عناوين فصل نهم

آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى

آسيب‏هاى فرهنگى و اجتماعى
آسيب‏شناسى سياسى
آسيب‏شناسى اقتصادى

نتيجه گيرى

فصل نهم

آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى

انقلاب‏ها و نهضت‏ها نيز مانند همه‏ى پديده‏هاى عالم در معرض آفات و آسيب‏ها هستند. آفاتى كه چهره‏ى‏هاى گوناگون و متفاوتى دارند؛چنانچه اين آفات به موقع شناسايى و دفع نشوند، ممكن است انقلاب را از بين ببرند، يا حدّاقل آن را از رسيدن به اهداف و آرمان‏هايش باز دارند. تحقق آرمان‏هاى انقلاب، حفظ دستاوردهاى آن، تنظيم سياست‏هاى كلى نظام و حفظ مشروعيت حكومت، مشروط به شناخت دقيق آفات و دشمنان داخلى و خارجى انقلاب است. لذا اين وظيفه‏ى رهبران و مردم انقلابى است كه ضمن تلاش در جهت شناسايى خطرات مربوط، با هوشيارى كامل راهكارهاى مبارزه و دفع آن را جستجو و به كار بندند. استاد مطهّرى پس از پيروزى انقلاب به آفات و آسيب‏هاى انقلاب پرداخت و در اهميّت پرداختن به اين بحث فرمودند:
«نهضت‏ها، مانند همه‏ى پديده‏هاى ديگر ممكن است دچار آفت زدگى شوند. وظيفه‏ى رهبرى نهضت است كه پيشگيرى كند و اگر احياناً آفت نفوذ كرد، با وسايلى كه در اختيار دارد و يا بايد در اختيار بگيرد، آفت‏زدايى نمايد. اگر رهبرى يك نهضت، به آفت‏ها توجّه نداشته باشد يا در آفت‏زدايى سهل‏انگارى نمايد، قطعاً آن نهضت، عقيم، يا تبديل به ضدّ خود خواهد شد و اثر معكوس خواهد بخشيد».(1)

1. مطهّرى، مرتضى، بررسى اجمالى نهضت‏هاى اسلامى در صد ساله‏ى اخير، انتشارات صدرا، چاپ يازدهم، 1367، ص 87.

امام خمينى قدس‏سره همواره در سخنان خود و به ويژه در وصيّت نامه‏ى سياسى ـ الهى خود با هشدار به اين كه انقلاب نبايد به دست نا اهلان بيفتد، رمز تداوم انقلاب و دور بودن از هرگونه آفت و آسيب را چنين معرّفى مى‏كند:
«بى‏ترديد رمز بقاى انقلاب اسلامى، همان رمز پيروزى است و رمز پيروزى را ملّت مى‏داند، نسل‏هاى آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن آن انگيزه‏ى الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملّت در سراسر كشور با وحدت كلمه براى همان انگيزه و مقصد مى‏باشد».(1)
مقام معظم رهبرى حضرت آية‏اللّه‏ خامنه‏اى نيز همواره اقشار مختلف مردم را از آفات و موانع احتمالى انقلاب برحذر داشته‏اند. ايشان در ارتباط با ضرورت و اهميّت آسيب‏شناسى انقلاب مى‏گويد:
«ميكروب رجعت يا ارتجاع، دشمن بزرگ هر انقلاب است كه به درون جوامع انقلابى نفوذ كرده و در آن رشد مى‏يابد. نفوذ فساد و ايجاد ترديد در اذهان جوانان نسبت به آرمان‏ها، دنياطلبى، اشتغال به زينت‏هاى دنيوى و زندگى راحت در جامعه و بروز علايم زندگى تجمّلاتى در ميان عناصر انقلابى، نشانه هايى از تأثير ميكروب ارتجاع و عقب‏گرد است. پرداختن به مال و مال اندوزى، دچار شدن به فسادهاى اخلاقى ـ مالى و فساد ادارى، درگير شدن در اختلافات داخلى كه خود يك فساد بسيار خطرناك است، و جاه‏طلبى، كاخ آرمان انقلاب اسلامى و هر حقيقت ديگر را ويران مى‏كند».(2)
پس از روشن شدن ضرورت شناخت آفات و موانع انقلاب با عنايت به رهنمودهاى امام راحل، مقام معظّم رهبرى و استاد شهيد مطهّرى اجمالاً به مهم‏ترين آسيب‏هاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى انقلاب اسلامى مى‏پردازيم.

