درس 19

امر به معروف و نهى از منكر

در خاتمه كتاب يكى از مهمترين وظايف اجتماعى را بررسى مى‏كنيم و اهميت آن را از جنبه اخلاقى يادآور مى‏شويم.
انسان در هر شرايطى بايد به تكاليف اخلاقى در همه روابط خود عمل كند و بكوشد افعال خود را با ضوابط اخلاقى هماهنگ سازد و ملكات نفسانى خويش را نيكو نمايد. بدون شك گرايش و عمل به تكاليف اخلاقى در جامعه سالم و ايمانى آسانتر و بيشتر است. در جامعه متخلق به اخلاق اسلامى، افراد بيشترى امكان تحقق غايت وجودى خود را مى‏يابند. بنابراين تلاش براى اصلاح جامعه، به منزله فراهم آوردن مقدمات لازم براى رشد و كمال انسانهاست و از همين رو وظيفه شرعى و اخلاقى هر مسلمانى، تلاش براى اصلاح جامعه است. «امر به معروف و نهى از منكر» تكليفى است كه اقدام براى اصلاح جامعه را بر عهده همه اعضاى جامعه مى‏گذارد. در مورد امر به معروف و نهى از منكر، در قرآن و روايات سخنان بسيارى وجود دارد كه اهميت و آثار عمل به آن را آموزش مى‏دهند:
ولتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون؛(1)
و بايد از ميان شما گروهى مردم را به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى باز دارند و آنان همان رستگارانند.
در اين آيه، رستگارى نتيجه امر به معروف و نهى از منكر معرفى شده است و در آيه ديگرى، ايمان و امر به معروف و نهى از منكر به عنوان معيار برترى امت اسلامى ذكر شده است:
كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون باللّه؛(2)
شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‏ايد به كار پسنديده فرمان مى‏دهيد و از كار ناپسند باز مى‏داريد و به خدا ايمان داريد.
همچنين قرآن كريم امر به معروف و نهى از منكر را از ويژگيهاى مؤمنان معرفى كرده است:
والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر؛(3)
و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وامى دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند.

1 . آل عمران/ 104.
2 . آل عمران/ 110.
3 . توبه/ 71.

اميرالمؤمنين عليه‏السلام محتوا و مقصد (امر به معروف و) نهى از منكر را در عبارتى كوتاه بيان فرموده‏اند:
ايها المؤمنون انه من رأى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى اليه فانكره بقلبه فقد سلم و برى‏ءَ و من انكر بلسانه فقد اجر و هو افضل من صاحبه و من انكره بالسيف لتكون كلمة اللّه هى العليا و كلمة الظالمين هى السفلى فذلك الذى اصاب سبيل الهدى وقام على الطريق و نوّر فى قلبه اليقين؛(1)
اى مؤمنان! آنكه بيند ستمى مى‏رانند يا مردم را به منكرى مى‏خوانند و او به دل خود آن را نپسندد، سالم مانده و گناه نورزيده، و آنكه آن را به زبان انكار كرد، مزد يافت و از آنكه به دل انكار كرد برتر است، و آنكه با شمشير به انكار برخاست تا كلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، او كسى است كه راه رستگارى را يافت و بر آن ايستاد، و نور يقين در دلش تافت.
در اين عبارت سه نوع برخورد با منكر بيان شده است. بهترين و برترين نوع برخورد، تلاش عملى براى ازميان بردن منكر است. از اين برترى مى‏توان فهميد كه مقصد نهايى نهى از منكر، پاكسازى محيط از منكرات است. ولى اگر اين هدف دست‏يافتنى نباشد، آيا مى‏توان آسوده نشست؟ در همين عبارت برخوردِ كسى كه با زبانش به مقابله منكر مى‏رود ستوده شده است. پس مى‏توان دريافت كه علنى شدن انكار و مخالفتِ با منكر نيز مطلوب است، زيرا اولاً در نابودى منكر مؤثر است و ثانيا مخالفان منكر يكديگر را مى‏يابند و احساس غربت نخواهند كرد. به عبارت ديگر اظهار منكر، در آلودن چهره اجتماع و نامناسب ساختن محيط مؤثر است، براى جبران اين اثر سوء، بايد مخالفت با آن نيز اظهار شود.
نوع ديگرى كه از برخورد با منكر بيان شده است انكار قلبى است. اين نوع برخورد به منزله عكس العمل پيشگيرانه‏اى است كه از انحراف باطنى مؤمن جلوگيرى مى‏كند. هر مؤمنى كه در برابر منكرات بى‏تفاوتى نشان دهد، رفته رفته زشتى آنها در دلش مى‏ريزد و در خطر ارتكاب منكر واقع مى‏شود. پس پاسدارى از ايمان شخصى هم به انكار و مخالفت با منكر وابسته است، حتى اگر اين انكار، عملى قلبى باشد و كمال مطلوب از نهى از منكر را برآورده نسازد.

