زنان دين گستر در تاريخ اسلام : بخش دوم زنان دين گستر در ميدان عمل :  فصل دوم: زنان و هجرت
زنان مهاجر به حبشه
زنان مهاجر به مدينه
هجرت زنان پس از پيامبر

      هجرت براي همراهي امام زمان عليه السلام


تجربه تاريخى نشان مى‏دهد كه در هر مقطعى از زمان، گروهى از مردم با وجود هدايتِ فطرت الهى‏شان به مسير صراط و صلاح، تنها به دليل زيستن و ماندن در جامعه كفر همرنگ جماعت مى‏شوند و رفته رفته تحت تأثير روح حاكم بر جامعه قرار مى گيرند. خداوند در چنين شرايطى، دستور به هجرت مى‏دهد. آياتى از سوره هاى نساء، عنكبوت و زمر به اين معنا اشاره دارند.(1)

هجرت همواره آميخته با سختى‏ها، زجرها و رنج‏هاست، چون ترك سرزمينى است كه با آن انس گرفته اى و خداحافظى با تمام كسانى است كه ساليان سال به ايشان بوده‏اى؛ و دور شدن از علقه ها و علاقه هاى قديمى وكوچ كردن به سرزمين غريبى است كه حتى گاه مردمش را نمى‏شناسى. در روايات، مهاجر را مستوجب رحمت "ارحم الراحمين" مى‏دانند. امام رضا عليه السلام  فرمود: "مَنْ فَرَّ بِديِنهِ مَنْ َارْضٍ الى َارضٍ وَ انْ كانَ شِبراً مِنَ الْاَرَضِ ِاسْتَوْجَبَ الجنَة وَ كانَ رفيقُ ابراهيمَ عليه السلام  و محمّد صلي الله عليه وآله ؛" كسى كه به جهت دينش از سرزمينى به سرزمين ديگر برود، هر چند مسافت اين هجرت يك وجب باشد مستوجب بهشت خواهد گرديد و رفيق حضرت ابراهيم عليه السلام  وحضرت محمّد صلي الله عليه وآله خواهد بود.(2)

در زمان پيامبر صلي الله عليه وآله هم اين ضرورت براى ترك جامعه كفر پيش آمد و در نتيجه دو هجرت تاريخى ـ يكى به حبشه و ديگرى به مدينه ـ با شكوه و آميخته با رنج‏ها و خطرات فراوان اتفاق افتاد. از اين دو سفر، بسيار گفته‏اند و شنيده ايم ولى آن‏چه كمتر به آن پرداخته شده، حضور همپاى زنان با مردان در اين فراز سخت و شكوهمند صدر اسلام است. يا به عبارت بهتر، اين حركت بناى اوّلين خشت در معمارى حكومت اسلامى است. در واقع، آن‏چه اهميّت دارد، حضور فيزيكى زنان در اين سفرها يا صرف بودن آنان همراه با مردان نيست، بلكه حاكى از اين واقعيت است كه ايمان جديد آن‏چنان در رگ‏هاى وجود زنان مسلمان مهاجر ريشه دوانيده بود كه همه علقه ‏ها و علاقه‏ هايشان را كنار گذاشته بودند. با نگاه موشكافانه تر در مى‏يابيم كه رنج هجرت براى يك زن به خاطر لطافت وجوديش، غذاى احساساتش و انس دير پاى او، اگر بيش از مرد نباشد كمتر از او نيست.


زنان مهاجر به حبشه

فهرست مطالب

در هجرت به حبشه كه كاملاً مخفيانه صورت گرفت، حدود 83 مرد و 18 زن حضور داشتند؛(3) كه گاه به طور جمعى و گاه تنها به سوى حبشه حركت مى كردند. اين گروه بعدها از حبشه به مدينه هجرت نمودند و مشمول فضيلت دو هجرت شدند.(4)

در اين قسمت، زندگى‏نامه تعدادى از آن بانوان را به عنوان الگو ترسيم مى‏كنيم تا جوابى باشد براى افرادى كه مى‏گويند فرهنگ دينى خالى از الگوهاى كاربردى است و ما براى زندگى بهتر همواره نيازمند نمونه‏ هايى از فرهنگ غربى هستيم.