1. امام خمينى قدس‏سره ، وصيت نامه‏ى سياسى ـ الهى.
2. روزنامه كيهان، 17/10/1373.

 

الف) آسيب‏شناسى فرهنگى و اجتماعى
1. نفوذ انديشه‏هاى بيگانه

انديشه‏هاى بيگانه از دو طريق نفوذ مى‏كنند: يكى از طريق دشمنان، يعنى هنگامى كه يك نهضت اجتماعى اوج مى‏گيرد و جاذبه پيدا مى‏كند و مكتب‏هاى ديگر را تحت الشّعاع قرار مى‏دهد، پيروان مكتب‏هاى ديگر براى رخنه كردن در آن مكتب و پوسانيدن آن از درون، انديشه‏هاى بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است وارد آن مكتب مى‏كنند و آن مكتب را به اين ترتيب از اثر و خاصيّت مى‏اندازند و يا كم اثر مى‏كنند... ديگر از طريق دوستان و پيروان، گاهى پيروان خود مكتب به علّت ناآشنايى درست با مكتب، مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه‏هاى بيگانه مى‏گردند و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب مى‏دهند و عرضه مى‏نمايند.(1) اين انديشه‏هاى بيگانه گرچه در اوايل انقلاب عمدتا رنگ و بوى ماترياليستى داشت و مبارزه‏ى استاد هم با تفكّر التقاطى در اين راستا بود امّا امروزه رنگ و بوى ليبراليستى گرفته و دوستان نا آگاه و دشمنان مغرض سعى دارند تفكّر ليبراليستى را با بعضى از مارك‏هاى اسلامى و دينى به شكل يك نوع التقاط خطرناك درمغز يك جوان فرو ببرند و اين يكى از آسيب‏هاى جدّى انقلاب اسلامى مى‏باشد.

2. تجدّد گرايى افراطى

در مقابل تمسّك به اسلام ناب، تجدّد گرايى افراطى و زهدگرايى منفى قرار دارد. تجدّد گرايى افراطى ـ كه هم در شيعه وجود داشته و دارد و هم در سنّى در حقيقت عبارت است از آراستن اسلام به آن‏چه از اسلام نيست، و پيراستن آن از آن‏چه از اسلام هست، به منظور رنگ زمان زدن و باب طبع زمان كردن، آفت بزرگى براى نهضت است ووظيفه‏ى رهبران نهضت است كه جلوى آن را بگيرد.(2)

1. مطهّرى، مرتضى، پيشين، ص 87 ـ 90.
2. مطهّرى، مرتضى، پيشين، ص 90 ـ 92.

تجدّد گرايى افراطى در حقيقت تلفيق اسلام با انديشه‏هاى غير اسلامى براى زيبا جلوه دادن آن مى‏باشد. و اين انديشه غيراسلامى گاهى انديشه ماترياليستى و گاهى انديشه‏هاى ليبراليستى و مدرنيته و گاهى تفكّرات پست مدرن مى‏باشد كه امروزه شاهد آن هستيم. تجدّد گرايى افراطى به خاطر داشتن روحيه‏ى انفعال پذيرى و خودباختگى مى‏باشد. مقام معظّم رهبرى اين مورد را يكى از آفت‏هاى انقلاب اسلامى بر مى‏شمرد و مى‏گويد:
«آن چيزى كه بايد مورد توجّه قرار بگيرد و من اصرار دارم كه مردم عزيز ما به خصوص جوانان و همچنين مسؤولان بخش‏هاى مختلف نظام جمهورى اسلامى بدان توجّه كنند، اين است كه دشمنان نظام جمهورى اسلامى، وقتى نمى‏توانند در ميدان مبارزه رويارويى، كار مؤثّرى با اين نظام انجام بدهند،... وقتى از همه اينها يعنى اقتصادى، نظامى، امنيتى و انفجار داخلى مأيوس مى‏شوند، يك راه براى آن‏ها باقى مى‏ماند وآن، اين است كه نظام اسلامى و انقلابى را، به مواضعى برخلاف اصول خود سوق دهند. يا به عبارت ساده‏تر و روشن‏تر او را وادار كنند كه از گفته‏هاى خود در زمينه‏ى مسايل انقلاب برگردد، حرف و مواضع خود را تخطئه بكند و خودش را دچار تناقض نمايد. اين را از چه راهى انجام مى‏دهند؟ از راه فشارهاى تبليغاتى، سياسى و فرهنگى جوّ را آن چنان از فشار انباشته مى‏كنند، كه انسان‏هاى ضعيف‏النفس درمقابل اين فشار نمى‏توانند مقاومت كنند.... اين خطر بزرگى است كه صاحبان فكر و انديشه را دركشورها تهديد مى‏كند، در مقابل اين خطر بايد مثل كوه استوار ايستاد».(1)

