درس نهم

صوم (2)

بقيه‏ى احكام روزه

آيه:

«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّه‏ُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللّه‏َ عَلى ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».(1)
 

بيان اجمالى

خداوند سبحان در اين آيه، ابتدا به زمان انجام فريضه‏ى روزه، يعنى ماه رمضان تصريح كرده است، و در ضمن يكى از ويژگى‏هاى رمضان، و سه ويژگى قرآن را يادآور شده است، و در ادامه، احكام حاضر، مسافر و بيمار را بيان كرده، و در پايان قاعده‏ى كلّى نفى عسر و حرج را تشريع نموده است.

1. بقره / 184.

 

شرح واژگان
رمضان

رمضان، اسم يكى از ماه‏ها قمرى است، و از ريشه‏ى رَمِضَ رَمْضَاً، به معناى شدّت گرما است. و در وجه تسميه‏ى آن گفته‏اند: چون هنگام نامگذاريش مصادف با فصل گرما بوده، به اين اسم ناميده شده است.(1)
برخى نيز در مباحث تفسيرى خود به اين نكته اشاره كرده‏اند كه چون رمضان گناهان را به وسيله‏ى اعمال صالحه مى‏سوزاند، اين گونه نامگذارى شده است.

قرآن و فرقان

قرآن از نظر ساختارى مصدر، و از ريشه‏ى قرء، به معناى خواندن است، و اگر در اصل اولى به معناى جمع باشد، در كاربرد ثانوى و عَلَم شده‏ى آن، نام كتاب آسمانى اسلام است. فرقان نيز مصدر و به معناى اسم فاعلى يعنى جدا كننده‏ى بين حق و باطل به كار مى‏رود.(2) اين احتمال نيز وجود دارد، كه فرقان به معناى اسم مفعول يعنى متفرق باشد، چرا كه به صورت پراكنده و تدريج نازل شده است.

يسر و عسر

يسر و عسر، در مقابل يكديگرند، يسر به معناى سهل و راحتى، و عسر به معناى سختى و مشكل است. هرچند يسر به معناى چيز كم نيز به كار مى‏رود، ليكن در آيه‏ى مورد بحث به معناى نخست مى‏باشد.

1. ر.ك: مجمع‏البحرين، المصباح المنير و مفردات، رمض.
2. ر.ك: كتاب العين؛ صحاح اللغة؛ مفردات، فرق.

احكام فقهى

در اين آيه‏ى شريفه چند حكم فقهى وجود دارد، كه عبارت است از:
 

زمان روزه

تعبير قرآن درباره‏ى زمان روزه: «شَهْرُرَمَضانَ الَّذِى‏أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»(1) است كه به قرينه‏ى «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ» مقصود از «الشهر»، همان «شهر» صدر آيه مى‏باشد كه، بيان‏گر ظرف زمانى انجام فريضه‏ى روزه است.

1. ماه قرآن، ماه صيام

سخن از قرآن و نزول آن، هر چند جزو «آيات الاحكام» نيست، اما خداوند، وصف قرآن را در خلال «آيات الاحكام» جاى داد، چنان كه روزه را در ماه قرآن قرار داد، تا ارتباط بين روزه و قرآن را يادآور شود؛ امام رضا عليه‏السلام در اين زمينه مى‏فرمايد: «اِنمَا جُعِلَ الصّومُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ خَاصّة دُونَ سَائِرِ الشُهُورِ، لاَنّ شَهْرَ رَمَضَانَ هُوَ الشّهْرُ الّذِي اُنْزِلَ فِيِه القُرآنُ».(2)
از يك سوى قرآن كتاب هدايت، بيّنات و فرقان است، روزه نيز زمينه‏ساز هدايت، بلكه نمودى از آن است.
قرآن كتاب هدايت است براى عموم مردم: « هُدىً لِلنَّاسِ» و بينات و نشانه هدايت است براى خواص كه تعبير « بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ» بر آن دلالت دارد.

