درس ١٦

عوامل و موانع سازگارى

روابطى كه انسان با اعضاى خانواده، خويشاوندان، دوستان و مصاحبان دارد، روابطى پايدار يا نسبتا پايدار است. اين روابط را در بخشهاى قبل بررسى كرديم. در اين قسمت به عوامل مؤثر در روابط عام انسان با ديگران مى‏پردازيم و عوامل و موانع سلامت روابط عام انسان با ديگران را مورد بررسى قرار مى‏دهيم.
 

حسن ظن به ديگران

يكى از عواملى كه زمينه مساعد براى ارتباط سازنده با ديگران را فراهم مى‏كند خوش گمانى به ديگران است. بدگمان بودن عاملى مخرب در روابط است و موجب سردى روابط اعضاى جامعه مى‏شود. در قرآن كريم خداوند متعال بد گمانى نسبت به ديگران را نهى فرموده است:
يا ايها الذين ءَامنوا اجتنبوا كثيراً من الظّن انّ بعض الظن اثم؛(١)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‏اى از گمانها خطاست.

١ . حجرات/ ١٢.

بدگمانى مانع اداى حقوق ديگران است. گمان بد مربوط به جايى است كه ظواهر رفتار كسى را با آنچه در باطن دارد متفاوت بدانيم، ظاهرِ نيك او را نپذيريم و گمان كنيم باطن او على رغم ظاهر صالحى كه دارد ناصالح است. چنين گمانى باعث مى‏شود اداى حقوقى كه او به عنوان مسلمان، مؤمن برادر دينى، دوست و... دارد دشوار شود؛ زيرا كسى كه معتقد باشد ديگرى به اسلام و ايمان و يا به مستحبات تظاهر مى‏كند نمى‏تواند با او همچون مسلمان، مؤمن و يا انسانى متقى رفتار كند و خواسته يا ناخواسته با او چنان رفتار مى‏كند كه گويى مسلمان يا مؤمن واقعى نيست. بنابراين بدگمانى دو اثر نامطلوب خواهد داشت: نخست اينكه شخص بدگمان از اداى تكليف خود نسبت به ديگران باز مى‏ماند و به اين سبب از كمال انسانى خود دور مى‏افتد و دوم آنكه روابط اجتماعى دشوار و سرد مى‏شود. به دليل آثار سوئى كه بدگمانى دارد، اسلام انسان‏ها را به حسن ظنّ دعوت مى‏كند و اصل را در مورد افراد مسلمان بر درستى قرارمى‏دهد. اميرالمؤمنين عليه‏السلام مى‏فرمايند:
ضع امر اخيك على احسنه حتى يأتيك مايغلبك منه. ولاتظنّن بكلمة خرجت من اخيك سوءاً و انت تجد لها فى الخير محملا؛(١)
كار برادرت را بر بهترين وجه حمل كن تا زمانى كه چيزى خلاف آن بر تو آشكار آيد و به سخن برادرت گمان بد مبر، در حاليكه براى سخن او محمل نيكو مى‏يابى.
بر اساس اين توصيه، بايد تا جايى كه مى‏توان، اعمال برادران مؤمن را تفسير نيكو نمود و تا زمانى كه رفتار و گفتار آنان آشكارا نادرست و ناروا نشده است، آنان را همچون ديگر برادران احترام نمود و حقوق آنان را ادا كرد.
بايد با مؤمنين بر اساس ظواهر رفتار آنها عمل كرد و به بدگويى ديگران در مورد آنها ترتيب اثر نداد:
ان جائكم فاسق بنبأءٍ فتبيّنوا أن تصيبوا قوما بجهالةٍ؛(٢)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب رسانيد.

١ . جامع السعادات، ج ٢ ص ٣١٦ و نهج البلاغه، قصار الحكم، ٣٦٠.
٢ . حجرات/ ٦.

