انسان بايد در سفر، نمازهاى چهار ركعتى را دو ركعت (يعنى شكسته) بجا آورد، به شرط آنكه مسافرتش ازهشت فرسخ كه حدود ٤٥ كيلومتر است كمتر نباشد.
١ ـ اگر مسافر از جائى كه نمازش تمام است ـ مثل وطن ـ حداقل چهار فرسخ مىرود و چهار فرسخ برمىگردد نمازش دراين سفرهم شكسته است.(١)
٢ ـ كسى كه به مسافرت مىرود زمانى بايد نمازش را شكسته بخواند كه حداقل به مقدارى دور شود كه ديوارهاى آنجا را نبيند و اذان آنجا را هم نشنود و چنـانچـه قبـل از آنكه به اين مقدار دور شود بخواهـد نمـاز بخوانـد بايـد تمـام بخوانـد.(٢)
٣ ـ اگر از محلى مسافرت مىكند كه خانه و ديوار ندارد، وقتى به جائى برسد كهاگرآنمحل ديوار داشت، از آنجا ديده نمىشد، بايد نماز را شكسته بخواند(٣).(٤)
٤ ـ اگر به جائى مىرود كه دو راه دارد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، اگر از راهى كه هشت فرسخ است برود، بايد نماز را شكسته بخواند واگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود بايد نماز را چهار ركعتى بخواند.(٥)
١ ـ توضيحالمسائل، م ١٢٧٢ و ١٢٧٣ .
٢ ـ توضيحالمسائل، نماز مسافر، شرط هشتم.
٣ آيةاللّه خامنهاى: احوط رعايت هر دو علامت است، گرچه بعيد نيست اكتفا به نشنيدن صداى اذان. [يعنى اگر به مقدارى دور شود كه صداى اذان را نمىشنود ولى ديوارهاى آنجا را مىبيند، نماز شكسته است]. (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ٢٠٣، س ٦٩٠)
٤ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٢١ .
٥ ـ توضيحالمسائل، م ١٢٧٩ .
١ ـ قبلازآنكههشتفرسخبرود، ازوطنخودمىگذردويادر جائى ده روز مىماند.
٢ ـ از اول قصد نداشته است به سفر هشت فرسخى برود و بدون قصد، اين مسافت را پيموده است، مثل كسى كه به دنبال گمشدهاى مىگردد.
٣ ـ در بين راه از قصد سفر برگردد، يعنى قبل از رسيدن به چهار فرسخ از رفتن منصرف شود.
٤ ـ كسى كه شغل او مسافرت است،(٦) مثل راننده قطار و ماشينهاى برون شهرى، خلبان، ملوان (در سفرى كه شغل اوست).
٥ ـ كسى كه به سفرحراممىرود،مانندسفرىكه موجب اذيّت پدر و مادر باشد.(٧)
١ ـ در وطن.
٢ ـ در جائى كه مىداند و يا بنا دارد ده روز بماند.
٣ ـ در جائى كه سى روز با ترديد مانده است، يعنى معلوم نبوده است كه مىماند يا مىرود و تا سى روز به همين حالت مانده، و جائى هم نرفته است، در اين صورت بايد بعد از سى روز نماز را تمام بخواند.(٨)
١ ـ وطن، جائى است [شهر يا روستا] كه انسان براى اقامت وزندگى خود اختيار كرده است، خواه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آن جا را براى زندگى اختيار كرده است(٩).(١٠)
٦- آيةاللّه خامنهاى: كسى كه شغل او در سفر مىباشد مانند كسى است كه شغل او مسافرت است (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ١٨٥، س ٦٥١) كسى كه سفر مقدمه شغل او مىباشد، اگر حداقل در خلال هر ده روز يك سفر به محل كار براى كارش مىرود نمازش در سفر تمام و روزه صحيح است (ص ١٨٩، س ٦٥٢) سفر رفتن براى تحصيل سفر براى شغل نيست. (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ١٩٦ ـ ص ٦٦٩)
٧ ـ توضيحالمسائل، نماز مسافر.
٨ ـ توضيحالمسائل، شرط چهارم و مسئله ١٣٢٨ ـ ١٣٣٥ ـ ١٣٥٣ .
٩- آيةاللّه خامنهاى: در احكام مسافر و در قصد توطن و قصد ده روز فرقى بين شهرهاى بزرگ و شهرهاى متعارف وجود ندارد. (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ٢١٥، س ٧٢٣)
١٠ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٢٩ .
٢ ـ تا انسان قصد ماندنِ هميشگى در غير وطن اصلى خودش را نداشته باشد، آنجا وطن او حساب نمىشود.(١١)
٣ ـ اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصلى او نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگرى برود، آنجا وطن او حساب نمىشود، مانند دانشجوئى كه مدتى براى تحصيل در شهرى مىماند.(١٢)
٤ ـ اگر انسان بدون قصد ماندن هميشگى در جائى آن قدر بماند كه مردم او را اهل آنجا بدانند، آن جاحكم وطن او را دارد.(١٣)
٥ ـ اگر به جائى برود كه قبلاً وطن او بوده ولى هم اكنون از آنجا صرف نظر كرده است، نبايد نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نكرده باشد.(١٤)
٦ ـ مسافرى كه به وطنش برمىگردد، وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.(١٥)
١١ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٣١ .