1. اسماء بنت عميس

اسماء بنت عميس در روزهاى اوليه رسالت پيامبر صلي الله عليه وآله ، حتى قبل از آن كه ايشان به دارالارقم (مكان مخفى دعوت به اسلام) بروند، به آن حضرت ايمان آورد. او پس از مدتى، به جهت آزار شديد مشركان، همراه همسر خود به حبشه هجرت كرد و پس از آن كه پيامبر و ياران به مدينه رفتند، همراه ساير مهاجرانِ حبشه عازم مدينه شد تا در جوار پيامبر به اسلام خدمت كند.

در مدينه، بعضى از مهاجران كه با آسايش نسبىِ به دست آمده براى مسلمانان، به فكر رسيدن به موقعيتى در حكومت نوپاى اسلامى افتاده بودند، با تفاخر به اسماء گفتند: ما بر شما در هجرت سبقت گرفتيم. او به دور از هر منيّت و عُجبى پاسخ داد: بله، شما با پيامبر بوديد و او گرسنه‏ هايتان را سير ساخت و افراد جاهلتان را عالم نمود، حال آن كه ما دور از آن وجود مبارك، در غربت مى زيستيم؛ من آن‏چه را كه مى گوييد به پيامبر عرضه مى‏كنم تا نظر مبارك شان را جويا شوم. پيامبر صلي الله عليه وآله وقتى اين گفت‏وگوها را شنيدند، فرمود: "للنّاس هِجْرَةٌ وَاحِدَةٌ و لَكُمْ هِجْرَتان؛ ديگران يك هجرت داشتند و شما دو تا".(5) اين زن بزرگوار بعدها هم همسر شهيد و هم مادر شهيد مى‏شود و كارنامه فضايل خود را درخشان‏تر مى‏كند.

2. ام سلمه

ام سلمه و همسرش، ابوسلمه، از اوّلين خانواده‏ هايى بودند كه ايمان آوردند وپس از تشديد آزار و شكنجه مشركان، به حبشه رفتند؛ اما زمانى كه در آن‏جا شايع شد كه كفار دست از شكنجه مسلمانان برداشته‏ اند، اين زوج جوان تاب دورى از رهبرى را نياوردند و به سرعت به سوى مكّه بازگشتند ولى دريافتند كه اين خبر شايع ه‏اى بيش نبوده است. اين بار بدتر از گذشته، مشركانِ زخم خورده، شدت شكنجه ‏ها را بالا بردند. ام سلمه و همسرش نيز از اين امر مستثنى نبودند و آماج شكنجه‏ ها و فشارها قرار گرفتند تا اين كه حضرت ابوطالب عليه السلام  آنان را در پناه خود گرفت و مانع آزارِ بيش‏تر آنان شد.

پس از آغاز هجرت مسلمانان به مدينه، اين زوج جوان نيز همراه فرزند كوچك خويش، براى دومين بار تصميم به ترك سرزمين كفر گرفتند؛ امّا در ابتداى راه، خاندان ام سلمه به آنان هجوم آوردند و او را گرفتند و مانع رفتنش شدند. اين زن با ايمان نزديك به يك سال، دور از همسر و فرزند خود به‏سر برد تا اين كه پس از يك سال در مدينه به همسر خويش پيوست و همراه او در فراز و نشيب‏هايى كه براى امّت اسلامى پيش مى آمد، شركت كرد و در نهايت به افتخار همسرى شهيد نيز نايل آمد. روزى ام سلمه نزد پيامبر آمد و از آن حضرت پرسيد: چرا با آن كه زنان مانند مردان در امر هجرت شريك بودند، نامى از آنان در اين رابطه در قرآن نيامده است؟(6) بعد از اين سوءال ام سلمه بود كه آيه شريفه نازل شد: «"فاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُهُم اَنّي لا اُضيعُ عَمَلَ عاملٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ اَوْ ُانثي بَعْضُكُمْ مِنْ بَعضٍ فَالَّذينَ هَاجَروا وَ اُخْرِجُوا ِمنْ ديارِهِمْ وَ اوُذُوا فى سَبِيلى و قاتَلوُا و قُتِلوُا لَاكُفَرنّ عَنْهُم سَيِئاِتِهِمْ وَ لَاُدْخِلَنَّهُمْ جناتٍ تَجرِى مِنْ تَحْتها الانهارُ ثوابَاً مَنْ عِنْدَالله وَ الله عِندَهُ حُسْنُ الثوابِ."»(7)

