نيكى به پدر و مادر، وظيفهاى اخلاقى است كه در واجب بودن شكر مُنعم ريشه دارد. انسان فطرتاً شاكر و سپاسگزار كسى است كه به او نيكى كرده است. سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسى كه به پدر و مادر خود نيكى مىكند، از فطرت خود پاسدارى كرده است. اهميّت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزارى از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:
و وصينا الانسان بوالديه حملته امّه وهنا على وهن و فصاله فى عامين ان اشكر لى و لوالديك الى المصير؛(١)
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش [به هنگام باردارى[ او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مىيابد (آرى او را سفارش كرديم) كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است.
١ . لقمان/ ١٤.
و همانطور كه كسى نمىتواند شكر پروردگار به جاى آورد، شكرگزارى از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حدّ محال است. از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله روايت شده است:
لنيجزى ولد عن والده حتى يجده مملوكاً فيشتريه و يعتقه؛(١)
هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمىكند، مگر آنكه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.
و نيز از ايشان روايت شده است:
برّ الوالدين افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد فى سبيل الله؛(٢)
نيكى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نيكى به پدر و مادر چنان اهميتى دارد كه حتى پدر و مادرى كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كردهاند، بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكى كند.(٣)
مادر حق ويژهاى دارد و نيكى به او مقدم است. امام صادق عليهالسلام فرمودند:
شخصى نزد پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله آمد و پرسيد اى پيامبر! به چه كسى نيكى كنم؟ فرمودند: مادرت. پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت. دوباره پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به پدرت.(٤)
١ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣٤.
٢ . همان.
٣ . همان، ص ٤٤٢، ٤٤١.
٤ . همان، ص ٤٣٩.
خداوند در قرآن كريم نيكى به پدر و مادر را وظيفهاى واجب معرفى فرموده است؛ وظيفهاى كه پس از «توحيد در پرستش» ذكر شده است:
و قضى ربك الاّ تعبدوا الاّ ايّاه و بالوالدين احساناً امّا يبلغنّ عندك الكبر احدهما او كلاهما فلاتقل لهما افّ و لاتنهرهما و قل لهم قولاً كريماً؛(١)
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد؛ اگر يكى از آن دو يا هردو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها[حتى[ "اف" مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.
مطابق اين آيه نيكى به پدر و مادر امرى واجب و كوچكترين بىاحترامى به آنان ممنوع است. اين وجوب و ممنوعيت، چنانكه گفتيم، پس از بيان وجوب يگانهپرستى ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.
اهانت و بىاحترامى نسبت به والدين به هيچ روى پذيرفته نيست؛ حتى كوچكترين رفتار يا گفتارى كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است. امام رضا عليهالسلام فرمودند:
اگر لفظى كوتاهتر و سبكتر از «اف» وجود داشت، خداوند آن را در آيه ذكر مىفرمود.(٢)
و در روايت ديگرى آمده است كه مقصود از «اف»، كمترين آزار است و اگر كلمهاى وجود داشت كه بر آزارى كوچكتر دلالت مىكرد، خداوند از آن نهى مىفرمود.(٣) روايات بسيارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر از پيامبر اكرم عليهماالسلام نقل فرمودند:
اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لايجدها عاقّ...؛(٤)
از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوييده مىشود، ولى آزاردهنده پدر و مادر آن را نمىيابد.
١ . اسراء/ ٢٣.
٢ . اصول كافى، ج ٢، ص ٣٤١، حديث ٧.
٣ . مجمع البيان، ج ٦، ص ٦٣١.
٤ . همان، ص ٤٤٢.
آزار والدين حتى اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق عليهالسلام فرمود:
من نظر الى ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لميقبل الله تعالى له صلوة؛(١)
كسى كه به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمىپذيرد.
فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نيكى به پدر و مادر است و نشانهاى از روح شكرگزارى به شمار مىرود:
واخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة و قل رب ارحمهما كما ربّيانى صغيراً؛(٢)
دو بال فروتنى خويش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند.