١٢ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٣٠ .
١٣ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٣١ .
١٤ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٣٤ .
١٥ ـ توضيحالمسائل، م ١٣١٩ .
١ ـ مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر بيشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نكرده است بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند.(١٦)
٢ ـ اگر مسافر از قصد ده روز برگردد:
الف: قبل از خواندن نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد : بايد نماز را شكسته بخواند.
ب: بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد : تا وقتى كه در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند.(١٧)
الف: اگر نمىدانسته است كه مسافر بايد نماز را شكسته بخواند : نمازى كه خوانده، صحيح است.(١٨)
ب : حكم سفر را مىدانسته ولى بعضى از جزئيّات را نمىدانسته است و يا نمىدانسته كه مسافر است : نمازى كه خوانده است بايد دوباره بخواند.(١٩)
كسى كه بايد نماز را تمام بخواند، اگر شكسته بجا آورد، در هر صورت نمازش باطل است.(٢٠)
١٦ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٤٧ .
١٧ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٤٢ .
١٨ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٥٩ .
١٩ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٦٠ ـ ١٣٦١ ـ ١٣٦٢ .
٢٠ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٦٣ .
انسان بايد نمازهاى واجب را در وقت خود بخواند و چنانچه بدون عذر نمازى از او قضا شود، گناهكار است و بايد توبه كرده و قضاى آن را هم بجا آورد.
١ ـ در دو مورد بجا آوردن قضاى نماز، واجب است:
الف: نماز واجب را در وقت آن، نخوانده باشد.
ب: بعد از وقت متوجه شود نمازى كه خوانده است باطل بوده.(٢١)
٢ ـ كسى كه نماز قضا دارد، نبايد در خواندن آن كوتاهى كند، ولى واجب نيست فوراً آن را بجا آورد.(٢٢)
٣ ـ حالتهاى مختلف انسان نسبت به نماز قضا:
* مىداند نماز قضا ندارد : چيزى واجب نيست.
* شك دارد نماز قضا دارد يا نه : چيزى واجب نيست.
* احتمال مىدهد نماز قضايى دارد : مستحب است احتياطاً قضاى آن را به جا آورد.
* مىداند نماز قضا دارد، ولى شماره آنها را نمىداند، مثلاً نمىداند چهار تا بوده يا پنج تا : چنانچه كمتر را بخواند كافى است.
* اگر شماره آنها را مىدانسته ولى فراموش كرده است : اگر مقدار كمتر را بخواند كفايت مىكند.
* شماره آن را هم مىداند : بايد قضاى آن را بجا آورد.(٢٣)
٤ ـ قضاى نمازهاى يوميّه لازم نيست به ترتيب خوانده شود مثلاً كسى كه يك روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، لازم نيست اوّل نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا كند.(٢٤)
٥ ـ نماز قضا را با جماعت مىتوان خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا، و لازم نيست هر دو، يك نماز را بخوانند، مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.(٢٥)
٢١ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٧٠ ـ ١٣٧١ .
٢٢ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٧٢ .
٢٣ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٧٤ و ١٣٨٣ .
٢٤ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٧٥ .
٢٥ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٨٨ .
٦ ـ اگر مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند، نماز ظهر يا عصر يا عشاء، از او قضا شود، بايد آن را دو ركعتى بجا آورد، اگر چه در غير سفر بخواهد قضاى آن را بجا آورد.(٢٦)
٧ ـ درسفرنمىتوان روزهگرفت، حتىروزهقضا، ولى نماز قضا مىتوان بجا آورد.(٢٧)
٨ ـ اگر در سفر بخواهد نمازهائى را كه در غير سفر قضا شده است بجا آورد، بايد نمازهاى ظهر و عصر و عشاء را چهار ركعتى قضا كند.(٢٨)
٩ ـ نماز قضا را در هر وقتى مىتوان بجا آورد، يعنى قضاى نماز صبح را مىتوان ظهر يا شب خواند.(٢٩)
١ ـ تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز خود عاجز باشد، شخص ديگرى نمىتواند نمازهاى او را قضا كند.(٣٠)
٢٦ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٦٨ .
٢٧ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ٢٢٤، م ٥ ـو العروة الوثقى، ج ١، ص ٧٣٤، م ١٠.
٢٨ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٦٨ .
٢٩ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ٢٩٣ ، م ١ . العروة الوثقى، ج ١، ص ٧٣٤، م ١٠ .
٣٠ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٨٧ .
