درس 8

اراده

براى آنكه از مشارطه و مراقبه و محاسبه خود بهترين بهره را ببريم، علاوه بر كيفر دادن نفس و توبيخ آن، بايد اراده خود را تقويت كنيم تا بر عزم خود پايدارى كند و عامل بازدارنده او از خطا، تنها رنجِ كيفر و ملامت نباشد. مقصود از اراده، كيفيتى نفسانى است كه پس از آگاهى انسان از كمال بودن فعلى براى او، و يافتن شوق به آن كمال، پديد مى‏آيد. بنابراين مبادى افعال ارادى انسان عبارتند از: تصور فعل، داورى نسبت به كمال بودن آن و اشتياق به انجام آن. پس از شوق به فعل «اراده» پديد مى‏آيد و سپس فعل ارادى از انسان صادر مى‏شود. با توجه به مبادى مذكور درمى‏يابيم كه برخى مبادىِ فعل ارادى را مى‏توان به اختيار خود تحصيل نمود. («اراده» به عنوان مبدأ اخير فعلِ ارادى، نمى‏تواند فعلِ اختيارى انسان باشد؛ زيرا هر فعل اختيارى مسبوق به اراده است و اگر قايل شويم كه «اراده» فعلى اختيارى است، تسلسل لازم مى‏آيد. برخى از فيلسوفان معتقدند اراده فعل اختيارى نفس است، ولى نفس نسبت به «اراده» فاعل بالقصد نيست، بلكه فاعل بالتجلى است).

1 . سفينة البحار، ماده وعظ.

حال كه مى‏دانيم برخى مبادى تحقق فعل ارادى قابل تحصيل است، مى‏توانيم افعال ارادى خود را با اصلاح مبادى اراده، اصلاح كنيم.
شوق انجام فعل، پس از تصور فعل و اعتقاد به كمال بودن آن حاصل مى‏شود. پس مى‏توان با تصحيح عقايد و ملاكهاى داورى خود درباره كمال بودن يا نبودن افعال، شوق را به سوى افعال خوب متمايل ساخت. همچنين مى‏توان پس از اطلاع از معيارهاى خوبى و بدىِ افعال، شوق را به سوى افعال خوب متمايل نمود. پس از اطلاع از معيارهاى خوبى و بدىِ افعال نيز، بايد بكوشيم در موقعيتهايى كه افعال نادرست اخلاقى را به تصور انسان مى‏آورد واقع نشويم. به اين ترتيب شوق انسان بيشتر به سوى افعال زيبا و شايسته خواهد بود و به تبع آن اراده انسان به افعال قبيح تعلق نخواهد گرفت.
 

ضعف اراده و تقويت آن

ضعف اراده ناشى از ضعف مبادى آن است. كسى كه درك عميقى از كمال بودن يك فعل ندارد، حتى اگر انجام آن فعل را اراده كند، مقاومت او در حفظ اراده اندك خواهد بود. غفلت از ارزش فعل و مقصد نيز اراده را ضعيف مى‏كند. غفلت از ارزش مقصد، موجب مى‏شود انگيزه‏هاى معارض، ارزشمندتر به نظر آيند و انگيزه پى‏گيرى مقصد اصلى را از ميان بردارند.
احساس ناتوانى در رسيدن به مقصد نيز انگيزه پى‏گيرى آن را سست مى‏كند و  اراده را ضعيف مى‏سازد. همچنين كسى كه ارزش فرصت و مهلت رسيدن به مقصد را نمى‏داند، دچار تسويف مى‏شود و به تدريج بى‏انگيزه و سست مى‏گردد.
با توجه به عوامل تضعيف كننده اراده، مى‏توان راههاى تقويت اراده را شناخت. در آيات و روايات، عبارات فراوانى وجود دارد كه توجه به آنها در از ميان بردن عوامل سستى اراده مؤثر است. ناآگاهى و غفلت از كمال بودن و ارزشمندى افعال، با توجه به آثار و نتايج آنها برطرف مى‏شود. افعال نيك افعالى هستند كه انسان را به قرب خداوند نايل مى‏كنند. توجه به محبت و رضايت خداوند نسبت به كسانى كه اعمال صالح را انجام مى‏دهند، ارزشمندى عمل خوب را به ياد مى‏آورد. همچنين توجه به آثار منفى افعال قبيح و خشم خداوند نسبت به مرتكبان آنها، انگيزه مقاومت در برابر گناه را تقويت مى‏نمايد.
انگيزه نيكوكارى، تبعيت از دستورات دينى، تقوا پيشگى، صبر، توكل، دادگرى، عفو، تواضع، صلابت در برابر دشمن و جهاد در راه خدا و ... را مى‏توان با توجه به آيات زير تقويت نمود و اراده و مقاومت را قوت بخشيد:
يا ايها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى الله بقوم يحبهم و يحبونه اذّلة على المؤمنين اعزة على الكفرين يجهدون فى سبيل الله و لايخافون لومةَ لائم؛(1)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى ديگر را مى‏آورد كه آنان را دوست دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامت‏گرى نمى‏ترسند.
«إن الله يحب المحسنين»، «ان الله يحب المتوكلين»، «إن الله يحب المقسطين»، «والله يحب الصابرين».
قال الله هذا يوم ينفع الصادقين صدقهم لهم جنّتٌ تجرى من تحتها الانهار خلدين فيها ابدا رضى الله منهم و رضوا عنه ذلك الفوز العظيم؛(2)

