ميان اروپائيان نيز حجاب معمول بود.
در روسيه ، حجاب تا هنگام سلطنت پطر كبير معمول بود و در اثر كوشش و مداخله وى حجاب برداشته شد .
در ايران ، زنان اشراف بسيار كم از منزل خود بيرون مىرفتند و سخت به حجاب عادت كرده بودند.
حجاب از دير زمان ، جزء عادات و آداب ملل متمدن جهان بوده است و اسلام آن را به صورت مناسب ، موافق با مصالح اجتماعى و حكم مذهبى قرار داده است.(7)
حجاب در عصر ابراهيم خليل
در كتاب مقدس تورات آمده است ابى ملك جرار ، پادشاه فلسطين ، به سارا ، زن حضرت ابراهيم عليهالسلام گفت: به ابراهيم هزار مثقال نقره دادم تا براى تو و همراهانت پرده چشم بگيرد.(8)فرانكس ، مفسر آمريكايى تورات ، در تفسير اين آيه مىگويد : ابى ملك پول بسيار به ابراهيم ، شوهر سارا ، داد تا اين كه براى سارا نقاب بخرد كه به صورت خود ببندد و جمال خود را ، كه محل خوف ابراهيم عليهالسلام بود ، از تمام سكنه آن جا بپوشاند و هر جا مىرود با نقاب باشد.(9)
علت نقاب نداشتن سارا اين بود كه حضرت ابراهيم خليل عليهالسلام را نمرود دوّم «بى لباس» از بابل بيرون كرد وآن حضرت نتوانست نقاب و لباس درست براى سارا همسرش تهيه كند.(10)
ابى ملك ، پادشاه فلسطين ، بت پرست بود ؛ اما براى نقاب سارا ، زن ابراهيم عليهالسلام ، پول داد تا اين كه روى خود را از بتپرستان و غير بت پرستان بپوشاند تا نامحرمان روى آن را نبينند. اين كار ابى ملك دلالت مىكند كه حجاب و نقاب زنان قبل از ظهور اسلام بوده است .
حجاب در قوم يهود
حجاب در ميان قوم يهود شديدتر بود. ويل دورانت مىگويد: اگر زنى به نقض قانون يهود مىپرداخت ، مثلاً بى آن كه چيزى بر سر داشته باشد به ميان مردم مىرفت ، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه ، او را طلاق دهد.(11)
حجاب در عصر جاهليت
حادثه فجّار دوم بين قريش و هوازن واقع شد . منشأ آشوب اين بود كه گروهى از جوانان قريش در بازار عكاظ ، كنار زنى از قبيله بنى عامر نشسته بودند . آن زن روپوشى به چهره و پيراهن بلند داشت . جوانان از طرز لباش پوشيدن آن زن تعجب كردند و از او تقاضا كردند كه نقاب از چهره بردارد ؛ اما ان زن از كنارزدن پوشش خود خوددارى كرد . يكى از جوانها پيراهن آن زن را از پشت سرش به وسيله خارى به پشتش بست و آن زن متوجه نشد و وقتى از جايش بلند شد پشت او ديده شد . جوانان خنده كنان ، گفتند : او ما را از
نگاه كردن به صورتش منع مىكرد ، اما حالا ما پشت او را ديديم . آن زن فرياد زد : ـ آل عامر. در نتيجه ، جنگ كه با خونريزى همراه بود ، واقع شد.(12)
حجاب در روم:
رومانىها در عصر شوكت خود ، به حد كمال ، اهتمام به حفظ قانون حجاب داشتند ؛ حتى قابلهها و دايهها بدون چادر و روپوش از خانه بيرون نمىرفتند . به اين وسيله ، آنان از فساد اخلاقى و اختلال نظام هيأت اجتماعى ايمن بودند.(13)
حجاب در يونان
در دائرة المعارف لاروس آمده است: و كان من عادة نساء اليونانيين القدما ان يحجبن بطرف مآذرهن او بحجاب خاص كان يصنع فى جرايد كوس و امرجوس و غيرها شفافا جميل الصنعة ؛(14) عادت زنهاى قديم يونان بر آن بود كه خود را به حجاب مستور مىداشتند ، حتى قابلهها و پيرزنها.