٢ ـ پس از مرگ پدر(٣١)، نماز و روزههائى را كه بجا نياورده باشد، بر پسر بزرگتر او واجب است آن نماز و روزهها را قضا كند، و احتياط مستحب است نماز و روزههائى را كه از مادرش قضاء شده است بجا آورد.(٣٢)
٣ ـ حالتهاى مختلف پسر بزرگتر نسبت به نماز قضاى پدر(٣٣):
الف: مىداند، پدر نماز قضا داشته است و:
* تعداد آن را هم مىداند : بايد آنها را قضا كند.
* تعداد آن را نمىداند : اگر مقدار كمتر را بجا آورد كافى است.
* شكدارد كهخودش بجاآوردهاستيانه ؟ : بنابر احتياط واجب بايد قضا كند.(٣٤)
ب: شك دارد كه پدر، نماز قضا داشته است يا نه : چيزى بر او واجب نيست.(٣٥)
٣١ آيةالله خامنهاى: يا مادر.
٣٢ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٩٠ .
٣٣ آية الله خامنهاى: يا مادر.
٣٤ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٩٠ ـ ١٣٩٢ .
٣٥ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٩١ .
٤ ـ اگر پسر بخواهد نماز پدر يا مادر را بخواند، بايد به تكليف خود عمل كند، مثلاً نماز قضاى صبح و مغرب و عشاء را بايد بلند بخواند.(٣٦)
٥ ـ اگر پسر بزرگتر، پيش از آن كه نماز و روزه پدر را قضا كند، از دنيا برود، بر پسر دوم چيزى واجب نيست.(٣٧)
وحدت امّت اسلامى، از جمله مسائلى است كه اسلام ، به آن اهميّت بسيارى داده است، و براى حفظ و ادامه آن، برنامه هاى ويژهاى دارد، يكى از آنها نماز جماعت است.
در نماز جماعت، يكى از نمازگزاران كه داراى ويژگى خاصى است پيشاپيش جمعيت مىايستد و ديگران در صفوفى منظم، پشت سر او و هماهنگ با او نماز را بجا مىآورند.
كسى كه در اين نماز دستهجمعى، پيشاپيش جمعيت مىايستد «امام جماعت» است و كسى كه پشت سر او در نماز از او پيروى مىكند «مأموم» است.
گذشته از آنكه در روايات زيادى، براى نماز جماعت، اَجر و پاداش بسيارى وارد شده است، با دقّت در برخى از مسائل احكام، به اهميّت اين عبادت پى مى بريم، و در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
١ ـ شركت در نماز جماعت براى هر كس مستحب است، بويژه براى همسايه مسجد.(٣٨)
٢ ـ مستحب است، انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
٣ ـ نماز جماعت، هر چند اوّل وقت خوانده نشود، از نماز فُراداىِ(٣٩) اوّل وقت بهتر است.
٤ ـ نماز جماعتى كه مختصر خوانده مىشود، از نماز فُرادايى كه آن را طول بدهد بهتر است.(٤٠)
٣٦ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٩٥ .
٣٧ ـ توضيحالمسائل، م ١٣٩٨ .
٣٨ ـ توضيح المسائل، م ١٣٩٩.
٣٩ نمازى كه به تنهائى خوانده شود و به جماعت نباشد، «نماز فُرادا» نام دارد.
٤٠ ـ توضيح المسائل، م ١٤٠٢.
٥ ـ سزاوار نيست انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند.
٦ ـ حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بىاعتنايى به آن جايز نيست.(٤١)
هنگام برپايى نماز جماعت، شرايط زير، بايد مراعات شود:
١ ـ مأموم از امام، جلوتر نايستد، و احتياط واجب آن است كه كمى عقبتر بايستد.
٢ ـ جايگاه امام جماعت از جايگاه مأمومين، بالاتر نباشد.
٣ ـ فاصله امام و مأموم و فاصله صفها، زياد نباشد.
٤ ـ بين امام و مأموم و همچنين بين صفها چيزى مانند ديوار يا پرده مانع نباشد، ولى نصب پرده بين صفِ مردها و زنها اشكال ندارد.(٤٢)
امام جماعت بايد بالغ و عادل باشد و نماز را بهطور صحيح بخواند.(٤٣)
در هر ركعت، تنها در بين قرائت و در ركوع مىتوان به «امام» اقتدا كرد، پس اگر به ركوع امام جماعت نرسد، بايد در ركعت بعد اقتدا كند، و اگر تنها به ركوع امام جماعت هم برسد، يك ركعت به حساب مىآيد.
ركعت اوّل
١ ـ در بين قرائت مأموم حمد و سوره را نمىخواند و بقيّه اعمال را باامام جماعت بجا مىآورد.