توصيه به حسن ظن و نهى از بد گمانى، به معناى توصيه به ساده‏دلى و خودفريبى نيست. مؤمن زيرك است و بايد رفتار خود را با هوشيارى انتخاب نمايد. اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمودند:
اذا استولى الصلاح على الزمان و اهله ثم اساء رجل الظنّ برجل لم تظهر منه خزية فقد ظلم و اذا استولى الفساد على الزمان و اهله فاحسن رجل برجل فقد غرّر؛(١)
چون نيكوكارى بر زمانه و مردم آن غالب آيد و كسى به ديگرى گمان بد برد كه از او فضيحتى آشكار نشده، ستم كرده است. و اگر بدكارى بر زمانه و مردم آن غالب شود و كسى به ديگرى گمان نيك برد خود را فريفته است.
براى جلوگيرى از گسترش بدگمانى در جامعه بايد از بدگويى ديگران پرهيز كرد، گفتار و رفتار خود را اصلاح و ظاهر وباطن خود را يكى كرد، واز مواضع تهمت يعنى كارهايى كه بدگمانى ديگران را برمى‏انگيزد، دورى نمود. اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرموده‏اند:
من وضع نفسه مواضع التهمة فلايلومن من اساء به الظن؛(٢)
هركه خود را در جاهايى كه موجب بدگمانى است نهد، كسى را كه به او گمان بد برد سرزنش مكند.

١ . نهج البلاغه، قصار الحكم، ١١٤.
٢ . نهج البلاغه، قصار الحكم ، ١٥٩.

 

همدلى و خيرخواهى

كسى كه بدگمانيها را از خود دور مى‏كند، ديگران را همچون خود و يا بهتر از خود مى‏داند و مؤمنان را انسانهايى مى‏نگرد كه در نزد خدا محبوبند و نيكى كردن به آنها نيكى به محبوب حقيقى است. اين احساس موجب مى‏شود مؤمنان را به يكديگر نزديك شوند و خيرخواه هم باشند، از خوشحالى ديگران شادمان شوند و از بدحالى آنها اندوهگين گردند. انسان مؤمن ديگر مؤمنان همچون خود مى‏داند و هرچه را بر خود نمى‏پسندد بر ديگران نيز نمى‏پسندد و آنچه را براى خود نيك مى‏شمارد براى آنان نيز نيك مى‏داند. امام على عليه‏السلام فرمودند:
يا بنى اجعل نفسك ميزانا فيما بينك و بين غيرك فأحبب لغيرك ما تجب لنفسك و اكره له ما تكره لها و لاتظلم كمالاتحب ان تظلم، وأحسن كما تحب ان يحسن اليك. واستقبح من نفسك ما تستقبح من غيرك، وارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسك؛(١)
پسر عزيزم! خود را ميان خويش و ديگران ميزانى بشمار، پس آنچه براى خود دوست مى‏دارى براى جز خود دوست بدار و آنچه تو را خوش نيايد براى غير ناخوش بشمار و ستم مكن چنانكه دوست ندارى بر تو ستم رود، و نيكى كن چنانكه دوست مى‏دارى به تو نيكى كنند. و آنچه را از جز خود زشت مى‏دارى براى خود زشت بدان، و از مردم براى خود آن را بپسند كه از خود در حق آنان مى‏پسندى.
رابطه مؤمنين با يكديگر رابطه‏اى همدلانه و خيرخواهانه است. اين همدلى و خيرخواهى با رغبت و رضايت صورت مى‏گيرد و ناشى از پيوند مشترك آنها با خدا و پيوند نزديك آنها با يكديگر است. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايند:
المؤمن اخو المؤمن كالجسد الواحد ان اشتكى شيئا منه وجد الم ذلك فى ساير جسده و ارواحهما من روح واحدة و ان روح المؤمن اشد اتصالاً بروح اللّه من اتصال شعاع الشمس بها؛(٢)
مؤمن برادر مؤمن است، همچون تنى واحد اگر پاره‏اى از آن آزرده شود رنج آن درتمامى تن آشكارمى‏شود. جانهاى دو مؤمن از روح‏واحدى است وپيوند روح مؤمن به روح خداوند محكم‏تر از پيوند پرتو آفتاب به خورشيد است.

١ . همان، الكتاب ٣١.
٢ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٣٥٧.