1. مقام معظم رهبرى حضرت آية‏اللّه‏ خامنه‏اى، 14/3/1376.

3. تحجّر و مقدّس نمايى

تحجّر به مفهوم جمود و انعطاف‏ناپذيرى است. حالتى كه شخص در مقابل هر پديده‏ى جديد به دليل تازه بودن واكنش منفى از خود نشان مى‏دهد. همزمان با شروع نهضت امام خمينى قدس‏سره در سال 1341 و مبارزه‏ى ايشان عليه رژيم ستم‏شاهى، متحجّران، و مقدّس مآب‏ها سدّ راه مبارزه شده، به طورى كه امام خمينى قدس‏سره مبارزه با اين ها را هزار بار سخت‏تر از مبارزه‏ى با رژيم مى‏دانستند. پس از پيروزى انقلاب و استقرار نظام مقدّس اسلامى نيز، اين نوع افراد به مبارزه با نظام اسلامى برخاستند. برخى به ملحدان و ضدّ انقلاب پيوستند، برخى در كشور ماندند و سعى كردند به هر وسيله مشروعيّت نظام را زير سؤال برده و خوراك تبليغاتى براى رسانه‏هاى گروهى بيگانگان تهيّه كنند. امام خمينى قدس‏سره در پايان عمر مباركشان گوشه‏اى از خيانت‏هاى آن‏ها نسبت به اسلام را بازگو كرد و فرمود:
«خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجّر خورده است هرگز از فشارها و سختى‏هاى ديگران نخورده است و آن قدر كه اسلام از اين مقدّسين روحانى‏نما ضربه خورده است از هيچ قشر ديگرى نخورده است».(1)
و مقام معظّم رهبرى خطر تحجّر را اين‏گونه بيان فرموده‏اند:
«تحجّر آن است كه كسى كه مى‏خواهد از مبانى اسلام و فقه اسلام، براى بناى جامعه استفاده كند، به ظواهر اكتفا كند. و نتواند كشش طبيعى احكام و معارف اسلامى را، در آن جايى كه قابل كشش است درك كند و براى نياز يك ملّت و يك نظام و يك كشور، كه نياز لحظه به لحظه است، نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارايه بدهد. اين بلاى بزرگ است. اگر در رأس نظام‏هاى سياسى كه بر اساس اسلام تشكيل شده است يا در آينده تشكيل خواهد شد؛ چنين روحيه‏اى وجود داشته باشد. اسلام برنامه دارد و خواهد توانست از منبع لايزال و احكام اسلامى، جامعه را به پيش ببرند و امام خمينى قدس‏سره خود را از اين آفت مبرّا كرد و...».(2)

1. امام خمينى قدس‏سره ، صحيفه‏ى نور، ج 21، ص 91.

2. مقام معظّم رهبرى حضرت آية‏اللّه‏ خامنه‏اى، 14/3/1376.