از اين بخش از آيه كه فرمود: «و قل ربّ ارحمهما كما ربيانى صغيراً» مىتوان دريافت كه طلب رحمت و بخشايش براى والدين نيز ريشه در احساس شكرگزارى انسان دارد.
امام صادق عليهالسلام فرمودند:
لاتملأ عينيك من النظر اليهما الاّ برحمة و رقّة، و لاترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا يدك فوق ايديهما، و لاتقدم قدمهما؛(٣)
چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدايت را از صداى آنان بلندتر مكن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پيشى مگير.
١ . همان.
٢ . اسراء/ ٢٤.
٣ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣٨.
فرزند حتى پس از آنكه پدر و مادرش از دنيا مىروند، همچنان وظيفهاى اخلاقى دارد. او بايد براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برايشان درخواست رحمت و مغفرت كند. از امام باقر عليهالسلام روايت شده است:
انّ العبد ليكون بارّاً بوالديه فى حياتهما ثم يموتان فلايقضى عنهما دينهما و لايستغفر لهما فيكتبه الله عاقاً و انه ليكون عاقاً لهما فى حياتهما غير بارّ بهما فاذا ماتا قضى دينهما و استغفر لهما فيكتبه الله بارّاً؛(١)
هرآينه كسى كه نسبت به پدر و مادر خود نيكوكار بوده، پس از مرگ آنها دين آنان را ادا نمىكند و براى آنان استغفار نمىنمايد، پس خداوند او را در شمار آزاردهندگان قرار مىدهد. و بسا كه كسى آزاردهنده پدر و مادرش بوده و در حياتشان به آنان نيكى نمىكرده است، ولى پس از مرگ آنها دين آنها را ادا كرده و برايشان استغفار نموده است، پس خداوند او را در شمار نيكىكنندگان به والدين قرار مىدهد.
از اين روايت فهميده مىشود كه اولاً: وظيفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمىيابد و ديگر اينكه خداوند راه را براى جبران كوتاهيهاى فرزند خطاكار باز گزارده است.
رابطه ميان فرزندان يك خانواده، رابطهاى حساس است. عاطفهاى كه ميان والدين و فرزندان وجود دارد، در رابطه خواهرى و برادرى رقيقتر مىشود. از طرف ديگر خواهران و برادران با يكديگر به اندازهاى كه پدر و مادر با فرزندان مدارا مىكنند، مدارا نمىنمايند؛ به همين دليل اصطكاك و برخورد سليقهها و ارادهها ميان آنان بيشتر است.
١ . همان، ص ٤٤١.
فرزندان خانواده در روابط متقابل خود به تدريج آماده ظاهر شدن در جامعه مىشوند؛ آنها روابطى را برقرار مىكنند كه عواطف شديدى همچون رابطه والدين و فرزندان در آنها نيست. كودك در رابطه با پدر و مادر خود بسيارى از مشكلات اين رابطه را به سبب محبت پدر و مادر از سر مىگذراند و به سبب اعتمادى كه به آنها دارد، قادر به ايجاد رابطه مثبت با آنان است. اما در جايى كه چنين اعتمادى نيست و چنان محبتى هم وجود ندارد، طرف مقابل گذشت كمترى مىكند و براى ايجاد ارتباط، تشخيص درست انسانهاى صالح و درستكار از بدكاران را ضرورى است. اگر كودك از كنار پدر و مادر خود ناگهان به جامعه منتقل شود، در واقع از فضايى كه محبت و اعتماد در آن فراوان بوده است، به فضايى منتقل مىشود كه اين دو عنصر بسيار كمتر است. اين انتقال دفعى، او را با مشكلاتى در برقرارى رابطه مواجه خواهد ساخت؛ اما اگر در خانواده فرصت ايجاد رابطه با خواهران و برادران خود را داشته باشد، حالت ميانهاى را تجربه مىكند كه متوسط رابطه والدين و فرزند و رابطه عمومى شهروندان است. بنابر اين رابطه خواهرى و برادرى بسيار اهميت دارد. تجربه نيز نشان مىدهد كه فرزندان خانوادههاى تكفرزند، به اندازه كسانى كه خواهر و برادر داشتهاند مهارت برقرارى رابطه با همسالان و همكاران را ندارند.