٢ ـ در ركوع ركوع و بقيه اعمال را با امام جماعت بجا مىآورد.(٤٤)
ركعت دوّم
١ ـ در بين قرائت
مأموم حمد و سوره را نمىخواند و با امام، قنوت و ركوع و سجده را بجا مىآورد و آنگاه كه امام جماعت تشهد مىخواند، بنا بر احتياط واجب بايد بهصورت نيمخيز، بنشيندو اگر نماز دو ركعتى است يك ركعت ديگر به تنهائى بخواند و نماز را تمام كند و اگر سه يا چهار ركعتى است، در ركعت دوّم كه امام جماعت در ركعت سوّم مىباشد، حمد و سوره بخواند (هر چند امام جماعت تسبيحات بخواند) و آنگاه كه
امام جماعت ركعت سوّم را تمام كرد، و براى ركعت چهارم برمىخيزد، مأموم بايد پس از دو سجده، تشهد بخواند، و برخيزد و قرائت ركعت سوّم را بجا آورد و در ركعت آخر نماز كه امام جماعت با تشهد و سلام، نماز را به پايان مىبرد يك ركعت ديگر مىخواند.(٤٥)
٤١ ـ توضيح المسائل، م ١٤٠١.
٤٢ ـ العروةالوثقى، ج ١ ، ص ٧
٤٣ ـ توضيح المسائل، م ١٤٥٣.
٤٤ ـ توضيح المسائل، م ١٤٢٧.
٤٥ ـ توضيح المسائل، م ١٤٣٩ ـ ١٤٤٠.
٢ ـ در ركوع:
ركوع را با امام جماعت بجا مىآورد و بقيّه نماز را همانگونه كه گفته شد، انجام مىدهد.
ركعت سوّم
١ ـ در بين قرائت
چنانچه مىداند كه اگر اقتدا كند براى خواندن حمدِ و سوره و يا حمد تنها وقت دارد، مىتواند اقتدا كند و بايد حمد و سوره يا حمد را بخواند، و اگر مىداند فرصت ندارد، بنا بر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام جماعت به ركوع رود، سپس به او اقتدا كند.
٢ ـ در ركوع
چنانچه در ركوع اقتدا كند، ركوع را با امام بجا مىآورد و حمد و سوره براى آن ركعت ساقط است، و بقيه نماز را همانگونه كه قبلاً بيان شد بجا مىآورد.(٤٦)
ركعت چهارم
١ ـ در بين قرائت
حكم اقتدا در ركعت سوّم را دارد، و آنگاه كه امام جماعت در ركعت آخر نماز براى تشهد و سلام مىنشيند، مأموم مىتواند برخيزد و نمازش را به تنهائى ادامهدهد، ومىتواند، به طور نيمخيز بنشيند تا تشهد و سلام امام جماعت تمام شود و سپس برخيزد.
٢ ـ در ركوع
ركوع و سجدهها را با امام بجا مىآورد، (اكنون ركعت چهارم امام و ركعت اوّل مأموم است) و بقيه نماز را همانگونه كه گذشت انجام مىدهد.(٤٧)
١ ـ اگر امام جماعت يكى از نمازهاى يوميّه را مىخواند، هر كدام از نمازهاى يوميّه را مىتوان به او اقتدا كرد، بنابراين اگر امام، نماز عصر را مىخواند، مأموم مىتواند، نماز ظهر را به او اقتدا كند، و يا اگر مأموم پس از آنكه نماز ظهر را خواند، جماعت برپا شود مىتواند، نماز عصر را به ظهر او اقتدا كند.(٤٨)
٢ ـ مأموم مىتواند نماز قضاى خود را به نماز اداى امام، اقتدا كند، هر چند قضاى ديگر نمازهاى يوميّه باشد، مثلاً امام جماعت نماز ظهر را مىخواند و او قضاى نماز صبح را.(٤٩)
٣ ـ نماز جماعت، حدّاقل با دو نفر برپا مىشود، يك نفر امام و يك نفر هم مأموم، مگر در نماز جمعه و عيد فطر و قربان.(٥٠)
٤٦ ـ توضيح المسائل، م ١٤٤٣ ـ ١٤٤٢ و تحريرالوسيله، ج ١ ، ص ٢٧١ ـ ٢٧٢، م ٥، ٦ ـ ٨ .
٤٧ ـ همان مدرك.
٤٨ ـ توضيح المسائل، م ١٤٠٨.
٤٩ ـ تحريرالوسيله، ج ١ ، ص ٢٦٥، م ١ ، العروةالوثقى، ج ١ ص ٧٦٥ م ٣.
٥٠ ـ العروةالوثقى، ص ٧٦٦، م ٨.
٤ ـ نمازهاى مستحبى را نمىتوان به جماعت خواند، مگر نماز طلب باران.(٥١)
١ ـ مأموم نبايد تكبيرةالاحرام را پيش از امام بگويد، بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده، تكبير نگويد.(٥٢)
٢ ـ مأموم، بايد غير از حمد و سوره همه چيز نماز را خودش بخواند، ولى اگر ركعت اوّل يا دوّم او، و ركعت سوّم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را بخواند.(٥٣)
الف): در خواندنىها، مانند حمد، سوره، ذكر و تشهد، جلو افتادن از امام يا عقب افتادن از او اشكال ندارد، مگر در تكبيرةالاحرام.