1. كلمه‏ى «شهر» از لحاظ ادبى مبتدا، و خبر آن، الذى... است، يا اين‏كه خبر براى مبتداى محذوف «المفروض عليكم صومه» مى‏باشد، اين احتمال نيز وجود دارد كه شهر مبتدا باشد و الذى... صفت آن باشد.
2. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب، احكام شهر رمضان، باب 1، ح 6.

2. ضرورت جستجوى هلال

وقتى بنا باشد، روزه در زمان مخصوصى انجام شود، بى شك بايد آن زمان را شناسايى نمود، تا درست در زمان مطلوب صورت پذيرد، بنابر اين مى‏توان گفت: اين آيه به طور ضمنى دلالت بر وجوب جستجو بر رؤيت ماه رمضان، و ماه شوال را دارد. امام رضا عليه‏السلام در اين‏باره مى‏فرمايد: «صِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانِ فَرِيضَةٌ يُصَامُ لِلرُّؤيةِ، وَ يُفْطَرُ لِلرّؤيةِ».(1) در روايت محمد بن مسلم از امام باقر عليه‏السلام مى‏خوانيم كه فرمود: «إذَا رَأَيتُمُ الهِلالَ فَصُومُوا وَ اِذَا رَأَيتُمُوهُ فَاَفطِرُوا».(2)
در ميان اهل سنّت نيز چنين روايتى وجود دارد. در روايت ابن عمر از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله چنين آمده كه فرمود: «لاتَصُومُوا حَتّى تَرَوا الهِلالَ وَ لاتُفطِرُوا حَتّى تَرَوهُ».(3)
و از همين جا معلوم مى‏شود كه ديدن، يكى از راه‏هاى اثبات ماه است، و بعيد نيست كه اطلاق رؤيت، شامل ديدن خود فرد، و ديدن ديگران، به صورت واجب كفايى، و شهادت عدل نيز شود.

3. حرمت صوم پيش از رمضان به جاى رمضان

با توجّه به اين كه در ماه رمضان، تكليف صيام، به عنوان يك مطلوب مى‏باشد، هيچ صيام ديگرى چه واجب، چه مستحب، چه قضا، چه نذرى و غيره پذيرفته نيست، هر چند مسافر باشد.

1. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب احكام شهر رمضان، باب 3، ح 26.
2. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب احكام شهر رمضان، باب 3، ح 2.
3. ر.ك: صحيح مسلم: 3 / 122.

مؤيّد اين سخن، روايت مرسله‏ى حسن بن بسام، از امام صادق عليه‏السلام است كه در سفر مكّه، در ماه شعبان روزه‏ى مستحبى گرفت، اما در رمضان افطار نمود، از آن حضرت پرسيدند آيا در شعبان روزه مى‏گيريد و در رمضان افطار مى‏كنيد؟ حضرت فرمود: «اِنّ ذَلِكَ تَطَوّعٌ وَ لَنَا أن نَفعَلَ مَا شِئْنَا وَ هَذَا فَرضٌ فَلَيسَ لَنَا اَن نَفعَلَ الاّ مَا اُمِرنَا».(1)
آرى در ميان فقهاى شيعه، به شيخ طوسى نسبت داده شده كه گفته است: «... لو كان مسافرا سفر القصر فصام بِنيّةِ رمضان لم يجزه و ان صام بنيّة التطوّع كان جائِزا».(2)

4. وظيفه‏ى بيمار و مسافر

در بخشى از آيه، دوباره به روزه‏ى بيمار و مسافر اشاره كرده و مى‏فرمايد: «وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَر»، در اين خصوص قبلا سخن رفته بود و لزومى به تكرار آن لازم نيست.

