بحث دوم
صلاة
درس ششم

صلاة (1)

وقت نماز

در قرآن كريم، نزديك به بيست مسأله از مسايل نماز،(1) در قالب پنجاه آيه وجود دارد، كه در اين‏جا تنها به دو موضوع از آيات مربوط اشاره مى‏شود:
 

بحث اوّل، وقت نماز

در خصوص وقت نماز آيات متعدّدى وجود دارد.(2) از جمله: آيه‏ى شريفه‏ى «أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَىِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ اِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ».(3)

1. از جمله مسايل نماز كه در قرآن آمده است عبارتند از: وجوب نماز، طهارت به عنوان شرط، ركوع، سجده، قبله، قرائت، قيام، مكان نمازگزار، نيّت، نماز جماعت، نماز خوف، نماز شب، نماز طواف، نماز قصر، نماز مسافر، نماز ميّت و وقت نماز.
2. از جمله آيات مربوط به وقت نماز عبارت است از: نساء / 104 ؛ نور / 58 ؛ مزمل / 1 ـ 9.
3. هود / 114.

بر پادارى نماز

تعبير «أَقِمِ الصَّلاةَ» در آيه، بيان‏گر اين است كه منظور از اقامه‏ى نماز، تنها خواندن آن نباشد، بلكه نوعى توجّه و عنايت به اين فريضه، مثل صحّت اعمال، يا مداومت و محافظت بر آن، و به تعبير ديگر به پاداشتن نماز مراد باشد، چراكه اقامت از ريشه‏ى «قيام» به معنى راست كردن شاخه‏ى بريده‏ى درخت است. اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور سرعت و شتاب در انجام آن باشد، كه در حقيقت به همان توجّه بازگشت مى‏كند.(1)
 

شرح واژگان
طرف

طرف، بر وزن طرب، به معنى سمت، كنار و جانب است، كه هم در اجسام كاربرد دارد، و هم در اوقات.(2) و در آيه‏ى شريفه با توجّه به تثنيه بودن آن، به معنى زمان اول و آخر روز مى‏باشد.

زُلَف

فيّومى مى‏نويسد: زلف، [بر وزن كمك]، به معنى نزديك و جمع مى‏باشد. و ابن فارس مى‏نويسد: زلف ، به معنى پيشى گرفتن در نزديكى به چيزى است، و از همين باب است «الزلف من اللّيل»، يعنى طوايف و قطعاتى از شب، چه اين كه قطعات نزديك به هم هستند.(3)

1. ر.ك: المصباح المنير، قوم؛ كنز العرفان: 1 / 66.
2. ر.ك: راغب اصفهانى، مفردات، طرف.
3. ر.ك: المصباح المنير؛ مقاييس اللغة، زلف.

تفسير فقهى

در اين كه اين آيات دلالت بر وقت نماز مى‏كند شكى نيست، اما در اين كه منظور از اين اوقات چيست، ديدگاه‏ها مختلف است:

 

ديدگاه اهل سنت

قرطبى اقوال متعدّدى از مفسّران عصر نخست، نقل مى‏كند:
1. مجاهد مى‏گويد: منظور از طرف اول، نماز صبح، و طرف دوم نماز ظهر و عصر است.
2. سخن ابن‏عطيه اين است كه: منظور از دو طرف: صبح و مغرب است، طبرى نيز همين نظر را ترجيح داده است.
3. قتاده و حسن بصرى معتقدند كه: طرف اول صبح، و طرف دوم مغرب، و منظور از زلف، مغرب و عشا است.
4. برخى نيز گفته‏اند: مقصود از طرف اول ظهر، و منظور از طرف دوم عصر، و مراد از زُلَف مغرب، عشا و صبح است.(1)
ابن عربى بر طبرى خرده گرفته و مى‏گويد: تعجب از طبرى است كه چنين سخن گفته است، چراكه وى قوس را وارونه نموده است، زيرا صبح و مغرب دو طرف شب است، نه دو طرف روز !
فخر رازى نظر ديگرى داده و مى‏نويسد: اقرب اين است كه منظور از دو طرف روز، نماز صبح و نماز مغرب است، براى اين كه يك طرف روز طلوع و طرف ديگر آن غروب است، و اين مانند «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها و مِنْ آناء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ»(2) مى‏باشد.(3)