4. كم‏رنگ شدن ارزش‏ها و رو آوردن به ضدّ ارزش‏ه

با سقوط يك رژيم سياسى، ارزش‏هاى مسلّط آن از بين نمى‏رود. هر چقدر زمان مبارزه براى پيروزى انقلاب كم‏تر باشد، حضور ارزش‏هاى قبلى در جامعه بيشتر نمودار است. انقلاب اسلامى انقلاب ارزش‏ها و هنجارهاى دينى است. و اگر اين ارزش‏هاى اسلامى كه انقلاب ما براى تحقّق آن‏ها بود در جامعه كم رنگ شود خطر بزرگى انقلاب اسلامى را تهديد مى‏كند.
دنياطلبى و اشتغال به زينت‏هاى دنيوى بالأخص بين اقشار انقلابى، يكى از مظاهر ضدّ ارزش در جامعه مى‏باشد. اگر زندگى تجمّلى و روحيه‏ى تكاثرطلبى در ميان عناصر انقلابى فزونى گيرد و نيروهاى انقلابى روحيه خود را از دست دهند، داعيه دفاع از انقلاب و ارزش‏ها تضعيف مى‏شود. اشاعه‏ى فساد و فحشا در جامعه خصوصاً در بين نسل جوان و تأثيرپذيرى از جنگ روانى و تهاجم فرهنگى و تبليغاتى دشمن و رجعت تدريجى به ارزش‏هاى فرهنگى رژيم پيش همواره از آسيب‏هاى جدّى است كه نظام را تهديد مى‏كند. و به تعبير مقام معظّم رهبرى تهاجم فرهنگى، يا شبيخون فرهنگى دشمن دقيقاً در همين راستا مى‏باشد. بحران هويّت اجتماعى و دينى بالأخص بين نوجوان و جوانان نسل دوم و سوم انقلاب و گرايش به الگوهاى غربى و فرهنگ مبتذل غرب، همچنين از خطرات مهمّى است كه نظام اسلامى ما را تهديد مى‏كند. بر اين اساس جايگزين ارزش‏ها و فرهنگ بيگانه با همان فرهنگ ابتذال و فساد و فحشا و بى‏بند و بارى به جاى ارزش‏هاى دينى و انقلابى از آفت‏هاى مهم مى‏باشد كه بايد با آن مبارزه كرد.

 
ب) آسيب‏شناسى سياسى

در ارتباط با آسيب‏شناسى سياسى انقلاب اسلامى ايران با عنايت به رهنمودهاى رهبران فكرى و سياسى انقلاب مى‏توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1. رخنه‏ى فرصت طلبان

رخنه و نفوذ افراد فرصت‏طلب در درون يك نهضت از آفت‏هاى بزرگ هر نهضت است. فرصت‏طلب كسى است كه نسبت به آرمان‏هاى انقلاب بى‏اعتقاد يا بى‏تفاوت و در تلاش براى تأمين منافع شخصى است.
استاد مطهّرى در اين رابطه مى‏گويد:
«هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اوليه را طى مى‏كند سنگينى‏اش بر دوش افراد مؤمن، مخلص و فداكار است، امّا همين كه بار نشست و يا لاأقل نشانه‏هاى بار دادن آشكار گشت، و شكوفه‏هاى درخت هويدا شد، سر و كلّه‏ى افراد فرصت‏طلب پيدا مى‏شود... تا آن‏جا كه تدريجاً انقلابيون مؤمن وفداكاران اوليه ر ا از ميدان به در مى‏كنند. اين جريان تا آنجا كلّيت پيدا كرده كه مى‏گويند: «انقلاب فرزند خور است» گويى خاصيّت انقلاب اين است كه همين كه به نتيجه رسيد فرزندان خود را يك يك نابود سازد. ولى انقلاب فرزند خور نيست. غفلت از نفوذ و رخنه‏ى فرصت‏طلبان است كه فاجعه به بار مى‏آورد... انقلاب مشروطيّت ايران را چه كسانى به ثمر رساندند؟ و پس از به ثمر رساندن چه چهره‏هايى پست‏ها و مقامات را اشغال كردند؟ و نتيجه‏ى نهايى چه شد؟... به هر حال، مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت‏طلبان على‏رغم تظاهرات فريبنده‏شان يكى از شرايط اصلى ادامه‏ى يك نهضت در مسير اصلى است».(1)

1. مطهّرى، مرتضى، پيشين، ص 93 ـ 96.

2. تفرقه و درگير شدن در گرداب اختلافات داخلى

على عليه‏السلام راز تداوم انقلاب و يك حكومت را دورى از تفرقه و تحكيم اركان مودّت و محبّت و ترغيب و توصيه نسبت به آن معرّفى مى‏كند. مهم‏ترين عامل تهديد كننده‏ى بالندگى يك ملّت از ديدگاه آن حضرت عبارت است از: كاشتن بذر نفاق و كينه در سينه، پشت كردن به يكديگر، ترك يارى هم نوعان و تبديل الفت و محبّت به پراكندگى و تفرقه.(1)
بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران و مقام معظّم رهبرى بر همين اساس پيوسته بر دورى از تفرقه و لزوم وحدت براى تداوم انقلاب تأكيد داشتند. تفرقه سبب شكسته شدن قدرت و از بين رفتن توان نيروهاى بالقوّه و بالفعل جامعه مى‏شود.

