روابط انسان با ديگران و آنچه به انسانها تعلق دارد دو گونه است: يا منشأ اين رابطه نهادهاى اجتماعى، گروهها و نقشهاى اجتماعى است و يا رابطهاى ميان يك انسان با انسان ديگر است، بىآنكه عنوانى اجتماعى در اين رابطه دخالت كند. نوع نخست از روابط، تشكيلدهنده مناسباتى است كه در گروهها و نهادهاى اجتماعى شكل مىگيرد. بررسى اين روابط را از لحاظ ارزش اخلاقى مىتوان تحت عناوينى همچون: اخلاق خانواده، اخلاق مدرسه [يا تعليم و تربيت]، اخلاق شهروندى و اخلاق حاكمان قرار داد.
خانواده كوچكترين اجتماع انسانى است كه روابط اعضاى آن در درجه نخست از پيوندى عاطفى و خونى نشأت مىگيرد. هر يك از اعضاى خانواده داراى نقشى هستند و اين نقشها پديد آورنده روابطى هستند كه تكاليف و حقوق خاصى را ايجاد مىكنند. نقش همسرى، پدرى، مادرى، فرزندى، برادرى و خواهرى نقشهايى هستند كه در خانواده وجود دارد. اين نقشها رابطهاى حقوقى را ميان اعضاى خانواده پديد مىآورد. اين روابط حقوقى در بخشهايى از حقوق مدنى و فقه همچون كتاب نكاح، طلاق، ارث و ... بررسى مىشوند. اجراى احكام حقوقى در خانواده، حافظ نظم خانواده به عنوان جزئى از جامعه است. اين نظم كمك مىكند كه اعضاى خانواده از حمايتهاى رسمى حكومت در برابر تعدى برخى ديگر از اعضاى خانواده برخوردار شوند. ولى در برقرارى نظم خانوادگى، اصل قانون نيست؛ آنچه روابط خانوادگى را مستحكم مىكند محبتى است كه ميان اعضاى خانواده برقرار مىشود. شناخت احكام اخلاقى خانواده و عمل به آنها، محبت خانوادگى را سالم و بارور نگاه مىدارد و در سايه بارورى نهال محبت، نظم خانوادگى استوار مىماند؛ بىآنكه نيازمند حمايت دستگاه قضايى باشد.
براى آنكه ارزش اخلاقى روابط خانوادگى را بشناسيم بايد به دو مسئله توجه كنيم: نخست مانند هر ارزشگذارى اخلاقى ديگرى بايد هدف غايى انسان را معيار اصلى و اصيل ارزشِ رفتارهاى اختيارى قرار دهيم و دوم آنكه، بايد اهداف اختصاصى خانواده و كاركردهاى آن را شناسايى كنيم.
به نظر مىرسد خانواده كاركردهاى زير را داراست:
ـ از امنيت اخلاقى جامعه پاسدارى مىكند؛
ـ آرامش زن و مرد را تأمين مىكند. (اين دو هدف از طريق ازدواج به عنوان سنگ بناى خانواده تأمين مىشود)؛
ـ توليد نسل؛
ـ تأمين غذا، بهداشت، پوشاك و مسكن فرزندان و پرورش جسمى آنها؛
ـ حمايتهاى اجتماعى و حقوقى از فرزندان؛
ـ پرورش روحى و معنوى فرزندان؛
ـ انتقال فرهنگ جامعه به فرزندان و زمينهسازى براى جامعه پذيرى آنها.
با توجه به اين كاركردها، به خوبى معلوم مىشود كه بيشترين مسئوليت اخلاقى متوجه پدر و مادر است. از اين پس وظايف اخلاقى اعضاى خانواده را با توجه به نقش آنها بيان خواهيم كرد.
پيش از بيان نقشها و وظايف اخلاقى اعضاى خانواده، لازم است يادآورى كنيم كه احكام حقوقى اسلام درباره خانواده، بنابر مصالح واقعى وضع شده است. در نتيجه رعايت آنها شرط لازم رسيدن به كمال واقعى و هدف غايى انسان است. به همين دليل رعايت قوانين فقهى به نيت درك آثار واقعى آن، در تقرب به خداوند داراى ارزش اخلاقى مثبت است .اين نكته درباره همه احكام شرعى و در همه ابواب فقه صادق است.
