خلاصه فصل دوم

زمينه‏هاى فكرى و عقيدتى انقلاب اسلامى

1. ريشه‏هاى عقيدتى انقلاب اسلامى در قرآن
2. ريشه‏هاى عقيدتى انقلاب اسلامى در مكتب شيعه

فصل دوم

زمينه‏هاى فكرى و عقيدتى انقلاب اسلامى

مهم‏ترين ويژگى انقلاب اسلامى، ماهيّت مذهبى و دينى بودن آن است. از اين نظر انقلاب اسلامى، انقلابى منحصر به فرد و بى نظير است. چون انقلاب‏هاى مهمّ جهان، از لحاظ ماهيّت يا اقتصادى و مادّى بوده‏اند، مثل انقلاب اكتبر 1917 روسيه يا سياسى و آزاديخواهانه مثل انقلاب كبير 1789 فرانسه؛ هيچ يك ازانقلاب‏هاى مذهبى نبوده‏اند در حالى كه در انقلاب اسلامى ايران در كنار عوامل اقتصادى و سياسى، ايمان و عقيده نيز وجود داشته و عامل اساسى آن اعتقاد و ايمان مردم به اسلام بود. بدين لحاظ ماهيّت اصلى انقلاب اسلامى «اسلامى بودن» آن است.
مردمى كه به يك مكتب، ايمان داشته و به ارزش‏هاى آن به شدّت دل بسته باشند، هنگامى كه مكتب خود را در معرض خطر ببينند، براى جلوگيرى از خطر و احياى كامل مكتب، دست به قيام مى‏زنند. به تعبير شهيد مطهّرى:
«چنين انقلابى هيچ ربطى به سيرى و گرسنگى، يا ارتباطى با آزادى سياسى و دمكراسى، يا فقدان آن ندارد و مردم در عين رفاه اقتصادى و سيرى شكم و نيز داشتن آزادى سياسى، فقط به دليل عدم استقرار كامل مكتب مورد اعتقاد خود بر مى‏خيزند و انقلاب مى‏كنند».(1)

1. مطهّرى، مرتضى، پيرامون انقلاب اسلامى، انتشارات صدرا، ص 34.

اعتقاد به اين كه اسلام برنامه و طرح كاملى براى تنظيم زندگى بشردارد و ضامن عدالت، صلح،امنيت،آزادى و ارتقاى معنوى انسان مى‏باشد عامل اصلى پيدايى و رشد انقلاب اسلامى و پيروزى آن بوده است.
و برپايى نظام سياسى ـ اجتماعى بر مبناى اسلام، جزيى از اعتقاد به جامعيّت اسلام محسوب مى‏شود كه مبارزه در اين راه از بارزترين ابعاد جهاد در راه خدا و تجلّى ايمان و اعتقاد است.
در يك جامعه‏ى اسلامى كه معتقد به دين الهى هستند، مردم پيش از هر چيز سعى مى‏كنند اعمال و رفتار خود را منطبق بر عقيده‏ى دينى و مذهبى خود انجام دهند، خصوصا ورود به صحنه‏ى انقلاب كه خشن‏ترين اقدام و مهم‏ترين كار سياسى است كه به توجيه قانع كننده‏اى از منابع اسلامى نياز دارد.
در همين راستا، مسلمانان قبل از هرچيز به قرآن رجوع مى‏كنند و آن را به عنوان پيام وحى در مبارزه و حركت سياسى خود مدّ نظر دارند و از آن الهام مى‏گيرند. شيعيان علاوه بر قرآن از كلام و سيره‏ى امامان معصوم عليهم‏السلام نير در اين خصوص بهره مى‏گيرند. بنابراين ما بحث خود را پيرامون اصول و تفكّرى كه در قرآن و مكتب تشيّع همواره در طول تاريخ الهام بخش حركت‏هاى سياسى ـ اجتماعى و محرّك قيام‏ها و انقلاب‏هاى عظيم اجتماعى بوده، پى مى‏گيريم:
 

1. ريشه‏هاى عقيدتى انقلاب اسلامى در قرآن

قرآن كريم غالبابه طور غير مستقيم و با نقل يك واقعه يا طرح اصول كلى، يا بيان سنّت خداوند در نظام آفرينش انسان را به حركت فرا مى‏خواند و گاهى نيز با خطاب مستقيم از پيروانش مى‏خواهد كه زندگى سياسى ـ اجتماعى شان را چگونه سامان دهند.و لذا در طول تاريخ، قرآن به عنوان پيام و وحى الهى مبانى و انگيزه‏هاى مبارزه و حركت سياسى مسلمانان را شكل مى‏داد و تفكر سياسى قرآن محور همه‏ى نهضت‏ها و قيام‏هاى اسلامى بوده و در حقيقت قرآن هسته‏ى مركزى حيات سياسى مسلمانان را تشكيل مى‏داد.
بر اين اساس آيات بى شمارى از قرآن الهام بخش مبارزات و حركت‏هاى سياسى بوده، آياتى از قبيل:اصل امامت، اطاعت از رهبرى، پرهيز از اختلاف، دعوت به اتّحاد و تشكيل امّت واحده، اصل خلافت، ايثار و جهاد، هجرت و  شهادت، قتال با كفّار و مشركان و برائت از آنان، اصل امربه معروف و نهى از منكر، نفى سلطه‏ى كفّار، مقابله به مثل، نفى ظلم و ستم، حمايت از مستضعفان و لزوم مبارزه با مستكبران و اصل مبارزه‏ى دايمى بين حق و باطل و... ؛ كه ما براى رعايت اختصار به توضيح چند مورد مى‏پردازيم.

الف) اصل ظلم‏زدايى (نفى ظلم و ستم):

قرآن در تأكيد بر ضرورت ظلم‏زدايى از جامعه‏ى بشرى و صحنه‏ى فعّاليت‏هاى اجتماعى انسان‏ها، از خدا آغاز مى‏كند و خدا را مبرّا از ظلم مى‏داند و براى ظلم هيچ گونه جايى در نظام آفرينش قايل نمى‏شود: « انّ اللّه‏ لايظلم مثقال ذرّة»(1) همانا خداوند ذرّه‏اى به انسان‏ها ظلم نمى‏كند. « و انّ اللّه‏ ليس بظلاّم للعبيد»(2) خداوند هرگز در حقّ بندگان خود ستم نمى‏كند. و ظلم‏زدايى از جامعه‏ى بشرى را مسؤوليت اجتناب ناپذير انسان بر عهده‏ى خود او مى‏نهد؛ و نه تنها ظلم كردن را منع مى‏كند، بلكه پذيرش ظلم و را نيز محكوم مى‏كند؛ يعنى همان طورى كه ظلم كردن در منطق قرآن زشت و قبيح است، پذيرفتن ظلم نيز زشت و قبيح مى‏باشد و براى آن مجازات سختى قايل مى‏شود: «لاتظلِمون و لاتُظلَمون»(3) نه ظلم بكنيد و نه زير بار ظلم برويد. و اين ظلم زدايى شامل همه‏ى قلمروهاى حيات بشرى از جمله قلمرو رابطه‏ى انسان با خدا و با خويشتن و با ديگران و جامعه مى‏باشد. در قرآن متجاوز از دويست و پنجاه آيه در زمينه‏ى ظلم زدايى و محكوم نمودن ظلم و بيان آثار و پيامدهاى آن آمده است.
از لحاظ آثار وضعى، ظلم از كفر بدتر است، به همين منظور تأكيد احاديث بر ثبات و پايدارى نظام سياسى مبنى بر عدم ظلم، گوياى اين امراست: «الملك يبقى مع الكفر ولا يبقى مع الظلم» حكومت و پادشاهى با كفر قابل بقاء است امّا با ظلم دوام و بقاء ندارد. بنابراين يكى از ريشه‏هاى عقيدتى انقلاب اسلامى مبارزه با ظلم و ستمِ رژيمِ پهلوى بوده كه ملّت ايران با الهام از اين اصل قرآنى اين قيام را به وجود آورد.

