درس ١٣

نيكى به پدر و مادر

نيكى به پدر و مادر، وظيفه‏اى اخلاقى است كه در واجب بودن شكر مُنعم ريشه دارد. انسان فطرتاً شاكر و سپاسگزار كسى است كه به او نيكى كرده است. سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسى كه به پدر و مادر خود نيكى مى‏كند، از فطرت خود پاسدارى كرده است. اهميّت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزارى از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:
و وصينا الانسان بوالديه حملته امّه وهنا على وهن و فصاله فى عامين ان اشكر لى و لوالديك الى المصير؛(١)
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش [به هنگام باردارى[ او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد (آرى او را سفارش كرديم) كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است.

١ . لقمان/ ١٤.

و همانطور كه كسى نمى‏تواند شكر پروردگار به جاى آورد، شكرگزارى از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حدّ محال است. از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت شده است:
لن‏يجزى ولد عن والده حتى يجده مملوكاً فيشتريه و يعتقه؛(١)
هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمى‏كند، مگر آنكه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.
و نيز از ايشان روايت شده است:
برّ الوالدين افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد فى سبيل الله؛(٢)
نيكى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نيكى به پدر و مادر چنان اهميتى دارد كه حتى پدر و مادرى كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كرده‏اند، بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكى كند.(٣)
مادر حق ويژه‏اى دارد و نيكى به او مقدم است. امام صادق عليه‏السلام فرمودند:
شخصى نزد پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و پرسيد اى پيامبر! به چه كسى نيكى كنم؟ فرمودند: مادرت. پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت. دوباره پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به پدرت.(٤)

١ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣٤.
٢ . همان.
٣ . همان، ص ٤٤٢، ٤٤١.
٤ . همان، ص ٤٣٩.

 

وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر

خداوند در قرآن كريم نيكى به پدر و مادر را وظيفه‏اى واجب معرفى فرموده است؛ وظيفه‏اى كه پس از «توحيد در پرستش» ذكر شده است:
و قضى ربك الاّ تعبدوا الاّ ايّاه و بالوالدين احساناً امّا يبلغنّ عندك الكبر احدهما او كلاهما فلاتقل لهما افّ و لاتنهرهما و قل لهم قولاً كريماً؛(١)
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد؛ اگر يكى از آن دو يا هردو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها[حتى[ "اف" مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.
مطابق اين آيه نيكى به پدر و مادر امرى واجب و كوچكترين بى‏احترامى به آنان ممنوع است. اين وجوب و ممنوعيت، چنانكه گفتيم، پس از بيان وجوب يگانه‏پرستى ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.
اهانت و بى‏احترامى نسبت به والدين به هيچ روى پذيرفته نيست؛ حتى كوچكترين رفتار يا گفتارى كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است. امام رضا عليه‏السلام فرمودند:
اگر لفظى كوتاهتر و سبك‏تر از «اف» وجود داشت، خداوند آن را در آيه ذكر مى‏فرمود.(٢)
و در روايت ديگرى آمده است كه مقصود از «اف»، كمترين آزار است و اگر كلمه‏اى وجود داشت كه بر آزارى كوچكتر دلالت مى‏كرد، خداوند از آن نهى مى‏فرمود.(٣) روايات بسيارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر از پيامبر اكرم عليهماالسلام نقل فرمودند:
اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لايجدها عاقّ...؛(٤)
از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوييده مى‏شود، ولى آزاردهنده پدر و مادر آن را نمى‏يابد.

١ . اسراء/ ٢٣.
٢ . اصول كافى، ج ٢، ص ٣٤١، حديث ٧.
٣ . مجمع البيان، ج ٦، ص ٦٣١.
٤ . همان، ص ٤٤٢.

آزار والدين حتى اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق عليه‏السلام فرمود:
من نظر الى ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم‏يقبل الله تعالى له صلوة؛(١)
كسى كه به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمى‏پذيرد.
 