ب): در اعمال، مانند ركوع، سر برداشتن از ركوع و سجده، پيش افتادن جايز نيست، يعنى نبايد قبل از امام به ركوع برود و يا از ركوع برخيزد، يا به سجده برود، ولى عقب افتادن اگر زياد نباشد اشكال ندارد.(٥٤)
اگر موقعى كه امام جماعت در ركوع است اقتدا كند، ممكن است، يكى از اين حالتها را داشته باشد.
* قبل از تمام شدن ذكر ركوعِ امام جماعت به ركوع مىرسد îنمازش به جماعت صحيح است.
* وقتى به حدّ ركوع مىرسد، ذكرِ ركوعِ امام جماعت تمام شده ولى هنوز، امام در ركوع است î نمازش به جماعت صحيح است.
* به ركوع رود ولى به ركوع امام هم نرسد î نمازش بطور فُرادا صحيح است و بايد آن را تمام كند.
١ـ به ركوع رود واجب است برخيزد و با امام جماعت به ركوع برود.
٢ـ ازركوع برخيزد بايد به ركوع برگردد و با امام سر از ركوع بردارد، و در اين صورت زياد شدن ركوع كه ركن است، نماز را باطل نمىكند.
٣ـ بهسجدهرود واجب است، سر از سجده بردارد و با امام به سجده رود.
٤ـ سرازسجدهبردارد بايدبه سجده برگردد.(٥٥)
٥١ ـ العروةالوثقى، ج ١ ، ص ٧٦٤، م ٢.
٥٢ ـ توضيح المسائل، م ١٤٦٧.
٥٣ ـ توضيح المسائل، م ١٤٦١.
٥٤ ـ توضيح المسائل، م ١٤٦٧ ـ ١٤٦٩ و ١٤٧٠، العروةالوثقى، ج ١، ص ٧٨٥ ، م .
٥٥ ـ العروةالوثقى، ج ١، ص ٧٨٦، م ١٢ و توضيح المسائل، م ١٤٢٨.
اگر جاى مأموم بلندتر از امام باشد، در صورتى كه بلندى آن به مقدار متعارفِ زمان قديم باشد، اشكال ندارد، مثل آنكه امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام به نماز بايستد ولى اگر مثل ساختمانهاى چند طبقه اين زمان باشد، جماعت اشكال دارد.(٥٦)
١ ـ مستحب است امام در وسط صف بايستد و اهل علم و كمال و تقوا در صف اوّل بايستند.
٢ ـ مستحب است صفهاى جماعت منظم باشد و بين كسانى كه در يك صف ايستادهاند فاصله نباشد.
٣ ـ اگر در صفهاى جماعت جا باشد، مكروه است انسان تنها بايستد.
٤ ـ مكروه است مأموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.(٥٧)
يكى از اجتماعات هفتگى مسلمانان «نماز جمعه» است، و نمازگزاران در روز جمعه مىتوانند به جاى نماز ظهر، نماز جمعه بخوانند.(٥٨)
امام خمينى(ره) در اهمّيت نماز جمعه چنين نگاشتهاند:
«نماز جمعه و دو خطبه آن، مانند حج و نماز عيد فطر و قربان، از مراسم بزرگ مسلمانان است، ولى متأسفانه، مسلمانان از وظايف مهم سياسى اين عبادت، غافل و ناآگاهند، در صورتى كه انسانى، با اندك مطالعه و دقت در احكام كشورى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى اسلام در مىيابد كه اسلام دين سياست است و كسى كه دين را از سياست جدا مىداند، نادانى است كه نه اسلام را مىشناسد و نه سياست را.»(٥٩)
نماز جمعه دو ركعت است، مانند نماز صبح، ولى دو خطبه دارد كه توسط امام جمعه، قبل از نماز ايراد مىشود.
١ ـ خواندن حمد و سوره با صداى بلند (توسط امام جمعه).
٢ ـ خواندن سوره «جمعه» بعد از حمد، در ركعت اوّل (توسط امام جمعه).
٣ ـ خواندن سوره «منافقون» پس از حمد در ركعت دوّم (توسط امام جمعه).
٤ ـ خواندن دو قنوت، يكى در ركعت اوّل، پيش از ركوع، ديگرى در ركعت دوّم، پس از ركوع.(٦٠)
٥٦ ـ توضيح المسائل، م ١٤١٦ .
٥٧ ـ توضيح المسائل، ص ١٩٧ ـ ١٩٨.
٥٨ ـ تحريرالوسيله، ص ٢٣١، م ١.
٥٩ ـ تحريرالوسيله، ج ١ ، ص ٢٣٤، م ٩.
٦٠ ـ تحريرالوسيله، ج١، ص ٢٣٢، الثانى.
١ ـ تمام شرايطى كه در نماز جماعت بايد رعايت شود، در نماز جمعه هم معتبر است.
٢ ـ بايد به جماعت برگزار شود و فُرادا صحيح نيست.