1. ر.ك: قرطبى، الجامع‏لاحكام القرآن: 9 / 109.
2. انبياء / 131.
3. ر.ك: فخر رازى، محمد بن الحسين، تفسير كبير: 11 / 160.

 
ديدگاه علماى پيرو اهل بيت عليهم‏السلام

در ميان مفسران شيعه، در مجموع سه ديدگاه وجود دارد:
1. امين الاسلام طبرسى معتقد است: منظور از دو طرف روز، نماز صبح و مغرب است، و مراد از زُلَف، نماز عشا است، وى سپس مى‏افزايد: اما اين كه نماز ظهر و عصر را نگفته است، به اين دليل است‏كه اين دو نماز معروف و آشكار بوده، يا به اين دليل كه، تابع طرف دوم روز است.(1)
2. علاّمه‏ى طباطبايى مى‏گويد: منظور از دو طرف روز، صبح و بعد از ظهر است، و مراد از زلف، ساعت‏هايى از شب است كه به روز نزديك مى‏باشد، و بنابر اين، آيه چهار نماز از نمازهاى پنجگانه، يعنى: صبح، عصر، مغرب و عشا را شامل مى‏شود، يا اين كه فقط نماز صبح، مغرب و عشا را شامل مى‏شود.(2)
3. فاضل مقداد مى‏نويسد: اگر ما نهار را، ميان صبح دوم و ذهاب شفق مغربى بدانيم، و بگوييم مراد از «طرفى النهار» نصف النهار باشد، نماز صبح در نصف اول، و بقيه‏ى نمازها در نصف دوم خواهد بود. و منظور از زلف، نماز نافله‏ى شب مى‏باشد. البته در اين صورت، «زلفاً» عطف بر «الصلاة» خواهد بود، نه بر «طرفى النهار».

1. ر.ك: طبرسى، مجمع‏البيان: 3 / 200.
2. ر.ك: تفسير الميزان: 11 / 58.

به نظر مى‏رسد، ترجيح با نظر طبرسى باشد، كه چندان با نظر علاّمه نيز تهافتى ندارد، افزون بر اين كه مؤيَّد به اخبار نيز مى‏باشد. از جمله اين كه زراره مى‏گويد: از امام باقر عليه‏السلام پرسيدم: نمازهايى كه خدا واجب كرده است چند تا است؟ آن حضرت فرمود:
«خَمْسُ صَلَواتٍ فِى اللّيْلِ وَ النّهَارِ، قُلْتُ لَهُ: هَلْ سَمّاهنَّ اللّه‏ُ وَ بَينَهُنّ فِي كِتَابِهِ؟ فَقَالَ: نَعَم، قَالَ اللّه‏ُ عًزّوَجَلّ لِنَبِيّهِ: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ...» و «أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَىِ النَّهارِ» وَ طَرَفَاهُ اَلْمَغْرِبُ و الْغَدَاةُ، وَ «زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ» وَ هِيَ صَلاةُ الْعِشَاءِ الاخِرَةُ».(1)
شايد پرسش زراره و پاسخ امام، براى رفع اين شبهه است كه خوارج مى‏گفتند: فقط نماز صبح و عشا واجب است، به دليل آيه‏ى زُلف، كه تنها دو طرف روز را مى‏گويد، و زلفا وصف طرفَى مى‏باشد، و به فرض كه نماز ديگرى واجب باشد، و آن را ترك كند، با «اِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» از بين مى‏رود.(2)

وقت موسع

حكم فقهى ديگرى كه از اين آيات استنباط مى‏شود، موسّع بودن وقت نمازها است، كه مكلّف مخيّر به انجام آن در محدوده‏ى زمان مى‏باشد.
اما در خصوص «اِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» بايد گفت: اين بخش از آيه تعليل براى اقامه‏ى نماز، و اشعار به اين است كه نمازها حسناتى است كه بر نفوس مؤمنان وارد مى‏شود و آثار گناهان را از بين مى‏برد، و بيان اين اثر، خود تذكرى است، براى اهل ذكر.