|
|
|
|
علماى علم ادب و لغويون ، در كتابهاى لغت ، كلمه «حجاب» را چنين معنا مىكنند : «حجاب» يعنى ستر و پرده.(15)
خداوند در داستان حضرت سليمان عليهالسلام غروب خورشيد را اين گونه توصيف مىكند : حتى توارت بالحجاب ؛ تا آن وقت كه خورشيد پشت پرده مخفى شود.(16)
خداوند درباره زنان پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم مىفرمايد: «اذا سئلتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب»؛ هرگاه سؤال يا متاعى از آنها خواستى ، از پشت پرده بخواهيد.(17)
خداوند درباره مشركان كه ايمان نمىآوردند ، از قول آنها مىگويد: و من بنينا و بنيك حجاب؛ ميان ما و تو حجابى وجود دارد . پس تو به دنبال عمل خود باش و ما هم براى خودمان عمل مىكنيم.(18)
شايسته هيچ انسان نمىباشد كه با خداوند سخن بگويد مگر از راه وحى يا پشت حجاب : «وما كان لبشر ان يكلّمه اللّه الا و حيا او من وراء حجاب.»(19)
خداوند درباره پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم مىفرمايد: اذا قرأت القران جعلنا بينك و بين الذين لا يومنون بالاخرة حجابا مستورا.(20)
خداوند در سوره مريم مىفرمايد: «فأتخذت من دونهم حجابا». ميان خود و آنها حجاب افكند تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد.(21)
واژه حجاب 7 بار در قرآن آمده است و معناى آن در همه موارد چيزى است كه از هر جهت مانع ديدن ديگر شود.(22)
امام على عليهالسلام در نامهاى به مالك اشتر مىنويسد: فلا تطولنّ احتجابك عن رعيتك؛ در ميان مردم باش و كمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان كن . دربان تو نبايد تو را از مردم جدا كند ، بلكه خود را هميشه در معرض ديد مردم قرار بده.(23)
واژه حجاب در اشعار نيز آمده است از جمله : حجاب چهره جان مىشود غبار تنم *** خوشا دمى كه از اين چهره پرده مىفكند(24)
تملق حجاب است و بى حاصلى *** چو پيوندها بگسلى واصلى(25)
چون سياره دويد از هر طرف شاه *** تو گفتى در حجاب ابر شد ماه(26)
ما در اين ره حجاب خويشتنيم *** ورنه روى تو برابر ماست(27)
|
|
|
|
اصطلاح «حجاب» در عصر ما ، به پوشش مخصوص زنان گفته مىشود .
اصطلاح حجاب در مورد پوشش زن ، يك اصطلاح جديد است . در قديم ، مخصوصا در اصطلاح فقها ، كلمه «ستر» كه به معناى پوشش است به كار مىرفت . فقها در كتابهاى صلاة و نكاح ، كه متعرّض اين مطلب شدهاند ، كلمه «ستر» را به كار بردهاند نه «حجاب» را ؛ چون معناى رايج و شايع ، لغتِ «حجاب پرده» است كه اگر در مورد پوشش به كار برده مىشود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عدهاى گمان كنند كه اسلام خواسته زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد ، در حالى كه وظيفه پوشش كه در
اسلام براى زنان مقرر شده بدين معنا نيست كه از خانه بيرون نروند. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوهگرى و خودنمايى نپردازند . آيات مربوط اين معنا را ذكر مىكند . فتواى فقها نيز مؤيد اين مطلب است.(28)
پس مقصود از حجاب زن در اسلام اين است كه زنان به جز صورت و دو دست و اعضاى بدن و مواضع زينت و زيور خود را در برابر مردان بيگانه بپوشاند ، تا بدين وسيله به حفظ عفّت و شرافت خود موفق شوند.(29)
كلمه «حجاب» در اصطلاح اهل دين ، به معناى پوشش تمام زن به وسيله چادر و نقاب ، بسيار شايع است و اين اصطلاح از معناى لغوى ريشه مىگيرد و از آن جهت كه پرده ، سبب پوشيدن هر چيز است كه پشت آن قرار گيرد ، زيبايىهاى زن هم به وسيله نقاب و چادر مستور مىگردد و پشت آن واقع مىشود و فقها بدين جهت كلمه «حجاب» را در پوشش كامل زنان به كار بردهاند ؛ نه از آن جهت كه زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس و زندانى باشد ، بلكه اسلام پوشش را براى زنان مقرر كرد كه هنگام بيرون آمدن از خانه پشت پرده
حجاب و نقاب قرار گيرد تا زيور آنان در برابر ديدگان اجانب قرار نگيرد.(30)
حجاب ، پوشش مناسب براى زنان است تا قسمتهايى كه تحريك كننده غرايز مردانه است را بپوشانند و اين كار به جهت ارزش و احترام زنها مىباشد ، تا اين كه به عفاف شناخته شود و مورد آزار و اذيت افراد شرور قرار نگيرند.(31)
|
|
|
|
پوششِ زنان ، حكمى شرعى است . دليل اين مطلب عبارت است از:
1. عقل؛ 2. سيره عملى؛ 3. آيات؛ 4. روايات .
