درس هفتم
صلاة (2)

نماز مسافر

 

آيه

«وَ اِذا ضَرَبْتُمْ فِى الاَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ اِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوااِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً».(1)
 

شرح واژگان
ضرب

ضَرَبَ در لغت، به معناى «ايقاع شيء على شيء» مى‏باشد. و همين معنا در زدن نيز لحاظ شده است، چرا در زدن، دست، عصا، شمشير و غيره بر ديگرى قرار مى‏گيرد. در اين آيه با توجّه به قيد «فِى الأرْضِ» مقصود از «ضرب» مسافرت مى‏باشد، چراكه مسافر در حقيقت، زمين را با پاى خود مى‏زند.(2)

1. نساء / 101.
2. ر.ك: راغب اصفهانى، مفردات؛ ابن فارس، مقاييس اللغة؛ فيّومى، المصباح المنير، ضرب.

جناح

جناح در اصل لغت، به معناى ميل و انحراف است، و در كاربردهاى بعدى، به هر نوع اثمى اطلاق شده است.(1) و بعيد نيست كه اين واژه با واژه‏ى گناه در زبان فارسى، از يكديگر اقتباس شده باشد. به دليل تبديل حرف گاف فارسى به جيم در عربى و نزديكى معنى آن دو چنان كه برخى از اساتيد بر اين نظر هستند.

قصر

قصر در لغت داراى دو معنا است، يكى كوتاه كه در مقابل طولانى است، و ديگرى به معناى ضميمه كردن است، و در اين‏جا معناى اوّل مراد است.(2)

خوف

اين واژه در اصل به معناى، انتظار ناگوارى با نشانه‏ى ظنى يا يقينى است، در اين مفهوم دو اصل وجود دارد: يكى انتظار ناگوارى، و ديگرى اضطراب و دلهره. لذا دو چيز در مقابل خوف قرار دارد: يكى رجا كه به معناى انتظار دوست داشتنى، از روى نشانه‏ى ظنّى و يقينى است و ديگرى اَمْنيت و آسايش.(3)

فتنه

فَتْن بر وزن فتح، در اصل به معناى قرار دادن طلا در آتش، به منظور مشخص‏شدن ميزان خالصى آن است، بعد اين واژه در مطلق قرار گرفتن در بلا و گرفتارى به كار رفته است.(4)

1. ر.ك: المفردات؛ المصباح المنير، جنح.
2. المفردات، قصر.
3. المفردات، خوف.
4. المفردات، فتن.

در آيه‏ى شريفه نيز همين معنا مراد است، يعنى اگر دشمن‏كافر بخواهد شما مؤمنان را در بلا و سختى قرار دهد.
 

مطالب فقهى آيه

در اين آيه‏ى شريفه، كه به اجمال دلالت بر قصر و شكسته شدن نماز در سفر مى‏كند، اطلاقاتى به چشم مى‏خورد، كه موجب گسترش موضوع مى‏شود، اما با بررسى بيشتر، به خوبى روشن مى‏شود كه وسعت دائره‏ى موضوع بَدوى است، و بى شك برخى از آن‏ها تخصيص خورده است.

اطلاق‏ها و قيود

اطلاقات موجود در آيه متعدّد و مختلف است، برخى از آن‏ها در جهت كمّيت و كيفيّت است، برخى به لحاظ شرايط است، بعضى به لحاظ مكانى است و برخى به لحاظ زمان و ...
الف) قصر كمّى و كيفى
از موارد اطلاق، مفهوم تقصير است، كه از دو جهت اطلاق دارد:
1. هم قصر كمّى را شامل مى‏شود و هم قصر كيفى؛ به ديگر سخن، هم كاهش ركعات را در بر مى‏گيرد، و هم كاهش كيفى را شامل مى‏شود، و موجب حذف ركوع، سجود و اذكار شده، و در نتيجه نماز ايستاده را به نماز نشسته، و نشسته را به خوابيده، و خوابيده را به اشارتى مبدّل مى‏كند.
2. دايره‏ى قصر هم نمازهاى چهار ركعتى را شامل مى‏شود، و آن را به دو ركعتى بدل مى‏كند، و هم نمازهاى سه ركعتى و نيز دو ركعتى.