آيه‏ى دوم

«أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ اِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ اِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً».(3)

1. ر.ك: من لايحضره الفقيه: 1 / 195.
2. ر.ك: فخر رازى، محمد بن الحسين، تفسير كبير: 18 / 72.
3. اسراء / 78.

 

شرح واژگان
دُلُوك

«دَلْك» در لغت به معنى زوال چيزى از چيزى است.(1) مبرّد مى‏گويد: «دلوك» به معنى زمان زوال تا غروب است.(2) برخى از ارباب لغت مى‏گويند: دلوك، بر وزن سُلوك، به معنى ميل از استوا است، ولى به معنى زمان نزديك به غروب آفتاب نيز به كار مى‏رود.(3)
به اين دليل به اين زمان، دلوك گفته مى‏شود، كه انسان با ديدن اين صحنه چشم خود را مى‏مالد.(4)

غَسق

بنا به عقيده‏ى برخى از از واژه شناسان «غسق»، به معنى شدّت است، و در اين‏جا به معنى شدت تاريكى مى‏باشد، ولى به عقيده‏ى برخى ديگر، «غسق» به معنى تاريكى اوّل شب است.(5)

1. ر.ك: مقاييس اللغة، دلك.
2. ر.ك: مجمع‏البيان: 3 / 433.
3. ر.ك: صحاح اللغة؛ المصباح المنير، دلك.
4. ر.ك: كشّاف: 2 / 686.
5. ر.ك: مفردات؛ صحاح اللغة، غسق.

 
تفسير فقهى

اختلاف نظر در مفهوم لغوى اين دو واژه سبب شده تا در تفسير فقهى آيه تعدد اقوال به وجود آيد:

ديدگاه نخست

ديدگاه اوّل اين است كه اين آيه تنها به بيان وقت نماز مغرب و عشا و صبح پرداخته است.(1) و به ديگر نمازها اشارتى ندارد.

1. ر.ك: مجمع البيان: 3 / 433.

اين ديدگاه كه به برخى از مفسّران عصر تابعان چون: ضحاك و سدىّ نسبت داده شده و بسيارى از اهل سنّت آن را پذيرفته‏اند، مبتنى بر معنى دلوك به زمان پيش از غروب مى‏باشد.

ديدگاه دوّم

ديدگاه دوّم اين است كه آيه به تمام نمازهاى پنج‏گانه‏ى روزانه نظر دارد. به اين معنى كه تعبير «دلوك شمس»، اشاره به نماز ظهر، و «غسق ليل»، به نماز عشا اشاره دارد، و دو نماز عصر و مغرب در فاصله‏ى نماز ظهر و عشا قرار دارد.
اين ديدگاه كه به ابن عباس، جابر جعفى، ابوالعاليه، عطا بن ابى رباح، مجاهد و قتاده و برخى ديگر از تابعان نسبت داده شده است، بر اين مبنا استوار است كه «دلوك» را به زوال، و «غسق ليل» را به شدّت تاريكى (نصف سب) معنى شود.