1. عقل
كشف حجاب مستلزم مفاسد گوناگون است ، بلكه موجب گسيختن ريشه خانواده و فساد در جامعه مىشود و دفعِ مفاسد ، عقلاً واجب است.(32)
2. سيره عمليه
اقوام و قبايل مختلف از مسلمانها ، در آداب و رسوم با يكديگر اختلاف زياد دارند اما در مورد نماز ، روزه ، حج و حجاب اتفاق دارند . زنان مسلمان از صدر اسلام تاكنون حجاب داشتهاند . بنابر اين حجاب از ضروريات دين است . و انكار آن ، انكار ضرورى دين است.(33)
3. قرآن و مسأله «حجاب»
«و قل للمؤمنات يغضضن مِن اَبصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ماظهر منها و ليضربن بِخُمرهن على جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن.... و لايضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن.»
و بگو اى محمد صلىاللهعليهوآلهوسلم به زنهاى مؤمن كه بپوشند چشمهاى خود را و محافظت كنند عورتهاى خود را و ظاهر نكنند زينتهاى خود را مگر زينتهايى كه قهرا آشكار است و بايد بيندازند مقنعههاى خود را بر گريبانهاى خود و ظاهر نكنند زينتهاى خود خود مگر براى شوهران.... بايد نزنند پاهاى خود را به زمين طورى كه زينتهاى پنهان آنها شود.(34)
در دوره جاهليت ، زنان روسرىهاى خود را پشت سر مىانداختند و قسمتى از سينه و گردن و گردنبند و گوشواره آنها آشكار مىشد. با نزول اين آيه ، زنان مأمور شدند روسرى خود را به جلو و پيش رو بياندازند تا اعضاى مذكور پنهان شود.(35)
امام باقر عليهالسلام فرمود : قبل از نزول اين آيه ، زنها روسرىهاى خود را به عقب مىانداختند . جوانى از انصار چشمش به زنى افتاد و شيفته او شد . آن زن داخل كوچه تنگى شد . جوان كه متوجه او بود ، استخوان يا شيشهاى كه در ديوار بود صورت او را خونى كرد و آن جوان ماجرا را به پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم نقل كرد، اين آيه نازل شد.(36)
«لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها؛» زنها نبايد زينتهاى خود را آشكار كنند مگر آن مقدار از زينت كه معلوم است.
مراد از زينت كه نبايد آشكار كند چيست؟ چند معنا براى زينت ذكر شده است :
1. زينتهاى پنهان و طبيعى يعنى اندام و زيبايى زن . زينتهاى آشكار ، چهره و دو دست تا مچ زنها است.(37)
2. بعضى زينت را به معناى محل زينت گرفتهاند ، زيرا آشكار كردن خود زينت مثل گوشواره و گردنبند به تنهايى مانع ندارد و ممنوعيت مربوط محل قرار گرفتن آنهاست.
3. بعضى زينتهاى آشكار را به معناى زينت آلات گرفتهاند ، البته به اين شرط روى بدن قرار گرفته باشد . طبيعى است كه آشكار كردن چنين زينتى توأم با آشكار كردن اندامى است كه زينت بر آن قرار دارد.