٣ ـ حداقل تعداد افراد براى برپائى نماز جمعه، پنج نفر مىباشد؛ يعنى يك نفر امام، و چهار نفر مأموم.
٤ ـ بين دو نماز جمعه، حداقل بايد يك فرسخ فاصله باشد.(٦١)
١ ـ حمد و ثناى الهى را بجا آورد.
٢ ـ بر پيامبر اكرم(ص) و ائمه مسلمين(ع) درود بفرستد.
٣ ـ مردم را به تقواى الهى و پرهيز از گناهان سفارش كند.
٤ ـ سوره كوتاهى از قرآن بخواند.
٥ ـ براى مردان و زنان با ايمان طلب آمرزش كند.
و سزاوار است اين مطالب را نيز بگويد.
١ ـ آنچه مسلمانان در زندگى دنيا و آخرت به آن نياز دارند.
٢ ـ مردم را از آنچه در جهان مىگذرد و به سود و زيان مسلمانان است، آگاه كند.
٣ ـ از مسائل سياسى و اقتصادى كه در استقلال و آزادى آنان دخالت دارد و چگونگى رفتار آنها با ساير ملتها سخن بگويد.
٤ ـ مسلمانان را از دخالت دولتهاى ستمگر و استعمارگر در امور سياسى و اقتصادى كه منجر به بهرهكشى از آنان مىشود، آگاه كند.(٦٢)
١ ـ بنابر احتياط واجب بايد به خطبهها گوش دهند.
٢ ـ احتياط مستحب است از سخن گفتن بپرهيزند، و چنانچه سخن گفتن، سبب از بين رفتن فايده خطبهها و يا گوش ندادن به آنها شود، ترك آن واجب است.
٣ ـ احتياط مستحب است، شنوندگان، هنگام ايراد خطبهها، رو به امام جمعه بنشينند، و بيش از مقدارى كه در نماز اجازه داده شده، به اطراف نگاه نكنند.(٦٣)
يكى از نمازهاى واجب «نماز آيات» است كه به سبب برخى حوادث آسمانى يا زمينى، واجب مىشود مانند:
* زلزله
* خسوف (ماه گرفتگى)
* كسوف (خورشيد گرفتگى)
* رعد و برق و بادهاى زرد و سرخ و مانند آن، اگر بيشتر مردم بترسند.(٦٤)
١ ـ نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد.
٢ ـ در نماز آيات، قبل از هر ركوع، سوره حمد و سوره ديگرى از قرآن خوانده مىشود، كه در اين صورت، در دو ركعت، ده حمد و ده سوره خوانده مىشود، ولى مىتوان يك سوره را پنج قسمت كرده و قبل از هر ركوع يك قسمت از آن را خواند، كه در اين صورت، در دو ركعت دو حمد و دو سوره خوانده مىشود.
در اينجا با تقسيم سوره «اخلاص» چگونگى نماز آيات را مىآوريم.
حمد و «بسم اللّهالرحمن الرحيم» ركوع.
«قل هواللّهاحد» ركوع.
«اللّه الصمد» ركوع.
«لم يلد ولم يولد» ركوع.
«ولم يكن له كفواً احد» ركوع.
و سپس سجدهها را بجا آوره و براى ركعت دوّم برمىخيزد.
ركعت دوّم را نيز مانند ركعت اوّل بجا مىآورد و سپس با تشهد و سلام، نماز به پايان مىبرد.(٦٥)
٦١ ـ تحريرالوسيله، ج١، ص ٢٣١.
٦٢ ـ تحريرالوسيله، ج١ ، ص ٢٣٣و ٢٣٤، م ٨٠٠٧ ـ ٩.
٦٣ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ٢٣٥، م ١٤.
٦٤ ـ توضيح المسائل، م ١٤٩١.
٦٥ ـ توضيح المسائل، م ١٥٠٨.
١ ـ اگر يكى از سببهاى نماز آيات در شهرى اتفاق بيفتد فقط مردم همان شهر بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست.(٦٦)
٢ ـ اگر دريك ركعت ازنمازآيات پنجمرتبه حمدوسورهبخواند ودرركعت ديگر يك حمد بخواند و سوره را تقسيم كند صحيح است.(٦٧)
٣ ـ مستحب است پيش از ركوع دوّم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند، و اگر تنها يك قنوت پيش از ركوع دهم بخواند كافى است.(٦٨)
٤ ـ هر يك از ركوعهاى نماز آيات، ركن است، كه اگر عمداً يا سهواً كم يا زياد شود، نماز باطل است.(٦٩)
٥ ـ نماز آيات را مىتوان به جماعت خواند، كه در اين صورت حمد و سورهها را تنها امام جماعت مىخواند.(٧٠)
٦٦ ـ توضيح المسائل، م ١٤٩٤.
٦٧ ـ توضيح المسائل، م ١٥٠٩.
٦٨ ـ توضيح المسائل، م ١٥١٢.
٦٩ ـ توضيح المسائل، م ١٥١٥.
