| زنان دين گستر در تاريخ اسلام : بخش دوم زنان دين گستر در ميدان عمل : فصل دوم: زنان و هجرت | ||
| زنان مهاجر به حبشه | ||
| زنان مهاجر به مدينه | ||
| هجرت زنان پس از پيامبر | ||
تجربه تاريخى نشان مىدهد كه در هر مقطعى از زمان، گروهى از مردم با وجود هدايتِ فطرت الهىشان به مسير صراط و صلاح، تنها به دليل زيستن و ماندن در جامعه كفر همرنگ جماعت مىشوند و رفته رفته تحت تأثير روح حاكم بر جامعه قرار مى گيرند. خداوند در چنين شرايطى، دستور به هجرت مىدهد. آياتى از سوره هاى نساء، عنكبوت و زمر به اين معنا اشاره دارند.(1) |
||
|
||
| در هجرت به حبشه كه كاملاً مخفيانه صورت گرفت، حدود 83 مرد و 18 زن حضور داشتند؛(3) كه گاه به طور جمعى و گاه تنها به سوى حبشه حركت مى كردند. اين گروه بعدها از حبشه به مدينه هجرت نمودند و مشمول فضيلت دو هجرت شدند.(4) در اين قسمت، زندگىنامه تعدادى از آن بانوان را به عنوان الگو ترسيم مىكنيم تا جوابى باشد براى افرادى كه مىگويند فرهنگ دينى خالى از الگوهاى كاربردى است و ما براى زندگى بهتر همواره نيازمند نمونه هايى از فرهنگ غربى هستيم. 1. اسماء بنت عميس اسماء بنت عميس در روزهاى اوليه رسالت پيامبر صلي الله عليه وآله ، حتى قبل از آن كه ايشان به دارالارقم (مكان مخفى دعوت به اسلام) بروند، به آن حضرت ايمان آورد. او پس از مدتى، به جهت آزار شديد مشركان، همراه همسر خود به حبشه هجرت كرد و پس از آن كه پيامبر و ياران به مدينه رفتند، همراه ساير مهاجرانِ حبشه عازم مدينه شد تا در جوار پيامبر به اسلام خدمت كند. در مدينه، بعضى از مهاجران كه با آسايش نسبىِ به دست آمده براى مسلمانان، به فكر رسيدن به موقعيتى در حكومت نوپاى اسلامى افتاده بودند، با تفاخر به اسماء گفتند: ما بر شما در هجرت سبقت گرفتيم. او به دور از هر منيّت و عُجبى پاسخ داد: بله، شما با پيامبر بوديد و او گرسنه هايتان را سير ساخت و افراد جاهلتان را عالم نمود، حال آن كه ما دور از آن وجود مبارك، در غربت مى زيستيم؛ من آنچه را كه مى گوييد به پيامبر عرضه مىكنم تا نظر مبارك شان را جويا شوم. پيامبر صلي الله عليه وآله وقتى اين گفتوگوها را شنيدند، فرمود: "للنّاس هِجْرَةٌ وَاحِدَةٌ و لَكُمْ هِجْرَتان؛ ديگران يك هجرت داشتند و شما دو تا".(5) اين زن بزرگوار بعدها هم همسر شهيد و هم مادر شهيد مىشود و كارنامه فضايل خود را درخشانتر مىكند. 2. ام سلمه ام سلمه و همسرش، ابوسلمه، از اوّلين خانواده هايى بودند كه ايمان آوردند وپس از تشديد آزار و شكنجه مشركان، به حبشه رفتند؛ اما زمانى كه در آنجا شايع شد كه كفار دست از شكنجه مسلمانان برداشته اند، اين زوج جوان تاب دورى از رهبرى را نياوردند و به سرعت به سوى مكّه بازگشتند ولى دريافتند كه اين خبر شايع هاى بيش نبوده است. اين بار بدتر از گذشته، مشركانِ زخم خورده، شدت شكنجه ها را بالا بردند. ام سلمه و همسرش نيز از اين امر مستثنى نبودند و آماج شكنجه ها و فشارها قرار گرفتند تا اين كه حضرت ابوطالب عليه السلام آنان را در پناه خود گرفت و مانع آزارِ بيشتر آنان شد. پس از آغاز هجرت مسلمانان به مدينه، اين زوج جوان نيز همراه فرزند كوچك خويش، براى دومين بار تصميم به ترك سرزمين كفر گرفتند؛ امّا در ابتداى