1. نساء، آيه 40.
2. آل عمران، آيه 182.
3. بقره، آيه 279.

ب) اصل خلافة اللّهى

از ديدگاه قرآن انسان خليفه‏ى خدا در زمين و عهده دار استقرار حاكميت خدا و وارث نهايى زمين و حكومت در آن است. انسان موظّف است خصايص و شرايط لازم را براى احراز اين مسؤوليت بزرگ كسب كند و از همه‏ى امكانات مادّى و معنوى كه خداى در اختيار وى نهاده است بهره بگيرد.
خداوند ضمن آن كه اراده‏ى خود را بر جعل خلافت بشر بيان كرد: « واذ قال ربّك للملائكة انّى جاعلٌ فى الارض خليفة...»(1) و زمانى كه خداوند به ملائكه فرمود همانا من انسان را به عنوان خليفه و جانشين خود در روى زمين قرار دادم، شرط نيل به آن را نيز متذكّر شده است «وعداللّه‏ الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم فى الارض»(2) خداوند وعده داد كسانى كه به او ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند را خليفه‏ى خود در روى زمين قرار دهد. حُسن فاعلى يعنى ايمان و حُسن فعلى يعنى عمل صالح دوشرط جانشين خدا شدن در روى زمين است، و به دنبال آن وظيفه‏ى جانشين را نيز بيان فرمود: « يا داود انّا جعلناك خليفةً فى الأرض فاحكم بين الناس بالحق...»(3) اى داود ما ترا جانشين خود در روى زمين قرار داديم پس در بين مردم حكم به حق بنما.
بنابراين در انديشه‏ى اسلامى، يك مسلمان زمانى از فرمان حكومت پيروى مى‏كند كه واجد شرايط اين جايگاه باشد؛ و در صورت عدم شايستگى، وظيفه‏ى اسلامى حكم مى‏كند كه براى ايجاد حكومتى قيام كنند كه حاكم آن داراى شايستگى استقرار حاكميت الهى در روى زمين باشد.

ج) اصل نفى سبيل

1. بقره، آيه 30.
2. نور، آيه 55.
3. ص، آيه 26.

براساس اين آيه‏ى شريفه «لن يجعل اللّه‏ للكافرين على المؤمنين سبيلاً»(1) «خدا هيچگاه براى كافران نسبت به اهل ايمان راه تسلّط باز نخواهد نمود»، اراده‏ى تشريعى خداوند براين تعلّق گرفته كه مسلمانان زير سلطه‏ى كفّار نروند، لذا جهت‏گيرى قوانين اسلام هم در همين راستا مى‏باشد. برهمين اساس، هر اقدام يا تعهّد و قراردادى كه موجب شود كفّار بر مسلمانان مسلّط شوند ضمن آن كه حرام است،باطل بوده و ارزش حقوقى ندارد. و مبارزه‏ى مسلمانان با استبداد داخلى و سلطه‏ى خارجى در طول تاريخ براساس همين اصل قابل توجيه و تفسير است.
اين اصل قرآنى در تاريخ سياسى مسلمانان، به ويژه در تاريخ معاصر نقش تعيين كننده‏اى داشته است و اين اصل است كه ضامن استقلال سياسى مسلمانان مى‏باشد. مبارزه با اعطاى امتياز تنباكو توسّط ميرزاى شيرازى و موضع‏گيرى امام خمينى قدس‏سره در برابر كاپيتولاسيون در سال 1342 ه.ش مبتنى بر همين اصل بود و هر دو رهبر نهضت در مبارزه‏اشان به اين اصل تصريح و تأكيد نموده‏اند. بنابر اين با توجّه به اصل نفى سبيل هرگونه پيمان، معاهده و يا قراردادى كه موجب سلطه‏ى بيگانه بر كشور اسلامى شود ممنوع مى‏باشد. و رژيم مستبد و ديكتاتورى محمّدرضا پهلوى به سبب عدم جايگاه مردمى، به دول بيگانه وابسته بوده و در اين راستا با دادن امتيازات و بستن قراردادها و معاهده‏ها، تسلّط بيگانه و آمريكايى‏ها را بر جامعه‏ى اسلامى فراهم نموده و قيام مردم مسلمان ايران عليه رژيم وابسته پهلوى به منظور خروج از زير سلطه‏ى كفّار و دولت‏هاى استعمارى و عمل به قوانين اسلامى و اصول قرآنى محسوب مى‏شود.

1. نساء، آيه 141.

د) اقامه و توسعه عدل و قسط

در قرآن كريم آمده است كه هدف اصلى پيامبران، تربيت انسان‏ها و تهذيب آن‏ها ست؛ امّا شرط لازم آن اقامه‏ى قسط و اجراى عدالت است. زيرا انتظار پاكى و عبادت خداوند در محيط آلوده و در فضاى آكنده از بى‏عدالتى به منزله‏ى كوبيدن بر آهن سرد است. به همين منظور خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد:«لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط».(1) همانا ما پيامبران خود را با ادلّه و معجزات فرستاديم و بر ايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم اقامه‏ى عدالت و قسط كنند.
بنابراين يكى از وظايف مسلمانان نيز تلاش در جهت اجرا و گسترش قسط و عدل است و يك مسلمان بايد در هر زمانى با بى عدالتى‏ها مبارزه كند. و اين اصل در مبارزه و جنبش‏هاى اسلامى در طول تاريخ يك اصل محورى بوده است.
حضرت على عليه‏السلام كه اوّلين پيشواى شيعه بوده مظهر و مجسمه‏ى عدالت بوده و به خاطر برقرارى عدالت كشته شده؛ «قتل في محرابه لشدّة عدله» و حضرت مهدى(عج) كه آخرين پيشواى شيعه مى‏باشد نيز هدف حكومت جهانى‏اش برقرارى عدل است «الذي يملاء الارض عدلاً و قسطا بعدما ملئت ظلما و جورا».
بدين سبب مردم مسلمان ايران با توجّه به اين اصل، عليه رژيم ستمگر پهلوى كه عامل تبعيض و بيدادگرى و مانع ايجاد عدالت در جامعه اسلامى بود، قيام نموده و خواستار نظام مبتنى بر عدالت بودند.پس اين اصل قرآنى به عنوان يكى از زمينه‏هاى فكرى و اعتقادى انقلاب ملّت مسلمان ايران عليه رژيم پهلوى محسوب مى‏شود.

1. حديد، آيه 25.