رأى برگزيده

با دقّت در كاربرد اصلى معنى لغوى «دلك» و «دلوك»، به نظر مى‏رسد، كه حق با ديدگاه دوم باشد، و اين كه مى‏گويند، نام‏گذارى زمان پيش از غروب به دلوك به دليل مالش چشم به هنگام ديدن آن است، سخن تامى نيست، چرا كه به هنگام طلوع خورشيد نيز چنين است، در حالى كه هيچ كسى واژه‏ى دلوك براى آن به كار نبرده است.
اخبار فريقين نيز بيان‏گر همين معنى است، از جمله روايت محمد الحلبى از امام صادق عليه‏السلام مى‏خوانيم كه در تفسير آيه‏ى «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ اِلى غَسَقِ اللَّيْلِ» فرمود: «دُلُوكُ الشّمْسِ زَوَالُهَا وغَسَقُ اللّيْلِ اِنتصَافُهُ و...»، يا مى‏فرمايد: «اِنّ اللّه‏َ اِفْتَرَضَ اَرْبَعَ صَلَوَاتٍ اَوّلُ وَقْتِهَا زَوَالُ الشّمْسِ اِلَى اِنتصَافِ اللّيْلِ، مِنْهَا صَلاتَانِ اَوّلُ وَقْتِهَا مِنْ عِنْدِ زَوَالِ الشّمْسِ اِلَى غُرُوبِ الشّمْسِ، ... و مِنْهَا صَلاتَانِ اَوّلُ وَقْتِهَا مِنْ غُرُوبِ الشّمْسِ اِلَى اِنْتصِافِ اللّيْلِ...».(1)
در منابع اهل سنّت نيز به اين معنى اشاره شده است، در خبر نافع از ابن عمر آمده كه: «دُلُوكُ الشّمْسِ مَيْلُهَا».(2)
 

چند نكته:
1. معنى «لام» در «لدلوك الشمس»

طبرسى در مجمع‏البيان مى‏نويسد: «لام» در اين‏جا به معنى عند است، و در نتيجه «لدلوك الشمس»، به «عند دلوك الشمس» تفسير مى‏شود، تفسير ائمّه عليهم‏السلام نيز مؤيّد اين معنى است.
ابن هشام، ضمن اين كه مى‏پذيرد «لام» به معنى «عند» نيز به كار مى‏رود، و به جمله‏ى «كتبته لخمس خلون» بر آن استشهاد مى كند، و لام در آيه را به معنى بَعْد مى‏داند(3) كه تفاوتى در معنى ندارد.

1. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب المواقيت؛ مستدرك الوسائل: 3 / 132 (باب 13 ابواب مواقيت).
2. ر.ك: امام احمد، الموطأ، ص 13، ح 19.
3. ر.ك: مغنى، حرف لام.

اين احتمال نيز وجود دارد، كه لام به معنى تعليل باشد، يعنى لاجل دلوك الشمس.(1) چنان‏كه در حديث معروف از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ائمه عليهم‏السلام آمده است: «صم لرؤية الهلال وافطر لرؤيته».(2)

2. خطاب خاص و مخاطب عام

خطاب‏هاى قرآن به نسبت مخاطب آن، بر چهار قسم است:
الف) خطاب و مخاطب هر دو عام است، مثل: «أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اِذا قُمْتُمْ اِلَى الصَّلاةِ». كه همه‏ى مؤمنان مخاطب و مكلّفند.
ب) خطاب و مخاطب هر دو خاص است مثل: «ياأَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ».(3) كه در آن تنها رسول‏اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مخاطب، و تنها وى موظف به ابلاغ مسأله‏ى امامت است.
ج) خطاب عام و مخاطب خاص است، مثل: «ياأَيُّهَاالنَّاسُ اتَّقُوارَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُمْ».(4) كه خطاب متوجّه همه‏ى انسان‏ها است، اما صغار و ... از دايره‏ى آن خارجند.
د) خطاب خاص و مخاطب عام است، مثل: «ياأَيُّهَاالنَّبِىُّ اِذاطَلَّقْتُمُ النِّساءَ».(5) و از جمله آيه‏ى مورد بحث كه تعبير «اقم الصلاة»، خطاب به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است، اما از دلايل منفصل معلوم مى‏شود كه همه‏ى امّت مكلّفند.