راه، خاندان ام سلمه به آنان هجوم آوردند و او را گرفتند و مانع رفتنش شدند. اين زن با ايمان نزديك به يك سال، دور از همسر و فرزند خود بهسر برد تا اين كه پس از يك سال در مدينه به همسر خويش پيوست و همراه او در فراز و نشيبهايى كه براى امّت اسلامى پيش مى آمد، شركت كرد و در نهايت به افتخار همسرى شهيد نيز نايل آمد. روزى ام سلمه نزد پيامبر آمد و از آن حضرت پرسيد: چرا با آن كه زنان مانند مردان در امر هجرت شريك بودند، نامى از آنان در اين رابطه در قرآن نيامده است؟(6) بعد از اين سوءال ام سلمه بود كه آيه شريفه نازل شد: «"فاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُهُم اَنّي لا اُضيعُ عَمَلَ عاملٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ اَوْ ُانثي بَعْضُكُمْ مِنْ بَعضٍ فَالَّذينَ هَاجَروا وَ اُخْرِجُوا ِمنْ ديارِهِمْ وَ اوُذُوا فى سَبِيلى و قاتَلوُا و قُتِلوُا لَاكُفَرنّ عَنْهُم سَيِئاِتِهِمْ وَ لَاُدْخِلَنَّهُمْ جناتٍ تَجرِى مِنْ تَحْتها الانهارُ ثوابَاً مَنْ عِنْدَالله وَ الله عِندَهُ حُسْنُ الثوابِ."»(7) پس خدا دعاى ايشان را اجابت نمود، همانا من عمل هيچ كس را از مرد و زن ضايع نمىسازم. برخى از آنان از برخى ديگرند. پس كسانى كه هجرت نمودند و از سرزمين خويش اخراج شدند و در راه من مورد آزار قرار گرفتند و جهاد كردند و كشته شدند، همانا بدىهاى آنان را مى پوشانيم و آنها را به بهشتهايى كه زير درختانش نهرها جارى است، وارد مىسازيم. اين، پاداشى است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست. 3. ام ايمن وى از مهاجران حبشه و از كسانى است كه در هجرت بر مردان و زنان ديگر سبقت گرفت. ام ايمن در اوايل بعثت، اسلام آورد و در اين راه از خود استوارى نشان داد. وى در موقعيت هاى سخت همراه پيامبر صلي الله عليه وآله بود. رسول خدا صلي الله عليه وآله هنگام هجرت مخفيانه از مكّه به مدينه، اماناتى را به او سپرد تا بعداً به حضرت على عليه السلام بدهد و آن حضرت آنها را به صاحبانشان باز گرداند. در فضيلت ام ايمن همين بس كه پيامبر صلي الله عليه وآله در زمان حياتش، او را "بانوى بهشتى "ناميد. ابن سعد 13 خبر درباره او نقل كرده است؛ از جمله مىنويسد: او در غزوه احد شركت داشت. به لشكريان آب مىداد و زخمىها را مداوا مى كرد. در غزوه خيبر نيز با رسول خدا صلي الله عليه وآله بود و با محبت فراوانى كه به ايشان داشت، پيوسته به خدمت آن حضرت شرفياب مىشد. رسول خدا صلي الله عليه وآله ام ايمن را مادر خطاب مىكرد و هرگاه به او نگاه مىكرد، مىفرمود: اين، بازمانده خاندان من است. از ديگر خصوصيات او حضور در شب زفاف حضرت زهرا عليهاالسلام و سرپرستى كودكان آن حضرت بود. وى هنگام غسل آن حضرت نيز حضورى فعال داشت.(8) غير از ام سلمه، ام كلثوم و سهله دختران سهيل به عمرو، رقيه دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله ، ليلى دختر ابوحثمه، سوده دختر زمعه نيز از گروه مهاجران حبشه بودند كه با شنيدن شايعه آزادى در مكّه به آنجا بازگشتند و تحت آزار فراوان قرار گرفتند. غير از اين زنان كه تاكنون نام برديم، نام اين چند تن هم در تواريخ، جزو مهاجران به حبشه آمده است: فاطمه دختر صفوان بن اميه، امينه دختر خلف بن اسعد، ام حبيبه دختر ابوسفيان، بركه دختر يسار، حسنه همسر سفيان بن معمر، رمله دختر ابوعوف سهمى، فاطمه دختر حارث بن خالد، فاطمه دختر مجلل، فكهيه دختر يسار، حفصه دختر عمر، ليلى دختر ابوحثمه بن غانم، عمره دختر سعدى بن وقدان. از ميان اين زنان، فاطمه دختر صفوان بن اميه و ام حرمه و ريطه دختر حارث بن حبيله با سه فرزندش موسى، عايشه و زينب در ديار غربت از دنيا رفتند. |