تشريع قصر

شيخ طوسى، مى‏گويد: نماز مسافر از ابتدا با كمّيت خاص تشريع شده است، و لذا نمى‏توان آن را قصر ناميد.(1) نتيجه‏ى اين ديدگاه اين است كه خود نماز مسافر نيز مى‏تواند مشمول حكم قصر باشد.
قرطبى نيز در تفسير خود، در نقد گسترش تقصير مى‏نويسد: اين سخن مبتنى بر اين است كه بگوييم: نماز مسافر از اصل قصر تشريع شده است.(2)
دليل اين ادّعا وجود برخى از روايات است، از جمله اين كه امام صادق عليه‏السلام فرمود: «اَلصّلاةُ فِى السّفَرِ رَكْعَتَانِِ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لا بَعْدَهُمَا شَيءٌ الاّ المَغْرِبَ ثَلاثٌ».(3)
ابن عباس نيز مى‏گويد: «فرََضَ اللّه‏ُ الصّلاةَ عَلَى لِسَانِ نَبِيّكُمْ فِي الحَضَرِ اَرْبَعَاً وَ فِي السّفَرِ رَكْعَتَيْنِ وَ فِى الْخَوفِ رَكْعَهً».(4)

1. نصّ عبارت شيخ طوسى چنين است: «صلاة المسافر لاتسمّى قصرا، لأنّ فرض السفر مخالف لفرض الحضور».
ر.ك: طوسى، محمد بن الحسن، الخلاف: 1 / 571.
2. ر.ك: قرطبى، الجامع لحكام القرآن: 5 / 360.
3. ر.ك: تهذيب الاحكام، ح 31.
4. ر.ك: صحيح مسلم: 2 / 143.

حق اين است كه تعابير در اين روايات و امثال اين‏ها نمى‏تواند، دليلى بر جواز قصر در خود نماز مسافر، يا مثل نماز صبح باشد، چرا كه اين روايات، در صدد بيان وظيفه‏ى مسافر بعد از تشريع اصل نماز است، و جمله‏ى اخير در روايت ابن عباس، بر فرض صحت، مربوط به نماز خوف است، كه در موارد شدّت خوف عمل مى‏شود.
اما در خصوص قصر كيفى مى‏توان به اين آيه تمسّك كرد كه مى‏فرمايد: «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ فَاِنْ خِفْتُمْ فَرِجالاً أَوْ رُكْباناً فَاِذاأَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللّه‏َ كَما عَلَّمَكُمْ».(1)
در مجموع شايد بتوان گفت: كه تقصير كمى در نماز مسافر، و تقصير كيفى در نماز خوف مى‏باشد.
ب) گستره‏ى فتنه
مورد ديگر از اطلاق آيه، معناى فتنه است كه شامل سختى و به ضرر افتادن انسان از نظر جان، مال، عرض و عقل نيز مى‏شود. به عبارت ديگر، هر كدام از اين‏ها مى‏تواند به تنهايى باعث قصر در نماز باشد. و لذا اختصاص فتنه به ضرر جانى و قتل محلّى ندارد.
مؤيّد اين گستردگى، روايات متعدّد باب نماز خوف است، از جمله روايت عبدالرحمن بن ابى‏عبداللّه‏، كه مى‏گويد: «سألْتُ اَبَاعَبْدِاللّه‏ِ عَنِ الرّجُلِ يَخَافُ مِنْ سَبُعٍ أَوْ لُصٍّ كَيْفَ يُصَلّى؟» و امام در پاسخ فرمود: «يكبّرُ وَ يُؤْمِي بِرَأسِهِ».(2)
ج) جماعت و فرادى
مورد سوم، از موارد اطلاق اين است كه جواز قصر شامل نماز فرادى و نماز جماعت مى‏شود. و اين كه برخى به سمت تخصيص رفته‏اند، اين است، به اين دليل است كه قرآن درباره‏ى نماز خوف در ميدان جنگ مى‏فرمايد: « وَ اِذاكُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَاِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ...».(3)

1. بقره / 240.
2. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب صلاة الخوف، باب 3، ح 9.
3. نساء / 103.