ذ) تشكيل امت واحده و حكومت واحد جهانى

گرايش به وحدت و يكپارچگى و حاكميت قانون واحد بر همگان، همواره در ميان بشر وجود داشته است. تشكيل سازمان‏هاى بين المللى، تدوين منشور ملل متّحد، همچنين پديده‏ى نظم نوين جهانى، نظريه‏ى دهكده‏ى جهانى، مسأله‏ى جهانى شدن و سياست همگرايى در همين راستا قرار دارد. گرچه طرّاحان اين نظريه‏ها هدف استعمارى و استكبارى دارند. قرآن كريم نه تنها مسلمانان را كه همه‏ى انسان‏ها را امّت واحد مى‏داند و دعوت به وحدت مى‏كند و انسان‏ها را على‏رغم عوامل اختلاف‏انگيز و تمايزها و تفاوت‏هايى كه ميان آن‏ها حكم فرماست مجموعه‏اى همگرا و همگون و متشكّل و چون كاروانى منسجم و در حال حركت به سوى هدف واحد تلقّى مى‏كند و او را به يك سازماندهى فراگير دعوت مى‏نمايد؛ «و ما كان الناس الاّ امّة واحدة فاختلفوا»(1) همه‏ى انسان‏ها امّت واحدى بودند سپس اختلاف در بين آن‏ها به وجود آمد.
بر اساس اين اصل مسلمانان موظّفند تا زمينه‏ى تحقق «امّت واحده» و حكومت واحد جهانى را فراهم نموده و با ستمگران و طاغوتيان كه مانع اين امر هستند به مبارزه برخيزند و انقلاب اسلامى ايران با الهام از اين اصل با حكومت طاغوت پهلوى مبارزه نموده و خواستار حكومتى بودند كه جامعه‏ى اسلامى را به وحدت و پكپارچگى برساند.

ر) مبارزه‏ى مداوم بين حق و باطل

مبارزه‏ى دايمى بين دو جريان حق و باطل همواره در طول تاريخ بشر بوده است و پيكار بى‏امان انبياى الهى در مقابل طاغوت زمان خود بر اساس همين اصل بوده است. مبارزه‏ى ابراهيم با نمرود، موسى با فرعون و محمّد با ابوجهل و ابولهب؛ در قرآن كريم آمده است:
«و يريد اللّه‏ أن يحقّ الحق بكلماته و يقطع دابر الكافرين. ليحقّ الحق و يبطل الباطل».(2) و خداوند اراده مى‏كند كه صدق سخنان حق را ثابت گرداند و از بيخ و بن ريشه‏ى كافران را بركند تا حق را محقق و پايدار كند و باطل را محو نمايد.
و در آيه‏ى ديگر نيز مى‏فرمايد:
«و يمح اللّه‏ الباطل و يحقّ الحق بكلماته».(3) خداوند باطل را نابود مى‏كند و حق را پايدار و مستقر مى‏سازد.

1. يونس، آيه 19.
2. انفال، آيه 7 و 8.
3. شورى، آيه 24.

اين اصل تابلويى است براى هر مسلمانى كه بايد در هر زمان و مكان اهل حق باشد و از حق دفاع كند و براى استقرار حكومت حق بكوشد و با باطل و حكومت باطل مبارزه نمايد.

ز) اصل حاكميت الهى

بر اساس آيه‏ى قرآن «ان الحكم الاّ للّه‏»(1) حقّ حاكميت در جامعه‏ى بشرى از آن خداست و حاكميّت حقى است الهى كه از ربوبيت و هدايت خداوندى ناشى مى‏گردد. كسانى كه از جانب وى مجازند و حق حكومت و زمامدارى مردم را دارند انبياى الهى و امامان معصوم‏اند و در شرايطى كه معصومان در جامعه حضور ندارند بر عهده‏ى كسانى است كه داراى شرايطى‏اند كه معصومان از پيش به امر خدا تعيين كرده‏اند.
لزوم اجراى قوانين اسلامى به خاطر كامل بودن و جاودانه بودن احكام آن و ماهيّت احكام اسلامى، نياز به حكومت اسلامى را ثابت مى‏كند كه بدون آن احكام اسلامى تحقق پيدا نمى‏كند.
انقلاب اسلامى ايران با الهام از اصل حاكميت الهى، جهت از بين بردن حاكميت طاغوت و برقرارى حاكميت الهى و تشكيل حكومت اسلامى شكل گرفت تا قوانين اسلامى در اين كشور اجرا گردد.

س) اصل جهاد و مبارزه در راه خد

جهاد يكى از مهم‏ترين اصول قرآنى است كه مسلمانان با الهام از اين اصل مبارزات عليه ظالمان و ستمگران را درطول تاريخ شكل مى‏دادند. خداوند در قرآن به مسلمانان اجازه داد هر وقت مورد ظلم و تعدّى قرار گرفته‏اند، دست به جهاد و قيام مسلّحانه بزنند. «أذن للذين يقاتلون بأنّهم ظلموا»(2) اجازه داده شده كسانى كه به آن‏ها ظلم شده مبارزه و جهاد كنند.
سراسر زندگى انبياى الهى و معصومان و اولياى خدا جهاد در راه خدا بوده است و انقلاب اسلامى ايران در حقيقت مبارزه و جهاد عليه حكومت ظالم و جاير پهلوى بوده است.

1. يوسف، آيه 40.
2. حج، آيه 39.

ش) حمايت از مستضعفان و مبارزه با مستكبران

يكى از اصول قرآن در مبارزه، حمايت از مستضعفان در مقابل مستكبران است.
«و ما لكم ان لا تقاتلون فى سبيل اللّه‏ و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليّا و اجعل لنا من لدنك نصيرا»(1) چرا در راه خدا جهاد نمى‏كنيد در صورتى كه جمعى ناتوان از مرد و زن و كودك دايم مى‏گويند بار خدايا ما را از اين شهرى كه مردمش ستمكارند بيرون آور و از جانب خود براى ما بيچارگان ياورى قرار ده.
بر اساس اين آيه‏ى قرآن همه‏ى مسلمانان موظّفند براى حمايت و دفاع از مستضعفان عالم قيام كنند و به كمك و يارى آن‏ها در مبارزه عليه مستكبران بشتابند. حمايت مردم ايران از مردم مسلمان و بى‏دفاع بوسنى و هرزگوين، فلسطين و لبنان و افغانستان و تمام جنبش‏هاى رهايى بخش دنيا از مسلمان و غير مسلمان بر اساس همين اصل قرآنى است. و انقلاب اسلامى ايران براى حمايت از مستضعفان و مبارزه با مستكبران شكل گرفته و اين اصل را همواره استمرار خواهد بخشيد و از هر نهضت و جنبشى كه در عالم عليه ظالمان و ستمگران و مستكبران شكل بگيرد، حمايت و دفاع خواهد نمود.

1. نساء، آيه 75.