1 . مائده/ 54.
2 . مائده/ 119.

خدا فرمود: «اين روزى است كه راستگويان را راستى‏شان سود بخشد». براى آنان باغ‏هايى است كه از زير [درختان] آن نهرها روان است، هميشه در آن جاودانند. خدا از آنان خشنود است و آنان [نيز] از او خشنودند. اين است رستگارى بزرگ.
آياتى از اين قبيل، انسان را به ارزشمندى افعال آگاه مى‏كند و نيكى آنها را يادآورى مى‏نمايد.
آياتى نيز نادرستى و قبيح بودن افعال را يادآورى مى‏نمايند. آياتى مانند:
«انه لايحب الظالمين»، «ان الله لايحب المفسدين»، «ان الله لايحب الخائفين»، «انه لايحب المعتدين».
آياتى نيز در قرآن وجود دارد كه انگيزه‏هاى معارض با اعمال صالح را از طريق معرفى لذات آخرت و جاودانگى آن تضعيف مى‏كند و در نتيجه، اراده عملِ صالح تقويت مى‏شود:
ادخلوا الجنة انتم و ازواجكم تحبرون * يطاف عليهم بصحاف من ذهب و اكواب و فيها ما تشتهيه الا نفس و تلذّ الاعين و انتم فيها خالدون * و تلك الجنة التى اورثتموها بما كنتم تعملون.(1)و فكهة مما يتخيرون * و لحم طير مما يشتهون * و حورٌ عين * كامثل اللؤلو المكنون * جزاء بما كانوا يعملون.(2)
آياتى هم رنجها و عذابهاى آخرت را بيان مى‏كنند كه اين كار اراده ترك گناه را تقويت مى‏كند:
ألم يعلموا انه من يحادد الله و رسوله فان له نار جهنم خالدا فيها.(3)
قل نار جهنم اشدّ حرا لو كانوا يفقهون.(4)

1 . زخرف / 72 ـ 70.
2 . واقعه / 24 ـ 20.
3 . توبه / 63.
4 . توبه / 81.