اما مى‏توان پاسخ داد، كه اين آيه در صدد بيان حكم نماز جماعت خوفى است، و از نماز فراداى خوفى ساكت است.
د) انواع سفر
حكم مستفاد از اين آيه، در ارتباط با سفر، از چند زاويه داراى گستردگى و شمول است:

1. سفر كوتاه و طولانى

آيه در بدو امر هر نوع سفر عرفى، خواه كوتاه باشد يا طولانى را شامل مى‏شود، چون سفر موضوع حكم شرعى است، اما شكى نيست كه شارع مقدس در آن اعمال نظر نموده، و واگذار به عرف نكرده است، از اين روى در كتب فقه و تفسير براى آن حدودى مشخص كرده‏اند، و نام مسافت شرعى به خود گرفته است.
مسافت شرعى

صابونى مى‏نويسد: اهل ظاهر بر اين باورند كه سفر خواه كم و كوتاه باشد، يا زياد و طولانى موجب قصر است(1)، تنها مستند اين ديدگاه را مى‏توان، اطلاق عرفى دانست؛ امّا بديهى است، شارع مقدس در عناوين و موضوعات احكام به نظر عرف بسنده نكرده و خود حدودى براى آن معيّن نموده است، چنان‏كه در خود مفهوم قصر به نظر عرف اكتفا ننموده است.

1. صابونى، آيات الاحكام: 1 / 518.

 

ديدگاه اهل‏سنّت

شافعيه، حنابله و مالكيه بر اين عقيده‏اند كه كمترين زمان سفر دو روز، يعنى سير شانزده فرسخ، معادل هشتاد كيلومتر.
حنفيه مى‏گويند: مقدار زمانى كه موجب قصر مى‏شود، به اندازه‏ى سير سه روز از صبح تا ظهر است، هر چند در كوتاه‏ترين روز سال باشد، يعنى سير بيست و چهار فرسخ است.(1)
 

ديدگاه فقهاى پيرو اهل‏بيت عليهم‏السلام

معظم فقهاى شيعه معتقدند كه، مقدار، مسافت سير در يك روز، يا سير هشت فرسخ است، و اين از پيمودن مسافت بَريد(پست‏چى و نامه رسان) در يك روز اقتباس شده است.(2) آرى اگر سفر وى رفت و برگشت باشد، بايد به رفتن چهار فرسخ اكتفا كند، روايات زيادى نيز در اين باره وجود دارد، از جمله روايت فضل بن شاذان از حضرت رضا كه فرمود: «اِنّمَا وَجَبَ التّقصِيرُ فِي ثَمَانِيَةِ فَرَاسِخَ، لا اَقَلّ مِنْ ذَلِكَ وَ لا اَكْثَرَ، لأنّ ثَمَانِيَةَ فَراسِخَ مَسِيرةِ يَومٍ لِلْعَامّةِ وَ القَوَافِلِ وَ الاَثْقَالِ، فَوَجَبَ التّقْصِيرَ فِي مَسِيرةِ يَومٍ».(3)
در اين روايت، بين هشت فرسخ و مسير يوم، به نوعى جمع شده است، چراكه اين دو را بر يكديگر تطبيق داده، و سير غالب قافله‏ها در يك روز را هشت فرسخ تعيين نموده است. براى تفصيل بيشتر رجوع شود به كتب فقهى استدلالى.

1. ر.ك: جزيرى، الفقه على المذاهب الأربعة: 1/ 473؛ صابونى، محمدعلى، تفسير آيات الاحكام من القرآن: 1 / 539.
2. ر.ك: مختلف الشيعة: 2 / 50.
3. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب صلاة المسافر، ب 1، ح 1.

آرى براى قصر نماز، لازم است، عنوان فعلى مسافر به خود گرفته، و مقدارى از سير را انجام داده، و از محل خود دور شده باشد، كه به آن «توارى جدران»، و نيز «خفاء اذان» مى‏گويند.
اهل‏سنّت نيز مى‏گويند: وقتى از حصار شهر، يا خرابه‏ها و مزارع آخر آن حركت نمود و به محلى رسيد كه عرفا بگويند: مسافر است، مى‏تواند نمازش را قصر كند.

قصد اقامت

از زاويه ديگر نيز اطلاق آيه بدوى است، و آن اين كه شخص در حين سفر، قصد اقامت كند، كه در اصطلاح فقهاى اهل سنّت به «وطن اقامت» تعبير مى‏شود. و اين بدان معنا است كه شخص مسافر با اين قصد، موقتا از حالت سفر خارج شود، و در حقيقت متوطّن مى‏گردد.