ازداواج نخستين گام براى تشكيل خانواده است و به سبب همه كاركردها و نتايجى كه خانواده داراست، عملى ارزشمند و ستوده است.
ازدواج مايه آرامش زن و مرد است:
و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة؛(1)
1 . روم / 21.
و از نشانههاى او اين كه از نوع خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد.
اين آرامش نتيجه ارضاء صحيح گرايشهاى انسان است.
در روايات ترغيب بسيارى به ازدواج شده است. زيرا آرامش انسان مقدمه حركت او به سوى كمال است. و آرامش و سلامت اخلاقى جامعه نيز در گرو آرامش و سلامت آحاد آن است. آسايش روانى فرد و امنيت اخلاقى اجتماع، از طريق ازدواج تأمين مىگردد. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمودهاند:
ما بنى فى الاسلام احبّ الى الله عزوجلّ من التزويج؛(1)
در اسلام هيچ بنايى در نزد خداوند محبوبتر از ازدواج نيست.
و نيز:
من تزوج احرز نصف دينه؛(2)
كسى كه ازدواج كند نيمى از دين خود را پاس داشته است.
ترغيب به ازدواج و تأكيد بر آن، حكايت از تأثير مثبت آن در حركت تكاملى انسان دارد؛ همچنان كه ترك ازدواج آثارى منفى در اين خصوص دارد. هدف اصلى از ازدواج تسهيل تقرب به خداست. برخى از روايات ترك ازدواج را موجب كم بهرگى از عبادات و يا عذاب اخروى دانستهاند: از امام صادق عليهالسلام روايت شدهاست:
ركعتان يصليهما المتزوج افضل من سبعين ركعته يصليها اعزب؛(3)
دو ركعت نماز كه انسان صاحب همسر به جاى آورد از هفتاد ركعت كه بىهمسر بجا آورد برتر است.
و از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله نقل كردهاند:
اكثر اهل النار العُزّاب؛(4)
بيشتر اهل آتش بىهمسرانند.
1 . وسايل الشيعه، ج 7،كتاب النكاح، ابواب مقدمات النكاح و آدابه، باب استحبابه.
2 . همان.
3 . همان، باب كراهة العزوبه.
4 . همان.
چنين بناى مباركى در صورتى مىتواند آرامش زن و مرد و فرزندان آنان را پديد آورد كه از گام نخست با انديشه و سنجش صحيح انجام گيرد. ازدواج صرفا ارضاء كننده غريزه جنسى نيست، بلكه مقدمه تأسيس نهاد خانواده است. در درون اين نهاد علاوه بر تمتع جنسىِ همسران از يكديگر، بسيارى از نتايج ديگر به دست مىآيد كه همگى وابسته به پايدارى خانواده و محبتآميز بودن روابط اعضاى آن است. براى آنكه خانواده از آغاز به شكلى مطمئن پايه ريزى شود، انتخاب همسر بايد به شيوهاى صحيح باشد؛ يعنى به گونهاى كه احتمال تأمين اهداف خانواده را بالا ببرد. بنابراين معيارهاى گزينش همسر نمىتواند يكسويه باشد. مثلاً تأكيد بر زيبايى همسر، يكسويه نگرى است. كسى كه زيبايى همسر و يا ثروت او را يگانه معيار انتخاب قرار مىدهد، به فرزندان خانواده نيانديشيده و به تأثير اخلاقى و دينى همسران بر يكديگر توجه نكرده است.
شخصى به امام صادق عليهالسلام عرض كرد قصد ازدواج دارم. ايشان فرمودند:
انظر اين تضع نفسك؛(1)
بنگر كه خويشتن را كجا مىنهى.
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمودند:
اياكم و خضراء الدمن. قيل يا رسول الله ما خضراء الدمن؟ قال المرأة الحسناء فى منبت سوء؛(2)
از سبزى روييده در پِهِنزار بپرهيزيد. پرسيدند: سبزى روييده در پهنزار چيست؟ فرمودند: زن زيبا كه در خانواده بد باشد.
امام صادق عليهالسلام فرمودند:
انّما المرأة قلادة فانظر ماتتقلد؛(3)
1 . المحجة البيضاء، ج 3، ص 86.
2 . وسايل الشيعه، كتاب النكاح، باب جملة مما يستحب اجتنابه من صفات النساء.
3 . همان.
زن همچون گردنآويز است، پس بنگر كه چه چيز را به گردن مىآويزى.