5. قضاى روزه

درباره‏ى قضاى روزه نيز پيش از اين سخن رفته بود، ولى در اين‏جا به نكته‏ى ديگر اشاره دارد، و آن راز معافيت بيمار و مسافر از انجام روزه است كه مى‏فرمايد: «يُرِيدُ اللّه‏ُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لايُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ».
از آن‏جا كه غالبا براى بيماران و مسافران، انجام چنين تكليفى سخت است، خداوند اين تكليف را از آنان برداشته است.

1. وسائل الشيعة، ابواب من يصح منه الصوم، ب 11، ح 5.
2. ر.ك: جواهرالكلام: 16 / 203.

قاعده‏ى نفى حرج

از مجموع موارد نفى عسر، چنين استفاده مى‏شود كه خداوند عطوف و رحيم، از روى لطف و رحمت واسعه‏ى خود، براى تسهيل امر بندگان قاعده‏ى نفى عسر و حرج را تشريع فرمود، و لذا درباره‏ى سختى وضو و تبديل وظيفه به تيمّم فرمود: «ما يُرِيدُ اللّه‏ُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ». و درباره‏ى جهاد فرمود: «لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ».(1) و درباره‏ى مسايل اجتماعى و خانوادگى فرمود: «فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَىْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِى أَزْواجِ أَدْعِيائِهِم...».(2) و بالاخره درباره‏ى روزه مى‏فرمايد: «يُرِيدُ اللّه‏ُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لايُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ».

6. اكمال عدد

نكته‏ى ديگرى كه بدان اشاره نموده است، ضرورت تكميل تعداد روزهايى است كه روزه‏ى آن واجب شده است: «وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ».

1. انفال / 91.
2. احزاب / 38.

در اين‏كه منظور از اكمال عدد چيست؟دو ديدگاه وجود دارد:
الف) منظور، تكميل كمبود عدد روزه‏هاى نگرفته در زمان بيمارى و سفر است، و اين كه فرمود: عدد را كامل كنيد، بيان‏گر اين است كه مكلف بايد در روزهايى كه بيمار و مسافر نيست روزه بگيرد، و اگر مى‏فرمود: «وَلِتُكْمِلُوا الشّهرَ» تنها شامل اداى ما بقى مى‏شد و شامل قضاى آن نمى‏شد.
ب) برخى از فقهاى اهل سنّت گفته‏اند: منظور اين است كه سى روز، روزه‏ى واجب است، با اين استدلال كه ماه رمضان هميشه سى روز است. و مستند آنان روايت ابوبكره از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است كه فرمود: « شَهرا عَيدٍ لايَنقُصَانِ رَمَضَانُ وَ ذُوالحَجَّةِ».(1) اما اين سخن، درست نيست، چراكه معارض است با دسته‏اى ديگر از روايات كه ماه رمضان را مانند ساير ماه‏ها مى‏داند كه ممكن است سى روز باشد، و ممكن است بيست و نه روز، مثل روايت ابوهريره از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه فرمود: « إذَا رَأيتُمُ الهِلالَ فَصُومُوا وَ اِذَا رَأيتُمُوهُ فَأفطِرُوا فَاِن غُمّ عَلَيكُم فَصُومُوا ثَلاثِينَ يَوماً».(2)
بنابراين، آيه‏ى مذكور به تكميل كمبود تعداد روزه‏هاى نگرفته در روزگار بيمارى و مسافرت دلالت دارد، و روايت «لاينقصان»، اگر صحيح باشد، بايد حمل گردد بر اين كه ماه‏هاى بيست و نه روز، در اجر، ثواب و آثار از بقيّه‏ى ماه‏ها نقصى ندارد.

7. تكبير عيد

بخش آخر آيه، به لزوم تكبير، در پايان ماه رمضان اشاره كرده و مى‏فرمايد: « وَ لِتُكَبِّرُوا اللّه‏َ عَلى ما هَداكُمْ».
در اين كه منظور از اين تكبير چيست؟ دو تفسير وجود دارد:
الف) تكبير عملى
برخى از مفسّران(3) اين تعبير را بيان‏گر اصل غايت و هدف صيام دانسته، و گفته‏اند: صيام براى تعظيم خدا، اظهار كبريايى او و عبوديت بندگان، و نيايش در برابر نعمت‏هاى او به ويژه نعمت هدايت است. و از آن‏جا كه در شكر بايد حقيقت صوم وجود داشته باشد، شكر را با «لعلّ» بيان نمود و فرمود: «وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».