پيوند روحى ميان مؤمنان موجب جلب محبت و رحمت الهى است، زيرا مؤمنان در اثر اين پيوند خيرخواه يكديگر مى‏شوند و خداوند اين خيرخواهى را دوست دارد. از اميرالمؤمنين عليه‏السلام روايت شده است:
ان اللّه سبحانه يحبّ ان تكون نية الانسان للنّاس جميلة؛(١)
خداوند سبحان دوست دارد نيت انسان براى مردم نيكو باشد.
و نيز از ايشان روايت شده است كه خيرخواهى براى ديگران، موجب نزول خير و رحمت الهى است:
ابلغ ما تستدرّ به الرحمة ان تضمر لجميع الناس الرحمة؛(٢)
نزديكترين چيزى كه موجب فراوانى رحمت الهى مى‏شود نيكخواهى براى همه مردم است.
احساس يگانگى با مؤمنان و خيرخواهى براى آنان، موجب خوش‏خلقى در روابط متقابل، تعاون و همكارى، بى‏آزارى نسبت به هم و بسيارى از آثار خوب ديگر مى‏شود. اين آثار هريك خود عامل سازگارى بهتر اعضاى جامعه مى‏شود و زندگى براى رسيدن به كمال را آسانتر و دلپذيرتر مى‏سازد.
 

خوش خلقى و حسن سلوك با ديگران

اخلاق نيكو و حسن سلوك با مردم، روابط اجتماعى را تقويت مى‏كند. در اين حال، محبت بر روابط حكومت خواهد كرد و نياز به قانون و قاضى اندك خواهد شد. مؤمن خوشرو و خوش برخورد است:
المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه؛(٣)
شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش.

١ . غرر الحكم و درر الكلم، ج ١، ص ٢٧١.
٢ . شرح غرر الحكم و درر الكلم، ج ٢، ص ٤٧٦.
٣ . نهج البلاغه، قصار الحكم، ٣٣٣.

مؤمن به تعبير اميرالمؤمنين عليه‏السلام «سهل الخليقة» يعنى آرام خوى است و از پرخاش و تندى پرهيز مى‏كند. خوش خلقى باعث راحتى دنيا و خوشى آخرت است. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند:
مايوضع فى ميزان امرءٍ يوم القيامة افضل من حسن الخلق؛(١)
روز قيامت در ترازوى كسى چيزى بهتر از خلق نيكو نهاده نمى‏شود.
از امام صادق عليه‏السلام درباره حدّ خوش‏خلقى پرسيدند ايشان فرمودند:
تلين جناحك و تطيب كلامك و تلقى اخاك ببشر حسن؛(٢)
فروتنى كن، خوش سخن باش و با برادرت به خوشرويى برخورد كن.
 

فروتنى و احترام به ديگران

تواضع حالتى درونى است كه نمى‏گذارد انسان خود را از ديگران برتر ببيند و به احترام و بزرگداشت ديگران مى‏انجامد.
تواضع و فروتنى در برابر ديگران موجب خشنودى خداوند است و در دنيا بزرگى و عزت مى‏آورد. كسى كه خويشتن را كوچك نمى‏شمارد و احساس ضعف و كمبود در برابر ديگران ندارد، مى‏تواند براى خدا در برابر بندگان او فروتنى كند و كسى كه معيار نيكى و بزرگى هركس را نزديكى به خداوند مى‏داند، در برابر هر مؤمنى فروتن مى‏شود و اين فروتنى را مايه رفعت مقام خويش در نزد خداوند مى‏شمارد. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند:
ما تواضع احدٌ للّه الاّ رفعه اللّه؛(٣)
هيچكس براى خدا فروتنى نكرد جز آنكه خداوند او را بلند مرتبه داشت.
و خداوند بندگان خويش را به سبب فروتنى ستود آنگاه فرمود:
وعباد الرحمان الذين يمشون على الارض هوناً؛(٤)

١ . اصول كافى، ج ٢، كتاب الايمان و الكفر، باب حسن الخلق، حديث ٢.
٢ . همان، باب حسن البشر، حديث ٤.
٣ . جامع السعادات، ج ١ ص ٣٩٥.
٤ . فرقان/ ٦٣.