ص) اصل نظارت همگانى

يكى از مهم‏ترين خصوصيات مسلمانان كه آنان را از ديگر ملّت‏ها متمايز مى‏گرداند، اصل نظارت همگانى است. نقش هر مسلمان در تعيين سرنوشت جامعه‏اش و بازتابى كه اعمال ديگران در سرنوشت او دارد و تعهّدى كه بايد در پذيرش مسؤوليت‏هاى اجتماعى داشته باشد، ايجاب مى‏كند كه وى ناظر و مراقب همه‏ى امورى باشد كه در اطراف او مى‏گذرد، «كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيته» و «من اصبح و لم يهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم» بر اساس اين اصل كه تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر از آن ياد مى‏شود، فعّاليت سياسى و اجتماعى هر شخص، جزيى از مجموعه‏ى تلاش‏هاى زندگى اجتماعى وى مى‏باشد. قرآن كريم ضمن معرّفى مسلمانان به عنوان برترين امت، استدلال مى‏كند كه شما امر به معروف و نهى از منكر را انجام دهيد و به خداوند ايمان داشته باشيد.
«كنتم خير امّة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون باللّه‏».(1) شما بهترين امّت هستيد چرا كه امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و به خداوند ايمان داريد.
اهميّت اين اصل و نقش آن در سالم نگه داشتن روابط اجتماعى تا آن‏جاست كه اين وظيفه پيش از ايمان به خدا بيان شده است.
بنابر اين اصل، مسلمانان موظّفند از هر گونه انحراف و كجروى در جامعه جلوگيرى كرده و در صورت لزوم به جهاد و مبارزه برخيزند. بر اين اساس اين اصل يكى از مهم‏ترين زمينه‏هاى فكرى و اعتقادى انقلاب اسلامى بوده و استمرار حكومت اسلامى و سالم ماندن جامعه اسلامى از فساد و فحشا به اجراى اين اصل بستگى دارد و اگر اين اصل ترك بشود دوباره اشرار بر جامعه‏ى اسلامى مسلّط خواهند شد.

1. آل عمران، آيه 110.

 

تلخيص و نتيجه‏گيرى

از مطالب و آيات ياد شده نتايج زير به دست مى‏آيد:
1. قرآن به عنوان قانون انقلاب اسلامى سهم اصلى را در تبيين تفكّرات سياسى مسلمانان و مبارزات آن‏ها داشته است.
2. دستورهاى ياد شده تنها يك سرى عناوين آرمانى نيستند بلكه حقايقى‏اند كه قابل اجرا و تحقق‏اند و مسلمانان بايد اين دستورات الهى را اجرا كنند يا زمينه‏ى تحقّق آن را فراهم آورند.
3. بسيارى از عناوين ياد شده، يا زمينه ساز تشكيل حكومت اند يا جز با تشكيل حكومت مقتدر اسلامى قابليت اجرا ندارند و اين خود دليلى بر دخالت دين در امور سياسى است و اين نيز اختصاص به زمان خاصّى ندارد.
4. از آيات مذكور اين نتيجه‏ى بنيادى نيز به دست مى‏آيد كه رسالت قرآن كريم و مقرّرات اسلام ايجاد محيطى سالم و به دور از هر گونه ظلم و اجحاف و فساد و تباهى است تا در پرتو آن بندگان خدا بتوانند راه كمال را بپيمايند.
5. تمام اصول ياد شده ريشه‏هاى فكرى و اعتقادى مسلمانان را شكل مى‏دهد و ملّت مسلمان ايران با الهام از اين اصول و آيات قرآنى اين انقلاب عظيم اسلامى را عليه يكى از حكومت‏هاى ظالم، ستمگر، مستبد و وابسته شكل دادند و بر اساس آرمان و تفكّرات قرآنى حكومت اسلامى را به وجود آوردند تا معارف اسلامى تبيين و احكام نورانى شريعت اسلامى اجرا گردد.

 
2. ريشه‏هاى عقيدتى انقلاب اسلامى در مكتب تشيّع

از آنجا كه پايگاه و خاستگاه اين انقلاب در ايران و مركز تشيّع است؛ لذا مبانى فكرى شيعه قطعاً نقش انكارناپذيرى در تحقّق آن داشته است.
بدون ترديد حقيقت و روح تشيّع همان اعتقاد به خلافت على عليه‏السلام و امامت بلافصل آن حضرت و فرزندان معصوم آن بزرگوار است كه برخاسته از متن قرآن و بخشى از سنّت خداوند در هدايت بشر بود و نيز مولود طبيعى اسلام است. اين مطلب با سه تقريب بيان مى‏شود:

1. نياز مستمر بشر به هدايت الهى

بشر به اقتضاى آفرينش خود (علاوه بر هدايت تكوينى كه همه‏ى موجودات از آن برخوردارند) نياز به هدايت تشريعى نيز دارد. خداوند متعال به وسيله‏ى قرآن كريم(1) و تعيين و نصب امام، متكفّل بر آوردن اين نياز است.
در قرآن كريم، ضمن بيان مطالب ياد شده، شرايط امام و فلسفه‏ى جعل امامت نيز تصريح شده است.
پرفسور هانرى كربن، بيان مى‏دارد:
«به عقيده‏ى من تشيّع تنها مذهبى است كه رابطه‏ى هدايت الهيّه را ميان خدا و خلق براى هميشه نگه داشته و به طور استمرار و پيوستگى ولايت را زنده و پابرجا مى‏دارد. مذهب يهود نبوت را كه رابطه‏اى است واقعى ميان خدا و عالم انسانى در حضرت كليم ختم كرده... نصارى در حضرت مسيح متوقّف شده و اهل سنّت از مسلمانان نيز در حضرت محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله توقّف كرده و تنها تشيّع است كه نبوّت را با حضرت محمّد ختم شده مى‏داند ولى ولايت را كه همان رابطه‏ى هدايت و تكميل مى‏باشد، بعد از آن حضرت و براى هميشه زنده مى‏داند...».(2)

2. تعيين و نصب امام، عهد دايمى خداوند

پس از آزمودن حضرت ابراهيم عليه‏السلام به انواع امتحانات، خداوند به عنوان بالاترين درجه (بالاتر از مقام نبوت و رسالت) فرمود:(3) من تو را امام قرار دادم، ابراهيم عليه‏السلام پرسيد: از ذرّيه‏ى من هم؟ خداوند در پاسخ به ابراهيم نفى مطلق نكرد، بلكه فرمود: عهد من به ستمگران نمى‏رسد.(4) بنابراين، تعيين امام بر عهده‏ى خداوند است و اختصاص به زمان خاص ندارد. بديهى است، اگر بناست امامت پس از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز ادامه پيدا كند كسى جز على عليه‏السلام چنين شايستگى را ندارد. به عبارت ديگر، امام چون منصوب خداوند است، خداوند نيز مى‏داند چه كسى را به اين مقام برگزيند و دلايل مختلف قرآنى و روايى ثابت مى‏كند كه على عليه‏السلام براى اين مقام برگزيده شد.

1. طه، آيه 50.
2. طباطبايى، سيد محمّدحسين، ظهور شيعه، ص 5 ـ 6.
3. رجوع كنيد به: علاّمه طباطبايى، سيد محمّدحسين، الميزان فى تفسيرالقرآن، ج 1، ص 278.
4. بقره، آيه 124.

3. مبهم رها نكردن سرنوشت امّت از سوى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در شبه جزيره‏ى عربستان نهضتى را پديد آورد كه هدف آن تبديل انسان جاهلى به انسان اسلامى بود. از سويى هر چند رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در مدّت كوتاه تشكيل جامعه‏ى اسلامى در مدينه، موفّقيّت‏هاى چشمگيرى كسب كرده بود، امّا راه بسيار طولانى بود كه قطعاً بايد ادامه مى‏يافت. از سويى ديگر، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پيشاپيش، در سال دهم هجرى در جريان حجّة‏الوداع از مرگ خود خبر داد، حال سؤال اين است كه آيا آن حضرت آينده‏ى رسالت و سرنوشت امّتش را بلاتكليف و مبهم گذاشت، يا آن را به تصميم شوراى بزرگان مهاجر و انصار واگذار كرد، يا خود شخصاً به تعيين جانشين پرداخت؟ دلايل مختلف فرض اخير را ثابت مى‏كنند. فرض اوّل باطل است، زيرا مبهم گذاشتن آينده‏ى رسالت و سرنوشت امت يا ناشى از عدم احساس خطر است يا ناشى از بى‏تفاوتى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نسبت به سرنوشت امت اسلامى است و هر دوفرض باطل است.
فرض دوم هم باطل است؛ زيرا اگر بنا بود خلافت به شورا واگذار شود پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بايد تمرين عملى مى‏داد تا سابقه‏ى ذهنى براى مسلمانان ايجاد شود. به ويژه اين كه تعيين رهبرى به صورت شورايى هيچ سابقه‏اى در آن زمان نداشت.
بنابراين، تنها راه باقى مانده پيش روى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله همان تعيين جانشين پس از خود از طريق انتصاب شد و شيعه جز اين نمى‏گويد، از اين رو تشيّع استمرار و مولود طبيعى اسلام است.(1)

1. ر.ك: صدر، سيّد محمّدباقر، تشيّع مولود طبيعى اسلام، ترجمه على حجتى كرمانى، كانون پژوهش‏هاى اسلامى، ص 21 ـ 80.