در احاديث اهل بيت عليهمالسلام همچنين سخنانى درباره معيارهاى انتخاب شوهر آمده است. در اين احاديث معيار انتخاب، اخلاق نيكو و دين صحيح معرفى شده است. از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله روايت شده است:
اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوّجوه الاّ تفعلوه تكن فتنة فى الارض و فساد كبير؛(1)
اگر مردى كه اخلاق و دينش را مىپسنديد درخواست ازدواج كرد او را همسر دهيد. اگر چنين نكنيد در زمين فتنه و فساد بزرگ پديد آيد.
اين جملات و روايات معيارهاى انتخاب همسر را بيان مىكنند و با دقت در آنها مىتوان دريافت اين معيارها به گونهاى است كه خانواده را محيطى مناسب براى رشد معنوى اعضاى آن مىسازد.
پس از انعقاد پيمان همسرى، خانواده تشكيل مىشود و اولين رابطهاى كه پديد مىآيد رابطه زوجيت است. اين رابطه پديد آورنده دو نقش براى «شوهر» و «زن» است. هر يك از اين دو نقش حقوق و تكاليفى را ايجاب مىكند. اين حقوق و تكاليف وضع شدهاند تا اهداف ازدواج به بهترين شكلِ ممكن تحقق يابد. جنبههاى اخلاقى اداى حقوق و انجام تكاليف همسرى بسيار است. اگر هدايت كننده روابط همسرى، اخلاق باشد، نتايج بهترى از ازدواج حاصل مىآيد.
تأمين غذا، بهداشت، پوشاك، مسكن و لوازم ضرورى زندگى زن، بر عهده شوهر است. اين وظايف براى مرد واجب است. علاوه بر وظايف واجب، مرد به لحاظ اخلاقى موظف است با همسر خود با اخلاق نيكو رفتار كند و اسباب آرامش او را با رفتار مناسب خود فراهم آورد:
و عاشروهن بالمعروف؛(2)
1 . همان، باب انه يستحب للمرأة و اهلها اختيار الزوج الذى يرضى خلقه و دينه و ... .
2 . نساء/ 19.
با همسران خود به نيكى رفتار كنيد.
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله :
خياركم خيركم لنسائه و انا خيركم لنسائى؛(1)
بهترين شما كسى است كه نسبت به همسرش بيشتر نيكى كند و من بهترين شما نسبت به همسرم هستم.
و نيز فرمودند:
اكمل المؤمنين ايمانا، احسنهم خلقا و الطفهم باهله؛(2)
كاملترين ايمان از آنِ مؤمنى است كه خوشخلقترين مؤمن است و به خانوادهاش از همه مهربانتر است.
بردبارى در مقابل زن، علاوه بر حفظ رابطه همسرى از خطر سردى و جدايى، نوعى عمل تربيتى است و ثواب اخروى دارد.
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمودند:
من صبر على سوء خلق امرأته اعطاه الله من الاجر مثل ما اعطى ايوب على بلائه؛(3)
مردى كه بر بداخلاقى همسرش شكيبائى كند خداوند پاداشى همچون پاداش ايوب كه بر بلا شكيبا بود خواهد داد.
حفاظت زن از آلوده شدن به گناه و بازداشتن او از اختلاط غير لازم با مردان، از تكاليف شوهر است كه محيط خانواده را سالم و محيط اجتماع را امن مىسازد. مرد در انجام اين وظيفه بايد حدّ اعتدال را رعايت كند. اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمودند:
اياك و التغاير فى غير موضع غيرة فان ذلك يدعُو الصحيحة الى السقم و البريئة الى الريب؛(4)
از غيرت نابجا پرهيز كن كه درستكار را به نادرستى كشاند و پاكدامن را به بدگمانى خواند.
1 . المحجة البيضاء، ج 3، ص 98.
2 . همان.
3 . همان، ص 97.
4 . نهجالبلاغه، الكتاب 31.
و نيز فرمودند:
لاتكثر الغيرة على اهلك فترمى بالسوء من اجلك؛(1)
غيرت درباره همسرت را بسيار مكن كه براى خود بد مىآورى.
همچنين بر شوهر لازم است مقدمات لازم براى آموختن هر امر لازم براى زندگى را فراهم آورد تا همسر او بتواند با اطلاع از وظايف و حقوق خود، زندگى سالمى را در خانه و اجتماع بگذراند.