معناى درست ، معناى سوم است. زنها حق ندارند زينتهايى كه پنهان است آشكار سازند ، هرچند اندامشان نمايان نشود . بنابر اين نشان دادن لباسهاى مخصوصى كه در زير لباس يا چادر مىپوشند مجاز نمىباشند و قرآن كريم از ظاهر كردن چنين زينتى نهى كرده است.
«و ليضربن بخمرهن على جيوبهن.»
خمر: جمع خمار به معناى پوشش است ، ولى معمولاً به چيزى گفته مىشود كه زنها با آن سر خود را مىپوشانند . جيوب: جمع جيب به معناى يقه پيراهن است كه از آن به گريبان تعبير مىشود و گاه به قسمت بالاى سينه به تناسب مجاورت با آن اطلاق مىشود.
از اين جمله استفاده مىشود كه زنان قبل از نزول اين آيه ، روسرىهاى خود را به شانهها يا پشت سر مىانداختند ، طورى كه مقدارى از سينه و گردن نمايان مىشود . قرآن دستور داد زنان روسرىهاى خود را بر گريبان خود بيفكنند تا گردن و قسمتى از سينه كه بيرون است پنهان گردد. ابن عباس مىگويد : اين دستور به سبب اين است كه سينه ، گلو ، مو و گردن زنان از ديد بيگانهها محفوظ بماند.(38)
زنان نبايد زينتهاى خود را آشكار سازند مگر براى 12 طايفه كه آنها را خداوند استثنا كرده است.(39)
1. در اين آيه ، پوشاندن چشم مقدم شده بر حفظ و پوشش، كه دليل بر اهميت اصل حجاب است ، چون نگاه ، مقدمه فتنه است . وقتى كه پوشيدن چشم از نامحرم واجب باشد ، حجاب نيز واجب خواهد بود.
2. اين آيه حدود و مرز حجاب را مشخص مىكند و وظيفه پوشش زن مسلمان را روشن مىكند كه چگونه لباس بپوشد و اظهار زينت نكند ، مگر در صورتى كه از طرف شرع اجازه داده شده است و آن در دو مورد است:
الف) زينتهايى كه آشكارا و معلوموار است واجب نيست بپوشاند.
ب) عدهاى از محارم نيز استثناء شدهاند كه در اين صورت نيز اظهار زينت براى زنها حرام نمىباشد.
«يا ايّها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادنى ان يعرفن فلا يؤذين و كان اللّه غفورا رحيما.»
اى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم بگو براى زنان و دختران و زنان مؤمنين كه نزديك كنند بر روى تمام بدنشان چادرهايشان را و اين شيوه براى اين است كه به عفاف و نجابت شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند.(40)
مراد از جلابيب چيست؟ سه نظر وجود دارد :
الف) پارچهاى بزرگ كه از روسرى بلندتر است و سرو گردن و سينه را مىپوشاند.
ب) مقنعه و خمار (روسرى) .
ج) پيراهن گشاد.