 

تشيّع و انقلاب

از روزى كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله على و شيعيانش را گروه رستگاران ناميد(1) و مبارزانى همچون سلمان، مقداد، ابوذر، عمار، حجر بن عدى و ديگران به نام شيعه و پيروان على عليه‏السلام شهرت يافتند، تشيّع به صورت مكتبى انقلابى پرچم رسالت خونبار جهاد و مبارزه عليه ظلم و خودكامگى را بر دوش گرفت و متقابلاً حكّام مستبد، نيز پيوسته در صدد نابودى و قلع و قمع شيعيان بوده‏اند، تا آن‏جا كه امروز كمتر جايى را مى‏توان يافت كه شهيدى از سلاله‏ى امام حسن مجتبى عليه‏السلام امام زين‏العابدين عليه‏السلام ، امام كاظم عليه‏السلام و ديگر ائمه عليهم‏السلام در آن دفن نشده باشد. چنانچه از امام باقر عليه‏السلام نقل شده است:
«شيعيان ما در هر شهر و ديارى كشته مى‏شوند و دست‏ها و پاهايشان به خاطر گمانى بريده مى‏شود و هر كس يادى از دوستى ما كند يا زندانى مى‏شود يا مالش به تاراج مى‏رود يا خانه بر سرش خراب مى‏شود».(2)
به هر تقدير، انقلاب اسلامى در كشورى به وجود آمده است كه از يك سو مركز رقابت‏هاى قدرت‏هاى استعمارى شرق و غرب بوده و از جانب ديگر، مركز شيعيان و پيروان اهل بيت پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏باشد كه خود از خصوصياتى برخوردارند كه پيوسته بالنده بانشاط و در صحنه‏هاى سياسى فعّال‏تر و موفّق‏تر از پيروان ديگرمذاهب اسلامى مى‏باشند. لذا بدون آشنايى با ويژگى‏هاى تشيّع، دستيابى به زمينه‏هاى فكرى انقلاب اسلامى دشوار خواهد بود.

1. سيوطى، جلال الدين، درّالمنثور، ذيل آيه‏ى «اولئك هم خيرالبريّة»؛ والذي نفسي بيده انّ هذا و شيعته هم الفائزون يوم القيمة.
2. ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغه، ج 3، چاپ رحلى، ص 15.

ويليام وات (نويسنده‏ى غربى) در اين زمينه چنين مى‏گويد:
«انديشه‏ى سياسى در ايران از تشيّع متأثّر است و بدون شناخت آن نمى‏توان به زمينه‏هاى فكرى اين انقلاب دست يافت، قيام امام حسين عليه‏السلام اعتقاد به امامت و مسأله‏ى انتظار از جمله ويژگى‏هاى تشيّع‏اند كه در انديشه سياسى شيعه، نقش مهمّى ايفا مى‏كنند».(1)
تدا اسكاچپول در اين زمينه مى‏گويد:
«اسلام شيعه هم از نقطه نظر سازمانى و هم از لحاظ فرهنگى، براى ايجاد انقلاب ايران عليه شاه، نقش حياتى را به عهده داشت. روحانيون راديكال شده كه تابع آيت‏اللّه‏ خمينى[ قدس‏سره ] بودند، عقايد سياسى‏اى را تبليغ مى‏كردند كه شاه را زير سؤال مى‏برد. سپس شبكه‏ها، روش‏هاى اجتماعى و اسطوره‏هاى اصلى شيعه به ايجاد هماهنگى در نهضت توده‏اى شهرى، و خلق اراده‏ى اخلاقى در آن براى مقاومت در مقابل اختناق و سركوب مسلّحانه، كمك نمودند. همه‏ى اينها بدين معنا بود كه يك بخش بسيار سنتى از زندگى ايران ارايه كننده‏ى منابع سياسى حياتى براى شكل دادن به يك نهضت انقلابى با چهره‏ى بسيار مدرن بود».(2)
حامد الگار در كتاب انقلاب اسلامى درصدد اثبات پيوستگى فكرى انقلاب با مكتب تشيّع است و از اين نظر انقلاب ايران را داراى ريشه‏ى عميق مى‏داند. بنابراين مكتب تشيّع نقش اساسى را در شكل‏گيرى انقلاب اسلامى ايران ايفا نموده است. امّا نكته‏ى مهم آن است كه چه خصوصيات و ويژگى‏هايى در مكتب تشيّع وجود دارد كه همواره اين مكتب و پيروان آن را در طول تاريخ در يك وضعيت انقلابى قرار مى‏دهد؟ در قسمت بعدى به اين بحث خواهيم پرداخت.
 

مهم‏ترين خصوصيات و ويژگى‏هاى تشيّع

«يكى از ويژگى‏هاى ذاتى تشيّع،از آغاز تا كنون، مقاومت و قيام در برابر ديكتاتورى و ظلم است كه در تمامى تاريخ شيعه به چشم مى‏خورد».(3)

1. مأخذشناسى انقلاب اسلامى، چاپ معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى.
2. تدا اسكاچپول، همان، ص 205.
3. امام خمينى قدس‏سره ؛، صحيفه‏ى نور، ج 4، ص 188.

در اين قسمت از بحث به مهم‏ترين خصوصيات و ويژگى‏هاى مكتب شيعه مى‏پردازيم كه در حركت‏هاى سياسى و روحيه‏ى انقلابى پيروان اين مكتب، در طول تاريخ مؤثّر بوده است. در نتيجه اين روحيات و ويژگى‏ها در سرزمينى مثل ايران(كه بيش از 90% از جمعيّت آن معتقد به اين مكتب هستند) تأثير به سزايى داشته است و از بُعد اعتقادى و انديشه‏ى سياسى نيز انگيزه‏ى بسيارى از قيام‏ها و مبارزات ضدّ استبدادى و ضدّ استعمارى درتاريخ گذشته‏ى كشور و به خصوص در تاريخ معاصر و به ويژه حركت انقلاب اسلامى ايران بوده است.