2. سفر جهادى و تجارى

عطف آيه‏ى «وَاِذاكُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ» بر آيه‏ى مورد بحث، نشان از تخفيف تكاليف در سفرهاى جهادى دارد، ليكن اطلاق خود آيه و تعبير «وَ اِذا ضَرَبْتُمْ فِى الاَرْضِ ...» شامل انواع سفر با اهداف گوناگون مى‏شود؛ اين سفرها خواه جهادى باشد يا تجارى، سياحتى باشد يا علمى و...

3. سفر مباح و حرام

گستره و اطلاق ديگرى كه در آيه وجود دارد، اين است كه شامل سفرهاى مختلف به لحاظ احكام خمسه مى‏شود، و همه را در بر مى‏گيرد، خواه سفر واجب باشد، يا مباح، يا حرام.
اما اين اطلاق نيز بدوى است و تنها سفرهاى مباح را در بر مى‏گيرد:

ديدگاه‏ها

1. شافعى و احمد حنبل مى‏گويند: سفرى موجب قصر مى‏شود كه يا براى طاعت باشد مثل: سفر جهاد، سفر حج، سفر عمره، سفر براى تحصيل علم، يا سفر مباح باشد مثل: سفر براى تجارى و سياحت.
2. مالك و ابوحنيفه مى‏گويند: مطلق سفر باعث قصر است، حتى اگر براى راهزنى و ايجاد ناامنى سفر كند.(1)
3. شيعه نيز معتقد است كه سفر بايد جايز باشد، مثل سفر حج، سفر زيارت، سفر تجارت و ... اما در سفر معصيت مثل سفر صيد ( صيدى كه صرفا براى خوش‏گذرانى و لغويات باشد)، يا كمك به ظالم باشد، مسافر نمى‏تواند نماز خود را قصر بخواند.(2) روايات متعدّد بيان‏گر آن مى‏باشد، از جمله صحيحه‏ى حمّاد (عمار) بن مروان كه مى‏گويد: «سَمعْتُ الصّادِقَ يَقُولُ: مَنْ سَافَرَ قَصّرَ وَ اَفْطَرَ، الاّ اَنْ‏يَكُونَ سَفَرُهُ اِلَى صَيْدٍ أوْ فِي مَعْصِيّه اللّه‏ِ أوْ رَسُولاً لِمَنْ يَعْصِى‏اللّه‏َ عَزّوَجلّ، أوْ فِي طَلَبِ شَحْنَاءِ أوْ سِعَابَهٍ أو ضَرَرٍ عَلَى قَوْمٍ مُسْلِمِينَ».(3)
از سوى ديگر چون قصر در نماز و روزه براى تخفيف مؤمنان است، و افراد خوش‏گذران و معصيت‏كار در پى ارزش‏هاى ايمانى نيستند، لذا روا است كه به حكم «وَ لا تَعَاوَنُوا عَلَى الاِثْمِ وَ العُدْوَانِ» از اين تسهيل محروم باشند.

1. ر.ك: جزيرى، عبدالرحمن، كتاب الفقه على المذاهب الاربعة: 1 / 475.
2. ر.ك: جواهر الكلام: 14 / 257.
3. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب صلاة المسافر، ب 8، ح 3.

ه ) امكنه

اطلاق ديگرى كه در آيه وجود دارد، اين است كه، مسافر در هر مكانى نمازش قصر است.
از دايره‏ى اين اطلاق، بنابر عقيده‏ى بسيارى از فقهاى شيعه، چهار موضع استثنا شده است كه عبارتند از: مكه، مدينه، مسجد كوفه و حاير حسينى در كربلا، كه هر چند در قصر و اتمام مخيّر است، اما تمام را افضل مى‏دانند.(1) و بر آن روايات متعدّد دلالت دارد.(2)
از ميان فقهاى شيعه، شيخ صدوق عقيده دارد، كه اين مواطن در حكم قصر و اتمام فرقى با بقيّه‏ى مواضع ندارد، و اگر روايات دلالت بر استحباب اتمام وجود دارد، به اين معنا است كه مسافر در اين اماكن قصد اقامت عشره كرده و نماز خود را تمام بخواند، چنان كه روايت ابن بزيع از امام رضا عليه‏السلام بر همين معنا دلالت دارد كه مى‏فرمايد: «قصرمَالَمْ تعزِمْ عَلَى مُقَامِ عَشَرَةِ أيّامٍ».(3) لكن روايات باب به حدى زياد است كه اين روايات نمى‏تواند با آن معارضه كند.
و بعيد نيست كه بتوان مستثنى شدن مكه را از آيه‏ى «...الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الّذِى جَعَلْنَاهُ لِلّنَاسِ سَوَاءً العَاكِفُ فِيِه وَ البَادِ»(4) استفاده نمود.