1. ر.ك: تفسير كبير: 21: 26؛ اعراب القرآن و بيانه: 5 / 486.
2. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب احكام شهر رمضان، ب 3، ح 8 و....
3. مائدة / 67.
4. نساء / 2.
5. طلاق / 2.

3. وجوب موقت

از اين كه شارع مقدّس، در طول شبانه روز زمان خاصى را براى نماز معيّن كرد، اين است كه نماز را در آن وقت مى‏خواهد، و نه مطلق اين عبادت در مطلق زمان، چنان‏كه در جاى ديگر فرمود: «اِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً».(1) يعنى اين عبادت داراى وقت مخصوص است.

4. وسعت وقت

ظاهر آيه اين است كه، در اين زمان محدود يعنى از ظهر تا غروب، و از غروب تا نصف شب، و از طلوع فجر تا طلوع خورشيد مى‏توان اين وظيفه را انجام داد. و اين مسأله اجمالا نزد شيعه و سنّى اتفاقى است.
 

وقت هر نماز
الف) ديدگاه اهل سنّت

وقت در رأى اهل سنّت، به اين صورت است كه: وقت نماز ظهر، از زوال شمس است، تا وقتى كه سايه‏ى شاخص به اندازه‏ى آن شود، و بعد از آن وقت نماز عصر شروع مى‏شود، و تا غروب خورشيد ادامه دارد. وقت نماز مغرب با استتار قرص خورشيد شروع، و تا غروب شفق سرخ ادامه دارد، و بعد از آن وقت نماز عشا شروع و تا طلوع فجر صادق ادامه دارد، و وقت نماز صبح از طلوع فجر صادق است تا طلوع خورشيد.
آرى، در بيان جزييات، براى هريك از نمازها وقت اختيارى و اضطرارى قايل شده‏اند.(2)

1. نساء / 104.
2. ر.ك: كتاب الفقه على المذاهب الأربعة: 1 / 155.

ب) ديدگاه فقهاى اهل بيت عليهم‏السلام

بنابر عقيده‏ى اماميه، از زوال خورشيد تا غروب، وقت مشترك نماز ظهر و عصر است، و به مقدار اداى نماز ظهر در ابتدا، و به اندازه‏ى اداى نماز عصر در آخر آن، وقت مختص نمازهاى ظهر و عصر مى‏باشد. و از غروب خورشيد تا نصف شب، وقت مشترك نماز مغرب و عشا، و به اندازه‏ى اداى نماز مغرب در آغاز، و به مقدار اداى نماز عشا در آخرآن، وقت مختص آن‏ها است. و مابين طلوع فجر دوم تا طلوع خورشيد، وقت نماز صبح است.(1)
هر چند در وقت نماز عشا تا طلوع فجر هم روايت وجود دارد و هم بدان فتوا داده شده است.(2)

1. ر.ك: جواهر الكلام: 7 / 71.
2. ر.ك: مختلف الشيعة: 2 / 50.

5. فضيلت اوّل وقت

چنان كه گفته شد، ظاهر آيه‏ى شريفه اين است كه، نماز به عنوان يك واجب موسّع است، و در زمانى بيش از حدّ لازم آن مى‏توان خواند، اما اداى آن در اول وقت فضيلت دارد، چرا كه:
اولاً: اين عبادت با نام آن زمان چون: نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب و ... همراه، و اين نشانگر آن است كه در آن زمان خاص مطلوب است، و اگر در غير آن زمان مقبول است، به نوعى ارفاق در حق بندگان است، چنان‏كه برخى روايات نيز بدان‏دارد، مثل روايت امام صادق عليه‏السلام كه مى‏فرمايد: «اَوّلُ الْوَقْتِ رِضْوَانُ اللّه‏ِ، وَ آخِرُهُ عَفْوُ اللّه‏ِ، وَ العَفْوُ لايَكُونُ الاّ مِنْ ذَنْبِ».(1)