ثم انكم ايها الضالون المكذبون * لاكلون من شجر من زقّوم * فمالئون منها البطون * فشربون عليه من الحميم.(1)
راه عملى غلبه بر احساس ناتوانى، اين است كه انسان پس از محاسبه ارزشمندى هدف و برآورد امكانات، از مبادرت به عمل نهراسد و با توكل به خداوند وارد عمل شود. اقدام به عمل تجربه موفقيت را افزايش مى‏دهد و هراس را زايل مى‏كند:
اذا هبت امرا فقع فيه، فانّ شدَّة توقيه اعظم مما تخاف منه؛(2)
چون از كارى مى‏هراسى به آن وارد شو، كه سخت خود را پاييدن، دشوارتر از چيزى است كه از آن مى‏ترسى.
در قرآن كريم نقش شيطان در القاء ناتوانى و ايجاد احساس بدبينى به روشنى ذكر شده است:
الشيطن يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء و الله يعدكم مغفرة منه و فضلاً و الله وسعٌ عليم؛(3)
شيطان شما را از تهيدستى بيم مى‏دهد و شما را به زشتى وا مى‏دارد و خداوند به شما وعده آمرزش مى‏دهد و خداوند گشايش‏گر داناست.
و نيز در نقطه مقابل آمده است:
فاذا عزمت فتوكل على الله ان الله يحب المتوكلين؛(4)
وچون تصميم‏گرفتى بر خدا توكل‏كن زيرا خداوند توكل‏كنندگان رادوست‏دارد.
يكى از كارهاى شيطان براى تضعيف انگيزه و اراده انسان «تسويف» است. شيطان به انسان وعده مى‏دهد كه در آينده فرصت براى توبه و اقدام به عمل وجود دارد، فرصت بسيار است و كوتاهيهاى امروز را مى‏توان فردا جبران كرد، پس نبايد از لذت اكنون گذشت. امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايند:
اياك و التسويف، فانه بحر يغرق فيه الهلكى؛(5)

1 . واقعه/ 54 ـ 51.
2 . نهج‏البلاغه، قصار الحكم 175.
3 . بقره/ 268.
4 . آل عمران/ 159.
5 . الحياة، ج 1، ص 322.

از واگذاردن كار به آينده حذر كن كه اين كار دريايى است كه هلاك‏شدگان در آن غرق مى‏شوند.
امام صادق عليه‏السلام فرموده‏اند:
اياكم و تسويف العمل بادرو به اذا امكنكم؛(1)
از واگذاردن كار به آينده حذر كنيد، هرگاه امكان كارى مهياست اقدام كنيد.
نيز اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرموده‏اند:
عبادالله! الان فاعملوا(2) و الالسن مطلقه، و الابدان صحيحه، و الاعضاء لدفه و المنقلب فسيح و المجال عريض؛(3)
بندگان خدا! اكنون بكوشيد كه زبانها باز است و تن‏ها سالم، و اندامها آماده، و راه بازگشت فراخ و ميدان كار گسترده است.
 

آمادگى و تمرين خودسازى
1 ـ آمادگى

خودسازى، افزون بر مقدمات معرفتى، نيازمند آگاهيهاى روحى است. برخى از عوامل آمادگى روحى را پيش از اين به مناسبتهاى مختلف بيان كرديم. در اين قسمت به دو عنصر مؤثر در آمادگى روحى اشاره مى‏كنيم.
پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود:
إنّ القلوب تصدأ كما يصدأ الحديد، فقيل: يا رسول الله و ما جلاؤها؟ فقال: تلاوة القرآن و ذكر الموت؛(4)
دلها را زنگار مى‏گيرد، همانگونه كه آهن زنگ مى‏زند. پرسيدند: اى پيامبر خدا! جلاى دلها چيست؟ فرمود: تلاوت قرآن و ياد مرگ.
به اميد آنكه تلاوت قرآن زنگار از دلها برگيرد و آمادگى روحى براى خودسازى را فراهم آورد، درباره فضيلت و آداب آن مطالبى را ذكر مى‏كنيم.

1 . همان، ص 321.
2 . در برخى از چاپهاى نهج البلاغه «فاعلموا» آمده است.
3 . همان، ص323 و شرح نهج البلاغه ابن‏ميثم، ج 3، ص 137.
4 . المحجة البيضاء، ج 2، ص 211.