1. اصل امامت

اساسى‏ترين خصوصيت تشيّع، اعتقاد به اصل امامت است. در فرهنگ سياسى اسلام امامت به آن نوع سياست و رهبرى گفته مى‏شود كه براساس ايدئولوژى الهى و متّكى بر وحى، براساس موازين و ارزش‏هاى اسلامى، كليه‏ى روابط انسانى را در بر مى‏گيرد و بنيادها، نهادها، روابط اجتماعى، آرا و عقايد، فرهنگ، اخلاق، بينش‏ها، سنّت‏ها، خواسته‏ها و به طور كلى ارزش‏ها و همه و همه در راه تعالى و رشد فرد و جامعه هدايت مى‏شوند؛ وامام به انسان كاملى گفته مى‏شود كه علاوه بر آن كه خود از همه‏ى بندها رهيده، ساربان كاروان حركت انسانى باشد و امّت را از آن چنان نظام سياسى، اجتماعى و اقتصادى و... برخوردار مى‏سازد كه براى تحوّل و تكامل هرچه بيشتر و سريع‏تر طبق موازين الهى آماده گردد. بدين سان رهبرى در نظام امامت داراى بار اعتقادى و انقلابى بوده و با سكون و ايستايى سازگار نيست.
لذا به عقيده‏ى شيعه هر حكومتى كه در رأس آن امام معصوم يا نايب آن (فقيه عادل) نباشد غاصب و ظالم است و هم چنان كه امامان معصوم عليهم‏السلام خود در برابر حكومت‏هاى غاصب ايستادند و مبارزه كردند شيعيان نيز با تبعيت از سيره‏ى امامان خود در مقابل همه‏ى حكومت‏هاى ظالم و جاير مى‏ايستند و اين اصل و اعتقاد است كه پيوسته شيعه را به اعتراض و جبهه‏گيرى در برابر گروه حاكم وا مى‏دارد و به همين دليل، شيعه در طول تاريخ، به طور مداوم در يك جريان و وضعيت انقلابى به سر مى‏برد و قيام مردم ايران عليه رژيم غاصب پهلوى نيز در همين راستا قرار دارد.

2. اصل تقيه و رازدارى

شيعه در طول تاريخ با شيوه‏ى رازدارى و تقيه سخت‏ترين شرايط را تحمّل كرده و در برابر طوفان‏هاى سهمگين، با گذشتن از گذرگاه شهادت همواره قد بر افراشته است. تقيه و پوشش دادن به شكل مبارزه از چنان اهميّت‏ى برخوردار است كه در روايات اسلامى از آن به عنوان اساس دين و علامت ديندارى ياد شد و فاش كردن اسرار ائمه عليهم‏السلام مورد لعنت قرار گرفته است.
علّت اين كه تقيّه به عنوان يكى از خصوصيات شيعه مطرح شده است اولاً فشارها و تهديدهايى است كه از سوى حكومت‏ها بر عليه شيعه و به منظور نابودى و قلع و قمع آنان صورت مى‏گرفت كه آنان ناچار به اختفا عقيده‏ى خويش و استتار بودند. ثانياً شيعه از همان آغاز به تبعيت از رهبران خود حكّام را غاصب دانسته و مبارزه با ظلم و ستم را سرلوحه‏ى برنامه‏ى خود قرار داده بود؛ چنان كه امام خمينى قدس‏سره فرمود: «يكى از خصلت‏هاى ذاتى تشيّع از آغاز تاكنون مقاومت و قيام در برابر ديكتاتورى و ظلم است كه در تمامى تاريخ شيعه به چشم مى‏خورد».(1)
پيداست هر مبارزه‏اى نياز به استتار و پوشش دارد كه همان تقيّه است. البتّه حكم تقيّه با توجّه به شرايط سياسى و خطر جانى و مالى فرق مى‏كند. هرگاه براى اظهار نظر و دفاع در مورد احكام فرعى، خطر مالى، يا جانى يا عرضى داشته باشد تقيه واجب است و امّا اگر اساس دين در خطر باشد، تقيه حرام است و بايد با نثار جان از دين دفاع كرد؛ چنانچه امام حسين عليه‏السلام قيام نمود و امام خمينى قدس‏سره هم در اين زمينه مى‏فرمايد: «تقيه مربوط به فروع است لذا اگر اصول و حيثيّت اسلام در خطر باشد تقيّه حرام است».(2)
از اين رو اصل تقيه به عنوان يكى از اصول فكرى و ايدئولوژى مكتب تشيّع در مبارزه عليه ظالمان و ستمگران مى‏باشد.

1. امام خمينى قدس‏سره ؛ همان.
2. امام خمينى قدس‏سره ؛ حكومت اسلامى، بى جا و بى تا، ص 200.

3. انتظار فرج

انديشه‏ى دولت واحد و اعتقاد به ظهور يك منجى جهانى يكى از آرمان‏هاى بشر بوده و هست. يهوديان، زرتشتيان، هندويان، برهمائيان، ارمنيان، چينيان و مصريان درعهد باستان چنين اعتقادى داشته‏اند.(1) در غرب نيز چنين انديشه‏اى به صورت‏هاى مختلف وجود داشته و دارد؛ هم به صورت اعتقاد به يك مهدى وجود داشته (به طورى كه تاكنون عدّه‏اى ادّعاى مهدويت كرده‏اند)(2) هم به صورت فلسفى خود را نشان داده است. و بالاخره انديشه‏ى دولت واحد و آرمان بشرى به صورت يك تلاش علمى و سازمان يافته در اعلاميه‏ى جهانى حقوق بشر، يا تشكيل سازمان ملل متّحد توجيه‏پذير است.(3)
امام خمينى قدس‏سره پس از بيان اين نكته كه هدف مشترك همه‏ى پيامبران اجراى عدالت در سراسر عالم است مى‏فرمايد:
«قضيه‏ى غيبت مسايلى را به ما مى‏فهمانداز جمله آن كه تاكنون در ميان بشر كسى نبوده كه عدالت واقعى را در تمام دنيا اجرا كند و خداوند مهدى موعود را ذخيره كرده است براى يك همچون رسالتى».(4)

1. مكارم شيرازى، آية‏اللّه‏ ناصر، مهدى انقلابى بزرگ، قم، هدف، ص 53 ـ 58.
2. همان مدرك، ص 120 ـ 121.
3. حسينيان، سيّد خليل، حقوق بين‏الملل اسلامى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1362، ص 112 ـ 113.
4. آيين انقلاب، گزيده‏ى انديشه و آراى امام خمينى قدس‏سره ؛ مركز نشر آثار امام خمينى.

نقش انتظار

انتظار يكى از حالات نفسانى است كه هم مى‏تواند سازنده باشد و هم مخرّب، برخى با استناد به حديث معروف «يملأ اللّه‏ به الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جورا» همه‏ى اصلاحات و فعّاليت‏هاى سازنده‏ى قبل از ظهور را محكوم به شكست مى‏دانند و مى‏گويند: ما نه تنها نبايد در ايجاد اصلاح بكوشيم، بلكه وظيفه داريم زمينه‏ى ظهور را با دامن زدن به انحرافات و فحشا آماده كنيم؛ در حالى كه چنين برداشت و تفكّرى خلاف مسلّمات اسلام است؛ چون مسأله‏ى امر به معروف و نهى از منكر با اين عقيده در تعارض است. به علاوه اين روايت سند صحيحى ندارد كه امامى مى‏آيد كه دنيا را با توحيد و معنويت پر مى‏كند، بعد از آن كه با كفر و فحشا پر شده باشد، بلكه مى‏گويد: پر از عدل و داد مى‏كند، پس از آن كه پر از ظلم و جور شده است، پيداست ظلم و جور در جايى مطرح است كه مظلومانى وجود داشته باشند.(1) به هر تقدير، نقش سازنده‏ى انتظار را مى‏توان به وجوه ذيل بيان نمود:

الف) اعتراض دايمى، خودسازى و هميارى اجتماعى

انتظار به حالت كسى گفته مى‏شود كه از وضع موجود ناراضى و براى ايجاد وضع بهتر تلاش مى‏كند، از اين‏رو، انتظار مركّب از دو عنصر سلبى و ايجابى است، عنصر سلبى عبارت از نارضايتى از وضع موجود و تلاش به منظور از بين بردن آن و ترك هرگونه همكارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد است. و عنصر ايجابى عبارت است از خودسازى فردى، هميارى اجتماعى و جلب آمادگى‏هاى جسمى و روحى و مادّى ومعنوى براى شكل گرفتن حكومت واحد جهانى امام زمان(عج).
استاد جلال آل احمد در اين زمينه مى‏گويد:
«به اعتقاد شيعه تنها امام غايب شايستگى حكومت دارد و لذا شيعه در مقابل ديگر حكومت‏ها نه تنها الزامى در اطاعت از آن‏ها ندارد بلكه همواره آنان را غاصب و ستمگر مى‏داند».(2)
همچنين پروفسور روژه‏گارودى محقق شهير فرانسوى مى‏گويد:
«در ايران شيعى، امام زمان[عج] يعنى كسى كه همه‏ى مؤمنان را رهبرى مى‏كند، غايب است، مفهوم امام غايب خود در بر دارنده‏ى اصل اعتراض دايمى سياسى است و با اين اصل، تشيّع همواره نقش ضدّ قدرت را ايفا مى‏كند».(3)

1. مطهّرى، مرتضى، قيام و انقلاب مهدى، صدرا، 1357، ص 62 ـ 68.
2. آل احمد، جلال، در خدمت و خيانت روشنفكران، ص 65.
3. آل اسحاق خوئينى، على، اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان، ج 1، دفتر تبليغات اسلامى، 1370، ص 174.

ب) ايجاد اميد و حل نشدن در محيط فساد

زندگى بدون اميد محكوم به مرگ است و هيچ حركتى در آن صورت نمى‏گيرد، انتظار ايجاد اميد مى‏كند و در نهايت حركت و جنبش را در پى دارد، لذا منتظران فرج، هر چند در اقلّيت باشند (نه آن كه همه‏ى افراد بشر فاسد شده باشند) به دليل اميدى كه دارند؛ نه تنها جذب محيط و مرعوب ستمگران نمى‏شوند؛ بلكه براى ايجاد وضع بهتر تلاش مى‏كنند.
دكتر طولوزان (پزشك مخصوص ناصرالدين شاه) در جريان نهضت تنباكو مى‏گويد:
«ما در اين نهضت (تنباكو) درست فهميديم كه معنى و مقوله‏ى فَرَج چيست و اين چنين امرى چگونه به وقوع خواهد رسيد».(1)

4. قيام امام حسين عليه‏السلام و مكتب عاشور

قيام امام حسين عليه‏السلام علاوه بر آن كه درس بزرگى به همه آزاديخواهان جهان داده، انسان‏هاى بى‏شمارى با الهام از اين قيام فداكارى كردند و نهضت‏هاى گسترده‏اى را ترتيب داده‏اند چنانچه گاندى مصلح بزرگ و پيشواى رهايى هند در برابر حسين عليه‏السلام و عاشوراى پر افتخارش تعظيم مى‏كند و خطاب به مردم هند مى‏گويد: «مردم هند! من براى شما چيز تازه‏اى نياورده‏ام، تنها نتيجه‏اى را كه از مطالعات و تحقيقاتم در باره‏ى تاريخ زندگى قهرمانان كربلا دريافت داشتم ارمغان ملّت هند كردم... بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد بايستى از سرمشق حسين عليه‏السلام پيروى كند».(2)

1. ولايتى، على‏اكبر، مقدّمه‏ى فكرى نهضت مشروطيت، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368، ص 133.
2. مجلّه‏ى نور دانش، سال دوم، شماره 3، ص 96.

بزرگداشت اين قيام در ايّام عاشورا نيز، يك مكتب دايمى و همگانى تعليم و تربيت است، كه هر سال ميليون‏ها انسان به طور داوطلبانه و بدون هيچ گونه تشريفاتى در اين بزرگداشت شركت مى‏كنند و براى مظلوميّت آن امام، اشك مى‏ريزند. گويندگان به تبيين مسايل دينى، سياسى و اجتماعى مسلمانان مى‏پردازند و اين خود همواره حضور شيعه را درصحنه‏هاى مختلف حفظ مى‏كند.
تأثير قيام امام حسين عليه‏السلام و بزرگداشت عاشورا در قيام ملّت ايران و اسقاط رژيم شاه بر كسى پوشيده نيست. محرم سال 1342 و سخنرانى حماسى و تاريخى امام در عصر عاشوراى آن سال به ظهور و گسترش نهضت منتهى شد. چنانچه راهپيمايى‏هاى ميليونى عاشورا و تاسوعاى 1357 بود كه عملاً رژيم شاه را سرنگون كرد.
تدا اسكاچپول نظريه پرداز معروف علوم سياسى و متخصّص مسايل انقلاب درباره‏ى نقش و تأثير قيام امام حسين عليه‏السلام و عاشورا در وقوع انقلاب اسلامى ايرانى مى‏گويد:
«اسطوره‏ى بنيادين تشيّع، داستان شهادت مشتاقانه امام حسين عليه‏السلام به دليل موجّه مقاومت عليه خليفه غاصب (يزيد) است... اسطوره‏ى امام حسين عليه‏السلام چارچوبى براى برچسب و واكنش عليه شاه مورد استفاده قرار گرفت و شاه برچسب «يزيد خودكامه و شيطان زمان حاضر» را از آن خود نمود... هم چنين اين نكته حايز اهميّت است كه ايرانيان، حتّى در خارج از مرزهاى بين مؤمنان و غير مؤمنان مى‏توانستند با يكديگر متّحد گردند؛ زيرا اسلام شيعه و يك رهبرى اخلاقى علناً سازش ناپذير، يك كانال ملّى بومى را براى ابراز اپوزيسيون مشترك عليه پادشاهى كه به خارجيان بيش از حد نزديك بود، فراهم آورده بود، حتّى ايرانيان غير مذهبى مى‏توانستند تحت چنين لوايى گرد آيند و آن ايرانيان كه مذهبى و مؤمن بودند، مى‏توانستند در اسطوره‏ى حسين جنبه‏ى الهام بخش شهادت براى مبارزه با اختناق و ظلم را بيابند».(1)

1. تدا اسكاچپول، مقاله‏ى دولت تحصيل‏دار و اسلام شيعى در انقلاب ايران، همان، ص 204.