1 . نهج البلاغه، قصار الحكم 373.

اميرالمؤمنين عليه‏السلام در عباراتى ديگر علاوه بر اين سه نوع برخورد با منكر، نوع چهارمى را هم بيان فرموده‏اند:
ومنهم تارك لانكار المنكر بلسانه و قلبه و يده فذلك ميت بين الاحياء؛(1)
و از آنان كسى است كه منكر را به زبان و دل و دست باز ندارد، چنين كس مرده‏اى است ميان زندگان.
كسى كه ايمان قلبى خود را از دست دهد در واقع حيات خود را از دست داده و همچون مرده‏اى بيش نيست. پس امر به معروف و نهى از منكر، پاسدار حيات انسان است؛ زيرا ايمان درونى او را نگاه مى‏دارد.
اميرالمؤمنين عليه‏السلام در ادامه همين سخن فرموده‏اند:
و ما اعمال البرّ كلها و الجهاد فى سبيل اللّه عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر الاّ كنفثة فى بحر لجّى و ان الامر بالمعروف و النهى عن المنكر لايقربان من اجل و لاينقصان من رزق. و افضل من ذلك كله كلمة حق عند امام جائر؛(2)

1 . همان، قصار الحكم 374.
2 . همان.

و همه كارهاى نيك و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون دميدنى است به درياى پرموج پهناور. و همانا امر به معروف و نهى از منكر نه اجلى را نزديك كنند و نه از مقدار روزى بكاهند و فاضلتر از همه اينها سخن عدالت است كه پيش روى حاكمى ستمكار گويند.
اين اهميت فراوان براى امر به معروف و نهى از منكر به سبب تأثير شگرف آن در حفظ ايمان شخصى و پاسدارى از سلامت محيط و تأمين اهداف اصيل دين مى‏باشد.


آثار امر به معروف و نهى از منكر

در روايات مختلفى اين آثار براى امر به معروف و نهى از منكر ذكر شده است:
قبلاً تأثير ترك امر به معروف و نهى از منكر را در مردن قلب و ايمان؛ ذكر كرديم. در عبارتى ديگر امام على عليه‏السلام مى‏فرمايند:
فمن لم يعرف بقلبه معروفاً و لم ينكر منكراً قُلِبَ فجعل اعلاه اسفله و اسفله اعلاه؛(1)
و آن كه به دل كار نيكى را نستايد و كار زشت او را ناخوش نيايد، طبيعتش دگرگون شود چنانكه پستى بلند شود و بلنديش سرنگون.
با مردن دل و دگرگون شدن طبيعت، راه رستگارى و رسيدن به قرب خداوند و برخوردارى از نعمتهاى اخروى بسته مى‏شود:
ظهر الفساد فلامنكر مغير، و لازاجر مزدجر، افبهذا تريدون ان تجاوروا اللّه فى دار قدسه، و تكونوا اعز اوليائه عنده؟ هيهات لايخدع اللّه عن جنته، و لاتنال مرضاته الا بطاعته؛(2)
فساد آشكار گشت، نه كار زشت را دگرگون كننده‏اى مانده است و نه نافرمانى و معصيت را بازدارنده‏اى. آيا با اين دستاويز مى‏خواهيد دردار قدس خدا مجاور شويد؟ و نزد وى از گراميترين دوستانش گرديد؟ هرگز! با خدا و بهشت او خدعه نتوان كرد و خشنودى او را جز به طاعت به دست نتوان آورد.
چنانكه قبلا گفتيم امر به معروف و نهى از منكر موجب مى‏شود كه مؤمنان يكديگر را بيابند و در برابر گناهكاران ايستادگى كنند. اميرالمؤمنين عليه‏السلام مى‏فرمايند:
فمن امر بالمعروف شدّ ظهور المؤمنين و من نهى عن المنكر ارغم انوف المنافقين؛(3)