پس خدا دعاى ايشان را اجابت نمود، همانا من عمل هيچ كس را از مرد و زن ضايع نمى‏سازم. برخى از آنان از برخى ديگرند. پس كسانى كه هجرت نمودند و از سرزمين خويش اخراج شدند و در راه من مورد آزار قرار گرفتند و جهاد كردند و كشته شدند، همانا بدى‏هاى آنان را مى پوشانيم و آنها را به بهشت‏هايى كه زير درختانش نهرها جارى است، وارد مى‏سازيم. اين، پاداشى است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست.

3. ام ايمن

وى از مهاجران حبشه و از كسانى است كه در هجرت بر مردان و زنان ديگر سبقت گرفت. ام ايمن در اوايل بعثت، اسلام آورد و در اين راه از خود استوارى نشان داد. وى در موقعيت هاى سخت همراه پيامبر صلي الله عليه وآله بود. رسول خدا صلي الله عليه وآله هنگام هجرت مخفيانه از مكّه به مدينه، اماناتى را به او سپرد تا بعداً به حضرت على عليه السلام  بدهد و آن حضرت آنها را به صاحبانشان باز گرداند. در فضيلت ام ايمن همين بس كه پيامبر صلي الله عليه وآله در زمان حياتش، او را "بانوى بهشتى "ناميد.

ابن سعد 13 خبر درباره او نقل كرده است؛ از جمله مى‏نويسد: او در غزوه احد شركت داشت. به لشكريان آب مى‏داد و زخمى‏ها را مداوا مى كرد. در غزوه خيبر نيز با رسول خدا صلي الله عليه وآله بود و با محبت فراوانى كه به ايشان داشت، پيوسته به خدمت آن حضرت شرفياب مى‏شد. رسول خدا صلي الله عليه وآله ام ايمن را مادر خطاب مى‏كرد و هرگاه به او نگاه مى‏كرد، مى‏فرمود: اين، بازمانده خاندان من است.

از ديگر خصوصيات او حضور در شب زفاف حضرت زهرا عليهاالسلام و سرپرستى كودكان آن حضرت بود. وى هنگام غسل آن حضرت نيز حضورى فعال داشت.(8)

غير از ام سلمه، ام كلثوم و سهله دختران سهيل به عمرو، رقيه دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله ، ليلى دختر ابوحثمه، سوده دختر زمعه نيز از گروه مهاجران حبشه بودند كه با شنيدن شايعه آزادى در مكّه به آن‏جا بازگشتند و تحت آزار فراوان قرار گرفتند.

غير از اين زنان كه تاكنون نام برديم، نام اين چند تن هم در تواريخ، جزو مهاجران به حبشه آمده است: فاطمه دختر صفوان بن اميه، امينه دختر خلف بن اسعد، ام حبيبه دختر ابوسفيان، بركه دختر يسار، حسنه همسر سفيان بن معمر، رمله دختر ابوعوف سهمى، فاطمه دختر حارث بن خالد، فاطمه دختر مجلل، فكهيه دختر يسار، حفصه دختر عمر، ليلى دختر ابوحثمه بن غانم، عمره دختر سعدى بن وقدان. از ميان اين زنان، فاطمه دختر صفوان بن اميه و ام حرمه و ريطه دختر حارث بن حبيله با سه فرزندش موسى، عايشه و زينب در ديار غربت از دنيا رفتند.

زنان مهاجر به مدينه

فهرست مطالب

با بالا گرفتن فشارها و شكنجه ها از سوى مشركان، پيامبر به مسلمانان دستور مهاجرت به يثرب را دادند. اين سفر نيز با خطرات بسيارى همراه بود اما به رغم تهديدات و آزار مشركان، مسلمانان در گروه هاى بسيار كوچك، گاهى نيز به تنهايى، به سوى مدينه به راه افتادند تا حكومت نوپاى اسلامى را به رهبرى پيامبر صلي الله عليه وآله تشكيل دهند. هجرت به مدينه از آن‏چنان اهميّتى برخوردار بود كه خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «"و الّذين امَنوا وَ لَمْ يُهاجرُوا مُالَكُم مِن ولايتَهِمِ مِنْ شى‏ء ٍحَتّى يُهاجِروُا"»؛(9) كسانى كه ايمان آوردند ولى هجرت نكردند دوست شما نيستند تا اين كه هجرت كنند.