3. عدم مواجهه صحيح با آزادى و سوء استفاده از آن

آزادى يكى از نعمت‏هاى خداوند است و انسان فطرتاً خواستار آن است و با بهره‏مندى و استفاده درست از آن، مى‏توان به فعّاليّت‏هاى اساسى و اجتماعى و زيربنايى پرداخت و نيز مشكلات مادّى ومعنوى جامعه را برطرف نمود. امّا ملّتى كه ساليان متمادى در چنگال ديو استبداد، قدرت نفس كشيدن نداشتند، همين كه يك‏باره و بدون آمادگى قبلى نعمت آزادى را در آغوش بگيرند به جاى آن كه در موقعيّت جديد به فعّاليّت اساسى و زيربنايى بپردازند، با اقدامات و عملكرد نامناسب خود، سعى در نابودى آن مى‏كنند؛ و به نام آزادى آن چنان سوء استفاده مى‏شود كه از كار اصيل و انقلابى خويش پشيمان مى‏شوند ـ نظير آنچه كه در جريان مشروطيت گذشت ـ بنابراين، چنين سوء استفاده از آزادى مانند شمشير دو دم اساس انقلاب را تهديد مى‏كند؛ زيرا مسؤولان يا وضعيت موجود را تحمّل مى‏كنند كه خود به هرج و مرج و خستگى مردم مى‏انجامد، يا به محدود كردن آزادى و يا سلب آن از مردم مى‏پردازند؛ كه خود آغازى است بر پايان دادن به انقلاب و حاكميّت استبداد. در نتيجه ضمن بهره‏گيرى از آزادى و رعايت حقوق ديگران و حفظ آن، لازم است كه آموزش لازم براى استفاده صحيح از آن به مردم داده شود.

1. نهج‏البلاغه، خطبه 192.

4. سرپيچى از فرامين رهبرى و تضعيف آن

هيچ رهبرى بدون برخوردارى از پشتيبانى و حمايت‏هاى مردمى قادر به ادامه‏ى وظايف خود نخواهد بود، حتّى اگر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، يا امام معصوم عليه‏السلام باشد. بنابراين اطاعت از رهبرى كه مجتهد آگاه به زمان، عادل و باتقواست از لحاظ شرعى، قانونى و اخلاقى واجب اكيد مى‏باشد. امام على عليه‏السلام درباره‏ى جايگاه و نقش رهبرى در جامعه مى‏فرمايد:
«.. جايگاه رهبر همانند بند تسبيح نسبت به دانه‏هاست كه آن‏ها را گرد آورده و به هم پيوند مى‏دهد پس هنگامى كه بند تسبيح بگسلد دانه‏ها از هم جدا شده و هر سويى پراكنده مى‏شوند و ديگر هرگز نمى‏توان آن‏ها را جمع‏آورى نمود».(1)
همچنين حضرت در بيان علل صعود و سقوط حكومت‏ها اطاعت از رهبرى را از عوامل صعود و پيروزى و سرپيچى از فرامين رهبرى را عامل سقوط و شكست جامعه مى‏داند.(2)
انقلاب اسلامى ايران تجلّى وحدت و يگانگى امّت و امامت است. مردم ايران با اطاعت از امام خمينى قدس‏سره امّتى را تشكيل دادند كه در مقابل همه مشكلات و نابسامانى‏ها استقامت كرد و تا آخرين نفس، بر عهد و پيمانى كه با امام خويش بست، استوار ماند. و اگر اين رابطه و پيوند گسسته شود، و مردم در اطاعت و پيروى از رهبرى سستى كنند آن وقت حكومت و جامعه دچار انحراف جبران‏ناپذيرى خواهد شد.

1. نهج‏البلاغه، خطبه 146.
2. نهج‏البلاغه، خطبه 25.