هريك از وظايف اخلاقى كه براى شوهر گفته شد در شرايط گوناگون اجتماعى به شكل خاصى اجرا مىشود. براى مثال اگر در گذشته تعليم همسر در حدّ آشنا ساختن او با احكام فقهى مورد نياز بود، اكنون نمىتوان به اين ميزان اكتفاء نمود. براى وضوح بيشتر مطلب تصور كنيد زنى در خانه وظيفه همسرى و مادرى را عهدهدار است و سواد خواندن و نوشتن ندارد، ولى همسر و فرزندان او داراى تحصيلات عاليه هستند. زن در چنين خانهاى دچار مشكلات روحى و عملى بسيارى مىشود. او احساس عقب ماندگى خواهد كرد. در گفتگوهاى خانوادگى و در موارد مشاوره اعضاى خانواده، نظرات او مورد بىتوجهى واقع خواهد شد؛ علايق او و ديگر اعضاى خانواده متفاوت خواهد بود و او از اين فاصله رنج خواهد برد. بنابراين تلاش مرد براى با سواد كردن زن و يا ارتقاء سطح آگاهيهاى او رفتارى با ارزش اخلاقى مثبت است. در شرايط اجتماعى قرون گذشته، اين كار يك وظيفه اخلاقى محسوب نمىشد، ولى امروز يك وظيفه اخلاقى مهم است. درباره آداب معاشرت با همسر نيز توجه به شرايط زمان و مكان مهم است و تطبيق وظايف اخلاقى با شرايط زمان يك ضرورت است.
1 . المحجة البيضاء، ج 3، ص 103.
زن همچون مرد وظيفه دارد به همسر خود وفادار باشد. زنان اگر از شوهران خود اطاعت كنند و پاكدامنى كنند و بر حفظ اموال و منافع شوهر خود كوشا باشند، از نعمت بهشت برخوردار خواهند بود، زيرا رضايت شوهر در كمال زن بسيار مؤثر و شرط بهرهمندى او از آخرت نيكوست. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمودند:
ايّما امرأة ماتت و زوجها عنها راض دخلت الجنة؛(1)
هر زنى كه بميرد و شوهرش از او راضى باشد به بهشت وارد مىشود.
و نيز فرمودند:
اذا صلّت المرأة خمسها و صامت شهرها و حفظت فرجها و اطاعت زوجها دخلت جنة ربّها؛(2)
چون زن نماز و روزه واجب خود را انجام دهد و پاكدامنى كند و شوهرش را اطاعت نمايد، به بهشت پروردگارش وارد خواهد شد.
مدارا با شوهر و تحمل بدرفتارى او، اجرى بسيار دارد و مقام زن را بالا مىبرد. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمودند:
و من صبرت على سوء خلق زوجها اعطاها الله مثل ثواب آسية امرأة فرعون؛(3)
زنى كه بر بدخلقى شوهرش شكيبايى كند خداوند پاداشى همچون پاداش آسيه همسر فرعون به او خواهد داد.
1 . المحجة البيضاء، ج 3، ص 131.
2 . همان.
3 . همان، ص 97.
پدر و مادر مسئول سلامت و رشد جسمى و روحى فرزندان خود هستند. والدين اگر خود به فضايل اخلاقى آراسته باشند و محيط خانه را از رذايل اخلاقى بپيرايند مهمترين شرط تربيت اخلاقى فرزند را فراهم كردهاند. فرزند چنين خانوادهاى به رستگارى نزديكتر است و آرامش روحى لازم را براى تقرب به سوى خدا داراست. امام صادق عليهالسلام فرمود:
ان الله ليفلح بفلاح الرجل المومن ولده و ولد ولده؛(1)
خداوند با رستگارى مرد مؤمن، فرزندان و فرزندزادگان او را رستگار مىكند.
پدر و مادر بايد فرزند را همچون موهبتى الهى پذيرا شوند و شكرگزار خداوندى باشند كه به آنان شرف پدر بودن و مادر بودن را عطا فرمود و نيز از خدا بخواهند كه توفيق انجامِ وظايف خويش را داشته باشند.
بنابراين پدر و مادر با تولد فرزند خويش خدا را سپاس مىگويند و براى آنان دختر يا پسر بودن فرزند تفاوتى نخواهد داشت. امام صادق عليهالسلام فرمود:
البنون نعم و البنات حسنات واللّه يسأل عن النعيم و يثيب على الحسنات؛(2)
پسران نعمت خدايند و دختران نيكىهايند و خداوند از نعمتها سؤال مىكند و بر نيكىها پاداش مىدهد.