1. صحيح مسلم: 3 / 127.
2. صحيح مسلم: 3 / 124.
3. از جمله: بغوى، بيضاوى، مدرسى، طباطبايى و مكارم شيرازى.

ب) تكبير لفظى
برخى ديگر از مفسّران(1) معتقدند كه، منظور از اين بخش از آيه تكبيرات عيد فطر است، كه مى‏بايست در شب عيد و چهار نماز پس از آن يعنى نماز مغرب و عشاى شب عيد، و ظهر و عصر روز عيد، به عبارات مخصوص گفته شود؛ كه در اين صورت به عنوان يك حكم فقهى مطرح است.
البته بر اين تفسير، نيز رواياتى از شيعه و سنى وجود دارد، از جمله روايت معاويه بن عمّار از امام صادق عليه‏السلام كه مى‏فرمايد: «تُكبّر لَيلَةَ الفِطرِ وَ صَبِيحَة الفِطرِ».(2) و در روايت ابن عباس چنين آمده است كه: «حَقّ عَلَى المُسلِمِينَ اِذَا رَأوا هِلالَ شَوّالِ اَن يُكَبّرِوا».(3)
نكته‏ى قابل ذكر اين كه، اين تكبيرات طبق ديدگاه اهل‏سنّت واجب است، و بر اساس ديدگاه شيعه مستحب است.

نماز عيد

اين احتمال نيز وجود دارد كه بر اساس روايتى كه فضل بن شاذان از امام رضا عليه‏السلام نقل مى كند بگوييم: منظور از تكبيرات، خود نماز عيد است، چرا كه در آن روايت آمده است:

1. از جمله: شيخ طوسى، طبرسى، ابن كثير و بغوى.
2. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب صلاة العيد، ب 20، ح 1.
3. ر.ك: تفسير قرطبى: 2 / 302.

«اِنّمَا جُعِلَ التّكبِيرُ فِيهَا يَعني في صَلاةِ العِيدِ أَكثَرَ مِنهُ في غَيرِهَا مِنَ الصّلَواتِ لاَنّ التّكبِيرَ اِنّمَا هُوَ تَعظِيمٌ للّه‏ِ وَ تمجِيدٌ عَلَى مَا هَدَى وَ عَافى كَمَا قَالَ اللّه‏ُ عَزّوَجَلّ: «وَ لِتُكبّروا اللّه‏َ عَلَى مَا هَدَيكُم وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»».(1)
امام در اين روايت، با استشهاد به آيه‏ى مورد بحث، تكبيرات نماز عيد را، مصداق تعظيم و تمجيد مى‏داند و اين بيان‏گر آن است كه پس از انجام روزه در قالب تكبيرات، بايد به تعظيم خدا و تمجيد او پرداخت.
 

مباحات و مفطرات
آيه

«أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ اِلى نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللّه‏ُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللّه‏ُ لَكُمْ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الاَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الاَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ اِلَى اللَّيْلِ وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِى الْمَساجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّه‏ِ فَلا تَقْرَبُوها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّه‏ُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ».(2)

بيان اجمالى

در اين آيه، برخى از مباحات ماه رمضان و بخشى از مفطرات روزه و سپس آغاز و انجام روزه بيان شده، و آن را از طلوع فجر تا فرا رسيدن شب مى‏داند، و با ذكر اصل مسأله‏ى اعتكاف و برخى از احكام آن، چنين تشريفى را بيان آيات الهى قلمداد مى‏كند.

1. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب صلاة العيد، ب 10، ح 1.
2. بقره / 187.

 

شرح واژگان
رفث

رفث در لغت به معناى فحش و ناسزا گفتن، يا تصريح نمودن به آن‏چه كه بايد به طور كنايه بيان شود مى‏باشد. برخى مى‏افزايند: اين واژه كنايه از جماع نيز به كار مى‏رود.(1)

خيط

ارباب لغت مى‏نويسند: خيط در لغت به معناى نخى است كه با آن مى‏دوزند، و مراد از آن در آيه خود فجر است.(2)

فجر

فجر، در اصل به معناى شكافتن وسيع است، و از آن‏جا كه نور صبح، تاريكى شب را مى‏شكافد از آن تعبير به فجر نموده‏اند. فجر بر دو قسم است: كاذب و صادق، اولى به صورت عمودى ظاهر مى‏شود، و دومى به صورت افقى آشكار مى‏گردد.(3)

عكوف

عكُوف، بر وزن عطوف، به معناى خود را حبس نمودن و گوشه‏گيرى است، برخى از ارباب لغت گفته‏اند: عكوف روى‏آورى به چيزى و ملازم شدن با آن از روى تعظيم است.(4)
به نظر مى‏رسد كه اين دو معنا لازمه‏ى يكديگر باشد، چراكه شخص عاكف، با حبس نمودن خود در مسجد، خود را از همه‏ى تصرّفات عادى منع مى‏كند.

1. ر.ك: المصباح المنير، مجمع‏البحرين، و مفردات، رفث.
2. ر.ك: المصباح المنير، مفردات، خيط.
3. ر.ك: المصباح المنير، مفردات، مجمع‏البحرين، فجر.
4. ر.ك: المصباح المنير، مفردات، عكف.

 

مباحث فقهى
1. مباحات رمضان

آيه‏ى مورد بحث، سه نمونه از امور مباح، در شب‏هاى رمضان را بيان كرده است:
الف) آميزش جنسى
اولين فقره‏ى آيه مى‏فرمايد: «أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُم». چنان‏كه پيش از اين گفته شد: رفث، كنايه از آميزش جنسى است كه خداوند منّان، آن را در شب ماه رمضان حلال نموده است. و اطلاق آن، شامل همسر دايم و موقت، كنيز و آزاد مى‏شود.
ب) خوردن

ج) آشاميدن
در ادامه‏ى آيه مى‏فرمايد: « كُلُوا وَ اشْرَبُوا». آرى نمى‏توان ادعا نمود كه اطلاق آيه، هر نوع خوراكى و آشاميدنى را شامل مى‏شود، بلكه تنها خوردنى‏ها و آشاميدنى‏هاى حلال و طيب، كه در ديگر آيات تبيين شده است، را در بر مى‏گيرد.

نسخ يا بيان

بر اساس تفسيرى كه امام على عليه‏السلام درباره‏ى آيه دارد، مى‏فرمايد: در ابتدا كه صوم واجب شد، در اسلام نيز [به دليل كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ]، مانند بنى اسراييل، آميزش ممنوع بود، خوردن و آشاميدن بعد از خواب نيز ممنوع بود، يكى از اصحاب به نام مطعم بن جبير، هنگام حفر خندق به همين سبب بى‏حال شد، بعضى از جوانان كه قادر به خوددارى از آميزش نبودند، با همسران خود آميزش مى‏كردند، در اين حال پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از خدا درخواست نمود، و خداوند آيه‏ى «اُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ‏اِلى نِسائِكُم...» را نازل فرمود.(1)

1. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب ما يمسك عنه الصائم، ب 43، ح 3.