در اين هجرت هم شاهد حضور گسترده زنان هستيم؛ زنانى كه تمام اموال و دارايى خود را ـ بى آن كه بدانند آيا هيچ گاه ديگر به آنان باز خواهد گشت ـ در مكّه بر جاى گذاشتند و راه خود را در بيابانى خشك و سوزان به مسافت حدود 470 كيلومتر آغاز كردند. در اين‏جا به معرفى چند تن از اين مهاجران مى‏پردازيم.

1. فاطمه بنت اسد

يكى از پررنج‏ترين سفرها، هجرت فاطمه بنت اسد مى‏باشد. وى مادر حضرت على عليه السلام  و دختر اسد بن هاشم قريشى بود. او قبل از اين كه اسلام بياورد، پيرو ابراهيم عليه السلام  بود. وى هرگز خود را به شرك و بت پرستى آلوده نكرد. به نقل برخى دانشمندان تاريخ نگار و رجالى، او 46 حديث از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله روايت كرد و مقام علمى و صلاحيت دينى و اخلاقياش تا آن‏جا بود كه رسول خدا صلي الله عليه وآله بارها به ديدن او رفت و در خانه‏اش استراحت كرد و نسبت به او احترام فوق العاده‏اى ابراز كرد. فاطمه عليهاالسلام از اوّلين زنانى بود كه به مدينه هجرت كرد. اوّلين بانويى است كه فرزندى از بنى هاشم به دنيا آورد و فرزندش خليفه مسلمانان شد. او تنها زنى است كه فرزند خود را در كعبه به دنيا آورد و قبل و بعد از او كسى به اين فضيلت دست نيافته است. او در سال چهارم هجرى، در مدينه از دنيا رفت. پيامبر صلي الله عليه وآله پيراهن خويش را كفن او قرار داد. سپس او را به دوش كشيد و به قبر رساند. آن‏گاه خود در قبر فاطمه دراز كشيد و پس از آن، جنازه را در قبرگذاشت و فرمود: "... خدايا، او را نزد تو به امانت گذاشتم.(10)"

امام صادق عليه السلام  فرمود: به درستى كه فاطمه بنت اسد، مادر حضرت على عليه السلام  ، اوّلين زنى بود كه پياده از مكّه به مدينه به سوى پيامبر صلي الله عليه وآله هجرت نمود.(11)

2. زينب دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله

زينب، دختر پيامبر صلي الله عليه وآله نيز از ديگر زنان مهاجر بود. او كه در هجرت از مكّه به مدينه مورد تهاجم قرار گرفته و مجروح شده بود، بعدها به سبب عوارض همان جراحات از دنيا رفت.(12)

3. حضرت فاطمه عليهاالسلام

حضرت فاطمه عليهاالسلام همراه چند زن ديگر، همراه حضرت على عليه السلام  به سوى مدينه حركت كرد. اين گروه نيز مورد هجوم مشركان قرار گرفت.

4. ام هشام انصاريه

ام هشام انصاريه نيز زن ديگرى است كه در راه هجرت، سختى‏هاى فراوانى را متحمل شد. از خود او نقل شده كه در راه آن‏چنان تشنگى بر من عارض شد كه توانم را ربود و مرگ را در چند قدمى خود ديدم ولى با كرامّتى از جانب خدا، آبى را يافتم و سيراب شدم و پس از آن حتى اگر روزهاى بلند و بسيار گرم را روزه مى‏گرفتم، هرگز تشنه نمى‏شدم.(13)

5. سبعيه

شوهرِ سبعيه مشرك بود. از اين‏رو، او به تنهايى از ديار كفر به سوى مولاى خود هجرت نمود و در حديبيه به مسلمانان پيوست.(14)

6. ام كلثوم بنت عقبه

ام كلثوم بنت عقبه از زنان مهاجرى است كه آيه «"اذا جاءكم المومنات المهاجرات..."» درباره هجرت او نازل شده است.