5. خستگى نيروهاى انقلابى

ادامه‏ى انقلاب اسلامى تا رسيدن به كليه‏ى اهدافش، يك اصل است كه هيچ گاه نبايد از ذهن و فكر انقلابيون دور شود و افراد انقلابى بايد بدون خستگى و با نشاط كامل، براى رسيدن به اهداف اصلى انقلاب تلاش كنند. به هر حال، سست شدن مردم از ادامه‏ى راه انقلاب، يكى از آفات مهمّ انقلاب است كه ممكن است به دلايل متعدّدى از جمله رفاه‏طلبى، يا برخورد با مشكلات در ادامه‏ى راه حاصل شود.
امام خمينى قدس‏سره درباره‏ى نقش مردم در انقلاب مى‏فرمايد:
«تا وقتى كه حكومت ما بتواند اين حالت مردمى خويش را حفظ كند و مسؤولان همان طور كه در حال حاضر دراغلب موارد مشاهده مى‏شود مردمى باشند، از حمايت مردمى برخوردارند و با پشتيبانى مردم هيچ آسيبى به انقلاب نمى‏رسد».(1)
بيشتر نهضت‏هاى صد ساله‏ى اخير به خاطر همين نقيصه‏ها به ثمر نرسيدند. براى مثال پس از پيروزى نهضت مشروطيت و كنار رفتن رهبران نهضت و به تبعيت از آن‏ها مردم، نهضت به شكست انجاميد. در نهضت ملّى شدن صنعت نفت نيز پس از كنار رفتن رهبران مذهبى، نهضت از درون متلاشى شد؛ بنابراين، ترديدى نيست كه مشاركت و حضور گسترده‏ى مردم در صحنه‏ى انقلاب از عوامل اصلى و مهمّ پيروزى و خنثى نمودن توطئه‏هاى دشمنان انقلاب بوده است. اكثر انقلاب‏هاى تاريخ معاصر على‏رغم نقش مردم در انقلاب، بعد از پيروزى آن از حضور مردم خالى شد و نظام انقلابى به ديكتاتورى‏هاى فردى و طولانى تبديل گشتند، ولى در انقلاب اسلامى حضرت امام على‏رغم قدرت و نفوذى كه داشت، و كلام او براى مردم حجّت بود، سعى كرد در عين ارشاد و آگاهى مردم، حضور آن‏ها را در صحنه هم چنان حفظ كرده و نهادينه كند و اين حضور تا به امروز چه از نظر انتخاب مديران جامعه و چه از نظر تأمين نيروهاى لازم، در جبهه‏هاى جنگ براى مقابله با دشمنان داخلى و خارجى و رفع خطرات عارض شده، حفظ شده است و اين احساس براى مردم وجود دارد كه انقلاب متعلق به خودشان مى‏باشد. هر تلاشى كه موجب غيبت مردم از صحنه‏ى سياست شود، آسيبى جدّى بر انقلاب وارد خواهد آورد.

1. رويداد و تحليل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، شماره 45، ص 10.

تاريخ نشان داد كه خستگى نيروهاى انقلابى و عدم ارتباط ميان دو نسل، موجبات بروز بحران و مشكلاتى براى جامعه گرديده است و مسأله‏ى فاصله‏ى ارتباطى و درك متقابل ميان دو نسل از جمله‏ى اين مشكلات است. اگر نسل انقلاب نتواند آرمان‏ها و انديشه‏هاى انقلابى خود را به نسل بعد از خود كه تصوير روشنى از حوادث قبل و بعد از دوران انقلاب ندارند، منتقل كند، با اين بحران مواجه مى‏شود و دشمن مى‏تواند از وجود همين مشكلات بهره برده، اين دو نسل را در مقابل يكديگر قرار دهد.