نتيجه‏ى اين روايت، كه مفسّران اهل سنّت(1) نيز آن را از طريق ديگر نقل كرده‏اند، اين است كه ممنوعيت نخستين نسخ شده است، و طبق اوامر: « بَاشِرُوهُنَّ »، و «اِبتَغُوا»، و « كُلُوا وَ اشْرَبُوا»، آميزش جنسى، خوردن و آشاميدن مجاز گرديد.
البته در ميان اهل سنّت، اين ديدگاه نيز وجود دارد كه، چون تشبيه امت اسلام با امت‏هاى پيشين « كمَا كُتِبَ»، تشبيه همه جانبه نيست، بنابر اين، آيه در حكم متمّم و مبيّن آيه‏ى قبل است، نه ناسخ آن.(2)
در پاسخ بايد گفت: اين ادّعا با تعابير: «اُحِلّ لَكُم»، و «كُنتُم تَختَانُونَ»، و«فَتَابَ عَلَيكُم وَعَفَى‏عَنكُم»، و «اَلآنَ بَاشِرُوهُنّ»، سازگارى ندارد.

امر بعد ازحظر

شكى نيست كه در اين آيه، چهار امر وجود دارد: يكى؛ « بَاشِرُوهُنَّ»، دوم؛ «اِبتَغُوا»، سوم؛ «كُلُوا»، و چهارم؛ « اشْرَبُوا». لكن در اصول الفقه ثابت است كه اين گونه امرها دلالت بر وجوب ندارند، و تنها حظر و ممنوعيت قبلى را از ميان بر مى‏دارد.

2. پايان اكل و شرب

بعد از آن‏كه با آيه‏ى «اُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ»، جماع، خوردن و آشاميدن مجاز شد، ضرورت داشت تا زمان آن نيز بيان گردد، لذا بلافاصله فرمود: «حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الاَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الاَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ».

1. از جمله: فخر رازى در تفسير كبير، قرطبى در الجامع لاحكام القرآن، و رشيد رضا در تفسير المنار.
2. ر.ك: رشيد رضا، تفسير المنار: 2 / 174. با تعبير «قال بعضهم: لا نسخ هنا».

واژه‏ى حتّى جارّه، از ادات غايت و براى بيان اَمد است، و شكى نيست كه در مفهوم عرفى، براى جدا كردن حكم ماقبل، از مابعد آن مى‏باشد. بنابراين تبيّن خيط پايان حدّ مجاز اكل و شرب و ... است.

خيط ابيض و خيط اسود(1)

پيش از اين گفتيم: مراد از خيط، نقطه‏ى روشنى است كه در پايان شب، در افق آشكار مى‏شود، و بيان‏گر نويد صبح است، خيط نخست كه متصل به شب است، به خيط اسود، و صبح كاذب تعبير مى‏شود. و از خيط دوم به دليل اتصال به روز، به خيط ابيض و صبح صادق تعبير مى‏گردد. بنابراين كلمه‏ى «مِن» در «مِنَ‏الْخَيْطِ»، منِ فصل و تمييز، و در «مِنَ الْفَجْرِ» منِ بيانيه مى‏باشد.

خوردن و آشاميدن تا طلوع خورشيد

قرطبى و فخر رازى مى‏نويسند: گروهى از جمله: عطاء بن ابى رباح و سليمان اعمش(2) از تابعان معتقدند كه خوردن و آشاميدن، تا روشن شدن راه‏ها و خانه‏ها، بلكه تا طلوع خورشيد جايز است.(3) و نتيجه‏ى گفتارشان اين است كه، مراد از خيط اسود شب، و مراد از خيط ابيض روز خواهد بود.
اين گروه، اين‏گونه استدلال مى‏كنند كه، خداوند ما بعد مغرب را با همه‏ى روشنى، ليل ناميده است، و چون فرقى بين آغاز شب و پايان آن نيست، پس قبل از طلوع خورشيد نيز شب مى‏باشد.