فروتنى در برابر والدين

فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نيكى به پدر و مادر است و نشانه‏اى از روح شكرگزارى به شمار مى‏رود:
واخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة و قل رب ارحمهما كما ربّيانى صغيراً؛(٢)
دو بال فروتنى خويش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند.
از اين بخش از آيه كه فرمود: «و قل ربّ ارحمهما كما ربيانى صغيراً» مى‏توان دريافت كه طلب رحمت و بخشايش براى والدين نيز ريشه در احساس شكرگزارى انسان دارد.
امام صادق عليه‏السلام فرمودند:
لاتملأ عينيك من النظر اليهما الاّ برحمة و رقّة، و لاترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا يدك فوق ايديهما، و لاتقدم قدمهما؛(٣)
چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدايت را از صداى آنان بلندتر مكن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پيشى مگير.

١ . همان.
٢ . اسراء/ ٢٤.
٣ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣٨.

 
وظيفه فرزند پس از درگذشت والدين

فرزند حتى پس از آنكه پدر و مادرش از دنيا مى‏روند، همچنان وظيفه‏اى اخلاقى دارد. او بايد براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برايشان درخواست رحمت و مغفرت كند. از امام باقر عليه‏السلام روايت شده است:
انّ العبد ليكون بارّاً بوالديه فى حياتهما ثم يموتان فلايقضى عنهما دينهما و لايستغفر لهما فيكتبه الله عاقاً و انه ليكون عاقاً لهما فى حياتهما غير بارّ بهما فاذا ماتا قضى دينهما و استغفر لهما فيكتبه الله بارّاً؛(١)
هرآينه كسى كه نسبت به پدر و مادر خود نيكوكار بوده، پس از مرگ آنها دين آنان را ادا نمى‏كند و براى آنان استغفار نمى‏نمايد، پس خداوند او را در شمار آزاردهندگان قرار مى‏دهد. و بسا كه كسى آزاردهنده پدر و مادرش بوده و در حياتشان به آنان نيكى نمى‏كرده است، ولى پس از مرگ آنها دين آنها را ادا كرده و برايشان استغفار نموده است، پس خداوند او را در شمار نيكى‏كنندگان به والدين قرار مى‏دهد.
از اين روايت فهميده مى‏شود كه اولاً: وظيفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمى‏يابد و ديگر اينكه خداوند راه را براى جبران كوتاهيهاى فرزند خطاكار باز گزارده است.
 

خواهر و برادر

رابطه ميان فرزندان يك خانواده، رابطه‏اى حساس است. عاطفه‏اى كه ميان والدين و فرزندان وجود دارد، در رابطه خواهرى و برادرى رقيق‏تر مى‏شود. از طرف ديگر خواهران و برادران با يكديگر به اندازه‏اى كه پدر و مادر با فرزندان مدارا مى‏كنند، مدارا نمى‏نمايند؛ به همين دليل اصطكاك و برخورد سليقه‏ها و اراده‏ها ميان آنان بيشتر است.

١ . همان، ص ٤٤١.