ج) آسيب‏شناسى اقتصادى

حلّ مشكلات اساسى اقتصادى از اهمّ مسايل انقلاب است و رفع بى‏عدالتى‏هاى اقتصادى و اجتماعى باقى مانده از زمان طاغوت و برقرارى نظام اقتصادى عادلانه‏ى اسلامى هنوز مسأله‏اى است كه به طور جدّى چارچوب و برنامه‏ى آن روشن و مشخّص نشده است. اين كه تا كى بايد طبقات عظيمى از جامعه كه پايه‏هاى انقلاب بر دوش آن‏ها قرار دارد همانند گذشته از حدّاقل امكانات زندگى، محروم باشند در حالى كه اقلّيت محدودى از طبقات مرفّه و متنعّم كه جز شكايت از كمبودها و ساير مشكلات انقلاب، چيز ديگرى براى ارايه ندارند و برخوردار از همه‏ى امكانات هستند. مسأله‏اى است كه بالاخره بايد به آن پرداخت و اين همان چيزى است كه مقام معظّم رهبرى از آن به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض ياد كرده است.
فقر، فساد، تبعيض و بى‏عدالتى‏ها از آفت‏هاى جدّى اقتصادى است كه مى‏تواند نظام را ناكارآمد جلوه دهد و اين تهديد كننده است.
مهم‏ترين اصولى كه اميرمؤمنان على عليه‏السلام در سياست‏هاى اقتصادى دولت خود رعايت مى‏نمود عبارتند از:
«رعايت حال خراج دهندگان، هميارى اقتصادى دولت و مردم،استفاده از ماليات جهت عمران و آبادى، عدم تبعيض در اخذ ماليات، برخورد شديد با محتكران و گران فروشان، محترم شمردن بيت‏المال، رفاه و آسايش مردم و رسيدگى به طبقات پايين جامعه».(1)
به طور خلاصه مهم‏ترين آسيب‏هاى اقتصادى انقلاب اسلامى ايران را مى‏توان چنين معرّفى كرد:
1. وابستگى اقتصادى به قدرت‏هاى بيگانه؛
2. نداشتن برنامه‏هاى بلند مدّت و كوتاه مدّت براى نيل به استقلال و توسعه‏ى اقتصادى؛ اين امر سبب مى‏شود امكانات و توانمندى‏هاى كشور بى‏آن كه راه‏گشاى يك اقتصاد مستقل و توسعه يافته شود در امور روزمرّه و زودگذر به كار افتد و از ميان برود.
3. عدم توجّه به بحران‏هاى اقتصادى يا عدم توجّه به اقشار كم درآمد در اجراى برنامه‏هاى سازندگى و توسعه اقتصادى؛
4. افزايش فاصله‏ى طبقاتى ، پيدايش ثروت‏هاى باد آورده و بى‏توجّهى به مستضعفان و عنايت به ثروتمندان، و فقدان عدالت اجتماعى ـ اقتصادى؛ امام خمينى قدس‏سره درباره‏ى توجّه به مستضعفان مى‏فرمايد:
«جنگ‏هاى پيامبر همه‏اش با اغنيا و با گردن كلفت‏ها بود. با ثروتمندها بود. خدا نياورد آن روزى كه سياست ما و سياست مسؤولان كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومان و رو آوردن به حمايت از سرمايه‏دارى گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتى برخوردار بشوند. معاذاللّه‏ كه اين با روش انبيا و اميرالمؤمنين و ائمّه‏ى معصومين عليهم‏السلام سازگار نيست. دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزّه است و تا ابد هم بايد منزّه باشد».

1. پيام فرياد برائت، مرداد ماه 1362.

«توجّه داشته باشند كه رئيس جمهورى و وكلاى مجلس از طبقه‏اى باشند كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس كرده، در فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمايه‏داران و زمين‏خواران و صدرنشينان مرفّه و غرق در لذّات و شهوات كه تلخى محروميت ورنج گرسنگان و پا برهنگان را نمى‏توانند بفهمند... به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستم‏ديدگان كه نور چشمان ما و اولياى نعم همه هستند، و جمهورى اسلامى رهاورد آنان و با فداكارى‏هاى آنان تحقق پيدا كرد و بقاى آن نيز مرهون خدمات آنان است، فروگذارى نكنيد».(1)

1. وصيت نامه‏ى سياسى ـ الهى امام خمينى قدس‏سره .

 