قدر جامع اين است كه بدن را بپوشانند. بيشتر به نظر مىرسد كه منظور پوششى است كه از روسرى بزرگتر و از چادر كوچكتر است.(41)
علامه طباطبايى رحمهالله مىفرمايد: كلمه «جلابيب» جمع جلباب است و آن جامهسرتاسرى است كه تمام بدن را مىپوشاند و يا روسرى مخصوص است كه صورت و سر را ساتر مىشود.(42)
«و اذا سألتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلك اطهر لقلوبكم و قلوبهنّ»؛ هرگاه حاجتى داشته باشيد كه از زنان پرسشى نماييد يا متاعى بخواهيد بايد از پشت پرده سؤال نماييد كه اين كار پاكيزهتر است براى دلهاى شما و دلهاى آنان.(43)
شأن نزول: اصحاب پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم گاهى براى حوايجى كه داشتند وارد خانههاى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم مىشدند و گاهى مىشد كه پيامبر تشريف نداشتند ، قهرا طرف تكلّم ، زنهاى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم بود . آيه مذكور نازل شد كه وقتى چيزى لازم شد از پشت پرده با آنها تكلّم كنيد.(44)
وجه استدلال: «اين آيه اگر چه اختصاص به زنهاى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم دارد ، ولى مورد از قبيل مثال است و مانعى از شمول حكم به ساير زنها ندارد و علماى اسلام نيز حكم را منحصر به زنهاى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم و از تكاليف آنها ندانستهاند و تخصيص حكم به زنهاى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم هم دليلى ندارد. پس اصحاب با فيض حضورى كه نسبت به پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم داشتند اگر استتار و حجاب زن از مرد باعث تطهير قلوب آنها بشود باقى افراد كه از فيض حضورى پيامبر
صلىاللهعليهوآلهوسلم بهره نداشتند حجاب زن از مرد بيشتر موجب تطهير قلوب آنها خواهد بود و هرچه باعث صفاى قلب و صدق زبان وحسن عمل باشد امر به آن در شريعت اسلام واجب است.»(45)
«و القواعد من النساء اللاتى لايرجون نكاحا فليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن غير متبرجات بزينة و ان يستغفعن خيرلهن و اللّه سميع عليم؛» زنهاى بازنشسته كه ميل به نكاح ندارند باكى نيست كه كنار بگذارند لباسهاى خود را يعنى جلباب و خمار خود را بيندازند ، البته در حالى كه قصد آنها اظهار زينت و جلوهگرى نباشد و اگر در حال پيرى جانب عفت را نگاه بدارند براى آنها بهتر است ، زيرا خداوند شنوا و دانا است.(46)
وجه استدلال: «الف و لام در القواعد به معناى التى است و متضمن معناى شرط است . لذا در خبر او «فا» واقع شده است . پس محصل معنا آن باشد كه وضع بالاپوش براى زنان كه از قواعد هستند و اميد به ازدواج ندارند جايز است و مفهوم شرط كه بالاتفاق حجت است اين باشد كه جايز نيست براى زنهايى كه از قواعد نمىباشند و اميد به ازدواج دارند ، هنگام بيرون رفتن سر اندرزهاى خود را فرو نهند.»(47)
«اگر حجاب بر زنان واجب نبود پيرهزنان را رخصت به بى حجابى غلط بود و تخصيص دادن زنان پير را به جواز عدم حجاب دليلى است كه زنان ديگر واجب است با حجاب باشند ، و الا وجهى ندارد كه زنان پير را تخصيص دهد و استثناء كند.»(48)
«اين تكليف رفعش از پيرزنان ، برهان است بر ثبوت تكليف براى زنهاى جوان ، زيرا اگر همه زنها بىحجاب بودند اختصاص وضع ثياب به قواعد از زنان بى محل بود.»(49)
«و قرن فى بيوتكن و لاتبرّجن تبرّح الجاهلية الاولى» زنها به خانه هايشان بمانند و مثل زنهاى عصر جاهليت زيورنمايى نكنند.(50)
واژه «قرن»: يا از ريشه «قرار» است يعنى در خانههاى خود بمانند و يا از ريشه «وقار» يعنى در رفتار و كردار خود باوقار باشند.(51)
واژه «تبرّج»: علامه طباطبائى رحمهالله مىفرمايد : تبرّج به معناى ظاهر شدن در برابر مردم است ، همانطورى كه برج قلعه براى همه هويدا است.(52)
در مجمع البيان آمده است : تبرّج : ابراز كردنِ زر و زيور و موارد زينت و زيبايى است و آن گرفته شده از بُرج است.(53)
4. عن ابى عبداللّه عليهالسلام قال مر ابو جعفر بامرأة مُتنقِّبه و هى مُحرِمه فقال أحرِمى و أسفرى و أرخى ثوبِك من فوق رأسِكِ فانك ان تنقّب لم يتغير لونِك فعال له رجل الى اين تُرخيه؟ قال تغطى عينيهما.