5. اصل ولايت فقيه و مرجعيت

از آنجا كه مكتب اسلام اختصاص به زمان معيّن ندارد و در زمان غيبت نيز، دسترسى به امام معصوم و رفع مشكل دينى و سياسى از اين طريق ممكن نيست لذا همان بزرگواران فقها را به مردم معرّفى كردند تا مردم در حوادث دهر و شرايط روزگار بتوانند احكام اسلام را از فقهاى آگاه به شرايط زمان و مكان و آشنا به منابع شرعى دريافت كنند. چنانچه امام صادق عليه‏السلام فقها را مرجع و حاكم مردم قرار داده است. و از سويى ديگر، بر اساس بينش اسلامى و نظام امامت، اين مقام در زمان غيبت بر عهده‏ى فقيهان جامع الشرايط است و مردم و همچنين ساير فقها موظّفند به فرمان فقيه كه همان فرمان امام معصوم و خداوند است گردن نهند. و يكى از دستگيره‏هاى شيعه در تاريخ معاصر كه پيوسته آنان را در برابر انواع دسيسه‏هاى استعمارگران حفظ كرده و در جريان پيروزى انقلاب و پس از آن نيز ملّت ايران از بركات آن بهره‏مند شده است مسأله‏ى مرجعيّت تقليد و به ويژه ولايت فقيه مى‏باشد. حكم تحريم ميرزاى شيرازى كه استعمار انگليس را به زانو در آورد در همين راستا بود. بنابراين، با توجّه به اهميّت و جايگاه رهبرى در انديشه‏ى اسلامى و نقش نهاد مرجعيت و رهبرى فقيه در عصر غيبت، بى ترديد يكى از اركان انقلاب اسلامى چه قبل و چه بعد از پيروزى آن رهبرى بوده است؛ لذا شخصيّت برجسته‏ى رهبرى انقلاب (امام خمينى قدس‏سره ) به عنوان مرجعيت تقليد، همراه با مقبوليت مردمى و ديدگاه پوياى ايشان از اسلام، نقش اساسى در پيروزى انقلاب داشت. امام خمينى قدس‏سره با توجّه به جايگاه مرجعيت دينى و ولايت فقيه كه داشت توانست يك بسيج سياسى ايجاد بكند و مردم نيز از اين منظر فرمان او را به عنوان رهبرى سياسى و مرجع دينى اطاعت مى‏كردند.
 

نتيجه‏گيرى

انقلاب ملّت ايران كه در سال 1357 به پيروزى رسيد يك انقلاب اسلامى بود. يعنى محرّك اصلى انقلاب اسلامى از متن اعتقادات دينى مردم بود و اين حركت را بر اساس تكليف شرعى و دينى انجام دادند. براى اين كه بتوانيم اين مطلب را ثابت كنيم، اين مطلب را از دو جهت پى‏گيرى نموديم. يكى اين كه قرآن كتاب قانون انقلاب اسلامى ايران بوده و اصول و آيات قرآنى الهام بخش مردم در مبارزه عليه رژيم ظالم و ستمگر پهلوى بوده است و در اين راستا به اصولى از قرآن كريم استناد شده كه اين اصول همواره در طول تاريخ مسير مبارزه و حركت مسلمانان را روشن نموده است. ظلم ستيزى، خلافة‏اللّهى، نفى سبيل، اقامه و توسعه‏ى عدل و قسط، تشكيل امّت واحد و حكومت واحد جهانى، مبارزه مداوم حق و باطل، حاكميّت الهى، جهاد در راه خدا، حمايت از مستضعفان و مبارزه با مستكبران و اصل نظارت همگانى برخى از آن اصولى است كه قرآن كريم براى پيروان خود ترسيم نموده كه در شرايط خاصّ سياسى و اجتماعى كه قرار گرفتند به تكاليف خود عمل كنند. و از آنجايى كه اين انقلاب در كشور شيعى به وجود آمد، قطعاً تفكّرات شيعى در وقوع انقلاب نقش به سزايى داشته است و نظريات بعضى از دانشمندان علوم سياسى در اين خصوص كه ذكر شد قابل توجّه و دقّت است. مكتب تشيّع داراى اركانى است از جمله: امامت، تقيه، انتظار، قيام امام حسين7 و اصل ولايت فقيه و مرجعيت كه اين اصول هميشه شيعيان را در يك وضعيت انقلابى قرار مى‏دهد و آن‏ها را به مبارزه عليه طاغوت زمان و غاصبان حكومت دعوت مى‏كند. بنابراين، رهنمودهاى قرآن و تفكرات شيعه كه از متن قرآن گرفته شده راهنماى مبارزه‏ى ملّت ايران عليه رژيم پهلوى بوده است.
 

پرسش‏هاى فصل دوم

1. مهم‏ترين ويژگى انقلاب اسلامى ايران چيست؟
2. انقلاب‏ها از نظر ماهيّت به چند دسته تقسيم مى‏شوند؟
3. ريشه‏هاى عقيدتى انقلاب اسلامى در قرآن كريم را نام ببريد.
4. اصل ظلم‏زدايى را تشريح كنيد.
5. اصل خلافة‏اللهى يعنى چه؟
6. اصل نفى سبيل را توضيح داده و دو نمونه از قيام هايى كه در طول تاريخ معاصر با استناد به اين اصل شكل گرفته را نام ببريد.
7. عدالتخواهى يكى از زمينه‏هاى عقيدتى ملّت ايران در انقلاب بود آن را توضيح دهيد.
8. اصل تشكيل امت واحد و حكومت واحد جهانى را توضيح دهيد.
9. انقلاب اسلامى را در پرتو اصل قرآنى «مبارزه مداوم بين جريان حق و باطل» توضيح دهيد.
10. اصل حاكميت الهى چيست؟
11. اصل جهاد و حمايت از مستضعفان و مبارزه با مستكبران را شرح دهيد.
12. اصل نظارت همگانى چيست و نقش آن را در انقلاب اسلامى تبيين كنيد.
13. بالاترين معروف و منكر كه امام حسين عليه‏السلام براى آن قيام كرد و انقلاب اسلامى نيز براى آن به وجود آمد چيست؟
14. از مجموع اصول قرآنى چه نتيجه‏اى مى‏توان گرفت؟
15. حقيقت و روح تشيّع چيست؟
16. چرا پروفسور هانرى كربن شيعه را يك مكتب پويا و زنده مى‏داند؟
17. تعيين و نصب امام بر عهده‏ى چه كسى است؟
18. آيا پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سرنوشت رسالت خويش را مبهم رها كرد؟ فرض‏هاى مختلف را بررسى كنيد.
19. به نظر ويليام وات ويژگى‏هاى تشيّع چيست؟
20. ديدگاه تدا اسكاچپول در مورد نقش مكتب تشيّع در وقوع انقلاب اسلامى ايران را بنويسيد.
21. مهم‏ترين خصوصيات و ويژگى‏هاى تشيّع كه در وقوع انقلاب‏ها و قيام‏هاى شيعى در طول تاريخ نقش مؤثّر داشته است را بنويسيد.
22. جايگاه اصل امامت را در قيام‏ها و انقلابات شيعى تحليل كنيد.
23. موضعگيرى كلى امامان معصوم عليهم‏السلام دربرابر قدرت‏هاى حاكم زمان خود را بنويسيد.
24. تقيّه چيست؟ و جايگاه آن كجاست؟
25. علّت اين كه تقيّه به عنوان يكى از خصوصيات شيعه مطرح شده است، را بنويسيد.
26. انتظار فرج را به عنوان يك آرمان بشرى توضيح دهيد.
27. نقش سازنده‏ى انتظار را بنويسيد.
28. تأثير قيام امام حسين عليه‏السلام را در قيام ملّت ايران بررسى كنيد.
29. نقش قيام امام حسين عليه‏السلام در انقلاب اسلامى ايران را از ديدگاه تدا اسكاچپول بنويسيد.
30. جايگاه اصل ولايت فقيه و مرجعيت را در مكتب شيعه بنويسيد.
31. نقش اصل رهبرى و مرجعيت در انقلاب اسلامى را بيان كنيد.