||
|
||
| با بالا گرفتن فشارها و شكنجه ها از سوى مشركان، پيامبر به مسلمانان دستور مهاجرت به يثرب را دادند. اين سفر نيز با خطرات بسيارى همراه بود اما به رغم تهديدات و آزار مشركان، مسلمانان در گروه هاى بسيار كوچك، گاهى نيز به تنهايى، به سوى مدينه به راه افتادند تا حكومت نوپاى اسلامى را به رهبرى پيامبر صلي الله عليه وآله تشكيل دهند. هجرت به مدينه از آنچنان اهميّتى برخوردار بود كه خداوند در قرآن مىفرمايد: «"و الّذين امَنوا وَ لَمْ يُهاجرُوا مُالَكُم مِن ولايتَهِمِ
مِنْ شىء ٍحَتّى يُهاجِروُا"»؛(9) كسانى كه ايمان آوردند ولى هجرت نكردند دوست شما نيستند تا اين كه هجرت كنند. در اين هجرت هم شاهد حضور گسترده زنان هستيم؛ زنانى كه تمام اموال و دارايى خود را ـ بى آن كه بدانند آيا هيچ گاه ديگر به آنان باز خواهد گشت ـ در مكّه بر جاى گذاشتند و راه خود را در بيابانى خشك و سوزان به مسافت حدود 470 كيلومتر آغاز كردند. در اينجا به معرفى چند تن از اين مهاجران مىپردازيم. 1. فاطمه بنت اسد يكى از پررنجترين سفرها، هجرت فاطمه بنت اسد مىباشد. وى مادر حضرت على عليه السلام و دختر اسد بن هاشم قريشى بود. او قبل از اين كه اسلام بياورد، پيرو ابراهيم عليه السلام بود. وى هرگز خود را به شرك و بت پرستى آلوده نكرد. به نقل برخى دانشمندان تاريخ نگار و رجالى، او 46 حديث از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله روايت كرد و مقام علمى و صلاحيت دينى و اخلاقياش تا آنجا بود كه رسول خدا صلي الله عليه وآله بارها به ديدن او رفت و در خانهاش استراحت كرد و نسبت به او احترام فوق العادهاى ابراز كرد. فاطمه عليهاالسلام از اوّلين زنانى بود كه به مدينه هجرت كرد. اوّلين بانويى است كه فرزندى از بنى هاشم به دنيا آورد و فرزندش خليفه مسلمانان شد. او تنها زنى است كه فرزند خود را در كعبه به دنيا آورد و قبل و بعد از او كسى به اين فضيلت دست نيافته است. او در سال چهارم هجرى، در مدينه از دنيا رفت. پيامبر صلي الله عليه وآله پيراهن خويش را كفن او قرار داد. سپس او را به دوش كشيد و به قبر رساند. آنگاه خود در قبر فاطمه دراز كشيد و پس از آن، جنازه را در قبرگذاشت و فرمود: "... خدايا، او را نزد تو به امانت گذاشتم.(10)" امام صادق عليه السلام فرمود: به درستى كه فاطمه بنت اسد، مادر حضرت على عليه السلام ، اوّلين زنى بود كه پياده از مكّه به مدينه به سوى پيامبر صلي الله عليه وآله هجرت نمود.(11) 2. زينب دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله زينب، دختر پيامبر صلي الله عليه وآله نيز از ديگر زنان مهاجر بود. او كه در هجرت از مكّه به مدينه مورد تهاجم قرار گرفته و مجروح شده بود، بعدها به سبب عوارض همان جراحات از دنيا رفت.