ثانياً: مبادرت به انجام فرمان الهى، بر اساس «وَ سارِعُوا اِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ».(2) مطلوب است.
ثالثاً: برخى از روايات به افضليت تصريح دارند، مثل روايت فضل بن شاذان از امام رضا عليه‏السلام كه مى‏فرمايد: «اَلصّلاةُ فِى اَوّلِ الْوَقْتِ اَفْضَل».
رابعاً: روايات انتظار نماز نيز، مشعر به همين معنى است.(3)

6. جمع بين نمازها

از جمله مسايل طرح شده در موضوع وقت نماز، مسأله‏ى جواز جمع ميان نمازهاى ظهر و عصر، و نيز مغرب و عشا و به اصطلاح «جمع بين‏الصلاتين» است، كه فقهاى اسلام درباره‏ى به اختلاف سخن گفته‏اند:
 

ديدگاه اهل سنّت

آنچه مورد اتفاق فقهاى اهل سنّت است تنها در دو مورد مى‏باشد: 1ـ جمع بين نماز ظهر وعصر براى حاج در عرفه، كه به آن جمع تقديم مى‏گويند. 2ـ جمع بين نماز مغرب و عشا در مشعر كه به آن جمع تأخير گفته مى‏شود.(4)
مالكيه معتقد است، كه اسباب جمع عبارتند از: سفر، بيمارى، باران، طين، وجود حاج در عرفه و مزدلفه.

1. من لايحضره الفقيه: 1 / 217، ح 651، در منابع اهل سنت نيز وجود دارد.
2. آل عمران / 134.
3. ر.ك: وسائل الشيعة، ابواب المواقيت، ب 3/2.
4. ر.ك: الفقه على المذاهب الاربعة: 1 / 483 و 664 و 671.

شافعيه نيز در اسباب جمع بر سفر و باران باور دارد.
حنابله نيز قايل به سبب بودن سفر، بيمارى، مرضعه، مستحاضه بودن زن، عجز از تشخيص وقت و ترس بر جان و مال مى‏باشند.(1)
تذكر: در موردى كه به هر دليل شخص نمازگزار، نماز خود را نخوانده تا وقت نماز بعدى فرا برسد، بايد قبل از آن نمازش را بخواند. هر چند فقهاى اهل‏سنّت به اين مورد تصريح نكرده‏اند، اما از احكامى كه بيان مى‏كنند به دست مى‏آيد.

1. ر.ك: الفقه على المذاهب الأربعة: 1 / 483 تا 488.

 

ديدگاه فقهاى اماميّه

از ديدگاه پيروان اهل بيت عليهم‏السلام به طور مطلق و در هر حال جمع بين نمازهاى ظهر و عصر، و نيز مغرب و عشا جايز و عدم جمع افضل است.
دليل شيعه بر اين مدّعا دو چيز است:
اوّل: ظهور آيه‏ى شريفه در وقت مشترك، كه زمان موسّع براى نمازها قرار داده است، يعنى وقتى گفته مى‏شود: از اين زمان تا فلان زمان، به خوبى بيان‏گر اين است كه هر دو را در اين زمان مى‏تواند بخواند.
فخر رازى شافعى نيز همين ظهور را برداشت كرده و مى‏گويد:
«اگر غسق را به اول تاريكى تفسير كنيم، به معناى اول مغرب خواهد بود، و در نتيجه آيه به سه زمان اشاره دارد، يكى زوال كه وقت ظهر و عصر است، دوم مغرب كه وقت مغرب و عشا است، و سوم فجر. اين مطلب اقتضا مى‏كند تا بگوييم جمع بين نمازهاى ظهر و عصر، و نيز مغرب و عشا به طور مطلق جايز است. لكن دليل خاص داريم كه جمع تنها در سفر يا با عذر جايز است».(1)
دوم) روايات شيعه و اهل سنّت، بر اين مسأله دلالت دارد، به برخى از روايات شيعه، پيش از اين اشاره شد، و اما از روايات اهل سنّت، مسلم از جابر بن زيد از ابن عباس نقل مى‏كند كه مى‏گويد: «صلّيتُ مَعَ النّبِيّ ثَمَانِياً جَمِيعَاً وَ سَبْعَاً جَمِيعَاً»، و نسايى همين روايت را با قيد «... وَ العِشَاءِ بِالمَدِينَةِ ...». و هر دو، در روايت ديگر از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مى‏كنند كه گفت: «جمعَ رَسُولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بَيْنَ الظّهْرِ وَ العَصْرِ وَ المَغْرِبِ وَ العِشَاءِ بِالمَدِينَةِ فِى غَيْرِ خَوْفٍ وَ لامَطَرٍ».(2)
در روايت دوم راز اين مسأله نيز بيان شده است، چراكه در ادامه‏ى آن آمده: «قيلَ لاِبنِ عَبّاسِ مَا اَرَادَ اِلَى ذَلِكَ؟ قَالَ: اَرَادَ اَنْ لايُحْرِجَ اُمّتَهُ».