به نظر مىرسد اين روايت و رواياتى مشابه آن، به منظور زدودن افكار جاهلى است. در زمان معصومين عليهمالسلام هنوز رسوبات افكار جاهلى در اذهان باقى بود و برخى از مردم، فرزند دختر را خوش نمىداشتند. پيامبر و ائمه معصومين عليهمالسلام با اين افكار مبارزه مىكردند. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله مىفرمايند:
من كان له ابنة فادبها و احسن ادبها و غذّاها فاحسن غداءها واسبغ عليها من النعمة التى اسبغ الله عليه، كانت له ميمنة و ميسرة من النار الى الجنّة؛(3)
1 . بحارالانوار، ج 71، صفحه 326.
2 . المحجة البيضاء، ج 3، ص 119.
3 . همان، ص 119.
هركس فرزند دخترى داشته باشد و او را به ادب نيكو تأديب نمايد و تغذيه نيكو كند و نعمتى را كه خدا به او ارزانى كرده بر آن فرزند تمام نمايد، آن دختر از راست و چپ او را از آتش محافظت مىكند تا به بهشت درآيد.
اين سخنان به وضوح مبارزه با افكار جاهلى را نشان مىدهد. بنابراين والدين بايد از افكار جاهلى فاصله گيرند و بدانند كه فرزند نيكو مايه سعادت آنان خواهدبود:
من سعادة المرءِ ... الولد الصالح؛(1)
فرزند صالح از سعادتمندى مرد است.
وبا داشتن چنين نگرشى نسبت به فرزند، به انجام وظايف خود درباره او بپردازند.
نامگذارى فرزند تحت تأثير عقيده والدين، ارزشهاى حاكم بر جامعه، آرزوهاى والدين درباره آينده او، و زيباييهاى لفظى و آوايى صورت مىگيرد. هرگاه والدين همه اين عناصر را در نظر بگيرند و در نامگذارى فرزند خود عقايد الهى و ارزشهاى اسلامى را در نظر گيرند و آرزوهاى خود را براى فرزند مطابق الگوهاى شرعى و با فضيلت قرار دهند و زيبايى ظاهرى و آوايى نام او را رعايت كنند، نامگذارى خوبى انجام دادهاند. نام نيكو تأثير فراوانى بر شخصيت فرزند دارد و نامگذارى نامناسب تأثير سوئى بر آرامش روانى او خواهد گذارد:
اوّل ما يبرُّ الرجل ولده انيسميه باسم حسن فليحسن احدكم اسم ولده؛(2)
نخستين نيكى پدر به فرزند نامگذارى نيكوى اوست، پس هر يك از شما بايد نام فرزندش را نيكو بردارد.
نامگذارى فرزند به نامهاى مبارك اهلبيت عليهمالسلام بسيار پسنديده و موجب بركت زندگى است: از امام رضا عليهالسلام روايت شده است:
در خانهاى كه در آن نام محمد يا احمد يا على يا حسن يا حسين يا جعفر يا طالب يا عبدالله يا فاطمه باشد، تنگدستى وارد نمىشود.(3)
1 . بحار الانوار، ج 76، ص 154.
2 . المحجة البيضاء، ج 3، ص 123.
3 . وسايل الشيعه، ج 14، ص 128.
1 ـ انواع روابط انسان را با محيط انسانى بيان كنيد؟
2 ـ سخن از خانواده چه جايگاهى در علم اخلاق دارد؟
3 ـ براى درك ارزش اخلاقى روابط خانوادگى توجه به چه مسائلى ضرورى است؟
4 ـ كاركردهاى خانواده چيست؟
5 ـ ازدواج چه تأثير اخلاقى در زندگى انسان دارد؟ و آيا ترك آن ارزش اخلاقى منفى دارد؟ توضيح دهيد.
6 ـ معيارهاى انتخاب همسر را در اسلام بيان نمائيد؟
7 ـ تكاليف اخلاقى مردوزن را نسبت به يكديگر و فرزندان بيان نمائيد؟
8 ـ آيا مىتوان گفت تطبيق وظايف اخلاقى تابع شرايط اجتماعى و زمانى است؟