امام صادق عليهالسلام فرمود: امام باقر عليهالسلام از زن محرمهِ نقاب دار گذشت ، به او فرمود : احرام بينداز و رويت را باز كن و لباست را از روى سرت بياويز ، زيرا اگر نقاب بگيرى رنگت تغيير نخواهد كرد. مردى عرض كرد تا كجا لباس را بياويزد؟ امام فرمود : چشمانش را بپوشاند.(54)
عن سماعة قال سألته عن المرأة تصلّى متنقبّه قال اذا كشفت عن موضع السجود فلا بأس به و ان أسفرت فهو افضل.
سماعه مىگويد : از امام عليهالسلام پرسيدم از زنى كه با نقاب نماز مىخواند ، فرمود : اگر جاى سجده را باز كند باك نيست واگر تمام صورت را در نماز باز بگذارد بهتر است.(55)
عن ابى عبداللّه عليهالسلام لاينبغى للمرأة ان تنكشف بين يدى اليهوديه و النصرانيه فانهنَّ يصفن ذلك لازواجهن؛ امام صادق عليهالسلام فرمود : براى زنهاى مسلمان سزاوار نمىباشد كه نزد زنهاى يهودى ونصرانى كشف حجاب كند ، چون آنها براى شوهرهاى خودشان توصيف مىكنند.(56)
اصبغ ابن نباته عن اميرالمؤمنين عليهالسلام قال سمعته يقول: يظهر فى آخر الزمان و اقتراب الساعة و هو شر الازمنه نسوة كاشفات عاديات متبرّجات فى الدين و اخلات فى الفِتن مايلات الى الشهوات مسرِعات الى اللذات مستحلات للمحرمات فى جهنم خالدات؛
اصبغ بن نباته از اميرالمؤمنين عليهالسلام نقل مىكند كه امام فرمود : در آخر الزمان زنهاى روباز ظاهر مىشود كه از دين بيرون رفته باشند و زينتهاى خود را براى اجانب ظاهر نمايد . متمايل به شهواتاند و شتابنده به لذات محرمات، محرمات را حلال مىدانند . اينها هميشه در جهنم خواهد بود.(57)
از مجموع آيات ، روايات ، حكم عقل و سيره عملى ثابت مىشود كه حجاب ، تكليف شرعى و حكم الهى است . |
|
|
|
1. مجله پيام يونسكو، اسفند 1369
2. المنجد فى الاعلام، لويس مقلوف، ص 419 ـ 413
2. تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 6، عكسهاى ضميمه و ج 4، ص 461
3. فريد وجدى، دايرةالمعارف قرن 20، ج 3، ص 335
4. لسان العرب، ابن منظور، ج 1، ص 298
5. تاج عروس، واسطى زبيدى، ج 1، ص 404
6. اقرب المودود، علامه شرتونى لبانى، ج 1، ص 163
7. لغتنامه دهخدا، على اكبر دهخدا، ج 5، ص 7638
8. صحاح، جوهرى، ج 1، ص 107
9. طومار عفت، شيخ يوسف نجفى جيلانى، ص 116
10. النهايه، ابن اثير، ج 1، ص 240
11. مسأله حجاب، مرتضى مطهرى، ص 79
12. حجاب در اسلام، قوام الدين وشنوى، ص 142
13. رساله ردّ كشف حجاب ، سيد اسداللّه خرقانى
14. حقيقت حجاب در اسلام ، شيخ محمد خالصى زاده
15. صواب الخطاب فى اتقان الحجاب ، مير هاشم مجتهد مرندى
16. تفسير البرهان، علامه بحرانى، ج 4، ص 59
17. تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج 14، ص 439، ج 17، ص 428
18. تفسير الميزان، علامه طباطبائى، ج 16، ص 509
20. مجمع البيان، طبرسى، ج 8، ص 55721. البيان فى تفسير القرآن، طوسى، ج 8، ص 339
22. الكافى، كلينى، ج 4، ص 345ـ344
23. نهج البلاغه، نامه مالك اشتر، سيّد رضى، 53
24. تهذيب الاحكام، محمد بن حسن طوسى، ج 2، ص 230.
25. من لا يحضره الفقيه، صدوق، ج 3، ص 561 و 390.