فرزندان خانواده در روابط متقابل خود به تدريج آماده ظاهر شدن در جامعه مى‏شوند؛ آنها روابطى را برقرار مى‏كنند كه عواطف شديدى همچون رابطه والدين و فرزندان در آنها نيست. كودك در رابطه با پدر و مادر خود بسيارى از مشكلات اين رابطه را به سبب محبت پدر و مادر از سر مى‏گذراند و به سبب اعتمادى كه به آنها دارد، قادر به ايجاد رابطه مثبت با آنان است. اما در جايى كه چنين اعتمادى نيست و چنان محبتى هم وجود ندارد، طرف مقابل گذشت كمترى مى‏كند و براى ايجاد ارتباط، تشخيص درست انسانهاى صالح و درستكار از بدكاران را ضرورى است. اگر كودك از كنار پدر و مادر خود ناگهان به جامعه منتقل شود، در واقع از فضايى كه محبت و اعتماد در آن فراوان بوده است، به فضايى منتقل مى‏شود كه اين دو عنصر بسيار كمتر است. اين انتقال دفعى، او را با مشكلاتى در برقرارى رابطه مواجه خواهد ساخت؛ اما اگر در خانواده فرصت ايجاد رابطه با خواهران و برادران خود را داشته باشد، حالت ميانه‏اى را تجربه مى‏كند كه متوسط رابطه والدين و فرزند و رابطه عمومى شهروندان است. بنابر اين رابطه خواهرى و برادرى بسيار اهميت دارد. تجربه نيز نشان مى‏دهد كه فرزندان خانواده‏هاى تك‏فرزند، به اندازه كسانى كه خواهر و برادر داشته‏اند مهارت برقرارى رابطه با همسالان و همكاران را ندارند.
به ميزانى كه رابطه اعتماد و محبت ميان خواهران و برادران كمتر از اعتماد و محبت ميان والدين و فرزندان است، حقوق آنان نيز بر يكديگر كمتر است. در عين حال خواهران و برادران حقوق زيادى نسبت به يكديگر دارند و وظايف اخلاقى آنان بسيار بااهميت است. رعايت حقوق خواهران و برادران، رابطه عاطفى آنان را تقويت مى‏كند و تقويت اين رابطه در واقع نيكى به پدر و مادر است؛ زيرا والدين همواره دوست دارند فرزندانشان رابطه‏اى محبت‏آميز با هم داشته باشند و اگر اين خواسته خود را برآورده ببينند، خشنود خواهند شد.
براى آشنايى با حق خواهران و برادران به رسالة الحقوق امام زين‏العابدين عليه‏السلام رجوع مى‏كنيم:
و امّا حق اخيك فتعلم انه يدك التى تبسطها و ظهرك الذى تلتجئ اليه و عزّك الذى تعتمد عليه و قوتك التى تصول بها فلاتتخذه سلاحاً على معصية الله و لا عدّة لظلم بحق الله و لاتدع نصرته على نفسه و معونته على عدوّه و الحول بينه و بين شياطينه و تأدية النصيحة و الاقبال عليه فى الله، فان انقاد لربّه و احسن الاجابة له و الاّ فليكن الله آثر عندك و اكرم عليك منه؛(١)
و اما حق برادر تو اين است كه بدانى كه او برايت [چون] دستى است كه مى‏گشايى و پشتوانه‏اى است كه به آن پناه مى‏برى و عزتى است كه به آن تكيه مى‏كنى و نيرويى است كه به وسيله آن چيرگى مى‏يابى. پس او را وسيله‏اى براى معصيت خدا و كمكى براى ستم به حق خداوند مگير، و در يارى او كوتاهى مكن و او را در برابر دشمنش يارى كن و ميان او و شياطينش فاصله انداز و او را نصيحت كن و در راه خدا به او روى آور. پس اگر مطيع فرمانبر پروردگارش بود [با او باش] وگرنه بايد كه خداوند در نزد تو محبوبتر و بزرگتر از او باشد.

١ . تحف العقول، رسالة الحقوق، ص ٢٦٤.

از اين جملات در مى‏يابيم كه در نسبت برادرى، اصل بر آن است كه برادران دو وظيفه را نسبت به هم انجام دهند: ١ـ يار و حامى يكديگر باشند، ٢ـ در راه خدا ناصح و خيرخواه يكديگر باشند. اين دو وظيفه يكديگر را تكميل مى‏كنند و هيچ يك بدون ديگرى وظايف برادرى را كامل نمى‏كند. به نظر مى‏رسد رابطه خونى و عاطفى برادرى، تا اندازه بسيارى موجب حمايت برادران از يكديگر مى‏شود، ولى اگر اين حمايت توأم با بصيرت نسبت به اهداف زندگى نباشد به حمايتهاى ناروا، و ظالمانه مى‏انجامد. براى پيشگيرى از اين گونه حمايتهاى ناروا لازم است فقط از كسى كه هدفى اخلاقى و الهى را تعقيب مى‏كند حمايت شود و اگر كسى در مسيرى ناصواب حركت مى‏كند، از آن راه باز داشته و نصيحت شود. توجه به حق بودن يا نبودن آنچه مورد حمايت واقع مى‏شود، حمايت‏كننده و حمايت‏شونده را از گناه و ظلم باز مى‏دارد. هرگاه برادرى در مسير مخالف خدا گام زند، وظيفه برادران او نصيحت كردن است و چون در طريق الهى حركت كند وظيفه برادران حمايت از اوست.
اگر حمايت و نصيحت با هم جمع شوند، مصداق حقيقى نيكى كردن پديد مى‏آيد. نيكى حقيقى به پدر و مادر نيز بايد تركيبى از اين دو باشد؛ با اين تفاوت كه پدر و مادر حتى اگر نصيحت‏پذير نباشند، باز هم بايد از آزردن و جدايى از آنها پرهيز كرد؛ ولى رابطه برادرى و خواهرى اين گونه نيست.
از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت شده است:
برّ امّك و أباك و اختك و اخاك ثمّ ادناك فأدناك؛(١)
به مادر و پدر و خواهر و برادرت نيكى كن، سپس به خويشاوندان نزديك و آنگاه به خويشان دور نيكى كن.
 