هجرت زنان پس از پيامبر

فهرست مطالب

پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه وآله نيز تاريخ شاهد هجرت بسيارى از زنان و صالح بوده است كه دل كنده از يار و ديار، به دور شمع و جود امامِ عصرِ خودشان گرد آمدند و نام خويش را به عنوان زنان صحابى و راويان حديث و ... جاودان ساخته‏اند. اينك به معرفى چند تن از آنان مى‏پردازيم.

1. حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام

حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام پس از آن كه برادرش امام رضا عليه السلام  به مرو سفر كرد، براى آن كه در جوار امام خويش قرار گيرد، سفر طولانى خود را از مدينه به سوى مرو آغاز نمود؛ ولى بيمارى و رنج سفر، مهلتِ ديدار را باقى نمى گذارد و در قم، جان از بدن رنجور اين زن مهاجر رخت بر مى‏بندد و مدفنش منشأ بركات در طول قرون مى‏شود. امام رضا عليه السلام  اصحاب خويش را تشويق مى‏نمود كه به زيارت قبر او بروند و بر اين امر تأكيد داشت كه اين زيارت همراه با معرفت نسبت به شأن عظيم اين زن با ايمان باشد. آن حضرت فرمود: "من زارها عارفاً بحقها فله الجنة؛(15)" كسى كه حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام را زيارت نمايد در حالى كه به حق او آشنا باشد، بهشت بر او واجب است.

امام صادق عليه السلام  سال‏ها قبل از تولّد او، فرمود: "ان لنا حرماً و هو بلده قم و ستدفن فيها امراه من اولادى تسمى فاطمه فمن زارها وجبت له الجنه(16)"، براى ما حرمى است و آن سرزمين قم مى‏باشد و به زودى زنى از اولاد من به نام فاطمه در آن‏جا دفن خواهد شد كه هر كس او را زيارت نمايد، بهشت بر او واجب است.

2. ام ذر (همسر ابوذر غفارى)

پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله هرگاه قصد تفريح و مزاح داشت، از ابوذر مى‏خواست ماجراى اسلام آوردن خود را بازگو كند. او مى‏گويد: در قبيله خود بتى به نام "نَهم "داشتيم. يك روز نزد آن رفتم و مقدارى شير جلويش گذاشتم و كمى از بت دور شدم. دوباره به طرف آن نگاه كردم و ديدم سگى آمد و آن شير را خورد و آن‏گاه پاى خود را بلند كرد و بر آن بت ادرار كرد. همان جا اين شعر را سرودم:

"هان، اى نهم، اكنون مقدارِ شرافت و ارزش تو را دريافتم. خودم با چشمم ديدم كه سگ آن گونه به تو اهانت كرد و تو حتى نتوانستى آن سگ را از خود برانى.

ام ذر كه سخن مرا شنيد، گفت: مرتكب گناه بزرگى شدى. وقتى ماجرا را برايش توضيح دادم، خطاب به من چنين سرود:

"اى پسر وهب، براى ما خدايى بخشنده و بزرگوار بجوى؛ آن خدايى (بتى) كه نتواند در برابر سگ از خود دفاع كند، خدا نيست. پرستنده سنگ، گمراه است و انسان خردمند در برابر سنگ سجده نمى‏كند."

رسول خدا صلي الله عليه وآله پس از كلام ابوذر فرمود: ام ذر راست گفت كه جز گمراهان كسى سنگ را نمى‏پرستد.

او علاوه بر فضايل معنوى و ايمان والا، از سخنورى و فصاحت هم برخوردار بود و در شمار زنان شاعر عرب جاى داشت. وى از شجاعت بى‏نظيرى نيز بهره‏ مند بود. در سال ششم هجرى، ابوذر مشغول چرانيدن شتران پيامبر بود كه يكى از مشركان به نام "عينيه حصن" همراه عده‏اى ديگر شترانى را كه در اختيار ابوذر بود به غارت بردند. در اين يورش، پسر ابوذر و يك نفر از افراد قبيله غفار كشته شدند. ام ذر اسير شد، ولى شبانه از چنگ آنان گريخت.