تلاوت قرآن

تلاوت قرآن، غفلت زدا، برانگيزنده، اميدوار كننده است و بهترين راهنماى رسيدن به قرب خداوند است؛ زيرا قرآن پيام خدايى است كه منتهاى آرزوى طالبان است و راه مخلوق تا خدا را هم او مى‏داند و بس.
از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت شده است:
افضل عبادة امتى قراءة القرآن؛(1)
برترين عبادت امت من قرآن خواندن است.
اميرالمؤمنين عليه‏السلام نيز درباره قرآن فرموده‏اند:
واعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الذى لايغش و الهادى الذى لايضل، والمحدث الذى لايكذب و ما جالس هذا القرآن احدٌ الاّ قام عنه بزيادة او نقصان: زيادة فى هدى، او نقصان من عمىً... واعلموا انه شافع مشفَّع و قائل مصدّق؛(2)
و بدانيد كه اين قرآن پندگويى است كه فريب ندهد، و راهنمايى است كه گمراه نكند، و حديث گويى است كه دروغ نگويد، و كسى با قرآن ننشست جز كه چون برخاست افزون شد يا از وى كاست: افزودنى در رستگارى، و كاهش از كورى و بدانيد كسى را كه با قرآن است نياز نباشد، و بى‏قرآن بى‏نياز نباشد. پس بهبودى خود را از قرآن بخواهيد و در سختيها از آن طلب يارى نماييد، كه قرآن بزرگترين درد را درمان است و آن كفر و شرك، و بيراهه و گمراهى است... و بدانيد كه قرآن شفاعت كننده‏اى پذيرفته است و گوينده‏اى گواهى شده.
و انه من شفع له القرآن يوم القيامة شفّع فيه و من محل به القرآن يوم القيامة صدق عليه. فانه ينادى مناد يوم القيامة: "الا ان كل حارث مبتلىً فى حرثه و عاقبة عمله غير حرثة القرآن". فكونوا من حرثته و اتباعه و استدلوه على ربّكم و استنصحوه على انفسكم؛(3)

1 . همان، ص 210.
2 . نهج البلاغه، الخطبه 176.
3 . همان.

قرآن هر كه را در روز قيامت شفاعت كند بپذيرند و آن را كه قرآن سعايت كند در روز قيامت گواهى قرآن را به زيان او گيرند. همانا روز رستاخيز منادى بانگ بر آرد كه: "هر كشتكارى، گرفتار كِشته و نتيجه عمل خويش است جز كشتگران قرآن [در دل]". پس از كشتگران قرآن [در دل] و پيروان آن باشيد و قرآن را دليل گيريد بر شناخت پروردگارتان و آن را نصيحت‏گوى خود شماريد.
قرآن با چنين اوصافى بزرگترين پشتوانه روحى، علمى و عملى مسلمانان حقيقى است و كسى كه با قرآن مأنوس شود و حق آن را ادا كند، با اطمينان و اعتماد به راه قرآن مى‏رود، و از راه باز نمى‏ماند و از هيچ مانعى هم نمى‏هراسد. امام سجاد عليه‏السلام فرمود:
لو مات من بين المشرق والمغرب لما استوحشت بعد ان يكون القرآن معى؛(1)
اگر همه مردم عالم بميرند چون قرآن با من باشد وحشت نخواهم كرد.
از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است:
ان البيت اذا كان فيه المرء المسلم يتلو القرآن يتراءه اهل السماء كما يتراءى اهل الدنيا الكوكب الدرى فى السماء؛(2)
خانه‏اى را كه مسلمانى در آن قرآن تلاوت مى‏كند ساكنان آسمان همانگونه مى‏بينند كه اهل دنيا ستاره درخشان را در آسمان مى‏بينند.
براى تلاوت قرآن آدابى ظاهرى ذكر شده است؛ مانند اينكه تلاوت‏كننده وضو داشته باشد، حداقل پنجاه آيه در روز بخواند، به شكل ترتيل تلاوت كند و در حال حزن و بكاء باشد، در آغاز تلاوت به خداوند پناه برد و چون قرائت مى‏كند به خطوط قرآن نگاه كند و با صوت خوش تلاوت نمايد.(3)

1 . المحجة البيضاء، ج 2، ص 215.
2 . همان، ص 220.
3 . ر. ك: المحجة البيضاء، ج 2، 234 ـ 219.