7. قرآن الفجر

منظور از قرآن الفجر، نماز صبح است، چراكه با واو بر «أَقِمِ الصَّلاةَ» عطف شده است، و معنى آن چنين است، «أَقِمِ صَلاةَ الظّهْرِ... و أَقِمْ صَلاةَ الصّبْحِ». اما اين كه چرا فقط نماز صبح را «قرآن » ناميده است، شايد اين باشد كه پس از تشريع اصل نماز، خواسته نام گذارى جديدى بر اين عبادت داشته باشد، تا بگويد: نماز بدون قرائت، كامل نخواهد شد، چنان كه به نماز «ركوع» و «سجود» نيز اطلاق شده است.
و اما اين كه متصف به «مشهود» شده است، چنان كه در روايت نبوى بدان اشاره شده، به معنى مشهود فرشتگان ليل و نهار است. «يَجْتَمِعُ مَلائِكَةُ اللّيْلِ وَ النّهَارِ فِي صَلاةِ الفَجْرِ».(3)

1. ر.ك: فخر رازى، تفسير كبير: 21 / 27.
2. ر.ك: صحيح مسلم: 2 / 15؛ سنن نسايى: 1 / 286 و 290.
3. ر.ك: مجمع البيان: 3 / 434.

8. نافله‏ى شب

قرآن در ادامه‏ى آيه‏ى وقت نماز، به نافله‏ى شب نيز اشاره كرده، و مى‏فرمايد: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً».
تَهَجَّد(1) هر چند كه فعل امر است و خطاب به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، لكن به قرينه‏ى «نافِلَةً لَكَ» و «أنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ»، وجوب آن مختصّ به آن حضرت مى‏باشد؛ چراكه كلمه‏ى نافله دلالتى بر ندب نمى‏كند، بلكه بيان‏گر وظيفه‏اى زيادتر از ديگران براى آن حضرت است.

1. تهجّد، از واژگان اضداد است، يعنى هم به معنى خواب است و هم به معنى بيدارى، و در اين‏جا به معنى شب زنده‏دارى و نماز خواندن در شب است.

 

پرسش ها:

1. « طَرَفَىِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ » را تشريح كنيد.
2. چگونه مى‏توان از آيه، سعه‏ى وقت نماز را استفاده كرد؟
3. «قرآن الفجر» كدام نماز است، و چرا به اين اسم ناميده شده است؟
4. لاو در «لدلوك الشمس» بح چه معنايى است؟
5. چگونه از آيات مواقيت وقت مشترك استنباط مى‏شود؟
 

تحقیق و پژوهش:

1. صلاة الوسطى را مشخص كنيد.
2. نماز نافله‏ى شب از كدام آيه و كدام تعبير استنباط مى‏شود؟و آيا از خصايص‏النبى است؟
3. عمده دليل اهل سنّت، بر فاصله‏ى بين نمازها چيست؟و در چه مواردى اجازه‏ى جمع مى‏دهند؟