(12) 3. حضرت فاطمه عليهاالسلام حضرت فاطمه عليهاالسلام همراه چند زن ديگر، همراه حضرت على عليه السلام به سوى مدينه حركت كرد. اين گروه نيز مورد هجوم مشركان قرار گرفت. 4. ام هشام انصاريه ام هشام انصاريه نيز زن ديگرى است كه در راه هجرت، سختىهاى فراوانى را متحمل شد. از خود او نقل شده كه در راه آنچنان تشنگى بر من عارض شد كه توانم را ربود و مرگ را در چند قدمى خود ديدم ولى با كرامّتى از جانب خدا، آبى را يافتم و سيراب شدم و پس از آن حتى اگر روزهاى بلند و بسيار گرم را روزه مىگرفتم، هرگز تشنه نمىشدم.(13) 5. سبعيه شوهرِ سبعيه مشرك بود. از اينرو، او به تنهايى از ديار كفر به سوى مولاى خود هجرت نمود و در حديبيه به مسلمانان پيوست.(14) 6. ام كلثوم بنت عقبه ام كلثوم بنت عقبه از زنان مهاجرى است كه آيه «"اذا جاءكم المومنات المهاجرات..."» درباره هجرت او نازل شده است. |
||
|
||
| پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه وآله نيز تاريخ شاهد هجرت بسيارى از زنان و صالح بوده است كه دل كنده از يار و ديار، به دور شمع و جود امامِ عصرِ خودشان گرد آمدند و نام خويش را به عنوان زنان صحابى و راويان حديث و ... جاودان ساختهاند. اينك به معرفى چند تن از آنان مىپردازيم. 1. حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام پس از آن كه برادرش امام رضا عليه السلام به مرو سفر كرد، براى آن كه در جوار امام خويش قرار گيرد، سفر طولانى خود را از مدينه به سوى مرو آغاز نمود؛ ولى بيمارى و رنج سفر، مهلتِ ديدار را باقى نمى گذارد و در قم، جان از بدن رنجور اين زن مهاجر رخت بر مىبندد و مدفنش منشأ بركات در طول قرون مىشود. امام رضا عليه السلام اصحاب خويش را تشويق مىنمود كه به زيارت قبر او بروند و بر اين امر تأكيد داشت كه اين زيارت همراه با معرفت نسبت به شأن عظيم اين زن با ايمان باشد. آن حضرت فرمود: "من زارها عارفاً بحقها فله الجنة؛(15)" كسى كه حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام را زيارت نمايد در حالى كه به حق او آشنا باشد، بهشت بر او واجب است. امام صادق عليه السلام سالها قبل از تولّد او، فرمود: "ان لنا حرماً و هو بلده قم و ستدفن فيها امراه من اولادى تسمى فاطمه فمن زارها وجبت له الجنه(16)"، براى ما حرمى است و آن سرزمين قم مىباشد و به زودى زنى از اولاد من به نام فاطمه در آنجا دفن خواهد شد كه هر كس او را زيارت نمايد، بهشت بر او واجب است. 2. ام ذر (همسر ابوذر غفارى) |
||
|
||
| در اينجا بحث هجرت زنان و زنان مهاجر در تاريخ را با سخن از امام باقر عليه السلام درباره نقش زنان هنگام قيام حضرت مهدى عليه السلام به پايان مىرسانيم: "و يجيى و الله ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فيهم خمسون امرأة يجتمعون بمكّه على غير ميعاد قزع كقزع الحريف يتبع بعضهم بعضاً و هى الايه التى قال الله اينما تكونوا يأت بكم الله جميعاً ان الله على كل شىء قدير؛(18)" قسم به خدا كه سيصد و اندىاند كه درميان آنان 50 زن درمكّه و در غير ميعاد حضور دارند، چون ابرهاى پاييزى به دنبال هم اجتماع مىنمايند و مصداق اين آيه خواهند بود كه هر كجا كه باشيد خداوند شما را خواهد آورد. به درستى كه خداوند بر همه چيز قادر است.(19) | ||
1ـ بحار الانوار، ج 52، ص 223. |