به ميزانى كه رابطه اعتماد و محبت ميان خواهران و برادران كمتر از اعتماد و محبت ميان والدين و فرزندان است، حقوق آنان نيز بر يكديگر كمتر است. در عين حال خواهران و برادران حقوق زيادى نسبت به يكديگر دارند و وظايف اخلاقى آنان بسيار بااهميت است. رعايت حقوق خواهران و برادران، رابطه عاطفى آنان را تقويت مىكند و تقويت اين رابطه در واقع نيكى به پدر و مادر است؛ زيرا والدين همواره دوست دارند فرزندانشان رابطهاى محبتآميز با هم داشته باشند و اگر اين خواسته خود را برآورده ببينند، خشنود خواهند شد.
براى آشنايى با حق خواهران و برادران به رسالة الحقوق امام زينالعابدين عليهالسلام رجوع مىكنيم:
و امّا حق اخيك فتعلم انه يدك التى تبسطها و ظهرك الذى تلتجئ اليه و عزّك الذى تعتمد عليه و قوتك التى تصول بها فلاتتخذه سلاحاً على معصية الله و لا عدّة لظلم بحق الله و لاتدع نصرته على نفسه و معونته على عدوّه و الحول بينه و بين شياطينه و تأدية النصيحة و الاقبال عليه فى الله، فان انقاد لربّه و احسن الاجابة له و الاّ فليكن الله آثر عندك و اكرم عليك منه؛(١)
و اما حق برادر تو اين است كه بدانى كه او برايت [چون] دستى است كه مىگشايى و پشتوانهاى است كه به آن پناه مىبرى و عزتى است كه به آن تكيه مىكنى و نيرويى است كه به وسيله آن چيرگى مىيابى. پس او را وسيلهاى براى معصيت خدا و كمكى براى ستم به حق خداوند مگير، و در يارى او كوتاهى مكن و او را در برابر دشمنش يارى كن و ميان او و شياطينش فاصله انداز و او را نصيحت كن و در راه خدا به او روى آور. پس اگر مطيع فرمانبر پروردگارش بود [با او باش] وگرنه بايد كه خداوند در نزد تو محبوبتر و بزرگتر از او باشد.
١ . تحف العقول، رسالة الحقوق، ص ٢٦٤.
از اين جملات در مىيابيم كه در نسبت برادرى، اصل بر آن است كه برادران دو وظيفه را نسبت به هم انجام دهند: ١ـ يار و حامى يكديگر باشند، ٢ـ در راه خدا ناصح و خيرخواه يكديگر باشند. اين دو وظيفه يكديگر را تكميل مىكنند و هيچ يك بدون ديگرى وظايف برادرى را كامل نمىكند. به نظر مىرسد رابطه خونى و عاطفى برادرى، تا اندازه بسيارى موجب حمايت برادران از يكديگر مىشود، ولى اگر اين حمايت توأم با بصيرت نسبت به اهداف زندگى نباشد به حمايتهاى ناروا، و ظالمانه مىانجامد. براى پيشگيرى از اين گونه حمايتهاى ناروا لازم است فقط از كسى كه هدفى اخلاقى و الهى را تعقيب مىكند حمايت شود و اگر كسى در مسيرى ناصواب حركت مىكند، از آن راه باز داشته و نصيحت شود. توجه به حق بودن يا نبودن آنچه مورد حمايت واقع مىشود، حمايتكننده و حمايتشونده را از گناه و ظلم باز مىدارد. هرگاه برادرى در مسير مخالف خدا گام زند، وظيفه برادران او نصيحت كردن است و چون در طريق الهى حركت كند وظيفه برادران حمايت از اوست.