نتيجه‏گيرى

همان‏طورى كه بارها امام راحل قدس‏سره اطمينان داده‏اند، اين انقلاب از خارج و تجاوزات و توطئه‏هاى خارجى شكست نخواهد خورد، و نيز بر اساس آن مى‏توان به جرأت ادّعا كرد كه تحرّكات ضدّ انقلاب داخلى هم به طور مستقيم توانايى شكست انقلاب را ندارد، ولى اين بدان معنا نيست كه ضدّ انقلاب داخلى و خارجى از برنامه‏ريزى دراز مدّت براى به شكست كشاندن انقلاب منصرف شده‏اند، بلكه با توجّه به آفات انقلاب كه مى‏تواند هر انقلابى را از درون تهى نموده، با حفظ پوسته، محتواى اصلى آن را از آن بگيرد، در دراز مدّت تلاش خواهند كرد انقلاب را از مسير و اهداف اصلى‏اش منحرف كند. به ويژه زمانى كه انقلاب به نظام سياسى تبديل شود، خطر آفت‏زدگى به مراتب بيشتر و در واقع اجتناب‏ناپذيرتر مى‏گردد. اگر چه انقلاب اسلامى لزوماً تبديل به نظام سياسى گرديد، امّا در عين ايجاد نظامى به نام جمهورى اسلامى، هم چنان حالت انقلابى خود را حفظ كرده است و با بالندگى در سطح جهانى به پيش مى‏رود.
با اين همه، غفلت و بى‏توجّهى در مبارزه و مقابله با آسيب‏ها و آفات آن مى‏تواند هرانقلابى را با هر اندازه اقتدار و موفّقيت در مسير سقوط و زوال بيندازد. هوشيارى و دقت در شناخت اين آفات و به عبارت ديگر آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى در همه‏ى ابعاد فرهنگى، سياسى و اقتصادى، وظيفه‏ى همه‏ى مسؤولان نظام و حتّى تك تك افراد معتقد به انقلاب مى‏باشد.
ذكر اين نكته در اين‏جا لازم و ضرورى است كه شناخت دقيق آفات و آسيب‏هاى انقلاب نيز نياز به انجام تحقيقى گسترده و همه جانبه دارد كه از عهده‏ى اين كتاب خارج است. ما فقط اشاره‏اى گذرا به مهم‏ترين آسيب‏هاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى نموده‏ايم تا انشاءاللّه‏ فتح بابى باشد تا محقّقان و تحليل‏گران دلسوز نظام مقدس اسلامى تحقيقات و كتاب‏هاى مستقلّى را در اين خصوص ارايه كنند تا بتوانيم اين امانت الهى را (نظام مقدّس اسلامى) با سلامت از هرگونه آفت و آسيب و انحراف به دست صاحب اصلى آن يعنى بقية‏اللّه‏ الاعظم امام زمان(عج) بسپاريم تا رضايت آن حضرت و امام عزيزمان و شهيدان گرانقدرمان را كسب نموده باشيم.
 

پرسش‏هاى فصل هشتم

1. ديدگاه شهيد مطهّرى در اهميّت شناخت آسيب‏ها و آفات انقلاب را بنويسيد.
2. در ديدگاه حضرت امام رمز تداوم انقلاب اسلامى چيست؟
3. ديدگاه مقام معظّم رهبرى در ضرورت و اهميّت شناخت آسيب‏هاى انقلاب را بنويسيد.
4. مهم‏ترين آسيب‏هاى انقلاب اسلامى در چه ابعادى است؟
5. مهم‏ترين آسيب‏هاى فرهنگى اجتماعى انقلاب اسلامى را بنويسيد.
6. نفوذ انديشه بيگانه از چه راه‏هايى وارد مى‏شود و چطور؟
7. خطرات تجدّد گرايى افراطى را توضيح دهيد.
8. خطر تحجّر و مقدّس نمايى به عنوان يكى از آسيب‏هاى انقلاب اسلامى را بنويسيد.
9. يكى از آسيب‏هاى فرهنگى، كم رنگ شدن ارزش‏هاست، آن را توضيح دهيد.
10. مهم‏ترين آسيب‏هاى سياسى انقلاب اسلامى را بنويسيد.
11. رخنه‏ى فرصت طلبان يكى از آسيب‏هاى سياسى است. آن را توضيح دهيد.
12. خطرات تفرقه و درگيرى‏هاى سياسى و جناحى را به عنوان يكى از مهم‏ترين آفات انقلاب توضيح دهيد.
13. آزادى به عنوان يك فرصت و همچنين به عنوان يك تهديد را توضيح دهيد.
14. عدم اطاعت از رهبرى از آفات انقلاب اسلامى است، آن را توضيح دهيد.
15. از ديدگاه نهج‏البلاغه مهم‏ترين آفات انقلاب اسلامى را بنويسيد.
16. خستگى نيروهاى انقلابى به عنوان يك آفت جدّى است. آن را توضيح دهيد.
17. مهم‏ترين آسيب‏هاى اقتصادى انقلاب اسلامى ايران را بنويسيد.