تلاوت كننده قرآن همچنين بايد بكوشد عظمت قرآن را درك و در بزرگداشت آن تلاش نمايد، با حضور قلب تلاوت كند و در آيات آن تدبّر نمايد و معانى آن را دريابد و از تفسير به رأى خوددارى كند، وعد و وعيد قرآن را خطاب به خويش بداند و از معانى آن متأثر گردد و خشيت و ايمان او افزون گردد:
انما المؤمنون الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا و على ربهم يتوكلون؛(1)
مؤمنان همان كسانى‏اند كه چون خدا ياد شود دلهايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد، و بر پروردگار خود توكل مى‏كنند.
اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود: «لاخير فى ... قرائةٍ لاتدبر فيها».(2) نيز در توصيف متقين فرمودند:
و اذا مروّا بآية فيها تخويف أصغوا اليها مسامع قلوبهم و ظنّوا أن زفير جهنّم و شهيقها فى اصول آذانهم؛(3)
و چون آيه‏اى را خوانند كه در آن بيم دادنى است، گوش دلهاى خويش بدان نهند، گويى بانگِ بر آمدن و فرو شدن آتش دوزخ را مى‏شنوند.

ياد مرگ

دشوارى مهم خودسازى، تزاحم گرايشهاى غريزى و حيوانى با گرايشهاى عالى انسان از قبيل گرايش اخلاقى است. اگر ارزشمندى و كشش لذات غريزى در كام انسان كم شود، مانعى بزرگ از مسير خودسازى برداشته مى‏شود. ياد مرگ اين اثر را داراست و با زدودن جاذبه شهوات، قلب را نورانى و آماده حركت به سوى كمال مى‏سازد. از پيامبر اكرمو اميرالمؤمنين عليهماالسلام روايت شده است:
ألا فاذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات؛(4)
هان! بر هم زننده لذتها و تيره كننده شهوتها را به ياد آوريد.
و نيز از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل شده است:
لو تعلم البهائم من الموت ما تعلمون ما اكلتم منها سمينا؛(5)

1 . انفال / 2.
2 . المحجة البيضاء، ج 2، ص 237.
3 . نهج‏البلاغه، الخطبه 193.
4 . همان.
5 . المحجة البيضاء، ج 8، ص 240.

اگر حيوانات آنچه را شما از مرگ مى‏دانيد مى‏دانستند هيچيك از آنها را فربه [نمى‏يافتيد و [نمى‏خوريد.
امام صادق عليه‏السلام نتيجه ياد مرگ را زهد در دنيا معرفى فرموده‏اند:
اكثر ذكر الموت فانه لم يكثر ذكره انسان الاّ زهد فى الدنيا؛(1)
بسيار ياد مرگ كن، كه هيچكس بسيار ياد مرگ نكرد مگر آنكه در دنيا زهد ورزيد.

2 ـ تمرين خودسازى

برخى از كارهايى‏كه براى سالك طريق خداوند معرفى كرده‏اند، همچون تمرينى براى خويشتندارى و تسلط بر نفس است كه در عين حال احتمال وقوع گناه را نيز اندك مى‏سازد. برخى از اين كارها را به اختصار ذكر مى‏كنيم:
1 ـ صمت؛ يا سكوت بيداردلانه، احتمال وقوع گناهان زبانى را اندك مى‏كند و ذهن و دل را براى تفكر و تذكر فارغ مى‏سازد. صمت به معناى حفظ زبان از سخن زائد گفتن و به اندازه ضرورت و حداقل ممكن بسنده كردن است. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «من صمت نجا».(2) همچنين ايشان خطاب به ابوذر فرمودند:
آيا تو را به كارى راهنمايى كنم كه در ميزان آخرت سنگين و بر زبان سبك آيد؟ پاسخ داد: آرى. پيامبر فرمودند: صمت و خوش‏خلقى و ترك كلام بى‏معنا.(3)
در روايت آمده است كه:
انّ شيعتنا الخرس؛(4) شيعيان ما لال هستند.
امام صادق عليه‏السلام فرمود:
الصمت باب من ابواب الحكمة... انّه دليل على كل خير؛(5)

1 . همان، ص 241.
2 . ارشاد القلوب، ص 102.
3 . همان، ص 104.
4 . اصول كافى، ج 2، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 2.
5 . همان، حديث 1.