اگر حمايت و نصيحت با هم جمع شوند، مصداق حقيقى نيكى كردن پديد مىآيد. نيكى حقيقى به پدر و مادر نيز بايد تركيبى از اين دو باشد؛ با اين تفاوت كه پدر و مادر حتى اگر نصيحتپذير نباشند، باز هم بايد از آزردن و جدايى از آنها پرهيز كرد؛ ولى رابطه برادرى و خواهرى اين گونه نيست.
از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله روايت شده است:
برّ امّك و أباك و اختك و اخاك ثمّ ادناك فأدناك؛(١)
به مادر و پدر و خواهر و برادرت نيكى كن، سپس به خويشاوندان نزديك و آنگاه به خويشان دور نيكى كن.
پس از اعضاى اصلى هر خانواده، خويشاوندان قرار دارند. رابطه خويشاوندانى كه رابطهاى خونى و مادرى(رحم) دارند، ادامه روابط خانوادگى خواهران و برادران است. داشتن رابطه و احترام به خاله، دايى و نزديكان مادر كه مادر، روزى با آنان در يك خانه زندگى كرده و رابطهاى عاطفى با آنان دارد و هنوز خواستار ادامه رابطه با آنهاست، احترام به خواسته مادر تلقى مىشود. در مورد عمه و عمو نيز همين مسئله صادق است؛ احترام به آنان و حفظ و ادامه رابطه عاطفى با آنها نيز، در واقع احترام به خواسته پدر است.
در روابط خويشاوندى نيز محبت ميان طرفين شديد است، ولى به اندازه محبت ميان والدين و فرزندان نيست. حفظ پيوند عاطفى و محبتآميز ميان خويشاوندان، محافظت از مهربانى در گسترهاى وسيع است. خويشاوندى در حقيقت زمينه روحى و عاطفى مناسب براى نيكى كردن به ديگران است.
١ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣٥.
پيوند با ارحام موجب مىشود برخى شئون مربوط به ارحام را شأنى از خود تلقى كنيم و نيكى به آنان را نيكى به خود بدانيم. اين ويژگى رابطه خويشاوندى، انگيزه نيكى كردن را افزايش مىدهد و توفيق عمل صالح را بيشتر مىسازد. و عمل صالح بيشتر، موجب نزديك شدن انسان به هدف زندگى است. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمودهاند كه خداوند فرمود:
انا الرحمن و هذه الرحم، شققت لها اسماً من اسمى فمن وصلها وصلته و من قطعها بتته؛(١)
من "الرحمن" هستم و اينان "رحم"، از نام خود نامى برايشان جدا كردم، پس كسىكه به رحم بپيوندد بهاو مىپيوندم وكسى كه از رحم بگسلد از او بگسلم.
رحم مادران مايه پيوند مهرآميز آدميان است و اين رحمت و مهربانى ميانِ خويشاوندان را خداوند قرار داده است؛ همان گونه كه رحمت ميان مؤمنان را به رحمت خويش پديد آورد. خداوند همه انسانها را از يك پدر و مادر آفريد؛ آدميان همه خويشاوند هستند و اگر به اين موضوع انديشه كنند مهربانى ميان آنان بيشتر خواهد بود:
يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالاً كثيراً و نساءاً و اتقوا الله الذى تساءلون به و الارحام انّ الله كان عليكم رقيباً؛(٢)
اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را نيز از او آفريد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد، و از خدايى كه به [نام] او از همديگر درخواست مىكنيد پروا نماييد، و زنهار از خويشاوندان مبُريد كه خدا همواره بر شما نگهبان است.
١ . همان، ص ٤٢٨.
٢ . نساء/ ١.
اولياء خدا حتى جنگ با گمراهان را براى بسط توحيد و از سر مهربانى به انسان ها انجام دادهاند.
به هر حال رحمت طبيعى ميان ارحام، راه پيوندهاى انسانى را هموارتر مىكند و كسى كه از ارحام خود بگسلد، به گسستن از بيگانگان نزديكتر است و از همين روست كه قطع رحم نكوهش شده است.