1. از روايات معلوم مى‏شود كه تعبير به خيط از اختراعات قرآن است، چرا كه مى‏نويسند: عدى بن حاتم پس از نزول اين آيه، يك نخ سياه و يك نخ سفيد به پاى خود بسته، و منتظر بود تا فجر تبيّن شود، لحظاتى گذشت اما خبرى نشد، صبح خدمت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسيد و داستان را تعريف نمود، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: اين‏طور نيست و تو اشتباه كردى «لا ،بل هو سواد الليل و بياض النهار». ر.ك: قرطبى، الجامع لاحكام القرآن: 2 / 320.
2. احتمالاً منظور، سليمان بن مهران كوفى، محدّث و فقيه شيعه (61 ـ 148) باشد.
3. ر.ك: الجامع لاحكام القرآن: 2 / 320؛ تفسير كبير: 5 / 121.

صبح و لزوم تفحص

از تعبير «حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُم» مى‏توان استنباط نمود كه:
اولاً: جايز است، بخشى از عمليات خوردن و آشاميدن، پس از طلوع فجر انجام شود، زيرا تبيّن حد نهايى است، و تبيّن نيز جز با گذشت اندك زمانى از صبح، ميسور نيست.
ثانياً: با توجّه به اين كه پس از تبيّن فجر، نبايد اكل و شربى صورت گيرد، ضرورت دارد تا تفحّص كند، اين مطلب افزون بر اين كه از جمله‏ى «حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُم» مستفاد است، و در حقيقت مانند «اِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَاءٍ فَتَبَيَّنُوا»(1) مى‏باشد. روايات نيز، به اين حقيقت اشاره شده است، از جمله روايت مضمره‏ى سماعه بن مهران، كه مى‏گويد: درباره‏ى مردى كه در رمضان بعد از طلوع فجر چيزى خورده يا آشاميده است پرسيدم، فرمود: «اِنْ كَانَ قَامَ فَنَظَرَ فَلَم يَرَ الفَجرَ فَأَكَلَ ثُمّ عَادَ فَرَأى الفَجرَ فَليُتمّ صَومَهُ لا اِعَادَةَ عَليهِ، وَاِن كَانَ قَامَ فَأَكَلَ وَ شَرِبَ ثُمّ نَظَرَ اِلى الفَجرِ فَرَأى أنّهُ قَد طَلَعَ الفَجرُ فَليُتمّ صَومَهُ وَ يَقضِى يَوماً آخَرَ، لاَنّهُ قَد بَدَأ بِالاَكلِ قَبلَ النَّظَرِ فَعَلَيهِ الاِعَادَةُ».(2)
اين سخن، صراحت دارد در اين كه، اگر صائم درباره‏ى طلوع فجر تحقيق و تفحص كرده، و با يقين به عدم طلوع فجر، مشغول خوردن و آشاميدن شده است، چيزى بر او نيست، اما اگر چنين نكرد، و پس از بيدار شدن از خواب، بدون تفحص و جستجو، مشغول خوردن و آشاميدن شد، بعد معلوم شد كه وقت باقى نبوده است، بايد روزه را قضا كند، چون در بخشى از روز امساك نكرده است.

1. حجرات / 6.
2. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب ما يمسك عنه الصائم، ب 44، ح 3.

 

پرسش ها:

1. از كجاى آيه‏ى صيام، ضرورت جستجوى هلال استفاده مى‏شود، آن را به ضميمه‏ى يك روايت بيان كنيد.
2. منظور از تبيّن خيط ابيض، از خيط اسود چيست؟ و چه احكامى را ثابت مى‏كند؟
3. آيه‏ى «احلّ لَكُم...» ناسخ احكام پيشين است يا مبيّن احكام صيام؟
4. درباره‏ى «تكملوا العدّة»، دو ديدگاه وجود دارد، هر دو را شرح داده، و بگوييد: كدام درست است، و چرا؟
 

تحقیق و پژوهش :

72. نماز عيد از آيات استفاده مى‏شود يا خير؟
73. خيانتى كه در آيه‏ى «عَلِمَ اللّه‏ُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ» از آن ياد شده، چه بوده است؟