1. ر.ك: جواهر الكلام: 14 / 329.
2. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب صلاة المسافر.
3. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب صلاه‏المسافر، ب 25، ح 32.
4. حج / 25.

 

اشاره به چند مطلب
1. قصر در نماز، رخصت است يا عزيمت؟

در اين كه قصر در نماز مسافر، يك امر وجوبى است يا جواز؟ و به اصطلاح عزيمت است، يا رخصت؟ ديدگاه‏هاى مختلفى وجود دارد:
الف) شافعيه و حنابله، اينان معتقدند كه قصر در نماز مسافر جايز است، و مسافر مخيّر بين قصر و تمام است، هر چند قصر در سفر افضل مى‏باشد، مگر براى ملاح (بحّاره) كه اتمام، افضل است.
حنابله مى‏افزايند: در سفر كوتاه اتمام افضل، و در سفر طولانى قصر افضل است، مگر براى ملاح، در صورتى كه با اهل و عيال باشد كه در حكم مقيم است.
ب) مالكيه، اينان معتقدند: قصر سنّت مؤكّد است، بدين معنا كه اگر كسى نمازش را در سفر تمام بخواند، از ثواب اين سنّت محروم مى‏شود، و حتى كراهت دارد به امام مقيم اقتدا كند، و بهتر است فرادى به قصر بخواند.
ج) حنفيه، حنفى‏ها مى‏گويند: قصر مطلوب است، نه جايز. عزيمت است نه رخصت امّا بايد توجّه داشت كه وجوب در ديدگاه آنان به مرحله‏ى فرض نيست، بلكه در حدّ سنّت مؤكّد مى‏باشد.(1)
د) شيعه، فقهاى شيعه متفق‏اند كه قصر در سفر عزيمت است.(2)

1. ر.ك: الفقه على المذاهب الاربعة: 1 / 471؛ ر.ك: صابونى، تفسير آيات الاحكام: 1 / 515.
2. ر.ك: طوسى، كتاب الخلاف: 1 / 569؛ ر.ك: جواهرالكلام: 14 / 206.

 

بررسى

مهم‏ترين دليل قايلان به تخيير، تعبير «لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ» در آيه است، كه مى‏گويند: ظهور در رخصت دارد، و اگر منظور وجوب بود، به لفظ «عَلَيْكُمْ» بيان مى‏شد. بنابر اين شخص مكلّف مجاز و مخيّر است، كه نماز خود را قصر كند، نه اين كه بر وى واجب باشد.
پاسخ اين است كه:
اولاً:
تعبير «ليسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ» ظهور در تخيير ندارد، بلكه ظهور در جواز قصر دارد، و اين ظهور هيچ منافاتى با وجوب ندارد، چنان كه در تشريع سعى نيز همين تعبير به كار رفته و مى‏فرمايد: «اِنَّ الصَّفاوَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه‏ِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما».(1)
ثانياً: سنّت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در سفر مؤيّد اين ادّعا است، چنان كه انس‏بن مالك مى‏گويد: «خرَجْنَا مَعَ رَسُول‏اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مِنَ المَدِينَةِ اِلَى مَكَّةَ فَصَلّى رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ حَتّى رَجَعَ؛ قُلْتُ: كَمْ قَامَ بِمَكّةَ؟ قَالَ: عَشْراً». و در روايت ديگر آمده كه مى‏گويد: «صلّيتُ مَعَ رَسُولِ‏اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله الظُهْرَ بِالْمَدِينَةِ اَرْبَعَاً وَ صَلّيتُ مَعَهُ العَصْرَ بِذِي الْحُلَيْفَةِ رَكْعَتَيْنِ».(2)
ثالثاً: در روايات شيعه به اين معنا تصريح شده است كه در سفر نماز قصر مراد است، در روايتى از امام باقر عليه‏السلام مى‏خوانيم كه از نبى مكرم اسلام نقل مى‏كند كه فرمود: «منْ صَلّى فِي السّفَرِ أربَعَاً فَأنَاَ اِلَى اللّه‏ِ مِنْهُ بَرِيٌ».(3)

1. بقره / 158.
2. ر.ك: صحيح مسلم: 2 / 144 و 145، (ح 1118)؛ بخارى: 3959؛ ترمذى: 503.
3. وسائل الشيعة، ابواب صلاه المسافر، ب 22، ح 3 و 8.