امام صادق عليهالسلام فرمودند:
اتقوا الحالقة فانها تميت الرجال، قلت: وما الحالقة؟ قال: قطيعة الرحم؛(١)
از "حالقه" بپرهيزيد كه مردان را مىميراند. شخصى پرسيد: "حالقه" چيست؟ امام عليهالسلام پاسخ دادند: گسستن از خويشاوندان.
اميرالمؤمنين عليهالسلام در خطبهاى چنين فرمودند:
اعوذ بالله من الذنوب التى تعجل الفناء؛
از گناهانى كه نابودى را زودهنگام مىكنند به خدا پناه مىبرم. شخصى پرسيد: مگر گناهى هست كه نابودى زودرس آورد؟ ايشان فرمودند:
نعم ويلك قطيعة الرحم؛
آرى، واى بر تو، بريدن از خويشاوندان. سپس فرمودند:
ان اهل البيت ليجتمعون و يتواسون و هم فجرة فيرزقهم الله جلّ و عزّ، و ان اهل البيت ليتفرّقون و يقطع بعضهم بعضاً فيحرمهم الله و هم اتقياء؛(٢)
بسا خويشاوندانى كه گناهكارند ولى با هم اجتماع و تواسى مىكنند، پس خداوند بزرگ عزيز آنان را روزى مىدهد، و بسا خويشاوندان پرهيزگارى كه از يكديگر دورى مىكنند و از هم مىگسلند، پس خداوند آنان را محروم مىسازد.
١ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣١.
٢ . همان، ص ٤٣٢.
هرچه بريدن از خويشاوندان نكوهيده و داراى آثار سوء است، صله رحم ستوده و مبارك است:
ان افضل ما توسل به المتوسلون الى الله سبحانه الايمان ... و صلة الرحم فانها مثراة فى المال؛(١)
همانا بهترين چيز كه نزديكى خواهان به خداوند به آن دست يازيدهاند ايمان ... و پيوند با خويشان است كه مال را افزون سازد و اَجَل را واپس اندازد.
و نيز فرمود:
فرض الله الايمان تطهيراً من الشرك ... و صلة الرحم منماةً للعدد؛(٢)
خدا ايمان را واجب كرد تا موجب پاكى از شرك باشد ... و پيوند با خويشان را واجب كرد تا سبب رشد و فراوانى عدد گردد.
امام سجاد از رسول خدا عليهماالسلام روايت فرمود:
من سرّه ان يمدّ الله فى عمره، وان يبسط له فى رزقه فليصل رحمه؛(٣)
كسى كه خوش دارد خدا عمرش را دراز كند و روزيش را گشاده سازد، پس به خويشاوندانش بپيوندد.
آثار صله رحم در بركات دنيايى خلاصه نمىشود، بلكه با جلوگيرى از گناه، آخرت را نيز آباد مىكند:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
انّ صلة الرحم و البرّ ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصلوا ارحامكم و برّوا باخوانكم و لو بحسن السلام و ردّ الجواب؛(٤)
پيوند با خويشاوندان و نيكوكارى، حساب آخرت را آسان مىكند و از گناهان باز مىدارد. پس به خويشان خود بپيونديد و به برادران خود نيكى كنيد، حتى اگر به نيكىِ سلام و دادن جواب باشد.
١ . نهج البلاغة، الخطبه ١١٠.
٢ . همان، قصار الحكم، ٢٥٢.
٣ . المحجة البيضاء، ج ٣، ص ٤٣٢.
٤ . همان، ج ٣، ص ٤٣٣.
١ ـ در ضمن چند سطر از وظايف فرزند نسبت به والدين در حيات و ممات آنها بنويسيد؟
٢ ـ چه تفاوتى بين رابطه فرزندان با والدين و فرزندان با يكديگر (رابطه خواهر برادرى) وجود دارد؟
٣ ـ اهميت رابطه خواهر و برادرى در چيست؟
٤ ـ علت توصيه فراوان به صله رحم و دورى از قطع رحم چيست؟
٥ ـ آيا صله رحم و قطع آن داراى ارزش اخلاقى هستند؟ چرا؟