صله رحم

پس از اعضاى اصلى هر خانواده، خويشاوندان قرار دارند. رابطه خويشاوندانى كه رابطه‏اى خونى و مادرى(رحم) دارند، ادامه روابط خانوادگى خواهران و برادران است. داشتن رابطه و احترام به خاله، دايى و نزديكان مادر كه مادر، روزى با آنان در يك خانه زندگى كرده و رابطه‏اى عاطفى با آنان دارد و هنوز خواستار ادامه رابطه با آنهاست، احترام به خواسته مادر تلقى مى‏شود. در مورد عمه و عمو نيز همين مسئله صادق است؛ احترام به آنان و حفظ و ادامه رابطه عاطفى با آنها نيز، در واقع احترام به خواسته پدر است.
در روابط خويشاوندى نيز محبت ميان طرفين شديد است، ولى به اندازه محبت ميان والدين و فرزندان نيست. حفظ پيوند عاطفى و محبت‏آميز ميان خويشاوندان، محافظت از مهربانى در گستره‏اى وسيع است. خويشاوندى در حقيقت زمينه روحى و عاطفى مناسب براى نيكى كردن به ديگران است.

١ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣٥.

پيوند با ارحام موجب مى‏شود برخى شئون مربوط به ارحام را شأنى از خود تلقى كنيم و نيكى به آنان را نيكى به خود بدانيم. اين ويژگى رابطه خويشاوندى، انگيزه نيكى كردن را افزايش مى‏دهد و توفيق عمل صالح را بيشتر مى‏سازد. و عمل صالح بيشتر، موجب نزديك شدن انسان به هدف زندگى است. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرموده‏اند كه خداوند فرمود:
انا الرحمن و هذه الرحم، شققت لها اسماً من اسمى فمن وصلها وصلته و من قطعها بتته؛(١)
من "الرحمن" هستم و اينان "رحم"، از نام خود نامى برايشان جدا كردم، پس كسى‏كه به رحم بپيوندد به‏او مى‏پيوندم وكسى كه از رحم بگسلد از او بگسلم.
رحم مادران مايه پيوند مهرآميز آدميان است و اين رحمت و مهربانى ميانِ خويشاوندان را خداوند قرار داده است؛ همان گونه كه رحمت ميان مؤمنان را به رحمت خويش پديد آورد. خداوند همه انسانها را از يك پدر و مادر آفريد؛ آدميان همه خويشاوند هستند و اگر به اين موضوع انديشه كنند مهربانى ميان آنان بيشتر خواهد بود:
يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالاً كثيراً و نساءاً و اتقوا الله الذى تساءلون به و الارحام انّ الله كان عليكم رقيباً؛(٢)
اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را نيز از او آفريد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد، و از خدايى كه به [نام] او از همديگر درخواست مى‏كنيد پروا نماييد، و زنهار از خويشاوندان مبُريد كه خدا همواره بر شما نگهبان است.

١ . همان، ص ٤٢٨.
٢ . نساء/ ١.