٧٠ ـ العروةالوثقى، ج١، ص ٧٣٠، م ١٣.
١ ـ نماز مستحب را «نافِلَه» گويند.
٢ ـ نمازهاى مستحب بسيار است و اين نوشته گنجايش تمام آنها را ندارد، امّا برخى از آنها را كه اهميت بيشترى دارد مىآوريم.(٧١)
در دو عيد «فطر» و «قربان» خواندن نماز مخصوص عيد در زمان حضور امام (ع) واجب است و بايد به جماعت خوانده شود و در زمان ما كه امام (ع) غايب است مستحب مىباشد.
١ ـ وقت نماز عيد، از طلوع آفتاب است تا ظهر است.(٧٢)
٢ ـ مستحب است نماز عيد قربان را بعد از بلند شدن آفتاب، بخوانند.
٣ ـ مستحب است، در عيد فطر، بعد از بلند شدن آفتاب، افطار كنند و زكات فِطره را هم بدهند، سپس نماز عيد را بخوانند.(٧٣)
١ ـ نماز عيد فطر و قربان دو ركعت است، با نُه قنوت و اينگونه خوانده مىشود:
* در ركعت اوّل نماز پس از حمد و سوره بايد پنج تكبير گفته شود، و بعد از هر تكبير يك قنوت، و بعد از قنوت پنجم تكبير ديگرى و سپس ركوع و دو سجده.
* در ركعت دوّم پس از حمد و سوره چهار تكبير گفته مىشود و بعد از هر تكبير يك قنوت و بعد از قنوت چهارم تكبير ديگرى و سپس ركوع و دو سجده و تشهد و سلام.
* در قنوتهاى نماز عيد هر دعا و ذكرى بخوانند، كافى است، ولى بهتر است به اميد ثواب، اين دعا را بخوانند.
«اَللّهمَّ اَهْلَ الْكِبْرِياءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِوَالْجَبَروتِ و اهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ التَّقوى وَ الْمَغْفِرَةِ اَسْألُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَومِ الَّذِى جَعَلْتَهُ لِلْمُسلِمينَ عيدا و لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذُخْرا وَ شَرَفَا وَ كَرامَةً وَ مَزيدا اَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُدخِلَنِى في كُلِّ خَيْرٍ اَدْخَلْتَ فيهِ مَحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُخْرِجَنِى مِنْ كُلِّ سُوءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْألُكَ خَيْرَ ما سَألَكَ بهِ عِبادُكَ الصَّالِحُونَ وَ اَعُوذُبِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْمُخْلَصُونَ».
١٧ ركعت نماز واجب كه در شبانه روز خوانده مىشود، (در غير سفر و روز جمعه) ٢٣ ركعت نافله دارد كه بعلاوه ١١ ركعت نماز شب، جمعاً ٣٤ ركعت مىباشد، يعنى دو برابر تعداد ركعتهاى نماز واجب.
نماز صبح دو ركعت، قبل از نماز خوانده مىشود و احتياط آنست كه قبل از فجر اول نخوانند.
نماز ظهر : چهار نماز دو ركعتى (٨ ركعت) قبل از نماز ظهر خوانده مىشود، از ظهر تا وقتى كه سايه پديد آمده شاخص به مقدار ٣٢ برسد.
نماز عصر : چهار نماز دو ركعتى (٨ ركعت) پيش از نماز عصر خوانده مىشود، تا موقعهاى كه سايه پديد آمده شاخص به مقدار ٤٧ آن برسد.
نماز مغرب : دو نماز دو ركعتى (چهار ركعت) پس از نماز مغرب تا وقتيكه سرخى طرف مغرب كه پس از غروب آفتاب پديد مىآيد از بين برود.
نماز عشاء : دو ركعت نشسته، (٧٤) پس از نماز عشاء تا نصف شب. (٧٥)
٧١ ـ توضيح المسائل، م ٧٦٤.
٧٢ ـ توضيح المسائل، م ١٥١٧.
٧٣ ـ توضيح المسائل، م ١٥١٨.
٧٤ ـ به نافله نماز عشاء وتيره گفته مىشود و بنابر احتياط واجب بايد نشسته خوانده شود.
٧٥ ـ توضيح المسائل، م ٧٦٤ و ٧٦٨ تا ٧٧٢
نماز شب ١١ ركعت است كه بدين ترتيب خوانده مىشود:
دو ركعت به نيّت نافله شب.
دو ركعت به نيّت نافله شب.
دو ركعت به نيّت نافله شب.
دو ركعت به نيّت نافله شب.
دو ركعت به نيّت نافله شَفع.
يك ركعت به نيّت نافله وَتْر.(٧٦)
١ ـ وقت نماز شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده شود.(٧٧)
٢ ـ مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مىتواند آن را در اوّل شب بجا آورد.(٧٨)
يكى ديگر از نمازهاى مستحبى، نماز «غُفيلَه» است كه پس از نماز مغرب خوانده مىشود.