2. قصر در نماز و شرط خوف

از ظاهر آيه‏ى شريفه چنين بر مى‏آيد كه قصر در نماز، مشروط به خوف است؛ به عبارت ديگر براى قصر دو شرط لازم است:
1) سفر            2) خوف
از اين رو، ممكن است براى برخى اين پرسش مطرح شود كه چرا در سفر امن نماز تمام است؟
با تحقيق بيشتر به خوبى روشن مى‏شود كه اين دو، به صورت جمعى شرط قصر نيستند، بلكه هر كدام به تنهايى سبب قصر مى‏باشد. چنان‏كه درباره‏ى صوم نيز مى‏فرمايد:«فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّه‏ُ بِكُمُ الْيُسْرَوَلايُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»(1) اين به آن معنا است كه سفر به تنهايى عامل تخفيف عبادت است، و در اين مسأله تفاوتى بين نماز و روزه نمى‏باشد. از سنّت نيز اين مطلب ثابت مى‏شود؛ چراكه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در سفرهاى خود نماز را قصر خوانده در حالى كه خوفى هم در كار نبوده است، چنان كه در روايت يعلى بن اميّه آمده كه وى از عمر بن الخطاب پرسيد: چرا بايد نمازمان را كوتاه كنيم در حالى كه در امنيت هستيم؟ عمر پاسخ داد كه من هم مانند تو از اين جريان در شگفت بودم، و اين را از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سؤال كردم و آن حضرت فرمود: «صدَقَةٌ: تَصَدّقَ اللّه‏ُ بِهَا عَلَيْكُمْ، فَاْقْبَلُوا صَدَقَتَهُ».(2)

1. بقره / 186.
2. ر.ك: صحيح مسلم: 2 / 143؛ ر.ك: كنزالعرفان: 1 / 184.

آرى ممكن است در صورت جمع دو شرط، سبب قصر آكد، و بلكه مى‏تواند سببيت خوف اقوى باشد، چنان‏كه در روايات به آن معنا اشاره شده است، مثل روايت زراره كه مى‏گويد: از امام باقر عليه‏السلام پرسيدم: «صلاةُ الخَوْفِ وَ صَلاةُ السّفَرِ تُقَصّرِانِ جَمِيعاً؟» امام فرمود:« نَعَم، وَصَلاةُ الخَوفِ اَحَقّ اَنْ‏تُقَصّرَمِنْ صَلاةِ السّفَرِ،لاَنّ فِيهَا خَوْفَاً».(1)
در نتيجه معلوم مى‏شود كه قيد «ان خفتم» قيد غالبى است، يعنى غالبا در سفرها خوف وجود دارد.

3. راز قصر در نماز

از نگاه به قرآن، و ملاحظه‏ى روح حاكم بر تشريع آيات، به خوبى روشن مى‏شود، كه راز اصلى كوتاه كردن نماز در سفر و در حال خوف تسهيل بر مؤمنان است، چنان‏كه آيات يسر و نفى حرج به آن اشاره دارد.

1. ر.ك: وسائل الشيعة: ابواب صلاة المسافر، ب 1، ح 1.

 

پرسش ها:

1. چگونه جمله‏ى «ليس عليكم جناح»، بر عزيمت در قصر دلالت مى‏كند.
2. اطلاقات و تخصيصات آيه‏ى مواقيت را بيان كنيد.
3. در خصوص قصر نماز، به كدام عبادت مى‏توان استناد نمود؟
4. چه تعابيرى درباره‏ى مسافت شرعى وجود دارد، وچگونه با هم جمع مى‏شود؟
 

تحقیق و پژوهش :

1. كيفيّت نماز خوف و اقسام آن را بيان نماييد.
2. مسافت شرعى در ديدگاه اهل سنّت و شيعه چه مقدار است؟
3. در خصوص صلاة خوف در حضر و سفر تحقيق كنيد.
4. آيا مسأله‏ى تقصير نماز، مشمول تحوّل زمان مى‏شود؟ و آيا وسايط نقليه‏ى امروزى نقشى در طول سفر، يا كوتاهى آن دارد يا خير؟