و بندگان خداى رحمان آنانند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند.
و نيز خداوند پيامبر بزرگوارش را به اين خلق نيكو امر فرمود:
واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين؛(١)
و براى مؤمنانى كه تو را پيروى كردند بال خود فرو گستر (فروتنى كن).
اميرالمؤمنين عليه‏السلام در توصيف متقين فرمودند: «مشيهم التواضع»، «روش متقين فروتنى است»(٢) و نيز تواضع را از اخلاق انبياء شمردند:
فلو رخص اللّه فى الكبر لأحد من عباده لرخّص فيه لخاصّة انبيائه و اوليائه. ولكنّه سبحانه كره اليهم التكابر و رضى لهم التواضع. فألصقوا بالارض خدودهم و عفّروا فى التراب وجوههم و خفضوا اجنهتهم للمؤمنين؛(٣)
اگر خدا رخصت كبر ورزيدن را به يكى از بندگانش مى‏داد، به يقين چنين منتى را بر پيامبران برگزيده و دوستانش مى‏نهاد؛ ليكن خداى سبحان «خودبزرگ‏بينى» را بر آنان ناپسند ديد و فروتنى‏شان را پسنديد. پس پيامبران گونه‏هاى خود را بر زمين چسبانيدند و چهره‏هاى خود را به خاك ماليدند و برابر مؤمنان فروتنى نمودند.
تواضع اگر ناشى از ايمان و براى بزرگداشت مؤمنان باشد براى رسيدن به هدف غايى انسان سودمند است. امام صادق عليه‏السلام فرمودند:
ان فى السماء ملكين موكلين بالعباد، فمن تواضع للّه رفعاه و من تكبر وضعاه؛(٤) دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شده‏اند، پس هركس براى خدا تواضع كند او را بالا برند و هركس تكبر كند پستش سازند.

١ . شعراء/ ٢١٥.
٢ . نهج البلاغه، الخطبه ١٩٣.
٣ . همان، الخطبه ١٩٢.
٤ . اصول كافى، ج ٢، كتاب الايمان و الكفر، باب التواضع، حديث ٢.

آثار ارزشمند تواضع وابسته به نيت الهى تواضع‏كننده است. اميرالمؤمنين عليه‏السلام تواضع براى رسيدن به مطامع دنيايى را نكوهش كرده‏اند و آن را موجب تخريب دين دانسته‏اند:
من اتى غنياً فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دينه؛(١)
وآن كه نزد توانگر رفت و به خاطر مالدارى وى در برابرش فروتنى كرد دو ثلث دينش را به باد داد.
احترام به مؤمنين به خاطر اينكه مؤمن هستند.، احترام به خداست. چنانكه خداوند مؤمنين را بزرگ داشته و حرمت مؤمن را به پايه حرمت كعبه بلند داشته است. دل مؤمن خانه خداست و جان مؤمن به سبب ورود ايمان ارزشمند شده است، پس اكرام او، اكرام خداست. امام صادق عليه‏السلام فرمودند:
من اتاه اخوه المسلم فاكرمه فانما اكرم اللّه؛(٢)
كسى كه برادر مسلمانش به نزدش آيد و او وى را اكرام كند خدا را اكرام نموده است.

١ . نهج البلاغه، قصار الحكم، ٢٢٨.
٢ . اصول كافى، ج ٢، كتاب الايمان و الكفر، باب الطاف المؤمن و اكرامه، حديث ٣.

 

پرسش‏ها

١ - آثار مثبت حسن ظن به ديگران چيست؟
٢ ـ آيا توصيه به حسن ظن سفارش به ساده دلى و خود فريبى نيست؟ توضيح دهيد؟
٣ ـ برخى از عوامل سازگارى با ديگران را ذكر كنيد؟
٤ ـ آثار خوش خلقى با ديگران را بيان نمائيد ؟
٥ ـ حد خوش خلقى را بيان كنيد؟
٦ ـ چرا مؤمن شادى‏اش در چهره آشكار و حزنش درقلب نهان است؟
٧ ـ تواضع يعنى چه؟ آيا تواضع موجب خود كم بينى و حقارت نمى‏گردد؟چرا؟
٨ ـ آيا هر تواضعى داراى ارزش اخلاقى مثبت مى‏باشد؟ توضيح دهيد.
٩ ـ چرا تواضع و احترام به مؤمنين تواضع و احترام به خداست؟