نماز غفيله دو ركعت است، كه در ركعت اوّل، پس از حمد، بايد به جاى سوره، اين آيه خوانده شود:(٧٩)
«وَذَا النُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغا ضِبا فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادىَ فِى الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْـتَ سُبْحَانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الظَّـالِمِينَ فَاستَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِك نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ».
و در ركعت دوّم، پس از حمد، به جاى سوره، اين آيه خوانده مىشود:
«وَ عِنْدَهُ مفاتِحُ الْغَيْبِ لايَعْلَمُها اِلاّ هُوَ و يَعْلَمُ مَا فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ و مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فى ظُلُمـاتِ الاَْرْضِ وَ لاَ رَطْبٍ وَ لاَ يابِسٍ اِلاَّ فِى كِتابٍ مُبينٍ».
و در قنوت آن اين دعا خوانده مىشود:
«اَلّلهُمَّ اِنّى اَسأَلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ اَلّتِى لا يَعْلَمُهَا اِلاَّ اَنْتَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مَحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَلى ذُنُوبى(٨٠) اَلّلهُمَّ اَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَ الْقادِرُ عَلَى طَلِبَتىِ تَعْلَمُ حاجَتِى فَأسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ و عَلَيْهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَيْتَهَا لِى».
٧٦ ـ توضيح المسائل، م ٧٦٥.
٧٧ ـ توضيح المسائل، م ٧٧٣.
٧٨ ـ توضيح المسائل، م ٧٧٤.
٧٩ ـ توضيح المسائل، م ٧٧٥.
٨٠ به جاى جمله «ان تَغْفِرَلى ذُنُوبِى» مىتواند حاجت ديگرى از خدا بخواهد.
١ ـ شخصى از وطن خود به روستايى در شرق كه فاصله آن ٣٢ كيلومتر است مىرود و سپس برمىگردد و به روستائى در غرب كه فاصله آن با روستاى اول ٥٠ كيلومتر است مىرود و به وطن برمىگردد، معين فرمائيد نماز او در دو روستا و در بين راه تمام است يا شكسته؟
٢ ـ ملاك وطن بودن يك مكان رابيان كنيد.
٣ ـ كشاورزى كه هر روز، از روستا به مزرعه خود كه در فاصله ٣ فرسخى است مىرود و بر مىگردد نمازش چه حكمى دارد؟
٤ ـ شخصى براى كار از روستائى به شهر آمده است، هنگامى كه به روستا مىرود، بايد نمازش را تمام بخواند يا شكسته؟
٥ ـ مسافرى به سبب فراموشى، نمازش را تمام خوانده است، آيا نماز وى صحيح است يا نه؟
٦ ـ فرق نماز ادا و قضا چيست؟
٧ ـ كسى كه مىداند مدتى نمازش قضا شده است ولى تعداد آن را نمىداند تكليفش چيست؟
٨ ـ اگر بخواهد بعد از خواندن نماز ظهر و عصر، قضاى نماز صبح را بجا آورد، آيا بايد قرائت آن را بلند بخواند يا آهسته؟
٩ ـ پسرى نمىداند پدرش نماز قضا دارد يا نه و پدر هم چيزى به او نگفته است، تكليفش چيست؟
١٠ ـ اين جمله را توضيح دهيد:
«شركت نكردن در نماز جماعت از روى بىاعتنائى جايز نيست».
١١ ـ در چه صورتى مىتوان در نماز چهار ركعتى، چهار بار تشهد را خواند؟
١٢ ـ اگر در ركوع ركعت دوّم نماز مغرب به امام جماعت اقتدا كرديد، توضيح دهيد بقيه نماز را چگونه بايد بجا آوريد؟
١٣ ـ اگر مأموم سر از سجده بردارد و ببيند امام جماعت در سجده است تكليف چيست؟
١٤ ـ اگر مأموم در ركعت اوّل نماز جمعه، سهواً قبل از خواندن قنوت به ركوع برود تكليف چيست؟
١٥ ـ كدام نماز مستحبى است كه مىتوان به جماعت خواند؟
١٦ ـ فرق نماز ظهر با نماز جمعه چيست؟ برشماريد.
١٧ ـ حداقل مأمومين در نماز جمعه چند نفر بايد باشند؟
١٨ ـ از ديدگاه امام خمينى(قدس سره) كسى كه دين را از سياست جدا بداند، چگونه فردى است؟
١٩ ـ آيا مىتوانيد توضيح دهيد كه چرا به نماز زلزله و مانند آن نماز آيات گفته مىشود؟
٢٠ ـ نماز آيات چند ركوع و چند قنوت دارد؟
٢١ ـ مجموع اركان نماز آيات از اوّل تا پايان چند تاست؟
٢٢ ـ نماز عيد چند تكبير و چند قنوت دارد؟
٢٣ ـ مجموع نافلههاى يوميه با نماز شب، چند ركعت است؟ و با تعداد ركعتهاى نمازهاى واجب چه نسبتى دارد؟