او يكى از ياران خاص اميرموءمنان بود و زمانى كه شوهرش براى حفظ ارزش‏هاى دينى و مبارزه با سوء استفاده از بيت المال، مورد خشم دستگاه خلافت قرار گرفت، همراه او به صحراى ربذه هجرت كرد و تا زمان شهادت همسرش، در آن جا ماندگار شد. وى پس از شهادت همسرش، به خانه اميرموءمنان عليه السلام  آمد و تحت سرپرستى آن بزرگوار قرار گرفت.(17)


هجرت براي همراهي امام زمان عليه السلام

فهرست مطالب

در اين‏جا بحث هجرت زنان و زنان مهاجر در تاريخ را با سخن از امام باقر عليه السلام  درباره نقش زنان هنگام قيام حضرت مهدى عليه السلام  به پايان مى‏رسانيم: "و يجيى و الله ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فيهم خمسون امرأة يجتمعون بمكّه على غير ميعاد قزع كقزع الحريف يتبع بعضهم بعضاً و هى الايه التى قال الله اينما تكونوا يأت بكم الله جميعاً ان الله على كل شى‏ء قدير؛(18)" قسم به خدا كه سيصد و اندى‏اند كه درميان آنان 50 زن درمكّه و در غير ميعاد حضور دارند، چون ابرهاى پاييزى به دنبال هم اجتماع مى‏نمايند و مصداق اين آيه خواهند بود كه هر كجا كه باشيد خداوند شما را خواهد آورد. به درستى كه خداوند بر همه چيز قادر است.(19)

پاورقي ها:

فهرست مطالب

1ـ بحار الانوار، ج 52، ص 223.
2ـ سوره عنكبوت، آيه 56، سوره زمر، آيه 10.
"سوره نساء آيه 97، به درستى كه فرشتگان جان كسانى را مى گيرند در حالى كه آنان ظالم به نفس خويش بودند. پس به آنان مى‏گويند: چگونه بوديد؟ پاسخ مى دهند: ما در زمين ضعيف نگاه داشته شده بوديم (درجامعه كفر و ظلم قرار گرفته بوديم). فرشتگان مى گويند: آيا زمين خدا وسيع نبود تا در آن هجرت نماييد؟"
3ـ مجمع البيان، ج 3، ص 100.
4ـ الطبقات الكبرى، ج 1، ص 207.
5ـ برخى از آنان حتى رنج سفر را پيش از اين هم متحمّل شدند؛ چون بعد از شنيدن شايعه آزادى مسلمانان در مكّه، به آن جا بازگشتند و دوباره بعد از مشاهده شكنجه ها به حبشه هجرت نمودند.
6ـ الطبقات الكبرى، ص 117 و 118.
7ـ اين سوءال به جهت شبهه اى بود كه برخى فكر مى‏كردند مراد از الفاظى جون مهاجرين يا موءمنين يا ...فقط مردان هستند. با اين كه الفاظ قبلى اشاره به هر دو گروه داشتند؛ ولى با اين حال جهت رحمت خاص نسبت به تلاش زنان در اعمال صالح، در بعضى آيات اشاره به زنان بهصورت خاص هم مى شود.
8ـ سوره آل عمران، آيه 195.
9ـ "مَن تَسَرَهُ ان يَتَزوّجَ امراةً من اهل الجَّنه فَلبَتزَوَّج امّ اَيمن" . طبقات الكبرى،ج 8، ص 223و 226 و بحار الانوار، ج 43، ص 204.
10ـ سوره انفال ـ آيه 72.
11ـ الغدير، ج 6، ص 24 و 27 و المعجم الكبير، ج 24، ص 351.
12ـ كافى، ج 1، ص 377.
13ـ اعلام النساء الموءمنات ، ص 412 ـ 415.
14ـ همان ، ص 225.
15ـ همان، ص 418ـ419.
16ـ سفينة البحار، ج 2، ص 446.
17. مستدرك الوسائل، ج 3، س 227 ؛ سفينهً البحار، ج 2، ص 446.
18ـ رياحين الشريعه، ج 3، ص 392.
19ـ بحار الانوار، ص 52، ص 223. به نقل از تفسير عياشى.

بازگشت