26. دفتر تبليغات اسلامى، پژوهشهاى قرآنى (فصلنامه)، سال 80، شماره 25 ـ 74
26. عقد الفريد، احمد بن محمد عبده، ج 3، ص 368
27. طومار عفت، شيخ يوسف نجفى، ص 108 و 142 و 143
28. رسائل حجابيه، رسول جعفريان، ج 1، ص 643
29. تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج 17، ص 290
30. وسايل الشيعه، حر عاملى، ج 20، ص 35
31. تفسير هدايت، سيد محمد تقى مدرسى، ج 8، ص 302
32. تفسير كبير، فخر رازى، ج 24، ص 205 |
|
|
1. سوره اعراف، آيه 26.
2. سوره اعراف، آيه 22.
3. مجله پيام يونسكو، اسفند 1369، ص 32.
4. المنجد فى الاعلام، ص 419.
5. همان، ص 413.
6. تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 6، عكسهاى ضميمه.
7. رسائل حجابيه، رسول جعفريان، ص 643.
8. تورات، آيه 16، فصل 20، سفر تكوين.
9. طومار عفت ، شيخ يوسف نجفى جيلانى، ص 115.
10. همان ، ص 116.
11. تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 4، ص 461.
12. عقد الفريد، احمد بن محمد عبدوه، ج 3، ص 368 و فروغ ابديت، ج 1، ص 150.
13. طومار عفت، شيخ يوسف نجفى جيلانى، ص 108.
14. دائرة المعارف قرن 20، فريد وجدى، ج 3، ص 335.
15. لسان العرب، ابن منظور، ج 1، ص 298 ؛ تاج عروس، ج 1، ص 404 ، اقرب الموارد، ج 1، ص 163 ؛ لغتنامه دهخدا، ج 5، ص 7638 ، المنجد، ماده حجب و صحاج جوهرى، ج 1، ص 107.
16. سوره ص، آيه 32.
17. سوره احزاب، آيه 54.
18. سوره فصلت، آيه 5.
19. سوره شورى، آيه 51.
20. سوره اسراء، آيه 45.
21. سوره مريم، آيه 17.
22. فصلنامه پژوهشهاى قرآنى (ويژه زن)، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، سال 1380، شماره 25 ، 1374 .
23. نهج البلاغه، نامه 53.
24. ديوان حافظ شيرازى.
25. بوستان سعدى.
26. . ديوان نظامى.
27. ديوان عطار
28. مسأله حجاب، مرتضى مطهرى، ص 79.
29. رسائل حجابيه، ص 643.
30. حجاب در اسلام، قوامالدين وشنوى، ترجمه احمد محسنى گرگانى، ص 142.
31. سوره احزاب، آيه 59.
32. رسايل حجابيه، ج 2، ص 735.
33. رسايل حجابيه، ص 148.
34. سوره نور، آيه 31.
35. تفسير هدايت، سيد محمد تقى مدرسى، ج 8، ص 302.
36. تفسير البرهان، علامه بحرانى، ج 3، ص 159.
37. تفسير كبير، امام فخر رازى، ج 24، ص 105.
38. ترجمه تفسير مجمع البيان، ج 9، ص 612.
39. تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج 14، ص 439.
40. سوره احزاب، آيه 59.
41. تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج 17، ص 428.
42. ترجمه تفسير الميزان، علامه طباطبايى، ج 16، ص 532.
43. سوره احزاب، آيه 53.
44. اثبات وجوب حجاب، شيخ عباس اسلامى.
45. رسائل حجابيه جعفريان، ص 637 و 142).
46. سوره نور، آيه 60.
47. رسائل حجابيه، ص 190).
48. طومار عفت، شيخ يوسف نجفى جيلانى، ص 142.
49. رسائل حجابيه، ص 142).
50. سوره احزاب، آيه 33.
51. ترجمه مجمع البيان، ج 11، ص 471.
52. ترجمه تفسير الميزان، جد 16، ص 483.
53. مجمع البيان، ج 11، ص 471.
54. كافى، ج 4، ص 344.
55. تهذيب، ج 2، ص 230.
56. كافى، ج 5، ص 519 و من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 561.
57. من لايحضر الفقيه، ج 3، ص 390 ؛ وسايل شيعه، ج 20، ص 35.
بازگشت |