1 . همان، قصار الحكم 375.
2 . همان، الخطبه 129.
3 . همان، قصار الحكم، 31.

كسى كه امر به معروف كند پشتوانه مؤمنان را محكم كرده و كسى كه نهى از منكر نمايد بينى منافقان را به خاك ماليده است.
ايشان در عبارت ديگرى به آثار عميق سياسى و اجتماعى ترك اين وظيفه اشاره فرموده‏اند:
لاتتركوا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلايستجاب لكم؛(1)
امر به معروف و نهى از منكر را وامگذاريد كه بدترين شما حكمرانى شما را بر دست گيرند آنگاه دعا كنيد و مستجاب نشود.
پيامبر بزرگوار اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در عبارتى آثار مثبت عمل به اين وظيفه بزرگ و آثار منفى ترك آن را بيان فرمودند:
لايزال الناس بخير ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و تعاونوا على البرّ و التقوى، فاذا لم يفعلوا ذلك، فزعت عنهم البركات و سلّط بعضهم على بعض ولم يكن لهم ناصر فى الارض و لا فى السماء؛(2)
مردم هماره بر نيكى هستند تا زمانى كه امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و يكديگر را در نيكى و پرهيزكارى يارى مى‏دهند. پس چون اين كار را نكنند بركات از آنها گرفته مى‏شود و برخى بر برخى ديگر چيره مى‏شوند و هيچ ياورى در زمين و آسمان بر ايشان نباشد.

1 . همان، الكتاب 47.
2 . بحارالانوار، ج 100، ص 94.

امر به معروف و نهى از منكر در صورتى كه از روى آگاهى به معروف ومنكر صورت گيرد و آمران به معروف و ناهيان از منكر، خود به آنچه مى‏گويند عمل كنند، تأثير بسيارى خواهد داشت و روابط اجتماعى را صالح و استوار خواهد گردانيد و اگر جز اين باشد تأثير آن وارونه خواهد بود. از همين روست كه اميرالمؤمنين عليه‏السلام زبان نفرين بر كسانى گشود كه بر خلاف گفته خويش عمل مى‏كنند:
لعن اللّه الامرين بالمعروف التاركين له و الناهين عن المنكر العاملين به؛(1)
لعنت خدا بر آنان كه به معروف فرمان دهند و خود آن را واگذارند و از منكر باز دارند و خود آن را به جا آرند.
والحمد للّه رب العالمين

1 . نهج البلاغه، الخطبه 129.

 

پرسش‏ها

1 ـ در اسلام با امر به معروف و نهى از منكر چه هدفى دنبال مى‏شود؟
2 ـ جايگاه امر به معروف و نهى از منكر در علم اخلاق چيست؟
3 ـ عبارت زير را كه از اميرالمؤمنين بيان گرديده است، توضيح دهيد:
«و منهم تارك لانكار المنكر بلسانه و قلبه و يده فذلك ميت بين الاحياء».
4 ـ چرا به فرموده امير المؤمنين على عليه‏السلام امر به معروف و نهى از منكر از تمامى اعمال نيك و جهاد در راه خدا مهم‏تر است؟
5 ـ چرا امر به معروف و نهى از منكر موجب اتحاد و استحكام جامعه ايمانى مى‏گردد؟