سكوت درى از درهاى حكمت است و راهنماى به سوى همه نيكى‏هاست.
2 ـ جوع و كم خورى؛ در مبحت غرايز و بحث از تغذيه، ضررهاى پر خورى را ذكر و فضيلت كم خورى را يادآور شديم. در روايت معراجية پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمده است كه خداوند فرمود:
يا احمد! لو ذقت حلاوة الجوع و الصمت و الخلوة و ما ورثوا منها. قال: يا رب ما ميراث الجوع؟ قال: الحكمة و حفظ القلب و التقرب الىّ و الحزن الدائم و خفة المؤنه بين الناس و قول الحق و لايبالى عاش بيسر ام بعسر؛(1)
اى احمد! كاش شيرينى جوع و صمت و خلوت و آثار آنها را مى‏دانستى. پيامبر پرسيد: پروردگارا اثر جوع چيست؟ فرمود: حكمت، سلامت قلب، نزديكى به من، اندوه هميشگى و كم مؤونه شدن ميان مردم، سخن حق و بى‏اعتنايى به آسانى و دشوارى زندگى.
سپس فرمود:
يا احمد! هل تدرى باى وقت يتقرب العبد الىّ، قال: اذا كان جائعا او ساجدا؛(2)
اى احمد! آيا مى‏دانى در چه زمانى بنده به من نزديك مى‏شود؟ پاسخ داد: زمانى كه گرسنه يا در حال سجده باشد.
3 ـ كم خوابى و بيدارى سحر. سحر زمان مناجات و عبادت به درگاه خداست و بيدارى سحر مقابله با نفس و رياضت آن است. بيدار شدن از خواب به منظور عبادت خالصانه و نماز شب، رياضتى مشروع و ممدوح است. خداوند درباره متقين مى‏فرمايد:
كانوا قليلاً من الليل مايهجعون * و بالاسحار هم يستغفرون؛(3)
واز شب اندكى را مى‏خوابيدند * ودر سحرگاهان از خدا آمرزش مى‏خواستند.

1 . ارشاد القلوب، ص 200.
2 . همان.
3 . ذاريات / 18 ـ 17.

خداوند براى آنكه پيامبرش را براى پيامى گرانبار و روزى دشوار آماده سازد فرمان مى‏دهد: «قم الليل الا قليلاً»(1) و آنگاه اهميت شب‏خيزى را اينگونه بيان مى‏كند:
ان ناشئة الليل هى اشدّ وطأً و اَقْوَمُ قيلاً؛(2)
قطعابرخاستنِ شب، رنجش بيشتر وگفتار [در آن هنگام] راستين‏تر است.
در حديث معراجيه آمده است كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خطاب به خداوند عرض كرد:
يا رب دلّنى على عمل اتقرب به اليك. قال: اجعل ليلك نهارا و نهارك ليلاً، قال: يا رب كيف ذلك؟ قال: اجعل نومك صلاة و طعامك الجوع؛(3)
پروردگارا مرا به عملى راهنمايى كن كه به وسيله آن به تو نزديك شوم. خداوند فرمود: شبت را روز قرار ده و روزت را شب. عرض كرد: پروردگارا چگونه چنين كنم؟ فرمود: به جاى خواب نماز بگزار و خوراكت را گرسنگى قرار ده.
براى توفيق در خودسازى كارهاى ديگرى نيز توصيه شده است، همچون خلوت گزينى، مواظبت بر طهارت با داشتن وضو و انجام غسلهاى واجب و مستحب همچون غسل جمعه، رازدارى، دورى از لذتها و شهوات و ... كه به همين مقدار بسنده مى‏كنيم.
 

پرسش ها

1 ـ مبادى و مقدمات افعال ارادى انسان چيست؟
2 ـ عوامل تضعيف كننده ارده كدامند؟
3 ـ چگونه مى‏توان اراده را قوت بخشيد؟ و روش قرآن در اين زمينه چيست؟
4 ـ راه عملى غلبه بر احساس ناتوانى چيست؟
5 ـ نقش شيطان در تضعيف اراده انسان چيست؟ و راه مقابله با آن را با كمك قرآن و روايات بيان نمائيد؟
6 ـ چرا ياد مرگ موجب كمال انسان مى‏گردد؟

1 . مزمل / 2.
2 . مزمل / 6.
3 . ارشاد القلوب، ص 200.