اولياء خدا حتى جنگ با گمراهان را براى بسط توحيد و از سر مهربانى به انسان ها انجام داده‏اند.
به هر حال رحمت طبيعى ميان ارحام، راه پيوندهاى انسانى را هموارتر مى‏كند و كسى كه از ارحام خود بگسلد، به گسستن از بيگانگان نزديكتر است و از همين روست كه قطع رحم نكوهش شده است.
امام صادق عليه‏السلام فرمودند:
اتقوا الحالقة فانها تميت الرجال، قلت: وما الحالقة؟ قال: قطيعة الرحم؛(١)
از "حالقه" بپرهيزيد كه مردان را مى‏ميراند. شخصى پرسيد: "حالقه" چيست؟ امام عليه‏السلام پاسخ دادند: گسستن از خويشاوندان.
اميرالمؤمنين عليه‏السلام در خطبه‏اى چنين فرمودند:
اعوذ بالله من الذنوب التى تعجل الفناء؛
از گناهانى كه نابودى را زودهنگام مى‏كنند به خدا پناه مى‏برم. شخصى پرسيد: مگر گناهى هست كه نابودى زودرس آورد؟ ايشان فرمودند:
نعم ويلك قطيعة الرحم؛
آرى، واى بر تو، بريدن از خويشاوندان. سپس فرمودند:
ان اهل البيت ليجتمعون و يتواسون و هم فجرة فيرزقهم الله جلّ و عزّ، و ان اهل البيت ليتفرّقون و يقطع بعضهم بعضاً فيحرمهم الله و هم اتقياء؛(٢)
بسا خويشاوندانى كه گناهكارند ولى با هم اجتماع و تواسى مى‏كنند، پس خداوند بزرگ عزيز آنان را روزى مى‏دهد، و بسا خويشاوندان پرهيزگارى كه از يكديگر دورى مى‏كنند و از هم مى‏گسلند، پس خداوند آنان را محروم مى‏سازد.

١ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣١.
٢ . همان، ص ٤٣٢.

هرچه بريدن از خويشاوندان نكوهيده و داراى آثار سوء است، صله رحم ستوده و مبارك است:
ان افضل ما توسل به المتوسلون الى الله سبحانه الايمان ... و صلة الرحم فانها مثراة فى المال؛(١)
همانا بهترين چيز كه نزديكى خواهان به خداوند به آن دست يازيده‏اند ايمان ... و پيوند با خويشان است كه مال را افزون سازد و اَجَل را واپس اندازد.
و نيز فرمود:
فرض الله الايمان تطهيراً من الشرك ... و صلة الرحم منماةً للعدد؛(٢)
خدا ايمان را واجب كرد تا موجب پاكى از شرك باشد ... و پيوند با خويشان را واجب كرد تا سبب رشد و فراوانى عدد گردد.
امام سجاد از رسول خدا عليهماالسلام روايت فرمود:
من سرّه ان يمدّ الله فى عمره، وان يبسط له فى رزقه فليصل رحمه؛(٣)
كسى كه خوش دارد خدا عمرش را دراز كند و روزيش را گشاده سازد، پس به خويشاوندانش بپيوندد.
آثار صله رحم در بركات دنيايى خلاصه نمى‏شود، بلكه با جلوگيرى از گناه، آخرت را نيز آباد مى‏كند:
امام صادق عليه‏السلام فرمود:
انّ صلة الرحم و البرّ ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصلوا ارحامكم و برّوا باخوانكم و لو بحسن السلام و ردّ الجواب؛(٤)
پيوند با خويشاوندان و نيكوكارى، حساب آخرت را آسان مى‏كند و از گناهان باز مى‏دارد. پس به خويشان خود بپيونديد و به برادران خود نيكى كنيد، حتى اگر به نيكىِ سلام و دادن جواب باشد.

١ . نهج البلاغة، الخطبه ١١٠.
٢ . همان، قصار الحكم، ٢٥٢.
٣ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣٢.
٤ . همان، ج ٣، ص ٤٣٣.


پرسش‏ها

١ ـ در ضمن چند سطر از وظايف فرزند نسبت به والدين در حيات و ممات آنها بنويسيد؟
٢ ـ چه تفاوتى بين رابطه فرزندان با والدين و فرزندان با يكديگر (رابطه خواهر برادرى) وجود دارد؟
٣ ـ اهميت رابطه خواهر و برادرى در چيست؟
٤ ـ علت توصيه فراوان به صله رحم و دورى از قطع رحم چيست؟
٥ ـ آيا صله رحم و قطع آن داراى ارزش اخلاقى هستند؟ چرا؟